شعرهای بلند و کوتاه (4) - * - 02 خرداد 1391,ساعت 23:48:15

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_



جدیدترین پست ها
موضوع : تذکری به خودم
متن : شرایط بد رو خودت باس تغییر بدی رفیق؛انتظار از دیگران بیخودِبعدشم دنبا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 23:14:25
موضوع : شعرهای بلند و کوتاه (4)
متن : گفتی یکی یکی ستاره را شماره کن؛به خواب میرویشمرده ام؛ستاره هایکی یکیب...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 23:01:25
موضوع : مکالمه های شما...
متن : یه وقتایی ماها توی روز مکالمه ها و گفتگوهای جالبی داریم...بعد یه مدت یام...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 22:49:33
موضوع : • مناجات •
متن : خدایا خدایا تو با آن بزرگی در آن آسمانهاچنین آرزویی بدین کوچکی را توان...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : امروز، ساعت 22:48:03
موضوع : 1400 صلوات براي .............
متن : منم هفتصدتا برمیدارم که زودتر همین امشب تموم شه...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 22:30:32
موضوع : عکاس باشید
متن : http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/58877499649803213365.jpgببیند چقدر هنری با حاله نه اون کفش ...
در گـــالـــري عــكـــس
توسط a471847        تاریخ : امروز، ساعت 21:40:48
موضوع : _-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_
متن : سلاااااااااااااااااااااااااااامخووووووووو تور مشهد بزنین دیگه هههه...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط Ali♥        تاریخ : امروز، ساعت 17:00:47
موضوع : دست خط شما!!
متن :  مرسي عزيزم ... اين ازاون شعراييه كه هميشه زمزمه مي كنم ... غافلگيرم كردي...
در گـــالـــري عــكـــس
توسط shadi.shadi        تاریخ : امروز، ساعت 14:30:33
موضوع : ليلة الرغائب (شب آرزوها)
متن :  يا من اسمه دواء و ذكره  شفاء نرجس !شب آرزوها رو دعا مي كنم براي كسي كه دي...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : امروز، ساعت 14:11:00
موضوع : فال حافظ و ساده دل
متن : شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد . لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 13:52:55
موضوع : • وصف حال خودت با عکس •
متن : شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد . لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .
در گـــالـــري عــكـــس
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 13:43:19
موضوع : متن اهنگ مورد علاقه ات رو بنويس
متن : دنیای ما اندازه ی هم نیستمن عاشق بارون و گیتارممن روزها تا ظهر می خوابم...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 13:38:43
موضوع : دلت برای چی، کجا، چه کسی، چه روزی و..... تنگ شده
متن : دلم برای لحظه هایی که حس خوبی داشتم/برای ساحل و قدم زدن بی اشک/دلم برای ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 13:36:16
موضوع : بیا تو و خودت رو همه جوره معرفی کن (2)
متن :  به به ؛از همین پشت تریبون به همه ی تازه واردان عزیز تبری میگم؛بخصوص خا...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 13:06:37
موضوع : حرف دل
متن : تقصير منتقدير بود يا تقصير احساس من كه از جزيره  تنهايي ، از  فضاي خاكست...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shadi.shadi        تاریخ : امروز، ساعت 00:42:01

صفحه: 1 ... 3 4 5 [6] 7 8 9 10   بالا
موضوع: شعرهای بلند و کوتاه (4)  (دفعات بازدید: 3640 بار) ابزارهاي تاپيك جستجو
0 كاربران و 3 مهمان درحال دیدن موضوع.
04 بهمن 1390,ساعت 16:23:06
پاسخ #75 در:
شالیزه
مدیـر ارشد
تشكر
-اهدا شده: 1380
-دريافت شده: 2453


*
محبوبيت : 1126
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 2358
د♥لم پُــــــــــر است، پُــــــــــرِ پُــــــــر
پاسخ : شعرهای بلند و کوتاه (4)
من از گفتن و نشنیدن چه ، بیزارم

من از هستی و از بودن به این سختی ، بیزارم

من از ماندن ولی رفتن، هم از رفتن ولی ماندن ، بیزارم

من اصلا بی جهت بیزارِ بیزارم

من از گفتن من از بودن من از خواندن من از دیدن

من ازطعم گس دنیا و غمهایش ، بیزارم.

