شعرهای بلند و کوتاه (4) - * - 02 خرداد 1391,ساعت 23:49:09

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_



جدیدترین پست ها
موضوع : تذکری به خودم
متن : شرایط بد رو خودت باس تغییر بدی رفیق؛انتظار از دیگران بیخودِبعدشم دنبا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 23:14:25
موضوع : شعرهای بلند و کوتاه (4)
متن : گفتی یکی یکی ستاره را شماره کن؛به خواب میرویشمرده ام؛ستاره هایکی یکیب...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 23:01:25
موضوع : مکالمه های شما...
متن : یه وقتایی ماها توی روز مکالمه ها و گفتگوهای جالبی داریم...بعد یه مدت یام...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 22:49:33
موضوع : • مناجات •
متن : خدایا خدایا تو با آن بزرگی در آن آسمانهاچنین آرزویی بدین کوچکی را توان...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : امروز، ساعت 22:48:03
موضوع : 1400 صلوات براي .............
متن : منم هفتصدتا برمیدارم که زودتر همین امشب تموم شه...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 22:30:32
موضوع : عکاس باشید
متن : http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/58877499649803213365.jpgببیند چقدر هنری با حاله نه اون کفش ...
در گـــالـــري عــكـــس
توسط a471847        تاریخ : امروز، ساعت 21:40:48
موضوع : _-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_
متن : سلاااااااااااااااااااااااااااامخووووووووو تور مشهد بزنین دیگه هههه...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط Ali♥        تاریخ : امروز، ساعت 17:00:47
موضوع : دست خط شما!!
متن :  مرسي عزيزم ... اين ازاون شعراييه كه هميشه زمزمه مي كنم ... غافلگيرم كردي...
در گـــالـــري عــكـــس
توسط shadi.shadi        تاریخ : امروز، ساعت 14:30:33
موضوع : ليلة الرغائب (شب آرزوها)
متن :  يا من اسمه دواء و ذكره  شفاء نرجس !شب آرزوها رو دعا مي كنم براي كسي كه دي...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : امروز، ساعت 14:11:00
موضوع : فال حافظ و ساده دل
متن : شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد . لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 13:52:55
موضوع : • وصف حال خودت با عکس •
متن : شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد . لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .
در گـــالـــري عــكـــس
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 13:43:19
موضوع : متن اهنگ مورد علاقه ات رو بنويس
متن : دنیای ما اندازه ی هم نیستمن عاشق بارون و گیتارممن روزها تا ظهر می خوابم...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 13:38:43
موضوع : دلت برای چی، کجا، چه کسی، چه روزی و..... تنگ شده
متن : دلم برای لحظه هایی که حس خوبی داشتم/برای ساحل و قدم زدن بی اشک/دلم برای ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 13:36:16
موضوع : بیا تو و خودت رو همه جوره معرفی کن (2)
متن :  به به ؛از همین پشت تریبون به همه ی تازه واردان عزیز تبری میگم؛بخصوص خا...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 13:06:37
موضوع : حرف دل
متن : تقصير منتقدير بود يا تقصير احساس من كه از جزيره  تنهايي ، از  فضاي خاكست...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shadi.shadi        تاریخ : امروز، ساعت 00:42:01

صفحه: 1 ... 4 5 6 [7] 8 9 10   بالا
موضوع: شعرهای بلند و کوتاه (4)  (دفعات بازدید: 3640 بار) ابزارهاي تاپيك جستجو
0 كاربران و 5 مهمان درحال دیدن موضوع.
17 بهمن 1390,ساعت 13:37:49
پاسخ #90 در:
مانیلا
تشكر
-اهدا شده: 0
-دريافت شده: 73


تازه وارد
*
محبوبيت : 9
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 66
پاسخ : شعرهای بلند و کوتاه (4)
نبسته ام به کس دل

نبسته کس به من دل

چو تخته پاره بر موج

رها رها رها من

 

ز من هر آن که او دور

چو دل به سینه نزدیک

به من هر آنکه نزدیک

از او جدا جدا من

 

نه چشم دل به سویی

نه باده در سبویی

که تر کنم گلویی

به یاد آشنا من

 

ستاره ها نهفته اند

در آسمان ابری

دلم گرفته ای دوست

هوای گریه با من . . .




