جملات و مطالبِ عشقولانه.عارفانه.قشنگانه شما‬ - * - 03 خرداد 1391,ساعت 19:45:48

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_



جدیدترین پست ها
موضوع : ♥♥کــــودکــــانــــــــه♥♥
متن : شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .این پسر خالمه؛پارسال ک...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 18:46:06
موضوع : متن اهنگ مورد علاقه ات رو بنويس
متن : بن بستبه من چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشههنوزم بیـن ما شاید یه حـس تـا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 18:31:30
موضوع : حرف دل
متن : نگاه نکنین متنش زیاده - البته اگه عین من حال خوندن متنای زیاد رو ندارین ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 18:03:23
موضوع : ليلة الرغائب (شب آرزوها)
متن : قدیمترا میخواستم توی تک تک آرزوها و فکرات باشم؛یا اگه نیستم لااقل بدون...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 17:28:06
موضوع : شعرهای بلند و کوتاه (4)
متن : دیرگاهیست که تنها شده امقصه غربت صحرا شده اموسعت درد فقط سهم من استباز ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : امروز، ساعت 16:55:27
موضوع : _-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_
متن : نوشته: علی 1360 در امروز، ساعت 12:25:50 .....دختر خانم ها مطمئناً نمی توانند در ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط آنارايا        تاریخ : امروز، ساعت 15:35:49
موضوع : ناامیدی تنها یک گناه است؟
متن : امید در کنار نا امیدی رنگ میگیره ؛ مثلا باید به یک جریانی کاملا و با دل ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 15:29:35
موضوع : •فروغ _ زنی تنها در آستانه فصلی سرد!•
متن : ناگفته هايي از فروغ  در حوزۀ سينماـ پيوندفيلم(يك آتش)كه در سال ۱۳۴۱ در ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : امروز، ساعت 15:16:37
موضوع : پاسخ : شعر هاي خنده دار
متن : ياهوهي گفتند: پدرومادرها!مراقب باشيداينترنت چيز بدي استماهواره خطر دا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : امروز، ساعت 14:56:49
موضوع : **اشتباهات داوري در فوتبال**
متن : پیش مییاد؛به دل نگیرین؛‏)‏
در ورزشی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : امروز، ساعت 12:50:12
موضوع : خواننده های ایرانی
متن : احسان خواجه امیری به همراه همسرش شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا ب...
در گـــالـــري عــكـــس
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 04:25:06
موضوع : تذکری به خودم
متن : باید یاد بگیرم چه حرفی بزنم ؛ قبل از گفتن هر حرفی خوب فکر کنم تا مبادا ن...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 03:54:40
موضوع : • مناجات •
متن : و ما برای عروج به آسمان آفریده شدیم ، خدایا زمین گیر شدنم را مپسند . . .
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 03:31:18
موضوع : 1400 صلوات براي .............
متن : درود بر دوستای خوبم شادی عزیز قبل از هر حرفی واقعا متأسفم به خاطر دوست ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 02:48:24
موضوع : مکالمه های شما...
متن : یه وقتایی ماها توی روز مکالمه ها و گفتگوهای جالبی داریم...بعد یه مدت یام...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shabpare        تاریخ : ديروز، ساعت 22:49:33

صفحه: 1 ... 16 17 18 [19] 20 21 22 ... 43   بالا
موضوع: جملات و مطالبِ عشقولانه.عارفانه.قشنگانه شما‬  (دفعات بازدید: 82223 بار) ابزارهاي تاپيك جستجو
0 كاربران و 8 مهمان درحال دیدن موضوع.
19 خرداد 1386,ساعت 18:03:10
پاسخ #270 در:
belfi
مدیر سابق
تشكر
-اهدا شده: 176
-دريافت شده: 227


*
محبوبيت : 501
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 629
پاسخ : جملات و مطالبِ عشقولانه.عارفانه.قشنگانه شما‬
یکی بود یکی نبود

تو دل یک دفتر نقاشی

یک دختر خطی تنها با لباس آبی بود ، که رنگ مورد علاقه اش یه نوع آبی خاص بود.

چند صفحه اون ور تر هم

یک پسر خطی تنها با لباس آبی هم بود ، که رنگ مورد علاقه اش یه نوع آبی خاص بود.

