جملات و مطالبِ عشقولانه.عارفانه.قشنگانه شما -2- - * - 04 خرداد 1391,ساعت 08:45:48

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_



جدیدترین پست ها
موضوع : شما دوست دارید به اونی که عاشقشید چی هدیه بدید؟
متن : اگر عشق ؛ عشق باشه آدم از خودش میگذره ؛ همه چیز رو برای معشوقش میخواد . ت...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 03:53:58
موضوع : بیا از رویات بگو...شاید منم رویامو پیدا کنم...
متن : هرچی فکر میکنم میبینم رویایی ندارم .......نکنه زندگی کردن داره از ذهنم می...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 02:56:08
موضوع : چرا کمک میکنی چون...
متن : کمک می کنم چون من هم یک روزی یک جایی محتاج کمک میشم ...کمک می کنم تا روزی ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 02:48:32
موضوع : گمشده من ، گمشده تو
متن : این روز ها احساس می کنم خیلی چیزها هست که گمشون کردم . من راه رسیدن به خو...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 02:43:02
موضوع : حرف دل
متن :   مخصوص ساده دلادوستش دارم ولی او دیگران را دوست داردبرخلاف عشق از ما ب...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 23:42:30
موضوع : آرزوهایی که هرگز برآورده نشدند....
متن : آرزوهای زیادی داشتم؛و آخرینش این بود که بتونم  کسی رو که عاشقشم؛ببینم؛...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 23:29:27
موضوع : ليلة الرغائب (شب آرزوها)
متن : امشب بزرگی‌ات می‌شود آرزوهایتلیله‌الرغائب است، مراقب آرزوهایت باشف...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 23:15:28
موضوع : _-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_
متن : سلام به همه دوستاماین خیلی عالیه. قبلنا که اون اوایل من با اینجا اشنا ش...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط mosafer        تاریخ : ديروز، ساعت 23:09:37
موضوع : ♥♥کــــودکــــانــــــــه♥♥
متن : شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .این پسر خالمه؛پارسال ک...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : ديروز، ساعت 18:46:06
موضوع : متن اهنگ مورد علاقه ات رو بنويس
متن : بن بستبه من چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشههنوزم بیـن ما شاید یه حـس تـا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 18:31:30
موضوع : شعرهای بلند و کوتاه (4)
متن : دیرگاهیست که تنها شده امقصه غربت صحرا شده اموسعت درد فقط سهم من استباز ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 16:55:27
موضوع : ناامیدی تنها یک گناه است؟
متن : امید در کنار نا امیدی رنگ میگیره ؛ مثلا باید به یک جریانی کاملا و با دل ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 15:29:35
موضوع : •فروغ _ زنی تنها در آستانه فصلی سرد!•
متن : ناگفته هايي از فروغ  در حوزۀ سينماـ پيوندفيلم(يك آتش)كه در سال ۱۳۴۱ در ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : ديروز، ساعت 15:16:37
موضوع : پاسخ : شعر هاي خنده دار
متن : ياهوهي گفتند: پدرومادرها!مراقب باشيداينترنت چيز بدي استماهواره خطر دا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : ديروز، ساعت 14:56:49
موضوع : **اشتباهات داوري در فوتبال**
متن : پیش مییاد؛به دل نگیرین؛‏)‏
در ورزشی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 12:50:12

صفحه: [1] 2 3 4 ... 50   بالا
موضوع: جملات و مطالبِ عشقولانه.عارفانه.قشنگانه شما -2-  (دفعات بازدید: 22192 بار) ابزارهاي تاپيك جستجو
0 كاربران و 2 مهمان درحال دیدن موضوع.
15 ارديبهشت 1388,ساعت 21:12:50
در:
آنارايا
مدير سايت
تشكر
-اهدا شده: 1748
-دريافت شده: 1272


*
محبوبيت : 981
آنلاین آنلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 1962
www.ANARAYA.com
WWW
جملات و مطالبِ عشقولانه.عارفانه.قشنگانه شما -2-
سلام دوستان

با تشکر از منصور عزیز که تاپیک قبلی را با همین عنوان ایجاد کرده بودن ("جملات و مطالبِ عشقولانه.عارفانه.قشنگانه شما")

تعداد صفحات تاپیک "جملات و مطالبِ عشقولانه.عارفانه.قشنگانه شما" بالاتر از حد معمول شده است، به همین دلیل این تاپیک قفل شد و شما میتوانید ادامه تاپیک قبل را در این تاپیک دنبال کنید.