من از بیماری و دردی که با من همره و همراست ، بیزارم

من از تنهایی و غربت میان جمع دوستداران ، بیزارم

من اصلا از همه از عالم ، چه بیزارم

من از حسرت من از نفرت من از عشق هم بیزار بیزارم

من از بودن من از ماندن من از تکرار بیزارم

من از چشمان غرق اشک یک کودک بیزارم

من از سرمای بی مهری این دوران بیزارم

من از دستان خواهشگر چه بیزارم

من از فریادهای مانده در پشت حصار تن بیزارم

من از شیرینی دیدار و بعد ازآن جدایی ها ، بیزارم

من از تلخ ندیدن ها ، چه بیزارم

من اصلا از تمام بودن و ماندن بیزارم

بیزارم که بیزارم






اشتباهی که یک عمر پشیمانم از آن

اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم!

***************


چو عاشق می شدم گفتم ربودم گوهر مقصود/ ندانستم که این دریا، چه موج خون فشان دارد!

خارج شده است
06 بهمن 1390,ساعت 11:44:34
پاسخ #76 در:
شالیزه
مدیـر ارشد
تشكر
-اهدا شده: 1380
-دريافت شده: 2453


*
محبوبيت : 1126
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 2358
د♥لم پُــــــــــر است، پُــــــــــرِ پُــــــــر
پاسخ : شعرهای بلند و کوتاه (4)

اي دل ساده بکش درد که حقت اين است

از زمانه بشو دلسرد که حقت اين است

هر چه گفتم مشو عاشق نشنيدي حالا

همچو پاييز بشو زرد که حقت اين است 

ديدي آخر دم مردانه بجز لاف نبود

بکش از مردم نامرد که حقت اين است




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

ZAGHI, meysam

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



اشتباهی که یک عمر پشیمانم از آن

اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم!

***************


چو عاشق می شدم گفتم ربودم گوهر مقصود/ ندانستم که این دریا، چه موج خون فشان دارد!

خارج شده است
07 بهمن 1390,ساعت 03:12:41
پاسخ #77 در:
پديده
تشكر
-اهدا شده: 1179
-دريافت شده: 882


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 35
آنلاین آنلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 616
* دیوانه ی دیوانه *
پاسخ : شعرهای بلند و کوتاه (4)
جان میدهم به گوشه زندان سرنوشت                 

 
سر را به تازیانه او خم نمی کنم!

 
افسوس بر دوروزه هستی نمی خورم                 

 
زاری براین سراچه ماتم نمی کنم.

 
با تازیانه های گرانبار جانگداز                         

 
پندارد آنکه روحِ مرا رام کرده است!

 
جان سختی ام نگر، که فریبم نداده است             

 
این بندگی، که زندگیش نام کرده است!

 
 بیمی به دل زمرگ ندارم، که زندگی                 

 
جز زهر غم نریخت شرابی به جام من.

 
گر من به تنگنای ملال آور حیات                   

 
 آسوده یکنفس زده باشم حرام من!

 
تا دل به زندگی نسپارم،به صد فریب                 

 
می پوشم از کرشمۀ هستی نگاه را.

 
هر صبح و شب چهره نهان می کنم به اشک       

 
تا ننگرم تبسم خورشیدو ماه را !

 
ای سرنوشت، ازتو کجا می توان گریخت؟         

 
من راهِ آشیان خود از یاد برده ام.

 
یکدم مرا به گوشۀ راحت مرا رها مکن             

 
با من تلاش کن که بدانم نمرده ام!

 
ای سرنوشت مرد نبردت منم بیا !                   

 
زخمی دگر بزن که نیافتاده ام هنوز.

