شعر های بلند و کوتاه - * - 03 خرداد 1391,ساعت 20:40:35

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_



جدیدترین پست ها
موضوع : ♥♥کــــودکــــانــــــــه♥♥
متن : شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .این پسر خالمه؛پارسال ک...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 18:46:06
موضوع : متن اهنگ مورد علاقه ات رو بنويس
متن : بن بستبه من چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشههنوزم بیـن ما شاید یه حـس تـا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 18:31:30
موضوع : حرف دل
متن : نگاه نکنین متنش زیاده - البته اگه عین من حال خوندن متنای زیاد رو ندارین ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 18:03:23
موضوع : ليلة الرغائب (شب آرزوها)
متن : قدیمترا میخواستم توی تک تک آرزوها و فکرات باشم؛یا اگه نیستم لااقل بدون...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 17:28:06
موضوع : شعرهای بلند و کوتاه (4)
متن : دیرگاهیست که تنها شده امقصه غربت صحرا شده اموسعت درد فقط سهم من استباز ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : امروز، ساعت 16:55:27
موضوع : _-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_
متن : نوشته: علی 1360 در امروز، ساعت 12:25:50 .....دختر خانم ها مطمئناً نمی توانند در ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط آنارايا        تاریخ : امروز، ساعت 15:35:49
موضوع : ناامیدی تنها یک گناه است؟
متن : امید در کنار نا امیدی رنگ میگیره ؛ مثلا باید به یک جریانی کاملا و با دل ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 15:29:35
موضوع : •فروغ _ زنی تنها در آستانه فصلی سرد!•
متن : ناگفته هايي از فروغ  در حوزۀ سينماـ پيوندفيلم(يك آتش)كه در سال ۱۳۴۱ در ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : امروز، ساعت 15:16:37
موضوع : پاسخ : شعر هاي خنده دار
متن : ياهوهي گفتند: پدرومادرها!مراقب باشيداينترنت چيز بدي استماهواره خطر دا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : امروز، ساعت 14:56:49
موضوع : **اشتباهات داوري در فوتبال**
متن : پیش مییاد؛به دل نگیرین؛‏)‏
در ورزشی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : امروز، ساعت 12:50:12
موضوع : خواننده های ایرانی
متن : احسان خواجه امیری به همراه همسرش شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا ب...
در گـــالـــري عــكـــس
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 04:25:06
موضوع : تذکری به خودم
متن : باید یاد بگیرم چه حرفی بزنم ؛ قبل از گفتن هر حرفی خوب فکر کنم تا مبادا ن...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 03:54:40
موضوع : • مناجات •
متن : و ما برای عروج به آسمان آفریده شدیم ، خدایا زمین گیر شدنم را مپسند . . .
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 03:31:18
موضوع : 1400 صلوات براي .............
متن : درود بر دوستای خوبم شادی عزیز قبل از هر حرفی واقعا متأسفم به خاطر دوست ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 02:48:24
موضوع : مکالمه های شما...
متن : یه وقتایی ماها توی روز مکالمه ها و گفتگوهای جالبی داریم...بعد یه مدت یام...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shabpare        تاریخ : ديروز، ساعت 22:49:33

صفحه: 1 ... 26 27 28 [29] 30 31 32 ... 52   بالا
موضوع: شعر های بلند و کوتاه  (دفعات بازدید: 29098 بار) ابزارهاي تاپيك جستجو
0 كاربران و 9 مهمان درحال دیدن موضوع.
15 فروردين 1389,ساعت 05:40:00
پاسخ #420 در:
غزل فروش
مهمان
تشكر
-اهدا شده:
-دريافت شده:

پاسخ : شعر های بلند و کوتاه
لطفا اسم شاعرشو بهم بگین جناب موسوی هرچی فک میکنم یادم نمیاد.احساس میکنم شاملو یا دکتر شریعتی بودن