اینم متن اولین پستی هست که منصور عزیز توی تاپیک قبلی با همین عنوان ارسال کرده بود:


سلام دوستان
هر چی جمله و مطالب جالب و خوندنی و عشقولانه و عارفانه دارید ، توی این تاپیک بنویسین تا یک کلکسیون مطالب با حال داشته باشیم

پس منتظرم ، ببينم چي كار مي كنيد!
 Wink







o94      o94      o94      o94      o94      o94      o94

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_

 o94      o94      o94      o94      o94      o94      o94

خارج شده است
16 ارديبهشت 1388,ساعت 12:39:06
پاسخ #1 در:
ifj
مدیر سابق
تشكر
-اهدا شده: 297
-دريافت شده: 246


*
محبوبيت : 598
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 369
رسم بازی
سلام دوستان خوبم. امیدوارم حالتون خوب باشه. یه مدت بود حالم گرفته بود اما الان به لطف خدا و دوستان ساده دلی ام بهترم. این داستان زیبا را گذاشتم تا همه ما با گذشت، به خودمون و اطرافیانمون درس زندگی بدیم


                                                                                                                     شنهای صحرا


« دو دوست با پای پیاده از جاده­ ای عبور می­کردند. بین راه سر موضوعی اختلاف پیدا کردند و به مشاجره پرداختند. یکی از  آنها از سر خشم بر چهره دیگری سیلی زد. دوستی که سیلی خورده بود سخت آزرده شد ولی بدون آن که چیزی بگوید روی شن­های بیابان نوشت: امروز بهترین دوستم بر چهره ام سیلی زد.

آن دو کنار یکدیگر به راه خود ادامه دادند تا به یک آبادی رسیدند. تصمیم گرفتند قدری آنجا بمانند. و کنار برکه آب استراحت کنند. ناگهان شخصی که سیلی خورده بود لغزید و در برکه افتاد. نزدیک بود غرق شود که دوستش به کمکش شتافت و او را نجات داد. بعد از آن که از غرق شدن نجات یافت بر روی صخره سنگی این جمله را حک کرد: امروز بهترین دوست من جان مرا نجات داد.

دوستش با تعجب از او پریسد: بعد از آنکه من با سیلی تو را آزردم تو آن جمله را روی شن­ها صحرا نوشتی ولی حالا این جمله را بر روی صخره حک می­کنی؟

دیگری لبخند زد و گفت: وقتی کسی ما را آزار می­دهد باید روی شن­های صحرا بنویسیم تا بادهای بخشش آن را پاک کنند ولی وفتی کسی محبتی در حق ما می­کند باید آن را روی سنگ حک کنیم تا هیچ بادی نتواند آن را از یادها ببرد.  »
.
.
.
چند روز پیش یکی از عزیزانم دل من رو شکست. چند روز از دستش دلخور بودم و نمی­تونستم این کارش رو فراموش کنم. اما حالا دیگه اون خاطره رو روی شن­های صحرا می­نویسم تا فراموش کنم.
شما هم امتحان کنید. اگه هنوز از کسی ناراحت هستید با نوشتن اون بر روی شن­ها اون خاطره رو به دست باد بسپرید.

خوش باشید و خرم


                                                    نظرات، پیشنهادات و مطالب خواندنی خود را اضافه کنید.
                                      $25 $25 $25 $25 $25 $25 $25 $25 $25 $25 $25 $25 $25 $25 $25 $25 $25 $25 $25 $25 $25 $25 $25 $25 $25 $25 $25 $25 $25 $25 $25 $25 $25




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

موسوی

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .

خارج شده است
16 ارديبهشت 1388,ساعت 13:30:48
پاسخ #2 در:
ifj
مدیر سابق
تشكر
-اهدا شده: 297
-دريافت شده: 246


*
محبوبيت : 598
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 369
رسم بازی
آنارایا جان!!!!!
این تاپیک را با عنوان دیگه ای نوشته بودم !!!!!!  $53 $53
چرا تغییرش دادین  $39   $39
بهتر نیست با همان عنوان بمونه  $60 $60
درضمن این عنوان مربوط به موضوعی هست که آقای منصور ایجاد کرده و ممکنه باعث ناراحتی ایشان بشه. $56 $56






شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .

