شعر هاي خنده دار - * - 04 خرداد 1391,ساعت 07:31:41

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_



جدیدترین پست ها
موضوع : شما دوست دارید به اونی که عاشقشید چی هدیه بدید؟
متن : اگر عشق ؛ عشق باشه آدم از خودش میگذره ؛ همه چیز رو برای معشوقش میخواد . ت...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 03:53:58
موضوع : بیا از رویات بگو...شاید منم رویامو پیدا کنم...
متن : هرچی فکر میکنم میبینم رویایی ندارم .......نکنه زندگی کردن داره از ذهنم می...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 02:56:08
موضوع : چرا کمک میکنی چون...
متن : کمک می کنم چون من هم یک روزی یک جایی محتاج کمک میشم ...کمک می کنم تا روزی ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 02:48:32
موضوع : گمشده من ، گمشده تو
متن : این روز ها احساس می کنم خیلی چیزها هست که گمشون کردم . من راه رسیدن به خو...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 02:43:02
موضوع : حرف دل
متن :   مخصوص ساده دلادوستش دارم ولی او دیگران را دوست داردبرخلاف عشق از ما ب...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 23:42:30
موضوع : آرزوهایی که هرگز برآورده نشدند....
متن : آرزوهای زیادی داشتم؛و آخرینش این بود که بتونم  کسی رو که عاشقشم؛ببینم؛...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 23:29:27
موضوع : ليلة الرغائب (شب آرزوها)
متن : امشب بزرگی‌ات می‌شود آرزوهایتلیله‌الرغائب است، مراقب آرزوهایت باشف...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 23:15:28
موضوع : _-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_
متن : سلام به همه دوستاماین خیلی عالیه. قبلنا که اون اوایل من با اینجا اشنا ش...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط mosafer        تاریخ : ديروز، ساعت 23:09:37
موضوع : ♥♥کــــودکــــانــــــــه♥♥
متن : شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .این پسر خالمه؛پارسال ک...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : ديروز، ساعت 18:46:06
موضوع : متن اهنگ مورد علاقه ات رو بنويس
متن : بن بستبه من چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشههنوزم بیـن ما شاید یه حـس تـا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 18:31:30
موضوع : شعرهای بلند و کوتاه (4)
متن : دیرگاهیست که تنها شده امقصه غربت صحرا شده اموسعت درد فقط سهم من استباز ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 16:55:27
موضوع : ناامیدی تنها یک گناه است؟
متن : امید در کنار نا امیدی رنگ میگیره ؛ مثلا باید به یک جریانی کاملا و با دل ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 15:29:35
موضوع : •فروغ _ زنی تنها در آستانه فصلی سرد!•
متن : ناگفته هايي از فروغ  در حوزۀ سينماـ پيوندفيلم(يك آتش)كه در سال ۱۳۴۱ در ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : ديروز، ساعت 15:16:37
موضوع : پاسخ : شعر هاي خنده دار
متن : ياهوهي گفتند: پدرومادرها!مراقب باشيداينترنت چيز بدي استماهواره خطر دا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : ديروز، ساعت 14:56:49
موضوع : **اشتباهات داوري در فوتبال**
متن : پیش مییاد؛به دل نگیرین؛‏)‏
در ورزشی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 12:50:12

صفحه: [1] 2 3 4   بالا
موضوع: شعر هاي خنده دار  (دفعات بازدید: 6571 بار) ابزارهاي تاپيك جستجو
0 كاربران و 3 مهمان درحال دیدن موضوع.
20 تير 1388,ساعت 10:06:31
در:
شهرزاد
تشكر
-اهدا شده: 56
-دريافت شده: 84


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 201
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 151
WWW
شعر هاي خنده دار

اينجا ميخوايم شعر هاي خنده دار بگيم اول خودم ميگم بعد نوبت شما ببينم چي كار ميكنيد

بني آدم اعداي يكديگرند !
كه در جامعه ، بد از بدترند
چو عضوي به در آورد روزگار
جهنم ! دگر عضوها را چه كار ؟




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

shadi.shadi, منصور, رضا

براي اين پست, 3 كاربر تشكر كرده اند



زندگي ميكنيم كه قيمت بگيريم نه به هر قيمتي زندگي كنيم

دانلود کن، حالشو ببر (ساده دلا بيان تو)

خارج شده است
20 تير 1388,ساعت 10:08:53
پاسخ #1 در:
شهرزاد
تشكر
-اهدا شده: 56
-دريافت شده: 84


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 201
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 151
WWW
پاسخ : شعر هاي خنده دار
در مدرسه از نشاطمان كم كردند
از فرصت ارتباطمان كم كردند
هرگاه به هم عشق تعارف كرديم
از نمره ي انظباتمان كم كردند




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

منصور, رضا

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



زندگي ميكنيم كه قيمت بگيريم نه به هر قيمتي زندگي كنيم

دانلود کن، حالشو ببر (ساده دلا بيان تو)

خارج شده است
20 تير 1388,ساعت 10:40:11
پاسخ #2 در:
شهرزاد
تشكر
-اهدا شده: 56
-دريافت شده: 84


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 201
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 151
WWW
پاسخ : شعر هاي خنده دار
خری آمد بسوی مادر خویش بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش

