يك نكته يك نظر ( نبيني از دستت رفته ) - * - 04 خرداد 1391,ساعت 07:57:32

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_



جدیدترین پست ها
موضوع : شما دوست دارید به اونی که عاشقشید چی هدیه بدید؟
متن : اگر عشق ؛ عشق باشه آدم از خودش میگذره ؛ همه چیز رو برای معشوقش میخواد . ت...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 03:53:58
موضوع : بیا از رویات بگو...شاید منم رویامو پیدا کنم...
متن : هرچی فکر میکنم میبینم رویایی ندارم .......نکنه زندگی کردن داره از ذهنم می...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 02:56:08
موضوع : چرا کمک میکنی چون...
متن : کمک می کنم چون من هم یک روزی یک جایی محتاج کمک میشم ...کمک می کنم تا روزی ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 02:48:32
موضوع : گمشده من ، گمشده تو
متن : این روز ها احساس می کنم خیلی چیزها هست که گمشون کردم . من راه رسیدن به خو...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 02:43:02
موضوع : حرف دل
متن :   مخصوص ساده دلادوستش دارم ولی او دیگران را دوست داردبرخلاف عشق از ما ب...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 23:42:30
موضوع : آرزوهایی که هرگز برآورده نشدند....
متن : آرزوهای زیادی داشتم؛و آخرینش این بود که بتونم  کسی رو که عاشقشم؛ببینم؛...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 23:29:27
موضوع : ليلة الرغائب (شب آرزوها)
متن : امشب بزرگی‌ات می‌شود آرزوهایتلیله‌الرغائب است، مراقب آرزوهایت باشف...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 23:15:28
موضوع : _-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_
متن : سلام به همه دوستاماین خیلی عالیه. قبلنا که اون اوایل من با اینجا اشنا ش...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط mosafer        تاریخ : ديروز، ساعت 23:09:37
موضوع : ♥♥کــــودکــــانــــــــه♥♥
متن : شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .این پسر خالمه؛پارسال ک...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : ديروز، ساعت 18:46:06
موضوع : متن اهنگ مورد علاقه ات رو بنويس
متن : بن بستبه من چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشههنوزم بیـن ما شاید یه حـس تـا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 18:31:30
موضوع : شعرهای بلند و کوتاه (4)
متن : دیرگاهیست که تنها شده امقصه غربت صحرا شده اموسعت درد فقط سهم من استباز ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 16:55:27
موضوع : ناامیدی تنها یک گناه است؟
متن : امید در کنار نا امیدی رنگ میگیره ؛ مثلا باید به یک جریانی کاملا و با دل ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 15:29:35
موضوع : •فروغ _ زنی تنها در آستانه فصلی سرد!•
متن : ناگفته هايي از فروغ  در حوزۀ سينماـ پيوندفيلم(يك آتش)كه در سال ۱۳۴۱ در ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : ديروز، ساعت 15:16:37
موضوع : پاسخ : شعر هاي خنده دار
متن : ياهوهي گفتند: پدرومادرها!مراقب باشيداينترنت چيز بدي استماهواره خطر دا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : ديروز، ساعت 14:56:49
موضوع : **اشتباهات داوري در فوتبال**
متن : پیش مییاد؛به دل نگیرین؛‏)‏
در ورزشی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 12:50:12

صفحه: [1] 2 3   بالا
موضوع: يك نكته يك نظر ( نبيني از دستت رفته )  (دفعات بازدید: 2219 بار) ابزارهاي تاپيك جستجو
0 كاربران و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
08 مرداد 1388,ساعت 22:19:21
در:
Xman
مدیر ارتباطات
تشكر
-اهدا شده: 1855
-دريافت شده: 1309


*
محبوبيت : 931
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 1035
يك نكته يك نظر ( نبيني از دستت رفته )
قسمت اول
كارت ويزيت

نكته:
آورده اند: شخصي به ديدن «برنارد شاو» نويسنده انگليسي رفته بود، وقتي ديد كه شاو در دفتر كارش نيست روي ميزي كه گرد و خاك گرفته بود، با انگشت نوشت «خر» و فردا به برنارد شاو زنگ زد و گفت ديروز آمدم تشريف نداشتيد. برنارد شاو گفت: بله متوجه شدم، كارت ويزيت شما را روي ميزم مشاهده كردم.

