***=-=*** زنان ***=-=*** - * - 02 خرداد 1391,ساعت 23:38:10

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_



جدیدترین پست ها
موضوع : تذکری به خودم
متن : شرایط بد رو خودت باس تغییر بدی رفیق؛انتظار از دیگران بیخودِبعدشم دنبا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 23:14:25
موضوع : شعرهای بلند و کوتاه (4)
متن : گفتی یکی یکی ستاره را شماره کن؛به خواب میرویشمرده ام؛ستاره هایکی یکیب...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 23:01:25
موضوع : مکالمه های شما...
متن : یه وقتایی ماها توی روز مکالمه ها و گفتگوهای جالبی داریم...بعد یه مدت یام...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 22:49:33
موضوع : • مناجات •
متن : خدایا خدایا تو با آن بزرگی در آن آسمانهاچنین آرزویی بدین کوچکی را توان...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : امروز، ساعت 22:48:03
موضوع : 1400 صلوات براي .............
متن : منم هفتصدتا برمیدارم که زودتر همین امشب تموم شه...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 22:30:32
موضوع : عکاس باشید
متن : http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/58877499649803213365.jpgببیند چقدر هنری با حاله نه اون کفش ...
در گـــالـــري عــكـــس
توسط a471847        تاریخ : امروز، ساعت 21:40:48
موضوع : _-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_
متن : سلاااااااااااااااااااااااااااامخووووووووو تور مشهد بزنین دیگه هههه...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط Ali♥        تاریخ : امروز، ساعت 17:00:47
موضوع : دست خط شما!!
متن :  مرسي عزيزم ... اين ازاون شعراييه كه هميشه زمزمه مي كنم ... غافلگيرم كردي...
در گـــالـــري عــكـــس
توسط shadi.shadi        تاریخ : امروز، ساعت 14:30:33
موضوع : ليلة الرغائب (شب آرزوها)
متن :  يا من اسمه دواء و ذكره  شفاء نرجس !شب آرزوها رو دعا مي كنم براي كسي كه دي...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : امروز، ساعت 14:11:00
موضوع : فال حافظ و ساده دل
متن : شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد . لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 13:52:55
موضوع : • وصف حال خودت با عکس •
متن : شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد . لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .
در گـــالـــري عــكـــس
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 13:43:19
موضوع : متن اهنگ مورد علاقه ات رو بنويس
متن : دنیای ما اندازه ی هم نیستمن عاشق بارون و گیتارممن روزها تا ظهر می خوابم...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 13:38:43
موضوع : دلت برای چی، کجا، چه کسی، چه روزی و..... تنگ شده
متن : دلم برای لحظه هایی که حس خوبی داشتم/برای ساحل و قدم زدن بی اشک/دلم برای ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 13:36:16
موضوع : بیا تو و خودت رو همه جوره معرفی کن (2)
متن :  به به ؛از همین پشت تریبون به همه ی تازه واردان عزیز تبری میگم؛بخصوص خا...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 13:06:37
موضوع : حرف دل
متن : تقصير منتقدير بود يا تقصير احساس من كه از جزيره  تنهايي ، از  فضاي خاكست...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shadi.shadi        تاریخ : امروز، ساعت 00:42:01

صفحه: [1]   بالا
موضوع: ***=-=*** زنان ***=-=***  (دفعات بازدید: 502 بار) ابزارهاي تاپيك جستجو
0 كاربران و 2 مهمان درحال دیدن موضوع.
06 ارديبهشت 1389,ساعت 18:20:25
در:
شالیزه
مدیـر ارشد
تشكر
-اهدا شده: 1380
-دريافت شده: 2453


*
محبوبيت : 1126
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 2358
د♥لم پُــــــــــر است، پُــــــــــرِ پُــــــــر
***=-=*** زنان ***=-=***
زن از دیدگاه دکتر شریعتی:

زن عشق می كارد و كینه درو می كند ...


دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر ...


می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی ...


برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج كنی ...


در محبسی به نام --- زندانی است و تو ...


او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی ...


او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی ...


او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد ...


او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...


او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ...


و هر روز او متولد میشود؛

 عاشق می شود؛
 
مادر می شود؛

پیر می شود

 و میمیرد ...



و قرن هاست كه او عشق می كارد و كینه درو می كند

چرا كه در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بربادرفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش، گام های شتابزده جوانی

برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد سینه ای را به یاد می آورد كه تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند ...

و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد ...