برو امشب برایم خواستگاری اگر تو بچه ات را دوست داری

خر مادر بگفتا ای پسر جان تو را من دوست دارم بهتر از جان

ز بین این همه خرهای خوشگل یکی را کن نشان چون نیست مشکل

خر از شادمانی جفتکی زد کمی عرعر نمود و پشتکی زد

بگفت مادر به قربان نگاهت به قربان دو چشمان سیاهت

خر همسایه را عاشق شدم من به زیبائی نباشد مثل او زن

بگفت مادر برو پالان به تن کن برو اکنون بزرگان را خبر کن

به آداب و رسومات زمانه شدند داخل به رسم عاقلانه

دو تا پالان خریدند پای عقدش یه افسار طلا با پول نقدش

خریداری نمودند یک طویله همانطوری که رسم است در قبیله

خر عاقد کناب خود گشائید وصال عقد ایشان را نمائید

دوشیزه خر خانم آیا رضائی به عقد این خر خوش تیپ در آیی

یکی از حاضرین گفتا به خنده عروس خانم به گل چیدن برفته

برای بار سوم خر بپرسید که خر خانم سرش یکباره جنبید

خران عرعر کنان شادی نمودند یونجه کام خود شیرین نمودند

به امید خوشی و شادمانی برای این دو خر در زندگانی




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

Xman, منصور

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



زندگي ميكنيم كه قيمت بگيريم نه به هر قيمتي زندگي كنيم

دانلود کن، حالشو ببر (ساده دلا بيان تو)

خارج شده است
20 تير 1388,ساعت 14:30:56
پاسخ #3 در:
شهرزاد
تشكر
-اهدا شده: 56
-دريافت شده: 84


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 201
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 151
WWW
پاسخ : جمله هاي خنده دار
ميازار موري که دانه کش است
که جان دارد و جانم به قربانت ولي حالا چرا عاقل کند کاري که باز آيد به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزي ز سر سنگ عقابي به هوا خواستن توانستن است






زندگي ميكنيم كه قيمت بگيريم نه به هر قيمتي زندگي كنيم

دانلود کن، حالشو ببر (ساده دلا بيان تو)

خارج شده است
20 تير 1388,ساعت 14:34:12
پاسخ #4 در:
شهرزاد
تشكر
-اهدا شده: 56
-دريافت شده: 84


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 201
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 151
WWW
پاسخ : جمله هاي خنده دار
سهراب سپهري ورژن 2006:
هر کجا هستم، باشم به درک! من که بايد بروم! پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين، مال خودت!
من نمي دانم نان خشکي چه کم از مجري سيما دارد!
تيپ را بايد زد! جور ديگر اما... کار را بايد جست. کار بايد خود پول. کار بايد کم و راحت باشد!
فک و فاميل که هيچ... با همه مردم شهر پي کار بايد رفت!
بهترين چيز اتاقي است که از دسته چک و پول پر است!
پول را زير پل و مرکز شهر بايد جست!
سيد خندان يه نفر




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

belfi, Xman, دلتنگ, منصور

براي اين پست, 4 كاربر تشكر كرده اند



زندگي ميكنيم كه قيمت بگيريم نه به هر قيمتي زندگي كنيم

دانلود کن، حالشو ببر (ساده دلا بيان تو)

خارج شده است
21 تير 1388,ساعت 02:43:22
پاسخ #5 در:
آنارايا
مدير سايت
تشكر
-اهدا شده: 1748
-دريافت شده: 1272


*
محبوبيت : 981
آنلاین آنلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 1962
www.ANARAYA.com
WWW
پاسخ : شعر هاي خنده دار

الاهی تو بمیری من بمونم

سرقبرت بيام روزه بخونم

الاهی سرخک و عريون بگيری

تب مالت و فشار خون بگيری

اگر بردی از اينها جان سالم

الاهی درد بی درمون بگيری


============================


ای دوست ای دوست

به جهنم که مرا دوست نداری

از بهر تو هرگز نکنم گريه و زاری

اگر روزی بجز من يار بگيری

الاهی تب کنی فرداش بميری

الاهی تب کنی فرداش بميری





مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

belfi, Xman, دلتنگ, منصور

براي اين پست, 4 كاربر تشكر كرده اند



o94      o94      o94      o94      o94      o94      o94

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_

 o94      o94      o94      o94      o94      o94      o94

خارج شده است
07 مرداد 1388,ساعت 03:48:05
پاسخ #6 در:
شهرزاد
تشكر
-اهدا شده: 56
-دريافت شده: 84


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 201
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 151
WWW
پاسخ : شعر هاي خنده دار
شاهنامه   
    