(كيهان، 17/6/86)

نظر:
در برابر انسان هاي سبك سر گاهي بايد با كرامت و سكوت آنها را متنبه نمود و گاهي با نصيحت بايد ضمير خفته آنان را بيدار كرد و گاهي با يك جمله جواب دندان شكن او را تنبيه نمود. آقاي برنارد شاو از شيوه سوم استفاده نموده است.





مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

دلتنگ, آنارايا, موسوی

براي اين پست, 3 كاربر تشكر كرده اند


« آخرين ويرايش :توسط Xman »

شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .

خارج شده است
11 مرداد 1388,ساعت 21:32:07
پاسخ #1 در:
Xman
مدیر ارتباطات
تشكر
-اهدا شده: 1855
-دريافت شده: 1309


*
محبوبيت : 931
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 1035
پاسخ : يك نكته يك نظر ( نبيني از دستت رفته )
قسمت دوم


رجوع به عزرائيل

نكته:
آورده اند: مردم مراجعات زيادي به مرحوم مدرس داشتند و نامه هاي زيادي به ايشان مي نوشتند و ايشان هم حسب مورد به مراجع مربوطه دستوراتي مي دادند. فرزند ايشان دكتر محمدحسين مدرس مي گويد: در يكي از نامه ها مردي شكايت كرده بود كه رئيس نظميه مرا به تهمت دزدي گرفته و شش ماه حبس كرده و تمام هستي مرا برده و به خاك سياه هم نشانده است. خدا مي داند من بي تقصيرم و محكمه هم به دادم نمي رسد. مدرس در زير آن نامه نوشته بود: «به عزرائيل مراجعه كنيد!» يكي دو روز بعد آن مرد خوشحال آمد و گفت: مي خواهم از آقا تشكر كنم نامه را به رئيس نظميه دادم و او كارم را اصلاح كرد.


نظر:
امام حسين (ع) مي فرمايد: زنهار از ظلم به كسي كه ياري دهنده اي جز خدا ندارد. خدا نكند به كسي ظلمي شود كه جز مراجعه به عزرائيل راه ديگري نباشد. مرحوم مدرس به طنز نوشته بود مشكل تو تنها با مرگ رئيس نظميه حل مي شود كه رئيس نظميه مطلب را گرفته و متنبه شده بود.




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

آنارايا, دلتنگ, shadi.shadi

براي اين پست, 3 كاربر تشكر كرده اند



شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .

خارج شده است
18 مرداد 1388,ساعت 20:55:25
پاسخ #2 در:
Xman
مدیر ارتباطات
تشكر
-اهدا شده: 1855
-دريافت شده: 1309


*
محبوبيت : 931
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 1035
پاسخ : يك نكته يك نظر ( نبيني از دستت رفته )
قسمت سوم

خودشناسي



نكته:
آورده اند: از صاحب دلي پرسيدند: چگونه اي؟ گفت: روزي خدا مي خورم و فرمان شيطان مي برم، از عمر مي كاهم، برگناه مي افزايم اين در حالي است كه هر نفس قدمي به مرگ و حساب و ميزان نزديك مي شوم. پس از حال من مپرس كه از اين بدتر نمي شود.

(تذكره الاولياء)

نظر:
در روايتي آمده: خدا رحمت كند مردي را كه بداند از كجا آمده و در كجا قرار دارد و به كجا خواهد رفت كه مفاد اين روايت و ديگر كلمات معصومين (عليهم السلام) مبين ضرورت خودشناسي است كه در برگيرنده مبدأشناسي، راه شناسي و مقصدشناسي مي باشد. اما چه بسا مردمان كه غافلند و زندگي را هدف و دنيا را آسايشگاه و اقامتگاه مي پندارند.





مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

آنارايا, دلتنگ

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند


« آخرين ويرايش :توسط Xman »

شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .

خارج شده است
21 مرداد 1388,ساعت 20:54:04
پاسخ #3 در:
Xman
مدیر ارتباطات
تشكر
-اهدا شده: 1855
-دريافت شده: 1309


*
محبوبيت : 931
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 1035
پاسخ : يك نكته يك نظر ( نبيني از دستت رفته )
قسمت چهارم

مرحوم آزادي

نكته:
آورده اند: در سفر برناردشاو، نويسنده انگليسي به آمريكا هنگامي كه در نيويورك چشمش به مجسمه اي در كنار اقيانوس اطلس افتاد، پرسيد: اين مجسمه سنگي چيست؟ ميزبان پاسخ داد:« مجسمه آزادي» است. برناردشاو با لبخندي گفت: ما هم در اروپا رسم مشابهي داريم كه وقتي شخص عزيز ومحترمي از دست ما مي رود مجسمه اش را بياد دوراني كه زنده بود در ميدان شهر نصب مي كنيم و غم فقدانش را بخاطر مي آوريم. من هم درگذشت مرحوم آزادي را به مردم آمريكا تسليت مي گويم.

