دغدغه های ما... - * - 04 خرداد 1391,ساعت 09:19:56

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_



جدیدترین پست ها
موضوع : شما دوست دارید به اونی که عاشقشید چی هدیه بدید؟
متن : اگر عشق ؛ عشق باشه آدم از خودش میگذره ؛ همه چیز رو برای معشوقش میخواد . ت...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 03:53:58
موضوع : بیا از رویات بگو...شاید منم رویامو پیدا کنم...
متن : هرچی فکر میکنم میبینم رویایی ندارم .......نکنه زندگی کردن داره از ذهنم می...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 02:56:08
موضوع : چرا کمک میکنی چون...
متن : کمک می کنم چون من هم یک روزی یک جایی محتاج کمک میشم ...کمک می کنم تا روزی ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 02:48:32
موضوع : گمشده من ، گمشده تو
متن : این روز ها احساس می کنم خیلی چیزها هست که گمشون کردم . من راه رسیدن به خو...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 02:43:02
موضوع : حرف دل
متن :   مخصوص ساده دلادوستش دارم ولی او دیگران را دوست داردبرخلاف عشق از ما ب...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 23:42:30
موضوع : آرزوهایی که هرگز برآورده نشدند....
متن : آرزوهای زیادی داشتم؛و آخرینش این بود که بتونم  کسی رو که عاشقشم؛ببینم؛...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 23:29:27
موضوع : ليلة الرغائب (شب آرزوها)
متن : امشب بزرگی‌ات می‌شود آرزوهایتلیله‌الرغائب است، مراقب آرزوهایت باشف...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 23:15:28
موضوع : _-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_
متن : سلام به همه دوستاماین خیلی عالیه. قبلنا که اون اوایل من با اینجا اشنا ش...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط mosafer        تاریخ : ديروز، ساعت 23:09:37
موضوع : ♥♥کــــودکــــانــــــــه♥♥
متن : شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .این پسر خالمه؛پارسال ک...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : ديروز، ساعت 18:46:06
موضوع : متن اهنگ مورد علاقه ات رو بنويس
متن : بن بستبه من چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشههنوزم بیـن ما شاید یه حـس تـا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 18:31:30
موضوع : شعرهای بلند و کوتاه (4)
متن : دیرگاهیست که تنها شده امقصه غربت صحرا شده اموسعت درد فقط سهم من استباز ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 16:55:27
موضوع : ناامیدی تنها یک گناه است؟
متن : امید در کنار نا امیدی رنگ میگیره ؛ مثلا باید به یک جریانی کاملا و با دل ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 15:29:35
موضوع : •فروغ _ زنی تنها در آستانه فصلی سرد!•
متن : ناگفته هايي از فروغ  در حوزۀ سينماـ پيوندفيلم(يك آتش)كه در سال ۱۳۴۱ در ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : ديروز، ساعت 15:16:37
موضوع : پاسخ : شعر هاي خنده دار
متن : ياهوهي گفتند: پدرومادرها!مراقب باشيداينترنت چيز بدي استماهواره خطر دا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : ديروز، ساعت 14:56:49
موضوع : **اشتباهات داوري در فوتبال**
متن : پیش مییاد؛به دل نگیرین؛‏)‏
در ورزشی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 12:50:12

صفحه: [1]   بالا
موضوع: دغدغه های ما...  (دفعات بازدید: 534 بار) ابزارهاي تاپيك جستجو
0 كاربران و 2 مهمان درحال دیدن موضوع.
25 آذر 1388,ساعت 18:06:27
در:
صمد
تشكر
-اهدا شده: 3
-دريافت شده: 27

تازه اول راهه
*
محبوبيت : -21
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 142
دغدغه های ما...