 
شادم از این شکنجه خدا را،مکن دریغ             

 
روح مرا در آتشِ بیداد خود بسوز!

 
ای سرنوشت، هستی من در نبرد توست         

 
 بر من ببخش زندگی جاودانه را !

 
منشین که دست مرگ زبندم رها کند.             

 

محکم بزن به شانه من تازیانه را . 




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

arashro, meysam

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



تهي بود و نسيمي .

سياهي بود وستاره اي

هستي بود و زمزمه اي. لب بود و نيايشي.

« من » بود و « تو » يي / نماز و محرابي .

خارج شده است
07 بهمن 1390,ساعت 04:54:05
پاسخ #78 در:
arashro
تشكر
-اهدا شده: 987
-دريافت شده: 437


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 148
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 666
همه شب خواب بینم خواب دیدار
غصه هم خواهد رفت
غصه هم خواهد رفت

به حباب لب یک رود قسم وبه کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت

غصه هم خواهد رفت

آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند

لحظه را در یابیم

باور روز برای گذر از شب کافیست...

شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

پديده, meysam

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند


« آخرين ويرايش :توسط arashro »

یه یادت داغ بر دل مینشانم، ز دیده خون به دامن میفشانم
چو نی گر نالم از سوز جدایی، نیستان را به آتش میکشانم...

خارج شده است
07 بهمن 1390,ساعت 08:03:53
پاسخ #79 در:
arashro
تشكر
-اهدا شده: 987
-دريافت شده: 437


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 148
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 666
همه شب خواب بینم خواب دیدار
نه، نمیتوانم فراموشت کنم
نه، نمیتوانم فراموشت کنم

زخمهای من، بیحضور تو از تسکین سر باز میزنند

بالهای من

تکهتکه فرو میریزند

برههای مسیح را میبینم که به دنبالم میدوند

و نشان فلوت تو را میپرسند

نه، نمیتوانم فراموشت کنم

خیابانها بیحضور تو راههای آشکار جهنماند

تو پرندهیی معصومی

که راهش را

در باغ حیاط زندانی گم کرده است

تک صورتی ازلی، بر رخسار تمام پیامبرانی

باد تشنهی تابستانی

که گندمزاران رسیده در قدوم تو خم میشوند

آشیانهی رودی از برف

که از قلههای بهار فرو میریزد

نه

نمیتوانم


نمیخواهم که فراموشت کنم

تپههای خشکیده

از پلههای تو بالا میآیند

تا به بوی نفسهای تو درمان شوند و به کوهستان بازگردند

ماه هزار ساله دستنوشتهی آخرش را برای تو میفرستد

تا تصحیحش کند

نه، نمیتوانم فراموشت کنم

قزلآلایی عصیانگری که به چشمهی خود باز میرود

خونین شده در رودها که به جانب دریا روان است

شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .
شمس لنگرودی




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

پديده, meysam

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



یه یادت داغ بر دل مینشانم، ز دیده خون به دامن میفشانم
چو نی گر نالم از سوز جدایی، نیستان را به آتش میکشانم...

خارج شده است
07 بهمن 1390,ساعت 08:24:09
پاسخ #80 در:
arashro
تشكر
-اهدا شده: 987
-دريافت شده: 437


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 148
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 666
همه شب خواب بینم خواب دیدار
ماجرای مرا پایانی نبود
چشمها، دهان، دندانها، گونه ها
با کلماتم تو را می سازم
می گویم منم، نگاه می کنی
خاموشی، خاموش

ماجرای مرا پایانی نبود

در تمام اتاقها خیالهای تو پرپر زنان می رفتند و می آمدند

و پرندگانی بالهای تو را می چیدند و به خود می بستند که فریبم دهند

موسی در آتش تکه های عصایش می سوخت

بع بع گوسفندانی گریان در فراق شبان گمشده، در اتاقم می پیچید

و من تکه تکه فراموش می شدم

بوی پیرهنت چون برف بهاری تمام اتاقها را سفید کرده بود

عقربه ها مثل دو تیغه الماس بر مچ دستم برق می زنند

و زمین

 به قطره اشک درشت معلق می مانست

ماجرای مرا پایانی نبود

اگر عطر تو از صندلی بر نمی خاست

دستم را نمی گرفت و به خیابانم نمی برد

شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .

شمس لنگرودی




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

meysam

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



یه یادت داغ بر دل مینشانم، ز دیده خون به دامن میفشانم
چو نی گر نالم از سوز جدایی، نیستان را به آتش میکشانم...

خارج شده است
07 بهمن 1390,ساعت 14:39:37
پاسخ #81 در:
arashro
تشكر
-اهدا شده: 987
-دريافت شده: 437


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 148
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 666
همه شب خواب بینم خواب دیدار
نتهایم را تمام نکرده چرا رهایم کردی؟
می خواستم ترانه ای باشم، که بچه های دبستانی از بر کنند

دریا که می شنود طوفانش را پشتش پنهان کند

و برگهای علف، نتهای به هم خوردنشان را از روی صدای من بنویسند

می خواستم ترانه ای باشم که چشمه زمزمه ام کند

آبشار با سنج و دهل بخواند

اما ترانه ای غمگینم

 و دریا غروب بچه هایش را جمع می کند که صدایم را نشنوند

نتهایم را تمام نکرده چرا رهایم کردی؟

شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .
شمس انگرودی




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

پديده, meysam

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



یه یادت داغ بر دل مینشانم، ز دیده خون به دامن میفشانم
چو نی گر نالم از سوز جدایی، نیستان را به آتش میکشانم...

خارج شده است
08 بهمن 1390,ساعت 02:24:36
پاسخ #82 در:
پديده
تشكر
-اهدا شده: 1179
-دريافت شده: 882


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 35
آنلاین آنلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 616
* دیوانه ی دیوانه *
پاسخ : شعرهای بلند و کوتاه (4)

واحه ای در لحظه

به سراغ من اگر می آیید،

پشت هیچستانم.

پشت هیچستان جایی است.

پشت هیچستان رگ های هوا، پر قاصدهایی است

که خبر می آرند، از گل واشده دور ترین بوته خاک.

روی شن ها هم، نقش های سم اسبان سواران ظریفی

است که صبح

به سر تپه معراج شقایق رفتند.

پشت هیچستان، چتر خواهش باز است:

تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،

زنگ باران به صدا می آید.

آدم اینجا تنهاست

و در این تنهایی، سایه نارونی تا ابدیت جاری است.

***

به سراغ من اگر می آیید،

نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بر دارد

چینی نازک تنهایی من.





مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

arashro, ZAGHI, meysam

براي اين پست, 3 كاربر تشكر كرده اند



تهي بود و نسيمي .

سياهي بود وستاره اي

هستي بود و زمزمه اي. لب بود و نيايشي.

« من » بود و « تو » يي / نماز و محرابي .

خارج شده است
10 بهمن 1390,ساعت 02:59:40
پاسخ #83 در:
پديده
تشكر
-اهدا شده: 1179
-دريافت شده: 882


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 35
آنلاین آنلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 616
* دیوانه ی دیوانه *
پاسخ : شعرهای بلند و کوتاه (4)

گل خشکیده

بر نگه سرد من به گرمي خورشيد

مي نگرد هر زمان دو چشم سياهت

تشنه ي اين چشمه ام، چه سود، خدا را

شبنم جان مرا نه تاب نگاهت

 

جز گل خشكيده اي و برق نگاهي

از تو در اين گوشه يادگار ندارم

زان شب غمگين كه از كنار تو رفتم

يك نفس از دست غم قرار ندارم

 

اي گل زيبا، بهاي هستي من بود

گر گل خشكيده اي ز كوي تو بردم

گوشه ي تنها، چه اشك ها كه فشاندم

وان گل خشكيده را به سينه فشردم

 

