تاپیک های تک پستی در انجمن گفتگو آزاد - * - 04 خرداد 1391,ساعت 08:36:44

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_



جدیدترین پست ها
موضوع : شما دوست دارید به اونی که عاشقشید چی هدیه بدید؟
متن : اگر عشق ؛ عشق باشه آدم از خودش میگذره ؛ همه چیز رو برای معشوقش میخواد . ت...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 03:53:58
موضوع : بیا از رویات بگو...شاید منم رویامو پیدا کنم...
متن : هرچی فکر میکنم میبینم رویایی ندارم .......نکنه زندگی کردن داره از ذهنم می...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 02:56:08
موضوع : چرا کمک میکنی چون...
متن : کمک می کنم چون من هم یک روزی یک جایی محتاج کمک میشم ...کمک می کنم تا روزی ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 02:48:32
موضوع : گمشده من ، گمشده تو
متن : این روز ها احساس می کنم خیلی چیزها هست که گمشون کردم . من راه رسیدن به خو...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 02:43:02
موضوع : حرف دل
متن :   مخصوص ساده دلادوستش دارم ولی او دیگران را دوست داردبرخلاف عشق از ما ب...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 23:42:30
موضوع : آرزوهایی که هرگز برآورده نشدند....
متن : آرزوهای زیادی داشتم؛و آخرینش این بود که بتونم  کسی رو که عاشقشم؛ببینم؛...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 23:29:27
موضوع : ليلة الرغائب (شب آرزوها)
متن : امشب بزرگی‌ات می‌شود آرزوهایتلیله‌الرغائب است، مراقب آرزوهایت باشف...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 23:15:28
موضوع : _-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_
متن : سلام به همه دوستاماین خیلی عالیه. قبلنا که اون اوایل من با اینجا اشنا ش...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط mosafer        تاریخ : ديروز، ساعت 23:09:37
موضوع : ♥♥کــــودکــــانــــــــه♥♥
متن : شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .این پسر خالمه؛پارسال ک...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : ديروز، ساعت 18:46:06
موضوع : متن اهنگ مورد علاقه ات رو بنويس
متن : بن بستبه من چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشههنوزم بیـن ما شاید یه حـس تـا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 18:31:30
موضوع : شعرهای بلند و کوتاه (4)
متن : دیرگاهیست که تنها شده امقصه غربت صحرا شده اموسعت درد فقط سهم من استباز ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 16:55:27
موضوع : ناامیدی تنها یک گناه است؟
متن : امید در کنار نا امیدی رنگ میگیره ؛ مثلا باید به یک جریانی کاملا و با دل ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 15:29:35
موضوع : •فروغ _ زنی تنها در آستانه فصلی سرد!•
متن : ناگفته هايي از فروغ  در حوزۀ سينماـ پيوندفيلم(يك آتش)كه در سال ۱۳۴۱ در ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : ديروز، ساعت 15:16:37
موضوع : پاسخ : شعر هاي خنده دار
متن : ياهوهي گفتند: پدرومادرها!مراقب باشيداينترنت چيز بدي استماهواره خطر دا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : ديروز، ساعت 14:56:49
موضوع : **اشتباهات داوري در فوتبال**
متن : پیش مییاد؛به دل نگیرین؛‏)‏
در ورزشی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 12:50:12

نظرسنجی
سوال: ....  (بستن رای گیری: 25 دي 1389,ساعت 18:41:57)
. - 1 (100%)
.. - 0 (0%)
... - 0 (0%)
مجموع آراء: 1

صفحه: [1] 2 3 4 ... 20   بالا
موضوع: تاپیک های تک پستی در انجمن گفتگو آزاد  (دفعات بازدید: 51975 بار) ابزارهاي تاپيك جستجو
0 كاربران و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
30 آذر 1385,ساعت 14:52:02
در:
netman
تشكر
-اهدا شده: 0
-دريافت شده: 5

تازه وارد
*
محبوبيت : 1
آفلاین آفلاین
تعداد ارسال: 18
تاپیک های تک پستی در انجمن گفتگو آزاد

دوست‏يابى


هر كس در هر دوره از عمر خود، به دوست نياز دارد. دوست، به انسان محبت مى‏كند و مهر مى‏ورزد؛ در زمان ناراحتى و اندوه، با او همدردى مى‏كند و دلدارى‏اش مى‏دهد و آن گاه كه درمانده مى‏شود و نياز به كمك دارد، به حمايتش برمى‏خيزد. در كنار اين محبت، همدردى و حمايت، دوست، آدمى را درك مى‏كند؛ يعنى نيازها، آرزوها، غم‏ها، مشكلات، ضعف‏ها و توانايى‏هايش را اگر خوب هم نشناسد، تا اندازه‏اى مى‏داند و نسبت به آنها، برخوردى طبيعى و بدون تحقير و محكوم كردن دارد.

راه‏هاى دوست‏يابى‏

سخنان پيشوايان معصوم، سرشار از توصيه‏هاى علمى براى دوست‏يابى و نفوذ در دل‏هاست كه به برخى از آنها اشاره مى‏كنيم.

1. نيك‏خواهى‏

براى اين كه محبوب دل‏ها و سلطان قلب‏ها باشيم، بايد نخست از خود آغاز كنيم و نيك‏خواه ديگران باشيم. بايد ديگران را دوست بداريم تا آنان نيز ما را دوست بدارند. بايد به ديگران عشق بورزيم تا اثر آن، در خودمان آشكار شود و ديگران ما را دوست بدارند و محبت خود را ارزانى ما كنند. اگر ديگران متوجه صداقت و صميميت ما شوند، ناخواسته جذب ما شده، پيوند دوستى خود را استوار مى‏كنند.

2. خوش‏بينى‏

خوش‏بينى، اساس ارتباط سالم و سازنده و ريشه جهان‏بينى افراد موفق است. خوش‏بينى، يعنى نگاه به هستى، جامعه و خود. آدم‏هاى بدبين، پيشاپيش، به ديگران هشدار مى‏دهند كه به آنان نزديك نشوند و آنان را از خود مى‏رانند و هر روز، بيش از قبل، بر پيله بدبينى خود مى‏تنند.

3. خوش‏خويى‏

براى اين كه با كسى ارتباط برقرار كنيم و باب گفت‏وگو را بگشاييم، ساده‏ترين كار، لبخند زدن است و براى اين كه به كسى اجازه نزديك شدن به فضاى شخصى خود را ندهيم، كافى است كمى اخم كنيم؛ به همين سادگى مى‏توانيم كسى را از خود دور يا به خود نزديك كنيم.

4. خوش‏زبانى‏

بسيار ديده‏ايم كه سخنان گزنده يك نفر، ديگران را رنجانده است. زخم زبان، زخم چركينى است كه درمان آن بسيار دشوار است. از سوى ديگر، بارها شاهد كسانى بوده‏ايم كه با شيرين زبانى و خوش بيانى خود، نقل مجلس شده‏اند و نظرها را به خود جلب كرده‏اند. با زبان خوش، بسيارى از موانع را مى‏توان از سر راه برداشت و دشمنان را به دوستانى تازه تبديل كرد.

5. فروتنى‏

راه رسيدن به ديگران و به دست آوردن دوستى‏ها، دست كشيدن از غرور بى‏جاى خود و پا نهادن بر خصلت خود بزرگ بينى است. كسى كه خود را برتر و شايسته‏تر از ديگران مى‏داند، سدى برابر خود مى‏كشد و پيله‏اى پيرامون خود مى‏تند كه رهايى از آن مشكل است. ما با فروتنى و بى آن كه از ارزش خود كاسته باشيم و به خود لطمه زده باشيم، مى‏توانيم افراد را به سوى خود جلب كنيم و دريچه‏هاى محبت را بر روى خود بگشاييم.

6. وفادارى‏

صفت وفادارى، چنان براى ما حياتى است كه حتى بر اساس آن، موجودات پيرامون خود را به دو دسته باوفا و بى‏وفا تقسيم مى‏كنيم. هيچ كس دوست ندارد او را بى‏وفا بدانند؛ گرچه به واقع چنين باشد. وفادارى، عامل حفظ دوستى‏هاى كهن و استوار كردن دوستى‏هاى تازه است. ما همواره از دوستان خود انتظار وفادارى داريم؛ كارى كه آسان است و بى‏خرج و تنها نيازمند تصميمى درست و قاطع است.

7. انصاف‏

داشتن انصاف، در همه كارها، كليد كام‏يابى است و راه نفوذ در دل‏ها و سلطنت بر جان‏هاست. انصاف با خود و ديگران، آدمى را هوشيار مى‏كند و او را نسبت به خود و دوستان، بيدار نگه مى‏دارد و مانع از ضايع شدن حق ديگران مى‏شود. اين ويژگى، موجب اعتماد به نفس ديگران مى‏شود و نمايان‏گر ثبات شخصيتى و بلوغ اجتماعى اوست.

8. راست‏گويى‏

صداقت با ديگران، براى آدمى، محبوبيت به ارمغان مى‏آورد و او را از تنگناها مى‏رهاند و راه‏هاى تازه‏اى در زندگى برايش مى‏گشايد. راست‏گويى، گر چه ممكن است در مواردى خطرساز به نظر رسد، اما در حقيقت، عامل رهايى‏بخش انسان در همه جا و در برابر همه خطرهاست.
و نكته آخر اين كه هر كسى شايسته دوستى نيست و اين نام، زيبنده هر كسى نيست. بايد با كسى دوست شد كه ما را رشد دهد و افق‏هاى تازه‏اى را فراروى ما بگشايد.




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

شالیزه

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
26 دي 1385,ساعت 13:52:18
پاسخ #1 در:
meysam
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 651
-دريافت شده: 1294


*
محبوبيت : 665
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 5178
WWW
با همسر خود اینگونه باشید...

1 - همسرتان را به عنوان يك مرد بپذيريد و براي شناخت دنياي مردانه او دانش و آگاهي خود را افزايش دهيد.
2 - همسر خود را به چشم يك شي‌ء مسؤول ننگريد. بلكه به شخصيت وجودي او احترام بگذاريد.
3 - جنبه يا بخش‌هايي از شخصيت شوهرتان را كه باعث تمايز او از سايرين مي‌شود مورد توجه و تحسين قرار دهيد.
4 - براي اين كه همسرتان با شما روراست باشد سعي كنيد او را درك كرده و براي افكار و احساساتش ارزش قايل شويد. اگر حرف‌ها و گفته‌هاي او مطابق ميل شما نيست از خود واكنش تند نشان ندهيد زيرا به اين وسيله بذر بي‌اعتمادي در زندگي خود مي‌كاريد.
5 - وقتي همسرتان با شما درد دل مي‌كند و راز دلش را با شما در ميان مي‌گذارد، احساساتش را بپذيريد و به او نگوييد كه اسرار درونش ناخوشايند و بي‌رحمانه است‌.
6 - به طور مداوم از شوهرتان انتقاد نكنيد زيرا انتقاد پياپي باعث مي‌شود كه شوهرتان از شما فاصله بگيرد.
7 - او را به درك نكردن‌، عدم صميميت و بي‌احساس بودن متهم نكنيد. زيرا او درك كردن‌، صميميت و با احساس بودن را به شيوه مردانه نشان مي‌دهد.
8 - نيازهاي واقعي شوهرتان را دريابيد. اين امر اتفاق نمي‌افتد مگر اين كه همسرتان اين نيازها را باز گويد و به همين جهت در مواقع مناسب با لحن ملايم در مورد نيازهايش از وي سؤال كرده و ديدگاههاي واقعي وي را نسبت به خود و زندگي‌تان دريابيد و در نهايت جوابي را كه شوهرتان مي‌دهد بدون انتقاد و جبهه‌گيري بپذيريد.
9 - زماني كه همسرتان با شما صحبت مي‌كند به دقت به حرفهاي او گوش فرا دهيد زيرا عدم توجه شما به گفته‌هاي او عدم علاقة شما را نشان مي‌دهد.
10 - هيچ وقت از كارهايي كه همسرتان براي جلب محبت شما انجام مي‌دهد انتقاد نكنيد براي مثال وقتي او به شما محبت مي‌كند، آن را بيش از اندازه لوس ندانيد او به شيوة خود ابراز محبت مي‌كند.
11 - او را به شيوه خودتان دوست نداشته باشيد بلكه به وجود او نيز اهميت بدهيد. به عنوان مثال اگر در سالگرد ازدواج‌تان‌، هديه‌اي به او مي‌دهيد سعي كنيد از قبل در مورد هدية مورد علاقه‌اش اطلاعاتي به دست آوريد.
12 - از همسر خود انتظار نداشته باشيد كه با تمامي طرح‌ها و ايده‌ها و افكار شما موافق باشد و آنها را تحسين كند. واقع بين باشيد و به او اجازه دهيد كه نظرش را هر چند كه برخلاف ميل شما باشد، بيان نماييد.

13 - اصرار زيادي براي جلب محبت همسرتان نداشته باشيد و اين نكته را زماني كه وي عصباني است بيشتر مراعات كنيد. در بسياري اوقات حالت روحي او براي ابراز محبت به شما مناسب نيست و اصرار زياد شما منجر به مخالفت شديد او مي‌شود.
14 - براي همسر خود نقش يك زن حساس و شكننده را بازي نكنيد. زيرا اين حالت شما باعث مي‌شود كه همسرتان فكر كند شما ضعيف و بي طاقتيد و اگر چيزي بگويد باعث رنجش‌تان مي‌شود. بنابراين سعي مي‌كند كه ارتباط كلامي كمتري داشته باشد و همين امر باعث ناراحتي شما مي‌گردد.
15 - سعي كنيد كه در ارتباط با همسرتان همواره هويت خود را به عنوان يك زن و همسر حفظ كنيد. زني كه توجه به روابطش به قيمت از دست دادن هويتش تمام شود به خود و روابطش صدمه مي‌زند. زيرا اين مسئله باعث مي‌شود كه وي خود را بخشنده‌تر و دوست داشتني‌تر از شوهرش ببيند و فكر كند كه همسرش بي‌نهايت خودخواه و ناسپاس است‌. مردها با زني به عنوان همسر در ارتباط دايمي باقي خواهند ماند كه هويت مستقل و قوي خود را حفظ كند.
16 - اگر احساس مي‌كنيد كه در روابط خود با همسرتان از عزت نفس پاييني برخورداريد و ميل داريد كه او را واداريد تا در اين زمينه به شما كمك كند كه از احساس خوبي برخوردار شويد اشتباه مي‌كنيد. اين مسئله مشكل شماست شخصاً روي آن كار كنيد و در صورت لزوم از يك روان‌شناس كمك بخواهيد.
17 - زماني كه همسرتان از فشار عصبي رنج مي‌برد سعي نكنيد از لحاظ احساسي به او نزديك شويد. زيرا اگر براي صميميت و نزديك شدن به او فشار آوريد فقط او را عصباني‌تر كرده و از خود دور مي‌كنيد. زماني كه استرس او كم شود به حالت عادي خودش بر مي‌گردد.
18 - در زندگي زناشويي خويش سعي كنيد خود را مسؤول خوشبختي خود بدانيد. زني كه مسؤوليت خوشبختي زندگي مشترك را فقط بر عهده شوهرش مي‌گذارد يك همسر آزرده و افسرده به بار مي‌آورد.
19 - او را به دوست نداشتن و گريزان بودن از همسر و زندگي متهم نكنيد. زيرا وي اعتقاد دارد كه شريك زندگي‌اش را دوست دارد و از او گريزان نيست ولي به نظرش او را متهم به چيزي مي‌كنيد كه در موردش صدق نمي‌كند و اين مسئله موجب كدورت در روابط مي‌شود.
20 - وقتي شما در مي‌يابيد كه در ايجاد مشكلات زندگي خود سهم داشته‌ايد و آن را به همسرتان بگوييد عشق و محبت بار ديگر در زندگي‌تان شكوفا مي‌شود. زيرا بعد از آن همسرتان نيز سهم خود را مي‌پذيرد و با كمك شما درصدد رفع مشكل بر مي‌آيد




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

ifj, xman_moallem, گلوريا, آنتريوم 110

براي اين پست, 4 كاربر تشكر كرده اند




این فیس بوک من

خارج شده است
01 بهمن 1385,ساعت 14:30:11
پاسخ #2 در:
آنارايا
مدير سايت
تشكر
-اهدا شده: 1748
-دريافت شده: 1272


*
محبوبيت : 981
آنلاین آنلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 1962
www.ANARAYA.com
WWW
9 قاتل عمده روابط عاشقانه

شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .


دنیای قرارهای ملاقات سرشار از بی نظمی، هرج و مرج، و اتفاقات ناگوار است. این روزها پیدا کردن کسی که ارزش وقت گذاشتن را داشته باشد، کار دشواری شده است. با در نظر گرفتن تمام این موارد، همه ما باز هم دوست داریم که خودمان را وارد یک چنین بازی کنیم؛ تنها به خاطر یک چیز: رسیدن به رابطه آرمانی. زمانیکه شما گوهر گرانبهای خود را پیدا کردید و رابطه شما شکل گرفت، مطمئناً دلتان نمی خواهد که او را به دلیل لغزش های ناخواسته از دست بدهید. در این قسمت 9 نمونه از رایج ترین موارد از بین برنده هر رابطه و همچنین روش های پیشگیری از آنها را برایتان لیست کرده ایم.

1) انتقاد کردن
معمولاً گفته می شود که انتقاد کم اما سازنده مفید بوده و بیان آن بلا مانع است. این امر در مورد تمام افراد صحت دارد بجز نامزدتان. هر چند پیشنهاد کردن قابل قبول است، به ویژه اگر خانم خودش از شما نظر بخواهد، اما انتقاد و گوشزد کردن نکات منفی، کاری است که خانم از مادرش انتظار دارد نه از معشوقش.
اگر شما همواره بخواهید او را تصحیح کنید، طرز لباس پوشیدن را به او آموزش دهید، و طوری رفتار کنید که انگار همه چیز را می دانید، اسمتان خط زده خواهد شد و از رده خارج می شوید. هر خانم با هوشی می داند که هیچ لزومی ندارد با مردی وقت صرف کند که از او تعریف و تمجید نمی کند. در رابطه خود، بهتر است مهربان و متواضع باشید، جنگ ها را برای خودتان نگه دارید، و فقط زمانی به او پیشنهاد بدهید که خودش از شما تقاضا کرده باشد؛ از همه اینها گذشته سعی کنید انتقاد های خود را به تعریف و تمجید تبدیل کنید. با بهره گیری از این شیوه نتیجه بهتری بدست می آورید.

2) آشکار کردن این امر که کارتان مهم تر از نامزدتان است
شغل شما برای خودتان و همینطور برای نامزدتان مهم است. او از موفقیت های شما بسیار خوشحال می شود و دوست دارد که شما همیشه در کارتان بدرخشید؛ اما از سوی دیگر اگر هر روز تا دیروقت در محل کار خود بمانید، قرارهای ملاقات خود را به خاطر مسائل شغلی کنسل کنید، پس از اتمام ساعات کاری با همکارانتان بیرون بروید، او نظرش در مورد اولویت بندی های شما تغییر می کند.
هر چند خانم ها به بلند پروازی و تمرکز آقایان نسبت به کارشان اهمیت می دهند، اما در عین حال انتظار دارند که شما نیز برای آنها زمان کافی بگذارید. اینطوری به قضیه نگاه کنید: چه می شود اگر شما شغل مناسبی داشته باشید و پول فراوانی بدست آورید، اما کسی را نداشته باشید که موفقیت های خود را با او تقسیم کنید؟

3) خیانت
خیانت جنسی هیچ گاه قابل بخشش نیست، مگر اینکه شما و خانمتان بر سر آن به توافق برسید! اما خیانت، تنها به رفتارهای جنسی محدود نمی شوند. نوع دومی از خیانت هم وجود دارد که به اندازه خیانت جنسی خطرناک است. این خیانت به این معناست که با یک نفر به غیر از نامزدتان، مانند یک دوست دختر خود رفتار کنید. به این معنا که شما دوست مؤنثی داشته باشید که با او خیلی بیشتر و بهتر از همسر خودتان ارتباط برقرار کرده باشید، وقت بیشتری را با او صرف کنید، و از بودن با او بیشتر لذت ببرید.
این نوع خیانت ها بیشتردر روابط جدی به وقوع می پیوندند، چرا که همسرتان از شما انتظار دارد که تمام توجه خود را به او منحصر کنید. البته این امر بدان معنا نیست که شما نمی توانید دوست دیگری جز او داشته باشید و یا حتی دوست صمیمی داشته باشید. فقط او باید احساس کند که می تواند با تمام وجود به شما اعتماد کند و محرمانه ترین اسرار خودش را با شما در میان بگذارد. او هیچ گاه نمی تواند قبول کند که در جایگاه دوم قرا بگیرد، و اگر چنین اتفاقی روی دهد به سرعت متوجه خواهد شد.

4) نامرتب و ژولیده بودن
اگر زمانیکه با او خیلی خودمانی شدید بخواهید از حالت رسمی بیرون بیایید و به سر و وضع خود رسیدگی نکنید، مطمئن باشید که سعی می کند فاصله اش را با شما حفظ کند تا مجدداً تمیز و مرتب شوید. این امر دو چیز را به او نشان می دهد: 1- شما یک ظاهر گول زننده برای جذب کردن و فریب دادنش ساخته بودید. 2- آنقدر برای شما ارزش و اهمیت ندارد که حتی بخواهید همان ظاهر گول زننده را هم حفظ کنید. اگر زمانی که کت و شلوار مناسبی به تن می کنید او خوشحال می شود، پس بدانید که از این سبک و سیاق خوشش می آید و اگر از این کار دست بکشید، این امکان وجود دارد که علاقه اش را به شما از دست بدهد. اگر به تی شرت و شلوار جین علاقه دارید، خوب می توانید از آنها زمانی که قصد رفتن به سوپر مارکت را دارید، استفاده کنید.

5) تند برخورد کردن
به مرور زمان که رابطه صمیمی تر می شود، او بیشتر در کنار شما خواهد بود. به این دلیل که مدت زمان بیشتری را در کنار نامزدتان سپری می کنید، دیگر عادات او در نظر شما جذابیت اولیه خود را از دست می دهند. احساس می کنید که حرکاتش درست شبیه به کارهای خواهر کوچکترتان هستند. طوری برخورد می کنید که انگار تک تک حرکاتش موجب آزار و اذیت شما می شوند. البته حقیقت این است که شما آنقدر با او احساس راحتی می کنید که به خودتان این اجازه را می دهید که به سادگی اولویت هایتان را برایش بازگو سازید.
متاسفانه او برای مدت زمان زیادی قادر به تحمل چنین برخوردی نخواهد بود. به جای اینکه در مقابل کارهای او از خود عکس العمل شدید نشان دهید، سعی کنید در ابتدا تشخیص دهید که چه موقع در حال اذیت شدن هستید. بعد هم به طور کاملاً منطقی تصمیم بگیرید که آیا این آزار و اذیت ارزشش را دارد که بخواهید به خاطر آن بحث و مشاجره راه بندازید یا خیر. اگر واقعاً می بینید که ارزشش را ندارد، سعی کنید آنرا فراموش کنید؛ و اگر هم احساس کردید که موضوع از اهمیت ویژه ای برخوردار است، می توانید مسئله را با حفظ آرامش کامل با همسر خود در میان بگذارید. این امکان وجود دارد که خوشحال شود و یا شاید خودش هم در مورد برخی از عادت های شخصی شما نظر بدهد.

6) کنترل کردن او
این مورد از جمله مواردی است که از سالیان دراز بحث اصلی بسیاری از قرارهای ملاقات را به خود اختصاص داده بوده است. بسیاری از افراد در روابط خود از کنترلگرایی های متعصبانه رنج می برند. ممکن است به دوستان پسر او حسادت می کنید، به او می گویید که نباید بیش از اندازه حتی با دوست های دخترش صحبت و غیبت کند، به او گوشزد می کنید که نباید پول خود را بیش از اندازه در مغازه های کفش فروشی خرج کند، و از همه این ها گذشته ممکن است به او بگویید که چه زمان به کجا باید برود یا نرود.
هر چند از قدیم گفته شده که خانم ها تمایل دارند که به کسی وابسته باشند، اما در عین حال حاضر نیستند به هیچ قیمتی از استقلال و آزادی خود بگذرند. شاید خانمتان پیش از ورود شما به زندگی، انسان کاملاً موفقی بوده و به درستی می داند که چگونه باید از وقت و پول خود استفاده کند و در این راه هیچ نیازی به کمک شما هم ندارد. شاید زمان هایی برسد که نیازمند نصیحت و پیشنهاد شما باشد، در چنین مواقعی می توانید نظر خود را ارائه دهید؛ اما در غیر اینصورت انجام چنین کاری درست نیست. باید به او فضای کافی بدهید تا تصمیم هایش را با فراغ خاطر اتخاذ نماید.

7) قضاوت دوستان و خانواده او
اگر یکی از دوستان، مادر، و یا خواهرش حوصله شما را سر می بردند و موجبات رنجش خاطر شما را فراهم می آوردند، باید بدانید که در شرایط سختی قرار گرفته اید، چراکه معمولاً آنها در اطراف شما خواهند بود و خانمتان نیز از آنها زیاد صحبت می کند. باید سعی کنید همان چیزی را در آنها ببینید که همسرتان در وجود آنها می بیند. اگر مادرش بیش از اندازه در زندگی شما دخالت می کند، این کار او را حمل بر این بگذارید که فقط قصد کمک کردن به شما را دارد. باید بدانید که خانم ها اساس زندگی خود را بر پایه همین افراد استوار می کنند و در مورد آنها تعصب خاصی دارند. اگر شما سعی کنید که خصوصیات مثبت آنها را ببینید، دیری نخواهد گذاشت که به آنها علاقه پیدا می کنید.
همچنین باید به شما گوشزد کنم که از برخورد رو در رو با تمام افرادی که مورد علاقه او هستند به شدت خودداری کنید، حتی اگر شما را بیش از اندازه عصبانی کرده باشند. سعی کنید تا جایی که می توانید با آنها کنار بیایید، چون بحث و مشاجره با آنها مساوی است با بحث و نزاع با همسرتان. اگر بتوانید در نظر آنها یک مرد استثنایی جلوه کنید، تا آخر عمر موفقیت از آن شما خواهد بود.

8) بی علاقه شدن
آقایون تصور می کنند که یکی از راههای نزدیک شدن به خانم ها، نشان دادن بی علاقگی نسبت به آنهاست. شاید این روش در مراحل اولیه نتیجه بخش باشد، اما زمانیکه رابطه شما جدی می شود، دیگر نمی توانید از این شیوه استفاده کنید. او به خوبی می داند که اگر شما به او توجه نکنید مردان بسیار دیگری هستند که می توانند دو برابر آن توجه و اهمیت را نسبت به او از خود نشان دهند. اگر مرتباً از او تعریف و تمجید نکنید، او را به بیرون نبرید، و در مورد زندگی شخصی اش از او سؤال نکنید، احساس می کند که نسبت به او بی توجه شده اید. او هیچ نیازی ندارد که در کنار شما باقی بماند، بلکه شما باید کاری کنید که احساس کند ارزش ماندن را دارید. اگر می خواهید در کنارتان باقی بماند، باید کاری کنید که احساس کند یک دختر منحصر بفرد است. مستقیما در چشم هایش نگاه کنید، در طول روز هر چند وقت یکبار با او تماس بگیرید، و زمانی که احساس می کنید زیبا شده به او بگویید.

9) وقت کافی نداشتن
شما به رفیقتان قول داده اید که مسابقه ورزشی را در خانه او تماشا کنید، به تازگی به اندازه کافی به باشگاه نرفته اید تا تمرین های دوره ای را خود را کامل کنید، و چند کار مختلف برای انجام دادن باقی مانده است؛ هر چند همه این کارها را باید به نحوی انجام دهید، اما باید برای نامزداتان نیز وقت بگذارید. شاید کار ساده ای نباشد اما به هر حال گاهی اوقات لازم است که هم شما و هم نامزدتان از کارهای دیگر بزنید تا بتوانید در کنار هم قرار بگیرید.
همه چیز مربوط به جزئیات می شود
اگر می خواهید همسرتان را در کنار خود نگه دارید، باید کاری کنید که احساس شایستگی، و بی همتایی به او دست بدهد. تما رفتارهایی که در بالا به آن اشاره کردیم، به عنوان ضمانتی برای نگه داشتن خانم در کنار شما به شمار می روند. بنابراین سعی کنید چنین رفتارهای کوچکی را در زندگی خود به کار گیرید. اگر او واقعاً ارزش تلاش برای نگه داشتن را داشته باشد، شما اصلا احساس نمی کنید که در حال تلاش کردن هستید و کلیه امور را با جان و دل انجام خواهید داد




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

ifj

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



o94      o94      o94      o94      o94      o94      o94

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_

 o94      o94      o94      o94      o94      o94      o94

خارج شده است
01 بهمن 1385,ساعت 14:33:02
پاسخ #3 در:
آنارايا
مدير سايت
تشكر
-اهدا شده: 1748
-دريافت شده: 1272


*
محبوبيت : 981
آنلاین آنلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 1962
www.ANARAYA.com
WWW
آیا می دانید پول های بیل گیتس چقدر است؟

ـ بيل گيتس در هر ثانيه 250 دلار آمريكا درآمد دارد، يعنی 20 ميليون دلار در روز و 8/7 ميليارد دلار در سال

۲ـ اگر 1000 دلار از دست وی بر زمين بیافتد به خودش اين دردسر را نمی‌دهد كه برش دارد، چون در 4 ثانيه‌ای كه برداشتنش طول می‌کشد، اين پول عايدش شده!

۳ـ آمريكا در حدود 62/5 هزار ميليارد دلار بدهی دارد و بيل گيتس به تنهايی می‌تواند ظرف 10 سال تمام بدهی آمريكا را بازپرداخت كند

۴ـ او می‌تواند نفری 15 دلار به همه‌ی جمعيت جهان بدهد و باز هم 5 ميليون دلار در جيبش باقی خواهد ماند

۵ـ اگر مايكل جردن يعنی گرانترين ورزشكار آمريكايی هيچ غذا و آبی نخورد و همه‌ی 30 ميليون دلار درآمد سالانه‌اش را پس‌انداز كند، 227 سال طول خواهد كشيد تا به ثروتمندی بيل گيتس شود

۶ـ اگر بيل گيتس را به صورت يك كشور تصور كنيم، سي و هفتمين كشور ثروتمند جهان می‌شود! يا به تنهايی درآمدی برابر سيزدهمين كمپاني عظيم آمريكايی خواهد داشت، حتی بيشتر از آی‌بی‌ام!

اگر همه‌ی ثروت بيل گيتس را تبديل به يك دلاری كنيم، می‌شود جاده‌ای از ماه تا زمين با آن كشيد كه 14 بار رفته و برگشته! ولی ساخت اين جاده، 1400 سال طول خواهد كشيد و 713 بوئينگ 747 بايد برای جابجايی اين پول‌ها پرواز كنند.

۸ـ بيل گيتس امسال 40 ساله می‌شود. اگر فرض را بر اين بگيريم كه هنوز 35 سال ديگر هم زنده خواهد بود، می‌تواند روزی 78/6 ميليون دلار خرج كند قبل از اين كه به بهشت برود







o94      o94      o94      o94      o94      o94      o94

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_

 o94      o94      o94      o94      o94      o94      o94

خارج شده است
02 بهمن 1385,ساعت 13:50:27
پاسخ #4 در:
بی بی گل
تشكر
-اهدا شده: 0
-دريافت شده: 28


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 25
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 246
خجالت نکش بيا تو !
شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .

بسياري از والدين نسبت به مهارت‌هاي اجتماعي و فعاليت فرزندان‌شان در جمع، نگران هستند. بسياري از کودکان حتي از جمع‌هاي کودکانه نيز طرد مي‌شوند، زيرا از نظر ظاهر، گفتار، رفتار و حرکات با ديگران تفاوت دارند و به عبارتي هماهنگي لازم را ندارند.