یک روز اون دوتا خیلی اتفاقی با هم آشنا شدن . دختر خطی که عاشق رنگ آبی بود گفت:

وااااااااااااااااااااااای شما هم رنگ آبی دوست دارین.

پسر خطی گفت:

بله من عاشق رنگ آبی هستم.

اونها با هم خیلی حرف میزدن . شبها و روزها میگذشت اما حرفای اونها تموم نمیشد.

یه روز دختر خطی به پسر خطی گفت :

دوست دارین بیاین توی صفحه من ، خوشحال میشم که صفحه نقاشی من وببینین.

پسر خطی خیلی خوشحال شد و گفت:

آره حتما خیلی دوست دارم با زندگی شما آشنا بشم

هر دو رفتن توی صفحه متعلق به دختر خطی با لباس آبی.

اما یه مشکل بود !!!

دختر خطی خیلی کوچیک بود و صفحه اندازه خودش بود ، اما پسر خطی خیلی قد بلند بود

برای همینم سرش از کادر نقاشی زد بیرون

دیگه وقتی میخواستن حرف بزنن راحت نبودن.

چون دختر خطی نمیتونست همزمان تو چشمای پسر خطی با لباس آبی نگاه کنه و حرف بزنه

پس پسر خطی گفت:

فکر کنم بهتره بریم توی صفحه من ، آخه اون صفحه خیلیییی بلنده حتما اونجا دیگه مشکلی نداریم

و میتونیم راحت به هم نیگاه کنیم و با هم حرف بزنیم.

دختر خطی قبول کرد و رفتند

وقتی وارد صفحه نقاشی پسر خطی با لباس آبی شدن

دیدن که جا خیلی کمه

آخه پسر خطی با لباس آبی خیلی قد بلند و باریک بود و نقاش جای خیلی کمی براش در نظر گرفته بود

در نتیجه همزمان نمیشد توی اون صفحه کنار هم ایستاد .

دختر خطی با لباس آبی گفت من جا نمیشم ،

پسر خطی با لباس آبی گفت :

یه فکری !!! بیا بغل من اینطوری هر دو تایی میتونیم همزمان توی یه صفحه جا بشیم

یه مدتی همینطوری گذشت

یه روز دختر خطی با لباس آبی گفت :

من دلم برای راه رفتن تنگ شده میخوام یه جایی بریم که بتونم بدووم و بازی کنم

میخوام با هم قایم موشک بازی کنیم ، یه طوری که تو چشم بذاری و من قایم بشم

بعد تو داد بزنی :

آهاااااااااااای دختر خطی با لباس آبی قایم شدی؟؟؟!!!

من دارم میام پیدات کنم.

منم از ترس اینکه تو جای من و پیدا نکنی جلوی دهنم و بگیرم که صدای ریز ریز خنده هام و نشنوی

بعد تو پیدام کنی و بگی :

آها، دیدمت دختر خطی با لباس آبی .

دیدممممممممممتتتتتتتتتتتتتتتتت !

بعدش ، من چشمام و ببندم و تا صد بشمارم

من صدای پاهات وبشنوم که داری فرار میدوویی تا یه جای مناسب برای قایم شدن پیدا کنی

من بگم :

98-99-100

اومددددددددددددددددددددددددددددددم

و تو بی صدا پشت صفحه نقاشیمون قایم شده باشی .

پسر خطی وقتی این حرفا رو شنید گفت:

وای چه فکر خوبی، یه صفحه بزررررررررگ که بتونیم توش با هم بازی کنیم و شاد باشیم

بعد پسر خطی با لباس آبی گفت:

ولی چطوری همچین صفحه ای و پیدا کنیم ؟

ما همیشه توی همین صفحه ها بودیم!

دختر خطی با لباس آبی گفت:

فکر کنم بهتر باشه از نقاشمون کمک بخوایم ، بخوایم که ما دوتا رو توی یه دفتر نقاشی دیگه که صفحه هاش خیلیییییییی بزرگتره نقاشی کنه

پس تصمیم گرفتن که هردوتایی داد بزنن :

ای نقاش مهربون ، تو رو خدا ما رو ببر توی یه صفحه دیگه که بتونیم با هم شاد باشیم و راحت بازی کنیم

نقاش صدای آدم خطی های دو بعدیش و شنید. دلش برای اونها سوخت .