با سلام
نمی دونم
خودم هم اینجا دارم گیج میشم اما امیدوارم بعدت یه مدت اوضاع بیاد دستمم و بهتر بتونم تو بحثها مشارکت داشته باشم و از نظرات دوستان هم استفاده لازم را ببرم
اما خوب همیشه دغدغه های وجود داره که آدم رو وادار به نوشتن می کنه
حالا این دغدغه ها میتونه همه چیز باشه اما فکر کنم  نکته اشتراکشون همون جامعه باشه
دردها و رنجهای که در جامعه وجود داره و انسان رو تحت هر شرایطی وغدار به تفکر می کنه برای اون راهی پیدا کنه و بتونه به بهترین شکل ممکن راهـکار خودش رو ارائه بده هر چند در نظامهای بسته همیشه مشکلاتی وجود داره و ما هم که در مرحله ای گذار هستیم هر چند این خود قضیه ای است به درازای تاریخ
حالا این مرحله گذار چقدر بخواهد طول بکشد هیچ هم معلوم نیست
شاید دوباره به عقب گردانیده شود و شاید هم برود که دیگر برنگردد





« آخرين ويرايش :توسط صمد »

ما محکومیم به زندگی ...
.......در سیاهچاله سکوت

خارج شده است
17 دي 1388,ساعت 16:24:29
پاسخ #1 در:
صمد
تشكر
-اهدا شده: 3
-دريافت شده: 27

تازه اول راهه
*
محبوبيت : -21
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 142
پاسخ : دغدغه های ما...
سلام
انگار که اصلا بود و نبود آمی هیچ فرقی به حال هیچ کس هم نمی کند
اصلا انگار که وجود نداشته ایم و محو شده ایم در زمان
انگار که اصلا زندگی را همانجور ساخته اند که ما بردگانی باشیم برایشان و آنها تنها امر و نهی کنند ما را بی اینکه اصلا حقی داشته باشیم سوالی بپرسیم یا در برابر ناملایمات اعتراضی داشته باشیم
اصلا انگار در قهقرای تاریخ زندگی می کنیم و هیچ هم هیچ کس نمی داند که در اینجا چه می گذرد






ما محکومیم به زندگی ...
.......در سیاهچاله سکوت

خارج شده است
17 دي 1388,ساعت 17:19:57
پاسخ #2 در:
shadi.shadi
مدیر سابق
تشكر
-اهدا شده: 1025
-دريافت شده: 1349


*
محبوبيت : 697
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1081
پاسخ : دغدغه های ما...
صمدآقا . اصلاً نمي خوام نصيحتت كنم چون هم گوش تو از نصيحت پره وهم  من در حدي نيستم كه بتونم اين كار روبكنم ...اما نميدونم چرا ما همه اش طلبكار اين دنياييم ...چون ما رو به زور به دنيا آوردند؟ يا شايد بايد حقمون رو از دنيا بگيريم؟ نه!! باور كن ...همون افريقايي گرسنه و همون كسي كه تو آتيش فقر مي سوزه راهي براي زندگي كردن پيدا كرده ... اون با همه سختي ها داره زندگي ش رو مي سازه  وخيلي سرسخت تر از من وتو داره واسه زندگي اش مي جنگه ...نه من وتو كه تو رفاه وراحتي نشستيم وداريم فقط آه  و واويلا مي كنيم كه چرا گرسنه اند وچرا اينقدر ستم مي بينن...صمد جان ! ما زندگي مي كنيم چون زنده ايم چون از اين باريك راه زندگي فقط يه بار رد مي شيم ... . پس اين حرف رو حتماً درشت  رو ديوار اتاقت بنويس  كه :
آنهايي كه با زندگي مي سازند بازنده اند ..........زندگي را بساز ! نه اين كه با زندگي بسازي
مطمئنم با كمي فكر كردن زندگي رو مي سازي كه مي خواهي ! |-






بودن يا نبودن ..
مسئله همين بودن ونبودن توست...

خارج شده است
17 دي 1388,ساعت 21:00:33
پاسخ #3 در:
صمد
تشكر
-اهدا شده: 3
-دريافت شده: 27

تازه اول راهه
*
محبوبيت : -21
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 142
پاسخ : دغدغه های ما...
سلام


ما زندگی می کنیم اینجا؟!!!

راستی اونجا حقوق هم مشخصه اما...
آره آفریقای که من ازش گفتم وضعیت واقعا اسفناکی داره اما کجای زندگی اون زیباست
اصلا اینجا حتی به دید انسان هم بهش نگاه نمی کنن
جدیدا گفتند بزغاله و گوساله تازه رفتاری که می کنندبا گوساله و بزغاله هم که نمی کنند.
این دیگه مشخصه تو بازداشتگاهها چی گذشت...
نمی دونم این واقعا میشه تعریفی برای زندگی
بله مبارزه به خودی خود خوبه و ما هم ادامه میدیم اون رو اما به راستی ما اون تعاریف زندگی رو اینجا داریم؟!!!