خارج شده است
16 ارديبهشت 1388,ساعت 21:44:31
پاسخ #3 در:
آنارايا
مدير سايت
تشكر
-اهدا شده: 1748
-دريافت شده: 1272


*
محبوبيت : 981
آنلاین آنلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 1962
www.ANARAYA.com
WWW
رسم بازی
آنارایا جان!!!!!
این تاپیک را با عنوان دیگه ای نوشته بودم !!!!!!  $53 $53
چرا تغییرش دادین  $39   $39
بهتر نیست با همان عنوان بمونه  $60 $60
درضمن این عنوان مربوط به موضوعی هست که آقای منصور ایجاد کرده و ممکنه باعث ناراحتی ایشان بشه. $56 $56

ifj جان متنی که شما گذاشتید به این تاپیک مربوط بود و این تاپیک (البته شمارۀ یکِش) قبلا توسط منصور ایجاد شده بود و شما باید توی همین تاپیک ارسال میکردید

اگه متنی که گذاشتید مربوط به این تاپیک نمیشه، فرقش رو مطرح کنید تا جداش کنم (شاید من اشتباه میکنم)

بابت اینکه اعتراضتون رو مطرح کردید و نسبت به جابجایی پستها بی تفاوت نبودید ممنون

(البته منظورم این نیست که دوستان دیگه بی تفاوت هستن، منظورم اینه که دوستان دیگه هم اگه نسبت به جابجایی ها ایرادی میبینن مطرح کنن)






o94      o94      o94      o94      o94      o94      o94

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_

 o94      o94      o94      o94      o94      o94      o94

خارج شده است
19 ارديبهشت 1388,ساعت 12:02:25
پاسخ #4 در:
ifj
مدیر سابق
تشكر
-اهدا شده: 297
-دريافت شده: 246


*
محبوبيت : 598
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 369
رسم بازی
عمو آنا ...... وای نه !!!!!ببخشید. شرطی شدم دیگه. $38 $38 $38
 والا!!!!! چی بگم؟ رئیس شمائید و امرتون مطاع $51 $51
منکر شباهت موضوع نیستم (اگه از اول تاپیک آقا منصور را میدیدم، اینو ایجاد نمیکردم)
بنده این تاپیک را بدلیل قراردادن داستانهای بلند و پند آموز ایجاد کرده بودم. حالا هم مطیع اوامریم. $25




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

آنارايا

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .

خارج شده است
29 ارديبهشت 1388,ساعت 03:09:55
پاسخ #5 در:
آنارايا
مدير سايت
تشكر
-اهدا شده: 1748
-دريافت شده: 1272


*
محبوبيت : 981
آنلاین آنلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 1962
www.ANARAYA.com
WWW
رسم بازی

آموخته ام ...

آموخته ام ... که بهترين کلاس درس دنيا، کلاسي است که زير پاي پيرترين فرد دنياست

آموخته ام ... که وقتي عاشقيد، عشق شما در ظاهر نيز نمايان مي شود

آموخته ام ... که تنها کسي که مرا در زندگي شاد مي کند کسي است که به من مي گويد: تو مرا شاد کردي

آموخته ام ... که داشتن کودکي که در آغوش شما به خواب رفته، زيباترين حسي است که در دنيا وجود دارد

آموخته ام ... که مهربان بودن، بسيار مهم تر از درست بودن است

آموخته ام ... که هرگز نبايد به هديه اي از طرف کودکي، نه گفت

آموخته ام ...که هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر به کمک کردنش نيستم دعا کنم

آموخته ام .... که مهم نيست که زندگي تا چه حد از شما جدي بودن را انتظار دارد، همه ما احتياج به دوستي داريم که لحظه اي با وي به دور از جدي بودن باشيم

آموخته ام ... که گاهي تمام چيزهايي که يک نفر مي خواهد، فقط دستي است براي گرفتن دست او، و قلبي است براي
فهميدن وي

آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در يک شب تابستاني در کودکي، شگفت انگيزترين چيز در بزرگسالي است

آموخته ام .... که زندگي مثل يک دستمال لوله اي است، هر چه به انتهايش نزديکتر مي شويم سريعتر حرکت مي کند

آموخته ام ... که پول شخصيت نمي خرد

آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگي را تماشايي مي کند

آموخته ام ... که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد. پس چه چيز باعث شد که من بينديشم مي توانم همه چيز را در يک روز به دست بياورم

آموخته ام ... که چشم پوشي از حقايق، آنها را تغيير نمي دهد

آموخته ام ... که اين عشق است که زخمها را شفا مي دهد نه زمان

آموخته ام ... که وقتي با کسي روبرو مي شويم انتظار لبخندي جدي از سوي ما را دارد

آموخته ام ... که هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا زماني که عاشق بشويم