و این، رنج است





مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

marjane, extremeenzo, مهلا, موسوی, a471847, پديده

براي اين پست, 6 كاربر تشكر كرده اند


« آخرين ويرايش :توسط Shalize »

اشتباهی که یک عمر پشیمانم از آن

اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم!

***************


چو عاشق می شدم گفتم ربودم گوهر مقصود/ ندانستم که این دریا، چه موج خون فشان دارد!

خارج شده است
06 ارديبهشت 1389,ساعت 18:31:57
پاسخ #1 در:
شالیزه
مدیـر ارشد
تشكر
-اهدا شده: 1380
-دريافت شده: 2453


*
محبوبيت : 1126
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 2358
د♥لم پُــــــــــر است، پُــــــــــرِ پُــــــــر
پاسخ : ***=-=*** زنان ***=-=***
زن از دیدگاه حضرت علی(ع):

بررسى ديدگاه حضرت على عليه‏السلام درباره زن نيازمند به آگاهى و شناخت موقعيت اجتماعى «زن‏»
در قبل و بعد از اسلام است.

از نظر تاريخ روشن است كه زن قبل از اسلام در محروميت فراوان بوده و از جايگاه مناسب اجتماعى برخوردار نبوده است;
چرا كه نگاه به زن نگاه ابزارى و كالائى بوده يعنى زن در رديف يكى از كالاهايى بوده است كه در اختيار مردان بوده،
تا لذت بيشترى از زندگى ببرند.

اسلام با نداى آسمانى خود تحول بزرگى ايجاد نمود; اولا از نظر شخصيتى زن را برابر مرد قرار داد، ايمان
 و عقايد و افكار او را محترم شمرد.

ثانيا حقوق اجتماعى زيادى براى او قرار داد كه قبل از اسلام وجود نداشت البته اگر هم در بعضى موارد بين او و مرد
فرق گذاشته باز به جهت اقتضائات روحى و جسمى زن بوده است و لذا در سايه اين تعليمات زن در ميان مسلمين
 موقعيت اجتماعى مناسبى پيدا كرد.

البته چه بسا در اين مسئله مانند بسيارى ازمسايل اجتماعى ديگر دورى از تعليمات وحى الهى موجب
 گرفتارى و انحراف و افراط و تفريط خواهد شد.

حضرت على عليه‏السلام با توجه به موقعيتى كه زن قبل از اسلام داشته، و موقعيت مناسبى كه بعد از اسلام پيدا كرده براى حفظ

جامعه اسلامى از خطر انحراف در افراط و تفريط روزنه‏هاى ورود اين خطرها را مى‏بندد; لذا زن در نظر ايشان از يك جهت‏يكى از تلجليات

حضرت حق و نشان دهنده جمال زيباى خداوند است.

آن حضرت می‏فرمايد:

«عقول النساء فى جمالهن و جمال الرجال فى عقولهن.» عقل زنها در زيبايى آنان است و زيبايى مردان در عقل آنان است.

هر موجودى مظهر نامى از نامهاى الهى است، زيرا خلقت كه از اوصاف فعلى خداست نه از اوصاف ذاتى وى، عبارت است از تجلى

 خالق در چهره مخلوقهاى گوناگون، چنانكه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام فرموده است: «الحمدلله المتجلى لخلقه بخلقه‏»

 عنوان تجلى از لطيف‏ترين تعبيرهاى عرفانى است كه قرآن و عترت از آن ياد كرده‏اند و سالكان دور انديش و درون بين را به خود جذب

نموده است، چون سالك محب بيش از باحث متفكر از نشانه مقصود آگاه بوده و از آن لذت مى‏برد و هرگز به شنيدن بانگ جرس كاروان

كوى حق بسنده نمى‏كند بلكه مى‏كوشد تا از علم به عين آرد و از گوش به آغوش.




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

marjane, a471847, موسوی, پديده

براي اين پست, 4 كاربر تشكر كرده اند


« آخرين ويرايش :توسط Shalize »

اشتباهی که یک عمر پشیمانم از آن

اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم!

***************


چو عاشق می شدم گفتم ربودم گوهر مقصود/ ندانستم که این دریا، چه موج خون فشان دارد!