   
به نام خداوند ويروس گارد

كنون رزم Virus و رستم شنو دگرها شنيدستي اين هم شنو
كه اسفنديارش يكي Disk داد بگفتا به رستم كه اي نيكزاد
در اين Disk باشد يكي فايل ناب كه بگرفتم از Site افراسياب
چنين گفت رستم به اسفنديار كه من گشنه نون سنگك بيار
جوابش چنين داد خندان طرف كه من نون سنگك ندارم به كف
برو حال مي كن بدين Disk, هان! كه هم نون و هم آب باشد در آن
تهمتن روان شد سوي خانه اش شتابان به سوي رايانه اش
چو آمد به نزد Mini Tower اش بزد ضربه بر دكمه ي Pawerاش
دگر صبر و آرام و طاقت نداشت مر آن Disk را در Drive اش گذاشت
نكرد هيچ صبرو نداد هيچ لفت يكي List از Root ديسكت گرفت
درآن Diskديدش يكي File بود بزد Enter آنجا و اجرا نمود
كزان يكDemo شد پس از آن عيان ابا فيلم و موزيك و شرح و بيان
به ناگه چنان سيستمش كرد Hang كه رستم در آن ماند مبهوت و منگ
چو رستم دگر باره Reset نمود همي كرد Hang و همان شد كه بود
تهمتن كلافه شد و داد زد ز بخت بد خويش فرياد زد
چو تهمينه فرياد رستم شنود بيامد كه ليسانس رايانه بود
بدو گفت رستم همه مشكلش وز آن Disk و برنامه خوشگلش
چو رستم بدو داد قيچي و ريش يكي ديسك Bootable آورد به پيش
يكيToolkit اندر آنDisk بود بر آورد آن را و اجرا نمود
همي گشت Hard,Toolkit اندرش چو كودك كه گردد پي مادرش
به ناگه يكي رمز Virus يافت پي حذف امضاي ايشان شتافت
چو Virus را نيك بشناختش مر از Boot Sictor برانداختش
يكي ضربه زد بر سرش Toolkit كه هر Byte آن گشت هشتاد Bit
به خاك اندر افكند Virus را تهمتن به رايانه زد بوس را
چنين گفت تهمينه با شوهرش كه اين بار بگذشت از پل خرش
دگر باره اما خريت مكن ز رايانه اما تو صحبت مكن
قسم خورد رستم به پرر نگيرد دگر Disk از اسفنديا






زندگي ميكنيم كه قيمت بگيريم نه به هر قيمتي زندگي كنيم

دانلود کن، حالشو ببر (ساده دلا بيان تو)

خارج شده است
07 مرداد 1388,ساعت 03:53:22
پاسخ #7 در:
شهرزاد
تشكر
-اهدا شده: 56
-دريافت شده: 84


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 201
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 151
WWW
پاسخ : شعر هاي خنده دار
بی تو آنلاین شبی

بی تو آنلاین شبی باز از آن Room گذشتم.
همه تن چشم شدم. دنبال ID تو گشتم.
شوق دیدار تو لبریز شد از Case وجودم.
شدم آن User دیوانه که بودم.
وسط صفحه دسکتاپ، ROOM ياد تو درخشيد
DING صد پنجره پيچيد
شکلکي زرد، بخنديد
یادم آمد که شبی با هم از آن Room گذشتیم.
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم.
تو همه راز های Hack ریخته در Booter های سیاهت.
من همه محو تماشای PM هایت.
Talk صاف و Room آرام، بخت خندان و زمان رام.
منو تو (و بقیه) همه دلداده به آواز روی Voice.
یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن.
لحظه ای چند بر این Room نظر کن.
Chat آیینه عشق گذران است.
تو که امروز نگاهت به ای میلی نگران است.
باش فردا که دلت با ID دگران است.
تا فراموش کنی چندی از این Room سفر کن.
با تو گفتم حذر از Room ندانم...
ترک chat کردن، هرگز نتوانم، نتوانم
روز اول که emailام به تمناي تو پر زد
مثل spam، توی Inbox تو نشستم
تو Delete کردي ولي من نرميدم، نگسستم
باز گفتم که تو يک Hacker و من User مستم
تا به دام تو در افتم Room ها رو گشتم و گشتم
تو مرا Hack بنمودي، نرميدم، نگسستم
Roomي از پايه فرو ريخت
Hackerي، Ignore تلخي زد و بگريخت
Hard بر مهر تو خنديد
CPU از عشق تو هنگيد
رفت در ظلمت شب، آن شب و شبهاي دگر هم
نگرفتي دگر از User آزرده، خبر هم
نکني ديگر از آن Room گذر هم
بي تو اما، به چه حالي من از آن Room گذشتم!




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

آنارايا, دلتنگ, منصور

براي اين پست, 3 كاربر تشكر كرده اند



زندگي ميكنيم كه قيمت بگيريم نه به هر قيمتي زندگي كنيم

دانلود کن، حالشو ببر (ساده دلا بيان تو)

خارج شده است
19 مهر 1388,ساعت 21:44:36
پاسخ #8 در:
jorj
تشكر
-اهدا شده: 1419
-دريافت شده: 1252


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 289
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 660
پاسخ : شعر هاي خنده دار
زن را مزن اما چو برستیزد                       
                                     چنان زنش که از جا بر نخیزد




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

منصور

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
20 آذر 1388,ساعت 21:50:42
پاسخ #9 در:
mahshid
تشكر
-اهدا شده: 74
-دريافت شده: 200


دیگه راه افتاده
*
محبوبيت : 267
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 518
پاسخ : شعر هاي خنده دار
درد دل یک تحصیلکرده

"در ایامی که صاف و ساده بودم"                                       به فکر درس و مشق افتاده بودم

همیشه جــــزوه ای انــدر بَرَم بود                                         سرم لای کتــــــــاب و دفترم بود

همـــــــه درها به رویم بسته بودم                                         ز خرخــــوانی شدیداً خسته بودم

