بيوگرافي و زندگینامه از هركي دلت بخواد - * - 04 خرداد 1391,ساعت 02:06:10

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_



جدیدترین پست ها
موضوع : حرف دل
متن :   مخصوص ساده دلادوستش دارم ولی او دیگران را دوست داردبرخلاف عشق از ما ب...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 23:42:30
موضوع : آرزوهایی که هرگز برآورده نشدند....
متن : آرزوهای زیادی داشتم؛و آخرینش این بود که بتونم  کسی رو که عاشقشم؛ببینم؛...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 23:29:27
موضوع : ليلة الرغائب (شب آرزوها)
متن : امشب بزرگی‌ات می‌شود آرزوهایتلیله‌الرغائب است، مراقب آرزوهایت باشف...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 23:15:28
موضوع : _-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_
متن : سلام به همه دوستاماین خیلی عالیه. قبلنا که اون اوایل من با اینجا اشنا ش...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط mosafer        تاریخ : ديروز، ساعت 23:09:37
موضوع : ♥♥کــــودکــــانــــــــه♥♥
متن : شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .این پسر خالمه؛پارسال ک...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : ديروز، ساعت 18:46:06
موضوع : متن اهنگ مورد علاقه ات رو بنويس
متن : بن بستبه من چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشههنوزم بیـن ما شاید یه حـس تـا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 18:31:30
موضوع : شعرهای بلند و کوتاه (4)
متن : دیرگاهیست که تنها شده امقصه غربت صحرا شده اموسعت درد فقط سهم من استباز ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 16:55:27
موضوع : ناامیدی تنها یک گناه است؟
متن : امید در کنار نا امیدی رنگ میگیره ؛ مثلا باید به یک جریانی کاملا و با دل ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 15:29:35
موضوع : •فروغ _ زنی تنها در آستانه فصلی سرد!•
متن : ناگفته هايي از فروغ  در حوزۀ سينماـ پيوندفيلم(يك آتش)كه در سال ۱۳۴۱ در ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : ديروز، ساعت 15:16:37
موضوع : پاسخ : شعر هاي خنده دار
متن : ياهوهي گفتند: پدرومادرها!مراقب باشيداينترنت چيز بدي استماهواره خطر دا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : ديروز، ساعت 14:56:49
موضوع : **اشتباهات داوري در فوتبال**
متن : پیش مییاد؛به دل نگیرین؛‏)‏
در ورزشی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 12:50:12
موضوع : خواننده های ایرانی
متن : احسان خواجه امیری به همراه همسرش شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا ب...
در گـــالـــري عــكـــس
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 04:25:06
موضوع : تذکری به خودم
متن : باید یاد بگیرم چه حرفی بزنم ؛ قبل از گفتن هر حرفی خوب فکر کنم تا مبادا ن...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 03:54:40
موضوع : • مناجات •
متن : و ما برای عروج به آسمان آفریده شدیم ، خدایا زمین گیر شدنم را مپسند . . .
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 03:31:18
موضوع : 1400 صلوات براي .............
متن : درود بر دوستای خوبم شادی عزیز قبل از هر حرفی واقعا متأسفم به خاطر دوست ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 02:48:24

صفحه: [1] 2 3 4 ... 6   بالا
موضوع: بيوگرافي و زندگینامه از هركي دلت بخواد  (دفعات بازدید: 18369 بار) ابزارهاي تاپيك جستجو
0 كاربران و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
30 آذر 1385,ساعت 14:46:55
در:
MeMoL
مدیر سایـت
تشكر
-اهدا شده: 1144
-دريافت شده: 980


*
محبوبيت : 1045
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1965
WWW
بيوگرافي و زندگینامه از هركي دلت بخواد
سلام دوستان

اينم يه تاپيك بيوگرافي از خواننده ها و بازيگران

اميدوارم لذت ببريد

اوليشم خودم مي زارم 
_________________





« آخرين ويرايش :توسط آنارایا »

دوستان ساده دلیم همتون رو دوست دارم


درون اتفاق درد ، میان شهر بی پیکر

          سکانس آخر شعرم ، منم بی تو که میمیرم

خارج شده است
30 آذر 1385,ساعت 14:48:07
پاسخ #1 در:
MeMoL
مدیر سایـت
تشكر
-اهدا شده: 1144
-دريافت شده: 980


*
محبوبيت : 1045
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1965
WWW
پاسخ : بيوگرافي از هركي دلت بخواد
              شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .


لئوناردو دي کاپريو

لئوناردو دي کاپريو ،پديده چند سال اخير هاليوود که به سرعت پله هاي شهرت و محبوبيت را راطي کرد ، در يازدهم نوامبر 1972 به دنيا آمد . او بازيگري را در سال 1991 و با حضور در فيلم در موجودات 3 شروع کرد و بعد از فيلم پويزن آيوي در سال 1993 ادامه داد و بعد از اين دو نقش کوتاه بود که بخت به او روي کرد و هنگامي که براي بازي فيلم زندگي اين پسر تست داد و توجه رابرت دنيرو جلب کرد و براي بازي در اين فيلم انتخاب شد . به اين ترتيب لئوناردو نه تنها نخستين نقش قابل توجهش را در فيلم مطرح بدست آورد بلکه اين فرصت را هم پيدا کرد تا در برابر بازيگر محبوبش ، رابرت دنيرو قرارگرفته و از او بسيار بياموزد . او بلافاصله بعد از اين فيلم براي ايفاي نقش برادر عقب افتاده جاني دپ در فيلم چه چيز گيلبرت را مي خورد ؟ انتخاب شد لئو براي ايفاي اين نقش چهار روز خودش را دريک بيمارستان رواني زنداني کرد و تلاش زيادي براي اجراي بهتر آن انجام داد که حاصل بازي درخشانش نامزدي جايزه اسکار و گلدن کلاب بهتربن بازيگر نقش مکمل بود. بسياري اين فيل را درخشانترين کار او در بين 13فيلمي که تا به حال بازي کرده مي دانند .او پس اين عليرغم اعتباري که نامزدي جايزه اسکار برايش به ارمغان آورده بود چند سالي در دوران افول را مي گذراند و درچند فيلم بي ارزش و کم فروش ظاهر شد که در اين تنها استثنا فيلم چابک دست مرده ساخته سم ريمي (1996) است . او در اين فيلم نقش هفت تير کش جواني را در برابر شارون استون بازي مي کند و در اواخر فيلم توسط پدرش که کلانتر است (جين هـکمن) کشته مي شود . شارون استون او را براي بازي در اين فيلم پيشنهاد کرد و اولين رويکرد او به سينماي تجاري هاليوود است که به فروشش هم کمتر از حد انتظار بود. در سال 1996 بار ديگر رابرت دنيرو به سراغ ديکاپريو مي آيد . اوکه تنها تهيه کننده فيلم اتاق ماروين است در آن بازي هم مي کند ، نقش يک جوان شرور و غير قابل کنترل را به او پيشنهاد مي کند اين فيلم يکي ار کارهاي قابل توجه لئو است که در برابر بزرگاني چون مريل استري ،دايان کيتون و دنيرو بازي درخشاني ارائه داد.

سرانجام در سال 1997 لئو دو بازي در دو فيلم رومئو و ژوليت شکسپير و تايتانيک تبديل به محبوبترين و گرانترين بازيگر جهان مي شود . رومئو و ژوليت اثر غير متعارف و برداشتي پست مدرنيستي ازداستان معروف شکسپير است که در يمن کارگرداني خوب، ساختار کلپ وار و مدرن و بازي خوب لئوو کلر دنيز به موفقيت زيادي رسيد. هنوز موج موفقيت اين فيلم فروش نکرده بود که تايتانيک جيمز کامرون عالم سينما را زير و رو کرد. لئو در کنار کيت وينسلت تصوير حماسه عظيم کامرون شد تا با استفاده از موفقيت فراوان هنري و تجاري فيلم به اوج برسد . ديگر تمام جهان لئو را مي شناختند و تنها نام او کافي بود که ميليونها نفر را به سالن هاي سينما بکشد . پس از تايتانيک لئو کم کار شد و اواخر سال 1997 فيلم مردي با نقاب آهنين اکران شد که فيلمي متوسط بود . ديکاپريو هم علي رغم بازي در دو نقش تقربيبا متضاد بازي متوسط داشت.

يکي از آخرين فيلم هاي ديکاپريو شهرت ساخته وودي آلن است. او در اين فيلم نقش کوتاه يک بازيگر جوان و محبوب هاليوودي را دارد که به نوعي هجو خود اوست . به هر حال حتي با وجود شکست نسبي دو فيلم آخرش او هنوز در اوج است و تبديل به اولين بازيگري شده است که دستمزدي بالاي 20 ميليون دلار به او پيشنهاد شده است، آن هم با اين سن و سال کم.






دوستان ساده دلیم همتون رو دوست دارم


درون اتفاق درد ، میان شهر بی پیکر

          سکانس آخر شعرم ، منم بی تو که میمیرم

خارج شده است
30 آذر 1385,ساعت 14:48:59
پاسخ #2 در:
MeMoL
مدیر سایـت
تشكر
-اهدا شده: 1144
-دريافت شده: 980


*
محبوبيت : 1045
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1965
WWW
پاسخ : بيوگرافي از هركي دلت بخواد
شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .

نيکول کيدمن

بازيگري که توانست سالهاي حضور پر تره مانند خود را در آثاري درخشان حفظ کند و در زندگي واقعي با کوشش فراوان از زير سيطره عنوان همسر تام کروزخلاص مي شود . اواخر دهه نود را در حالي سپري مي کند که احترام بسياري از سوي منتقدين و تماشاگران نصيبش شده بود . با قدي بلندتر از حد مجاز يک بازيگر زن و موهايي قرمز ، اولين استراليايي خانمي است که توانست مورد توجه تماشاگران آمريکايي قرار بگيرد و اين اتفاق با روزهاي تندر در سال 90و در کنار تام کروز افتاد. اما آنچه نامش را مطرح ساخته درخشان گاس ون با عنوان مردن براي ... در سال 95 بود که در آن نقش زني که در راه رسيدن به خواسته هايش هر کاري مي کند ، هوش و استعداد فراواني را به نمايش مي گذارد.

اگر چه او را يک استراليايي مي خوانند ولي در واقع متولد هونولولو در هاوايي است ، نيکول در 20 ژوئن 1967 به دنيا آمد ، خانواده اش که در جزيره س*****ت داشتند به خاطر پروژه هاي تحقيقاتي پدر نيکول که بيوشيميست بود به واشينگتن دي سي عزيمت مي کنند و سه سال همانجا مي مانند . پس از پايان کار پدر، نيکول و خانواده اش شامل مادرش که پرستار و ويراستار بود و برادر کروچکترش به استراليا مي روند. او در حومه لانگ ويل بزرگ مي شود ، يک منطقه متوسط ،عشق به هنر و مخصوصا رقص وتئاتر از همان کودکي در وجود کيدمن بود . سه سال داشت که تحت آموزش باله قرار مي گيرد و اولين بازي خود را در يک نمايش محلي ارائه مي دهد و درحالي که فقط شش سال داشت تا سن ده سالگي به آموزش بازيگري در مدرسه درام مي پردازد و براي اين کار وارد مدرسه نمايش سنت مارتين در ملبورن مي شود و مدرسه تئاتر فيليپ استريت در سيدني مي شود.