آموخته ام ... که زندگي دشوار است، اما من از او سخت ترم

آموخته ام ... که فرصتها هيچ گاه از بين نمي روند، بلکه شخص ديگري فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد

آموخته ام ... که آرزويم اين است که قبل از مرگ مادرم يکبار به او بيشتر بگويم دوستش دارم

آموخته ام ... که لبخند ارزانترين راهي است که مي شود با آن، نگاه را وسعت داد

آموخته ام ... که نمي توانم احساسم را انتخاب کنم، اما مي توانم نحوه برخورد با آنرا انتخاب کنم

آموخته ام ... که همه مي خواهند روي قله کوه زندگي کنند، اما تمام شادي ها و پيشرفتها وقتي رخ مي دهد که در حال بالا رفتن از کوه هستيد

آموخته ام ... که بهترين موقعيت براي نصيحت در دو زمان است: وقتي که از شما خواسته مي شود، و زماني که درس زندگي دادن فرا مي رسد

 




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

ifj, موسوی, jorj

براي اين پست, 3 كاربر تشكر كرده اند



o94      o94      o94      o94      o94      o94      o94

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_

 o94      o94      o94      o94      o94      o94      o94

خارج شده است
29 ارديبهشت 1388,ساعت 14:35:44
پاسخ #6 در:
ifj
مدیر سابق
تشكر
-اهدا شده: 297
-دريافت شده: 246


*
محبوبيت : 598
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 369
رسم بازی
در آسمان قلب من ستاره گریه می کند
دل بهانه گیر من دوباره گریه می کند

نسیم خاطرات تو سری به خانه می زند
ز خانه نگاه من غمت جوانه می زند

تو موج می شوی و من سکوت ساحلی غریب
تو آبی و پر از صدا و من شمایلی عجیب

تو حرف میزنی و من دوباره گوش می کنم
اگر چه در درون خویش کمی خروش می کنم

ولی تو موج هستی و منم که ساحل تو ام
تو حرف غرشی و من کلام بی صدای غم

و دوست دارم آشنا همین غرور سبز را
همین که کرده عشق را غریبه نام آشنا

پس انتظار می کشم که باز مهربان شوی
تو مهربان شعر من بیا که قهرمان شوی

به یاد آن شبی که تو به قلب من سری زدی
و با پرنده دلت به باغ من سری زدی

من آشیانه ساختم برای چشمهای تو
و قطره ها نشانده ام به پای چشمهای تو

هنوز بهترین من کلام اول منی
در انتهای آرزو سلام اول منی




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

shadi.shadi, jorj

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .

خارج شده است
07 خرداد 1388,ساعت 00:52:43
پاسخ #7 در:
آنارايا
مدير سايت
تشكر
-اهدا شده: 1748
-دريافت شده: 1272


*
محبوبيت : 981
آنلاین آنلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 1962
www.ANARAYA.com
WWW
رسم بازی

كوله ‌پشتی‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد.

رفت‌ كه‌ دنبال‌ خدا بگردد و گفت: تا كوله‌ام‌ از خدا پر نشود برنخواهم‌ گشت.

نهالی‌ رنجور و كوچك‌ كنار راه‌ایستاده‌ بود، مسافر با خنده‌ای‌ رو به‌ درخت‌ گفت: چه‌ تلخ‌ است‌ كنار جاده‌بودن‌ و نرفتن؛

درخت‌ زیرلب‌ گفت: ولی‌ تلخ‌ تر آن‌ است‌ كه‌ بروی‌ وبی‌رهاورد برگردی. كاش‌ می‌دانستی‌ آنچه‌ در جست‌وجوی‌ آنی، همین‌جاست...

مسافر رفت‌ و گفت: یك‌ درخت‌ از راه‌ چه‌ می‌داند، پاهایش‌ در گِل‌ است، او هیچ‌گاه‌ لذت‌ جست‌وجو را نخواهد یافت.

و نشنید كه‌ درخت‌ گفت: اما من‌ جست‌وجو را از خود آغاز كرده‌ام‌ و سفرم‌ را كسی‌ نخواهددید؛ جز آن‌ كه‌ باید.

مسافر رفت‌ و كوله‌اش‌ سنگین‌ بود. هزار سال‌ گذشت، هزار سالِ‌ پر خم‌ و پیچ، هزار سالِ‌ بالا و پست. مسافر بازگشت رنجور و ناامید. خدا را نیافته‌ بود، اما غرورش‌ را گم‌ كرده‌ بود....