پس یه دفتر دیگه که بزرگتر بود براشون آورد و گفت برید توی این صفحه اینجا جای بزرگتری برای بازی شما هست.

بعد هر دوتایی دست هم وگرفتن و رفتن توی صفحه سفید بزرگ .

صفحه خیلی خوب وبزرگ بود

جا برای هر دو تاییشون بود

هر دو بازی میکردن ، خوشحال بودن ، میخندیدن ، داد میزدن ، قایم باشک بازی میکردن.

یه روز اون دختر و پسر خطی با لباس آبی احساس کردن یک صدایی توی سینه های دو بعدیشون داره میاد.

هر دوتایی ساکت شده بودن ، دیگه بازی نمی کردن ، دیگه از قایم شدن خبری نبود .

اصلا دوست نداشتن یه لحظه هم دستهای خط خطیشون و از هم جدا کنن و برن پشت صفحه سفید کاغذ مخفی بشن .

همش با هم حرف میزدن ، از آرزوهاشون میگفتن و با هم درددل میکردن.

تا اینکه یه روز احساس کردن از این صفحه سفید بزرگ خسته شدن . و میخوان به جایی برن که با تمام صفحه های نقاشی که تا بحال توش زندگی کردن متفاوت بوده باشه.

احساس میکردن که اون صفحه های جدای از هم و همین صفحه بزرگ و سفیدی که توش با هم راحت قایم باشک بازی میکردن دیگه به دردشون نمیخوره. احساس میکردن که یه چیزی کم دارن. هر روز صدای قلب های اون دو تا توی سینه های دو بعدی و خطیشون بلند تر میشد.

یک روز نقاش چشمش افتاد به دوتا آدم خطیش با لباس های آبی.

دید بچه ها دستای هم و محکم گرفتن . و ساکت و آروم سرجاشون خشک شدن . دیگه حرکت نمیکنن.

نقاش گفت : آهای آدم های خطی با لباس آبی چی شده ؟

چرا غمگین شدین ؟ مگه از بازی کردن خسته شدین ؟ شما ها که دوست داشتین همیشه با هم بازی کنین و شاد باشین.

دختر خطی با لباس آبی گفت :

آره نقاش مهربون ، ما هنوزم دوست داریم با هم بازی کنیم ، اما نمیدونیم چرا دیگه نمیتونیم دستای هم و ول کنیم و دیگه دلمون نمیخواد برای لحظه ای هم که شده بریم پشت صفحه قایم بشیم.

نقاش گفت :

حتما دلتون برای صفحه های شخصی خودتون تنگ شده.

دختر خطی و پسر خطی همدیگه و محکم بغل کردن و گفتن :

نهههههههههههههههههههههههههههههه

نه نه نه نه نه

ما نمیخوایم بریم توی اون صفح های تنگ و تنها

نقاشی ها این دفعه همون شکلی موندن.

نقاش قلمش و برداشت و یه شاخه گل کنار صفحه نقاشی بزرگشون کشید.

پسر خطی با لباس آبی به گل نگاهی کرد ، بعد فکری به سرش زد . چشماش برقی زد و دوید طرف گل و اون و چید . بعد رفت پیش دختر خطی با لباس آبی و گفت:

عزیزم خیلی دوست دارم و گل وداد به دختر .

دختر خطی هم گفت : منم دوست دارم .

نقاش سادگی احساس اونها رو دید. گریه اش گرفت . یک قطره از اشکش چکید روی صفحه کاغذی.

و قطره دوم ، سوم و ...

آدمهای خطی چشماشون و بستن و همدیگه رو بغل کردن و دختر خطی گفت :

من هرگز بارون ندیده بودم ، اما شنیده بودم که بارون خیلی قشنگه ، اما فکر نمیکردم اینقدر قشنگ باشه !

هردوتایی چشماشون وبستن و همدیگه رو محکم زیر بارون اشکهای نقاش بغل کردن.

تا اینکه نقاش آروم گفت:

بچه های عزیزم ، چشماتون وباز کنین .

اونها چشماشون وباز کردن و فریاااااااااااااااااااااد زدن.

وااااااااااااااااااااااای خدا ، چه همه رنگ . چه همه نقاشی .