در اکثر موارد اين ناکامي کودکان در شرکت در اجتماع ، منجر به ايجاد نوعي استرس و فشار روحي شده و باعث نگراني والدين مي‌شود.

به دليل اهميت موضوع در زندگي روزمره و آينده کودک در اينجا ، توصيه‌هايي را از نظر کارشناسان، به شما والدين گرامي ارائه مي‌دهيم:


- افراد معمولاً به ناهماهنگي و يا تفاوت يکديگر واکنش منفي نشان مي‌دهند.

وقتي مردم در کنار فردي احساس ناراحتي مي‌کنند که او تفاوتي با ديگران داشته باشد. چنانچه فرزند شما به راحتي نتواند با ديگران ارتباط بر قرار کند و يا دراجتماعات اختلال ايجاد کند ، از طرف ديگران پذيرفته نمي‌شود. شايد هم چالش‌هايي ايجاد مي‌کند که، موجب عدم پذيرش ديگران مي‌شود. مي‌دانيم که ممکن است، شما بگوييد اين طور نيست. اما بپذيريد که اين موضوعحقيقت دارد.

در جامعه براي هر فردي اتفاق مي‌افتد که گاهي در جمعي پذيرفته نشود يا مورد بي‌مهري واقع شود. در چنين صورتي اول از همه، خود فرد احساس راحتي نمي‌کند.

در بسياري از شرايط نيز خود ما تمايلي به برقراري ارتباط با ديگران نداريم. شايد اين اتفاق در مهد کودک، دبيرستان، دانشگاه و يا حتي محل کار ما و هر جاي ديگري رخ دهد.

بسياري افراد، صرف‌نظر از سن و سال ،وقتي با افرادي رو به رو مي‌شوند که از نظر ظاهري، مادي، تحصيلي و فرهنگي با آنها متفاوت هستند، احساس خوبي نداشته و مايل به برقراري ارتباط با آنها نيستند. در مواردي نيز اين عدم تمايل منجر به ناديده گرفتن به عدم دعوت در بازي و فعاليت‌هاي گروهي مي‌شود. مسئله اصلي در اين قسمت واکنش به تفاوت‌هاست، اما نحوه برخورد با اين تفاوت‌ها مسئله ديگري است که به طرق و شيوه‌هاي گوناگوني ابراز مي‌شود و نقش شما به عنوان والدين در اين ميان بسيار قابل ملاحظه است.


- به قابليت‌ها و تمايلات فرزندان بها دهيد.

بايد مهارت‌هاي اجتماعي کودکان را به تدريج پايه‌ريزي کرد. شايد کودک شما در رشته‌هايي مانند هنر، موسيقي، بازي و يا پياده روي استعداد و قابليت‌هايي داشته باشد.
گاهي اوقات والدين به اشتباه تصور مي‌کنند که براي اينکه جمع، فرزندشان را بپذيرد، بايد او را مانند ديگران بار بياورند. در صورتي که شما بايد آنچه در کودکتان وجود دارد و زمينه رشد دارد را يافته و پرورش دهيد

اگر از فوتبال بدش مي‌آيد اما قابليت‌هاي فعاليت‌هاي تيمي و گروهي را ندارد به پرورش آنچه واقعاً در وجود اوست بپردازيد، نه اينکه او را وادار به فوتبال کنيد.


- از پايين شروع کنيد تا موفقيت‌ها به تدريج حاصل شود.

وقتي با توافق فرزندتان هدفي را در نظر مي‌گيريد، او را وادار نکنيد تا به سرعت به هدف برسد، زيرا در چنين مواردي، اصولاً ناکامي ايجاد مي‌شود. رسيدن به هر هدفي با گام‌هاي کوتاه اما استوار دائمي و پايدارتر است.

سعي کنيد، اهداف کوتاه مدت و دست يافتني را براي فرزندتان تعيين کنيد تا با رسيدن به آنها انگيزه بيشتري براي ادامه مسير پيدا کند. در اين راه نيز، نيازهاي او را همواره به ياد داشته و توقع بيش از توان اونداشته باشيد.

وقتي وارد جمعي مي‌شود، انتظار نداشته باشيد با همه ارتباط برقرار کند. در گام اول، همين که سلام کند و يا حتي بتواند با يک نفر صحبت کند ،کافي است . به تدريج مي‌آموزد که با ديگران چگونه رفتار کند.


- همه انسان‌ها نياز به يادگيري و آموزش دارند.

ممکن است شما بخواهيد با والدين ديگر، معلمان، مدير و ناظم مدرسه نيز در مورد فرزندانتان صحبت کنيد. بسياري افراد در اين زمينه آگاهي لازم را ندارند، شايد هم نگران هستند که گفتار يا رفتار اشتباهي از آنان سر زند. شايد نمي‌دانند که، فرزند شما قادر به انجام چه کارهايي است و از عهده چه کارهايي بر نمي‌آيد.
نحوه صحيح ارتباط نياز به تمرين ،تکرار و خوش‌بيني دارد

در ضمن نياز به صرف زمان بسيار دارد. پس خود شما نيز که الگوي فرزندان هستيد، با کمترين بي‌مهري يا اشتباهي از صحنه خارج نشويد.
با هر مشکلي نه به عنوان يک مانع، بلکه به عنوان يک چالش قابل حل رفتار کنيد. بپذيريد که برخي افراد گرم و صميمي و آگاه از مهارت‌هاي اجتماعي هستند و برخي ديگر ،اين‌گونه نبوده و نيستند و هرگز هم نخواهند بود و قابل تغيير هم نمي‌باشند. پس جهان و زندگي را همين‌ گونه که هست بپذيريد و اين موضوع را به فرزندان نيز آموزش دهيد.


- ارتباطات اجتماعي فرزندان را از سنين کم به آنها آموزش دهيد.

برخي والدين تصور مي‌کنند، فرزندشان در کودکي مشکلاتي در زندگي و برقراري ارتباطات اجتماعي دارد که با گذشت زمان به خودي خود بر طرف مي‌شود. در صورتي که اين طور نيست و اگر هم باشد ،حل اين مسائل مستلزم پرداخت بهاي سنگين و ضربات روحي بسيار است. پس سعي کنيد کودکان را از سنين پايين ،وارد دنياي اجتماعي کنيد. مهد کودک نيز يکي از اين نمونه‌هاي گروه‌هاي اجتماعي است.


- از نکات منفي فاصله بگيريد.

بر ناتواني‌هاي فرزندتان تأکيد نداشته باشيد. اين کار به اعتماد به نفس و عزت نفس او خدشه وارد مي‌کند.

بدانيد که، هر کودکي نقاط قوت و نقاط ضعفي دارد. شايد فرزند شما برخي از کارهاي ديگران را نتواند انجام دهد، اما استعدادهايي نيز دارد که ديگران از آن بي‌نصيب هستند. سعي کنيد بر آنچه مي‌خواهد و مي‌تواند انجام دهد تمرکز و تأکيد داشته باشيد. ممکن است اين موارد براي زندگي او کافي نباشند. اما بقيه موارد را نيز به تدريج خواهد آموخت.

منبع:کيهان






به عشق عاشقم نه بر وصال تو

خارج شده است
02 بهمن 1385,ساعت 13:55:28
پاسخ #5 در:
بی بی گل
تشكر
-اهدا شده: 0
-دريافت شده: 28


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 25
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 246
به خودت اعتماد کن
شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .

عزت نفس عبارت است از احساس ارزشمند بودن. عزت نفس و خودارزشمندي از اساسي ترين عوامل رشد مطلوب شخصيت دانش آموزان محسوب مي شود. حس ارزشمند بودن هر فرد از مجموع افكار، احساس ها، عواطف و تجربيات او در طول زندگي ناشي مي شود. مجموعه برداشت ها و تجربه هايي كه فرد از خويش دارد، باعث مي شود كه نسبت به خود احساس خوشايند و يا بر عكس احساس ناخوشايندي داشته باشد. احساس ارزشمندي، واسطه اي از يك طرف ميان تجربه حمايت و كفايت اجتماعي دانش آموزان و از طرف ديگر جهت گيري انگيزشي و عاطفي وي در موقعيت تحصيلي است.

عزت نفس، از مهم ترين عوامل تعديل كننده فشارهاي رواني- اجتماعي بوده و بر زمينه هاي روابط خانوادگي، تعامل هاي اجتماعي، موفقيت هاي تحصيلي، تصور بدني و احساس خودارزشمندي كلي مبتني است و ميزان اهميت اين زمينه ها با توجه به تفاوت هاي فردي و رشد فرد تغيير مي كند. نحوه برخورد، پذيرش، دوست داشتن و مساعدت با دانش آموز، وي را براي ايفاي نقش هاي اجتماعي و برطرف ساختن نيازهايش ياري مي دهد. رشد و حفظ احساس ارزشمندي مثبت منحصراً برحسب تجربه دانش آموزان از احترام ديگران نسبت به ايشان در نظر گرفته مي شود.

ارتباط و پيوند افراد خانواده و رعايت احترام متقابل يكديگر، در سلامت رواني- جسماني دانش آموز تأثير بسزايي دارد، به گونه اي كه الگوهاي رفتاري وي را در بزرگسالي بنيان نهاده و موجبات امنيت خاطر و عزت نفس را در وي فراهم مي آورد. به تدريج كه كودكان به سوي نوجواني مي روند، پذيرش اجتماعي توسط همسالانشان نقش مهمتري نسبت به خانواده در شكل گيري عزت نفس كلي آنان ايفا مي كند.

هر چه خود ايده آل فرد با خود و يا خويشتن وي نزديكتر باشد، عزت نفس او بيشتر و شخصيت وي متعادل تر است.

خود ايده آل يا آرماني، مجموعه ويژگيهاي شخصي و شخصيتي است كه ما دوست داريم واجد آن باشيم. اين تمايل، ممكن است هدفي فردي و ذهني باشد كه ما در تخيّل خود مي خواهيم به آن دست يابيم و يا تصويري است كه ميل داريم از خود به ديگران نشان دهيم. خود ايده ال، ممكن است بسيار دور از واقعيت و غيرقابل دسترس باشد. خودپنداره نيز به معناي نگرش، ادراك و برداشتي است كه شخص از خود دارد و محور اصلي اين پندار، عبارت است از نام شخص، احساساتش نسبت به اندام و بدن خود، تصور ازكل بدن، جنسيت، سن و يا حتي طبقه اجتماعي- اقتصادي، مذهب، پيشرفت هاي فردي و يا هر عامل ديگري كه او را از ديگران جدا مي سازد.

اگر تصوّر از خود مثبت و نسبتاً متعادل باشد، شخص داراي سلامت رواني است.برعكس اگر خودپنداري شخص منفي و نامتعادل باشد او از لحاظ رواني ناسالم شناخته مي شود. تصوري كه فرد از خود دارد در تعيين روابط با ديگران نيز سهم عمده اي دارد.

تغييرات عزت نفس دانش آموزان را مي توان با دو عامل اصلي تبيين كرد:

1- تجربه قبلي آنان نسبت به حمايت ديگران.

2- احساس توانا بودن در حوزه هاي مهم زندگي. گذشته از اين تفاوت هاي مهم فردي به ميزان قابل توجهي در پيدايش عزت نفس كمك مي كنند.

دليل عمده ايجاد عزت نفس را بايد در رابطه فرد با جامعه اش و به ويژه در دوران پراهميت كودكي و نوجواني جستجو كرد. اين روابط عبارتند از:

الف) واكنش ديگران،

ب) مقايسه خود با ديگران،

ج) همانند سازي با الگوها،

د) نياز به احساس ارزش و عزت نفس.

كارآيي و اعتماد به نفس در دانش آموزاني به بهترين وجه رشد مي كند كه در خانواده هاي گرم و نوازشگر پرورش مي يابند، خانواده هايي كه در آنها، رفتار مسئولانه را پاداش مي دهند و همراه با آن، فعاليت هاي مستقل و تصميم گيري را نيز تشويق مي كنند.

به طور كلي عزت نفس دانش آموزان به چهار عامل بستگي دارد:

-1 روابط دانش آموزان با والدينشان،

-2 تأثير كنترل خود منفي دانش آموزان،

3 -پذيرش خود،

-4 سلوك اجتماعي و برقراري ارتباط با ديگران.

دانش آموزي كه احساس خوبي در مورد خودش دارد، بهتر مي تواند با مشكلات كنار بيايد. وي ممكن است به گونه اي با آنها مواجه شود كه گويي هرگز مشكل عمده اي برايش به وجود نيامده است. بهره مندي از عزت نفس، علاوه بر آن كه جزيي از سلامت رواني محسوب مي شود، با پيشرفت تحصيلي نيز مرتبط است.

دانش آموزي كه داراي عزت نفس است داراي ويژگيهاي زير است:

* مستقل عمل مي كند و خودش تصميم مي گيرد.

* مسئوليت پذير است.

* سريع و با اطمينان عمل مي كند

* به پيشرفتهايش افتخار مي كند.

* به چالش هاي جديد مشتاقانه روي مي آورد و با اطمينان خود را درگير آنها مي كند.

* دامنه وسيعي از هيجان ها و احساسات را نشان مي دهد.

* ناكامي را به خوبي تحمل مي كند.

* احساس مي كند كه مي تواند ديگران را تحت تأثير قرار دهد.






به عشق عاشقم نه بر وصال تو

خارج شده است
02 بهمن 1385,ساعت 13:57:25
پاسخ #6 در:
بی بی گل
تشكر
-اهدا شده: 0
-دريافت شده: 28


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 25
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 246
نمي دانم كه هستم؟
شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .

يكي از تكاليف عمده نوجوانان در جامعه ، يافتن پاسخي عملي به اين سؤال است كه : " من كيستم ؟" هرچند كه اين سؤال قرنهاست ذهن بشر را به خود مشغول داشته و موضوع اشعار، داستان ها و مطالب بيشماري بوده است، اما در اين چند دهه اخير، به طور منظم مركز توجه روان شناسي قرار گرفته است.

نوجوانان و بزرگسالاني كه احساس هويت خود در آنان قوي است خود را افرادي مجزا و متمايزاز ديگران مي دانند.

درك هويت، خود مستلزم تقابلي رواني اجتماعي است. به عبارت ديگر نوجوان بايد در بين آن تصويري كه از خودش دارد و آن تصوري كه از استنباط و انتظار ديگران از خودش دارد هماهنگي ايجاد كند.

طرد شدن از طرف افراد يا اجتماع ممكن است باعث شود كه كودك از هيچ راهي نتواند در خود احساس هويتي قوي و مطمئن پيدا كند.

رشد احساس هويت
هر عامل رشدي كه به نوجوان كمك كند تا با اطمينان خود درك كند كه از ديگران متمايز و مجزاست ؛ در حد معقولي ثبات رأي و يكپارچگي دارد ؛ در طول زمان تداوم دارد و اينكه خود را شبيه به آن تصويري بداند كه ديگران از او دارند ، سبب مي شود كه احساس هويت كاملي از خود در او ايجاد شود و هر عاملي كه در اين استنباط هاي نوجوان از خودش خلل ايجاد كند باعث سردرگمي هويت ( و يا آشفتگي هويت ) و عدم توانايي در رسيدن به يكپارچگي و تداوم تصورات فرد از خودش مي شود.

هويت يابي در ساير فرهنگ ها
فرنگي ها تأكيد بسياري بر رشد فرد به عنوان يك فرد دارند، شايد تا حدودي به اين دليل كه سنت آنها بر استقلال  و اتكاي به خود تأكيد دارد. در ساير فرهنگ ها ، مثلاً در چين و ژاپن هويت يابي و احساس ارزش داشتن از طريق روابط نزديك با ديگران و عضو بودن در يك نظم اجتماعي متشكل تشويق مي شود. جامعه بار سنگيني بر دوش ژاپني ها مي گذارد و آموختن چگونگي پذيرفتن اين محدوديت ها و فشارها اولين قدم عمده در راه بالغ شدن است.