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

meysam, arashro

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



بازم بارون زده نم نم،دارم عاشق میشم کم کم...گناه من تویی بارون

خارج شده است
18 بهمن 1390,ساعت 01:17:01
پاسخ #91 در:
arashro
تشكر
-اهدا شده: 987
-دريافت شده: 437


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 148
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 666
همه شب خواب بینم خواب دیدار
نکند ای امید جـــانم که نیایی خدا نکرده
مرضیه

اشک من هویدا شد
دیده ام چو دریا شد
در میان اشک من
سایه تو پیـــــدا شد


موج آتشی از غم
زان میانه برپــــا شد
اشک من هویدا شد
دیده ام چو دریا شد

تو برفتی وفا نکرده
نگهی سوی ما نکرده
نکند ای امید جـــانم
که نیایی خدا نکرده


به یاری شکستگان چرا نیایی؟
چه بی وفا چه بی وفا چه بی وفایی

اشک من هویدا شد
دیده ام چو دریا شد

تو که گفتی اگر به آتشم کشی
وگر ز غصه ام کشی،
تو را رها نمی کنم من


نه کشته ام تو را به غم
نه آتشت به جان زدم
که می کشی ز من تو دامن


اشک من هویدا شد
دیده ام چو دریا شد
در میان اشک من
سایه تو پیـــــدا شد





« آخرين ويرايش :توسط arashro »

یه یادت داغ بر دل مینشانم، ز دیده خون به دامن میفشانم
چو نی گر نالم از سوز جدایی، نیستان را به آتش میکشانم...

خارج شده است
18 بهمن 1390,ساعت 11:10:48
پاسخ #92 در:
مانیلا
تشكر
-اهدا شده: 0
-دريافت شده: 73


تازه وارد
*
محبوبيت : 9
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 66
پاسخ : شعرهای بلند و کوتاه (4)
و شعر را آنقدر می کشم
 
تا شکل چشمهایت به هم آید
 
شعری که شکل چشمهای تو باشد
 
شعار خواهد شد
 
در صبح انقلاب عشق
 
و تو را واژه به واژه می شود بویید
 
می شود نامکتوب خواند
 
می شود ناشنیده از بر بود
 
مرا به نام خودت بخوان
 
تا با اسمت
 
یک فصل را
 
در هوای تو تنفس کنم




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

arashro, meysam

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



بازم بارون زده نم نم،دارم عاشق میشم کم کم...گناه من تویی بارون

خارج شده است
18 بهمن 1390,ساعت 20:15:06
پاسخ #93 در:
arashro
تشكر
-اهدا شده: 987
-دريافت شده: 437


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 148
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 666
همه شب خواب بینم خواب دیدار
هرکونظری داردبریارکمان ابروبایدکه سپرباشدپیش همه پیک
وقتی دل سودایی میرفت به بوستانها
بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحانها

گه نعره زدی بلبل
گه جامه دریدی گل
با یاد تو افتادم از یاد برفت آنها

ای مِهر تو در دلها
ای مُهر تو بر لبها
ای شور تو در سرها
وی سر تو در جمعها

تا عهد تو بربستم
عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد نغز همه پیمانها

هر کو نظری دارد بر یار کمان ابرو
باید که سپر باشد پیش همه پیکانها


گویند مگو سعدی چندین از عشقش
میگویم و بعد از من گویند به دورانها
میگویم و بعد از من گویند به دورانها
میگویم و بعد از من گویند به دورانها
میگویم و بعد از من گویند به دورانها
میگویم و بعد از من گویند به دورانها
میگویم و بعد از من گویند به دورانها






یه یادت داغ بر دل مینشانم، ز دیده خون به دامن میفشانم
چو نی گر نالم از سوز جدایی، نیستان را به آتش میکشانم...