آن گل خشكيده، شرح حال دلم بود

از دل پر درد خويش با تو چه گويم؟

جز به تو، از سوز عشق با كه بنالم

جز ز تو، درمان درد، از كه بجويم؟

 

من، دگر آن نيستم، به خويش مخوانم

من گل خشكيده ام، به هيچ نيرزم

عشق فريبم دهد كه مهر ببندم

مرگ نهيبم زند كه عشق نورزم

 

پاي اميد دلم اگر چه شكسته است

دست تمناي جان هميشه دراز است

تا نفسي مي كشم ز سينه ي پر درد

چشم خدا بين من به روي تو باز است

***


فریدون مشیری




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

arashro, meysam

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



تهي بود و نسيمي .

سياهي بود وستاره اي

هستي بود و زمزمه اي. لب بود و نيايشي.

« من » بود و « تو » يي / نماز و محرابي .

خارج شده است
12 بهمن 1390,ساعت 03:23:55
پاسخ #84 در:
پديده
تشكر
-اهدا شده: 1179
-دريافت شده: 882


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 35
آنلاین آنلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 616
* دیوانه ی دیوانه *
پاسخ : شعرهای بلند و کوتاه (4)


می نویسم از تو...

می نویسم،می نویسم از تو

تا تن کاغذ  من جا دارد

با تو حادثه ها خواهم گفت

گریه این گریه اگر بگذارد

گریه این گریه اگر بگذارد

با تو از روز ازل خواهم گفت

فتح معراج ازل کافی نیست

با تو از اوج غزل خواهم گفت

می نویسم،همه ی هق هق تنهایی را

تا تو از هیچ به آرامش دریا برسی

تا تو در همهمه همراه سکوتم باشی

به حریم خلوت عشق ،تو تنها برسی

می نویسم ،می نویسم از تو

تا تن کاغذ من جا دارد....

می نویسم همه ی با تو نبودن ها را

تا تو از خواب مرا به با تو بودن ببری

تا تو تکیه گاه امن خستگی ها باشی

تا مرا باز به دیدار خود من ببری

می نویسم،می نویسماز تو ....

تا تن کاغذ من جا دارد.


«شهیار قنبری»                                             




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

arashro, meysam

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



تهي بود و نسيمي .

سياهي بود وستاره اي

هستي بود و زمزمه اي. لب بود و نيايشي.

« من » بود و « تو » يي / نماز و محرابي .

خارج شده است
14 بهمن 1390,ساعت 22:15:13
پاسخ #85 در:
Ali♥
مدیر یار
تشكر
-اهدا شده: 799
-دريافت شده: 635


*
محبوبيت : 67
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 738
reza2010 سابق
WWW
پاسخ : شعرهای بلند و کوتاه (4)
خبر داری یا نداری؟! / دوست دارمت ، دوست دارمت

میخوام بگم اگه بدونی / دوست دارمت ، دوست دارمت

از اون نگاه اولی! / دوست دارمت ، دوست دارمت

تا این نگاه آخری / دوست دارمت ، دوست دارمت

عاشق بشی(دوست دارمت) / عاشق نشی( دوست دارمت)

بخوای نخوااای / دوست دارمت

عاشق بشی(دوست دارمت) / عاشق نشی (دوست دارمت)

بخوای نخوااای / دوست دارمت

دوست دارمت، دوست دارمت / قدّه خدا دوست دارمت

تو که همه کارات، بابه دلمِ / خونه ی عشقت ، دیگه منزلمِ

خونه ی عشقت ، دیگه منزلم ِ

مثلِ بهاری ،سبز و سبزه ای / قشنگ و نازی، مثلِ گل تازه ای

قشنگ و نازی / مثل گل تازه ای

عاشق بشی (دوست دارمت) / عاشق نشی (دوست دارمت)