به‌ ابتدای‌ جاده‌ رسید. جاده‌ای‌ كه‌ روزی‌ از آن‌ آغاز كرده‌ بود. درختی‌ هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده‌ بود. زیر سایه‌اش‌ نشست‌ تا لختی‌ بیاساید. مسافر درخت‌ را به‌ یاد نیاورد. اما درخت‌ او را می‌شناخت.

درخت‌ گفت: سلام‌ مسافر، در كوله‌ات‌ چه‌ داری، مرا هم‌ میهمان‌ كن.

مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمنده‌ام، كوله‌ام‌ خالی‌ است‌ و هیچ‌ چیز ندارم.

درخت‌ گفت: چه‌ خوب، وقتی‌ هیچ‌ چیز نداری، همه‌ چیز داری.اما آن‌ روز كه‌ می‌رفتی، در كوله‌ات‌ همه‌ چیز داشتی، غرور كمترینش‌ بود، جاده‌ آن‌ را از تو گرفت.

حالا در كوله‌ات‌ جا برای‌ خدا هست و قدری‌ از حقیقت‌ را در كوله‌ مسافر ریخت...

دست‌های‌ مسافر از اشراق‌ پر شد و چشم‌هایش‌ از حیرت‌ درخشید و گفت: هزار سال‌ رفتم‌ وپیدا نكردم‌ و  تو نرفته‌ای، این‌ همه‌ یافتی!

درخت‌ گفت: زیرا تو در جاده‌ رفتی‌ و من‌ در خودم ، و پیمودن‌ خود، دشوارتر از پیمودن‌ جاده‌هاست ...
 

این داستان برداشتی است از فرمایش حضرت علی(ع)

"من عرف نفسه فقد عرف ربه"

آن کس که خود را شناخت به تحقیق که خدا را شناخته است...


جمله روز : انسان وقتی بلند حرف می‌زند صدایش را می‌شنوند، اما هنگامی كه آهسته صحبت كند به حرفش گوش می‌دهند. ( پل رینو )





مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

ifj, موسوی

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



o94      o94      o94      o94      o94      o94      o94

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_

 o94      o94      o94      o94      o94      o94      o94

خارج شده است
05 مرداد 1388,ساعت 23:19:37
پاسخ #8 در:
Xman
مدیر ارتباطات
تشكر
-اهدا شده: 1855
-دريافت شده: 1309


*
محبوبيت : 931
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 1035
رسم بازی
خسته شدم مي خواهم در آغوش گرمت آرام گيرم.خسته شدم بس كه از سرما لرزيدم... بس كه اين كوره راه ترس آور زندگي را هراسان پيمودم زخم پاهايم به من ميخندد... خسته شدم بس كه تنها دويدم... اشك گونه هايم را پاك كن و بر پيشانيم بوسه بزن... مي خواهم با تو گريه كنم ... خسته شدم بس كه... تنها گريه كردم... مي خواهم دستهايم را به گردنت بياويزم و شانه هايت را ببوسم...خسته شدم بس كه تنها ايستادم






شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .

خارج شده است
12 مرداد 1388,ساعت 08:14:26
پاسخ #9 در:
شهرزاد
تشكر
-اهدا شده: 56
-دريافت شده: 84


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 201
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 151
WWW
رسم بازی
عجب صبری خدا دارد

عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم؛
که در همسايه ی صدها گرسنه،

چند بزمی گرم عيش و نوش می ديدم،
نخستین نعره ی مستانه را خاموش آندم،
بر لبِ پيمانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم؛
که می ديدم يکی عريان و لرزان؛

ديگری پوشيده از صد جامه ی رنگين؛
زمين و آسمان را،
واژگون، مستانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم؛
برای خاطر تنها يکی مجنونِ صحراگردِ بی سامان،
هزاران ليلی ناز آفرين را کو به کو،
آواره و ديوانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم؛
به گردِ شمع سوزانِ دلِ عشاقِ سرگردان،
سراپایِ وجودِ بی وفا معشوق را،
پروانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد!
چرا من جایِ او باشم؛
همين بهتر که او خود جایِ خود بنشسته و تابِ تماشایِ تمامِ زشتکاری هایِ اين مخلوق را دارد!
وگرنه من به جایِ او چو بودم،
يک نفس کی عادلانه سازشی،
با جاهل فرزانه می کردم؛
عجب صبری خدا دارد! عجب صبری خدا دارد!