خارج شده است
22 بهمن 1390,ساعت 23:44:51
پاسخ #94 در:
پديده
تشكر
-اهدا شده: 1179
-دريافت شده: 882


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 35
آنلاین آنلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 616
* دیوانه ی دیوانه *
پاسخ : شعرهای بلند و کوتاه (4)

پدر


سایه ای بود و پناهی بود و نیست


شانه ام را تکیه گاهی بود و نیست


سخت دلتنگم ، کسی چون من مباد


سوگ ، حتی قسمت دشمن مباد


گفتنش تلخ است و دیدن تلخ تر


" هست " ناگه " نیست" گردد در نظر


باورم شد ، این من ناباورم


روی دوش خویش او را می برم!


می برم او را که آورده مرا


پاس ایامی که پرورده مرا


می برم در خاک مدفونش کنم


از حساب خویش بیرونش کنم


راست میگویم جز این منظور نیست


چشم شاعر از حواشی دور نیست


مثل من ده ها تن دیگر به راه


جامه هاشان مثل دل هاشان سیاه


منتظر تا بارشان خالی شود


نوبت نشخوار و نقالی شود


هر یکی همصحبتی پیدا کند


صحبت از هر جا به جز اینجا کند


گفتنش تلخ است و دیدن تلخ تر


خوش به حالت ، خوش به حالت ای پدر


محمد علی بهمنی

تقدیم به دوست نازنینم (تو)




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

ZAGHI

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند


« آخرين ويرايش :توسط پديده »

تهي بود و نسيمي .

سياهي بود وستاره اي

هستي بود و زمزمه اي. لب بود و نيايشي.

« من » بود و « تو » يي / نماز و محرابي .

خارج شده است
23 بهمن 1390,ساعت 01:11:06
پاسخ #95 در:
arashro
تشكر
-اهدا شده: 987
-دريافت شده: 437


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 148
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 666
همه شب خواب بینم خواب دیدار
خواب دیدم خوابی از جنس بلور
خواب دیدم خوابی از جنس بلور
 خواب گردانی که میرفت سوی نور

باز بوی عشق بود و یاس بود
باز خوابم سرخوش از احساس بود

باز گوئی دل هوای مکه داشت
یک نفس در کربلای فکه داشت

رمل بود و عشق بود و ماسه بود
بین ابرو ها رد قناصه بود

خوابی از تخریبچی ها مستِ مست
خواب گردانی که خط را میشکست

خواب دورانی که بودم در ستیز
خواب ماندن در پسِ یک خاکریز

خواب خیبر خواب خوب ناجی است
هر که خیبر بود یاران حاجی است

خواب دیدم خوابی از غوغای دین
یک نماز ساده در میدان مین
..............
رمز یا زهرای یاران سر کش است
هر نوت آوازشان یک تر کش است

نور بود و عشق در خون داشتیم
تا سحر غوغای مجنون است
...........
خواب دیدم خوابی از جنس بلور
خواب گردانی که میرفت سوی نور

باز بوی عشق بود و یاس بود
باز خوابم سرخوش از احساس بود


باز گوئی دل هوای مکه داشت
یک نفس در کربلای فکه داشت

رمل بود و عشق بود و ماسه بود
بین ابرو ها رد قناصه بود

خطی از پروازهای بی فرود
سرمه ی پروازشان اروند رود

خوابی از پرواز مرغان سوی دشت
خوابی از قواصان فجر هشت

هر شب حمله شبی صاف و نجیب
خط شکن مردان گردان حبیب

یاد باد آن روز سالک داشتیم
مردی از گردان مالک داشتیم

خواب دیدم خوابی از جنس بلور
خوابی گردانی که میرفت سوی نور






یه یادت داغ بر دل مینشانم، ز دیده خون به دامن میفشانم
چو نی گر نالم از سوز جدایی، نیستان را به آتش میکشانم...