خارج شده است
11 مهر 1390,ساعت 21:08:06
پاسخ #2 در:
شالیزه
مدیـر ارشد
تشكر
-اهدا شده: 1380
-دريافت شده: 2453


*
محبوبيت : 1126
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 2358
د♥لم پُــــــــــر است، پُــــــــــرِ پُــــــــر
***=-=*** زنان ***=-=***
زن که باشی درباره‌ات قضاوت می‌کنند؛

در باره‌ی لبخندی که بی‌ریا نثار هر احمقی کردی

درباره‌ی زیبایی‌ات......که دست خودت نبوده و نیست

درباره‌ی تارهای مویت که بی‌خیال از نگاه شک‌آلوده‌ی احمق‌ها از روسری بیرون ریخته‌اند

درباره‌ی روحت، جسمت، درباره‌ی تو و زن بودنت، عشقت، همسرت قضاوت می‌کنند

تو نترس

و

زن بمان

احمق‌ها همیشه زیادند

نترس از تهمت دیوانه‌های شهر

که اگر بترسی

رفته رفته زنِ مردنما می‌شوی

کم کم تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.

اینکه عشق تکیه کردن نیست

و رفاقت، اطمینان خاطر

و یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستند ...

و هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند.

و شکستهایت را خواهی پذیرفت

سرت را بالا خواهی گرفت

با چشمهای باز

با ظرافتی زنانه

و نه اندوهی کودکانه

و یاد میگیری که همه ی راههایت را هم امروز بسازی

که خاک فردا برای خیال ها مطمئن نیست

و آینده امکانی برای سقوط به میانه ی نزاع در خود دارد

کم کم یاد میگیری که حتی نور خورشید میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری.

بعد باغ خود را میکاری

و روحت را زینت میدهی

به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.

و یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی…

که محکم هستی… که خیلی می ارزی.

و می آموزی و می آموزی

با هر خداحافظی

یاد میگیری




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

a471847, موسوی

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند


« آخرين ويرايش :توسط Shalize »

اشتباهی که یک عمر پشیمانم از آن

اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم!

***************


چو عاشق می شدم گفتم ربودم گوهر مقصود/ ندانستم که این دریا، چه موج خون فشان دارد!

خارج شده است
14 مهر 1390,ساعت 21:32:30
پاسخ #3 در:
شالیزه
مدیـر ارشد
تشكر
-اهدا شده: 1380
-دريافت شده: 2453


*
محبوبيت : 1126
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 2358
د♥لم پُــــــــــر است، پُــــــــــرِ پُــــــــر
***=-=*** زنان ***=-=***
خدایا زن شدم تا بر سرم کوبند؟

خدایا زن شدم تاهر کجا دیدند لازم هست

به احساسم،به فهمم،

یا به قلبم زور گویند؟

خدایا زن شدم تا که مرا جنسیت دوم بدانند؟

خدایا زن شدم تا که پدر،همسر ، برادر

و از بدبختی ام مردان دیگر

مرا صاحب شوند و مالکم باشند؟

مرا زن آفریدی تا که ناموس همین مردان نامردت شوم؟

به جرم یک نگاه پاک و ساده،عاشقانه،بچگانه

همین مردان نامردت،به نام من

به جان یکدگر افتند و جان یکدگر گیرندو

روحم را بیازارند؟

نخواهم غیرت کور و تعصب های بیجا را !

همین هایی که می گویند :نادانی و احمق

همین هایی که می گویند :صلاحت را نمی دانی

همین هایی که می گویند : تو بنشین ساکت و خاموش

به جایت هر کجا لازم شود تصمیم می گیریم

همین مردان نامردی که ناقص عقل خوانندم

در اوج شور ناپاک هوسهاشان،

در اوج شهوت و لذت

مرا یک همنفس دانند

زبان ریزند و از من کام گیرند!

چرا قلب مرا سرشار از احساس آفریدی؟

که زیر دست و زیر پای این مردان نامردت شود خرد؟

نمی خواهم دگر قلبی پر از احساس و گرما را !

لطافت را به من دادی

که روحم را به زیر تلخی مشت و لگد گیرند؟

نمی خواهم لطافت را !

خداوندا ظریفم کرده ای تا آن که جسمم را

به زیر سردی باد کتک گیرند؟

نمی خواهم ظرافت را !

هراس از لکه ننگی به دامانم

مرا تا اوج بی شرمی و وحشت می برد پیش

نمی خواهم نجابت را !

چه کارم آید این چشمان شهلا

چون که باید کور و کر باشم؟

خدایا زن شدم ،

اما نمی خواهم که خر باشم !