با وجود اين ، حتي در فرهنگ هايي كه تأكيد نسبتاً زيادي  بر" هويت گروهي " در برابر " هويت فردي " مي شود، باز هم لازم است فرد از خود تصور فردي متمايز و با ثبات رأي داشته باشد، فردي كه تا اندازه اي از ديگران جداست.

مشكلات هويت يابي
بسياري از نوجوانان احساس مي كنند كه در هر زمان يا موقعيتي نقشي بازي  مي كنند و نمي دانند كه " كدام يك از نقش ها اگر نقشي هست، من واقعي اوست ؟ " در ضمن آگاهانه تلاش مي كنند تا نقش هاي مختلفي را بيازمايند به اين اميد كه نقشي را بيابند كه با آنها " تناسب داشته باشد". از نوجواني كه سه نوع دستخط متمايز داشت سؤال شد كه چرا به يك شيوه ثابت نمي نويسد. پاسخ داد : " تا زماني كه نمي دانم كه هستم چطور مي توانم به يك شيوه بنويسم ؟"

در دوران نوجواني هويت يابي مسئله اي حاد مي شود، تا حدودي به اين دليل كه نوجوان روز به روز تغيير مي كند. در دوران نوجواني فرد با مجموعه اي از تغييرات رواني يا فيزيولوژيكي ، جنسي ، شناختي و نيز تقاضاهاي شغلي و اجتماعي جديدي رو به رو مي شود. در نتيجه، نوجوانان به اين مسئله كه در چشم ديگران چگونه جلوه مي كنند اهميت بسياري مي دهند و آن را با تصوري كه از خود دارند مقايسه مي كنند و نيز با اين مسئله روبه رو هستند كه چگونه نقش ها و مهارت هايي را كه قبلاً آموخته اند با مقتضيات آينده ارتباط دهند.

اريكسون مي گويد كه هويت ممكن است از دو راه منحرف شود. ممكن است بيش از آنكه رشد كند تثبيت شود ( يعني پيش از موعد شكل بگيرد) و يا اين كه بدون هيچ محدوديتي گسترش پيدا كند.

هويت يابي زودرس
وقفه اي است در فرآيند شكل گيري هويت ، هويت يابي زودرس تثبيت زودرس تصور فرد از خودش است كه اين تثبيت در ساير امكانات و توانايي هايي كه شخص براي توصيف خود دارد تأثير مي گذارد. نوجواناني كه هويت آنها پيش از موعد تثبيت مي شود تأييد ديگران برايشان اهميتي اساسي دارد. عزت نفس آنان تا حدود زيادي بستگي به تأييد ديگران دارد. معمولاً براي مَراجع قدرت اهميت زيادي قائلند و بيشتر با نوجوانان ديگر همنوايي مي كنند و كمتر استقلال رأي دارند. در ضمن ، اين دسته به ارزش هاي سنتي بيشتر علاقه مندند. مضطربند و افكارشان قالبي و سطحي است و با ديگران كمتر روابط نزديك برقرار مي كنند. هرچند از لحاظ هوش تفاوتي با همسالان خود ندارند، ولي به دشواري مي توانند انعطاف از خودشان دهند و به هنگام مواجهه با تكاليف شناختي و تنش زا نمي توانند واكنش مساعد از خود نشان دهند، با والدينشان روابط نزديكي دارند و ارزش هاي والدين را مي پذيرند. در عين حال والدين اين گروه به طور كلي پذيرا و مشوق هستند و نوجوان را تحت فشار مي گذارند كه با ارزش هاي خانواده همنوايي كند.

سردرگمي در هويت يابي
برخلاف اين دسته، گروهي ديگر از نوجوانان ، يك دوره طولاني از سردرگمي هويت را مي گذرانند. شايد هيچگاه احساس هويتي قوي و روشن در آنان ايجاد نشود . اينها نوجواناني هستند كه " نمي توانند خود را بيابند، نوجواناني اند كه خود را رها و فارغ از پيوند نگه مي دارند و در حالت تجرد و در دوران پيش از شكل گيري هويت باقي مي مانند".

نوجواناني كه دچار سردرگمي هويت هستند عزت نفس كمي دارند و استقلال اخلاقي شان رشد نيافته است . به دشواري، مسئوليت زندگي خود را به عهده مي گيرند. آنان تفكري نامنظم دارند و آمادگي اعتياد به مواد مخدر دارند. روابط فرديشان غالباً سطحي و گاه و بيگاه است. هرچند كه به طور كلي با نحوه زندگي والدينشان مخالفند نمي توانند از خود شيوه اي ابداع كنند.

هويت كسب شده
جست و جو و سردرگمي شايد گاهي مفيد باشد. افرادي كه پس از يك دوره جست و جوي فعالانه به احساس هويتي قوي دست يافته اند. در مقايسه با آنهايي كه هويتشان شكل گرفته ، بي آنكه اين دوره را گذرانيده باشند، استقلال رأي بيشتري دارند. خلاّق ترند و تفكر پيچيده تري دارند.اين گروه در ضمن توانايي بيشتري براي برقراري ارتباط نزديك دارند، هويت جنسي با ثبات تري دارند ، به خود با ديدي مثبت نگاه مي كنند و استدلال اخلاقي رشد يافته تري دارند. در عين حال كه به طور كلي روابط مطلوبي با والدين دارند از خانواده هاي خود به نحو چشمگيري مستقل شده اند.

هويت جنسيتي و هويت نقش جنسي
غالب مردم از همان اوايل زندگي " هويت جنسيتي " مي يابند، يعني شخص از طبيعت زيست شناختي خود به عنوان زن يا مرد قدري آگاهي پيدا مي كند. به استثناي ناراضيان جنسيتي ( كه معمولاً مي گويند حتي در دوران كودكي هم احساس كرده اند كه در بدن اشتباهي گرفتار شده اند)، غالب مردم از زن يا مرد بودن  خود راضي هستند وعلاقه اي به تغيير كردن ندارند. بلوغ جنسي سريع توجه فرد را به اين مسئله جلب مي كند كه جنسيت او يك پديده زيست شناختي است . كنار آمدن با هويت جنسيتي دشوار است و ممكن است در رشد اعتماد به نفس و هويتي همه جانبه و با ثبات خلل ايجاد كند. الگويي كه "دو جنسي" نام گرفته ، يعني يك فرد تركيبي از خصوصياتي را داشته باشد كه از لحاظ سنتي و اجتماعي " زنانه" و " مردانه " ارزش گذاري مي شود، اخيراً از لحاظ اجتماعي به عنوان الگوي انطباقي شناخته شده است. در مطالعه اي چهار گروه  با هم مقايسه شدند: گروه اول ، نوجوانان و جواناني كه هم از لحاظ دارا بودن خصوصيات اجتماعي مثبت و مردانه ( مثلاً در استقلال و پر جرئت بودن) و هم از لحاظ دارا بودن خصوصيات اجتماعي مثبت زنانه ( عطوفت و سعه صدر) نمره بالايي آوردند، اينها گروهي هستند كه خصوصيات هر دو جنس را دارند، گروه دوم آنهايي بودند كه فقط از لحاظ دارا بودن خصوصيات مردانه نمره بالايي آوردند؛ گروه سوم آنهايي بودند كه فقط از لحاظ دارا بودن خصوصيات زنانه نمره بالايي آوردند؛ گروه چهارم آنهايي بودند كه از لحاظ دارا بودن خصوصيات مردانه و زنانه نمره پاييني آوردند كه به اين گروه " فاقد تمايز" مي گويند. در آخر تعداد نسبتاً كمي از مردان از لحاظ دارا بودن خصوصيات زنانه بالاترين نمره را آوردند و تعداد نسبتاً كمي از زنان از لحاظ دارا بودن خصوصيات مردانه بالاترين نمره را آوردند.

افراد دوجنسي هر دو جنس در اندازه هاي مربوط به عزت نفس بالاترين نمره را آوردند. بعد آنهايي بودند كه خصوصيات مردانه داشتند و بعد از اين عده آنهايي  كه خصوصيات زنانه داشتند و گروه فاقد تمايز كمترين نمره را آوردند. افراد دوجنسي در زمينه فعاليت هاي فوق برنامه و تحصيلي امتيازات بيشتري در مقايسه با افراد فاقد تمايز نصيبشان شد. زنان ورزشكار و تحصيل كرده در خصوصيات دوجنسي و يا مردانه نمره بيشتري آوردند تا صرفاً در خصوصيات زنانه . پسران و دختران نوجواني كه انتظار دارند در رياضيات و منطق صوري و مهارت هاي فضايي موفق شوند از خود چنين استنباط مي كنند كه داراي خصوصيات مردانه يا دوجنسي هستند.

در اين مطالعات دوجنسي بودن برحسب خصوصياتي مشخص شده كه اجتماع آنها را ارزش گذاري كرده است. خصوصيات منفي مردانه ( مانند تكبر، حرص، خصومت) و خصوصيات زنانه اي كه از لحاظ اجتماعي منفي ارزش گذاري شده است ( مانند ساده لوحي ، چاپلوس بودن، ناله كردن و غر زدن) نيز اندازه گيري شده است. مردان و زناني كه چنين خصوصياتي دارند مصاحبان خوبي نيستند. آنهايي كه خصوصيات منفي زنانه دارند عزت نفس پاييني دارند. معمولاً با مشكلات سازگاري روبه رو مي شوند، زيرا آسيب پذيرند، احساس ناايمني مي كنند و بيش از حد حساسند. افرادي كه خصوصيات منفي مردانه دارند بيش از اندازه پرخاشگرند و از ديگران انتقاد مي كنند. آنچه از لحاظ اجتماعي و نيز از نظر شخصي مطلوب است اين است كه افراد " درعين مستقل بودن انعطاف پذير باشند، پر جرئت و سليم باشند، خصوصيات مردانه و زنانه داشته باشند و به ديگران كمك كنند تا با شرايط نامساعد كنار بيايند" البته بايد متذكر شويم كه خصوصيات مردانه مثبت ، مانند استقلال و اعتماد به نفس از خصوصياتي است كه داشتن آن براي هر دو جنس به خصوص زنان بسيار مفيد است.

نكته اي كه اهميت زيادي دارد اين است كه نبايد هيچ قالبي را به افراد تحميل كرد حتي اگر از خصوصيات ايده آل براي هر دو جنس باشد. هدف مطلوب اين است كه به نوجوانان اين امكان داده شود كه به عنوان يك انسان توانايي هاي منحصر به فرد خود را با در نظر گرفتن حقوق ديگران بروز دهند.





مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

jorj

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



به عشق عاشقم نه بر وصال تو

خارج شده است
07 بهمن 1385,ساعت 10:42:55
پاسخ #7 در:
MeMoL
مدیر سایـت
تشكر
-اهدا شده: 1144
-دريافت شده: 980


*
محبوبيت : 1045
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1965
WWW
دور نمای عمر
دور نمای عمر

طی شد این عمر ، تو دانی به چه سان

پوچ و بس تند چنان باد دمان

همه تقصیر من است این که خودم می دانم

که نکرد م فکری

که تأ مل ننمود م ، روزی

ساعتی یا آنی

که چه سان می گذردعمر گرا ن؟

کودکی رفت به بازی ، به فراغت ، به نشا ط

فارغ از نیک و بد ومرگ و حیات

همه گفتند : کنون تا بچه است

بگذارید بخندد شادان

که پس این دگرش فرصت خندیدن نیست

بایدش نالیدن

من نپرسیدم هیچ

که پس از این ز چه رو

نتوان خندیدن ؟

 

هیچکس نیز نگفت :

زندگی چیست ؟ چرا می آییم ؟

بعد از این چند صباح

به کجا باید رفت ؟

با کدامین توشه ، به سفر باید رفت ؟

من نپرسیدم هیچ ، هیچکس نیز نگفت .

"نوجوانی؛ سپری گشت به بازی ، به فراغت ، به نشاط

فارغ از نیک و بد و مرگ وحیات

بعد از آن باز نفهمیدم من

که چه سان عمر گذشت ؟

لیک گفتند همه

که جوانست هنوز

بگذارید جوانی بکند

بهره از عمربرد ؛کامروانی بکند

بگذارید که خوش باشد و مست

بعد از این باز ورا عمری هست .

یک نفر بانک بر آورد که : او

از هم اکنون باید فکر آینده کند

دیگری آوا داد : که

چو فردا بشود ، فکر فردا بکند .

سومی گفت : همانگونه که دیروزش رفت

بگذرد امروزش، همچنین فردایش .......

با همه این احوال

من نپرسیدم هیچ

که چه سان دمی گذشت ؟

آنهمه قدرت ونیروی عظیم

به چه ره مصرف گشت ؟

نه تفکر،نه تعمق ، ونه اندیشه دمی

عمر بگذشت به بی حاصلی و مسخرگی

چه " توانی ، که ز کف دادم مفت

 

من نفهمیدم و کس نیز مرا هیچ نگفت .

قدرت عمر شباب

می توانست مرا تا به خدا پیش برد .

 

 لیک بیهوده تلف گشت جوانی

هیهات

آن کسانی که نمی دانستند

زندگی یعنی چه ؟

رهنمایم بودند

عمرشان طی شده بیهوده و بی ارزش و کار

ومرا می گفتند که چو آنها باشم ،

که باآنها دائم

فکر خوردن باشم .

فکر گشتن باشم ،

فکر تأ مین معا ش

فکر ثروت باشم

فکر یک زندگی بی جنجا ل ،

فکر همسر باشم

کسی مرا هیچ نگفت :

زندگی ثروت نیست

زندگی داشتن همسر نیست

زندگانی کردن

فکر خود بودن و غا فل زجهان بودن نیست

من نفهمیدم وکس نیز مرا هیچ نگفت

وصد افسوس که چون عمر گذشت

معنی اش فهمیدم

حال می پندارم هدف از زیستن این است رفیق

من شدم خلق که باعزمی جزم

پای از بند هواها گسلم

پای در راه حقایق بنهم

با دل آسوده

فارق از شهوت وآز وحسد وکینه وبخل

مملواز عشق وجوانمردی وعلم

در ره کشف حقایق کوشم

" زره جنگ ، برای بد و ناحق پوشم

ره حق پویم وحق جویم وپس حق گویم

آنچه آموخته ام ، بر دگران نیز نکو آموزم

شمع راه دگران گردم و با شعله خویش

ره نمایم به همه گرچه سرا پا سوزم

من شدم خلق که مثمرباشم

نه چنین زاید و بی جوش و خروش

عمر بر باد به حسرت خاموش .

 ای صد افسوس که چون عمر گذشت

معنی اش فهمید م




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

ifj

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



دوستان ساده دلیم همتون رو دوست دارم


درون اتفاق درد ، میان شهر بی پیکر

          سکانس آخر شعرم ، منم بی تو که میمیرم

خارج شده است
18 بهمن 1385,ساعت 17:38:00
پاسخ #8 در:
MeMoL
مدیر سایـت
تشكر
-اهدا شده: 1144
-دريافت شده: 980


*
محبوبيت : 1045
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1965
WWW
خلاقیت
يك فكر يا ايدة جديد كه تركيبي از ايده هاي قديمي است را خلاقيت گويند. داشتن توانايي ساخت ايده هاي نو به توانايي شما در تشخيص ارتباط بين موارد ظاهراً غير متجانس بستگي دارد.

خلاقيت يعني كنار هم قرار دادن افكار و ايده هايي كه تا قبل از اين پنداشته مي شد به يكديگر ربطي ندارند. اين توانايي شماست كه افكار مختلف را با يكديگر تركيب كنيد و يك ايده نو كه مفيد هم هست بوجود آوريد.

آن گونه كه به نظر مي رسد ظاهراً مسئله اي وجود ندارد كه نتوانيد حل كنيد هدفي وجود ندارد كه نتوانيد به آن برسيد هيچ مانعي وجود كه نتوانيد از آن بگذريد اگر بدانيد چگونه از قدرت خلاقيت مغز خود استفاده كنيد تا هر مشكلي را مانند يك اشعه ليزر از زندگي خود جدا كنيد و دور بيندازيد.