خارج شده است
23 بهمن 1390,ساعت 01:29:52
پاسخ #96 در:
arashro
تشكر
-اهدا شده: 987
-دريافت شده: 437


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 148
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 666
همه شب خواب بینم خواب دیدار
میان خاک سر از آسمان درآوردیم

میان خاک سر از آسمان درآوردیم
چقدر قمری بی آشیان درآوردیم

وجب وجب تن این خاک مرده را کندیم
چقدر خاطره ی نیمه جان درآوردیم

به حیرتیم که ای خاک پیر باور کت
چقدر از دل سنگت جوان درآوردیم

چقدر خیره به دنبال ارغوان گشتیم
ز خاک تیره ولی استخوان درآوردیم

شما حماسه سرودید و ما به نام شما
فقط ترانه سرودیم و نان دراوردیم

برای اینکه بگوییم با شما بودیم
چقدر از خودمان داستان درآوردیم

و آبهای جهان تا از آسیاب افتاد

قلم به دست شدیم و زبان درآوردیم
قلم به دست شدیم و زبان درآوردیم
قلم به دست شدیم و زبان درآوردیم






یه یادت داغ بر دل مینشانم، ز دیده خون به دامن میفشانم
چو نی گر نالم از سوز جدایی، نیستان را به آتش میکشانم...

خارج شده است
24 بهمن 1390,ساعت 15:45:40
پاسخ #97 در:
ZAGHI
تشكر
-اهدا شده: 706
-دريافت شده: 686


دیگه راه افتاده
*
محبوبيت : 40
آفلاین آفلاین
تعداد ارسال: 563
پاسخ : شعرهای بلند و کوتاه (4)
امسال خانم فریده حسن‌زاده برای شعر «در جواب دخترم که پرسید: چرا مرا به دنیا آوردی؟» که به زبان انگلیسی سروده شده به عنوان نامزد دریافت جایزه ادبی پوشکارت معرفی شد.
نامزدهای جایزه ادبی پوشکارت که هر ساله به بهترین شعر، داستان و نقد ادبی نشریات ادبی مستقل تعلق می‌گیرد، توسط سردبیران جراید و از میان کسانی انتخاب می‌شوند که به عنوانpoet The Featureانتخاب و معرفی شده باشند.
از برندگان این جایزه ادبی معتبر در دهه‌های گذشته می‌توان به نام‌هایی چون ریموند کارور و تیم ا ُبرین اشاره کرد.
 
در جواب ِ دخترم که پرسید: چرا مرا به دنیا آوردی؟
 
زیرا سال‌های جنگ بود
و من نیازمند ِ عشق بودم
برای  چشیدن ِطعم  آرامش.
زیرا بالای سی سال داشتم
و می ترسیدم از پژمردن
پیش از شکفتن و غنچه دادن.
زیرا طلاق واژه ای ست
تنها برای مرد و زن
نه برای مادر و فرزند           (واژه پدر جا مانده)
زیرا تو هرگز نمی‌توانی بگویی:
مادر ِ سابق ِ من
حتی وقتی جنازه‌ام را تشییع می کنی.
و هیج چیز، هیچ چیز در این دنیا نمی تواند
میان ِ مادر و فرزند جدایی افکند
نفرت یا مرگ حتی.
و تو بیزاری از من
زیرا تو را به دنیا آورد ه ام
تنها به خاطر ِ ترسم از تنها ماندن
و هرگز مرا نخواهی بخشید
تا  زمانی که خود فرزندی به دنیا آوری
ناتوان از تاب آوردن ِ خاکستر ِ سوزان ِ
رویاهاو آرزوهای دور و درازت


In Answer to My Daughter :  Why Did You Bring Me Into Existence?
 
Because it was wartime
and I needed lovemaking
to taste a bit of peace.
 
Because I was over thirty
and I needed blooming
before becoming droopy.
 
Because divorce is a word
for men and women
not for mothers and children.
 
Because you can never say:
my ex-mother
even when you attend my funeral.
 
And nothing, nothing in this world
can separate a mother from her child
neither hate nor death.
 
And you hate me
because I brought you into existence
only for my fear of loneliness
 
And you’ll never forgive me
until the day you bring a child into existence
unable to bear the burning ashes of
                                                         your dreams.           