ز خواب و از خوراک افتاده بودم                                         بـــــه بَربَچ پاســــخ رد داده بودم

خـــــریٌت کرده بودم بیش در بیش                                         پراندم از خــودم بیگانه و خویش

بــه عشقم اس ام اس دیگر نــدادم                                       جگــرخون می شوم افتد چو یادم

نمــــودم دَس بسر،عشق نهــــــانم                                        دلیـــــــــــــل این حماقـت را ندانم

موبایلـــــــــــم را همیشه آف کردم                                       حسابی خر شدم من گــــاف کردم

زدم بر کـــــــــامپیوتر چهار تکبیر                                       نمـــــــودم قهر با آهنگ و تصویر

نکــــــردم رایت آهنگ جـــــدیدی                                       شکستم رایتر و دستـگاه وسی دی

ز خود ضبط خَفـَن را دور کــــردم                                       به شدت خویش را سانسور کــردم

ز فکــــــــــرم دور شد لیلا و اندی                                       فراموشــــــــــم بشد آهنگ سندی

ز اینترنــت شدیداً دور گشتـــــــــم                                      چو خود می خواستم  مجبور گشتم

ز وبگـــــــردی نمودم ترک عادت                                      ز بیخوابی بکـــــردم خویش راحت

ز چت کردن نمودم توبه ای سخت                                     خیالــــــم  شد  کمی  آسوده و تخت

بکردم آی دی او را فـــــــــراموش                                     نمــــودم لامپ خود را باز خاموش

نکـــــردم هیچ ایمیلی دگـــــــر باز                                     خریٌت را نکـــــــردم باز آغــــــــاز

کشـــــــــاکش بود در اعماق جانـم                                     کسی  آگـــــــه  نمی شد  از نهانـــم

خـــــلاصه خویش را محدود کردم                                     ره ابلیس را  مســـــــدود کــــــــردم

سر ساعت به پـــــای کــــــار بودم                                    ز صبح تــــــــا نیمه شب بیدار بودم

نمـــــــــــودم در شگفت افراد خانه                                    ندادم  دست خویشــــانم بهـــــــــانه

دگـــــــر بهر غذا کی داد کـــــــردم                                      برای شــــام کی فریـــــــــاد کــردم

هرآنچه مــــــادرم می پخت خوردم                                    دگـــــــر من آبـــــــــرویش را نبردم

همــــــــــــه گفتند بَه بَه چه جوانی                                    خـــــــــدا قسمت کنــــــد در زندگانی

خوشـــــــــا بر حال شخص مادر او                                  زده این بچٌه تـــــاجی بر ســـــــــر او

چگــــــــونه یکشبه این گونه گشته                                 چـــــــــه بـــوده اینچنین وارونه گشته

همه اندر شگـفت از کـــــــــار ایٌـام                                  چگــــــونه  گشته  اسب سرکشی رام

خلاصه کار مـــــا  درس و دعا بود                                  به تست و نکته فکــــــــــرم مبتلا بود

نمــــــــودم دوره هر درسی فراوان                                 خـــــــــریدم  جزوه از آینده ســــــازان

شدم درتست، حــاذق چون قلم چی                                   شدم  دکتر پس  از آن نسخــــه پیچی

چو تــــــابستان شد و هنگام کنــکور                                هــزاران بـــــــــــــار  رفتم تا لب گور

ولی ما امتحــــــــــان را خوب دادیم                                  به خود مــــــــــا وعدۀ مطلــوب دادیم

پذیرفتــــــــــه شدم در رشته ای ناب                                 نمی دیــــــدم چنین چیزی بجز خـواب

درآمـــد اسم من در روزنـــــــــــامه                                 زدند عکس مــــــــــــــرا در هفته نامه

درآوردم ســـــــــــری در بین سرها                                 به رویــــم بـــــــــاز شد آن بسته درها

بگفتــــــــــــــا دختر همسایه تبریک                                 به من تقـــــدیم شد یک هدیــــۀ شیک

پـــــــدر برمن بگفتــــــــــــــا آفرینا                                  نمـــــــودی رو سفیـــــــــــــــدم نازنینا

دگـــــــــر مادر نگو با شور و شادی                                بگفتــــــــا پاسخم را خــــــــــوب دادی

به پــــــا بنمود جشن بـــــا شکوهی                                 ز دوش خویشتن برداشت کــــــــــوهی

شـــــــدم وارد به دانشگـــــاه تهران                                نمودم سعی و کوشش ها فـــــــــراوان

گــــــــرفتم مدرکـــی با نمـــرۀ خوب                                 خریدم بهر آن یک قــــــــــاب مرغوب

نمودم قاب یعنی مــــــــــــــا فلانیم                                    مهندس گشته ایــــم و  شادمــــــــانیم

به کـــــــــــار خویشتن مغرور بودم                                 ز ژرفـــــای حقــــــــــــــایق دور بودم

چو بگذشت زین قضایا چند مـــاهی                                 ز دانشگــــــاه بگرفتم گـــــــــــــــواهی

شدم مشمول و دیدم چاره ای نیست                                در این دنیاچومن بیچـــــــاره ای نیست

شدم سربـــــــاز و گشتم من نظامی                                 شدم  مــــــــــامور بخش انتظـــــــــامی