معين کرمانشاهی




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

ifj

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



زندگي ميكنيم كه قيمت بگيريم نه به هر قيمتي زندگي كنيم

دانلود کن، حالشو ببر (ساده دلا بيان تو)

خارج شده است
12 مرداد 1388,ساعت 08:27:51
پاسخ #10 در:
شهرزاد
تشكر
-اهدا شده: 56
-دريافت شده: 84


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 201
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 151
WWW
رسم بازی
روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بود که 4 زن داشت  . زن چهارم را از همه بیشتر دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران قیمت و غذاهای خوشمزه  پذیرایی می کرد. بسیار مراقبش بود و تنها بهترین چیزها را به او می داد.

زن سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار میکرد . پیش دوستهایش اورا برای جلوه گری می برد گرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او با مردی دیگر برود و تنهایش بگذارد
 

واقعیت این است که او زن دومش را هم بسیار دوست می داشت . او زنی بسیار مهربان بود که دائما نگران و مراقب مرد بود . مرد در هر مشکلی به او پناه می برد و او نیز به تاجر کمک می کرد تا گره کارش را بگشاید و از مخمصه بیرون بیاید.

اما زن اول مرد ، زنی بسیار وفادار و توانا که در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگی بود ، اصلا مورد توجه مرد نبود . با اینکه از صمیم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای که تمام کارهایش با او بود حس می کرد و تقریبا هیچ توجهی به او نداشت.

روزی مرد احساس مریضی کرد و قبل از آنکه دیر شود فهمید که به زودی خواهد مرد. به دارایی زیاد و زندگی مرفه خود اندیشید و با خود گفت :

" من اکنون 4 زن دارم ، اما اگر بمیرم دیگر هیچ کسی را نخواهم داشت ، چه تنها و بیچاره  خواهم شد !"

بنابرین تصمیم گرفت با زنانش حرف بزند و برای تنهاییش فکری بکند . اول از همه سراغ زن چهارم رفت و گفت :

" من تورا از همه بیشتر دوست دارم و از همه بیشتر به تو توجه کرده ام و انواع راحتی ها را برایت فراهم آورده ام ، حالا در برابر این همه محبت من آیا در مرگ با من همراه می شوی تا تنها نمانم؟"

زن به سرعت گفت :" هرگز" همین یک کلمه و مرد را رها کرد.

ناچاربا قلبی که به شدت شکسته بود  نزد زن سوم رفت و گفت :

" من در زندگی ترا بسیار دوست داشتم آیا در این سفر همراه من خواهی آمد؟"

زن گفت :" البته که نه! زندگی در اینجا بسیار خوب است . تازه من بعد از تو می خواهم دوباره ازدواج کنم و بیشتر خوش باشم " قلب مرد یخ کرد.

مرد تاجر به زن دوم رو آورد و گفت :

" تو همیشه به من کمک کرده ای . این بار هم به کمکت نیاز شدیدی دارم شاید از همیشه بیشتر ، می توانی در مرگ همراه من باشی؟"

زن گفت :" این بار با دفعات دیگر فرق دارد . من نهایتا می توانم تا گورستان همراه جسم بی جان تو بیایم اما در مرگ ،...متاسفم!" گویی صاعقه ای به قلب مرد آتش زد.

در همین حین صدایی او را به خود آورد :

" من با تو می مانم ، هرجا که بروی" تاجر نگاهش کرد ، زن اول بود که پوست و استخوان شده بود ، انگار سوء تغذیه بیمارش کرده باشد .غم سراسر وجودش را تیره و ناخوش  کرده بود و هیچ زیبایی و نشاطی برایش باقی نمانده بود . تاجر سرش را به زیر انداخت و آرام گفت :" باید آن روزهایی که می توانستم به تو توجه میکردم و مراقبت بودم ..."

 

در حقیقت همه ما چهار زن داریم !

الف : زن چهارم که بدن ماست . مهم نیست چقدر زمان و پول صرف زیبا کردن او بکنی وقت مرگ ، اول از همه او ترا ترک می کند.

ب: زن سوم که دارایی های ماست . هرچقدر هم برایت عزیز باشند وقتی بمیری به دست دیگران خواهد افتاد.

ج : زن دوم که خانواده و دوستان ما هستند . هر چقدر هم صمیمی و عزیز باشند ، وقت مردن نهایتا تا سر مزارت کنارت خواهند ماند.

د: زن اول که روح ماست. غالبا به آن بی توجهیم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست می کنیم . او ضامن توانمندی های ماست اما ما ضعیف و درمانده رهایش کرده ایم تا روزی که قرار است همراه ما باشد اما دیگر هیچ قدرت و توانی برایش باقی نمانده است.