در هر تستي که شرکت مي کرد به خاطر قد بلندش او را رد مي کردند ولي سرانجام موفق شد که يک نقش حرفه اي در کريسمس بوش (1983) به دست بياورد . در حالي که فقط 14 سال داشت . اين فيلم تلويزيوني درباره گروهي بچه است که در پي يافتن اسب دزديده شده اشان يک تيم تشکيل مي دهند . اين فيلم با نقش ديگري در فيلم ماجراجويانه سارقين بي ام ايکس و چند کار ديگر ادامه پيدا مي کند . اولين نقش اصلي او وقتي شکل گرفت که در ويتنام درخشيد . يک ميني سريال به کارگرداني جان دويگان و کيدمن مي توانست به خاطر جان بخشيدن با کارکتر يک دختر مدرسه اي بازمانده از جنگهاي ويتنام سالهاي 60 نقدهاي مثبتي فراواني دريافت کند .او موفق مي شود تا يک کارگزار آمريکايي پيدا کند و اين فرصتي مي شود تا درهاي پيروزي به سويش باز شود . در 1989 کيدمن نقش محوري ديگري در ساخته فليپ نويس با عنوان آرامش مرده به عهده مي گيرد و يک تريلر روانشناسانه درباره زوجي (نيکول و سام نيل) که توسط بازمانده يک کشتي غرق شده که نقش اش را بيلي زين ايفا مي کرد به گروگان گرفته مي شوند . فيلم به او کمک مي کند تا خود را در سن 19 سالگي به عنوان يک هنرپيشه معروف قابل اعتماد و اعتنا تثبيت کند . همان سال بازي در يک کار تلويزيوني به نام بانکوک هيلتون شهرتي دو برابر پيدا مي کند و اين بار ايفا گر نقش زن حواني بود که به خاطر حمل مواد مخدر در زندان تايلند حبس مي شود . تا اينجا کار توانسته بود که در استراليا رشد قابل توجهي داشته باشد . اما احتياج داشت تا شهرت خود را به آن سوي اقيانوس نيز برساند، در سال 1989 به عنوان نقش مقابل تام کروز در اولين حضور آمريکايي اش يعني روزهاي تندر به کاگرداني توني اسکات انتخاب مي شود .فليم درباره يک راننده مسابقات اتومبيل راني (کروز) که کيدمن در آن نقش پرستاري که عاشق اش مي شود را ايفا مي کرد. نه تنها کار به موفقيت مي رسد بلکه باعث مي شود تا او به همسرآينده اش (تام کروز) نيز آشنا شود و سرانجام در دسامبر سال 90 باهم ازدواج کردند. به دنبال آن نقش مقابل داستين هافمن در بيلي باتيگت (91) به دست مي آورد و همين طور نقش يک دختر دانشجو در Flitting بازي مي کند. که ساخته موفق ديگري از جان دويگان بود. کيدمن و کروز براي دومين بار کار مشترک خود را در دور و دورتر (92) همراه مي شوند و علي رغم همه جنجالهاي پيرامون زندگي اشان و فيلمبرداري درخشان اثر ، کار شکست مي خورد و نيکول به پروژه هاي کم اهميت تري چون ماليک و زندگي من (هردو در سال 93) راه پيدا مي کند . بتمن براي هميشه در سال 95 که در آن نقش عشق قهرمان اثر را بازي مي کرد يک موفقيت دور از انتظار بود و از اينجا حرفه او و کار کيدمن جدي گرفته مي شود . نيکول سرانجام با ساخته زيباي گاس ون سنت در سال 95 با عنوان مردن براي ... آن پرتره هميشگي دختر و يا بهتر بگويم عروسک پشت پرده را مي شکند و نقدها و جوايز فراواني را به خود اختصاص مي دهد . بازي اش در نقش ايزابل آرچر در اقتباس سينمايي جين کمپيون از توماس هنري جيمز با نام « پرتره اي از يک بانو» از او تصويري درخشان به عنوان يک هنر پيشه قابل احترام ترسيم مي کند . پس از آن مقابل جرج کلوني در فيلم پر هزينه صلح ساز (97) ايفاي نقش مي کند و همينطور مقابل ساندرا بولاک در کمندي و فانتزي جادوي عمل بازي مي کند که هر دو به آثار پر فروش بدل مي شوند. در سال 1999 در فيلمي بازي مي کند که تا به امروز هيچ اثري نتوانسته بحث و جدل و همپاي آن را ايجاد کند . فيلم آخرين ساخته استنلي کوبريک فقيد «چشمان کاملا بسته» بود که آخرين حضور مشترک تام و نيکول نيز به شمار مي رفت . خارج از دنياي فيلم اما رابطه کروز و کيدمن تيره شده بود و سرانجام اقدامي غير قابل باور پس از يک دهه از هم جدا مي شوند . کيدمن پس از جدايي از کروز در آثار با ارزشي چون ديگران و ساعتها را به کارنامه اش اضافه کرد و در نيمه آخر دهه نود و اوايل سالهاي هزاره جديد به يک چهره استثنايي مورد توجه همزمان منتقدين و سينماروها بدل شد.






دوستان ساده دلیم همتون رو دوست دارم


درون اتفاق درد ، میان شهر بی پیکر

          سکانس آخر شعرم ، منم بی تو که میمیرم

خارج شده است
13 بهمن 1385,ساعت 12:16:34
پاسخ #3 در:
meysam
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 651
-دريافت شده: 1294


*
محبوبيت : 665
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 5178
WWW
پاسخ : بيوگرافي از هركي دلت بخواد
سیلوستر استالونه!
شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .

سیلوستر استالونه:
محل تولد:امریکا
سال تولد:1946
همسر:جنیفر فلاوین تالیتا شر
فرزندچهارم خانواده
جوایز:کاندیداسکار97
کاندید کره ی طلایی77
کاندید بریتیش
اکادمی87
گزیده ایی از فیلم ها:پلیس اباد97-مورچه ی زی صدش98-روشنایی روز 96-قاضی درد95-ادم کش ها 95-متخصص94-صخره نورد93-اسکار91-راکی(4)90-تانگو کش89-رامبو(3)88-کبرا86-اولین خون(3)85
فیلمه پر فروش بالای 100 ملیون:4
فیلم های نقش اول:28مجمع فیلم های بازی شده:34
متوسط فیلم فروش هر فیلم :44.279
متوسط فروش 10 فیلم اخر:44.485
مجموع فروش همه ی فیلم ها:1.330.470
زندگي استالونه
(سيلوستر گاردنز استالونه) متولد ششم جولاي 1946 بازيگر، كارگردان، تهيه‌كننده و فيلمنامه‌نويس آمريكايي است كه اغلب با نام مستعار (اسلاي( )آب زيركاه) ناميده مي‌شود. او بيشترين موفقيت خود را مديون سري فيلم‌هاي اكشن (راكي) و (رمبو) مي‌باشد. لبخند استهزاءآميز، چشمان تنبل و گويش خاص او كه برخي حروف را ادا نمي‌نمايد نتيجه فلج شدن سمت چپ صورتش به هنگام تولد مي‌باشد.استالونه در نيويورك‌ ‌سيتي به دنيا آمد. پدرش فرانك استالونه مي‌باشد و مادرش ژاكلين (ژاكي) لابوفيش فالگير است. پدر استالونه يك مهاجر سيسيلي است و مادرش آمريكايي مي‌باشد ولي يكي از مادربزرگ‌هاي مادري استالونه اوكرايني‌تبار است. وقتي پانزده ساله بود هم‌كلاسي‌هايش مي‌گفتند در بين بچه‌ها از همه بيشتر احتمال موفقيت دارد. در دهه شصت وارد دانشگاه ميامي شد و سه سال در آنجا درس خواند ولي پس از آن تحصيل را رها كرد و به بازيگري روي آورد. اولين كار سينمايي او بازي در فيلم (مهماني در خانه كيتي و استاد) بود كه در آن هم صحنه‌هاي اكشني به چشم مي‌خورد. بعدها وقتي استالونه به موفقيت‌هاي زيادي دست يافت و به شهرت رسيد، سازندگان اين فيلم آن را با نام جديد (مرد ايتاليايي( )اشاره به نام مستعار راكي بالبوآ) روانه بازار كردند.

نقش‌هاي اوليه او مختصر و كوتاه بودند. از جمله آنها مي‌توان به فيلم (موزها)1971( ) ساخته (وودي‌آلن)، (كلوت)1971( ) و (مالكان فلت بوش)1974( ) اشاره كرد. در سال 1975 در فيلم‌هاي (خداحافظ كاپون)، (مسابقه مرگ )2000 و سريال‌هاي (داستان‌هاي پليس) و (كوجاك) بازيگر نقش دوم بود. اولين فيلم (راكي) در سال 1976 ساخته و برنده جايزه بهترين فيلم شد.
يك شب براي ديدن مسابقه بوكسور معروف آن زمان (علي چاك ونپر) رفته بود. همان شب به محض رسيدن به خانه قلم و كاغذ برداشت و نوشتن فيلمنامه (راكي) را شروع كرد و آن را سه روزه به پايان رساند. سپس سعي كرد فيلمنامه خود را بفروشد و تصميم داشت خودش نقش اول را بازي نمايد ولي كارگردان و تهيه‌كننده مايل بودند (برت رينولد) و يا (جيمزكان) آن نقش را ايفا نمايند. اما استالونه بالاخره موفق شد آنها را متقاعد كند و نتيجه اين شد كه (راكي) برنده ده جايزه آكادمي فيلم شد كه دو تا از اين جوايز به خود او تعلق گرفت. يكي به عنوان بهترين هنرپيشه و ديگري بهترين فيلمنامه.در ميان بهترين قهرمانان فيلم‌هاي هاليوود نام استالونه در نقش (راكي بالبوآ) پس از گريگوري پك (آتيسوس فينچ)، هريسون فورد (اينديانا جونز)، شون كانري (جيمزباند)، هامفري بوگارت (ريك بلين)، گاري كوپر (ويل كين) و جودي فاستر (كلاريس استارلينگ)، در مقام هفتم قرار دارد.


يك هنرپيشه جدي
بعد از اين‌كه با اكران فيلم (راكي) محبوبيت استالونه جهاني شد، (روجر ابرت) منتقد سينماي هاليوود اظهار داشت كه او مي‌تواند مارلون براندوي ثاني باشد زيرا هنرپيشه‌اي جدي است. هر چند كه استالونه ديگر چنين لقب‌هايي به دست نياورد ولي هميشه محبوب دوستداران فيلم‌هاي اكشن بود. به جز (راكي) و سه فيلم (رمبو)، استالونه در فيلم (سرزمين پليس) كه در آن با (رابرت دنيرو) و (ري ليوتا) هم بازي بود، مورد تشويق و تحسين همگان قرار گرفت ولي اين فيلم فروش بالايي نداشت. او كارگرداني را با فيلم (كوچه بهشت) در سال 1978 آغاز كرد وفيلمنامه‌نويس و بازيگر آن نيز بود. پس از آن فيلم‌هاي (تب شنبه شب)، (زنده ماندن) و (راكي 2، 3 و)4 و (راكي بالبوآ) را كارگرداني كرد.