بخوای نخواااای / دوست دارمت

دوست دارمت ، دوست دارمت / قدّه خدا ، دوست دارمت

خبر داری یا نداری؟!…




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

arashro, پديده, meysam

براي اين پست, 3 كاربر تشكر كرده اند



نگاهت را به کسی دوز که قلبش برای تو بتپه چشمانت را با نگاه کسی اشنا کن که زندگی را درک کرده باشه سرت را روی شانه های کسی بگذار که از صدای تپشهای قلبت تو را بشناسه آرامش نگاهت رو به قلبی پیوند بزن که بی ریاترین باشه لبخندت را نثار کسی کن که دل به زمین نداده باشه رویایت رو با چهره ی کسی تصویر کن که زیبایی را احساس کرده باشه چشم به راه کسی باش که تو را انتظار کشیده باشه اما عاشق کسی باش که تک تک سلولهای بدنش تقد

خارج شده است
15 بهمن 1390,ساعت 00:54:39
پاسخ #86 در:
arashro
تشكر
-اهدا شده: 987
-دريافت شده: 437


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 148
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 666
همه شب خواب بینم خواب دیدار
نيمه شبان تنهادردل اين صحرا گمشده خود را ميجويم
نيمه شبان تنها
 در دل اين صحرا
 گمشده خود را
 مي جويم

رفت و
 نواي غم ز طنين ترانه من
نشنود

رفت و
 كلامي هم دل من دگر از غم او
 نسرود

شد سپري عمري
 خبر از مَه رفته من نرسيد

بين به پيامي هم
 گره از دل خسته من نگشود

نيمه شبان تنها
 در دل اين صحرا
 گمشده خود را
مي جويم

من كه هم آوازم
 با سخن سازم
راز جداييها
 مي گويم

من كيَم آهي
 مانده به لبها
 آتش عشقي
 در دل شبها
 راه گريزم
مي بندد

خسته و تنها
 ماه و ثريا
 بر شب تارم
 مي خندد

رفت و 
نواي غم ز طنين ترانه من 
نشنود

رفت و
 كلامي هم دل من دگر از غم او
 نسرود

در خلوت شبها
تنها منم

حيران به راهي
 نا پيدا منم

افتاده اي از پا
 در راه او

دلداده اي مست و
 رسوا منم

بي پروا منم
 بي پروا منم


بانو مرضیه


آهنگساز : همايون خرم
شاعر : تورج نگهبان




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

پديده, meysam

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



یه یادت داغ بر دل مینشانم، ز دیده خون به دامن میفشانم
چو نی گر نالم از سوز جدایی، نیستان را به آتش میکشانم...

خارج شده است
15 بهمن 1390,ساعت 01:03:24
پاسخ #87 در:
arashro
تشكر
-اهدا شده: 987
-دريافت شده: 437


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 148
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 666
همه شب خواب بینم خواب دیدار
ندارم جز عشقت گناهی
ای امید دل من کجایی
همچو بختم کنارم نیایی
آشنا سوز و دیر آشنایی
یا بلای دل مبتلایی
بیوفا بیوفا بیوفایی

تو غارتگر عقل و هوشی
به آزار جانم چه کوشی
چو نی دارم در جان خروشی

تو غارتگر عقل و هوشی
به آزار جانم چه کوشی
چو نی دارم در جان خروشی
چه خواهم از تو جز نگاهی
چه خواهی از جانم چه خواهی
ندارم جز عشقت گناهی
ندارم جز عشقت گناهی

بر سیه بختی من گواهی
چون دو چشم مستت دل سیاهی
کو به غیر از آغوشت پناهی

آتشی سر کشی فتنه جویی
آفتی خانه سوزی گناهی
عشق من جان من را چه کاهی

ماه من مجلس آرا تویی تو
عشق من شادی افزا تویی تو
روشنی بخش دل ها تویی تو
راحت جان شیدا تویی تو
سر گران از چه با ما تویی تو

بانو مرضـــیه




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

پديده, meysam

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند


« آخرين ويرايش :توسط arashro »

یه یادت داغ بر دل مینشانم، ز دیده خون به دامن میفشانم
چو نی گر نالم از سوز جدایی، نیستان را به آتش میکشانم...