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

آنارايا, ifj, موسوی, extremeenzo, jorj

براي اين پست, 5 كاربر تشكر كرده اند



زندگي ميكنيم كه قيمت بگيريم نه به هر قيمتي زندگي كنيم

دانلود کن، حالشو ببر (ساده دلا بيان تو)

خارج شده است
12 مرداد 1388,ساعت 12:15:40
پاسخ #11 در:
باباكرم
تشكر
-اهدا شده: 49
-دريافت شده: 140


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 503
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 754
babakaram
رسم بازی
نظر من مثبته شهرزاد اما نه مطلق






سر اومده صبرم
تازه عشقمو پس ميگيرم
ضمنا واسه رو كم كني هم شده سراغت نميام

خارج شده است
15 مرداد 1388,ساعت 16:15:17
پاسخ #12 در:
آنارايا
مدير سايت
تشكر
-اهدا شده: 1748
-دريافت شده: 1272


*
محبوبيت : 981
آنلاین آنلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 1962
www.ANARAYA.com
WWW
رسم بازی

شهرزاد جان ممنون، مطلب قشنگی بود

به نظرم میشه به جای چهار زن، چهار همسر گفت، درسته؟؟؟


نظر من مثبته شهرزاد اما نه مطلق

هاااااااااااااااااااااااا چی میگه  ?=؟؟؟؟؟ ?=؟؟؟؟؟ ?=







o94      o94      o94      o94      o94      o94      o94

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_

 o94      o94      o94      o94      o94      o94      o94

خارج شده است
25 مرداد 1388,ساعت 15:12:19
پاسخ #13 در:
ifj
مدیر سابق
تشكر
-اهدا شده: 297
-دريافت شده: 246


*
محبوبيت : 598
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 369
رسم بازی
                                                                              شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .

آنچه را گذشته است فراموش كن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر.
                                                                       قبل از جواب دادن فكر كن.
                                                                                      هیچكس را تمسخر مكن.
                                                                                           نه به راست و نه به دروغ قسم مخور.
                                                                                                                     خود برای خود، همسر انتخاب كن

به شرر و دشمنی كسی راضی مشو
                         تا حدی كه می‌توانی، از مال خود داد و دهش نما
                                                                 كسی را فریب مده تا دردمندنشوی
                                                                                            از هركس و هرچیز مطمئن مباش
                                                                                                                 فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی

بیگناه باش تا بیم نداشته باشی
                      سپاس دار باش تا لایق نیكی باشی
                                          با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی
                                                                    راستگو باش تا استقامت داشته باشی

متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی
                               دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی
                                                        معروف باش تا زندگانی به نیكی گذرانی
                                                                                    دوستدار دین باش تا پاك و راست گردی
                                                                                                     مطابق وجدان خود رفتار كن كه بهشتی شوی

سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی
                                        روح خود را به خشم و كین آلوده مساز
                                                                       در انجمن نزد مرد نادان منشین كه تو را نادان ندانند
                                                                                                                           هرگز ترشرو و بدخو مباش


اگر خواهی از كسی دشنام نشنوی كسی را دشنام مده
                                                        دورو و سخن چین مباش
                                                                          در انجمن نزدیك دروغگو منشین
                                                                                                  چالاك باش تا هوشیار باشی

سحر خیز باش تا كار خود را به نیكی به انجام رسانی
                                                    اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی
                                                                          دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری


با هیچكس و هیچ آیینی پیمان شكنی مكن
                                                    كه به تو آسیب نرسد
                                                                        مغرور و خودپسند مباش،
                                                                                            زیرا انسان چون مشك پرباد است
                                                                                                                 و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی‌ماند







شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .

خارج شده است
25 مرداد 1388,ساعت 17:19:19
پاسخ #14 در:
دلتنگ
تشكر
-اهدا شده: 128
-دريافت شده: 48


تازه اول راهه
*
محبوبيت : 134
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 86
شیرازی.18 ساله
رسم بازی
صفتهاي گربه چيست ؟؟؟؟؟







همه ما به نوعي يا گربه ديديم يا

 باهاش سر و کار داشتيم

گربه ها معمولا تا زماني که بهشون توجه نميکني

کاري به کارت ندارن

واي به روزي که يه تيکه غذا واسش بگذاري !