صمدآقا . اصلاً نمي خوام نصيحتت كنم چون هم گوش تو از نصيحت پره وهم  من در حدي نيستم كه بتونم اين كار روبكنم ...اما نميدونم چرا ما همه اش طلبكار اين دنياييم ...چون ما رو به زور به دنيا آوردند؟ يا شايد بايد حقمون رو از دنيا بگيريم؟ نه!! باور كن ...همون افريقايي گرسنه و همون كسي كه تو آتيش فقر مي سوزه راهي براي زندگي كردن پيدا كرده ... اون با همه سختي ها داره زندگي ش رو مي سازه  وخيلي سرسخت تر از من وتو داره واسه زندگي اش مي جنگه ...نه من وتو كه تو رفاه وراحتي نشستيم وداريم فقط آه  و واويلا مي كنيم كه چرا گرسنه اند وچرا اينقدر ستم مي بينن...صمد جان ! ما زندگي مي كنيم چون زنده ايم چون از اين باريك راه زندگي فقط يه بار رد مي شيم ... . پس اين حرف رو حتماً درشت  رو ديوار اتاقت بنويس  كه :
آنهايي كه با زندگي مي سازند بازنده اند ..........زندگي را بساز ! نه اين كه با زندگي بسازي
مطمئنم با كمي فكر كردن زندگي رو مي سازي كه مي خواهي ! |-





« آخرين ويرايش :توسط صمد »

ما محکومیم به زندگی ...
.......در سیاهچاله سکوت

خارج شده است
17 دي 1388,ساعت 22:55:01
پاسخ #4 در:
shadi.shadi
مدیر سابق
تشكر
-اهدا شده: 1025
-دريافت شده: 1349


*
محبوبيت : 697
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1081
پاسخ : دغدغه های ما...
ببين صمدخان ! من نمي خوام سياسي كنم ...اصلاً سياست كه پدر ومادر نداره ...اما من ميگم زندگي كه حق ماست بايد اونجوري كه ميخوايم بگذره  .. واين جز بوسيله خودمون ممكن نيست ...... من كاري ندارم كه كي چي گفته وچه رفتاري داره نشون ميده ...اصلاً من با سياست  واينجوركارها كلاً مخالفم  وهيچوقت هم دخالت نمي كنم  ....اما من به عنوان يك انسان ! به عنوان يك موجود زنده سعني مي كنم از زندگي خودم اونقدر استفاده كنم كه وقتي خواستم بميرم حسرتي به دلم نمونده باشه اين حق منه ! نه حسرت خوردن !






بودن يا نبودن ..
مسئله همين بودن ونبودن توست...

خارج شده است
18 دي 1388,ساعت 01:30:05
پاسخ #5 در:
صمد
تشكر
-اهدا شده: 3
-دريافت شده: 27

تازه اول راهه
*
محبوبيت : -21
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 142
پاسخ : دغدغه های ما...
سلام
آخه میدونی چیه
اینه که الان اینجا همه چیز سیاسی شده
از نگاه کردن به یه فرد تا هر چیزی که تصور شه
تا همین چند وقت ÷یش جامعه سیاست زده ای داشتیم اما الان نه
همین که ما داریم از جمع و درد و رنج هم حرف می زنیم
از مقوله ای مثل فرهنگ حرف می زنیم
از هر چیز ساده ای به حاکمیت می رسیم
یه جامعه ی تماما فاشیستی که همه چیز حتی کوچکترین روابط رو می خواد ازش سر در بیاره...

ببين صمدخان ! من نمي خوام سياسي كنم ...اصلاً سياست كه پدر ومادر نداره ...اما من ميگم زندگي كه حق ماست بايد اونجوري كه ميخوايم بگذره  .. واين جز بوسيله خودمون ممكن نيست ...... من كاري ندارم كه كي چي گفته وچه رفتاري داره نشون ميده ...اصلاً من با سياست  واينجوركارها كلاً مخالفم  وهيچوقت هم دخالت نمي كنم  ....اما من به عنوان يك انسان ! به عنوان يك موجود زنده سعني مي كنم از زندگي خودم اونقدر استفاده كنم كه وقتي خواستم بميرم حسرتي به دلم نمونده باشه اين حق منه ! نه حسرت خوردن !