نقاش مهربون اونها رو این دفعه و برای همیشه کنار یه دریا روی یه دامنه سر سبز جایی که خورشید میرفت تا غروب کنه با چشم اندازی زیبا نقاشی کرده بود...

دختر خطی و پسر خطی با لباسهای آبی از تپه بالا رفتن و رو به دریا نشستن .

دختر خطی با لباس آبی گفت : من خیلی دوستت دارم .

پسر خطی با لباس آبی هم گفت : منم بی تو نمیتونم زندگی کنم .

بعد همدیگه رو دوباره بغل کردن و برای همیشه توی همون صفحه کاغذی ثابت شدن.

نقاش اون صفحه رو از بین همه صفحه ها ی دفتر نقاشی جدا کرد و قاب گرفت و به دیوار کوبید تا هرگز کسی دختر و پسر خطی با لباس آبی و از هم جدا نکنه .






دل می گه مهربونی
رفیق همزبونی

خارج شده است
22 خرداد 1386,ساعت 17:11:50
پاسخ #271 در:
afs
تشكر
-اهدا شده: 0
-دريافت شده: 2


تازه اول راهه
*
محبوبيت : 15
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 81
پاسخ : جملات و مطالبِ عشقولانه.عارفانه.قشنگانه شما‬
زمانه! به من آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست..... و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست ..... هيچ وقت دل به کسي نبند چون اين دنيا اين قدر کوچيکه که توش دو تا دل کنار هم جا نميشه ... اگر هم دل بستي هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اين قدر بزرگه که ديگه پيداش نمي کني

 

گفتی:دور مرا خط بکش.کشیدم.........حالا تو در محاصره منی!!!!!


 







زندگي حكايت مرد يخ فروشي است، كه از او پرسيدن : همه ي يخ ها را فروختي؟؟!!
گفت : نه!! نخريدند تمام شد!!!

خارج شده است
22 خرداد 1386,ساعت 17:18:20
پاسخ #272 در:
afs
تشكر
-اهدا شده: 0
-دريافت شده: 2


تازه اول راهه
*
محبوبيت : 15
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 81
پاسخ : جملات و مطالبِ عشقولانه.عارفانه.قشنگانه شما‬

اگه 2 تا بودی میذاشتمت رو چشام ، حالا که یکی هستی میذارمت تو قلبم






زندگي حكايت مرد يخ فروشي است، كه از او پرسيدن : همه ي يخ ها را فروختي؟؟!!
گفت : نه!! نخريدند تمام شد!!!

خارج شده است
28 خرداد 1386,ساعت 16:29:56
پاسخ #273 در:
sky rain
تشكر
-اهدا شده: 0
-دريافت شده: 34


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 11
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 249
پاسخ : جملات و مطالبِ عشقولانه.عارفانه.قشنگانه شما‬
 ارزش يک سال را دانش آموزي که مردود شده مي داند. ارزش يک ماه را مادري که فرزندي نارس به دنيا آورده مي داند. ارزش يک هفته را سردبير يک هفته نامه مي داند. ارزش يک دقيقه را شخصي که از قطار جا مانده. و ارزش يک ثانيه را آنکه از تصادفي مرگبار جان بدر برده مي داند. هر لحظه گنج بزرگي است، گنجتان را مفت از دست ندهيد! باز به خاطر بياوريد که زمان به خاطر هيچکس منتظر نمي ماند. ديروز به تاريخ پيوست، فردا معماست، و امروز هديه است






دوست داشتن دل می خواهد نه دلیل

خارج شده است
03 تير 1386,ساعت 21:40:03
پاسخ #274 در:
afs
تشكر
-اهدا شده: 0
-دريافت شده: 2


