مهم: در درياي نيلفام خوابهاي شيرين شب، صدف هاي رنگين خيال را مي كاوم، شايد مرواريد روياي ساده دلان را در آن بيابم 'گلوريا'
 
*
به تالار گفتمان "ساده دل" خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید. 20 اسفند 1388,ساعت 00:19:18


لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید



نام انجمن آخرين موضوعات ارسال کننده تاريخ
  گــــفــــتــــگــــو آزاد   چت روم آفلاين (احوالپرسي و گپ با دوستان) -2-   گلوريا   ديروز، ساعت 22:43:20 بعدازظهر
  اطـلـاعــیــه، راهــنــمــا و اخــبــار انـجـمـن هـا   قدردانی از موفق ترین کاربر در ماه گذشته   miladsantio   ديروز، ساعت 20:06:35 بعدازظهر
  ادبـــی - مــذهــبــی   چند جمله براي تمام زندگي   صمد   ديروز، ساعت 19:51:26 بعدازظهر
  عــلــمــی - ورزشـی   نجوم بخش دوم – آسمان دروازه زمان   miladsantio   ديروز، ساعت 19:48:56 بعدازظهر
  گــــفــــتــــگــــو آزاد   چشممان هیچ وقت درست نمی بیند   صمد   ديروز، ساعت 19:45:49 بعدازظهر
  ادبـــی - مــذهــبــی   شعر چیست؟ شاعر کیست؟   صمد   ديروز، ساعت 19:38:03 بعدازظهر
  گــــفــــتــــگــــو آزاد   خودم و خودم   صمد   ديروز، ساعت 19:35:27 بعدازظهر
  گــــفــــتــــگــــو آزاد   فقط بگو   صمد   ديروز، ساعت 19:31:21 بعدازظهر
  عــلــمــی - ورزشـی   نجوم بخش سوم - از تولد تا مرگ یک ستاره   miladsantio   ديروز، ساعت 19:29:24 بعدازظهر
  ادبـــی - مــذهــبــی   شعر های بلند و کوتاه   صمد   ديروز، ساعت 19:27:55 بعدازظهر
  فیلم ايراني و خارجي   تصاویر برندگان اسکار 2010   meysam   ديروز، ساعت 15:03:12 بعدازظهر
  گـــالـــري عــكـــس   منظره و طبیعت   shadi.shadi   18 اسفند 1388,ساعت 23:12:34
  آمـــــوزش تــــرفــــنــــد   حقه‌هايي براي خالي كردن حافظه   shadi.shadi   18 اسفند 1388,ساعت 23:03:01
  معرفی و دانلود نرم افزار   لینک دانلود انواع نرم افزارها ( با توضیح )   VICTORY   18 اسفند 1388,ساعت 22:44:49
  اخبار شبـكه و ايـنـتـرنـت   نفس‌های آیتونز به شمارش افتاد   meysam   18 اسفند 1388,ساعت 18:25:26


وضعيت تاپيك
عنوان موضوع
موضوع: شعر های بلند و کوتاه
تعداد پاسخ ها
376
تعداد بازديد
10107

صفحه: 1 ... 19 20 21 [22] 23 24 25 26   پایین
  به مورد علاقه ها اضافه شود  |  چاپ صفحه  
نويسنده موضوع: شعر های بلند و کوتاه  (دفعات بازدید: 10107 بار)
0 کاربران و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
shadi.shadi
مدير انجمن
کاربر نمونه
*

محبوبيت : 300
آنلاین آنلاین

جنسيت : دختر
محل سکونت : ايران زمين
تعداد ارسال: 607
تعداد تاپيك ها: 17
تشكر اهدا شده: 244
تشكر دريافت شده: 373




active
experience
level

نمايش پيغام هاي اين كاربر
« پاسخ #315 : 17 بهمن 1388,ساعت 20:27:12 »

فرهناز عزيز!!! اين شعر درمقابل شعر كوچه فريدون مشيري عالي بود...ممنون . فقط شاعرش رو اگر ممكنه يادداشت كن ! درضمن خوش اومدي o74 o74