خارج شده است
15 فروردين 1389,ساعت 15:47:57
پاسخ #421 در:
شالیزه
مدیـر ارشد
تشكر
-اهدا شده: 1380
-دريافت شده: 2453


*
محبوبيت : 1126
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 2358
د♥لم پُــــــــــر است، پُــــــــــرِ پُــــــــر
پاسخ : شعر های بلند و کوتاه
لطفا اسم شاعرشو بهم بگین جناب موسوی هرچی فک میکنم یادم نمیاد.احساس میکنم شاملو یا دکتر شریعتی بودن

غزل جان شاعرِ این شعر، فریدون مشیری هستش o57






اشتباهی که یک عمر پشیمانم از آن

اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم!

***************


چو عاشق می شدم گفتم ربودم گوهر مقصود/ ندانستم که این دریا، چه موج خون فشان دارد!

خارج شده است
15 فروردين 1389,ساعت 17:41:51
پاسخ #422 در:
shadi.shadi
مدیر سابق
تشكر
-اهدا شده: 1025
-دريافت شده: 1348


*
محبوبيت : 697
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1081
پاسخ : شعر های بلند و کوتاه
من درد مشترك مرا فرياد كن!

قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی…
من درد مشترکم
مرا فریاد کن
*
درخت با جنگل سخن می گوید
علف با صحرا
ستاره با کهـکشان
و من با تو سخن می گویم
نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده
من ریشه های تو را دریافته ام
با لبانت برای همه لبها سخن گفته ام
و دستهایت با دستان من آشناست
در خلوتِ روشن با تو گریسته ام
برای خاطر زندگان,
و در گورستان تاریک با تو خوانده ام
زیباترین سرودها را
زیرا که مردگان این سال
عاشق ترینِ زندگان بوده اند


دستت را به من بده
دستهای تو با من آشناست
ای دیر یافته! با تو سخن می گویم
بسان ابر که با توفان
بسان علف که با صحرا
بسان باران که با دریا
بسان پرنده که با بهار
بسان درخت که با جنگل سخن می گوید
زیرا که من ریشه های تو را یافته ام
زیرا که صدای من با صدای تو آشناست
من درد مشترکم
مرا فریاد کن...
زنده یاد احمد شاملو






بودن يا نبودن ..
مسئله همين بودن ونبودن توست...

خارج شده است
16 فروردين 1389,ساعت 23:29:49
پاسخ #423 در:
elena
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 1939
-دريافت شده: 1810


*
محبوبيت : 748
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1214
هرگز نشد گشوده از اين آسمان دري!
پاسخ : شعر های بلند و کوتاه

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند

از همان لحظه که از چشم یقین افتادند
چشم های نگران آینه ی تردیدند

نشد از سایه ی خود هم بگریزند دمی
هر چه بیهوده به گرد خودشان چرخیدند

چون به جز سایه ندیدند کسی در پی خود
همه از دیدن تنهایی خود ترسیدند

غرق دریای تو بودند ولی ماهی وار
باز هم نام و نشان تو زهم پرسیدند

در پی دوست همه جای جهان را گشتند
کس ندیدند در آیینه به خود خندیدند

سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است
فصل ها را همه با فاصله ات سنجیدند

تو بیایی همه ساعتها و ثانیه ها
از همین روز، همین لحظه، همین دم عیدند
"قیصر امین پور"




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

shadi.shadi, موسوی

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند




خارج شده است
16 فروردين 1389,ساعت 23:54:28
پاسخ #424 در:
shadi.shadi
مدیر سابق
تشكر
-اهدا شده: 1025
-دريافت شده: 1348


*
محبوبيت : 697
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1081
پاسخ : شعر های بلند و کوتاه
به کجا چنین شتابان
گون از نسیم پرسید
دل من گرفته زینجا
ز غبار این بیابان
هوس سفر نداری؟

به کجا چنین شتابان
گون از نسیم پرسید
دل من گرفته زینجا
ز غبار این بیابان
هوس سفر نداری؟

همه آرزویم اما … چه کنم که بسته پایم
چه کنم که بسته پایم
به کجا چنین شتابان؟
به هر آن کجا که باشد،بجز این سرا، سرایم
سفرت به خیر اما
تو و دوستی خدا را
چو از این کویر وحشت، به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
برسان سلام ما را

«شفيعي كدكني»




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

مهلا, elena

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



بودن يا نبودن ..
مسئله همين بودن ونبودن توست...