خارج شده است
15 بهمن 1390,ساعت 16:39:29
پاسخ #88 در:
مانیلا
تشكر
-اهدا شده: 0
-دريافت شده: 73


تازه وارد
*
محبوبيت : 9
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 66
پاسخ : شعرهای بلند و کوتاه (4)
باد دستانِ مرا می گردد

تا نشانی ز تو یابد در من

کاش او می دانست

سال ها فاصله بین دو شب است...




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

meysam, arashro

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



بازم بارون زده نم نم،دارم عاشق میشم کم کم...گناه من تویی بارون

خارج شده است
16 بهمن 1390,ساعت 03:03:18
پاسخ #89 در:
پديده
تشكر
-اهدا شده: 1179
-دريافت شده: 882


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 35
آنلاین آنلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 616
* دیوانه ی دیوانه *
پاسخ : شعرهای بلند و کوتاه (4)


قصه بره و گرگ


بیا تا برات بگم،آسمون سیا شده

دیگه هر پنجره ای به دیواری وا شده

بیا تا برات بگم ،گل تو گلدون خشکیده

دست سردم تا حالا ،دست گرمی ندیده

بیا تا مثل قدیم ،واسه هم قصه بگیم

گم بشیم تو رویا ها قصه از غصه بگیم

بیا تا برات بگم قصه ی بره و گرگ

که چه جور آشنا شدن تو ی این دشت بزرگ

آخه شب بود میدونی،برن گرگ و نمی دید

بره از گرگ سیا ،حرفهای خوبی شنید

بره ی تنها رو گرگ به یه شهر تازه برد

بره تا رفت تو خیال گرگ پرید و اون و خورد

بره باور نمی کرد ،گفت :شاید میبینه

ولی دید جای دلش خالی مونده تو سینه

بیا تا برات بگم تو همون گرگ بدی

که با نیرنگ و فریب به سراغم اومدی


                                                       «شهیار قنبری




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

ZAGHI, meysam, arashro

براي اين پست, 3 كاربر تشكر كرده اند



تهي بود و نسيمي .

سياهي بود وستاره اي

هستي بود و زمزمه اي. لب بود و نيايشي.

« من » بود و « تو » يي / نماز و محرابي .

خارج شده است
صفحه: 1 ... 3 4 5 [6] 7 8 9 10   بالا
GoogleTagged: google 1391

 
پرش به :  

تاپيک هاي مشابه
عنوان نويسنده پاسخ ها مشاهده آخرين ارسال
شعر های بلند و کوتاه ادبـــی - مــذهــبــی « 1 2 ... 51 52 » MeMoL 765 29074 آخرين ارسال 20 مرداد 1389,ساعت 15:54:27
توسط رضا
شرکت در مسابقات پیشبینی فوتبال+شانس بیشتر برنده شدن ورزشی persian_gulf 3 280 آخرين ارسال 07 فروردين 1389,ساعت 14:17:28
توسط persian_gulf
شعرهای بلند و کوتاه ( 2 ) ادبـــی - مــذهــبــی « 1 2 ... 65 66 » منصور 978 23205 آخرين ارسال 25 اسفند 1389,ساعت 22:06:23
توسط گلوريا
شعر های کوتاه و بلند جهان ادبـــی - مــذهــبــی « 1 2 » غزل فروش 24 1588 آخرين ارسال 27 خرداد 1390,ساعت 01:49:00
توسط ZAGHI
**اشتباهات داوري در فوتبال** ورزشی 12345678 9 460 آخرين ارسال 01 تير 1390,ساعت 22:57:45
توسط haj ali
Powered by MySQL Powered by PHP Powered by SMF 1.1.16 | SMF © 2006-2011, Simple Machines
هاست تالار گفتمان ساده دل توسط ایران مدرن پشتیبانی می شود. | Sitemap
Valid XHTML 1.0! Valid CSS!


Google اين صفحه را ديده است 16 ارديبهشت 1391,ساعت 06:36:20



آخرین ارسالها
آخرین ارسالها