زندگي خانوادگي

خانواده استالونه شامل برادرش (فرانك جونيور استالونه) خواننده و بازيگر سابق، مادرش ژاكلين استالونه كه يك فالگير بود و پسرش (سيج استالونه) كه در فيلم (راكي)5 در نقش پسر او بازي كرد، مي‌باشد.استالونه سه بار ازدواج كرده است. همسر اولش (ساشاچاك)1974- 1985( ) بود. او در نگارش فيلمنامه (راكي) كمك‌هاي شاياني به استالونه كرده است و يك عكاس نيز بود. وقتي تست بازيگري داد براي بازي در نقش اول فيلم play it as it lays انتخاب شد ولي استالونه به او اجازه خروج از نيويورك را نداد و بهانه‌اش هم اين بود كه براي تايپ فيلمنامه‌هايش به او نياز دارد.همسر دوم استالونه (بريجيت نيلسون)1985-1987( ) نام داشت كه در فيلم (راكي )4 با استالونه هم‌بازي بود. ازدواج اول بريجيت با (كاسپر ونيرنيگ) موزيسين دانماركي بود. او پس از جدايي از استالونه نيز با (مارك گاستينو) فوتباليست آمريكايي نامزد شد و يك پسر از او دارد. بريجيت پس از آن با (سباستين گوپلند) كارگردان و عكاس كه پسرعموي (اوراندوبلوم) بود عروسي كرد و در ماه مارس 2005 و در ازدواج پنجم خود با (ماتيا دسي) يك كافهدار 28 ساله ايتاليايي پيوند زناشويي بست. ولي اين ازدواج هيچ‌گاه رسمي قلمداد نشد زيرا در آن هنگام او رسما از همسر چهارمش طلاق نگرفته بود.
همسر سوم استالونه كه همسر فعلي او نيز مي‌باشد، (جنيفر فليون) نام دارد كه در سال 1997 با وي ازدواج كرد. جنيفر كه بسيار جوان‌تر از سيلوستر استالونه مي‌باشد در چهارده اگوست سال 1968 در شيكاگو به دنيا آمده است. او دو خواهر هنرپيشه به نام‌هاي (جولي و تريشيا فليون) دارد و مدرك دانشگاهي وي در رشته اقيانوس‌شناسي مي‌باشد. استالونه پنج فرزند دارد. پسر ارشد او (سيج استالونه) و پسر دومش (سرجو) فرزندان (ساشا چاك) هستند و در سال‌هاي 1976 و 1979 به دنيا آمدند. دختران استالونه (سوفيا رز) كه بيماري قلبي مادرزادي دارد و يك سوراخ در قلب اوست، (سيستين رز) و (اسكارلت رز) فرزندان مشترك او و جنيفر فليون مي‌باشند كه به ترتيب در سال‌هاي 1996، 1998 و 2002 متولد شدند. او و فليون كه يك آمريكايي ايرلندي است در قصر (بلنهايم) واقع در (آكسفورد شاير) انگلستان ازدواج نمودند. اين قصر محل تولد (وينستون چرچيل) نيز مي‌باشد.
از نكات قابل توجه زندگي خصوصي استالونه اين است كه او به همراه (بروس ويليس) و (آرنولد شوارتزنگر) مالك رستوران‌هاي (پلنت هاليوود) بودند ولي اين اواخر شوارتزنگر سهم خود را فروخت. استالونه فعاليت‌هاي سياسي نيز داشته است ولي براي يك جناح خاص كار نمي‌كند و تاكنون هم به نفع كانديداهاي جناح دموكرات تبليغ كرده است و هم به نفع كانديداهاي جناح جمهوري خواه

شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .
منبع : www. Marshall-Moderrn.net





« آخرين ويرايش :توسط memol »


این فیس بوک من

خارج شده است
19 بهمن 1385,ساعت 22:01:29
پاسخ #4 در:
بی بی گل
تشكر
-اهدا شده: 0
-دريافت شده: 28


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 25
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 246
پاسخ : بيوگرافي از هركي دلت بخواد
محمدرضا فروتن


شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .
نام: محمدرضا فروتن

تاريخ تولد: 1347

مدرک تحصيلي: ليسانس روانشناسي باليني از دانشگاه آزاد.

...............................................

- بازيگري را از سال 1373 آغاز کرد و پس از بازي در سريال « سرنخ » (قسمت تماشاخانه) يک دوره بازيگري و کارگرداني تئاتر و يک دوره فيلمنامه نويسي گذراند.

- او با بازي در فيلم « مرسدس » شناخته شد و با بازي در فيلمهاي « قرمز »، « دوزن »، « متولد ماه مهر »، « زير پوست شهر » و بخصوص « شب يلدا » توانايي هايش را به رخ همگان کشيد.

- او براي بازي در فيلم « قرمز » در هفدهمين جشنواره فيلم فجر و در فيلم « شب يلدا » از پنجمين جشن خانه سينما جايزه بهترين بازيگر نقش اول مرد را به دست آورد.

- پس از بازي ماندگارش در فيلم « شب يلدا » نزديک به چهار سال است که با وجود اکران فيلمهايش (آخرين آن « سربازهاي جمعه » ) کمتر خبري مربوط به بازي او مي شنويم!

- او دو فيلم به نمايش در نيامده نيز در کارنامه دارد: « رقص با رويا » و « بر باد رفته ».

- پس از بازي در چهار فيلم متوالي از مسعود کيميايي (مرسدس، فرياد، اعتراض و سربازهاي جمعه) در بيست و پنجمين فيلم مسعود کيميايي جايي نداشت. او در کنار بهروز وثوقي، فرامرز قريبيان، فرامرز صديقي، فريبرز عرب نيا، داريوش ارجمند، محمدعلي فردين، سعيد راد، احمد نجفي، عزت الله انتظامي و بهرام رادان در نقش قهرمان هميشگي آثار کيميايي در چهار فيلم ايفاي نقش کرد.

...............................................

- جايزه: بهترين بازيگر نقش اول مرد در هفدهمين جشنواره فيلم فجر براي فيلم « قرمز » (1377)

- جايزه: بهترين بازيگر نقش اول مرد در پنجمين جشن خانه سينما براي فيلم « شب يلدا » (1380)

- جايزه: بهترين بازيگر نقش اول مرد در پنجمين جشن دنياي تصوير براي فيلم « شب يلدا » (1380)






به عشق عاشقم نه بر وصال تو

خارج شده است
19 بهمن 1385,ساعت 22:19:34
پاسخ #5 در:
بی بی گل
تشكر
-اهدا شده: 0
-دريافت شده: 28


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 25
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 246
پاسخ : بيوگرافي از هركي دلت بخواد
هديه تهراني


شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .

نام: هديه تهراني

تاريخ تولد: 1351

مدرک تحصيلي: ديپلمه

...............................................

براي بازي در فيلم « روز واقعه » انتخاب شد اما بعد ها لادن مستوفي جاي او را گرفت. کيانوش عياري هم او را براي بازي در « بودن يا نبودن » انتخاب کرد که بعدها عسل بديعي به جاي او برگزيده شد. اما سرانجام مسعود کيميايي او را براي فيلم « سلطان » انتخاب کرد و هديه تهراني وارد سينماي حرفه اي شد.

بازيهاي راحت و روان او در فيلمهاي « غريبانه » و به خصوص « شوکران » تحسين همگان را برانگيخت. او سال 1381 را با بازي در فيلمهاي « آبادان » و « دنيا » آغاز کرد و بازي اش در فيلم « رومي و زنگي » - جديدترين فيلم ناصر تقوايي - با توقف کامل فيلمبرداري عملا منتفي شد. او در فيلم دختر ايروني هم خوش درخشيد.

- برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن از هفدهمين جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم قرمز - 1377

- برنده جايزه از جشنواره پيونگ يانگ براي بازي در فيلم پارتي - 1381

- برنده سيمرغ بلورين جشنواره بيست و چهارم فيلم فجر و تنديس زرين دهمين جشن خانه سينما براي بازي در فيلم « چهارشنبه سوري » در سال هاي 1384 و 1385






به عشق عاشقم نه بر وصال تو

خارج شده است
14 اسفند 1385,ساعت 15:59:39
پاسخ #6 در:
BanGi
تشكر
-اهدا شده: 0
-دريافت شده: 3


تازه اول راهه
*
محبوبيت : 11
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 78
بيوگرافي از هركي دلت بخواد
جنيفر لوپز
________________________________________
جنيفرلوپز هنرپيشه وخواننده پاپ در ۲4 جولای سال ۱۹۷۰ در محله برونکس نيويورک بدنيا آمد. او کارش را به عنوان رقاص شروع کرد و در صحنه های ويدئوکليپ های موزيکال گوناگونی ظاهر شد . در سال ۱۹۹۰ او برنده جايزه رقابت ملی شد و توانست در سريال تلويزيونی Fox نقشهايی را به عهده بگيرد و بعد از آن در سريال رنگ زندگی به عنوان يکی از Fly Girls و نيز بعد از آن هم يک سری کارهای کوچک هنری را دنبال کرد که شامل نقش هايی در دو سريال ديگر و يک فيلم تلويزيونی به نام پرستاران روی خط و فيلم ديگری به نام سقوط پرواز شماره ۷ بود. او اولين فيلم خود را در سال ۱۹۹۳ به نام (خانواده من) بازی کرد و بعد از آن هم در سال ۱۹۹۵ در فيلم قطار پول ظاهر شد که نقشهای مقابل وی را (وسلی اسنامپرچر) و (ودی هاريسون) ايفا ميکردندو او در سال ۱۹۹۶ در فيلم جک به کارگردانی ( فرانسيس فورد) و نقش آفرينی رابين ويليامز بود ظاهر شد.
در سال ۱۹۹۷ اولين موفقيت بزرگ لوپز بوجود آمد: به خاطر بازی در نقش سلنا که تصوير زنده ای از خواننده پاپ (‌تجانو سلنا کوئين تيلانا پرز ) بود .< خواننده ای که بدست يکی از طرفداران ديوانه خود کشته شده است >. جنيفر مورد تحسين همگان قرارگرفت و جايزه Golden Globe را از آن خود ساخت و گرانترين هنرپيشه لاتينی در تاريخ شد و با پرداخت يک مليون دلار به وی در همان سال فيلم Anaconda ( مار وحشت ناک) را بازی کرد و نيزبعد از ان در فيلم خون وشراب که نقش مقابل اورا جک نيکلسون بازی ميکرد و در ادامه ـ بازی کردن در نقش مارشال فدرال(‌ کارن سيسکو) در فيلم کارگردان معروفی چون استيون اسپيلبرگ به نام Out Of Sight که البته بر اساس کتابی از المور لئونارد ساخته شده بود و نقش مقابل او را هم جورج کلونی بازی ميکرد جنيفر را به يک هنر پيشه مشهور تبديل کرد.
کار موسيقی لوپز در سال ۱۹۹۹ با آلبومی به زبان لاتين در ۶ جولای شروع شد و اين آلبوم به خاطر آهنگ If You Had My Love با موفقيت کم نظيری روبرو شد که لوپز را هم رديف ريکی مارتين قرار داد . در اوايل سال ۲۰۰۰ جنيفر کانديدای جايزه ای برای اجرای بهترين رقص شد به دليل موفقيت در دومين آهنگ موفقش Waiting For Tonight اما او جايزه را ازدست داد و جايزه بدست Cher رسيد .
در تابستان سال ۲۰۰۰ او در فيلم علمی تخيلی و ترسناک سلول بازی کرد که در اين فيلم نقش يک روانشناس کودک را ايفا ميکرد و در همان سال او در فيلم Enoug بازی کرد و در اوايل سال ۲۰۰۱ جنيفر به خاطر موفقيت های پی درپی به بالاترين سطح معروفيت خود رسيد. از جمله اين موفقيتها:
وقتی که آلبوم او در جدول آهنگهای پاپ در رديف ۱ قرار گرفت و يا در فيلم کمدی ـ رومانتيک تصميم گيرنده ازدواج بازی کرد که بيشترين فروش را در هفته اول اکران داشت و نيز در سال ۲۰۰۲ او در فيلم کمدی Maid In Manhattan بازيکرد و در سال ۲۰۰۳ هم وی با بن افلک در فيلم Gigli هم بازی شد و نيز در آينده هم يک فيلم ديگر با بن افلک تحت عنوان Jersey Girl بازی کرد و نيز فيلم ديگری هم که از وی در مرحله ساخت به سر ميبرد فيلم( زندگی ناتمام ميباشد) که او در آن نقش مادری را بازی ميکند و نقش پدرشوهرش را هم رابرت فورد برعهده دارد. او همچنين در فيلم ما بايد برقصيم نقش مقابل ريچارد گر را بازی کرده است .
حالا يکم بحث رو خصوصیترش ميکنم:
جنيفر در سال ۱۹۹۷ به مدت کوتاهی با اجانی نوا که يک مدل و يک هنرپيشه بود ازدواج کرد و بعد از آن برای مدت طولانی با ( Sean Puffy Combs ) رابطه داشت . در دسامبر ۱۹۹۹ جنيفر و Combas که به يک کلوپ شبانه در خارج از شهر نيويورک رفته بودند دچار خطر شدند يعنی در آنجا به سويشان از طرف افراد نامعلومی گلوله شليک شد که در اين حادثه سه نفر جان باختند . اين دو در اواسط فوريه از هم جدا شدند و بعد از آن جنيفر با Cris Judd آشنا شد .
Cris در يکی از ويدئوکليپهای آهنگ Love Don't Cost Athing رقاصی ميکرد و در آگوست سال ۲۰۰۱ آنها نامزدييشان را اعلام کردند و در سپتامبر همان سال ازدواج کردند ولی ۹ ماه بعد از هم جداشدند . در پاييز سال ۲۰۰۲ جنيفر با بن افلک نامزد کرد که البته برای مدتی نزديک بود از هم جدا بشوند اما به هر حال آنها دوباره تصميم گرفتند به قرار خود پايبند باشند و عروسی خود را اعلام کردند اما بازم بعد از مدتی تصميم به طلاق گرفتند و سرانجام در اوايل سال ۲۰۰4 از هم جدا شدند !
و بعد از آن جنيفر در > جوئن سال ۲۰۰4 < با خواننده پاپ مارک آنتونی ازدواج کرد . مراسم عروسی آنها کاملا خصوصی بود و در لوس آنجلس برگذار شد