تازه اول راهه
*
محبوبيت : 15
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 81
پاسخ : جملات و مطالبِ عشقولانه.عارفانه.قشنگانه شما‬
از وقتی رفتی تنها می شینم جاتو خالی می بینم هر کجای دنیا تا گلی می چینم جاتو خالی می بینم بعد تو کو شور و حالی عشق من جای تو خالی هر زمان توآغازی ، نغمه ای و سازی با یاد تو گاهی از دل میکشم آهی رفته از سر هوشم تو مثل قصه هایی ، همیشه در خیالمی اما چرا نامهربون با روز و روزگارمی کاشکی مثل گذشته ها ، گذشته های با صفا می اومدی کنار من من گلایه ای نکردم مگه اشکام رو ندیدی چرا رفتی نموندی من که گلایه نکردم بغض شکستم رو ندیدی ، صدای خستم رو نشنیدی آخه من بی تو میمیرم برگرد پیشم عزیزم التماسم رو ندیدی رسیدم به آخر خط پایان قصه من رو ندیدی بزار دستات رو بگیرم ، دم آخر راحت بمیرم سهم من نبود که بی تو ، توی تنهایی بمیرم






زندگي حكايت مرد يخ فروشي است، كه از او پرسيدن : همه ي يخ ها را فروختي؟؟!!
گفت : نه!! نخريدند تمام شد!!!

خارج شده است
03 تير 1386,ساعت 21:40:33
پاسخ #275 در:
afs
تشكر
-اهدا شده: 0
-دريافت شده: 2


تازه اول راهه
*
محبوبيت : 15
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 81
پاسخ : جملات و مطالبِ عشقولانه.عارفانه.قشنگانه شما‬
بس که ديوار دلم کوتاه است ..... هر که از کوچه تنهايي ما ميگذرد..... به هواي هوسي هم که شده .... سرکي ميکشد و ميگذرد....






زندگي حكايت مرد يخ فروشي است، كه از او پرسيدن : همه ي يخ ها را فروختي؟؟!!
گفت : نه!! نخريدند تمام شد!!!

خارج شده است
04 تير 1386,ساعت 18:29:22
پاسخ #276 در:
sky blue
تشكر
-اهدا شده: 0
-دريافت شده: 0


تازه وارد
*
محبوبيت : 2
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 3
پاسخ : جملات و مطالبِ عشقولانه.عارفانه.قشنگانه شما‬
اگه دردي تو پاهات حس ميکني اگه احساس ميکني خيلي خسته اي به خاطر اينه که روزي هزار بار تو خاطر من مياي و ميري.






در گذرگاه زمان خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد ، عشق ها میمیرند ، رنگها رنگ دگر می گیرند و همین خاطرهاست که چه شیرین و چه تلخ دست نا خورده به جا می ماند

خارج شده است
06 تير 1386,ساعت 23:08:39
پاسخ #277 در:
sky rain
تشكر
-اهدا شده: 0
-دريافت شده: 34


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 11
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 249
پاسخ : جملات و مطالبِ عشقولانه.عارفانه.قشنگانه شما‬
ناپلئون ميگه : حرفی رو بزن که بتونی بنويسيش چيزی رو بنويس که بتونی امضاش کنی و چيزی رو امضا کن که بتونی پاش وايستی پس (دوستت دارم ) :Much: $40






دوست داشتن دل می خواهد نه دلیل

خارج شده است
23 تير 1386,ساعت 19:16:58
پاسخ #278 در:
sky rain
تشكر
-اهدا شده: 0
-دريافت شده: 34


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 11
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 249
پاسخ : جملات و مطالبِ عشقولانه.عارفانه.قشنگانه شما‬
دلم میخواد برم رو بلند ترین قله و داد بزنم که تا ابد بیشتر از ستارهای آسمون دوستت دارم ولی حیف که حسش نیست. Grin






دوست داشتن دل می خواهد نه دلیل

خارج شده است
09 مرداد 1386,ساعت 05:03:10
پاسخ #279 در:
آنارايا
مدير سايت
تشكر
-اهدا شده: 1748
-دريافت شده: 1272


*
محبوبيت : 981
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 1962
www.ANARAYA.com
WWW
پاسخ : جملات و مطالبِ عشقولانه.عارفانه.قشنگانه شما‬

منتظر نمان که پرنده ای بیاید و پروازت دهد ؛ در پرنده شدن خویش بکوش.






o94      o94      o94      o94      o94      o94      o94

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_

 o94      o94      o94      o94      o94      o94      o94

خارج شده است
09 مرداد 1386,ساعت 13:44:31
پاسخ #280 در:
sky rain
تشكر
-اهدا شده: 0
-دريافت شده: 34