خارج شده است
17 فروردين 1389,ساعت 13:21:58
پاسخ #425 در:
elaheye abha
تشكر
-اهدا شده: 23
-دريافت شده: 76


تازه وارد
*
محبوبيت : 62
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 56
پاسخ : شعر های بلند و کوتاه
بی خبر از هم ،خوابیدن چه سود !؟
بر مزار مردگان خویش نالیدن چه سود !؟
زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود !؟
گر نرفتی خانــــــــه اش تا زنده بود ، خانه ی صاحب عـــــــــزا تا صبح خوابیدن چه ســـود !؟
گر نــــپرسی حــــال من تا زنده ام بــعد مرگـــم اشــکو نالــیدن چه ســـــود !؟
زنده را در زندگی قدرش بدان ورنه مشـــکی از برای مرده پوشـــیدن چه سود !؟
گر نکردی یاد من تا زنده ام  ، سنگ مرمر روی قبرم وانهادنها چه سود !؟




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

شالیزه, موسوی, marjane

براي اين پست, 3 كاربر تشكر كرده اند



شاید نشود به گذشته برگشت و یک آغاز زیبا ساخت
               ولی می شود هم اکنون آغاز کرد و یک پایان زیبا ساخت

خارج شده است
17 فروردين 1389,ساعت 18:13:11
پاسخ #426 در:
شالیزه
مدیـر ارشد
تشكر
-اهدا شده: 1380
-دريافت شده: 2453


*
محبوبيت : 1126
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 2358
د♥لم پُــــــــــر است، پُــــــــــرِ پُــــــــر
پاسخ : شعر های بلند و کوتاه
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولى دل به پائیز نسپرده ایم

چو گلدان خالى لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم

اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم

اگر دل دلیل است، آورده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم

اگر دشنه دشمنان، گردنیم
اگر خنجر دوستان، گرده ایم

گواهى بخواهید، اینک گواه
همین زخم هایى که نشمرده ایم!

دلى سر بلند و سرى سر به زیر
از این دست عمرى به سر برده ایم


**********************

دست عشق از دامن دل دور باد!
می‌توان آیا به دل دستور داد؟

می‌توان آیا به دریا حكم كرد
كه دلت را یادی از ساحل مباد؟

موج را آیا توان فرمود: ایست!
باد را فرمود: باید ایستاد؟

آنكه دستور زبان عشق را
بی‌گزاره در نهاد ما نهاد

خوب می‌دانست تیغ تیز را
در كف مستی نمی‌بایست داد




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

elaheye abha, مهلا

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند


« آخرين ويرايش :توسط شالیزه »

اشتباهی که یک عمر پشیمانم از آن

اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم!

***************


چو عاشق می شدم گفتم ربودم گوهر مقصود/ ندانستم که این دریا، چه موج خون فشان دارد!

خارج شده است
19 فروردين 1389,ساعت 02:40:02
پاسخ #427 در:
موسوی
سرپرست سایت
تشكر
-اهدا شده: 3496
-دريافت شده: 791


*
محبوبيت : 510
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 613
پاسخ : شعر های بلند و کوتاه
پروانه را شکایتی از جور شمع نیست

عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم

خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست

شاهد شو ای شرار محبت که بی غشم

باور مکن که طعنه طوفان روزگار

جز در هوای زلف تو دارد مشوشم

سروی شدم به دولت آزادگی که سر

با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم

دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان

لب میگزد چو غنچه خندان که خامشم

هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب

ای آفتاب دلکش و ماه پری وشم

لب بر لبم بنه بنوازش دمی چونی

تا بشنوی نوای غزلهای دلکشم

ساز صبا به ناله شبی گفت شهریار

این کار تست من همه جور تو می کشم




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

elena, saeed21040, marjane

براي اين پست, 3 كاربر تشكر كرده اند



شادی پروانه اینست ، که هرچه تقلا کنی نمی توانی آنرا شکار کنی ! باید آرام باشی ، تا روی شانه هایت بنشیند ...
(( شانه هایت پر از پروانه باد ))

خارج شده است
20 فروردين 1389,ساعت 15:50:50
پاسخ #428 در:
elena
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 1939
-دريافت شده: 1810


*
محبوبيت : 748
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1214
هرگز نشد گشوده از اين آسمان دري!
پاسخ : شعر های بلند و کوتاه
دل داده ام بر باد ، بر هر چه باداباد
مجنون تر از لیلی ، شیرین تر از فرهاد
ای عشق از آتش اصل و نسب داری
از تیره ی دودی ، از دودمان باد
آب از تو توفان شد ، خاک از تو خاکستر
از بوی تو آتش ، در جان باد افتاد
هر قصر بی شیرین ، چون بیستون ویران
هر کوه بی فرهاد ، کاهی به دست باد
هفتاد پشت ما از نسل غم بودند
ارث پدر ما را ، اندوه مادرزاد
از خاک ما در باد ، بوی تو می آید
تنها تو می مانی ، ما می رویم از یاد
"قیصر امین پور"




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

saeed21040, شالیزه, موسوی

براي اين پست, 3 كاربر تشكر كرده اند




خارج شده است
20 فروردين 1389,ساعت 16:32:49
پاسخ #429 در:
jorj
تشكر
-اهدا شده: 1419
-دريافت شده: 1252


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 289
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 660
پاسخ : شعر های بلند و کوتاه
این نامه ز من که از تو دورم             
خاموش چو راه بی عبورم