« آخرين ويرايش :توسط BanGi »

عــــــــشــــــق صـــــــــــــــدای فــــــــــــــــــــا صلــــــــــــــــــــــه هــــــــــــــــاســـــــــــــــت

خارج شده است
14 اسفند 1385,ساعت 16:01:18
پاسخ #7 در:
BanGi
تشكر
-اهدا شده: 0
-دريافت شده: 3


تازه اول راهه
*
محبوبيت : 11
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 78
بيوگرافي از هركي دلت بخواد
شکیرا
________________________________________
شکیرا ایزابل مبارک ریپل(shakira Isabel mebarak Ripoll) در دوم فوریه 1977 در روز چهارشنبه (Barranquilla) در کلمبیا به دنیا امده است.پدرش ویلیام مبارک(William Mebarak) یک امریکایی لبنانی تبار است ومادرش نیدیا ریپل(Nidia Ripoll)یک کلمبیایی است.
شکیرا در یک خانواده فقیر متولد شده، پدرش جواهر ساز و نویسنده است، در دوران مدرسه عضو گروه کر مدرسه بوده و به خاطر اینکه خیلی بلند وقوی می خونده (مثل حالاش) از گروه اخراج شده. اون با آلبوم Magia که در 13سالگی خونده بود تونست برای فستیوال OTI اسپانیا انتخاب بشه، اما به دلیل سن کمش، بهش اجازه شرکت در فستیوال رو ندادند، که بعد از اون با آلبوم Peligro تونست انتقام سختی ازشون بگیره (دمش گرم) یکبار هم توسط دولت کلمبیا مورد تقدیر قرار گرفته و تونسته مجوز ملاقات رسمی با پاپ رو در واتیکان به دست بیاره. معنی اسمش رو هم که حتماً خودتون اطلاع دارید، شکیرا (بر وزن فعیلا) در زبان عربی به معنی "زیبا و خوش اندام". در ضمن من شنیدم اون علاوه بر زبان مادریش یعنی لاتین،به زبان های اسپانیایی و انگلیسی کاملاً مسلطه و با زبانهای عربی- ایتالیایی و حتی فارسی!!! آشنایی داره.
شکیرا ازهمان دوران بچگی به موسیقی و سرودن شعر علاقه زیادی داشت به طوری که در هشت سالگی اولین شعرخود را سرود ودر یازده سالگی گیتار نواخت.
در سیزده سالگی برای انتشار البوم جادو (magia) که شامل ترانه هایی بود که او در سنین هشت تا سیزده سالگی سروده بود قرار دادی با شرکت (sony musik Colombia) امضاء کرد.
او پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان تصمیم گرفت زندگی خود را وقف موسیقی کند به این ترتیب چندی بعد البوم دوم خود (peligro) یاهمان خطر(danger) را ضبط کرد.
پس از این البوم(pies descalzos)یاهمان پاهای برهنه (bare feet) را به بازار عرضه کرد. این البوم نقطه عطفی در زندگی هنری شکیرا بود. به جرات می توان گفت که این البوم با فروش چهار میلیون کپی درهشت کشور جهان نام شکیرا را به عنوان یک خواننده و اهنگساز توانای (pop-rock)بر سر زبان ها انداخت و بدین ترتیب بود که البوم بعدی او (donde estan los ladrones) به بازار های امریکا راه یافت.
شکیرا در جایی درباره نوع موسیقی خود می گوید من اگر چه یک کلمبیایی بودم ولی به گروه هایی نظیرled zeppelin the care---the police---the beatles وnirvana علاقه داشتم و با وجود این علاقه زیادی به موسیقی rock داشتم به علت اینکه اصلیتی لبنانی دارم به موسیقی عربی نیز علاقه پیدا کردم و در واقع اهنگ هایی که من می سازم ترکیبی از موسیقی(pop-rock وعربی) است.
اولین البوم شکیرا به زبان انگلیسی(laundry service) سرویس لباسشویی است که در سال 2001 به بازار امد.در ابتدا او خود علاقه زیادی به خواندن به زبان انگلیسی را نداشت اگر چه به اندازه کافی به این زبان تسلط داشت اما ترجیح می داد تا اسپانیایی بخواند.تا زمانی که او با امیلیو وگلوریا استفان همکاری می کرد این دو نفر او را قانع کردند تا به زبان انگلیسی نیز بخواند. و از این رو او اولین اهنگ خود را به زبان انگلیسی نوشت که این ترانه با نام اعتراض (objectron) در البوم سرویس لباسشویی جای گرفت.
جدید ترین البوم شکیرا که به بازار امده است وقرار است به بازار راه یابد در سال 2005با نام های (fijacion oral vol 1)به زبان اسپانیایی است که به بازار امده است والبوم(oral fixation 2)که به زبان انگلیسی است وقرار است به زودی به بازار راه یابد.البوم (fijacion oral vol 1)در سه هفته اول به فروش 1800000رسید که من امید وارم که البوم (oral fixation 2) به زبان انگلیسی که قرار است(November 28 and 29 یا همان 8و7ماه اذر)به بازار راه یابد و به فروشی چند برابر نصبت به البوم اسپانیایی برسد در هفته های اول ورکورد جهان را ارتقاء دهد البته فکر نمی کنم رکورد فروش البوم در هفته های اول بالای پنج میلیون باشد.
اگر بخواهیم راجع به موسیقی شکیرا و خود او تعریفی کامل و مختصر ارائه دهیم بدون شک تعریف نویسنده توانای کلمبیایی برنده جایزه نوبل ادبی گابریل گارسیا مارکز بهترین تعریف است:{موسیقی او ویژگی هایی دارد که موسیقی هیچ کس دیگراین ویژگی ها را ندارد.هیچ کس نمی تواند مانند او بخواند وبرقصد





« آخرين ويرايش :توسط BanGi »

عــــــــشــــــق صـــــــــــــــدای فــــــــــــــــــــا صلــــــــــــــــــــــه هــــــــــــــــاســـــــــــــــت

خارج شده است
14 اسفند 1385,ساعت 16:02:59
پاسخ #8 در:
BanGi
تشكر
-اهدا شده: 0
-دريافت شده: 3


تازه اول راهه
*
محبوبيت : 11
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 78
بيوگرافي از هركي دلت بخواد
رونالدينيو
________________________________________
۱۹۸۰: در ۲۱ ماه مارس اين سال در پورتو الگره برزيل به دنيا مى آيد. نام كامل او رونالدو آسيس دوموريرا است.

1۹۹۷: با برزيل فاتح جام جهانى نوجوانان مى شود و خودش به مقام آقاى گلى اين رقابت ها مى رسد.

۱۹۹۸: اولين بازى خود را در سطح حرفه اى با پيراهن گرميو برزيل انجام مى دهد و در ۵ مسابقه اين تيم شركت مى كند.

۱۹۹۹: اولين بازى ملى اش را براى برزيل در روز ۲۶ ژوئن اين سال در برابر لتونى انجام مى دهد و با اين تيم فاتح كوپا آمه ريكا در آن سال مى شود و اولين گل ملى اش را در برابر ونزوئلا به ثمر می رساند.

۲۰۰۱: با پارى سن ژرمن فرانسه قراردادى ۵ ساله مى بندد و از ماه مارس اين سال به پاريس كوچ مى كند، اما مجبور به صبرى ۴ ماهه براى انجام اولين بازى اش براى اين تيم مى شود. زيرا اختلاف و ستيز مالى بين سن ژرمن و گرميو بر سر قيمت او ادامه دارد.

۲۰۰۲: با تيم ملى برزيل فاتح جام جهانى در شرق آسيا مى شود و در اين راه يك گل جالب از فاصله ۳۵ مترى و با يك ضربه آزاد قوس دار و بلند به تيم انگليس در مرحله يك چهارم نهايى مى زند.

2002-2003: به بازى براى پارى سن ژرمن ادامه مى دهد، اما رابطه خوبى با لوييز فرناندز مربى اين تيم ندارد.

۲۰۰۳: وقتى سن ژرمن به پيكارهاى اروپايى راه نمى يابد او از قصد خود براى ترك اين تيم صحبت مى كند. برادر او كه مدير برنامه هاى وى نيز هست، بر سر انتقال او به منچستريونايتد با سران اين باشگاه انگليسى مذاكره مى كند اما بارسلونا زرنگ تر است و با استفاده از ترديد منچستر او را جذب خويش مى كند.

۱۹ جولاى همان سال (۲۰۰۳): قرارداد ۵ ساله او با بارسا به بهاى ۲۵ ميليون يورو امضا مى شود.

۲ سپتامبر: اولين گلش را براى اين تيم كاتالونيايى در تساوى 1-1 برابر سويا مى زند. او از درون زمين خودى به حركت در مى آيد و به پيش مى رود و از ۲۵ مترى با شوتى دقيق دروازه را باز مى كند.

15 اكتبر: موقعى كه بارسلونا در جام يوفا تيم پوچوف اسلواكى را 8 بر صفر در هم مى كوبد، ۳ گل مى زند. اولين فصل حضورش در نوكمپ با زدن ۱۴ گل پايان مى گيرد و اين تيم با بى شكست ماندن در ۱۷ بازى متوالى به مقام نايب قهرمانى لاليگا مى رسد.

جولاى: به او استراحت داده مى شود تا در كوپا آمه ريكا شركت نكند.

نوامبر: با درخشش او بارسلونا در ال كلاسيكو 3 بر صفر بر رئال مادريد فايق مى آيد.

دسامبر: از سوى فيفا به عنوان مرد سال (۲۰۰۴) فوتبال جهان انتخاب مى شود اما در انتخابات توپ طلا پشت سر آندرى شوچنكو و دكو قرار مى گيرد.

مه ۲۰۰۵: بارسلونا را پس از ۶ سال فترت فاتح لاليگا مى كند.

ژوئن: با برزيل جام كنفدراسيون ها را فتح مى كند و در بازى فينال كه كشورش آن را با نتيجه 4-1 از آرژانتين مى برد، گلزنى مى كند.

۳۱ آگوست: موافقت مى كند كه قراردادش با بارسا تا ۲۰۱۰ تمديد شود.