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 11
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 249
پاسخ : جملات و مطالبِ عشقولانه.عارفانه.قشنگانه شما‬
برو به جهنم، چون فقط تو هستي كه ميتوني جهنم رو بهشت كني Cheesy






دوست داشتن دل می خواهد نه دلیل

خارج شده است
09 مرداد 1386,ساعت 21:21:46
پاسخ #281 در:
sky rain
تشكر
-اهدا شده: 0
-دريافت شده: 34


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 11
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 249
پاسخ : جملات و مطالبِ عشقولانه.عارفانه.قشنگانه شما‬
چي ميشه اگه بشه اخ اگه بشه شايدم نشه كه نميشه ولي اگه شد كه بشه كي ميدونه چي ميشه اگه بشه چي ميشه كه اگه شد مال من بشه يعني مال من ميشه --- بايدخريدارم شوي تامن خريدارت شوم-وانگه گرفتارم شوي تا من گرفتارت شوم من نيستم چون ديگران بازيچه بازيگران-اول بدست ارم تو راوانگه گرفتارت شوم --- تنها تواي درخت فرسوده تكيه گاهم شدي و تنها تو اي باد مرا ميخواني ومن حتي يك برگ از حرفهايت را نمي فهمم






دوست داشتن دل می خواهد نه دلیل

خارج شده است
21 مرداد 1386,ساعت 18:48:57
پاسخ #282 در:
MeMoL
مدیر سایـت
تشكر
-اهدا شده: 1144
-دريافت شده: 980


*
محبوبيت : 1045
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1965
WWW
پاسخ : جملات و مطالبِ عشقولانه.عارفانه.قشنگانه شما‬
نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهي که بلغزد بر من ، من خودم بودم و يک حس غريب که به صد عشق و هوس مي ارزید






دوستان ساده دلیم همتون رو دوست دارم


درون اتفاق درد ، میان شهر بی پیکر

          سکانس آخر شعرم ، منم بی تو که میمیرم

خارج شده است
29 مرداد 1386,ساعت 01:35:53
پاسخ #283 در:
king
تشكر
-اهدا شده: 1
-دريافت شده: 14


دیگه راه افتاده
*
محبوبيت : 33
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 359
پاسخ : جملات و مطالبِ عشقولانه.عارفانه.قشنگانه شما‬

تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار کسي نيست


شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتیم اما حال که ناخواسته به آن دعوت شدیم ، تا می توانیم زیبا برقصیم


آنتونی کویین: خوشبختی یعنی تسلیم نشدن در برابر بدبختی.


شامفور: محبت خرجی ندارد در حالی که همه چیز را خریداری میکند.


ویکتور هوگو: خوشبخت ترین انسان کسیست که خداوند دلی پر از احساس به او داده باشد







خارج شده است
29 مرداد 1386,ساعت 15:54:46
پاسخ #284 در:
sky rain
تشكر
-اهدا شده: 0
-دريافت شده: 34


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 11
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 249
پاسخ : جملات و مطالبِ عشقولانه.عارفانه.قشنگانه شما‬
اگه اشکی می شدم کنج نگاهت اگه آروم می چکیدم سر راهت اگه حتی نظری به من نداشتی اگه حتی پاتو روی من می ذاشتی من بازم دیونه نگات می موندم بازم عاشقونه زیر پات می موندم یا شاید گلی بشه از دل خاک سر بکشه اگه چشمه شد می تونی عشقو تو دلش ببینی اگه گل شُدِش می تونی عشقو از ساقش بچینی اگه روزی صد بار از چشات بیفتم دست خواهش بشمو به پات بیفتم اگه رد شی بی تفاوت از کنارم تو بدون عاشقمو و چاره ندارم هر جا باشم شکل عشقتو می گیرم تا ابد






دوست داشتن دل می خواهد نه دلیل

خارج شده است
صفحه: 1 ... 16 17 18 [19] 20 21 22 ... 43   بالا

 
پرش به :  

Powered by MySQL Powered by PHP Powered by SMF 1.1.16 | SMF © 2006-2011, Simple Machines
هاست تالار گفتمان ساده دل توسط ایران مدرن پشتیبانی می شود. | Sitemap
Valid XHTML 1.0! Valid CSS!


Google اين صفحه را ديده است ديروز، ساعت 19:39:52



آخرین ارسالها
آخرین ارسالها