خدایا زن شدم تا آن که تعبیر نگاه من

شود یک تیر زهرآلود شیطانی؟

خدایا زن شدم تا آن که تعبیر نیاز من به عشق

شود امیال نفسانی؟

خدایا زن شدم آخر برای شستن و جارو زدن؟

زاییدن و زانو زدن؟

خدایا زن شدم تا خدمت مردان نامرد تو را گویم؟

خدایا خوب می دانم که تو مردی- که نامردی

ببین با سرنوشت زن چه ها کردی، چه ها کردی!!!




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

a471847, موسوی

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند


« آخرين ويرايش :توسط Shalize »

اشتباهی که یک عمر پشیمانم از آن

اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم!

***************


چو عاشق می شدم گفتم ربودم گوهر مقصود/ ندانستم که این دریا، چه موج خون فشان دارد!

خارج شده است
15 مهر 1390,ساعت 10:55:27
پاسخ #4 در:
a471847
تشكر
-اهدا شده: 48
-دريافت شده: 271


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 72
آنلاین آنلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 309
پاسخ : ***=-=*** زنان ***=-=***
شالیزه خیلی قشنگ بوددددددددددددددد واقعا عالی بود من که خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم
این نوشته هارو از کجا اوردی ممنون عزیزممممممممممممممممممممم




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

شالیزه

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



جام دل شکسته اگر گفتم به اهل نظر
بشکنی دوباره دگر وای بر تو
گر ز راه بی خبری یاد من زدل ببری
بگذری ز چشم تری وای بر تو
ای امید زندگیم زنده ام به خاطر تو
عشق من صداقت من نشد اگر که باور تو
وای بر من

خارج شده است
15 مهر 1390,ساعت 17:01:37
پاسخ #5 در:
khalo.1367
تشكر
-اهدا شده: 173
-دريافت شده: 187


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 18
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 225
Loving son
پاسخ : ***=-=*** زنان ***=-=***
خدایا زن شدم تا بر سرم کوبند؟

خدایا زن شدم تاهر کجا دیدند لازم هست

به احساسم،به فهمم،

یا به قلبم زور گویند؟

خدایا زن شدم تا که مرا جنسیت دوم بدانند؟

خدایا زن شدم تا که پدر،همسر ، برادر

و از بدبختی ام مردان دیگر

مرا صاحب شوند و مالکم باشند؟

مرا زن آفریدی تا که ناموس همین مردان نامردت شوم؟

به جرم یک نگاه پاک و ساده،عاشقانه،بچگانه

همین مردان نامردت،به نام من

به جان یکدگر افتند و جان یکدگر گیرندو

روحم را بیازارند؟

نخواهم غیرت کور و تعصب های بیجا را !

همین هایی که می گویند :نادانی و احمق

همین هایی که می گویند :صلاحت را نمی دانی

همین هایی که می گویند : تو بنشین ساکت و خاموش

به جایت هر کجا لازم شود تصمیم می گیریم

همین مردان نامردی که ناقص عقل خوانندم

در اوج شور ناپاک هوسهاشان،

در اوج شهوت و لذت

مرا یک همنفس دانند

زبان ریزند و از من کام گیرند!

چرا قلب مرا سرشار از احساس آفریدی؟

که زیر دست و زیر پای این مردان نامردت شود خرد؟

نمی خواهم دگر قلبی پر از احساس و گرما را !

لطافت را به من دادی

که روحم را به زیر تلخی مشت و لگد گیرند؟

نمی خواهم لطافت را !

خداوندا ظریفم کرده ای تا آن که جسمم را

به زیر سردی باد کتک گیرند؟

نمی خواهم ظرافت را !

هراس از لکه ننگی به دامانم

مرا تا اوج بی شرمی و وحشت می برد پیش

نمی خواهم نجابت را !

چه کارم آید این چشمان شهلا

چون که باید کور و کر باشم؟

خدایا زن شدم ،

اما نمی خواهم که خر باشم !

خدایا زن شدم تا آن که تعبیر نگاه من

شود یک تیر زهرآلود شیطانی؟

خدایا زن شدم تا آن که تعبیر نیاز من به عشق

شود امیال نفسانی؟

خدایا زن شدم آخر برای شستن و جارو زدن؟

زاییدن و زانو زدن؟

خدایا زن شدم تا خدمت مردان نامرد تو را گویم؟

خدایا خوب می دانم که تو مردی- که نامردی

ببین با سرنوشت زن چه ها کردی، چه ها کردی!!!