سپتامبر: از سوى اتحاديه فوتباليست هاى حرفه اى جهان (FiFpro) مرد سال شناخته مى شود.

۱۹ نوامبر: بارسلونا را دوباره به سوى پيروزى 3-0 بر رئال مادريد رهنمون مى شود و اين بار دو گل انفرادى حيرت انگيز مى زند.

۲۸ نوامبر: در انتخابات توپ طلاى اروپا اول مى شود.

دسامبر: برای دومین سال متوالی به عنوان بهترین بازیکن جهان انتخاب می شود.



سخنان بازیکنان سالهای دور بارسا در مورد بردن توپ طلای اروپا توسط رونالدینیو:

ميشل پلاتينى (۸۵ و ۸۴ و ۸۳)
ايران ورزشى - رونالدينيو فوتبال را زيباتر و هنرمندانه تر مى كند. او خوشبختى را به همه هديه مى كند و خنده اش او را زيباتر مى كند. با وجود رونالدينيو، فوتبال يك بازى و يك هنر است و اين همان تعريفى است كه من دوست دارم. او نه تنها درخششى فردى دارد، بلكه به فكر همه است. او پاسورى هنرمند است و فقط دريبل نمى زند. چرا كه بازيكنانى را ديده ام كه خوب دريبل مى زنند و شيرين كاری مى كنند، ولى پاس دادن بلد نيستند. آنها به درد سيرك مى خورند. رونالدينيو اما براى فوتبال ساخته شده است.

ژان پيرپاپن (۱۹۹۱)
رونالدينيو آخرين جادوگر است، نابغه اى پا به توپ. به علاوه او خيلى متواضع است. او از بازى لذت مى برد و تماشاگران روى سكوها را به وجد مى آورد. او يك خنده دلنشين است. به دليل پاس هاى فوق العاده اى كه مى دهد، خيلى دوست داشتم كه در كنار او بازى كنم.

زين الدين زيدان (۱۹۹۸)
آفرين به رونالدينيو، او شايسته توپ طلا بود. او فصلى فوق العاده را پشت سر گذاشت.

لوييز فيگو (۲۰۰۰)
رونالدينيو بازيكنى است كه در آن واحد حركاتى انفرادى و گروهى انجام مى دهد، درست مانند بارسا كه اين روزها فوق العاده بازى مى كند. تماشاگران از ديدن اين نمايش لذت مى برند و اين خيلى به نفع فوتبال است كه او جايزه را مى برد.

يوهان كرايف (۷۴ و ۷۳ و ۷۱)
رونالدينيو خوب بازى مى كند چون بازيكن بارسلونا است، چون نبايد انرژى اش را در كارهاى دفاعى صرف كند. تيم او تهاجمى بازى مى كند و او توپ هاى زيادى در اختيار دارد. رونالدينيو وقتى خوب باشد بارسا نيز خوب است و بالعكس. او شايسته اين توپ طلا است. او نمايش فوق العاده اى ارايه مى كند و همه از نمايش او لذت مى برند. او نشان داده كه چه كارهايى بلد است. هر حركت او خطرساز است و مردم همين را مى خواهند. اميدوارم كه او عصر جديدى رقم بزند.

هريستو استويچكوف (۱۹۹۴)
همه خوشحال اند كه چنين بازيكنى برنده توپ طلا شده است. رونالدينيو زمانى كه افراد حاضر در مراسم را ديد، فهميد كه چه عنوان ارزشمندى را به دست آورده است. فقط و فقط ستارگان دنياى فوتبال كه براى تبريك به او به پا خاستند. اين حتى باشكوه تر از زمانى است كه صدهزار تماشاگر نوكمپ تو را تشويق مى كنند. رونالدينيو در اين سطح بازى مى كند، چون در بارسا است و فرانك رايكارد به او بازى مى دهد.
فراموش نكنيد كه بارسلونا كارخانه ستاره سازى است. از لوييس سوارز تا كرايف، ريوالدو و من. متأسفم كه ما در يك دوره نبوديم. در فوتبال امروز، تنها اوست كه مى تواند در زمين چنين كارهايى بكند





« آخرين ويرايش :توسط BanGi »

عــــــــشــــــق صـــــــــــــــدای فــــــــــــــــــــا صلــــــــــــــــــــــه هــــــــــــــــاســـــــــــــــت

خارج شده است
11 فروردين 1386,ساعت 17:18:55
پاسخ #9 در:
meysam
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 651
-دريافت شده: 1294


*
محبوبيت : 665
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 5178
WWW
بتهوون ، موسیقی‌دان ناشنوا
شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .

مقدمه : خلاصه‌ای از یکی از مقالات مورد علاقه‌ام را بعد از نشر کاغذی در وبلاگ می‌گذارم. نوشتن اینگونه مقاله‌های چند بعدی را دوست دارم ، مقاله‌هایی که آمیخته‌ای از چند نوع موضوع باشند.
بیوگرافی : «لودويگ‌ فان بتهوون» در 17 دسامبر سال 1770 در شهر بن ديده به ‏جهان گشود. پدر او «یوهان» نوازنده دربار بن بود كه علاقه‌ ديوانه‌واری به مشروب داشت. ‏از مادر بتهوون هميشه به عنوان بانويی مهربان، باشخصیت و خوش‌قلب ياد می‌‌شود. ‏بتهوون از مادر خود به عنوان بهترين دوست خود ياد می‌‌كرد.‏ بتهوون در همان اوايل كودكی به موسيقی علاقه‌ نشان داد و پدرش روز و شب و گاه به ‏‏‌زور کتک به تعليم وی همت گماشت. شكی نبود كه اين كودک استعداد خدادادی داشت ‏و پدرش پرورش موزارت ديگری از وی در سر می‌‌پروراند.‏
لودويگ برای آموختن ارگ و تركيب‌های موسيقيايی نزد موسيقيدان بزرگی چون «گوتلوب ‏نيفه» به تحصيل پرداخت‏‎. ‎در ژوئن 1784 و به سفارش نيفه، لودويک در حالی كه تنها 14 ‏سال داشت به عنوان نوازنده‌ ارگ در دربار «ماركسيميليان فرانز» عضو هيئت گزينش شهر ‏كوگولن منصوب شد‎ ‎‏و سپس ساکن شهر وین شد.‏
شخصیت : بتهوون بیشتر اوقات با خویشاوندان و بقیه مردم نزاع و به تلخی برخورد ‏می‌کرد. شخصیت بسیار مرموزی داشت و برای اطرافیانش به مانند یک راز باقی ماند. ‏لباسهایش کثیف و به هم ریخته بود. در آپارتمانهای بسیار به هم ریخته زندگی می‌کرد. ‏بسیار تغییر مکان می‌داد. طی ۳۵ سال زندگی در وین حدود چهل بار مکان زندگی‌اش را ‏تغییر داد. در معامله با ناشرانش همیشه بی‌دقت بود و اکثر اوقات مشکل مالی داشت.‏
بتهوون هیچگاه در خدمت اشراف وین نبود. بر این اعتقاد داشت که هنرمندان به اندازه ‏اشراف قابل احترام‌اند. ‏
وِجهه او به قدری بزرگ بود که وقتی در سال ۱۸۰۹ تهدید کرد که پستی را خارج از اتریش ‏خواهد پذیرفت، سه نفر از نجبا ترتیبات خاصی برای نگهداشتن وی در وین به عمل آوردند. ‏
بتهوون شیوه زندگی خاصی را برای خود انتخاب کرد و تا پایان عمر به همین شیوه ادامه ‏داد ، به جای کار برای کلیسا یا دربار ، به کار آزاد پرداخت و خرج زندگی خود را از ‏برگذاری اجراهای عمومی و فروش آثارش و نیز دستمزدی که عده‌ای از اشراف که به ‏توانایی او پی برده بودند و به او می‌دادند، تأمین می‌کرد.‏
ناشنوایی و تئوری‌ها :‏ در 28 سالگی شنوایی بتهوون رو به نقصان گذاشت ، در آغاز وی از تینیتوس رنج می‌برد و ‏برای عیان نشدن کم‌شنوایی از مکالمات اجتناب می‌کرد ، در اوایل بیماری وی از سمعکی ‏استفاده می‌کرد که به وسیله نوار سری که می‌بست مخفی می‌شد و دست‌هایش را ‏برای کارهایش آزاد می‌گذاشت. اما در 44 سالگی بتهوون کاملا کر شده بود.‏
احتمال فراوان دارد که آسیب شنوایی بتهوون به خاطر فشرده شدن عصب هشتم به ‏خاطر بیماری پجت باشد ، سر بتهوون کاملا بزرگ بود و پیشانی کاملا برجسته‌ای ‏داشت ، آرواره بزرگ و چانه جلوآمده‌ای داشت ، ویژگی‌هایی که با بیماری پجت ‏سازگارند. نوشته‌ها نشان می‌دهند که به خاطر بزرگ شدن استخوان‌ها کلاه و کفشش ‏دیگر اندازه‌اش نبود.‏
البته در فیلم محبوب جاودان ‏Immortal Beloved‏ که بر اساس زندگی بتهوون ساخته ‏شده است ، سه تئوری به عنوان دلایل کاهش شنوایی بتهوون مطرح شده است :‏ نوروسیفیلیس ، آسیب‌هایی که به خاطر افتادن‌های متعدد و سایر آزار و اذیت‌های پدر ‏بتهوون در کودکی متحمل شده بود و بلاخره اتواسکلروزیس. ‏
این سه تئوری متعاقب اتوپسی که در وین در 27 مارس 1827 روی جسد بتهوون انجام ‏شد انجام شد ، تا حد زیادی اعتبار خود را از دست دادند. کالبدشکافی بتهوون به وسیله ‏کارل روکیتانسکی انجام پذیرفت که لقب پدر آناتومی آسیب‌شناسانه را هم بر خود دارد.‏ روکیتانسکی در حین تشریح بتهوون متوجه جمجمه پرچگال یکنواخت و ضخیم و اعصاب ‏شنوایی چروک‌خورده شد ، که در بیماری پجت دیده شوند ، به علاوه مطالعات بعدی ‏شواهدی از آرتریت شریان‌های شنوایی و یا اوتیت مدیای مکرر را نشان ندادند.‏ بنابراین با توجه به این شواهد بهترین تئوری برای توجیه علت ناشنوایی بتهوون همین ‏بیماری پجت است.‏
مختصری درباره بیماری پجت : بیماری پجت ‏Paget‏ که به آن استئیت دفورمان هم ‏گفته می‌شود ، یک بیماری غیربدخیم است که باعث افزایش جذب استخوانی و در پی ‏آن رسوب یک ماتریکس استخوانی پرچگال و بی‌نظم می‌شود که به طور غیرمؤثر کانی ‏شده است. منشأ بیماری نامشخص است و غالبا مبتلایان به آن بی‌علامتند. در بیماران ‏علامت‌دار بر حسب استخوانی که درگیر شده علایم متغیرند : درد استخوانی ، سر درد ، ‏کاهش حی شنوایی یا بینایی از جمله علایم بیماری هستند. تشخیص معمولا به وسیله ‏رادیوگرافی انجام می‌شود و بیس‌فسفونات‌ها درمان معمول بیماری هستند. ‏
افسردگی : به دنبال ناشنوایی بتهوون به شدت افسرده شد و به الکل پناه برد. همین ‏افسردگی بود که باعث مهاجرت وی از وین به شهر کوچکی در اتریش به نام ‏Heiligenstadt‏ شد ،جایی که در آنجا مقاله‌ای مشهور به رشته تحرير درآورد و در آن ‏نوشت كه او اگر به عنوان يك موسيقيدان ديگر توانايي شنيدن نداشته باشد ديگر دوست ‏نخواهد داشت كه به اين زندگي ناعادلانه ادامه دهد. ‏اما عشق وی به موسیقی مانع از خودکشی شد و بتهوون دريافت كه هنوز زوايای ‏بسياری از موسيقی را كشف نكرده است؛ به همين دليل نه تنها خودكشي نكرد بلكه به ‏وجود علم به اين كه ناتواني جسمي وي روزبه‌روز بدتر خواهد شد آثار بسيار زيادي از خود ‏به يادگار گذاشت.‏ سونات‌هاي استثنايي وي براي پيانو مثل توفان و اپوس 31، سمفونی شماره‌ 2و3 ، ارويكا ‏و سمفونی نهم در اين دوران خلق شدند. در واقع شمار قابل توجهی از آثاری جاودانی که ‏از ذهن بتهوون نشأت گرفت ، هیچگاه به وسیله خود وی شنیده نشد.‏
سمفونی نهم : در دوره‌ای که بتهوون سمفونی شماره 9 را می‌ساخت کاملا ‏ناشنوا بود و از ناشنوایی احساس شرم می‌کرد و گوشه گیری اختیار می‌کرد.‏
بتهوون علاقه خاصی به شیلر داشت و در سمفونی شماره 9 نیز شعر "در ستایش ‏شادی" او را استفاده کرد.‏
ساخت سمفونی شماره 9 دو سال طول کشید (از سال 1822 تا 1824) و اولین بار در ‏می 1824 در وین به روی صحنه رفت. ‏سند معتبری وجود دارد مبنی بر اینکه وقتی این شاهـکار وی اجرا می‌شد ، در هنگام کف ‏زدن و تشویق بی ‌امان حضار وی قادر به شنیدن صدای تشویق نبود و با اشاره اطرافیان ‏وی به عقب برگشت تا متوجه تشویق تماشاچیان بشود ، در این لحظه وی به حدی متأثر ‏شد که ناخود‌آگاه گریست. ‏
این سمفونی یکی از آثاری است که درتاریخ سیاست از آن استفاده شده است و در ‏میان هر دسته و هر ایدئولوژی ای طرفداران بسیاری دارد ‏انگلس می‌گوید: "روزی كه بشر سمفونی نهم را آيين رفتاری خود قرار دهد آن روز ‏بتهوون جايگاه حقيقي خود را يافته است." و بیسمارک اعتقاد داشت که : "اگر من ‏سمفونی نهم را بيشتر گوش كرده بودم امروز بسيار شجاعتر بودم." به گفته هيندنبورگ: ‏‏"امروز اشک‌‌های زيادي در خانواده‌هاي آلماني می‌‌ريزد، ولي بتهوون به ما مي آموزد كه ‏اگر كسي خود را در اختيار موسيقي او بگذارد نمی‌‌تواند نگون‌بخت بشود. او ‏تسكین‌دهنده رنجهای ماست." در زمان جنگ دوم جهانی آلمانی ها هرجا را اشغال می ‏کردند، این سمفونی را می‌نواختند. این سمفونی برای تولد هیتلر نواخته شد. نخست ‏وزیر زیمباوه آن را به عنوان سرود ملی کشورش انتخاب کرد ، واتیکان از این سمفونی ‏دفاع کرد و بالاخره این سمفونی سرود جامعه مشترک المنافع اروپا شد.‏
مرگ : بتهوون در سال 1826 دچار سرماخوردگی شديد شد. بيماری وی ديگر ‏مشكلات جسماني وی را كه در تمام طول زندگي با وی همراه بود پيچيده‌تر كرد. بتهوون ‏در 26‌ام ماه مارس 1827 درگذشت در حالی كه دوستان نزديك وی بر بالينش جمع شده ‏بودند. مراسم تدفين وي با حضور حدود 10 الي 30 هزار نفر انجام شد.‏
اما همانطور که فرضیات مختلفی درباره علت ناشنوایی بتووون وجود دارد ، درباره علت ‏مرگ بتهوون هم تئوری‌های متفاوتی نوشته شده است.‏
سیروز کبدی : کبد بتهوون آتروفیک ، ندولار و سیروتیک بود ، که نشاندهنده کبد الکلی ‏در پی استفاده مکرر بتهوون از الکل بود. ‏
تحقیقات اخیر بر اساس دسته‌ای از موهای بتهوون که پس از مرگش باقی مانده، نشان ‏می‌دهد که مسمومیت سرب باعث بیماری و مرگ نابهنگام وی بوده (مقدار سرب خون ‏بتهوون ۱۰۰ برابر بیشتر از مقدار سرب در خون یک فرد سالم بود). احتمالاً منبع این سرب ‏از ماهیهای رودخانه آلوده دانوب و ترکیبی از سرب که برای شیرین کردن شراب استفاده ‏می‌شده و یا ظروف چینی آن دوران بوده است. همچنین این مقدار سرب می‌تواند ‏توجیه‌کننده رفتارهای عجیب و غریب و پریشانی‌های بتهوون باشد.‏
اما جستجویی در اینترنت بیماری‌های دیگری را هم به بتهوون منتسب می‌کند از جمله ‏لوپوس منتشر.‏