ما محکومیم به زندگی ...
.......در سیاهچاله سکوت

خارج شده است
21 اسفند 1388,ساعت 01:27:12
پاسخ #6 در:
صمد
تشكر
-اهدا شده: 3
-دريافت شده: 27

تازه اول راهه
*
محبوبيت : -21
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 142
پاسخ : دغدغه های ما...

من دغدغه دارم اما دغدغه ام هیچ وقت از جنس دغدغه های تعریف شده نبوده است انگار
من دغدغه ها داشته ام اما دغدغه هایم درد بود و رنج بود و هیچ وقت نتوانستم بیابم که مرا اینچنین بودن چرا؟
چرا و چراهایم و ندانمهایم مرا در خود محصور کرده اند و انگار که اصلا امیدی نیست برایشان که بشود خارجش کرد اینم وجود را






ما محکومیم به زندگی ...
.......در سیاهچاله سکوت

خارج شده است
12 دي 1390,ساعت 04:15:28
پاسخ #7 در:
پديده
تشكر
-اهدا شده: 1197
-دريافت شده: 886


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 35
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 630
* دیوانه ی دیوانه *
پاسخ : دغدغه های ما...
دغدغه ...........

واژه ای که همه ی ما با اون سر و کار داریم .

منم هم مثل جناب صمد فکر می کنم .در رابطه با جمله ای که گفتند : من دغدغه دارم اما دغدغه ام هیچ وقت از جنس دغدغه های تعریف شده نبوده است انگار

رنگ دغدغه های من هم با همه فرق می کنه انگار .


تو این دنیا کسی رو سراغ ندارم که بی دغدغه باشه ، اما شاهد بودم که بعضی ها چه دغدغه های کوچکی دارند . و چه قدر ناشیانه از ساده ترین مشکل به عنوان دغدغه یاد می کند .

اسیریم به هزار و یک دلیل ، هزار جور بند سر راهمون قرار گرفته . هزار جور مشکل و مصیبت جلوی ما هستند .

دغدغه ی من تنها درد خودم نیست ، درد کسانی است که هر روز از کنارشون رد میشیم . بی نفاوت و عاری از هر گونه حس مسئولیتی .
گاهی با خودم می گم چرا انقدر مشکل و درد و رج وجود داره و چرا عده ای بیشتر از اون سهیم شدند. ؟

برای این سوال صد تا جواب پیدا می کنم اما اکثرا قانع نمیشم .

برای این همه آلام و غم تنها به انتظار ظهور منجی نشستم .

اما مخالفم که وجود این دغدغه های ریز و درشت رو تنها به نظام سیاسی و حاکمیت ربط بدیم .

این خودش دغدغه ی بزرگی است که میشه ازش به عنوان سطحی نگری یاد کرد .

درد و بیداد از طرف خودمون به وجود میاد .

دریغ که انسانیت و همدلی و هم دردی رو از یاد می بریم و در پی بهانه ایم .

قدم اول رو باید خودمون بر داریم ، با شرح مصیبت خوندن به هیچ نتیجه مطلوبی نمی رسیم .


باید اول از پیله ای که به دور خودمون تنیده ایم خارج بشیم تا زندگی رو زیبا بسازیم و موانع رو از سر راه برداریم .






تهي بود و نسيمي .

سياهي بود وستاره اي

هستي بود و زمزمه اي. لب بود و نيايشي.

« من » بود و « تو » يي / نماز و محرابي .

خارج شده است
صفحه: [1]   بالا
GoogleTagged:

 
پرش به :  

Powered by MySQL Powered by PHP Powered by SMF 1.1.16 | SMF © 2006-2011, Simple Machines
هاست تالار گفتمان ساده دل توسط ایران مدرن پشتیبانی می شود. | Sitemap
Valid XHTML 1.0! Valid CSS!


Google اين صفحه را ديده است 31 ارديبهشت 1391,ساعت 18:43:47



آخرین ارسالها
آخرین ارسالها