سلام shalize عزيز

واقعا با اين نوشتت دلم رو شكستي
نمي دانم منظورت از اين شعر تنها نوشتن آن است يا خودت نيز متن آن را قبول داري ؟؟؟
ولي قطعا قبول داري والا اصلا اينجا نيز نمي گذاشتي ...
بگذريم
من فقط مي خوام اينو بگم كه بعضي از موارد نقل شده در شعر يا نوشته ات واقعيت و صدق دارد اما اينها و همه ي مشكلات زن و يا هر مشكل ديگر انسان فقط و فقط با نحوه برخورد ، رفتار نابسامان ، فكر محدود و پر از اشتباه ، زياده خواهي و هزاران هزار خواست و اميال نفساني انسان، ايجاد مي شود و بس. والا زن و مرد هر دو از يك نفس واحده هستن و در پيشگاه خدا براي آنها تفاوتي وجود ندارد و تنها تفاوت ار نگاه خدا در قرآن و تمام كتب الهي ديگر بين زن و مرد و اساسا همه ي انسانها، تفاوت در درجه ي تقوا و صداقت هستش و نه چيز ديگر؛ حال اين نوشته ي من راهي به سوي نصيحت كردن پيدا نمي كند و اصلا نمي خواهم نظر خود را تحميل كنم، هدف فقط و فقط انديشيدن در دنياي بيرون و دنياي درونمان هست و پي بردن به اصل موضوع ...!!! چونكه به عقيده خيلي از بزرگ هاي دين انسان با دو سوال مي تواند به حقيقت خيلي از مسائل مطرح و حل نشده نائل شود:
 (1. هستي چيست؟ و 2. انسان چيست؟)





« آخرين ويرايش :توسط khalo.1367 »

I love all the people of the world

خارج شده است
19 مهر 1390,ساعت 21:45:55
پاسخ #6 در:
شالیزه
مدیـر ارشد
تشكر
-اهدا شده: 1380
-دريافت شده: 2453


*
محبوبيت : 1126
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 2358
د♥لم پُــــــــــر است، پُــــــــــرِ پُــــــــر
پاسخ : ***=-=*** زنان ***=-=***
شالیزه خیلی قشنگ بوددددددددددددددد واقعا عالی بود من که خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم
این نوشته هارو از کجا اوردی ممنون عزیزممممممممممممممممممممم



ممنون بهاره عزیز

این نوشته ها، شعرهای مرجان علیشاهی هستش


==================

خالو جان ممنون بابت جوابت





مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

a471847

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



اشتباهی که یک عمر پشیمانم از آن

اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم!

***************


چو عاشق می شدم گفتم ربودم گوهر مقصود/ ندانستم که این دریا، چه موج خون فشان دارد!

خارج شده است
02 آبان 1390,ساعت 21:15:38
پاسخ #7 در:
شالیزه
مدیـر ارشد
تشكر
-اهدا شده: 1380
-دريافت شده: 2453


*
محبوبيت : 1126
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 2358
د♥لم پُــــــــــر است، پُــــــــــرِ پُــــــــر
***=-=*** زنان ***=-=***
من زنم و تو مرد بمان

من زنم …

بی هیچ آلایشی … بی هیچ آرایشی .

او خواست که من زن باشم … که به دوش کشم بار تو را که مردی ... و برویت نیاورم که از تو قویترم .

من زنم …

من ناقص العقلم … و با همین عقل ناقصم ، از چه ورطه هایی که نجاتت نداده ام و تو عقلت کاملتر از من بود !

من زنم...

یاد گرفته ام عاشقت بمانم و همیشه متهم به هرزگی شوم ... حال آنکه تو بی آنکه
عاشقم باشی ، تظاهر کردی با من خواهی ماند .

من زنم...

کوه را حرکت میدهم ، بدون اینکه کلمه ای از خستگی و دلسردی به زبان آرم و تو همواره ناراضی
و پرصدا سنگریزه ها را جابجا میکنی . چرا که تو نیرومند تری !

من زنم...

وقت تولد نوزاد ... تلخی بیداری شبها بر بالین فرزندمان ... سکوت و صبر در زمان خشم تو مال من ،
لذتهای شبانه ... خوابهای شیرین و افتخار مردانگی مال تو .

عادلانه است نه ؟

من زنم ... آری من زنم ... او خواست که من زن باشم ...

همچنان به تو اعتماد خواهم کرد ... عشق خواهم ورزید ... به مردانگی ات خواهم بالید ...

با تمام وجود از تو دفاع خواهم کرد ... پشتیبانت خواهم بود ... و تو مرد بمان !