شدم افسر ولی تـــــــاجی نه برسر                                  شدم عـــــــــــــاشق ولی یاری نه دربر

بمـــــــا بگذشت بیهوده دوسالــــــی                                 پز  عـــــــالی ولی با جیب خـــــــــــالی

گرفتـــم کارت در پایــــــــان خــدمت                                 شدم راحـــت از آن زنـــــــــــدان نکبت

سپس در جستجــــــوی کـــــار بودم                                  چو خیـــــل دوستـــــان بیکـــــــار بودم

بهر جـــــــــایی که شد، گشتم روانه                                   بــــــه شرکت یا محــــل کــــــــــارخانه

هـــــــــــزاران وعده و پیمان شنیدم                                    ولـــــــــی از آن همـــــــه خیری ندیدم

نه مـــــن وابسته بودم بر نهــــــادی                                  نه شرکت کـــــــــرده بودم در جهـــادی

خلاصه هرچـــه من سگدو زدم بیش                                 نبردم کــــــــــــــاری آخـر بـــاز از پیش

در این اوضـــــــاع و احوال پریشان                                  بدیدم من یکـــی از قــــــوم و خویشان

که بــود او آشنا با کـــــــــــــار بازار                                   شگـــــرد اصلیش قاچــــاق سیگــــــار

به من گفتـــــا چرا بیکـــــــار هستی                                  چـــــرا چون  دیگران سربـــــار هستی

بیا اینجـــــــــــــا به نزد دوستان باش                                    نخواهــــــم  کـــــــرد اسرار تورا فاش

بـــداد آن خویش گوشی را به  دستم                                   ز تحصیـــــــلات طرفی مـــــــن نبستم

بدیدم مــــــایه در بــــــــــــازار باشد                                   فقط ابلــــــــه به فکــــــــــــر کار باشد

پشیمــــــان گشته ام از کردۀ خویش                                  نبرده  علــــــم کــــــــار بـــنده را پیش

ز کـــــــار خویشتن من شرمســـارم                                  نمــــودم شعـــــــــــر ایـــرج را شعارم

بگویم بـــــــــــــــا رها با مدٌ و تشدید                                 "کـه گــُــه خوردم غلط  کردم ببخشید"

ندیــــــــــدم روی خوش در زندگـانی                                  اگـــــر  چـــــه  رفته ایــٌــــام جــــوانی


از سایت 40 تیکه

 




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

شالیزه, منصور

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
18 بهمن 1388,ساعت 17:14:56
پاسخ #10 در:
شالیزه
مدیـر ارشد
تشكر
-اهدا شده: 1380
-دريافت شده: 2453


*
محبوبيت : 1126
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 2358
د♥لم پُــــــــــر است، پُــــــــــرِ پُــــــــر
پاسخ : شعر هاي خنده دار
من این شعری که در مورد خر گفتین کاملش رو دارم خییییلی بامزست

باید یه فرصتِ مناسب گیر بیارم تا تایپش کنم.

اسمشم خرنامه هستش 





« آخرين ويرايش :توسط شالیزه »

اشتباهی که یک عمر پشیمانم از آن

اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم!

***************


چو عاشق می شدم گفتم ربودم گوهر مقصود/ ندانستم که این دریا، چه موج خون فشان دارد!

خارج شده است
18 بهمن 1388,ساعت 17:24:05
پاسخ #11 در:
شالیزه
مدیـر ارشد
تشكر
-اهدا شده: 1380
-دريافت شده: 2453


*
محبوبيت : 1126
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 2358
د♥لم پُــــــــــر است، پُــــــــــرِ پُــــــــر
پاسخ : شعر هاي خنده دار
بابایِ لیلی:

زنگ زد بابای لیلی روز پیش

از طریق گوشی همراه خویش

گفت خواهم پیک چالاکی عمو

پیک تند و تیز  و بی باکی عمو

یک دوساعت بعد پیکش در رسید

نیچ وی وا گشت تا اورا بدید

 گفت باید تا بیابانی روی

 از پی گمگشته انسانی روی

عاشقی با نام مجنون گم شده است

بی قراری، سخت دلخون گم شده است

گفتم اورا از سر غفلت،  برو

من نخواهم داد لیلا را به تو

خود  پشیمانم از این گفتار خویش

از جواب رد و  هم  از کار خویش

زود  پیدا یش کن ای  چابک سوار

ترک خود بنشان  و  تهرانش بیار

چون که جز او خواستگاری نیست نیست

عاشقی ، دل بیقراری نیست نیست

منقرض شد نسل عشاق ای پسر

بعد ازو  یک دانه هم نامد دگر

بود او  دلدا ده ای، دل بیقرار

آخرین  نوع از نژاد خواستگار

دخترم لیلای من کنکوری است

شد دگر کنکور ها هم بی شکست

هرکه شرکت کرد  می گردد قبول

کم سواد و با سواد و فول فول

گر  رود دانشگه  آزاد او

پس حقوقم  را دهد بر باد او

می شود از پول ، این  جیبم تهی

کارمندم از حقوقم آگهی

رحم کن بر این دلم  چابک سوار

زود پیدایش کن و اینجا بیار

چون که لیلا را بگرددشوهر او

می دهد شهریه اش را دیگر او




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

Xman, معین, منصور

براي اين پست, 3 كاربر تشكر كرده اند



اشتباهی که یک عمر پشیمانم از آن

اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم!