خارج شده است

اين نيز بگذرد...
elena
مدیر انجمن
کاربر نمونه
*

محبوبيت : 343
آنلاین آنلاین

جنسيت : دختر
محل سکونت : شیراز
تعداد ارسال: 581
تعداد تاپيك ها: 14
تشكر اهدا شده: 364
تشكر دريافت شده: 368




khaste

active
experience
level

نمايش پيغام هاي اين كاربر
« پاسخ #316 : 18 بهمن 1388,ساعت 00:33:20 »

دیدی که رسوا شد دلم، غرق تمنا شد دلم
دیدی که من با این دل بی آرزو عاشق شدم
با آن همه آزادگی، بر زلف او عاشق شدم
ای وای اگر صیاد من، غافل شود از یاد من، قدرم نداند
فریاد اگر از کوی خود، وز رشته‌ی گیسوی خود، بازم رهاند
در پیش بی دردان چرا، فریاد بی‌حاصل کنم
گر شکوه‌ای دارم ز دل، با یار صاحبدل کنم
وای ز دردی که درمان ندارد
فتادم به راهی که پایان ندارد
شنیدم بوی او، مستانه رفتم سوی او
تا چون غبار کوی او، در کوی جان منزل کند
وای ز دردی که درمان ندارد
فتادم به راهی که پایان ندارد
دیدی که رسوا شد دلم، غرق تمنا شد دلم
دیدی که در گرداب غم، از فتنه‌ی گردون رهی
افتادم و سرگشته چون، امواج دریا شد دلم
دیدی که رسوا شد دلم، غرق تمنا شد دلم"رهی معیری"


خارج شده است

"حکمت وزیدن باد رقصاندن برگ ها نیست،امتحان ریشه هاست."
elena
مدیر انجمن
کاربر نمونه
*

محبوبيت : 343
آنلاین آنلاین

جنسيت : دختر
محل سکونت : شیراز
تعداد ارسال: 581
تعداد تاپيك ها: 14
تشكر اهدا شده: 364
تشكر دريافت شده: 368




khaste

active
experience
level

نمايش پيغام هاي اين كاربر
« پاسخ #317 : 18 بهمن 1388,ساعت 00:35:44 »

نه دل مفتون دلبندي نه جان مدهوش دلخواهي
نه بر مژگان من اشكي نه بر لب‌هاي من آهي
نه جان بي‌نصيبم را پيامي از دلارامي
نه شام بي‌فروغم را نشاني از سحرگاهي
نيابد محفلم گرمي نه از شمعي نه از جمعي
ندارد خاطرم الفت نه با مهري نه با ماهي
بديدار اجل باشد اگر شادي كنم روزي
به بخت واژگون باشد اگر خندان شوم گاهي
كيم من؟ آرزو گم كرده‌اي تنها و سرگردان
نه آرامي نه اميدي نه همدردي نه همراهي
گهي افتان و خيزان چون غباری در بیابانی 
گهی خاموش و حیران چون نگاهي بر نظرگاهي
رهي تا چند سوزم در دل شبها چو كوكب‌ها
به اقبال شرر نازم كه دارد عمر كوتاهی"رهی معیری"


خارج شده است

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

shadi.shadi

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند

"حکمت وزیدن باد رقصاندن برگ ها نیست،امتحان ریشه هاست."
شالیزه
مدیر انجمن
کسی به گرد پاش نمیرسه
*

محبوبيت : 218
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 812
تعداد تاپيك ها: 13
تشكر اهدا شده: 326
تشكر دريافت شده: 307




active
experience
level

نمايش پيغام هاي اين كاربر
« پاسخ #318 : 18 بهمن 1388,ساعت 11:01:03 »