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

پديده

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



يادم رفت فراموشت كنم پدر جان

خارج شده است
27 بهمن 1390,ساعت 07:15:28
پاسخ #98 در:
arashro
تشكر
-اهدا شده: 987
-دريافت شده: 437


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 148
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 666
همه شب خواب بینم خواب دیدار
محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت
محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت
 مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست

 گفت مستی کین چنین افتان و خیزان میروی
 گفت جرم راه رفتن نیست ره هموار نیست

 گفت می باید تو را تا خانه قاضی برم
 گفت رو صبح آی قاضی نیمه شب بیدار نیست

 گفت نزدیک است والی را سرای آنجا شویم
 گفت والی از کجا در خانه خمار نیست

 گفت تا داروغه را گوییم در مسجد بخواب
 گفت مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست

 گفت دیناری بده پنهان و خود را وا رهان
 گفت کار شرع کار درهم و دینار نیست

 گفت از بهر غرامت جامه ات بیرون کنم
 گفت پوسیدست جز نقشی ز پود و تار نیست

 گفت آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه
 گفت در سر عقل باید بی کلاهی عار نیست

 گفت می بسیار خوردی زان چنین بیخود شدی
 گفت ای بیهوده گو حرف کم و بسیار نیست

 گفت باید حد زند هشیار مردم مست را
 گفت هشیاری بیار اینجا کسی هشیار نیست


پروین اعتصامی






یه یادت داغ بر دل مینشانم، ز دیده خون به دامن میفشانم
چو نی گر نالم از سوز جدایی، نیستان را به آتش میکشانم...

خارج شده است
27 بهمن 1390,ساعت 07:29:25
پاسخ #99 در:
arashro
تشكر
-اهدا شده: 987
-دريافت شده: 437


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 148
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 666
همه شب خواب بینم خواب دیدار
دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو
دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو
که هر بندی که بربندی بدرانم به جان تو

من آن دیوانه بندم که دیوان را همی بندم
زبان مرغ می دانم سلیمانم به جان تو

نخواهم عمر فانی را تویی عمر عزیز من
نخواهم جان پرغم را تویی جانم به جان تو

چو تو پنهان شوی از من همه تاریکی و کفرم
چو تو پیدا شوی بر من مسلمانم به جان تو

گر آبی خوردم از کوزه خیال تو در او دیدم
وگر یک دم زدم بی تو پشیمانم به جان تو

اگر بی تو بر افلاکم چو ابر تیره غمناکم
وگر بی تو به گلزارم به زندانم به جان تو

سماع گوش من نامت سماع هوش من جامت
عمارت کن مرا آخر که ویرانم به جان تو

درون صومعه و مسجد تویی مقصودم ای مرشد
به هر سو رو بگردانی بگردانم به جان تو

سخن با عشق می گویم که او شیر و من آهویم
چه آهویم که شیران را نگهبانم به جان تو

ایا منکر درون جان مکن انکارها پنهان
که سر سرنبشتت را فروخوانم به جان تو

چه خویشی کرد آن بی چون عجب با این دل پرخون
که ببریده ست آن خویشی ز خویشانم به جان تو

تو عید جان قربانی و پیشت عاشقان قربان
بکش در مطبخ خویشم که قربانم به جان تو

ز عشق شمس تبریزی ز بیداری و شبخیزی
مثال ذره گردان پریشانم به جان تو


مولانــــــــــــــــا






یه یادت داغ بر دل مینشانم، ز دیده خون به دامن میفشانم
چو نی گر نالم از سوز جدایی، نیستان را به آتش میکشانم...

خارج شده است
30 بهمن 1390,ساعت 23:41:46
پاسخ #100 در:
پديده
تشكر
-اهدا شده: 1179
-دريافت شده: 882


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 35
آنلاین آنلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 616
* دیوانه ی دیوانه *
پاسخ : شعرهای بلند و کوتاه (4)
غدقن


آبی دریا، قدغن

شوق تماشا، قدغن

عشق دو ماهی، قدغن

با هم و تنها، قدغن


برای عشق تازه،

اجازه بی اجازه...


پچ پچ و نجوا، قدغن

رقص سایه ها، قدغن

کشف بوسه ی بی هوا

به وقت رویا، قدغن


برای خواب تازه،

اجازه بی اجازه...