شما خلاق هستيد
خلاقيت به معني اختراع يك چيز كاملاً جديد نيست، بلكه بوجود آوردن يك سري ارتباطات همسو است. لازم نيست كه حتماً يك فرد خاص باشيد تا خلاق باشيد هر كسي مي تواند خلاق باشد. اين مهم نيست كه شما كي هستيد، مهم اين است كه چگونه عمل مي كنيد. تنها چيزي كه احتياج داريد اين است كه براي مشكل خود چندين راه حل پيدا كنيد نه اين كه خود را به اولين راه حلي كه به نظرتان مي رسد يا از همه ساده تر است محدود كنيد. به خود اجازه بدهيد كه سر زنده كنجكاو و انعطاف پذير باشيد.

روانشناسان معتقدند كه خلق ايده در يك شخص به فعاليتهاي او بستگي دارد و اين تفكر را تفكر همبسته مي نامند. اين وابستگي به صورت مداوم و خطي نيست بلكه پرشي است. با بوجود آوردن ارتباط بين افكار و ايده هاي مختلف براي يك لحظه هم كه شده بايد نسبت به وضعيت موجود در خود شك و ترديد ايجاد كنيد. محدوديت براي خلاقيت كشنده است كه به جاي اينكه به جواب برسد باعث خفه شدن نطفه تفكر خلاق مي شود. در پروسه يك تفكر خلاق همه مراحل ارزيابي ميزان ترديد، غلبه بر آن و بها دادن به آن براي خلق يك ايدة بزرگ بسيار مهم هستند.



يك پيش شرط مهم
همچنان كه به بررسي افراد خلاق مي پردازيد يك چيز مشترك در همه آنها خواهيد يافت و آن عشق به كاري است كه انجام مي دهند.



آموزش و پروراندن خلاقيت
يك خبر خوب اين است كه خلاقيت يك مهارت و استعداد است كه قابل يادگيري و پروراندن است پس براي افزايش مهارت خود تمرين كنيد. با اين مهارت مي توانيد رشد شخصي و حرفه اي خود را شتاب ببخشيد. با افزايش مهارت هاي فكري و انجام تمرين هاي لازم براي شكوفايي خلاقيت مي توانيد ارزش فعاليتهاي خود را چند برابر كنيد و به سرعت كميت و كيفيت دستاورد هايتان افزايش مي يابد.



هر روز تمرين كنيد
اگر بخواهيد جام قهرماني تنيس را ببريد. هر چند وقت تمرين مي كنيد؟ ماهي يكبار؟ هفته اي يكبار؟ روزي يكبار؟

هر چند وقت يكبار بايد عضلات خلاقيت مغز خود را تمرين دهيد تا داراي قدرت خلاقيت بالايي باشيد؟ ماهي يكبار؟ هفته اي يكبار؟ يا هر روز؟



با يك ديدگاه متفاوت به قضايا بنگريد

هميشه يك ديدگاه متفاوت منجر به يك نوع آوري شده است. حال براي كارها و مسائل موجود مي خواهيد يك راه حل بهتر پيدا كنيد پس آنها را بازسازي كنيد يعني اول كار يا حرفه يا مشكل خود را به اجزاي كوچكتر تقسيم كنيد و براي حل مشكل يا يافتن راه بهتر براي انجام كار از يك راه متفاوت اين اجزا را كنار هم بچينيد.



بدنبال سئوالات جستجوگر باشيد

براي خلاق بودن يك ذهن كنجكاو نياز داريد بدون تعداد زيادي سئوالات چرا؟ و چه مي شد اگر؟ نمي توانيد يك ديد خلاق بوجود آوريد. براي بوجود آوردن چنين ديدي كه اكثر افراد در همين زمينه دجار مشكل هستند مطمئن شويد كه علاوه بر طاهر هر چيزي به زير پوسته و ماهيت آن هم نگاهي داشته باشيد هيچ كاري را براي امتياز گرفتن و مورد توجه قرار گرفتن انجام ندهيد. سعي كنيد به دنيا با چشمهاي كنجكاو تري بنگريد. سعي كنيد نظرياتي پويا ارائه دهيد و به آنها اكتفا نكنيد سعي كنيد هر چيز مهمي را از خود بپرسيد چرا؟ و ببينيد چه اتفاقي مي افتاد اگر اينچنين مي شد؟




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

موسوی

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



دوستان ساده دلیم همتون رو دوست دارم


درون اتفاق درد ، میان شهر بی پیکر

          سکانس آخر شعرم ، منم بی تو که میمیرم

خارج شده است
18 بهمن 1385,ساعت 17:40:27
پاسخ #9 در:
MeMoL
مدیر سایـت
تشكر
-اهدا شده: 1144
-دريافت شده: 980


*
محبوبيت : 1045
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1965
WWW
موفقیت
آيا شما بدنبال اهدافي هستيد و براي رسيدن به آنها تلاش مي كنيد ولي موفق نمي شويد به هدف مورد نظر دست يابيد. اما اگر بعضي باورهاي خود را تقويت كنيد نه تنها راه رسيدن به هدف آسانتر مي شود بلكه آرامش و قدرتي پيدا مي كنيد كه شما را به يك انسان موفق در همه زمينه هاي زندگي تبديل مي كند به طوري كه از ناملايمات نمي ترسيد و پيروزي را به عنوان قسمتي از زندگي در آغوش مي كشيد. در اينجا به بعضي از اين باورها اشاره مي كنيم. آنچه در اين مقاله مي خوانيد روشهايي است كه افراد بسياري در سراسر دنيا بوسيله آنها به موفقيت هاي بزرگي رسيده اند. پس شما هم امتحان كنيد و از نتايج آن لذت ببريد.

خود را لايق موفقيت بدانيد
براي رسيدن به موفقيت بايد خود را لايق موفقيت و توانگري بدانيد تحقيقات مختلف ثابت كرده اند كه بيشتر افراد موفق خود را لايق اين شرايط مي دانند. چگونه مي خواهيد به هدفي برسيد كه خود را لايق آن هدف نمي دانيد يا خود را در رسيدن به آن ناتوان مي شماريد؟ پس در قدم اول به توانا بودن خود ايمان داشته باشيد تا بتوانيد قدم هاي بعدي را با اطمينان و قدرت تمام برداريد. بدانيد كه ذهن انسان داراي قدرت نهفته اي است كه اگر به آن دست يابد مي تواند كارهاي فوق العاده اي انجام دهد و لازمه دستيابي به اين قدرت دروني باور آن است و خبر خوب اين كه شما هم مي توانيد به اين قدرت دست پيدا كنيد. براي رسيدن به اين توانايي فقط بايد اين باور را در خود ايجاد كنيد كه قدرتمند هستيد و مي توانيد به قدرت ذهني كه در شما نهفته است دست پيدا كنيد و بر مشكلات غلبه كنيد. پس هميشه با خود اين عبارات را تكرار كنيد. من توانا هستم قدرت ذهني مرا به موفقيت مي رساند. قدرت ذهني ام بزرگترين مشكلات را از مقابلم بر مي دارد.



ثروت را منفور ندانيد

چه اشكالي دارد كه موفقيت شما رسيدن به ثروت باشد مگر نه اين است كه تا زمانيكه نتوانيد مشكل خود را حل كنيد نمي توانيد مشكل همنوعان را حل كنيد. بسياري ، ثروتمندان را انسانهاي نابكار مي دانند و تصور مي كنند راهي براي پولدار شدن نيست مگر اينكه حق كسي را ضايع كرده باشند. اين افراد در ناخودآگاه خود را به فقير بودن تشويق مي كنند و در حاليكه به ثروتمندان رشك مي ورزند (چون فكر مي كنند حق آنها را ضايع كرده اند) و از آنها متنفرند. چرا از نعمتهايي كه خداوند در اختيار انسان قرار داده نبايد استفاده كرد و از آن براي كمك به انسانهاي ديگر سود برد. چرا فقر را كه باعث بسياري مشكلات بزرگ است بايد مقدس شمرد و نبايد با آن مبارزه كرد؟هميشه به ياد داشته باشيد كه منشاء همه ثروت ها خداوند بزرگ است و قدرت و بخشش خدا نامحدود است پس مي توان ثروتمند بود و از همه نعمتهاي الهي استفاده نمود. و به ديگران هم كمك كرد تا به اين منبع بي كران دست پيدا كنند مگر غير از اين است كه ما از بزرگترين قسمت توان مغزمان استفاده نمي كنيم. مگر غير از اين است كه علوم جديد هر روز راههاي در آمد زايي جديدي پيش روي ما قرار مي دهند مگر غير از اين است كه علم ژنتيك به افزايش توليدات كشاورزي كمك حيرت انگيزي كرده است. مگر غير از اين است كه در تمام دنيا با استفاده از اينترنت افراد زيادي داراي شغل پر درآمدي شده اند. و بسياري مگر هاي ديگر اينچنيني وجود دارد ولي چرا هنوز فقر گرسنگي و بيكاري يكي از بزرگترين مشكلات جوامع بشري هستند. شايد بگوييد شرايط دوروبر ما و نبود امكانات باعث همه اين مشكلات هستند البته نبود امكانات باعث كند شدن سرعت مي شود ولي نمي تواند جلوي قدرت اراده انسان را بگيرد. ولي در همين شرايط هم افراد بسياري به موفقيت هاي بزرگي مي رسند. و در پيشرفته ترين كشور هاي دنيا هم آمار فقر و بي خانماني قابل توجه است. يك نكته را به خاطر داشته باشيد برنده ها در شرايط سخت نه تنها كنار نمي كشند بلكه قوي تر مي شوند ولي بازنده ها همان افراد نا اميد هستند كه به خود فرصت نمي دهند از استعداد هايشان استفاده كنند. پس قوي باشيد و بعد از برخورد به مشكل به اين فكر كنيد كه چگونه مي توان مشكل را از مقابل خود بر داريد. در شرايط سخت ايمان داشته باشيد كه اين شرايط را پشت سر مي گذاريد.

در چه فعاليتي موفقترم؟
اگر مي خواهيد يك فعاليت جديد را شروع كنيد ولي نمي دانيد چه كاري را انجام دهيد و براي انتخاب هدف خود بين چند گزينه سر در گم هستيد هدفي را انتخاب كنيد كه در آن زمينه تجربه داريد چون اين تجربه ها چراغي مي شود در برابر ديدگان شما. ابتدا هدف خود را به اهداف كوچكتر تقسيم كنيد تا مرحله به مرحله موفقيت را احساس كنيد. حتماً اين اهداف را به ترتيبي كه بايد به آنها دست يابيد در جايي يادداشت كنيد و هر روز به آنها مراجعه كنيد و سعي كنيد تخمين بزنيد كه چند درصد از هدف هاي كوچك (تقسيم شده ) برآورده شده است. با توجه به تجربه قبلي مشكلات كار را بسنجيد و براي آنها راه حل پيدا كنيد و اشتباهاتي را كه در گذشته از شما سر زده يادداشت كنيد و سعي كنيد از آنها اجتناب كنيد نقاط قوت كار خود را هم يادداشت كنيد و به دنبال بهبود آنها باشيد به ياد داشته باشيد هميشه مي توانيد هر كاري را كه به خوبي انجام داده ايد باز هم بهتر انجام دهيد. به عبارت ديگر بهبود يك فرايند پايان ناپذير است.


از سختي ها نهراسيد
انسانهاي بزرگ و موفق هميشه از شرايط به نفع خود استفاده مي كنند. حتي اگر يكي از اين شرايط شكست يا مشكلات بسيار باشد. زيرا آنها از شكست تجربيات جديد مي آموزند و قوي تر و راسخ تر به سمت موفقيت حركت مي كنند. و مشكلات را به نقطه قوتي براي خود تبديل مي كنند زيرا هر جه مشكلات كاري بيشتر باشد رقبا هم كمترند و آنها فرصت بهتر بودن را در اختيار دارند. و در نقطه مقابل انسانهايي كه در جا مي زنند وجود دارند آنها كساني هستند كه هميشه شرايط را مقصر مي دانند. و يا عمل نمي كنند يا اگر كاري مي كنند با اولين شكست يا سختي كنار مي كشند. پس از شرايط نترسيد زيرا آنچه مهم است اراده و قدرت شماست شمايي كه به اراده و قدرت الهي متصل هستيد پس شما قدرتمنديد فقط بايد اين قدرت را طلب كنيد.


پشتكار و آينده نگري
موفقيت با خطر كردن و ارادة قوي امكان پذير است نه با راحت طلبي. البته خطر كردن به معني بدون فكر عمل كردن نيست بلكه در عين حال كه ريسك مي كنيد بايد پيش بيني هاي لازم را انجام دهيد و براي شكست احتمالي جايي را در محاسبات خود باز كنيد براي جلوگيري از شكست يا مقابله با مشكلات احتمالي برنامه ريزي كنيد اين در زمان بروز مشكل به شما قدرت و آرامش خاطر مي دهد. بنابراين با اين باور كه خدا شما را ياري مي كند و اطمينان به موفقيت خود را دلگرم به كار نگه داريد. و بزرگترين مشكلات را با قدرت از مقابل خود برداريد.



علاقه به هدف
براي موفقيت بايد عاشق كار و هدف خود باشيد البته بدون علاقه به هدف هم مي توان موفق شد ولي اين موفقيت عميق و پرشكوه نخواهد بود. اگر به كار خود علاقه مند نيستيد و نمي توانيد شرايط را عوض كنيد سعي كنيد خود را عوض كنيد و در خود علاقه ايجاد كنيد. به جنبه هاي مثبت كار خود فكر كنيد و سعي كنيد آنها را در كار خود پر رنگ تر كنيد سعي كنيد نقاط مثبت جديدي در كار خود كشف و حتي ايجاد كنيد. براي اين كار لازم نيست كار خارق العاده اي انجام دهيد، حتي تميز و مرتب كردن ميز كار هم به شما كمك مي كند. روابط عمومي خود را قوي كنيد. شايد تا به حال به افراد موفق زيادي در محل كار خود برخورد كرده ايد و آنها را خوش شانس بدانيد ولي در بيشتر آنها يك نقطه مشترك مي بينيد و آن روابط عمومي قوي است. و اين همان چيزي است كه براي شما شانس مي آورد. اگر شما در اين زمينه ضعف داشته باشيد از بسياري از فرصت هايي كه ممكن است براي شما پيش آيد حتي خبر دار هم نمي شويد. اگر روابط عمومي شما ضعيف است آن را به نقطه قوت خود تبديل كنيد. سعي كنيد گوش كردن را ياد بگيريد يعني هنگام صحبت با ديگران طوري رفتار كنيد كه آنها بدانند به آنها توجه داريد. گاهي اوقات يك احوال پرسي يا يك لبخند ساده بسياري از مشكلات را حل مي كند. اين را بدانيد كه احترامي كه افراد به شما مي گذارند بازتابي از رفتار شما با آنها است به عبارت ديگر زماني كه به ديگران احترام بگذاريد به شما احترام گذاشته مي شود. در پايان بايد خدمت شما عرض كنم كه اين علاقه است كه باعث مي شود در كار خود پشتكار و خلاقيت داشته باشيد.



نا اميد نشويد

هميشه به ياد داشته باشيد كه آينده را نمي توان پيش بيني كرد پس هميشه امكان بوجود آمدن شرايط مساعد يا فوق العاده اي وجود دارد كه در محاسبات ما نمي گنجد. پس در سخت ترين شرايط هرگز نا اميد نشويد. مثلاً اگر شما حقوق تمام عمرتان را حساب كنيد شايد هيچگاه با اين پول نتوانيد خانه بخريد. ولي افراد بسياري هم قبل از شما اين حساب و كتابها را انجام داده اند ولي اكنون داراي خانه و زندگي مناسبي هستند. بعضي وقتها در حاليكه تلاش مي كنيد كمي صبر و بي خيالي نتايج مثبت فوق العاده اي دارد. هميشه به خدا توكل كنيد و از نتايج معجزه آساي آن بهره مند شويد.