می روم راهی دریغا رد پایی نیست باز

در نگاه خیس شب هم روشنایی نیست باز

خط کشی کردم غرورم را ولی اه از سکوت

می روم اما نشانی از صدایی نیست باز

از تمام کوچه های خستگی نالم بپرس

جز من عاشق سر راهت گدایی نیست باز

کاش می شد عقده ها را مهر با طل می زدم

عقده ها باطل شد و راو راه رهایی نیست باز

باز بال و پرگشودم می روم تا دورها

در هوای این رهایی رهنمایی نیست باز


خارج شده است

به نامرد کردم محبت بسی/ محبت نشاید به هر ناکسی/ تهیدستی و بی کسی درد نیست/ که دردی چو دیدار نامرد نیست
شالیزه
مدیر انجمن
کسی به گرد پاش نمیرسه
*

محبوبيت : 218
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 812
تعداد تاپيك ها: 13
تشكر اهدا شده: 326
تشكر دريافت شده: 307




active
experience
level

نمايش پيغام هاي اين كاربر
« پاسخ #319 : 18 بهمن 1388,ساعت 11:06:06 »

حسرت دیده بی تاب تو بیمارم کرد

آن نگاه نگرانت دل تبدار مرا خوابم کرد

بی جهت نیست که مست رخ زیبای تو ام

لب گلگون تو در دشت خزان آبم کرد

مستی ام جام نگاهی ز افق های تو بود

آه ،آن صورت مهتاب تو در خوابم کرد

شهر را از تب بیماری من جایی نیست

راه گم کرده به دنبال تو آواره و ویرانم کرد

اشکم از دیده به گرمای نفسهای تو بود

جام اندوه تو مر همره و همرام کرد

**************
ميروي تا با نبودن عشق را پر پر کنی

میروی با اشک حسرت ، دیده ام را ترکنی

آن همه گفتی نگاهت با نگاهم زنده است

من نباشم ، می توانی روزها را سر کنی

در نبودت گریه کردم ، آینه احساس کرد

آینه شو ، گریه ام را حس کنی باور کنی

سبز در عشقت شدم کم کم تو دانستی ولی

عاقبت می خواستی در قلب من خنجر کنی

بعد تو در سینه نامت می شود یک خاطره

کاش می شد قصه عشق مرا باور کنی




خارج شده است

به نامرد کردم محبت بسی/ محبت نشاید به هر ناکسی/ تهیدستی و بی کسی درد نیست/ که دردی چو دیدار نامرد نیست
شالیزه
مدیر انجمن
کسی به گرد پاش نمیرسه
*

محبوبيت : 218
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 812
تعداد تاپيك ها: 13
تشكر اهدا شده: 326
تشكر دريافت شده: 307




active
experience
level

نمايش پيغام هاي اين كاربر
« پاسخ #320 : 18 بهمن 1388,ساعت 11:07:08 »

رفت و دريغا از برم آرام جانم ميرود

همراه او با كاروان از تن روانم ميرود

هرگز ندارم طاقتي از بهر دوري ساعتي

اندر پي اش فرياد ها تا آسمانم ميرود

شد در گلو بغضم گره از بخت خود دارم گله

اي واي من اي واي دل آرام جانم ميرود

من تا سحر زاري كنم از ديده خون جاري كنم

چون بنگرم از پيش من آن دلستانم ميرود

تنها نگريد ديده ام تنها نسوزد سينه ام

آتش به جان زين رفتنش تا استخوانم ميرود

اي واي من اي واي من اي واي دل اي واي دل

آرام جانم ميرود گويي كه جانم ميرود


خارج شده است

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

elena

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند

به نامرد کردم محبت بسی/ محبت نشاید به هر ناکسی/ تهیدستی و بی کسی درد نیست/ که دردی چو دیدار نامرد نیست
shadi.shadi
مدير انجمن
کاربر نمونه
*

محبوبيت : 300
آنلاین آنلاین

جنسيت : دختر
محل سکونت : ايران زمين
تعداد ارسال: 607
تعداد تاپيك ها: 17
تشكر اهدا شده: 244
تشكر دريافت شده: 373




active
experience
level

نمايش پيغام هاي اين كاربر
« پاسخ #321 : 18 بهمن 1388,ساعت 14:02:58 »