این راز را که من مرد ترم به هیچ کس نخواهم گفت !




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

a471847, elena, آنارايا, ثنا, Ali♥

براي اين پست, 5 كاربر تشكر كرده اند



اشتباهی که یک عمر پشیمانم از آن

اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم!

***************


چو عاشق می شدم گفتم ربودم گوهر مقصود/ ندانستم که این دریا، چه موج خون فشان دارد!

خارج شده است
02 آبان 1390,ساعت 21:23:54
پاسخ #8 در:
a471847
تشكر
-اهدا شده: 48
-دريافت شده: 271


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 72
آنلاین آنلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 309
پاسخ : ***=-=*** زنان ***=-=***
شالیزه جان اینقدر نوشته هات قشنگن که نمیتونم فقط ازت تشکر کنم
باید برات بنویسمو بهت بگم که واقعا نوشته هات عالیننننننننننننننننننن دختر دمت گرم
کلماتش سحرامیزه




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

شالیزه

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



جام دل شکسته اگر گفتم به اهل نظر
بشکنی دوباره دگر وای بر تو
گر ز راه بی خبری یاد من زدل ببری
بگذری ز چشم تری وای بر تو
ای امید زندگیم زنده ام به خاطر تو
عشق من صداقت من نشد اگر که باور تو
وای بر من

خارج شده است
04 آبان 1390,ساعت 11:02:37
پاسخ #9 در:
شالیزه
مدیـر ارشد
تشكر
-اهدا شده: 1380
-دريافت شده: 2453


*
محبوبيت : 1126
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 2358
د♥لم پُــــــــــر است، پُــــــــــرِ پُــــــــر
پاسخ : ***=-=*** زنان ***=-=***
And
The God Created The Woman

و خداوند زن را آفرید

God created Woman out of the left side of man

خداوند زن را از پهلوی چپ مرد آفرید

not from his head to be above him

نه از سر او تا بر او مسلط گردد

not from his foot to be trampled by him

نه از پای او تا لگد کوب امیال او گردد

but from his side to be equal with him

بلکه از پهلوی او تا برابر او باشد

and from under his arm to be supported by him

و از زیر بازوی او تا در حمایت او باشد

and from nearest to his heart

و از نزدیکترین نقطه به قلب او

to be loved by him.

تا مورد عشق او باشد




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

موسوی, ثنا, آنارايا, Ali♥

براي اين پست, 4 كاربر تشكر كرده اند


« آخرين ويرايش :توسط Shalize »

اشتباهی که یک عمر پشیمانم از آن

اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم!

***************


چو عاشق می شدم گفتم ربودم گوهر مقصود/ ندانستم که این دریا، چه موج خون فشان دارد!

خارج شده است
18 آبان 1390,ساعت 18:10:03
پاسخ #10 در:
شالیزه
مدیـر ارشد
تشكر
-اهدا شده: 1380
-دريافت شده: 2453


*
محبوبيت : 1126
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 2358
د♥لم پُــــــــــر است، پُــــــــــرِ پُــــــــر
***=-=*** زنان ***=-=***
مرا چه می نامید؟!!!


گاهی زن و گاهی مادر
 

گاهی پست وگاهی سرور
 

بهشت را در زیر پا نشانم
 

در دستانت سنگ بر خطایم
 

چرا سنگ برای من
 

و بهشت از آن تو!!!
 

آیا خلقت من نبودی مرد؟!!!
 

چرا در اندیشه ات میشوی سرد!!!
 

ناقص میخوانی مرا
 

بعد از این همه درد!!!..
 

مرد تو ازخون منی
 

گوشت واستخوان منی

 
حتی در عقل واندیشه ات

 
همه ی بودن وزبان منی
 

من همانم که بدون تو

 
متولد کردم مسیح را
 

و بودم ام ابیها
 

نبودم مادر اما
 

مادری کردم برای موسی
 

اگر من ناقصم
 

چگونه متولدم
 

کمال انسانیت را
 

آیا می شود نهایت کمال، بهشت
 

در زیر پای ناقص من باشد؟!!!




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

Ali♥, ثنا

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



اشتباهی که یک عمر پشیمانم از آن

اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم!

***************


چو عاشق می شدم گفتم ربودم گوهر مقصود/ ندانستم که این دریا، چه موج خون فشان دارد!