***************


چو عاشق می شدم گفتم ربودم گوهر مقصود/ ندانستم که این دریا، چه موج خون فشان دارد!

خارج شده است
17 اسفند 1388,ساعت 16:23:05
پاسخ #12 در:
jorj
تشكر
-اهدا شده: 1419
-دريافت شده: 1252


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 289
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 660
پاسخ : شعر هاي خنده دار
يه شب كه من حسابي خسته بودم
همين‌جوري چشامو بسته بودم
سياهي چشام يه لحظه سر خورد
يه دفعه مثل مرده‌ها خوابم برد
تو خواب ديدم محشر كبري شده
محكمه الهي برپا شده
خدا نشسته، مردم از مرد وزن
رديف رديف مقابلش واستادن
چرتكه گذاشته حساب كتاب ميكنه
به بنده‌هاش عتاب خطاب ميكنه
ميگه :
چرا اينهمه لج ميكنيد؟
راهتون رو بيخودي كج ميكنيد؟
آيه فرستادم كه آدم بشيد
با دلخوشي كنار هم جمع بشيد
دلاي غم گرفته رو شاد كنيد
با فكرتون دنيا رو آباد كنيد
عقل دادم بريد تدبركنيد
نه اينكه جاي عقلو كاه پر كنيد
من بهتون چقدر ماشاالله گفتم
نيافريده باريك الله گفتم
من كه هواتونو هميشه داشتم
حتي يه لحظه گشنتون نذاشتم
اما شما بازي نكرده باختيد
نشستيدو خداي جعلي ساختيد
هر كدوم ازشما خودش خدا شد
از ما و آيه‌هاي ما جدا شد
يه جو زمين و اين همه شلوغي؟
اين همه دين و مذهبه دروغي؟
حقيقتا شماها خيي پستيد
خر نباشديد گاوو نمي‌پرستيد
از توي جمع يكي بلند شد ايستاد
بلند بلند هي صلوات فرستاد
ازاون قيافه‌هاي حق به جانب
هم از خودي شاكي، هم از اجانب
گفت چرا هيچكي روسري سرش نيست؟
پس چرا هيچكي پيش همسرش نيست؟
چرا زن‌ها اينجوري بد لباسن؟
مرداي غيرتي كجا پلاسن؟
خدا بهش گفت بتمرگ ، حرف نزن
اينجا كه فرقي ندارن مرد و زن
يارو كنف شد ولي از رو نرفت
حرف خدا از تو گوشاش تو نرفت
چشاش مي‌چرخن ، نميدونم چشه؟
آهان ، ميخواد يواشكي جيم بشه
ديد يكمي سرش شلوغه خدا
يواش يواش شد از جماعت جدا
با شكمي شبيهه بشكه نفت
يهو سرش رو پايين انداخت و رفت
قراولا چندتا بهش ايست دادن
يارووانستاد ، تا جلوش واستادن
فوري درآورد واسشون چك كشيد
گفت ببريد وصول كنيد خوش بشيد
دلم براي حوريا لك زده
دير برسم يكي ديگه تك زده!
اگه نرم حوري دلگير ميشه
تور خدا بزار برم دير ميشه
قراول حضرت حق دمش گرم
با رشوه خيلي كلون نشد نرم
گوشاي يارو رو گرفت تو دستش
كشون كشون برد و يه جايي بستش
رشوه حاجي رو ضميمه كردن
توي جهنم اونو بيمه كردن
حاجيه داشت بلند بلند غر مي‌زد
داشت روي اعصابا تلنگر مي‌زد
خدا بهش گفت: ديگه بس كن حاجي
يه خورده هم حبس نفس كن حاجي
اينهمه آدم رو معطل نكن
بگير بشين اينقده كل‌كل نكن
يه عالمه نامه دارينخونده
تازه ، هنوز كرات ديگه مونده
نامه تو پر از كاراي زشته
كي به تو گفته جات توي بهشته؟
بهشت جاي آدماي باحاله
ولت كنم بري بهشت؟محاله
يادته كه چقدر ريا ميكردي
بنده‌هاي مارو سياه ميكردي
تا يه نفر دورو برت ميديدي
چقدر والضالين و ميكشيدي
اينهمه كه روضه و نوحه خوندي
يه لقمه نون دست كسي روسوندي؟
خيال ميكردي ما حواسمون نيست؟
نظم و نظام دنيا كشكي كشكي است؟
هر كاي كردي بچه‌ها نوشتن
مي‌خواي خودت برو ببين تو زونكن
خلاصه
وقته يارو فهميد اينه
بازم درست نميتونست بشينه
كاسه صبرش يه دفه سر مي‌رفت
تا فرصتي گير مياورد در مي‌رفت
قيامته اينجا ، عجب جائيه
جان شما خيلي تماشائيه
از يه طرف كلي كشيش آوردن
كشون كشون همه رو پيش آوردن
گفتم اينا رو كه قطار كردن
بيچاره‌ها مگه چكار كردن؟
ماموره گفت : ميگم بهت من الان
مفسد في‌الارض كه ميگن همين هان