     از مزرعه عشق به جزغم نرسيد
 
           بارفتن سردبازدم،دم نرسيد
 
 از واژه عشق تو خدا مي رويد
 
      جايي كه رسيده ام خداهم نرسيد


خارج شده است

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

elena

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند

اين نيز بگذرد...
elena
مدیر انجمن
کاربر نمونه
*

محبوبيت : 343
آنلاین آنلاین

جنسيت : دختر
محل سکونت : شیراز
تعداد ارسال: 581
تعداد تاپيك ها: 14
تشكر اهدا شده: 364
تشكر دريافت شده: 368




khaste

active
experience
level

نمايش پيغام هاي اين كاربر
« پاسخ #322 : 19 بهمن 1388,ساعت 01:39:31 »

بمون ولي به خاطر غرور خسته ام برو

برو ولي به خاطر دل شكسته ام بمون

 
به موندن تو عاشقم به رفتن تو مبتلا

شكسته ام ولي برو ، بريده ام ولي بيا

 
چه گيج حرف مي زنم ، چه ساده درد مي كشم

اسير قهر و آشتي ميون آب و آتشم

 
چه عاشقانه زيستم چه بي صدا گريستم

چه ساده با تو هستم و چه ساده بي تو نيستم

 
تو را نفس كشيدم و  به گريه با تو ساختم

چه دير عاشقت شدم چه ديرتر شناختم

 
تو با مني و بي توأم ببين چه گريه آوره

سكوت کن سکوت کن سكوت حرف آخره

 
ببين چه سرد و بي صدا ببين چه صاف و ساده ام

گلي كه دوست داشتم به دست باد داده ام

 
بمون كه بي تو زندگي تقاص اشتباهمه

عذاب دوست داشتن تلافي گناهمه


خارج شده است

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

شالیزه, shadi.shadi

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند

"حکمت وزیدن باد رقصاندن برگ ها نیست،امتحان ریشه هاست."
elena
مدیر انجمن
کاربر نمونه
*

محبوبيت : 343
آنلاین آنلاین

جنسيت : دختر
محل سکونت : شیراز
تعداد ارسال: 581
تعداد تاپيك ها: 14
تشكر اهدا شده: 364
تشكر دريافت شده: 368




khaste

active
experience
level

نمايش پيغام هاي اين كاربر
« پاسخ #323 : 19 بهمن 1388,ساعت 01:43:34 »


جاده آخر نداره رسيدناش خياليه

اُفقِ دشت’ ببين تا بي نهايت خاليه

تو حصاري افتاديم كه هيچ كجاش در نداره

زندگي يه خطِ ممتده كه آخر نداره

دستامون تو دستِ هم زندگيا سر مي‌رسه

ما به هم مي‌رسيم اما ، كي به آخر مي‌رسه

لذّت اومدنا تو اضطرابِ رفتنه

طعمِ آغوشي كه شيرينه و تلخه با منه

كاشكي ما دونه باشيم تو خاكا پنهون بمونيم

تو رگِ درختايِ تازه مثِ خون بمونيم

دستِ آخرين مسافر كه اسيرِ زمينه

ما رو مثلِ سيبي از شاخه يِ دنيا بچينه


خارج شده است

"حکمت وزیدن باد رقصاندن برگ ها نیست،امتحان ریشه هاست."
شالیزه
مدیر انجمن
کسی به گرد پاش نمیرسه
*

محبوبيت : 218
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 812
تعداد تاپيك ها: 13
تشكر اهدا شده: 326
تشكر دريافت شده: 307




active
experience
level

نمايش پيغام هاي اين كاربر
« پاسخ #324 : 19 بهمن 1388,ساعت 14:37:57 »

من خود نمی روم دگری می برد مرا
نابرده باز سوی تو می آورد مرا
کالای زنده ام که به سودای ننگ و نام
این می فروشد آن دگری می خرد مرا
یک بار هم که گردنه امن و امان نبود
گرگی به گله می زند و می درد مرا
در این مراقبت چه فریبی است ای تبر
هیزم شکن برای چه می پرورد مرا ؟
عمری است پایمال غمم تا که زندگی
این بار زیر پای که می گسترد مرا
شرمنده نیستیم ز هم در گرفت و داد
چندانکه می خورم غم تو ، می خورد مرا
قسمت کنیم آنچه که پرتاب می شود
شاخه گل قبول تو را ، سنگ رد مرا