خيرخواهي

انسانهاي موفق خير خواه هستند. بسياري از آنها به موسسات خيريه متعددي كمك مي كنند يا آنها را اداره مي كنند. و اگر با آنها صحبت كنيد به رابطه خير خواهي و موفقيت خود ايمان دارند. هر مشكلي كه از سر راه ديگران كنار مي زنيد مشكلات بسياري از مقابل شما برداشته مي شود. سعي كنيد بخشنده باشيد. صدقه در حد توان آثار فوق العاده اي دارد. شايد وقتي به فردي نيازمند كمك مي كنيد فكر كنيد به او كمك كرده ايد ولي كمك اصلي را به خود كرده ايد. بخشندگي فقط مادي نيست، بلكه دور كردن كينه و خشم از خود نسبت به ديگران به شما كمك بسيار مي كند باور داشته باشيد كه اگر ديگران را ببخشيد و به آنها كمك كنيد خداوند به شما كمك مي كند و نتيجه آن را ببينيد اين بسيار مهم است بنده حقير بارها اين تجربه را داشته ام همين الان اين كار را بكنيد و هر كينه اي كه در دل داريد از خود دور كنيد. خواهيد ديد راه فوران لطف الهي به سوي شما باز خواهد شد. كينه همانند سد ديدگان شما به نعمت هاي خداست. اولين نتيجه مستقيم اين بخشش آرامش روحي شماست. اولين بار كه بنده سعي كردم كينه را از خود دور كنم به رفتار خود توجه بيشتري كردم و متوجه شدم در زندگي روزمره بارها از افراد مختلف دلگير يا عصباني شده ام و زماني كه سعي كردم كينه اي از كسي بدل نگيرم و عصباني نشوم. روحيه توصيف نكردني داشتم كه تا آن زمان آن را احساس نكرده بودم. هر روز صبح سر كار اين دلگيري ها كه بسيار كوچك هم بود مدتي انرژي مرا تلف مي كرد آن روز وقتي رانندگي مي كردم از هميشه خونسردتر بودم. خلاصه كلام اينكه خدا به كسي كه به ديگران كمك مي كند ياري مي رساند. اين اعتقاد همراه با رعايت نكات بالا به شما اعتماد به نفسي مي دهد كه وصف ناشدني است.



در پايان شايد فكر كنيد كه چگونه مي توان همه اين باورها را در ذهن نشاند. شما حق داريد زيرا همه اين حرف ها زده مي شود و مدتي شما را تحت تأثير قرار مي دهد و شايد در اين مدت كوتاه آثار گذراي دلپذيري را هم تجربه كنيد. ولي خيلي زود همه چيز را فراموش مي كنيد چون انسان فراموشكار است. اگر به اندازه كافي و در دوره هاي زماني معين اين مطالب در ذهن شما نشيند اثر آن كوچك و موقت خواهد بود. اما چه بايد كرد؟ بهترين راه نوشتن است. خيلي ساده عباراتي مانند جملات زير بنويسيد و آنها را هر روز صبح بعد از بيدار شدن بخوانيد. يك شرط مهم براي اين كار وجود دارد هيچ كس نبايد از نوشته هاي شما اطلاع پيدا كند. نمونه اي از اين جملات را در زير مي بينيد:

«من انسان توانايي هستم چون به قدرت نامحدودي كه خدا در وجودم قرار داده اعتقاد دارم» ، «تا امروز عصر بايد اين كار خير را انجام دهم» ، « من همه را مي بخشم» ، « امروز بايد روابط خود را با اطرافيانم بهبود ببخشم» ، «من به زودي در كسب كار خود يك موفقيت جديد تجربه خواهم كرد» ، «امروز روزي است كه به هدفم نزديكتر مي شوم» و هزاران جمله ديگر كه با قدرت خلاقيت خود مي توانيد بسازيد و از نتيجه معجزه آساي آن لذت ببريد. براي انجام اين كار هر روز صبح يك ربع زودتر از خواب بيدار شويد. شما تمام روز را براي رسيدن به هدف خود تلاش مي كنيد پس واقعاً مي ارزد كه روزي يك ربع وقت بگذاريد تا اين تلاش مداوم را اثر بخش نماييد.

يك راه ديگر استفاده از عكسهاي رنگي و زيبا از آنچه كه آرزوي آنرا داريد است. البته در اين مورد هم كسي نبايد متوجه عكسهاي شما شود. و هر روز مدتي را براي نگاه كردن به آنها و تجسم رسيدن به آن وقت بگذاريد.

شايد در ابتدا نتوانيد همه اين اصول را مو به مو رعايت كنيد. يا حتي در درون خود با اين عقايد بجنگيد ، ولي به تدريج همه اين باورها ملكه ذهن شما خواهد شد و از نتايج آن به گونه اي بهره مند خواهيد شد كه آن را به ديگران توصيه خواهيد كرد. و ما منتظريم تا ما را در جريان موفقيتها و نتايجي كه از اين باورها بدست مي آوريد قرار دهيد.






دوستان ساده دلیم همتون رو دوست دارم


درون اتفاق درد ، میان شهر بی پیکر

          سکانس آخر شعرم ، منم بی تو که میمیرم

خارج شده است
23 بهمن 1385,ساعت 16:04:13
پاسخ #10 در:
بی بی گل
تشكر
-اهدا شده: 0
-دريافت شده: 28


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 25
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 246
عمونوروز در برره
عمونوروز مشغول گذاشتن هداياروي تاقچه است كه شيرفرهاد با چوبش فرياد كشان به طرف او يورش برده ويكي محكم ميزند توي سرش.عمونوروز بيهوش ميشود

سالار خان:آرومتر پسرم.وَكُشتيش.
سحرناز:هاااااا.بذار وَكُشَش.وَيامَده بودي خونه ما دزدي؟ها؟(يكي با لنگه كفش محكم ميزند تو سر عمونوروز)
كيانوش:اينكارشما اصلا درست نيست.اين داشت اسباب بازي ميذاشت تو خونه.من ميگم ممكنه عمونوروز باشه.
شير فرهاد:او وقت اي كه گفتي يعني چه؟
كيانوش:به كسي كه شب عيد مياد براي همه عيدي مياره ميگند عمونوروز.
سالارخان:لال وَشو.باز از خودت حرف سياسي در وِكردي؟
شادونه خانوم:اِوا.خاك وَچوك.ميگم بيان دزد كُشونش وَكنيم.
شيرفرهاد:هاااا.نَوِشِد.ياور طغرل وَگفته بايد دزدها رو وَبريم ژاندارمري.
دست وپاي عمونوروز راميبندند وبه ژاندارمري ميبرند






به عشق عاشقم نه بر وصال تو

خارج شده است
17 اسفند 1385,ساعت 22:48:08
پاسخ #11 در:
meysam
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 651
-دريافت شده: 1294


*
محبوبيت : 665
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 5178
WWW
آنگاه كه مي‌خواهيد دروغ بگوييد … !
دروغ گفتن انواع گوناگوني دارد، دروغ مصلحتي، دروغ شاخدار و … تأثيري كه دروغ بر مخاطب مي‌گذارد با توجه به شخصيت او و قابليت‌هاي افراد در هر شخصي با شخص ديگر تفاوت دارد و حداقل نتيجه‌اي كه براي فرد دروغگو دارد ايجاد حالت اضطراب و فشار روحي بر اوست. قصد ما در اين مقاله، پرداختن به دروغهاي مصلحتي و كوچك است كه افراد روزانه به آن مبادرت مي‌ورزند و پرداختن به مسائل تخصصي و روان‌شناسانه دروغ در بحث ما نمي‌گنجد.
*********
براستي چه عواملي موجب گفتن دروغهاي مكرر به جاي بيان حقيقت مي‌شوند؟ بويژه وقتي راههايي وجود دارند كه به ما كمك مي‌كنند تا صادق و قابل احترام باشيم؟ مردم دروغ مي‌گويند زيرا قصد دارند:
ـ از درگيري بپرهيزند
ـ مانع عصبانيت يا ايجاد مشكل براي ديگران شوند
ـ به احساسات ديگران خدشه وارد كنند
- سايرين را تحقير و يا ناراحت كنند
ـ احساس ارزشمندي بيشتري نمايند
ـ قدرت به دست آورند
ـ با واقعيت‌هاي نامطلوب روبه‌رو نگردند
ـ از پذيرش اشتباهات خود سر باز زنند
ـ تصور كنند كه همه چيز با بي‌توجهي مي‌گذرد

البته ممكن است انگيزه دروغگويي در شرايطي خوب و خير‌خواهانه باشد، ولي در اكثر موارد ناشي از خودپسندي و خودبيني است و صرف‌نظر از آن، اين عمل با هر نيتي كه انجام شود كاري زشت بوده و تأثير نامطلوبي در روابط اجتماعي افراد گذاشته و موجب فشارهاي روحي مي‌شود.
آيا شما مي‌توانيد در تمام موارد صادق باشيد؟ به احتمال زياد، پاسختان مثبت است. با اين وجود ما در اينجا به منظور داشتن جامعه‌اي سالمتر و روابط قابل احترام‌تر به روشهايي براي تمرين صداقت مي‌پردازيم.
وقتي فردي مبادرت به گفتن دروغ مي‌كند، يعني در آن لحظه و با توجه به شرايط موجود به دليل ناتواني تصميم به اين كار گرفته است. اشخاصي كه عادت به اين كار دارند، بايد در وهله نخست بدانندكه ترك اين عادت كودكانه نياز به مراقبت، تمرين و واقع‌بيني دارد.

بدانيد كه چه وقت و چرا دروغ مي‌گوييد
چه چيزي سبب مي‌شود كه شما تصور كنيد، دروغ بهترين راه است؟
در اين تصميم از چه مي‌هراسيد و نگرانيد؟ به عنوان مثال، ترس از اشتباه و نگراني از اينكه با گفتن حقيقت ديگران فكر كنند شما انسان ظالم يا بدي هستيد و يا عدم توانايي در بيان واقعيت با آرامش.
در هر وضعي كه قرار داريد، چرا تصور مي‌كنيد دروغ اوضاع را بهتر مي‌كند؟
با بررسي كامل پاسخهايي كه يه اين سوالات مي‌دهيد، انگيزه دروغگويي را پيدا كرده و راحت‌تر مي‌توانيد به مبارزه با آن بپردازيد.
قبل از عمل يا عكس‌العمل تمامي راههاي موجود را بررسي نماييد. زيرا دروغ نتيجه يك تصميم لحظه‌اي بدون تفكر و تعمق است. وقتي مي‌خواهيد دروغ بگوييد، لحظه‌اي مكث كنيد و اگر نياز به تفكر داريد، به مخاطب بگوييد كه چند لحظه ديگر پاسخ او را مي‌دهيد. در اين لحظات به انگيزه و قصد خود بينديشيد. صادقانه از خود بپرسيد «اگر راست بگويم، بدترين اتفاقي كه خواهد افتاد چيست؟» اين موارد در تصميم‌گيري بهتر و اعتماد به نفس بيشتر به شما كمك مي‌كند.

روشهاي پيشنهادي
يكي از بي‌ضررترين پيامدهاي مديريت ذهن و تفكر در ارتباطات، افزايش توانايي و ظرفيت خويش است. پس جملات و عبارت زير را به خاطر بسپاريد تا هر وقت خواستيد دروغ بگوييد، به آنها فكر كنيد. در نظر داشته باشد كه با اين كار، شرايطي غير حقيقي ايجاد مي‌كنيد. با وجود اين كه ممكن است در كوتاه مدت با اين فكر كه ديگران مقصر هستند خود را آسوده كنيد، اما ثمره طولاني مدت ندارد.
گاهي اوقات عدم مهارت ما در گوش دادن و تفسير اوضاع موجب سوء تفاهم و خدشه وارد كردن به ارتباطات مي‌شود. اگر احساس مي‌كنيد اين كار موجب تفاهم دو طرفه مي‌شود، عبارات زير را در ذهن خود مرور نماييد:
«ممكن است نتوانم اين موضوع را به نحو احسن بيان كنم، پس او بر من غالب مي‌شود.»
«درك من از شرايط اين است … آيا درك شما نيز همين است؟ » «شايد من چنين تصوري نداشته باشم، اما مجبورم اين طور احساس كنم.» آگاهي از احساس طرف مقابل يعني «من درك مي‌كنم كه شما از اين موضوع عصباني هستيد …» سپس موقعيت خود را شرح دهيد و در صورت امكان به ارائه راه حل بپردازيد. با آگاهي از احساس طرف مقابل مي‌توانيد از اين كه ممكن است با بيان حقيقت او را مأيوس كنيد عذرخواهي كنيد و بگوييد كه خواهان نتيجه خوب هستيد. پس بهتر است بيشتر تلاش كنيد و در مواردي نيز مي‌توانيد به وضوح صحبت نكرده و با عباراتي مانند «شايد» و «اميداورم» پاسخ دهيد. نكاتي كه بايد در نظر داشته باشيد:
باز داشتن مغز از فكر كردن به دروغ نيازمند تمرينات مكرر است و وقتي فرد با فشارهاي روحي مواجه مي‌شود، ممكن است موارد ديگر را ناديده گرفته و اقدام به دروغ گفتن كند. نظر شما را به موارد زير جلب مي‌كنيم:
- آرامش خود را حفظ نماييد. از روشهاي فكري و بدني مانند تمركز، ورزش و ارتقاي حالات معنوي استفاده كرده تا با آرامش بيشتر به نتايج مؤثرتري دست يابيد.
ـ به نقش «آينه» توجه كنيد. گاهي اوقات واكنش افراد در برابر صحبتهاي ما منفي است؛ اما اگر خوب دقت كنيد مي‌بينيد كه اين رفتار ماست كه موجب ناراحتي، خشم و نااميدي آنها شده و آنها نيز عكس‌العمل نشان مي‌دهند. پس مي‌توانيد جلوي آينه بايستيد و تمرين كنيد. وقتي لحن و بيان شما خوب و مطلوب باشد، تلخي حقايق آنقدرها هم زننده نيست.
ـ برنامه‌ريزي، مديريت و كنترل ذهن يكي از روشهاي كليدي دستيابي به آرامش است. اگر شما بدانيد كه چه چيزي و چه وقت در انتظار شماست، مي‌توانيد با برنامه‌ريزي بهتر، ارتباط بهتري با افراد برقرار كرده و نتيجه مطلوب بگيريد. براحتي عذر‌خواهي كنيد. گاهي اوقات علت اكثر دروغها اين است كه ما نمي‌خواهيم به اشتباهات خود اعتراف كرده و عذر‌خواهي كنيم. در صورتي كه با معذرت خواهي در قبال اشتباهات، اضطراب ناشي از دروغ را نيز از بين مي‌بريم و از طرف ديگر روح و روان خود را تقويت مي‌كنيم.
به مسائل معنوي بپردازيد. كتابهاي تاريخي مملو از افراد و نقل قول‌هاي مفيدي است كه مي‌توان در امور روزانه با استفاده از آنها، قدرت روحاني خود را افزايش داد و در اين بين كتاب آسماني ما «قرآن» از همه منابع مفيدتر است.
به آنچه بيش از همه چيز برايتان اهميت دارد فكر كنيد. به راهي كه مي‌خواهيد برويد و به تصوير آرماني كه مي‌خواهيد از خود در ذهن ديگران ايجاد كنيد بينديشيد. اين تصوير مطلوب انگيزه‌اي براي رفتار صادقانه شما خواهد شد.