بی توست مرا جهان فراموش           
 در سینه من فغان خاموش

خواهم همه با تو راز گفتن             
 در دل خسته باز گفتن

صد قصه کنم ز آشنایی                 
 بس گریه ز تلخی جدایی

از حال دلم تو را خبر نیست             
دل از دل من شکسته تر نیست

من نایم و تو مرا نوایی                   
تو جان منی ولی جدایی

بی همنفسان نفس چه باشد               
بلبل که رود قفس چه باشد

در جان منی میان جانی                 
 هر جا نگرم تو در میانی

در باغ تویی که دلپذیر است             
در جان تویی که بی نظیر است

در لاله تویی که دل رباید                 
در غنچه تویی که دل گشاید

در حلقه گفتگو تو هستی                 
 در پرده آرزو تو هستی

در چشمه تویی که تن نوازست         
 در گریه تویی که کار سازست

این درد فراغ کی سراید؟               
 ماه تو ز ابر کی بر آید؟

از زحمت صبر در فغانم                       
 صبری پس از این نمی توانم

تا چند کشم ز صبر خاری               
مُردم ز فریب بردباری

در راه امید بس دویدم                   
 دیگر ز امید نا امیدم

توشمعی وبی توشب خموش ست       
بی صبح شبم سیاه پوش است

یکشب که تو را به خواب دیدم           
در ظلمتم آفتاب دیدم

ماییم و دو چشم پر ستاره                 
تا ماه ز ره رسد دوباره

رفت از تن من توان پرواز             
 ترسم که دگر نبینمت باز

تا روی تو در برابم نیست               
دیدار دوباره باورم نیست

آنان که غم مرا ندیدند                   
 دیوار میان ما کشیدند

کی سرو جدا ز بوستان بود             
کی شاخه ز گل جدا توان بود

تو سرو منی به باغ برگرد             
 بنگر که غمت به ما چها کرد

کی بی تو بر آورم نفس را               
ای کاش که بشکنم قفس را

گر بی تو به طرف باغ بودم             
دلمرده و بی دفاع بودم

ما را به مصیبت آشنا کرد               
دستی که تو را ز ما جدا کرد

راهم به فضای باغ بسته ست           
در کنج قفس پرم شکسته ست

هر گاه که رسد پیامت از دور         
 ریزد به شب سیاه من نور

باور نشود مرا که دوری               
 چو پرَتو ماه در حضوری

از دور چو بشنوم صدایت               
وان موج لطیف خنده هایت

آید به تنم تب جوانی                     
 بویم همه عطر زندگانی

بانگ تو که در فضای سینه ست       
بر آتش خاطرم نسیم ست

اما چه کنم به وقت بدرود               
 پیچد به فضای سینه ام دود

تو خسته و خسته تر منم من             
تو بی کس و در به در منم من

بگذار که لب فرو ببندم                   
 ای راحت جان دردمندم

با حالت گریه نامه بستم                 
 در حال جنون قلم شکستم




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

elena, saeed21040

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
20 فروردين 1389,ساعت 17:37:19
پاسخ #430 در:
غزل فروش
مهمان
تشكر
-اهدا شده:
-دريافت شده:

پاسخ : شعر های بلند و کوتاه
مجنون اسیر سحر نگاه کسی مشو

هرگز کسی برای تو لیلا نمیشود




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

jorj, saeed21040, shadi.shadi, موسوی

براي اين پست, 4 كاربر تشكر كرده اند


« آخرين ويرايش :توسط غزل فروش »

خارج شده است
20 فروردين 1389,ساعت 23:28:28
پاسخ #431 در:
elena
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 1939
-دريافت شده: 1810


*
محبوبيت : 748
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1214
هرگز نشد گشوده از اين آسمان دري!
پاسخ : شعر های بلند و کوتاه

چشمه خورشید

من فکر میکنم،هرگز نبوده قلب من اینگونه گرم و سرخ
احساس میکنم،در بدترین دقایق این شام مرگ زای
چندین هزار چشمه خورشید در دلم،می جوشد از یقین
احساس میکنم،در هر کنار و گوشه این شوره زار یاس
چندین هزار جنگل شاداب ناگهان،می روید از زمین
آه ای یقین گمشده،ای ماهی گریز،در برکه های آینه لغزیده تو به تو
من آبگیر صافی ام؛ اینک به سحر عشق از برکه های آینه راهی به من بجو
من فکر میکنم،هرگز نبوده دست من اینسان بزرگ و شاد
احساس می کنم،در چشم من به آبشر اشک سرخ گون
خورشید بی غروب سرودی کشد نفس
احساس میکنم،در هر رگم به هر طپش قلب من کنون
بیدار باش قافله ای میزند جرس
آمد شبی برهنه ام از در چو روح آب
در سینه اش دو ماهی و در دستش آینه
گیسوی خیس او خزه بو چون خزه به هم
من بانگ بر کشیدم از آستان یاس
آه ای یقین یافته بازت نمی نهم
 "احمد شاملو"




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

saeed21040

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند




خارج شده است
20 فروردين 1389,ساعت 23:48:26
پاسخ #432 در:
saeed21040
تشكر
-اهدا شده: 172
-دريافت شده: 212


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 183
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 279
شیطون ،شر
WWW
پاسخ : شعر های بلند و کوتاه
باغی بوده ام از درختان سیب
درخت درخت فرزندانم را بردند
و خزان خزان فراموشی ام سپردند
اکنون باغی هستم سرشار از فجایع
با آسمانی کبود
و زمینی در انتظار تو
مرا به یاد آور
چرا که در قلب تو زیسته ام







سرنوشت بد نوشت

خارج شده است
21 فروردين 1389,ساعت 00:00:26
پاسخ #433 در:
saeed21040
تشكر
-اهدا شده: 172
-دريافت شده: 212