**************

به دیدن آمده بودم دری گشوده نشد
 صدای پای تو ز آنسوی در ، شنوده نشد
 سرت به بازوی من تكیه ای نداد و سرم
 دمی به بالش دامان تو غنوده نشد
لبم به وسوسه ی بوسه دزدی آمده بود
 ولی جواهری از گنج تو ربوده نشد
 نشد كه با تو برآرم دمی نفس به نفس
 هوای خاطرم امروز مشكسوده نشد
 به من كه عاشق تصویرهای باغ و گلم
 نمای ناب تماشای تو نموده نشد
 یكی دو فصل گذشت از درو ، ولی چه كنم
 كه باز خوشه ی دلتنگیم دروده نشد
 چه چیز تازه در این غربت است ؟ كی ؟ چه زمان
 غروب جمعه ی من بی تو پوك و پوده نشد ؟
 همین نه ددیدنت امروز - روزها طی گشت
كه هر چه خواستم از بوده و نبوده نشد
 غم ندیدن تو شعر تازه ساخت . اگر
 به شوق دیدن تو تازه ای سروده نشد


خارج شده است

به نامرد کردم محبت بسی/ محبت نشاید به هر ناکسی/ تهیدستی و بی کسی درد نیست/ که دردی چو دیدار نامرد نیست
شالیزه
مدیر انجمن
کسی به گرد پاش نمیرسه
*

محبوبيت : 218
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 812
تعداد تاپيك ها: 13
تشكر اهدا شده: 326
تشكر دريافت شده: 307




active
experience
level

نمايش پيغام هاي اين كاربر
« پاسخ #325 : 19 بهمن 1388,ساعت 14:41:19 »

رفتم اما دل من مانده برِ دوست هنوز

می برم جسمی و، جان در گرو اوست هنوز

هر چه او خواست، همان خواست دلم بی کم و کاست

گرچه راضی نشد از من دل آن دوست هنوز

گر چه با دوری ی ِ او زندگیم نیست، ولی

یاد او می دمدم جان به رگ و پوست هنوز

بر سرو سینه ی من بوسه ی گَرْمش گل کرد

جان ِ ‌حسرت زده زان خاطره خوشبوست هنوز.

رشته ی مهر و وفا شُکر که از دست نرفت

بر سر شانه ی من تاری از آن موست هنوز

بکِشد یا بکُشد، هر چه کند دَم نزنم

مرحبا عشق که بازوش به نیروست هنوز

هم مگر دوست عنایت کند و تربیتی

طبع من لاله ی صحرایی ِخودروست هنوز

با همه زخم که سیمین به دل از او دارد

می کشد نعره که آرامِ دلم اوست هنوز...




خارج شده است

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

مهلا

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند

به نامرد کردم محبت بسی/ محبت نشاید به هر ناکسی/ تهیدستی و بی کسی درد نیست/ که دردی چو دیدار نامرد نیست
شالیزه
مدیر انجمن
کسی به گرد پاش نمیرسه
*

محبوبيت : 218
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 812
تعداد تاپيك ها: 13
تشكر اهدا شده: 326
تشكر دريافت شده: 307




active
experience
level

نمايش پيغام هاي اين كاربر
« پاسخ #326 : 19 بهمن 1388,ساعت 14:53:51 »