گفت: اينا بهشت‌فروشي كردن
بي‌پدرا خدارو جوشي كردن
به نام دين حسابي خوردن اينها
كفر خدارو درآوردن اينها
بدجوري ژاندارك و اينا چزوندن
زنده توي آتيش انو سوزوندن
روي زمين خدايي پيشه كردن
خون گاليله رو توي شيشه كردن
اگه بهش بگي كلات‌و صاف كن
بهت ميگه بشين‌و اعتراف كن
هميشه در حال نظاره بودن
شما بگو؛ اينا چه كاره بودن؟
خيام اومديه بطري هم تو دستش
رفت‌و يه گوشه‌اي گرفت نشستش
حاجي بلندشد با صدای محكم
گفت : اين آقا بايد بره جهنم
خدا بهش گفت تو دخالت نكن
به اهل معرفت جسارت نكن
بگو چرا به خون اين هلاكي؟
اين كه نه مدعي داره نه شاكي
نه گردو خاك كرد و نه هياهو
نه عربده كشيده و نه چاقو
نه مال اين نه مال اونو برده
فقط عرق خريده رفته خورده
آدم خوبيه  هواش‌و داشتم
اينجا خودم براش شراب گذاشتم
يهو شنيدن ايست خبرادر دادن
نشسته‌ها بلند شدن واستادن
حضرت اسرافيل از اون ور اومد
رفت ري چاپايه و چند تا صور زد
ديدن دارن تخت روون ميارن
فرشته‌ها رودوششون ميارن
مونده بودن كه اين كيه خدايا
تو حشر اين كارا چيه خدايا
فكر مي‌كنيد داخل اون تخت كي بود؟
الان ميگم ، يه لحظه
اسمش چي بود؟
همون كه كارش عالي بود
اون كه تو دنيا مثل توپ صدا كرد
همون كه اين لامپا رو اختراع كرد
همون كه كار عالي بود؛ اون ديگه
بگيد بابا ؛ توماس اديسون ديگه
خدا بهش گفت ديگه پايين نيا
يه راست برو بهشت پيش انبياء
وقتو تلف نكن توماس ؛ زود برو
به هر وسيله‌اي اگر بود برو
از رويپل نري يه وقت ميفتي
ميگم هوايي ببرند و مفتي
باز حاجي ساكت نتونست بشينه
گفت كه مفهوم عدالت اينه؟
توماس اديسون كه مسلمون نبود
اين بابا اهل دين و ايمون نبود
نه روضه رفته بود؛ نه پاي منبر
نه شمر مي‌دونست چيه نه خنجر
يه ركعت‌ام نماز شب نخونده
با سيم ميماش شب رو به صبح رسونده
حرفاي يارو كه به اينجا رسيد
خدا يه آهي از ته دل كشيد
حضرت حق خودش رو جا به جا كرد
يه كم به اين حاجي نگانگا كرد
از اون نگاههاي عاقل اندر
سفيهش‌و بايد بيارم اينور
با اينكه خيلي خيلي خسته هم بود
خطاب به بنده‌هاش دوباره فرمود
شما عجب كله‌خراي هستيد
بابا عجب جونورايي هستيد
شمر اگه بود آدولف هيتلرم بود
خنجر اگر بود رولورم بود
حيفه آدم خودشو پير كنه
و سوزنش فقط يه جا گير كنه
ميگيد توماس من مسلمون نبود
اهل نماز و دين و ايمون نبود
اولا ً از كجا ميگيد اين حرف‌و
در بياريد كله زير برف‌و
اون من‌و بهتر از شما شناخته
دليلشم اين چيزايي كه ساخته
درسته گفته‌اند عبادت كنيد
نگفته‌ان به خلق خدمت كنيد؟
توماس نه بمب ساخته نه جنگ كرده
دنيا رو هم كلي قشنگ كرده
من يه چراغ كه بيشتر نداشتم
اونم تو آسمونا كار گذاشتم
توماس تو هر اطاق چراغ روشن كرد
نمي‌دونيد چقدر كمك به من كرد
تو دنيا هيچكي بي‌چراغ نبوده
يا اگرم بوده تو باغ نبوده
خدا براي حاجي آتش افروخت
دروغ چرا ؛ يه كم براش دلم سوخت
طفلي تو باورش چه قصرا ساخته
اما به ايجا كه رسيده باخته
يكي مي‌اد يه هاله‌اي باهاشه
چقدر بهش مياد فرشته باشه
اومد رسيد و دست گذاشت رو دوشم
دهانش‌و آورد كنار گوشم
گفت تو كله‌آت پر قرمه سبزيست
وقتي نمي‌فهمي بپرسي بد نيست
اون كه نشسته يك مقام والاست
مترجمه ، رفيق حق تعالي است
خود خدا نيست ، نمايندشه
موذد اعتمادشه ، بنده‌شه
خداي لم يلد كه ديدني نيست
صداش با ان گوشا شنيدني نيست
شما زمينيا همش همينيد
اون ور ِ ميزي رو خدا مي‌بينيد
همينجوري مي‌خواست بلند شه ، نم‌نم
گفت كه پاشو بايد بري جهنم
وقتي ديدم منم گرفتار شدم
داد كشيدم ؛ يكدفعه بيدار شدم