منابع :‏ سخنرانی دکتر بیژن ظلی مدرس موسیقی ویکی‌پدیای فارسی و انگلیسی سایت ‏pubmedcentral سایت مشاهیر سایت ماندگار سایت ‏American Family Phusicians کتاب طب داخلی هاریسون
 
   







این فیس بوک من

خارج شده است
24 فروردين 1386,ساعت 19:08:29
پاسخ #10 در:
meysam
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 651
-دريافت شده: 1294


*
محبوبيت : 665
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 5178
WWW
پاسخ : بيوگرافي از هركي دلت بخواد
بهنوش بختياري

بهنوش بختياري متولد 29 ارديبهشت 1354 در تهران بدنيا آمده است. بهنوش بختياري فارغ التحصيل مترجمي زبان فرانسه از دانشگاه آزاد مي باشد، وي داراي يک خواهر و دو برادر است، فرزند آخر خانواده و مجرد مي باشد.

بهنوش بختياري دوران کودکي و نوجواني خود را جزو ناگفته هاي شيرين زندگي خود مي داند. صميمي ترين دوست وي در آن دوران شقايق است که در حال حاضر در آمريکا زندگي مي کند.

بهنوش بختياري در سن 20 سالگي بدليل علاقه و پر کردن اوقات فراغت خود در تابستان به مدرسه رسام هنر سرکار خانم مهتاب نصير پور رفت و بعد از يکسال فعاليت در سال 75، کار در سريال هواي تازه به کارگرداني محمود رحسانيان به وي پيشنهاد شد.

بهنوش بختياري تا امروز با پشتکار فراوان خود در زمينه منشي صحنه و عرصه بازيگري در سينما و تلويزيون از محبوبيت خاصي برخوردار است.حس وطن دوستي در او خيلي قوي است و با تمام طرفداران به خوبي و با محبت برخورد مي کند

شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .
شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .

منبع : سايت دوستان/view.asp?id=50247990461100001







این فیس بوک من

خارج شده است
05 تير 1386,ساعت 13:40:50
پاسخ #11 در:
belfi
مدیر سابق
تشكر
-اهدا شده: 176
-دريافت شده: 227


*
محبوبيت : 501
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 629
پاسخ : بيوگرافي از هركي دلت بخواد
مهستي





مهستي، خواننده ايران در سن شصت سالگي به دليل ابتلا به سرطان در لس آنجلس درگذشت.
گزارش ها حاكي است كه "مهستي" خواننده مشهور ايراني روز 25 ژوئن درگذشت. مهستي كه نام اصلي اش خديجه (افتخار) دده بالا بود در سال 1946 به دنيا آمد و روز دوشنبه در سن 60 سالگي بر اثر ابتلا به بيماري سرطان فوت كرد.

مهستي خواننده موسيقي سنتي و پاپ ايراني در بين مردم محبوبيت بسياري داشت
خبر درگذشت اين خواننده قديمي ابتدا در رسانه هاي فارسي زبان منتشر شد، وي از مدتها قبل به دليل ابتلا به سرطان روده بيمار و بستري بود.

خديجه دده بالا كه بعدها با روي آوردن به خوانندگي نام هنري مهستي را براي خود برگزيد، در سال 1946(1316) متولد شد. در نوجواني استعدادش براي خوانندگي توسط پرويز ياحقي كشف شد.

مهستي كار خود را در برنامه معروف گل هاي رنگارنگ راديو ملي ايران با آهنگ "آنكه دلم را برده خدايا" آغاز كرد.


نخستين آوازهاي او در مجموعه گلها به كارهاي او اعتبار بخشيد و او را به خواننده اي محبوب در دهه هاي چهل و پنجاه بين مردم بدل ساخت و به علاوه راه را براي ورود خواهر بزرگترش، هايده به عالم خوانندگي نيز باز كرد.

گفته مي شود كه هايده، خواهر مهستي، كار خود را پنج سال پس از او آغاز كرد.
در طول 35 سال كار خوانندگي، مهستي آهنگ هاي ماندگار بسياري اجرا كرد.



كمي پس از انقلاب اسلامي ايران، وي به بريتانيا رفت و پس از چند سال به آمريكا مهاجرت كرد. در سال 2005 نيز در اين كشور توسط جمعي از ايرانيان از وي براي 35 سال فعاليت در زمينه موسيقي سنتي و پاپ ايراني تقدير به عمل آمد.

از وي 35 آلبوم موسيقي منتشر شده كه اغلب آنها با استقبال روبرو شده است.

او در ماه مارس 2007 اعلام كرد كه از چهار سال پيش به بيماري سرطان مبتلا شده است. او در سال هاي پيش از مرگ در "سنتا روزا" در كاليفرنيا با دخترش سحر و همسرش ناصر و دو فرزند ديگرش زندگي مي كرد.


**********************************************************
بلفی جان ممنونم ولی من از یک منبع قابل اعتماد می گم که :
1. مهستی فقط یک فرزند به نام سحر داره
2. سحر 2 تا دختر داره
3. مهستی شوهر نداشت
4. اسم پدر سحر کورش بوده



با تشکر
مدیر سایت

ممــــــــــــــــــــــــول

**********************************************************

شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .





« آخرين ويرايش :توسط memol »

دل می گه مهربونی
رفیق همزبونی

خارج شده است
10 تير 1386,ساعت 12:34:39
پاسخ #12 در:
sky rain
تشكر
-اهدا شده: 0
-دريافت شده: 34


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 11
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 249
پاسخ : بيوگرافي از هركي دلت بخواد
بیوگرافی بهرام رادان

نام : بهرام رادان
تاریخ تولد: 8 اردیبهشت 1358

هنرپیشه -او را به جرات می توان یک استعداد تمام عیارو یک حادثه کم سابقه سینمای ایران دانست. اگر چه حضور اولش تنها به یک چهره و چشم آبی و زیبا محدود می شد ، اما رادان ثابت کرد که می تواند در حد و اندازه های یک ستاره بدرخشد . انتخابهای بعدی رادان در عمده موارد ، آگاهانه او را به مسیری درست هدایت کرد که امروز می تواند با افتخار آن تندیس زرشک زرین را برای شور عشق نادیده بگیرید. بهرام متولد 1358 و کارشناس مدیریت بازرگانی است ، او در سال 78 در آموزشگاه هیوا فیلم بازیگری را آموخت و همان سال برای بازی در شور عشق ساخته نادر مقدس انتخاب شد . داستان عاشقانه فیلم و چهره جذاب دو جوان اول کار یعنی رادان و ومهناز افشار فروش فیلم به زیبایی شکوفا شد و او امروز خود را به نمایش بگذارد. استعدادهای درونی رادان در هر فیلم در هر فیلم به زیبایی شکوفا شد و امروز ستاره ای است که مورد توجه هر کارگردانی قرار گرفته و تقریبا هر نقشی را در کارنامه اش بازی کرده. حضور بعدی او درآبی به کارگردانی حمید لبخنده باز می گردد که سال 79 ساخته شد و او در کنار سوپر استاری چون هدیه تهرانی به زور آزمایی می پرداخت. ساقی را در کنار یکتا ناصر بازی کرد که همان سال ساخته شد . اما چندان کار قابل توجهی نبود . سال 80 آواز قو از او به اکران در آمد که نقش مقابلش بر عهده ساره آرین بود. این فیلم ساخته سعید اسدی با فروش بسیار بالایی روبرو می شود و بازی رادان مورد توجه هئات داوران قرار می گیرد و او را کاندیدا دریافت جایزه نقش اول می کنند . از اینجا به بعد رادان می شود ستاره اول سینمای ایران که بالا طرفداران بیشماری مواجه بود. همان سال در تجربه فیلم کوتاه ابراهیم شیبانی با نام طلوع تاریک بازی می کند و اینگونه سال 80 را با موفقیت به پایان می رساند. محبوبیت رادان کارگردانان را متوجه او می سازد و همه به سویش هجوم می آورند.