در این غربت خانگی

بگو هرچی باید بگی

غزل بگو به سادگی

بگو، زنده باد زندگی

برای شعر تازه،

اجازه بی اجازه...


از تو نوشتن، قدغن

گلایه کردن، قدغن

عطر خوش زن، قدغن

تو قدغن، من قدغن

برای روز تازه،

اجازه بی اجازه...


شهیار قنبری




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

ZAGHI

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند


« آخرين ويرايش :توسط پديده »

تهي بود و نسيمي .

سياهي بود وستاره اي

هستي بود و زمزمه اي. لب بود و نيايشي.

« من » بود و « تو » يي / نماز و محرابي .

خارج شده است
01 اسفند 1390,ساعت 23:24:07
پاسخ #101 در:
ZAGHI
تشكر
-اهدا شده: 706
-دريافت شده: 686


دیگه راه افتاده
*
محبوبيت : 40
آفلاین آفلاین
تعداد ارسال: 563
پاسخ : شعرهای بلند و کوتاه (4)
بنویس نامه نویس             

حرفای خوب خوب بنویس

بنویس وقتی تو نیستی

دیگه انگار چیزی نیست

                                     بنویس،نامه بنویس

اگه عاشقانه نیس

حرفهای بهتر بنویس

اگه خنده اش می گیره

گریمو از سر بنوس

                                     بنویس،نامه بنویس

 

بنویس خواستنم از جنس گل ابریشمه

بنویس پاکی من،پاکی نور و شبنمه

همه دوست داشنم و نقطه نقطه بنویس

بنویس قصه زیاده، ولی کاغذم کمه

 

بنویس خواستن من شمردنی نیست،بنویس

بنویس دل که به خاک سپردنی نیست،بنویس

بنویس خسته شدم،اون قده خسته که نگو

همه دلتنگی من که گفتنی نیس،بنویس

 

ننویس،نه ننویس ،هر چی که گفتم ننویس

ننویس،نه ننویس،هر چی دلت خواست بنویس

ننویس چون که براش نامه ها تکراری شده

چیزی از من ننویس ،فقط براش راس بنویس

                                                                        نامه نویس ،راس بنویس..

 

                                                                                        شهیار قنبری




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

پديده

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



يادم رفت فراموشت كنم پدر جان

خارج شده است
02 اسفند 1390,ساعت 16:18:49
پاسخ #102 در:
پديده
تشكر
-اهدا شده: 1179
-دريافت شده: 882


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 35
آنلاین آنلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 616
* دیوانه ی دیوانه *
پاسخ : شعرهای بلند و کوتاه (4)


کمی با من مدارا کن

کمی با من مدارا کن

که خود را با تو بشناسم

من گم را تو پیدا کن

تو را از شب جدا کردم

تو را از قصه اوردم

نمیشد با تو بد باشم

نمیشد از تو برگردم


کمی با من مدارا کن

صبوری کن تحمل کن

من گم را تو پیدا کن


نه از برگم نه از جنگل

نه از باران نه از شبنم

نه ان تعمیدی رودم

نه ان مریم ترین میرم

منم همسقف دیروزی

که عطر خانگی دارم

که دستان تو را باید

به شام سفره بسپارم

اگر سختم اگر دشوار

اگر سیل مصیبت بار

اگر تلخم اگر بیمار

منم از عشق تو بسیار

من از هم خون و هم گریه

که بغض اش را به دریا داد

که از اوج پریدن ها

بر این ویرانه افتاد


کمی با من مدارا کن

صبوری کن تحمل کن

من گم را تو پیدا کن


شهیار قنبری




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

ZAGHI

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



تهي بود و نسيمي .

سياهي بود وستاره اي

هستي بود و زمزمه اي. لب بود و نيايشي.

« من » بود و « تو » يي / نماز و محرابي .