«كيهان، 7/7/86»

نظر:
شايد بانيان مجسمه آزادي در شهر نيويورك و نظريه پردازاني همچون هانتينگتن و فوكوياما كه تئوري جنگ تمدنها و برتري تمدن آمريكا و نظريه پايان تاريخ و برتري ليبرال دموكراسي را نويد مي دادند تصور نمي كردند كه روزي تشت رسوايي آمريكا از بام كاخ سفيد بر زمين افتد و صداي مرگ فضاحت بار ليبرال دموكراسي گوش جهانيان را بخراشد كه آزادي مرده بود و اينك ليبرال دموكراسي هم به آن مرحوم ملحق گرديده است.




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

دلتنگ

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .

خارج شده است
25 مرداد 1388,ساعت 23:47:32
پاسخ #4 در:
Xman
مدیر ارتباطات
تشكر
-اهدا شده: 1855
-دريافت شده: 1309


*
محبوبيت : 931
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 1035
پاسخ : يك نكته يك نظر ( نبيني از دستت رفته )
قسمت پنجم
«مديريت و كارآمدي»

نكته :
آورده اند: هنگامي كه نادرشاه افشار به هندوستان حمله برد، در گرما گرم جنگ مردي را ديد كه با دو دست شمشير مي زند. نادر او را خواست و به او گفت: تو با اين جنگ آوري در هنگام حمله افغان به اصفهان در زمان حكومت شاه سلطان حسين كجا بودي كه با آنها بجنگي؟ آن مرد سلحشور پاسخ داد من بودم تو نبودي، من بودم نادر نبود.

«مديريت علمي و مكتبي از ديدگاه اسلام، ص 110»

نظر:
اگر چه در بين پادشاهان ايران چهره قابل قبولي يافت نمي شود اما در دوره هايي كه شاهان از برخي صفات برجسته همچون شجاعت و يا وطن دوستي و يا اعتقاد ديني برخوردار بوده اند افتخارات بزرگي را خلق كرده اند البته تنها درسايه رهبري ديني است كه با برخورداري از صفات برجسته و خصوصيات لازم افتخارات همه جانبه اي حاصل مي گردد.




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

دلتنگ

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .

خارج شده است
10 شهريور 1388,ساعت 21:19:26
پاسخ #5 در:
Xman
مدیر ارتباطات
تشكر
-اهدا شده: 1855
-دريافت شده: 1309


*
محبوبيت : 931
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 1035
پاسخ : يك نكته يك نظر ( نبيني از دستت رفته )
قسمت ششم

ضعف نفس

نكته:
سعدي آورده است: صاحب دلي زورآزما و پهلوان را ديد كه خشم گرفته و كف در دهان آورده. پرسيد: اين چه حالت است؟ گفتند: فلاني او را دشنام داده است. عارف گفت: اين فرومايه هزار من سنگ را برمي دارد ولي سخن تلخي را برنمي تابد.
بلي مرد آن است از روي تحقيق****** كه چون خشم آيدش باطل نگويد           
(گلستان سعدي)

نظر:
سخن سعدي برگرفته از كلام پيامبر اعظم (ص) است كه فرمود:
قهرمان واقعي آن است كه در هنگام خشم خويشتن دار باشد و هنگام قدرت يافتن بر دشمن از او بگذرد و او را مورد بخشش قرار دهد.

                                                                                                                                                               
( تحف العقول، ص 43)




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

آنارايا, azadah

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .

خارج شده است
15 شهريور 1388,ساعت 17:56:49
پاسخ #6 در:
Xman
مدیر ارتباطات
تشكر
-اهدا شده: 1855
-دريافت شده: 1309


*
محبوبيت : 931
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 1035
پاسخ : يك نكته يك نظر ( نبيني از دستت رفته )
مستجاب الدعوه
نكته:
آورده اند كه: يعقوب بن ليث به بيماري سختي گرفتار آمد. سهل بن عبدالله كه از علما و عباد بود به عيادت او آمد و از او درخواست دعا نمودند. سهل يعقوب را به دعا مداوا نمود، مال بسيار بياوردند و در پيش وي بنهادند. سهل بن عبدالله بدان ننگريست و گفت: ما اين عز دنيا كه يافته ايم به ناگرفتن يافته ايم نه به نايافتن. اگر سر ما را به دنيا ميل بودي، دعاي ما خود مستجاب نگشتي.