سال 81 ،داریوش فرهنگ از او در رز زرد استفاده می کند که یک درام ترسناک نوجوان پسند بود. فیلم برداشتی ضعیف از اثر هالیوودی می دانم تابستان گذشته چه کردی ؟ که با استقبال مناسبی روبرو می شود. سپس در عطش ساخته محمد حسین فرح بخش بازی کرد که اثر چندان حرفه ای به شمار نمی رفت.بهروز افخمی در برگردان سینمایی یک اثر دشوار ادبی او را مورد ارزیابی قرار داده و این گونه فیلم عجیب گاو خونی ساخته می شود که رویکرد رادان به سینمای متفاوت و به دور از جنجال و جنبه های تجاری محسوب می شد.بازی در این نقش متفاوت به شدت مورد تحسین واقع می شود و رادان ثابت می کند که می تواند به عنوان بازیگر آثار هنری هم محسوب شود. سال 82 در سه کار درخشان به تم های بسیار متفاوت به عنوان بازی می کند که نشان از دقت انتخاب کارکترهای متفاوت داشت. ابتدا در ساخته درخشان بنی اعتماد با نام ننه گیلانه بازی می کند که از جمله بازی های اثر گذار و زیبای او به شمار می رود . او در این فیلم به نقش پسر فاطمه معتمد آریا که در بازگشت از جنگ دچار معلولیت جسمی شده و نامزدش تن به ازدواج ناخواسته داده است.رادان با نقش آفرینی خود در این قالب دشوار همه را انگشت به دهان می کند اما هیات داوران جشنواره بیست و سوم حضور او را نادیده می گیرند. سپس در اثر پر فروش شمعی در باد در کنار شهاب حسینی و حسام نواب صفوی به بازگویی مشکلات روز جوانان و مساله اعتیاد به قرص های توهم زا می پردازند . این دومین کار رادان با یک کارگردان خانم (پوران درخشنده )بود. سپس به تیم سربازهای جمعه مسعود کمیایی می پیوندد و در واقع به جای گلزار که از بازی در فیلم کنار کشید می آید، او در رستگاری در هشت و بیست دقیقه به کارگردانی الوند در سال 83 نقشی به شدت متفاوت را تجربه می کند و باز در کنار شهاب حسینی قرار می گیرد . ازدواج صورتی در نوروز 84 اکران می شود ،اما رویکردی منجر به شکست برای رادان در عرصه کمدی محسوب می شود. او بازی در ساخته آخر کمیایی با عنوان حکم را به پایان رسانده. مشغول بازی در تقاطع می باشد. بهرام رادان به خاطر بازی در شمعی در باد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول را تصاحب کرد.

در مورد او:

ا برادر به نام شهرام و یک خواهر به نام الهام و یک خواهر ناتنی به نام ژیلا دارد .

و حیوان خانگی او یک سگ است


*****************************************************

بهرام رادان فارغ التحصيل مديريت بازرگاني از دانشگاه آزاد اسلامي تهران

 است.


او بازيگري را از كلاس هاي بازيگري هيوا فيلم آغاز كرد و در سال هزار و

 سيصد و هفتاد و هشت در اولين فيلم خود «شورعشق» جلوي دوربين

رفت.

فيلم شناسي:


شور عشق (سال 1378)


آبی (سال 1379)


ساقی (سال 1379)


آواز قو (سال 1380)


رز زرد (سال 1381)


عطش (سال 1381)


گاوخونى (سال 1381)


شمعی در باد (سال 1382)

 
روايت سه گانه | ایپزود ننه گیلانه (سال 1382)


سربازهاي جمعه (سال 1382)


ته دنيا (سال 1383)


رستگاري در هشت و بيست دقيقه (سال 1383)


يه دنياي ديگه (سال 1383)


گيلانه (سال 1383)


حكم (سال 1383)

سنتوری (سال ۱۳۸۵)

*****************************************************






« آخرين ويرايش :توسط belfi »

دوست داشتن دل می خواهد نه دلیل

خارج شده است
10 تير 1386,ساعت 12:36:45
پاسخ #13 در:
sky rain
تشكر
-اهدا شده: 0
-دريافت شده: 34


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 11
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 249
پاسخ : بيوگرافي از هركي دلت بخواد
 بیوگرافی یانگـوم (جواهري در قصر)
بیوگرافی (لي‌يونگ آئي) بازيگر 36 ساله نقش يانگوم در مجموعه جواهري در قصر


جمعه شب‌ها از شبكه دوم تلويزيون مجموعه‌اي پخش مي‌‌شود به نام (جواهري در قصر) كه طرفداران زيادي را پاي جعبه جادويي كشيده است، مي‌خواهيم در اين شماره از نقش اول، اين مجموعه يعني (يانگوم) برايتان بنويسيم، او كيست؟ كجا به دنيا آمده و يك بيوگرافي از زندگي‌اش...

(لي‌يونگ آئي) بازيگر 36 ساله نقش (يانگوم)، يك هنرپيشه معروف و خوشنام كره‌جنوبي است كه در 31 ژانويه سال 1971 در سئول متولد شد. يونگ آئي در كشورهاي شرق و جنوب شرقي آسيا طرفداران زيادي دارد و به همين‌‌خاطر به (بانوي اكسيژن) نيز معروف است.


لي‌يونگ آئي به خاطر معصوم بودنش و بازي در سريال (جواهري در قصر) به اوج شهرت رسيده و بارها به كشورهايي همچون هنگ‌كنگ، تايوان، ژاپن و سنگاپور دعوت شده است و استقبال از وي به حدي بوده كه اين كشورها مجبور شدند برنامه مصاحبه‌ او را در بزرگ‌ترين سالن‌هاي خود برگزار كنند. لي‌يونگ‌آئي علاوه بر بازيگري در امور خيريه نيز فعاليت دارد. او در سال 1997 به عنوان سفير NGO به اتيوپي سفر كرد تا فقر و بيماري آن‌جا را از نزديك ببيند و در سال 1999به صحراي تار در هندوستان رفت تا با پايين‌ترين قبايل آن كشور ملاقات كند.
يونگ‌آئي در سال 2006 تجارب خود و خاطراتش از اين دو سفر را در كتابي تحت عنوان (ويژه‌ترين عشق) چاپ كرد و تمام درآمد حاصل از آن را صرف امور خيريه كرد. از سال 2004 كه يونگ آئي سفير يونيسف شد، بارها به ساخت مدرسه و بيمارستان كمك كرد و يك مدرسه دخترانه هم به اسم او در چين شروع به كار كرد.
او در كتاب خود كه در سال 2006 به چاپ رساند، از شرح و حال زندگي و چگونه هنرپيشه شدنش مطلب نوشت.او مي‌گويد: براي اولين‌بار در سال 1991 در يك آگهي تبليغاتي شكلات شركت كرد و بعد تصميم گرفتم در رشته بازيگري ادامه تحصيل دهم. وي مشكل‌ترين نقش خود را بازي در سريال جواهري در قصر و نقش (دائه يانگوم) و پس از آن نقش كاملا متفاوت در فيلم (همدردي با خانم ونجنس) مي‌‌داند. او مي‌‌گويد: هرگز نمي‌‌خواهم يك حس از زندگي من بيرون برود و آن بازي با تمام وجود است.لي‌يونگ آئي در سال 2005 و در فستيوال فيلم اژدهاي آبي، برنده جايزه بهترين هنرپيشه زن و در سال 2006 به خاطر بازي در فيلم (همدردي با خانم ونجنس) برنده جايزه هنري (بك‌سنگ) شد.او مدتي مدل تبليغاتي شركت LG شد و در ژانويه سال 2007 به‌خاطر موفقيت در جلب مشتري از سوي اين شركت نشان افتخار دريافت كرد. لي‌يونگ آئي سرگرمي‌هاي خاص خود را دارد كه از جمله مي‌‌توان به علاقه او به آواز‌خواني، شنا، اسب‌سواري و نواختن پيانو اشاره كرد. در ضمن او به زبان‌هاي كره‌اي، انگليسي و آلماني تسلط كامل دارد.

يك افسانه

جواهري در قصر، در سال 2003 براي شبكه MBC در كره‌جنوبي ساخته شد. اين سريال گاه با نام‌هاي (يانگوم بزرگ) يا (دائه يانگوم) در كشورهاي مختلف پخش شده و 54 قسمت مي‌باشد. ساخت و توليد اين سريال مدت يك سال طول كشيد كه البته براي يك سريال طولاني، زمان كوتاهي است. اين سريال بر اساس زندگي يك شخصيت تاريخي در زمان سلسله )goseon( است و درباره اولين پزشك زن سلطنتي اين خاندان ساخته شده است.
نام واقعي سريال كه به گفته خود كره‌اي‌ها بر اساس يك داستان واقعي ساخته شده، (دايي يانگ گيوم) است به معني (يانگوم بزرگ.) موضوع اصلي اين سريال درباره پشتكار يانگوم مي‌‌باشد كه در كنار آن فرهنگ سنتي كره‌جنوبي و انواع غذاها و روش پخت آنها و طب سنتي اين كشور به خوبي به نمايش درآمده است. داستان جواهري در قصر در سال‌هاي بين 1494 و 1544 ميلادي رخ مي‌‌د‌هد. آغاز سريال زماني است كه ملكه مادر وقت، به دستور امپراطور و توسط يك گروه از افسران گارد مسموم مي‌‌شود. در زمان بازگشت براي يكي از افسران به نام (سوچون سو) اتفاقي رخ مي‌‌دهد، ولي به وسيله يك راهب نجات مي‌‌يابد. راهب به افسر مي‌‌گويد كه سه زن در زندگي او نقش مهمي دارند. اول زني كه اين افسر سبب مرگ او مي‌‌شود. دوم زني كه او جانش را نجات مي‌‌دهد، اما در آخر باز هم موجب مرگ او مي‌‌شود و سوم زني كه عامل مرگ افسر است، ولي جان انسان‌هاي بسياري را نجات خواهد داد. بعدها مشخص مي‌‌شود كه اين سه زن، ملكه مادر، مادر يانگوم و خود او هستند. از سوي ديگر (بانو پارك)، بانوي آشپزخانه سلطنتي به چشم خود مي‌‌بيند كه (بانو چويي) سم را در غذاي ملكه مادر ريخته است، ولي خدمه آشپزخانه سلطنتي او را متهم به دزدي مي‌‌كنند و به او سم مي‌‌خورانند، اما بانو پارك توسط (بانو هن) كه پادزهر را با سم مخلوط كرده نجات مي‌‌يابد و سپس توسط افسر سو كه از قصر رفته است، فراري داده مي‌‌شود. آن دو به‌طور پنهاني در يك دهكده ازدواج مي‌‌كنند و صاحب دختر باهوشي به نام يانگوم مي ‌‌شوند.
چند سال بعد يانگوم كه كوچك و ناآگاه بود، به همه مي‌‌گويد پدرش افسر گارد سلطنتي بوده و همين صحبت‌ها باعث مي‌‌شود كه مامورين او را پيدا كنند. يانگوم و مادرش فرار مي‌‌كنند، اما مادر يانگوم كه به سختي زخمي شده است، از دنيا مي‌‌رود.مادر در لحظات پاياني عمرش آرزوي خود را به يانگوم چنين گفت: (دوست دارم بانوي اول آشپزخانه سلطنتي شوي و بي‌‌عدالتي و ظلمي كه به من شده است را در كتاب مخصوص بانوان دربار به ثبت برساني.)
بالاخره يانگوم وارد قصر شد و با نبوغ و استعداد درخشاني كه داشت به پيشرفت‌هاي جالبي هم دست پيدا كرد.
او دستيار (بانو هن) از بهترين دوستان مادرش مي‌‌شود و به او كمك مي‌‌كند تا بانوي اول آشپزخانه شود.
توطئه‌هاي بانو چويي و بردارزاده‌اش (گيوم يونگ) باعث مي‌‌شود كه بانو هن و يانگوم به يك جزيره تبعيد شوند. در آن جزيره يانگوم، (بانو هن) را از دست مي‌‌دهد، ولي با زني به نام (يانگ دوك) آشنا مي‌‌شود كه يك پزشك معروف است. خيلي‌ها معتقدند يانگوم اولين پزشك سلطنتي در تاريخ كره است، ولي خيلي‌ها بر اين عقيده‌اند كه (دائه يانگوم) فقط يك نام افسانه‌اي است. شخصيتي كه از نام چند پزشك زن دربار كره‌جنوبي گرفته شده است. البته (دائه)DAE( ) يك لقب به معناي (بزرگ) است كه امپراطور در آينده به يانگوم خواهد داد.