خارج شده است
06 اسفند 1390,ساعت 00:07:18
پاسخ #103 در:
ZAGHI
تشكر
-اهدا شده: 706
-دريافت شده: 686


دیگه راه افتاده
*
محبوبيت : 40
آفلاین آفلاین
تعداد ارسال: 563
پاسخ : شعرهای بلند و کوتاه (4)
در میان گونه گونه مرگ ها

تلخ تر مرگی ست، مرگ برگ ها

زان که در هنگامه ی اوج و هبوط

تلخی مرگ ست با شرم سقوط

وز دگر سو٬ خوش ترین مرگ جهان٬

-زانچه بینی٬ آشکارا و نهان-

رو به بالا و ز پستی ها رها

خوش ترین مرگی ست، مرگ شعله ها ...

شعر از شفیعی کدکنی




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

پديده

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



يادم رفت فراموشت كنم پدر جان

خارج شده است
06 اسفند 1390,ساعت 03:12:08
پاسخ #104 در:
پديده
تشكر
-اهدا شده: 1179
-دريافت شده: 882


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 35
آنلاین آنلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 616
* دیوانه ی دیوانه *
پاسخ : شعرهای بلند و کوتاه (4)


غسل تعمید

مرا در تنش غسل تعمید داد

به من اسم شب، اسم خورشید داد

برای تمام نفس های من شعر گفت

مرا از ته خاک بیدار کرد

مرا شستشو داد، آغار کرد

مرا خط به خط خواند، تکرار کرد

شکار همه لحظه ها را به من یاد داد

برای من از شاخه برگی جدا کرد و گفت:

جنگل شو، شاعر

من از ارتفاع ترِ کاغذ و جوهر و عشق جاری شد

شبی کفشم از گَنگ تر شد

به من یاد داد ارتفاع ترِ گَنگ را در ته خواب گُنگِ سفر گم کنم

به من گفت:

گم باش و پیدا، که از سایه ها آفتابی تری

من و سایه را دوخت بر لاله

با لایه های گلایه

من و سایه را برد، تا پشت رمز و کنایه

من و سایه را برد، تا آفتابی ترین من

مرا در تمام نفسهای خود شیر داد

مرا در تنش غسل تعمید داد

به من اسم شب، اسم خورشید داد.


شهیار قنبری




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

ZAGHI

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



تهي بود و نسيمي .

سياهي بود وستاره اي

هستي بود و زمزمه اي. لب بود و نيايشي.

« من » بود و « تو » يي / نماز و محرابي .

خارج شده است
صفحه: 1 ... 4 5 6 [7] 8 9 10   بالا
GoogleTagged: 1391 google

 
پرش به :  

تاپيک هاي مشابه
عنوان نويسنده پاسخ ها مشاهده آخرين ارسال
شعر های بلند و کوتاه ادبـــی - مــذهــبــی « 1 2 ... 51 52 » MeMoL 765 29074 آخرين ارسال 20 مرداد 1389,ساعت 15:54:27
توسط رضا
شرکت در مسابقات پیشبینی فوتبال+شانس بیشتر برنده شدن ورزشی persian_gulf 3 280 آخرين ارسال 07 فروردين 1389,ساعت 14:17:28
توسط persian_gulf
شعرهای بلند و کوتاه ( 2 ) ادبـــی - مــذهــبــی « 1 2 ... 65 66 » منصور 978 23205 آخرين ارسال 25 اسفند 1389,ساعت 22:06:23
توسط گلوريا
شعر های کوتاه و بلند جهان ادبـــی - مــذهــبــی « 1 2 » غزل فروش 24 1588 آخرين ارسال 27 خرداد 1390,ساعت 01:49:00
توسط ZAGHI
**اشتباهات داوري در فوتبال** ورزشی 12345678 9 460 آخرين ارسال 01 تير 1390,ساعت 22:57:45
توسط haj ali
Powered by MySQL Powered by PHP Powered by SMF 1.1.16 | SMF © 2006-2011, Simple Machines
هاست تالار گفتمان ساده دل توسط ایران مدرن پشتیبانی می شود. | Sitemap
Valid XHTML 1.0! Valid CSS!


Google اين صفحه را ديده است 16 ارديبهشت 1391,ساعت 04:41:54



آخرین ارسالها
آخرین ارسالها