منبع : گروه اینترنتی مبین







این فیس بوک من

خارج شده است
26 اسفند 1385,ساعت 16:19:04
پاسخ #12 در:
meysam
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 651
-دريافت شده: 1294


*
محبوبيت : 665
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 5178
WWW
ايرانيان نخستين شهر نشينان جهان بوده اند
شهر نشيني در ايران را قبل از ظهور دوره ي جديد مي توان در دو دوره ي تاريخي بررسي كرد . يكي دوران باستان و ديگري دوره ي بعد از اسلام .ميان اين دو دوره ، عليرغم وجودد تشابهاتي در شيوه ي شهر نشيني به خاطر تاثير ويژگي هاي شكل گرفته در دوره ي ساساني اختلافاتي به چشم مي خورد كه ناشي از معيارها و خصوصيات جديدي است كه با ورود اسلام بر شهرهاي ايران حاكم شد .
براي آگاهي از اين روند ، ابتدا نگاهي به سير شهر نشيني در دوره باستان خواهد شد و پس از بررسي و تشريح شهر نشيني در دوره اسلامي در قسمتهاي بعدي ، شهر نشيني دوره ي جديد به طور مشروح تر دنبال مي شود . مشروح تر بدان خاطر كه از همين دوره است كه تاثيرات شيوه زندگي شهري غربي بر شهرهاي ايران به وضوح نمايان مي شود . مطالعه ي تاثير اين الگوها يكي از اهداف سلسله مقالات حاضر است .
1. شهر نشيني در عصر باستان
شهر نشيني در ايران ـ البته نه به معناي امروز آن ـ داراي قدمتي ديرينه است . تمدنهاي قديمي مانند ايلام ، شوش ، سيلك كاشان و شهر سوخته نمونه هايي از تجمع شهر ي اوليه هستند . اما آنچه كه شايد بتوان به عنوان شهر نشينيي در دوره باستان مطرح شود . با آغاز اولين حكومتها مانند پادشاهي ماد و پس از ان هخامنشيان شكل مي گيرد و به تدريج تكامل مي پذيرد .
احمد اشرف معتقد است شهر نشيني در دوره باستان از سه مرحله پيوسته گذر كرده است : “ يكم دوره ي پيدايش شهر ها و رشد آرام شهر نشيني درامپراطوري ماد و هخامنشي ، دوم ، دوره ي تجربه ي بزرگ تاريخي و بنيان گذاري شهر هاي خود فرمان به سبك شهر هاي يوناني ، بدست فرمانروايان سلوكي و رشد شتابان شهر نشيني درعهد سلوكيان و پارتيان ، سوم دوره ي درآوردن شهر هاي يوناني وار بزير فرمان دولت مركزي در دوره ي ساساني . ” 1
بر اساس همين تقسيم بندي ، به شرح كوتاهي در مورد هر يك از اين دوره ها مي پردازيم :
الف ـ پيدايش و رشد آرام شهر نشيني در دوره يي ماد و هخامنشيان
امپراطوري ماد از تكامل نظام اجتماعي قبايل و طوايف آزاد دامدار و كشاورزي و تبديل آنها به يك اتحاديه بزرگ زير فرمانروايي ، فرمانروايان مستبد پديد آمد . هگمتانه در اين دوره پايه گذاري مي شود ، كه نخستين شهر مادها و به عنوان محل تجمع مظهر يگانگي آنها بوده است ، البته بايد به وجود ده ـ دژهايي قبل از احداث هگمتانه اشاره كرد كه به عنوان نقاط تمركز ثروت و مراكز سياسي و اجتماعي مادها ، هسته هايي براي ايجاد شهر هايي چون هگمتانه مي شوند . شهر هايي ديگري نيز مانند ري در اين دوره احداث مي شوند ولي هيچ يك نخستين خود مي ماند . 2 و اين بدان سبب است كه شهرهايي كه در دوره مادها احداث شدند ، بيشتر جنبه ي اداري ـ سياسي داشتند . در آن هنگام نه توانايي و بنيان اقتصادي كشور در حدي بود كه بازرگاني و توليد صنايع دستي راتا آن حد رونق بخشد كه منجر بهاحداث شهر هايي نوين شود . قدرت نظامي مادها بگونه اي بود كه پهنه وسيعي را در بر مي گرفت و امكان مبادلات اقتصادي بين شهرهاي كهن و بازرگاني سرزمينهاي مجاور را با مراكز تجمع و سكوتنگاههاي ايران ، در راههايي امن ممكن مي ساخت .3
پيدايش امپراتوري هخامنشي و ايجاد نظام شهپدري متمركز ، دو سازمان شهري ناهمسان را در قلمروي واحد گرد آورد . يكي سازمان شهري كم رشد سرزمينهاي ايراني و ديگري سازمان شهري كم رشد سرزمينهاي ايراني وديگري سازمان شهري رشد يافته در سرزمينهاي فتح شده . متكي بودن امپراتوري هخامنشي به مالياتهاي گرفته شده از شهر ها و بازرگانان شهري باعث گسترش شبكه هاي ارتباطي و بازرگاني بين المللي در قلمرو امپراتوري بود كه براي دوام سازمان سياسي آن زمان ضروري مي نمود . روابط بازرگاني و رفت و آمد ميان شهر هاي امپراتوري تااندازه اي به رشد شهر نشيني در سرزمينهاي ايراني نشين مدد كرد ، ولي دگر گونيهاي زيادي پديد نياورد .4
سيماي شهر هاي هخامنشي از وجود جامعه اي حكايت مي كند كه در شهر ها و روستاها وديگر مراكز سكونتي به اعمال و گوش به فرمان شاه داشته اند . از اين رو شهر به عنوان مقر پادشاه و وابستگان او ، مظهر عظمت و قدرت امپراتوري و مكان صدور فرمان و ابلاغ آن بديگر نقاط بوده است . در مورد شهر نشيني آنچه از آثار بجا مانده استنباط مي شود اين است كه در شهر ها و
كاخهاي هخامنشي شاه و يا مانده او و وابستگان قدرت . بعنوان قشر ممتاز جامعه به همراه مؤبدان زردتشتي ومقامات ديني سكني مي گزيده اند . امنيت شاه و وابستگان او و آرامش ساكنين مرفه شهر ها در گرو وجود ارتشي بود كه با توجه به شكور گشائيهاي آن زمان طبعا نيروي انساني عظيمي را به خود اختصاص مي داده است . همانطور كه آثار سرباز خانه ها در شهرهائي چون پرسپوليس نشان مي دهند ، بخش عظيمي از اين نيرو در شهر ها متمركز بوده و سربازان قشر وسيعي از جامعه ي شهري مركب از افراد ديگري نيز بودهاست كه عمدتا از سوي مقامات عاليتر اداري ومذهبي به شهرها فراخوانده مي شدند و زندگي شهر ي با وجود آنان رونق مي يافت و به علاوه توره هاي وسيعي از كارگزاران ساختماني كه وظيفه ي ساختن قصرها و تامين مسكن مورد نياز وابستگان دربار ، كارمندان ، سربازان و دييگر ساكنين شهر ها را به عهده داشتند به طور موقت در شهر ياحاشيه ي آن زندگي مي كردند . 5
در دوره ي هخامنشيان ، همانند دوره هاي بعدي كه تقسيم كار ميان كشاورزي ، صنعت و تجارت در اجتماعات شهري و روستايي پديد نمي آمد ، اين امر صورت نگرفت ودر نتيجه تمايز وكشاكش نيز ميان شهر وده به وجود نيامد .
ب ـ رشد سريع شهر نشيني وپيدايش شهر هايي خودفرمان در عهد سلوكيه و پارتها
باتصرف امپراتوري هخامنشي توسط اسكندر ، مرحلة تغيير در نظام و شكل شهر نشيني درايران آغاز مي شود . چرا كه ويي سعي در اشاعه فرهنگ يوناني در مناطق وسيع تحت نفوذش داشت و مي دانست كه انجام اين امر از طريق تمركز جمعيتهاي پراكنده در تجمعات بزرگ ، آسانتر امكان پذير است . پس دست به ايجاد شه رهاي متعدد و توسسعه شهر نشينيي كه بخشي از اقدامات او را شامل مي شوند ، مي زند . بنابراين در اين دوره شاهد احداث يوناني هستيم كه همزمان است با آميختگي نظام اداري شاهنشاهي با سازمان دولتشهر يوناني .
سلوكيها سرزمينهاي حاصلخيز ودر عين حال داراي اهميت نظامي و سوق الجيشي را براي ايجاد شهر هاي جديد انتخاب مي كردند تا كشاورزي رارونق داده و با ايجاد امنيت در راههاي تجاري ، به گسترش تجارت و بازرگاني بپردازند و علاوه بر آن از اين طريق امنيت كشور را در مقابل دفاع از شورشيان احتمالي تضمين كرده باشند . جمعيت بسياري از شهرها به صورت مختلط از ملل مهاجر اروپايي جنوب شرقي وايرانيها تامين گشته و شورشيان را نيز در بعضي از اين شهر ها جاي مي دادند.
دراين دوره تحولات اقتصادي چشمگيري به وقوع پيوست كاربرد روشهاي جديد در كشاورزي و باغداري ، توزيع زمينهاي آماده براي كشت بين عده اي از شهروندان و روستائيان و انتظامها ومقرراتي كه كما بيش به نفع بخشي از روستائيان بود موجب پيشرفت كشاورزي شد . 6
اگرچه اين تغييرات بهبودي در وضع مردمايجاد نمي كند و با سقوط هخامنشيان ،بهره كشي ماهرانه تري جايگزين نوع پيشين مي شود امابر اثر سياست يونانيان مبني بر تغيير فرهنگ ملتهاي تحت سلطه از طريق زندگي شهري تغييراتي در زمينه شهر سازي و توسعه ي شهر نشيني درايران ايجاد مي شود كه بعدها پارتيان آن را دنبال مي كنند . 7
احمد اشرف دوره ي سلوكي را دوره ي تجربه ي بزرگ و تاريخي و بنيانگذاري شهر هاي خود فرمان به سبك شهر هاي يوناني و رشد شتابان شهر نشيني در ايران مي داند . 8 اين شهر هاي خود فرمان به چند شكل ديده مي شوند :يكي شهر هايي بودند كه قبلا وجود داشته و يونانيها به توسعه و ترقي دادن آنها پرداختند و به آنها پرداختند وبه آنها زندگي دوباري شهري بخشيدند . دوم اينكه سلوكيها به پيروي از اسكندر شهرهاي جديدي نيز كه مراكز اقامت مهاجرين بود بنا كردند. اين شهرها نمونه به دست بوميان مي داد تا ساختمانهاي به سبك يوناني بنا كنند. از اين رو در تاريخ به موازات اسكندريه هايي كه به دست اسكندر ساخته شده بود ،در سراسر امپراتوري به شهرهايي به نام سلوكيه ، لائورسيه و انطاكيه بر مي خوريم . علاوه بر آن ، سلوكيها روستاهايي را كه مستعد براي شهر شدن تشخيص مي دادند ، و يا شهرهاي كوچك را نيز توسعه دادند و اطراف آن حصاري مي كشيدند و به مركز واهالي شهر حقوق پوليس ( دولت شهر ) داده مي شد . نوع چهارم برخي كلني هاي نظامي بودند كه از حقوق و مزاياي پوليس برخوردار شده و منزلت شهري مي يابند . بدين ترتيب سكونتگاههاي شهري در اين دوره ، را به چهار گروه ميتوان تقسيم كرد :
1. شهر هاي نوساز ايجاد شده توسط يونانيها ؛ 2. شهرهاي ايراني تغيير يافته ؛ 3. روستاها و شهركهاي تبديل به شهر شده ؛ 4. كلني هاي نظامي كه با ترقي عنوان پوليس مي گرفتند .

ايرانيان نخستين شهر نشينان جهان بوده اند
بنابراين شهر سازي و شهر نشيني در اين دوره تحت تاثير دو عامل عمده نخست ضرورت حفظ سرزمينهاي پهناور تحت سلطه و نحوه ي انتظام و اراده ي امور كشوري ولشكري و دوم ، توسعه
ي بازرگاني و صنعت ، از توسعه و رشد زيادي برخوردارر شدند . رونق شهر نشيني و تجارت و بهبود وضع اقتصادي كشور در زندگي همه مردم كشور به طور يكسان تاثير نگذاست و بيش از همهه ، يونانيان و لايه هاي مرفه نشين از پي آمدهاي تحولات مذكور برخوردار شدند ، زيرا همزمان با گسترش تشكيلات اداري و افزايش هزينه ها ، بر مقدار مالياتي كه از شهروندان عادي و روستايياني كه در سرزمينهاي زراعي ، به ويژهدر حومه ي شهرها كار مي كردند ، افزوده مي شد . به اين ترتيب ، علاوه بر در آمد سالانه ارضي ، مالياتهايي تحت عنوان “ ماليتهاي شاهي ” كه از جمله ي آنها ماليات سرانه ، ماليات بر درآمد ، عوارض گمركي و ساير مالياتها و عوارض معمول از توده هاي مردم گرفته مي شد . 9 بنابراين روز به روز فاصله ميان طبقات كم در آمد ساكن در روستاها و شهر كها كه فشار سنگيني مالياتها را تحمل مي كردند و طبقه ي مرفه نشين كه اكثرا يوناني بودند شدت گرفت و كشمكشهايي بين دوجامعه ي شهري و روستايي و طبقات اجتماعي شهري به وجود آمد كه وحدت بين ناراضيان حكومتي را ميسر ميسازد و نتيجتا باعث سقوط حكومت مي شود. ولي آثار اين تغيير و تحولات ايجاد شده توسط سلوكيها به ويژه آنچه كه در شهر سازي و شهر نشيني صورت گرفته ، همچنان باقي ماند و تا مدتها اثر خود را حفظ كرد .
پس از به قدرت رسيدن پارتيان ، تحولات اقتصادي و اجتماعي كشور نسبت به عهد سلوكيان ، از اهنگي آهسته و تدريجي برخوردار شد . بنيان اقتصادي كشور نخست بر كشاورزي و سپس بر بازرگاني استوار بود . 10 پيشه وران و بازرگانان در اثر رونق تجارت و اهميت شهرها از اعتبار اجتماعي قابل ملاحظه اي نسبت به دوره هاي پيشين برخوردار شدند و به طور كلي شهر هاي پارتي نيز همانند شهرهاي سلوكي توانستند در امور داخلي خود به يك استقلال نسبي برسند. علاوه بر آن تاسيسات اجتماعي مربوطه را نيز داشتند . پارتها نمي توانستند ونمي خواستند شهرهاي سلوكي را از بين ببرند . زيرا همان منافعي را كه شهرها براي سلوكيان تامين ميكردند ، پارتها نيز از آن سود مي جستند . بنابراين شهرها با شدت گرفتن روابط تجاري بيشتر وگسترده تر
با همسايگان از حالت نمايشي قدرت و عظمت فرمانروايان خارج شدند و طبقاتي را در خود جاي دادند كه جداي از روستائيان و كشاورزان اطراف شهر ها تنها به امور تجاري و بازرگاني كه به عنوان وظيفه اي به شهرها محول شده بود اشتغال داشتند از طرفي شهرها شديدا به مازاد كشاورزي روستا وابسته شدند . چرا كه تغيير شكل و نقش انان لزوماستفاده از توليدات زراعي ودامپروري را ايجاد ميكرد . پس گسترش شهر ها و توسعه ي شهر نشيني ادامه يافت و به دنبال عدم توانايي شهرهاي قديم در مقابل رشد روز افزون جمعيت كه در پي رونق تجارت ، صنعت و كشاورزي حاصل آمده بود ، شهرهاي جديدي نيز به وجود آمد ولي برده داري از بين نرفت . از بردگان در شهرها و امور صنعتي و خانگي ودر روستاهاي اطراف شهرها از آنان در امور كشاورزي استفاده مي شد . با تمام اين محسنات ، شهرها خصوصياتي رادر خود داشتند كه رفته رفته به سقوط دولت پارتها انجاميد و آن خود فرماني شهرها و عدم تمركز ناشي از حكومتهاي ملوك الطوايفي بود . در زمينه نحوه اداره شهرها ، خودفرماني آنها به عنوان ميراثي از گذشته يك از وجوه تشابه دو دوره ي پارتي و سلوكي را نشان مي دهد .
اگر چه خود مختاري شهرهاي اشكاني با دولت شهرهاي يوناني تفاوت داشته است اما باتوجه به اوضاع كشور در زماني شارتها و عدم توانايي آنان در ايجاد يكپارچگي ميان حكومتهاي پراكنده ، وجود اين نوعع تشكيلات شهري ، در نهايت موجب ضعف قدرت ميگرديد ، و دراين ميان شهرهاي يوناني نشين كه از نيازهاي بيشتري بر خوردار بودند به عدم يكپارچگي موجود مي افزودند 11
منبع :
   www.mobin-group.com





مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

موسوی

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند




این فیس بوک من

خارج شده است
28 اسفند 1385,ساعت 14:36:40
پاسخ #13 در:
meysam
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 651
-دريافت شده: 1294


*
محبوبيت : 665
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 5178
WWW
اولین قربانی تصادف در ایران

غلامحسين خان درويش (درويش خان)
شرح واقعه مرگ استاد
غلامحسين درويش معروف به درويش خان يكي از نامداراترين موسيقيدانان ايران ، اولين قرباني تصادف رانندگي در ايران است ، ماجرا از اين قرار است كه : آخر شب دوم اسفند ماه سال 1305 هجري شمسي جهت عزيمت استاد از محفل موسيقي به منزل درشكه اي دو اسبه كرايه مي كنند و استاد سوار بر درشكه به طرف منزل حركت مي نمايد ، در آن زمان اتومبيل به تازگي وارد خيابانهاي شهر شده بود و تعداد آنها به سختي به 50 دستگاه مي رسيد و همچنين اخذ گواهي نامه رانندگي هنوز وجود نداشت و رانندگان عموما" ناشي بودند و قوانين راهنمايي و رانندگي نيز نه وجود داشت و نه اعمال مي شد ،زمانيكه درشكه حامل درويش خان از خيابان اميريه به سمت شمال مي پيچد ، اتومبيل فوردي از جهت مخالف با درشكه و اسبهاي آن تصادف مي كند ، اسبهاي درشكه درجا تلف مي شوند و استاد از درشكه به بيرون پرتاب شده و از ناحيه سر به زمين برخورد مي كنند ، بلافاصله مردم رسيده و مجروح را به بيمارستان نظميه تهران كه بهترين بيمارستان آن زمان تهران بود مي رسانند ، اما متاسفانه ضربه سنگين بوده و استاد گرانقدر موسيقي ايران بعد از 5 روز ، به دليل ضربه مغزي فوت نموده و جامعه موسيقي را سياه پوش و داغدار فقدان خود مي نمايد . درويش خان در زمان مرگ 54 ساله بود ، پيكر استاد را در گورستان ظهير الدوله جنب مزار مراد خود ظهيرالدوله داماد درويش مسلك ناصرالدين شاه دفن نمودند
مزار درويش خان در خيابان دربند گورستان ظهير الدوله پايين آرامگاه ظهيرالدوله
مختصري از زندگينامه استاد غلامحسين درويش خان :
مآخذ : سرگذشت موسيقي ايران (ج1/ ص310).