تنوع غذاهاي كره‌اي

نوع غذاهاي كره‌اي و تركيب آنها به آب و هواي آن كشور مرتبط است. اين كشور زمستان‌هاي بسيار سردي دارد و از حدود قرن هفتم تاكنون كره‌اي‌ها به اين فكر افتاده‌اند كه سبزيجات را جزء اصلي غذاي خود كنند. آنها سبزيجات عمل آمده (نمك سود شده) خود را (يومجانگ) مي‌نامند و حتي در طول زمستان كه سبزيجات به سختي يافت مي‌شوند، غذاي اصلي آنها را تشكيل مي‌دهند. آماده‌سازي مواد غذايي در آشپزي كره‌اي از قديم اهميت بسياري داشته است و حتي امروزه نيز با وجود آپارتمان‌ها و آشپزخانه‌هاي مجهز، باز هم سبزيجات نمك سود شده را در خانه نگهداري مي‌كنند. يكي از مهم‌ترين غذاهاي كره‌اي كه پس از پخش سريال جواهري در قصر، در كشورهاي همسايه از جمله فيليپين رواج پيدا كرد و مورد استقبال قرار گرفت (كيم چي) نام دارد. ماده اصلي اين غذاي اصيل كره‌اي كلم و سبزيجات نمك سود شده و ترش شده است كه از قرن دوازدهم وارد برنامه غذايي مردم اين كشور شده. تربچه، خيار و قارچ از ديگر مواد اين غذا هستند. كره‌اي‌ها مي‌گويند تا قرن هفدهم 11 نوع (كيم چي) پخته مي‌شده و در برخي از آنها به جاي سبزيجات از ميوه‌جات و ماهي استفاده مي‌شده است. پس از پخش سريال جواهري در قصر، علاقه به غذاهاي كره‌اي بيشتر شد، به طوري كه توريست‌هايي كه از كشورهاي ديگر شرق آسيا به كره‌جنوبي مي‌روند، به دنبال چشيدن مزه اين غذاها هستند.
چندي پيش نمايشگاه غذاهاي سلطنتي كره‌جنوبي در شهر Bexco افتتاح شد. در اين نمايشگاه انواع غذاهاي ويژه دربار كره‌جنوبي در معرض ديد علاقه‌مندان و به ويژه شركت‌كنندگان در اجلاس اپك كه در اين شهر برگزار شده بود، قرار گرفت. يك خبرنگار تايواني كه از اين نمايشگاه ديدن كرده است، مي‌گويد: ( )ttock(كيك برنج) بسيار خوشمزه است و طريقه پخت آن نيز خيلي جالب مي‌باشد، زيرا از لوبياي قرمز و برنج به هم نچسبيده درست مي‌شود. از ديگر غذاهاي خوشمزه اين جا (توك بوكي) سلطنتي است. اين غذا مخلوط كيك برنج و سبزيجات به علاوه گوشت آغشته به سس سويا و گريل شده، همراه با قارچ است. در واقع اين غذا نوعي اسنك (تنقلات) كره‌اي شيرين و ادويه‌دار با سس فلفل قرمز است. اين خبرنگار مي‌افزايد (از وقتي سريال جواهري در قصر در تايوان پخش شد، مردم علاقه‌مند به غذاهاي كره‌اي شدند.
بايد بگويم هماهنگي بين مصرف سبزيجات و گوشت در برنامه غذايي آنها جالب توجه است.) يكي از برگزاركنندگان اين نمايشگاه مي‌گويد: امپراطورهاي اين كشور به غذا اهميت زيادي مي‌دادند. آنها با مصرف غذاهاي رنگارنگ مي‌فهميدند مردم چه مي‌خورند و محصولات آن سال خوب بوده يا نه. امپراطور روزي پنج وعده غذا مي‌خورد كه دو تا از آنها در ساعت ده صبح و پنج بعدازظهر سرو مي‌شده‌ و به آن (سورا) مي‌گفتند.
در وعده‌هاي (سورا) 12 ظرف غذاي مختلف و يك كاسه برنج سرو مي‌شده و در كنار آن يك ظرف (كيم چي) و چند نوع شوربا نيز قرار داشته است. غذاهاي پادشاه هميشه در كاسه‌هاي نقره و قاشق و چوب‌هاي مخصوص سرو مي‌شد و اين ظروف به گونه‌اي ساخته شده بودند كه اگر در غذا زهر ريخته مي‌شد، رنگ آنها تغيير مي‌كرد.






دوست داشتن دل می خواهد نه دلیل

خارج شده است
12 تير 1386,ساعت 22:18:42
پاسخ #14 در:
sky rain
تشكر
-اهدا شده: 0
-دريافت شده: 34


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 11
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 249
پاسخ : بيوگرافي از هركي دلت بخواد
سلام بر همه ی هنر دوستان عزیز


درآسمان هنرهمیشه ستاره گانی هستندکه با بانورافشانی خاص خود توجه همه را به خود جلب میکنند.هایده ومهستی عزیز خواهرانی که خیلی زودجایگاه ویژه ای را نزد مردم پیدا کردند در زیر به آغاز کار آنها می پردازیم ودرآینده ی نزدیک کارهای مشترک آنها را بررسی میکنیم ودرپستهای بعدی به طور خاص و ویژه ای به بررسی عملکرد خانم مهستی خواهیم پرداخت

هایده و مهستی در کاخ سعد آباد بزرگ شدند



 در میان دختران و زنانی که در دربار و کاخ های مختلف کار می کردند و رسما کارمند تشریفات دربار یا اداره کل کاخها بودند دو خواهر شیرازی تبار هم بودند که بعدها به اسامی مستعار هایده و مهستی شهرت زیادی در دنیای موسیقی ایران پیدا کردند. این دو خواهر از دوران نوجوانی در کاخ سعد آباد بزرگ شده و جزو خدمتکاران خاص ملکه تاج الملوک بودند. هر دو از اقوام احترام شیرازی بودند که زن بسیار مهربان و زود جوشی بود. زهرا مشهدی از زمانی که رضاشاه یک قزاق ساده بود ندیمه تاج الملوک بود و هم سن و سال او بود. رابطه آنها از دو خواهر بسیار صمیمانه تر بود. این دو دختر نوجوان یعنی سکینه و خدیجه شیرازی را احترام الملوک در سال 1340 به تهران آورد و درکاخ برای امور کاخ ملکه مادر تربیت کرد. شبها در کاخ ملکه مادر بساط شب نشینی و ساز و ضرب برقرار بود.

 هر شب یک عده نوازنده از رادیو ایران به کاخ او میآمدند. دراین اواخر عاشق حرکات ظریف و زنانه فریدون فرخزاد و رقص و آواز او شده بود. در همین برنامه های شبانه این دو دختر هم که صدای گرم و دلنشینی داشتند گاهی اوقات به تشویق احترام الملوک اشعاری را میخواندند و میرقصیدند. یکی از نوازندگان و آهنگسازان بنام آن روز رادیو که صدای این دو خواهر را شنید از ملکه مادر تقاضا کرد اجازه دهد آنها را برای تست صدا ببرد. ملکه قبول کرد و دخترانی که برای اتاق داری و خدمت در کاخ تربیت شده بودند خیلی زود به معروف ترین خوانندگان زن در ایران مبدل گردیدند و اسم هایده و مهستی را برای خود برگزیدند. خیلی به ملکه مادر علاقه داشتند و پس از آن که خوانندگانی معروف شدند مرتب به قصر می آمدند.

 

وگوشه ای از صحبت هایده در مورد مهستی

 



باید بگویم که من یکی از کسانی بودم که خواهرم را به خواندن تشویق کردم، برای اینکه خود من از بچگی می‌خواندم. فکر می‌کنم ۱۲ ساله‌ بودم که حتا برای خواندن آواز تمرین می‌کردم. آنوقتها، خوب، مهستی ۴ سال از من کوچکتر است و آن وقتها من به او یاد می‌دادم که تصنیف بخواند. وقتی که بصورت جدی کار را شروع کردیم، هیچوقت با هم رقابت نداشتیم و سعی می‌کردیم همیشه ایراد کارهایمان را بگیریم و توصیه‌ی همدیگر را قبول می‌کردیم، برای بهتر شدن کارمان. من اول وارد رادیو شدم، ولی متاسفانه به دلایل گرفتاری‌های خانوادگی، اینکه شوهر من نمی‌گذاشت صدای من از رادیو پخش بشود. صدای من فقط یکبار از رادیو پخش شد و بعد هم جلوی نوار گرفته شد، ولی من چون علاقمند به خواندن بودم، دچار بیماری شدم. در واقع راه را اول من باز کردم و بعد مهستی شروع کرد و بعد از یکسال‌ونیم دوسال من دوباره شروع کردم به خواندن






دوست داشتن دل می خواهد نه دلیل

خارج شده است
صفحه: [1] 2 3 4 ... 6   بالا

 
پرش به :  

تاپيک هاي مشابه
عنوان نويسنده پاسخ ها مشاهده آخرين ارسال
یادگاری های کودکی گـــالـــري عــكـــس « 1 2 3 4 5 » belfi 69 6888 آخرين ارسال 23 مهر 1390,ساعت 10:48:03
توسط علی 1360
هر كي ميتونه جواب بده گــــفــــتــــگــــو آزاد « 1 2 3 » شهرزاد 31 1639 آخرين ارسال 19 تير 1389,ساعت 21:56:22
توسط حیدر
Powered by MySQL Powered by PHP Powered by SMF 1.1.16 | SMF © 2006-2011, Simple Machines
هاست تالار گفتمان ساده دل توسط ایران مدرن پشتیبانی می شود. | Sitemap
Valid XHTML 1.0! Valid CSS!


Google اين صفحه را ديده است 02 خرداد 1391,ساعت 22:01:14



آخرین ارسالها
آخرین ارسالها