به دیدن آمده بودم دری گشوده نشد
 
 صدای پای تو ز آنسوی در ، شنوده نشد

 سرت به بازوی من تكیه ای نداد و سرم

 دمی به بالش دامان تو غنوده نشد

لبم به وسوسه ی بوسه دزدی آمده بود

 ولی جواهری از گنج تو ربوده نشد

 نشد كه با تو برآرم دمی نفس به نفس
 
 هوای خاطرم امروز مشكسوده نشد

 به من كه عاشق تصویرهای باغ و گلم

 نمای ناب تماشای تو نموده نشد

 یكی دو فصل گذشت از درو ، ولی چه كنم

 كه باز خوشه ی دلتنگیم دروده نشد

 چه چیز تازه در این غربت است ؟ كی ؟ چه زمان

 غروب جمعه ی من بی تو پوك و پوده نشد ؟

 همین نه ددیدنت امروز - روزها طی گشت

كه هر چه خواستم از بوده و نبوده نشد

 غم ندیدن تو شعر تازه ساخت . اگر

 به شوق دیدن تو تازه ای سروده نشد


خارج شده است

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

مهلا

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند

به نامرد کردم محبت بسی/ محبت نشاید به هر ناکسی/ تهیدستی و بی کسی درد نیست/ که دردی چو دیدار نامرد نیست
شالیزه
مدیر انجمن
کسی به گرد پاش نمیرسه
*

محبوبيت : 218
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 812
تعداد تاپيك ها: 13
تشكر اهدا شده: 326
تشكر دريافت شده: 307




active
experience
level

نمايش پيغام هاي اين كاربر
« پاسخ #327 : 19 بهمن 1388,ساعت 16:18:06 »

نفرین نکن  جهنم عقبا نمی روم
فکری بکن بدون تو تنها نمی روم 

بر روی سنگ فرش دلم هی قدم نزن
نشکن چنین مرا که از اینجا نمی روم

قلبم سیاه شد و دلم گُر گرفته است
دودم ولي ببين كه به بالا نمي روم

از دست می روم و ترحم نمی کنی
با چشم خود نپرس که آیا نمی روم ...!

آهم گرفته دامن این ابر تیره را
بارن اشک آمدو اما نمی روم

من در سكوت  خلوت خود غرق می شوم
بی موج بوسه ات لب دریا نمی روم

هي منتظر شدم که دمی مهربان شوی
ظالم تبر نزن تو دلم را نمي روم

باشد غلام حلقه به گوشت شدم ولي
فرمان نده که حضرت والا نمی روم

(سید مهدی نژاد هاشمی)


خارج شده است

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

Xman, elena

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند

به نامرد کردم محبت بسی/ محبت نشاید به هر ناکسی/ تهیدستی و بی کسی درد نیست/ که دردی چو دیدار نامرد نیست
elena
مدیر انجمن
کاربر نمونه
*

محبوبيت : 343
آنلاین آنلاین

جنسيت : دختر
محل سکونت : شیراز
تعداد ارسال: 581
تعداد تاپيك ها: 14
تشكر اهدا شده: 364
تشكر دريافت شده: 368




khaste

active
experience
level

نمايش پيغام هاي اين كاربر
« پاسخ #328 : 20 بهمن 1388,ساعت 19:09:00 »

یکنفس بی یاد جانان بر نمی آید مرا                              ساعتی بی شور و مستی سرنمی آید مرا

سربسر گشتم جهانرا خشک وتر دیدم بسی                   جز جمال او بچشم تر نمی آید مرا

هم محبت جان ستاندهم محبت جان دهد                      بی محبت هیچ کاری بر نمی آید مرا

شربت شهد شهادت کی بکام دل رسد                           ضربتی از عشق تا برسر نمی آید مرا

جان بخواهم دادآخر در ره عشق کسی                         هیچ کار از عاشقی خوشتر نمی آید مرا

تانفس دارم نخواهم داشت دست ازعاشقی                  یکنفس بی عیش و عشرت سرنمی آید مرا

غیروصف عاشق و معشوق و حرف عشق فیض                درّی از دریای فکرت بر نمی آید مرا

گر سخن گویم دگر از عشق خواهم گفت و بس                جز حدیث عشق در دفتر نمی آید مرا
"فیض کاشانی"


خارج شده است

مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

مهلا

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند

"حکمت وزیدن باد رقصاندن برگ ها نیست،امتحان ریشه هاست."
شالیزه
مدیر انجمن
کسی به گرد پاش نمیرسه
*

محبوبيت : 218
آفلاین آفلاین

جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 812
تعداد تاپيك ها: 13
تشكر اهدا شده: 326
تشكر دريافت شده: 307




active
experience
level

نمايش پيغام هاي اين كاربر
« پاسخ #329 : 21 بهمن 1388,ساعت 16:04:28 »

دلم، یاران! ز غم در اضطراب است

امیدم نقش بی حاصل بر آب است.