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 183
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 279
شیطون ،شر
WWW
پاسخ : شعر های بلند و کوتاه


تو را گم مي کنم هر روز و پيدا مي کنم هر شب



بدين سان خواب ها را با تو زيبا مي کنم هر شب



                              تبي اين کاه را چون کوه سنگين مي کند آنگاه



                               چه آتش ها که در اين کوه برپا مي کنم هر شب



 



رفتي و نديدي که چه محشر کردم



با اشکتمام کوچه را تر کردم



وقتي که شکست بغض تنهايي من



وابستگي ام را به تو باور کردم



 



طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته



شعر مي گويم به يادت در قفس غمگين و خسته



من چه تنها و غريبم بي تو در درياي هستي



ساحلم شو غرق گشتم بي تو در شبهاي مستي



 



آنکه چشمان تو را اين همه زيبا مي کرد



کاش از روز ازل فکر دل ما مي کرد



يا نمي داد به تو اين همه زيبايي را



يا مرا در غم عشق تو شکيبا مي کرد




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

jorj, شالیزه

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



سرنوشت بد نوشت

خارج شده است
21 فروردين 1389,ساعت 00:50:13
پاسخ #434 در:
jorj
تشكر
-اهدا شده: 1419
-دريافت شده: 1252


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 289
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 660
پاسخ : شعر های بلند و کوتاه
شاعر نشدم شعر غم انگیز خود آمد به دهانم
هی با من دلخسته مگو یا که چنینم که چنانم

از بس که سفر کرد ازین دل بجمال تو خیالم
کلکم ز تو مملو شد و بر لوح نه غلطید بجانم

گویی که سرانگشت قلم بافته با سحر کلامم
اما تو زدی شانه به زلفی که دهد راه نشانم

تا زلف سخن با سرگیسوی تو آمیخت به اعجاز
شعرم صدفی گشت به دل سرّ تو را کرد نهانم

من بی خبر از خود شدم و محو تماشای تو گشتم
در طور دلم نور تو بر شاخه طوباست عیانم

رنجوری و ژولیدگی و گوشه نشینی ست بساطم
من نیز چنان حافظ و سعدی و کسان نیست توانم

چون پیر خرابات به ورد سحر از تحفه درویش سخن گفت
من نیز تهی دستم و عمریست ثناگوست زبانم

رفعت طلب از شاه و ز رندان تو مدد خواه که من نیز
جز شعر و عبارات و خیالات غم انگیز ندانم




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

saeed21040, شالیزه, shadi.shadi, elena

براي اين پست, 4 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
صفحه: 1 ... 26 27 28 [29] 30 31 32 ... 52   بالا

 
پرش به :  

تاپيک هاي مشابه
عنوان نويسنده پاسخ ها مشاهده آخرين ارسال
شعر های کوتاه و بلند جهان ادبـــی - مــذهــبــی « 1 2 » غزل فروش 24 1588 آخرين ارسال 27 خرداد 1390,ساعت 01:49:00
توسط ZAGHI
==== داستان کوتاه 2 ==== ادبـــی - مــذهــبــی « 1 2 ... 5 6 » شالیزه 80 3225 آخرين ارسال 20 ارديبهشت 1391,ساعت 15:42:06
توسط پديده
شعرهای بلند و کوتاه (4) ادبـــی - مــذهــبــی « 1 2 ... 9 10 » شالیزه 139 3688 آخرين ارسال امروز، ساعت 16:55:27
توسط مرتضی محمدی
Powered by MySQL Powered by PHP Powered by SMF 1.1.16 | SMF © 2006-2011, Simple Machines
هاست تالار گفتمان ساده دل توسط ایران مدرن پشتیبانی می شود. | Sitemap
Valid XHTML 1.0! Valid CSS!


Google اين صفحه را ديده است 25 ارديبهشت 1391,ساعت 04:51:18



آخرین ارسالها
آخرین ارسالها