خلیل جوادی




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

معین, مـحمدرضا

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
01 ارديبهشت 1389,ساعت 12:05:27
پاسخ #13 در:
شالیزه
مدیـر ارشد
تشكر
-اهدا شده: 1380
-دريافت شده: 2453


*
محبوبيت : 1126
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 2358
د♥لم پُــــــــــر است، پُــــــــــرِ پُــــــــر
پاسخ : شعر هاي خنده دار
درد دل یک دختر با مادرش: |-

دختري با مادرش در رختخواب
درددل مي کرد با چشمي پر آب
گفت:مادر حالم اصلا خوب نيست
زندگي از بهر من مطلوب نيست
گو چه خاکي را بريزم بر سرم؟
روي دستت باد کردم مادرم!
سن من از بيست وشش افزون شده
دل ميان سينه غرق خون شده
هيچ کس مجنون اين ليلا نشد
شوهري از بهر من پيدا نشد
غم ميان سينه شد انباشته
بوي ترشي خانه را برداشته!
مادرش چون حرف دختش را شنفت
خنده بر لب آمدش آهسته گفت:
دخترم بخت تو هم وا مي شود
غنچه ي عشقت شکوفا مي شود
غصه ها را از وجودت دور کن
اين همه شوهر يکي را تور کن!
گفت دختر مادر محبوب من!
اي رفيق مهربان و خوب من!
گفته ام با دوستانم بارها
من بدم مي آيد از اين کارها
در خيابان يا ميان کوچه ها
سر به زير و با وقارم هر کجا
کي نگاهي مي کنم بر يک پسر
مغز يابو خورده ام يا مغز خر!؟
غير از آن روزي که گشتم همسفر
با سعيدوياسر وايضا صفر
با سه تاشان رفته بودم سينما
بگذريم از مابقي ماجرا!
يک سري هم صحبت صادق شدم
او خرم کرد آخرش عاشق شدم
يک دو ماهي يار من بود و پريد
قلب من از عشق او خيري نديد
مصطفاي حاج علي اصغر شله
يک زماني عاشق من شد،بله
بعد جعفر يار من عباس بود
البته وسواسي وحساس بود
بعد ازآن وسواسي پر ادعا
شد رفيقم خان داداش الميرا
بعد او هم عاشق ماني شدم
بعد ماني عاشق هاني شدم
بعدهاني عاشق نادر شدم
بعد نادر عاشق ناصر شدم
مادرش آمد ميان حرف او
گفت: ساکت شو دگر اي فتنه جو!
گرچه من هم در زمان دختري
روز و شب بودم به فکر شوهري
ليک جز آن که تو را باشد پدر
دل نمي دادم به هرکس اينقدر
خاک عالم بر سرت ،خيلي بدي
واقعا که پوز مادر را زدي خنده زياد خنده زياد




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

معین, marjane, غزل فروش, jorj, موسوی, مهلا, منصور

براي اين پست, 7 كاربر تشكر كرده اند



اشتباهی که یک عمر پشیمانم از آن

اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم!

***************


چو عاشق می شدم گفتم ربودم گوهر مقصود/ ندانستم که این دریا، چه موج خون فشان دارد!

خارج شده است
04 ارديبهشت 1389,ساعت 01:21:15
پاسخ #14 در:
jorj
تشكر
-اهدا شده: 1419
-دريافت شده: 1252


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 289
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 660
پاسخ : شعر هاي خنده دار
به سبک ترانه معروف کجاست اون خونه ....خوانده شود


خونه‌مون عیدا پر مهمونه
میرن مهمونا از اونا فقط
آشغالِ میوه به جا می مونه!

 

کجاست اون کیوی؟ چی شد نارنگی؟
کجا رفت اون موز ؟! خدا می دونه !

 

جعبه خالی ِ شیرینی هنوز
گوشه ی طاقچه پیش گلدونه
عطرش پیچیده تا آشپزخونه
شیرینیش کجاست؟ خدا می‌دونه

 

میرن مهمونا از اونا فقط
جعبه ی خالی به جا می مونه!

 

از بس خونه رو به هم می ریزن
آدم مثل اسب(!) تو گِل می مونه
یکی نیست بگه خداوکیلی
جای پوست پسته توی قندونه؟!

 

قند نصفه‌ی عموجون هنوز
خیس و لهیده ته فنجونه
حالا خداییش قندش مهم نیست
کنار اون قند نصف دندونه!

 

میرن مهمونا از اونا فقط
نصفه‌ی دندون به جا می مونه!!

 

پسته‌ی خندون، بادوم شیرین
فندق در باز، مال مهمونه


«پرسید زیر لب یکی با حسرت»:
که از این آجیل، به غیر از تخمه،
واسه ما بعدها چی چی می‌مونه؟




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

معین, غزل فروش, مـحمدرضا, موسوی, مهلا, منصور

براي اين پست, 6 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
صفحه: [1] 2 3 4   بالا

 
پرش به :  

Powered by MySQL Powered by PHP Powered by SMF 1.1.16 | SMF © 2006-2011, Simple Machines
هاست تالار گفتمان ساده دل توسط ایران مدرن پشتیبانی می شود. | Sitemap
Valid XHTML 1.0! Valid CSS!


Google اين صفحه را ديده است ديروز، ساعت 15:32:55



آخرین ارسالها
آخرین ارسالها