خارج شده است
24 آبان 1390,ساعت 19:19:50
پاسخ #11 در:
شالیزه
مدیـر ارشد
تشكر
-اهدا شده: 1380
-دريافت شده: 2453


*
محبوبيت : 1126
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 2358
د♥لم پُــــــــــر است، پُــــــــــرِ پُــــــــر
پاسخ : ***=-=*** زنان ***=-=***
خلقت زن

از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت.

فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد:چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید ؟

خداوند پاسخ داد:دستور کار او را دیده ای ؟

او باید کاملا” قابل شستشو باشد، اما پلاستیکی نباشد.

باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند.

باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.

باید دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود.

بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند.

و شش جفت دست داشته باشد.

فرشته از شنیدن این همه مبهوت شد.

گفت:شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟

خداوند پاسخ داد:فقط دست ها نیستند. مادرها باید سه جفت چشم هم داشته باشند.

-این ترتیب، این می شود یک الگوی متعارف برای آنها.

خداوند سری تکان داد و فرمود:بله.

یک جفت برای وقتی که از بچه هایش می پرسد که چه کار می کنید،از پشت در بسته هم بتواند ببیندشان.

یک جفت باید پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!

و جفت سوم همین جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند،بتواند بدون کلام به او بگوید او را می فهمد و دوستش دارد.

فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد.

این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید .

خداوند فرمود:نمی شود !!

چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است،تمام کنم.

از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند، یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد.

فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.

اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی .

بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد.

فرشته پرسید:فکر هم می تواند بکند ؟

خداوند پاسخ داد:نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد.

آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد.

ای وای، مثل اینکه این نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در این یکی زیادی مواد مصرف کرده اید.

خداوند مخالفت کرد:آن که نشتی نیست، اشک است.

فرشته پرسید:اشک دیگر چیست ؟

خداوند گفت:اشک وسیله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا امیدی،تنهایی، سوگ و غرورش.

فرشته متاثر شد.

شما نابغه اید ای خداوند، شما فکر همه چیز را کرده اید، چون زن ها واقعا” حیرت انگیزند.

زن ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می کنند.

همواره بچه ها را به دندان می کشند.

سختی ها را بهتر تحمل می کنند.

بار زندگی را به دوش می کشند،

ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.

وقتی می خواهند جیغ بزنند، با لبخند می زنند.

وقتی می خواهند گریه کنند، آواز می خوانند.

وقتی خوشحالند گریه می کنند.

و وقتی عصبانی اند می خندند.

برای آنچه باور دارند می جنگند.

در مقابل بی عدالتی می ایستند.

وقتی مطمئن اند راه حل دیگری وجود دارد، نه نمی پذیرند.

بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هایشان کفش نو داشته باشند.

برای همراهی یک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند.

بدون قید و شرط دوست می دارند.

وقتی بچه هایشان به موفقیتی دست پیدا می کنند گریه می کنند و و قتی دوستانشان پاداش می گیرند، می خندند.

در مرگ یک دوست، دل شان می شکند.

در از دست دادن یکی از اعضای خانواده اندوهگین می شوند،

با اینحال وقتی می بینند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.

آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند که نشانتان بدهند چه قدر برایشان مهم هستید.

قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد

زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند می دانند که بغل کردن و بوسیدن می تواند هر دل شکسته ای را التیام بخشد

کار زن ها بیش از بچه به دنیا آوردن است، آنها شادی و امید به ارمغان می آورند. آنها شفقت و فکر نو می بخشند

زن ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند

خداوند گفت:این مخلوق عظیم فقط یک عیب دارد

فرشته پرسید:چه عیبی ؟

خداوند گفت:قدر خودش را نمی داند




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

Ali♥, ثنا

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند


« آخرين ويرايش :توسط Shalize »

اشتباهی که یک عمر پشیمانم از آن

اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم!

***************


چو عاشق می شدم گفتم ربودم گوهر مقصود/ ندانستم که این دریا، چه موج خون فشان دارد!