«مجله يغما، دي ماه 1340)

نظر:
مردان بزرگ عزت دنيا و آخرت را در بي رغبتي به زخارف دنيا و پرهيز از مشتهيات نفساني و دوري از مظاهر دنياگرايي يافته اند، شما هم مي تواني همين راه را انتخاب كني.




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

ifj, elena

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .

خارج شده است
21 شهريور 1388,ساعت 17:41:14
پاسخ #7 در:
Xman
مدیر ارتباطات
تشكر
-اهدا شده: 1855
-دريافت شده: 1309


*
محبوبيت : 931
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 1035
پاسخ : يك نكته يك نظر ( نبيني از دستت رفته )
قسمت هشتم

نكته:
آورده اند كه مردي از خواص شهر به افلاطون گفت فلان مرد تو را بسيار ثنا مي گفت و همي گفت كه افلاطون عجيب بزرگوار مردي است، هرگز كسي چون او نبوده است.
افلاطون از اين سخن سخت دلتنگ شد؛ آن مرد علت رنجش را پرسيد افلاطون پاسخ داد اي خواجه مرا از تو رنجي نرسيده و ليكن مصيبت بالاتر از اين چه باشد كه جاهلي مرا بستايد و كار من او را پسنديده آيد ندانم كدام كار جاهلانه كرده ام كه او را خوش آمده و مرا بدان بستوده است.

هزار و يك حكايت تاريخي

نظر:
افراد باظرفيت نه از تعريف ديگران خرسند گردند و نه از بدگويي افراد به رنجش درآيند.






شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .

خارج شده است
24 شهريور 1388,ساعت 01:21:32
پاسخ #8 در:
azadah
تشكر
-اهدا شده: 2
-دريافت شده: 26

تازه وارد
*
محبوبيت : 42
آفلاین آفلاین
تعداد ارسال: 24
پاسخ : يك نكته يك نظر ( نبيني از دستت رفته )
آینه

آورده اند کسی از میان بازار شهر میگذشت . نا گهان اسم اعظم بر زبانش جاری شد و تحولی در او  پدید آمد .  چنانكه پرده اسرار در نظرش  فرو افتاد .  از پشت صورت ظاهر می توانست طینت و باطن افراد را با چشم بصیرت  ببیند   .

فرضا آن قصاب را به شکل گرگ و آن بزاز را به شکل روباه  و همینطور بقیه را آنطور که در طينت و خصلتشان بود میدید . حیرت کرده خود را به درویشی پارسا رسانید .   شرح ماجرا  بگفت و علت  بپرسید . 

پیر پارسا  گفت تو خودت را هم دیده ای  ؟  او گفت خیر .  پیرآینه ای از زیر گلیم بیرون آورده به دست او داد .

شخص در آینه نگریست . خود را نیز  به شکل خرس دید . از دیدن شکل خویش به خشم آمد .  آینه بر زمین كوبيد  و  بشکست .  از فلسفه و حکمت این داستان است که گفته اند :

آینه چون نقش تو بنمود راست        خود شکن آیینه شکستن خطا ست





مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

Xman, آنارايا

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
29 شهريور 1388,ساعت 20:36:07
پاسخ #9 در:
Xman
مدیر ارتباطات
تشكر
-اهدا شده: 1855
-دريافت شده: 1309


*
محبوبيت : 931
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 1035
پاسخ : يك نكته يك نظر ( نبيني از دستت رفته )
بازي با سرنوشت مردم

نكته:

آورده اند: سيدجمال الدين اسد آبادي در بازگشت از سفر مصر به تهران در شهرري با ناصرالدين شاه ملاقات كرد. شاه به سيد جمال گفت: از من چيزي بخواه. سيد گفت: از شاه دو گوش شنوا مي خواهم. شاه از سخن سيد جمال برانگيخت. در همين حال سيد با تسبيح خود بازي مي كرد و يكي از اطرافيان به او گفت: سيد؛ در محضر شاه با تسبيحت بازي نكن. سيد با شجاعت گفت: ساكت باش چطور نمي توانم با تسبيح خود بازي كنم در صورتي كه شاه با سرنوشت 17 ميليون نفر بازي مي كند.