ديگه ولت نميکنه

اينقدر مياد دم درب خونه ميشينه و صدا ميکنه

 تا بازهم بهش غذا بدي

حالا اگه يه نفر ديگه پيدا بشه که بهش

 غذا بده فورا به شما

پشت مي کنه و اگه بري طرفش حتي

ممکنه بهت حمله کنه !!!
 


اصولا گربه صفت کيست ؟؟؟؟







گربه صفت کسي هستش که هر چقدر


بهش محبت کني آخرش ميگه


من که نديدم  بهم محبت کني !!


گربه صفت کسي هست که


دوست داره همه چي تو يک رابطه


به نفع خودش باشه !!!


گربه صفت کسي هست که


به احساسات طرفش بي اهميت باشه


و هر طوري که دلش ميخواد رفتار کنه!!!


گربه صفت کسي هست که حاضر


نباشه اشتباهاتش رو بپذيره


و استحکام رابطه براش مهم نباشه!!!


گربه صفت کسي هست که


حاضر نباشه هيچ هزينه اي براي


يک رابطه انجام بده و براي اينکار


همه نوع دروغ هم بگه !!!


گربه صفت کسي هست که


وقتي بعد آخرين ديدار متوجه شد


که مشکل کجاست و کجا اشتباه کرده


بعد که تماس ميگيره هيچ حرفي نميزنه


و همچنان به دروغ هاي خودش پايبنده و


طرفش و خواسته هاش براش مهم نيست!!!


گربه صفت کسي هستش که


با خودخواهي و غرور خودش


پا روي احساس طرفش بگذاره!!!


گربه صفت کسي هست که فکر کنه


با دور زدن طرفش زرنگي کرده !!!


گربه صفت کسي هست که


رابطه برقرار ميکنه تا اموراتش بگذره


و وقتي هم که ميبينه واسش صرف نميکنه


به راحتي از رابطه ميگذره !!!


گربه صفت کسي هست که


غرورش رو به همه چيز ترجيح ميده


و احساس طرفش رو با ماديات ميسنجه !!!



گربه صفت کسي هست که ....




حرف آخر : خدمت همه گربه صفتهاي عزيز

 عرض کنم که اداره ماليات بر در آمد رو

که ميشناسين؟؟! خداوند هم يک اداره

داره مثل همين فقط اسمش فرق داره

اداره ماليات بر حق ! هستش و کار

اين اداره و کارکنانش اينه که

کساني که  به هر نحوي

به کسي ظلم ميکنن ، تو همين دنيا

حق الماليات! رو باهاشون حساب ميکنن!!

اين رو بدونيد که دنيا دار مکافات هستش

هر ظلمي کنيد تو همين دنيا تقاصش رو

پس خواهيد داد ....






مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

موسوی

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



خدا بزرگه
[/b]

خارج شده است
صفحه: [1] 2 3 4 ... 50   بالا

 
پرش به :  

تاپيک هاي مشابه
عنوان نويسنده پاسخ ها مشاهده آخرين ارسال
آرشیو "کلیک" ضمیمه روزنامه "جام جم" مطالب متفرقه کامـپـیوتر آنارايا 14 1769 آخرين ارسال 27 شهريور 1387,ساعت 15:16:48
توسط آنارايا
" عکسهایی از بزرگان " گـــالـــري عــكـــس فرهاد کامو 9 765 آخرين ارسال 30 ارديبهشت 1389,ساعت 00:03:06
توسط فرهاد کامو
"عكس هايي زيبا از طبيعت مازندران" گـــالـــري عــكـــس « 1 2 3 » غزل فروش 41 1931 آخرين ارسال 28 خرداد 1389,ساعت 18:03:25
توسط shadi.shadi
" نرم افزار هـک کردن شماره موبایل از طریق بلوتوث با X2blue " بـازی و نـرم افـزارهــای جــاوا فرهاد کامو 1 1148 آخرين ارسال 26 ارديبهشت 1389,ساعت 04:38:42
توسط farzadclip
عکس هایی تقدیم به یک فرشته ی زمینی"*مادر*" گـــالـــري عــكـــس غزل فروش 8 499 آخرين ارسال 13 خرداد 1389,ساعت 16:03:30
توسط ثنا
Powered by MySQL Powered by PHP Powered by SMF 1.1.16 | SMF © 2006-2011, Simple Machines
هاست تالار گفتمان ساده دل توسط ایران مدرن پشتیبانی می شود. | Sitemap
Valid XHTML 1.0! Valid CSS!


Google اين صفحه را ديده است ديروز، ساعت 21:05:37



آخرین ارسالها
آخرین ارسالها