خارج شده است
09 آذر 1390,ساعت 19:51:39
پاسخ #12 در:
شالیزه
مدیـر ارشد
تشكر
-اهدا شده: 1380
-دريافت شده: 2453


*
محبوبيت : 1126
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 2358
د♥لم پُــــــــــر است، پُــــــــــرِ پُــــــــر
***=-=*** زنان ***=-=***
من يک زنم ، نهايت ِ يک حسّ با شکوه
نقش آفرين ِ پرده‌ي عشقـم به قلب كوه

ايراني ام ، به قدرت جمشيد  روي تخت
سرتا به پا نشان غروري بزرگ و سخت

من مادرم ، نگاه ترَم  پر بهانه است
آغوش من سراي سري کودکانه است

آزاده‌ام ، هميشه‌ام اجبار مي‌كنند
با هر بهانه حق من انکار مي‌كنند

آن چهره‌اي شدم كه به اين گونه ساختند
ليلاي عاشقي كه به مجنون شناختند

من آدمـم ، اگر چه که حوا گناه کرد
تقصير ما چه بود که او اشتباه کرد؟

من يک شقايقم ، که دو دستم پر از دعاست
تصوير با طراوت عشقي که از شماست




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

ثنا, آنارايا, گلوريا

براي اين پست, 3 كاربر تشكر كرده اند



اشتباهی که یک عمر پشیمانم از آن

اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم!

***************


چو عاشق می شدم گفتم ربودم گوهر مقصود/ ندانستم که این دریا، چه موج خون فشان دارد!

خارج شده است
24 آذر 1390,ساعت 15:52:45
پاسخ #13 در:
شالیزه
مدیـر ارشد
تشكر
-اهدا شده: 1380
-دريافت شده: 2453


*
محبوبيت : 1126
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 2358
د♥لم پُــــــــــر است، پُــــــــــرِ پُــــــــر
پاسخ : ***=-=*** زنان ***=-=***

به چشمان یک زن بنگر

تا امید را بیاموزی!

که چگونه یک دهه

بعد از آنکه در محاصره پدر و برادر

خطابه اطاعت را از بر میخواند

باز هم به پا میخزد و از پنجره کوچک خانه یی تاریک

خواب یک باغچه گل های رنگارنگ را در پلک هایش

زنده نگه میدارد


به چشمان یک زن بنگر!

تا تحمل را بیاموزی

وقتی در ملاء عام با نگاه های خون آلود، خصم آگین و بی رحم

شلاق ها را بر فرقش فرود می آورند و وقارش

در چنگ دستانی خشن که او را بر زمین میخکوب کرده

ذوب میگردد

باز هم در خفای چشمانش

جایی که تو و دره های تو

هرگز بدان راه نخواهد یافت

شوق یک دنیا آرزو را میپروارند


به چشمان یک زن بنگر!

تا شجاعت را بیاموزی

وقتی نفس های کودکش را

میشمارد و گرسنگی را فراموش میکند

و با یک لبخند شاد کودکش

دنیای غم هایش را به اسانی به شادی میفروشد و

جان میدهد برای انکه با شیره جانش او را پروردیست


به چشمان یک زن بنگر!

تا مردانگی را بیاموزی

وقتی با دستان کوچک و نعیف

در ابهای سرد یک جوی

البسه سنگین مردانه تو را میشوید و

چای داغ تو را در مقابلت می نهد و

حیوانات تو را به چرا میبرد و

هر روز لکه های سبز و آبی مشت های تو را

مردانه تر از تو تحمل میکند تا روزی

که تو از خواب گرانت برخیزی


به چشمان یک زن بنگر!

تا فاجعه را بیاموزی

وقتی در تیرگی رنج های که تو بر او روا داشتی

خود را مشعل راهت میسازد تا شاید

روشنی خودسوزی او

تو را از دنیا تاریک جهلت بدر آرد


به چشمان یک زن بنگر!

تا بیاموزی که سنگ های سنگسار او

که شلاق ها و حکم های مردانه تو

که لگد های بوت های سنگین و مشت های سهمگین تو

که عدالت مردسالارانه و افکار جاهلانه تو

هرگز از پایش در نیاوردست

او زن است

انکه را که خدا بهشت را در زیر گام هایش نهادست

ای مرد

 تو

هرگز جبون نخواهی ساخت

 




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

پديده, elena

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند


« آخرين ويرايش :توسط شالیزه »

اشتباهی که یک عمر پشیمانم از آن

اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم!

***************


چو عاشق می شدم گفتم ربودم گوهر مقصود/ ندانستم که این دریا، چه موج خون فشان دارد!

خارج شده است
صفحه: [1]   بالا
 
پرش به :  

Powered by MySQL Powered by PHP Powered by SMF 1.1.16 | SMF © 2006-2011, Simple Machines
هاست تالار گفتمان ساده دل توسط ایران مدرن پشتیبانی می شود. | Sitemap
Valid XHTML 1.0! Valid CSS!


Google اين صفحه را ديده است 31 ارديبهشت 1391,ساعت 20:01:10



آخرین ارسالها
آخرین ارسالها