نظر:

 تاثير يك كدخداي بد عمل در محدوده يك روستاست، اما وقتي اين كدخداي بدرفتار در جايگاه يك شاه قرار مي گيرد، گستره عملكرد سوء او در قلمرو همه كشور خواهد بود و در سوي ديگر تاثير مثبت رهبران صالح همچون انبيا و امامان و ولي فقيه در مسند قدرت به گستره كشور زمينه رشد ارزشها و گسترش فضائل را فراهم خواهد نمود.






===========================






«تعادل و توازن»

نكته:
آورده اند: در دوره خشكسالي چندين ساله در خطه سبزوار حكيم ملاهادي سبزواري بخشي از اموال خود را به نيازمندان شهر بخشيد. شخصي از حكيم سوال كرد شما كه درويش و عارف هستي چرا همه دارايي خود را بخشش نكردي؟ ملا هادي پاسخ داد: بله! من درويش هستم، زن و بچه من كه درويش نيستند. از قضا در هنگام خواستگاري از دخترش صحبت از مهر و صداق به ميان آمد. خانواده خواستگار با تعجب گفتند: شما با اين شأن و منزلت سخن از كمي و زيادي مهريه مي كني؟!
حكيم پاسخ داد: اگر به خواستگاري من آمده بوديد مهر و صداق نمي خواستم ولي براي دختر خانم ها بر حسب شرع و عرف مهريه مناسب را طالب هستم.
( شرح زندگي فيلسوف)

نظر:
اسلام آيين منطق و براساس تعادل و توازن پايه گذاري شده نه افراط را مي پسندد و نه تفريط را دوست مي دارد، نه رهبانيت را مي پذيرد و نه وابستگي به دنيا را تأييد مي كند.






مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

MeMoL

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .

خارج شده است
03 مهر 1388,ساعت 21:54:01
پاسخ #10 در:
azadah
تشكر
-اهدا شده: 2
-دريافت شده: 26

تازه وارد
*
محبوبيت : 42
آفلاین آفلاین
تعداد ارسال: 24
پاسخ : يك نكته يك نظر ( نبيني از دستت رفته )
آورده اندپيرمردي از روستايي در اطراف  يزد با زحمت فراوان خود را به قوچان محل اردوي نادر شاه رسانيد . و شكوه برآورد چه نشسته اي كه دزدان گوسفندان مرا دزديدند .

نادر گفت از دست من چه كار آيد .  در حالي كه ولايت تو  در فاصله دور است . و برقراري امنيت  دشوار .

او پاسخ داد همانقدر ملك بستان كه نگهداري آن بتواني  . نادر از حرف مرد در تامل شد . آنگاه گروهي  به  منطقه اعزام داشت . تا اموال پيرمرد از دزدان  باز گرفتند .




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

Xman

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
08 مهر 1388,ساعت 17:48:42
پاسخ #11 در:
Xman
مدیر ارتباطات
تشكر
-اهدا شده: 1855
-دريافت شده: 1309


*
محبوبيت : 931
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 1035
پاسخ : يك نكته يك نظر ( نبيني از دستت رفته )
طالبان كمال


نكته:
آورده اند: اولين روزي كه عبدالرزاق ابرقوئي به خانه ابراهيم پدر ملاصدرا براي درس دادن فرزندش رفت، آن نوجوان شعري از شاعر «متنبي» براي استاد خواند. استاد از شاگرد باهوش خود خواست اين شعر را بر ديباچه كتاب صرف خود بنويسد و معني آن را برنامه اصلي تحصيل و تحقيق خود قرار دهد.
معناي شعر اين بود:
«در مسير كمال انسان دو مشقت هست: مشقت تحصيل علوم و مشقت سير و سلوك در مسير عرفان.»

(زندگي ملاصدرا)

نظر:
گمشده انسان دستيابي به علم نافعي است كه او را به شناخت و عرفان ذات رب العالمين و حركت در مسير عبوديت او برساند اما چه بسا انسان هايي، هم مسير علم نافع كمال آفرين را گم كرده اند و هم با افتادن در ورطه گمراهي و دام اغواگران سر از عرفان هاي قلابي در مي آورند كه هر چه جلوتر مي روند از معبود حقيقي بيشتر فاصله مي گيرند.





مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

دلتنگ

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .

خارج شده است
08 مهر 1388,ساعت 22:50:39
پاسخ #12 در:
azadah
تشكر
-اهدا شده: 2
-دريافت شده: 26

تازه وارد
*
محبوبيت : 42
آفلاین آفلاین
تعداد ارسال: 24
پاسخ : يك نكته يك نظر ( نبيني از دستت رفته )
مهر خدائي

آورده اند كه :   وقتي فرعونيان  در دریا گرفتارآمدند.  درآستانه غرق شدن  . فرعون لب به لابه گشود و از موسي طلب بخشش و ياري نمود .

اما موسی و همراهان با شادماني غرق شدن او را نظاره کردند   . پس از اين واقعه  خداوند موسي را سرزنش داد كه  : اگر فرعون  این درخواست از من  كرده بود او را نجات میدادم .

اين است تفاوت مهر خدائي و مهر معصومين .




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

Xman

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
10 مهر 1388,ساعت 00:06:31
پاسخ #13 در:
آنارايا
مدير سايت
تشكر
-اهدا شده: 1748
-دريافت شده: 1272


*
محبوبيت : 981
آنلاین آنلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 1962
www.ANARAYA.com
WWW
پاسخ : يك نكته يك نظر ( نبيني از دستت رفته )

مهر خدائي

آورده اند كه :   وقتي فرعونيان  در دریا گرفتارآمدند.  درآستانه غرق شدن  . فرعون لب به لابه گشود و از موسي طلب بخشش و ياري نمود .

اما موسی و همراهان با شادماني غرق شدن او را نظاره کردند   . پس از اين واقعه  خداوند موسي را سرزنش داد كه  : اگر فرعون  این درخواست از من  كرده بود او را نجات میدادم .

اين است تفاوت مهر خدائي و مهر معصومين .

منابع معتبر مربوط به این متن رو میتونی معرفی کنی؟  ?= ?= ?= ?=

تا به حال این رو نشنیده بودم و احساس میکنم یه جای این متن میلنگه  "^"







o94      o94      o94      o94      o94      o94      o94

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_

 o94      o94      o94      o94      o94      o94      o94

خارج شده است
10 مهر 1388,ساعت 12:07:04
پاسخ #14 در:
azadah
تشكر
-اهدا شده: 2
-دريافت شده: 26

تازه وارد
*
محبوبيت : 42
آفلاین آفلاین
تعداد ارسال: 24
پاسخ : يك نكته يك نظر ( نبيني از دستت رفته )
من اين داستان را از زبان يك روحاني شنيدم . اما داستان مشابهي هم هست با مضمون زير .

آورده اند وقتي حضرت يوسف در زندان خسته و افسرده شد . از طريق يك زنداني آزاد شده پيام فرستاد و از عزيز مصر تقاضاي آزادي نمود . اما  پذيرفته نشد . آنگاه  از طرف خداوند  ندا آمد كه اگر از خود ما اين تقاضا مي كردي برآورده مي شد . به خاطر غفلت از خداوند بود كه ناچار شد  7 سال ديگر در زندان بماند .




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

آنارايا, Xman

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
صفحه: [1] 2 3   بالا
GoogleTagged: mss

 
پرش به :  

تاپيک هاي مشابه
عنوان نويسنده پاسخ ها مشاهده آخرين ارسال
نصب دو ويندوز در يك درايو آموزش نرم افزار mahshid 2 5704 آخرين ارسال 26 شهريور 1387,ساعت 17:07:47
توسط mahshid
آنچه بايد يك مدير سايت بداند. اينترنت و شبکه عمومی mahshid 2 715 آخرين ارسال 29 مرداد 1387,ساعت 02:03:38
توسط mahshid
راهنماي خريد كارت گرافيك کارت گرافیک mahshid 1 785 آخرين ارسال 10 شهريور 1387,ساعت 02:10:33
توسط mahshid
يك درخواست كوچك ( همه ميتونن انجامش بدن) گــــفــــتــــگــــو آزاد شهرزاد 4 506 آخرين ارسال 30 تير 1388,ساعت 01:03:25
توسط mahshid
هنر مند باشيد يك زن واقعي باشيد گــــفــــتــــگــــو آزاد سینا 6 313 آخرين ارسال 25 ارديبهشت 1390,ساعت 19:34:30
توسط غزل فروش
Powered by MySQL Powered by PHP Powered by SMF 1.1.16 | SMF © 2006-2011, Simple Machines
هاست تالار گفتمان ساده دل توسط ایران مدرن پشتیبانی می شود. | Sitemap
Valid XHTML 1.0! Valid CSS!


Google اين صفحه را ديده است 16 ارديبهشت 1391,ساعت 00:54:22



آخرین ارسالها
آخرین ارسالها