(( غلامحسين درويش )) استاد موسيقي و فرزند (( حاجي بشير طالقاني )) در سال 1251 ه ش درتهران متولد شد.
پدرش به نواختن سه تار آشنا بود و همين آشنايي وي را بر آن داشت تا غلامحسين را به مدرسه (( دارالفنون ))بفرستد تا موسيقي ياد بگيرد .
غلامحسين در 11 سالگي به شعبه موزيك دارالفنون راه يافت و نزد معلمان فرانسوي خط موسيقي و نواختن طبل كوچك و شيپور را آموخت .
تكيه كلام پدر به هنگام اسم بردن از دوستان كلمه درويش بود . دوستان نيز او را غلامحسين خطاب مي كردند به طوري كه بعدها نام خانوادگي او شد .
درويش مدتي در دسته موزيك (( مليجك )) (عزيز السلطان ) طبل كوچك مي نواخت .
از ويژگيهاي موسيقي درآن زمان دوگانه بودنش در جامعه بود : گروهي نوازندگان موسيقي سرگرم كننده بودند و آهنگهايشان در ميان مردم عادي رايج بود و در مراسم جشن و سرور استفاده ميشد اما گروه دوم موسيقيدانان جديو رديفدان بودند و هنرنمايي ايشان به طبقات ممتاز تعلق داشت و نوازندگان معروف زمان در دربار رفت و آمد داشتند.
غلامحسين خان كه از موزيكچي هاي مليجك و كامران ميرزا شده بود امكان شنيدن موسيقي گروه دوم را در دربار يافت و علاقه خاصي به تار پيدا كرد و از پدر خواست تا امكان آموزش او را فراهم آورد.
پس از مدتي به كلاس موسيقي (( آقا حسينقلي )) رفت و تار و سه تار آموخت و به دستگاه (( شعاع السلطنه))( پسر مظفرالدين شاه و والي فارس ) راه يافت و با او به شيراز رفت و در همانجا ازدواج كرد ثمره اين ازدواج دختري به نام ( قمر ) بود .
درويش خان براي جبران كمبود مستمري و امرار و معاش ناچار شد دعوت ساير بزرگان را براي اجراي موسيقي پذيرفت و به همين سبب مورد غضب شعاع السلطنه قرار گرفت . او دستور داد انگلستان دست درويش را قطع كنند(( كمال السلطنه )) ( پدر ابوالحسن صبا و از دوستان درويش خان ) نزد والي وساطت كرد و او را از اين سرنوشت وحشتناك نجات بخشيد .
چندي بعد درويش در تهران در منزل خود كلاس داير كرد . شعاع السلطنه فراشي را فرستاد تا درويش را مجبور به بازگشت به شيراز كند ولي درويش از چنگ او فرار كرد و به دوستش ( كه سرايدار سفارت بريتانيا بود ) پناه برد.
سرايدار در فرصت مقتضي او را به سفير بريتانيا معرفي كرد. درويش با نواختن چند نغمه اروپايي با تار به همراهي پيانوي خانم سفير موفق به جلب نظر آنان و اخذ نامه اي از سفارت به شعا السلطنه شد كه تقاضاي آزادي او را كرده بودند و با آن نامه از شر مزاحمت شعاع السلطنه خلاص شد.
بعد ها درويش رئيس اركستر (( اخوان صفا )) شد و در انجمن (( اخوت )) با ابتكاري جالب (( پيش در آمد ))را ابداع كرد . آثار او برخي تابع سنت و بخشي تحول يافته بود . پيش در آمد هاي او ويژگيهايي داشت كه تا آن زمان بي سابقه بود .
او دو سفر براي ضبط صفحه به خارج از ايران كرد . در سفر اول با شهردار و طالهرزاده و رضا قلي خان و هنگ آفرين و باقر خان رامشگر و اسد الله خان و اكبر خان فلوتي از راه روسيه به لندن رفت . در سفر دوم هم به اتفاق باقر خان و طاهرزاده و اقبال السلطان و دوامي به تفليس رفت . به علت تقارن با جنك جهاني اول فقط 2 صفحه به ايران آورده شده است .
درويش خان پس از داير كردن كلاس هاي خود شايد اين نخستين كلاس خصوصي است كه واجد مقررات و نظم خاصي بوده است .
شاگردان دوره هايي را طي ميكردند و در پايان دوره ي آخر به اخذ گواهي نامه موسيقي مدال تبرزين از دست استاد خود نايل مي گشتند.
در اين كلاس ها وي اولين كلاس موسيقي براي خانمها داير كرد كه خواهرش نيز در آنجا نوازنده تار بود .
درويش خان در موسيقي مبتكر و صاحب سبك بوده و تار و سه تار را نيكو مي نواخت.
مهمترين كار وي نو آوري و پويايي او در جهت اعتلاي موسيقي ايراني بود و برترين ويژگي او تاثيرش بر تكامل سازها و فرمهاي موسيقي ايراني است كه نبوغ سر شار او نشان مي دهد.
قبل از او تار 5 سيم داشت : 2 سيم سفيد و دو سيم زدر و يك سيم بم .
درويش خان يك سيم سفيد هم بين سيم زرد و بم اضافه كرد و آن را (( سيم شش )) ناميد.
اين كار باعث كاملتر شدن صداي تار شد و تنوع جديدي در انواع كوك به وجود آورد .
درويش خان رنگها و تصنيفها و برخي قطعات مانند (( مارش )) و (( پولكا )) ساخت كه موسيقي را از يكنواختي بيرون آورد


منبع : گروه اینترنتی مبین










این فیس بوک من

خارج شده است
28 اسفند 1385,ساعت 14:37:20
پاسخ #14 در:
meysam
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 651
-دريافت شده: 1294


*
محبوبيت : 665
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 5178
WWW
انگيزه هاي غلط براي بچه دار شدن
شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .
اخود خـواهـي عـامل اصلي در بـچـه دار شدن اكثر قريب به اتـفـاق مردم ميبــاشد. مادر و پدر شدن كار بسيار آساني اسـت امــا پدري كردن و مـادري كـردن كـاري بـس دشـوار.
مـحصول رابطه جنسي لذت جويانه ممكن است به زايمان و تـولد كودكي منجر گردد اما آيا همين امر كافيست كه زن و مـرد دخـيل در ايـن فـرايند را پدر و مادر بناميم؟ پس بهتر اسـت كه عبارت كليشه اي "بهشت زيرپاي مادران است"
را اين گـونه بـاز گويي كنيم: "بهشت زير پاي زنانيست كه بـراي فــرزندانشـــان مادري مي كـنـند." هـر زن بـچه داري شـايسته نام مادري نيست. پيش از آنكه اقدام به بچه دار شـدن كنـيد بـهـتر است ببينيد صلاحيت اين كار را داريد يا خـير. شما مي بايسـت از مـال، دانـش و بـلـوغ جســمي،
اجتماعي و هيجاني كافي برخوردار باشيد تا بتوانيد نيازهاي فرزند خود را از لحاظ مادي، معنوي و فكري تامين كنيد. اما عملا خلاف اين قاعده عمل ميگردد بطوري كه افرادي كه هيچ گونه صلاحيت پرورش كودك را ندارند تعداد فرزندانشان بيشتر از سايرين است! و كساني كه توانايي و صلاحيت بچه دار شدن را دارا ميباشند تمايلي به داشتن فرزند از خود نشان نميدهند. انگيزه هاي خودخواهانه در اين رابطه را بررسي كنيد:

1- انگيزه هاي زيستي و براي حفظ بقاء: انگيزه اي ناخودآگاه و تحميلي ميباشد كه بدون تفكر صورت ميگيرد. غرايز خود را كنترل كنيد.

2- نوه آوردن براي والدين: مختص افرادي است كه استقلال فكري نداشته و كماكان نيازمند تاييد از سوي والدين خود ميباشند. بهتر است براي خودتان زندگي كنيد.

3- دوست داشتن بچه:نمودي از خودخواهي انسانهاست. عوض آن كودكي را به فرزند خواندگي بپذيريد. و يا معلم كودكان گرديد.

4- به تصور برتر بودن ميخواهند ژنهاي خود را منتقل كنند: نمودي از خود بزرگ بيني مفرط. اگر تصور ميكنيد انسان باهوش و مهمي مي باشيد اعمال بزرگ را خودتان به انجام رسانيد و آن را به نسل آينده خود واگذار نكنيد.

5- منبع درآمد و كمك خرج خانه: استخدام ارزانترين كارگر. استفاده ابزاري از فرزندان.

6- كسي باشد كه در دوران سالخوردگي عصاي دستشان باشد: اين طرز تفكر ترس از پيري را آشكار ميسازد. نگرش والدين سوء استفاده گر و خودخواه به فرزندانشان.

7- بارداري و زايمان از تجارب زندگي هستند: بهتر است از اين تجارب خودخواهانه صرفنظر كرده و از ساير تجارب زندگي لذت ببريد.

8- بدون فرزند اركان خانوداه سست ميگردد: نشانگر عدم امنيت اجتماعي در فرد است. بهتر است با ارتباطات دوجانبه موثر روابط خود را استحكام بخشيد.

9- جبران مشكلات كودكي: اين افراد آرزوها و تخيلات سركوب شده خود را با بچه دار شدن و با برآورده ساختن تمام نيازهاي فرزندشان (در واقع نيازهاي كودكي خودشان) تسكين ميبخشند. در واقع قصد دارند الگوي يك پدر و يا مادر خوب را به جامعه و اطرافيان خود نشان دهند.

10- افتخار آفريني كاذب: اين گونه افراد فرزندان خود را مجاب ميكنند تا به دانشگاه رفته و مدرك تخصصي دريافت كنند و يا به ورزش و يا فعاليت دلخواه خودشان بپردازند و مايه مباهات آنان گردند. مختص افراد بي كفايت كه خود قادر به انجام كاري نيستند.

11- زنده نگه داشتن نام خانوادگي: و يا ترس از انقراض نسل. يك نوع تفكر ساده لوحانه و متكبرانه.

12- كنجكاوي از ظاهر و چهره فرزند: ميخواهند بدانند فرزندشان چه شكلي خواهد بود. خود شيفتگي وخودخواهي محض. و عدم رضايت از خود.

13- دستورات مذهبي و قومي: در واقع اطاعت بدون انديشه از اصول تعصب آميز، نژاد پرستانه و نامعقول ميباشد.

14- همسرم خواهان بچه است: تحكيم رابطه و ترس از دست دادن همسر. بهتر است با افزايش اعتماد بنفس خود با آن غلبه كنيد. استفاده ابزاري از فرزند.

15- مي خواهيم مانند ديگران باشيم: نوعي شرطي سازي فرهنگي. عدم اعتماد بنفس و عزت نفس. ترس از طرد شدن.

16- مادر شدن آرزوي هر زنيست: تسليم افكار عمومي شدن. براي مادر شدن نياز به بچه دار شدن نيست كودكان بي سرپرست بسياري منتظر مهر مادرانه شما هستند.

17- تبعيض جنسيت: برخي خواهان پسر و برخي خواهان دختر ميباشند. نشان از استفاده ابزاري از فرزندان براي دستيابي به آرزوها و پيروي از فرهنگ و آداب وسنن متحجرانه. بهتر است قدر دان افرادي كه در حال حاظر در كنارتان هستند باشيد.

18- ساعت بيولوژيكي زنان: در سن 30 تا 40 سالگي ميل جنسي در زنان افزايش مي يابد. اما برقراري رابطه جنسي حتما نبايد به حاملگي منجر گردد.

19- بي دليل: افراد بسياري وجود دارند كه هيچ دليلي براي بچه دار شدن ندارند تنها مانند چارپايان توليد مثل ميكنند.

20- بارداريهاي ناخواسته و برنامه ريزي نشده: سهل انگاري در استفاده از وسايل جلوگيري كننده از بارداري به علت استفاده نادرست از آنها و يا استفاده نكردن به دلايل گوناگون همچون لذت بيشتر. در كشورهاي توسعه يافته سالانه 28 ميليون حاملگي روي ميدهد كه 50 درصد آنها نا خواسته بوده و 26 درصد آنها به سقط جنين مي انجامد. در كشورهاي در حال توسعه سالانه 182 ميليون حاملگي روي ميدهد كه 40 درصد آنها ناخواسته بوده و 20 درصد آنها به سقط جنين منجر ميگردد.

يك نسل كشي پنهان و فرزنداني كه بي دليل زاده شده اند. محصول ناخواسته رابطه جنسي.

21- ترس از انگ نازابودن: اينگونه افراد به صرف اينكه بارور بودن خود را به اثبات برسانند بچه دار ميشوند. نشانه اعتماد بنفس پايين و رفتار منفعلانه.

22- بچه نمك زندگي است: براي مقابله با زندگي يكنواخت و كسالت بار خودشان. كودكان ابزار سرگرمي نيستند.

23- القاء حس بزرگ شدن: مانند افرادي كه تصور مي كنند چون سيگار مي كشند ديگر بزرگ شده و در جرگه بزرگسالان جاي گرفته اند.




منبع : گروه اینترنتی مبین








این فیس بوک من

خارج شده است
صفحه: [1] 2 3 4 ... 20   بالا

 
پرش به :  

تاپيک هاي مشابه
عنوان نويسنده پاسخ ها مشاهده آخرين ارسال
تاپیک های تک پستی در انجمن علمی عــلــمــی « 1 2 3 » MeMoL 35 13542 آخرين ارسال 28 بهمن 1389,ساعت 20:38:25
توسط گلوريا
Powered by MySQL Powered by PHP Powered by SMF 1.1.16 | SMF © 2006-2011, Simple Machines
هاست تالار گفتمان ساده دل توسط ایران مدرن پشتیبانی می شود. | Sitemap
Valid XHTML 1.0! Valid CSS!


Google اين صفحه را ديده است 02 خرداد 1391,ساعت 22:41:17



آخرین ارسالها
آخرین ارسالها