دگر از چشمه ی خورشید قهرم

که آبش - آنچه دانستم - سراب است.

حریف آشنایی ها غریب است؛

همای نیکبختی ها غُراب است.

دریغا! رهبر مستان کسی بود

که خود از جام خودکامی خراب است.

درخشیدن، گذر کردن، خموشی،

خدایا! نیست اختر، این شهاب است.

سخن از «تابش خورشید» گویی،

کجا این تشت پر خون آفتاب است؟

ز پشت پرده خنجر می درخشد،

تو می گویی: «هلال اندر سحاب است»!

بر آهن می خراشد پنجه را دیو،

تو می رقصی که: «این بانگ رباب است»!

به جامت بس شرنگ تلخ کردند،

تو می نوشی که : «این شهد و شراب است»!

جگر ها بر سر آتش ز کف رفت،

تو می خندی که : ‌«این بوی کباب است»!

رفیقان جمله از ره بازگشتند،

تو می گویی که : «این راه صواب است»!

به گوشم قصه ی امّید خوانی

فغان! کاین قصه ای پُر آب و تاب است.

امیدی من نمی بینم، دریغا!

عروس قصه هایت در حجاب است؟

خداوندا! مگر کور است چشمم؟

خداوندا! مگر عقلم به خواب است؟

«خدایا زین معما پرده بردار»،

دعای دردمندان مستجاب است.

تو می دانی که جانم بی شکیب است،

تو می دانی که دردم بی حساب است.

نه کس را گفته ای با کرده همراه،

نه کس را سوی مقصودی شتاب است

مرا، ای دوست، پند و قصه کافی است

که جانم زین سخن ها در عذاب است.

«شتابی، کوششی، جهدی، تلاشی...»

مرا- گر عاقلی - اینها جواب است.
                                                   (سیمین بهبهانی)
« آخرين ويرايش: 21 بهمن 1388,ساعت 16:17:57 توسط شالیزه »

خارج شده است

به نامرد کردم محبت بسی/ محبت نشاید به هر ناکسی/ تهیدستی و بی کسی درد نیست/ که دردی چو دیدار نامرد نیست
صفحه: 1 ... 19 20 21 [22] 23 24 25 26   بالا
  به مورد علاقه ها اضافه شود  |  چاپ صفحه  

 
پرش به :  



* قوانین ارسال
شما نمي توانيد تاپيک جديد ارسال نماييد .

شما نمي توانيد جواب پست ارسال نماييد .

شما نمي توانيد فايل پيوست کنيد .

شما نمي توانيد پست خود را ويرايش کنيد .
کدهای BB خاموش است .
شکلک ها خاموش است .
کد هاي [img] خاموش است .
کد هاي Html خاموش است .

Powered by MySQL Powered by PHP Powered by SMF | SMF © 2007, Simple Machines LLC | Persian Language Pack by YaranTOOS Group | Iranian Date By Iran Modern Co

تمامی حقوق اين سايت متعلق به تالار گفتمان ساده دل می‌باشد. انتشار مطالب با ذكر منبع آزاد است.




Valid XHTML 1.0! Valid CSS! This Theme Edited by hodhodshop


گوگل اين صفحه را ديده است 09 اسفند 1388,ساعت 14:41:55


www.HODHODSHOP.com
سلام دوست عزيز اطلاعات موجود نشان می دهد که شما عضو "ساده دل" نیستید از شما خواهشمنديم
ثبت نام كنيد و چنانچه كه نمي خواهيد بر روي دكمه زير كليك كنيد.