روانشناسی - * - 04 خرداد 1391,ساعت 11:54:37

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_



جدیدترین پست ها
موضوع : آرزوهایی که هرگز برآورده نشدند....
متن : من همش عاشق دوچرخه بودم و هستم؛وقتی بچه بودم یه سه چرخه زرد داشتم؛بعدش...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 10:29:33
موضوع : شما دوست دارید به اونی که عاشقشید چی هدیه بدید؟
متن : خُ خیلی سخته چیزی رو هدیه دادن؛ولی بهترین چیز اینه که در کنار این که خص...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 10:22:02
موضوع : گمشده من ، گمشده تو
متن : من..!هوم؛خُ من؛من یسری چیزا رو گم کردم؛حالا پیداشون میکنم یا نع خدا دان...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 10:12:13
موضوع : حرف دل
متن : نوشته: مرتضی محمدی در امروز، ساعت 09:49:04 دوستان ساده دل این شاید آخرین مط...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 10:04:38
موضوع : بیا از رویات بگو...شاید منم رویامو پیدا کنم...
متن : رویــــــــــــا هایــــــــــ  تــو...رویاهای تو بخش مهمی از زندگی ت...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 09:48:53
موضوع : چرا کمک میکنی چون...
متن : کمک می کنم چون من هم یک روزی یک جایی محتاج کمک میشم ...کمک می کنم تا روزی ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 02:48:32
موضوع : ليلة الرغائب (شب آرزوها)
متن : امشب بزرگی‌ات می‌شود آرزوهایتلیله‌الرغائب است، مراقب آرزوهایت باشف...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 23:15:28
موضوع : _-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_
متن : سلام به همه دوستاماین خیلی عالیه. قبلنا که اون اوایل من با اینجا اشنا ش...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط mosafer        تاریخ : ديروز، ساعت 23:09:37
موضوع : ♥♥کــــودکــــانــــــــه♥♥
متن : شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .این پسر خالمه؛پارسال ک...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : ديروز، ساعت 18:46:06
موضوع : متن اهنگ مورد علاقه ات رو بنويس
متن : بن بستبه من چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشههنوزم بیـن ما شاید یه حـس تـا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 18:31:30
موضوع : شعرهای بلند و کوتاه (4)
متن : دیرگاهیست که تنها شده امقصه غربت صحرا شده اموسعت درد فقط سهم من استباز ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 16:55:27
موضوع : ناامیدی تنها یک گناه است؟
متن : امید در کنار نا امیدی رنگ میگیره ؛ مثلا باید به یک جریانی کاملا و با دل ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 15:29:35
موضوع : •فروغ _ زنی تنها در آستانه فصلی سرد!•
متن : ناگفته هايي از فروغ  در حوزۀ سينماـ پيوندفيلم(يك آتش)كه در سال ۱۳۴۱ در ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : ديروز، ساعت 15:16:37
موضوع : پاسخ : شعر هاي خنده دار
متن : ياهوهي گفتند: پدرومادرها!مراقب باشيداينترنت چيز بدي استماهواره خطر دا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : ديروز، ساعت 14:56:49
موضوع : **اشتباهات داوري در فوتبال**
متن : پیش مییاد؛به دل نگیرین؛‏)‏
در ورزشی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 12:50:12

صفحه: 1 2 3 [4] 5 6   بالا
موضوع: روانشناسی  (دفعات بازدید: 2688 بار) ابزارهاي تاپيك جستجو
0 كاربران و 2 مهمان درحال دیدن موضوع.
27 مهر 1390,ساعت 14:55:22
پاسخ #45 در:
ZAGHI
تشكر
-اهدا شده: 706
-دريافت شده: 688


دیگه راه افتاده
*
محبوبيت : 40
آفلاین آفلاین
تعداد ارسال: 563
پاسخ : روانشناسی
تست میزان اعتیاد به اینترنت!

تست اعتیاد به اینترنت IAT یکی از معتبرترین تست های مربوط به سنجش اعتیاد اینترنتی است که توسط دکتر کیمبرلی یانگ ابداع شده است. در تست IAT هرچه امتیاز شما بیشتر باشد، اعتیاد شما به اینترنت شدیدتر است. امتیازها به ترتیب از یک تا پنج هستند که در جلوی هر پاسخ مشخص شده است. در پایان، باید مجموع امتیازاتی را که به بیست پرسش زیر می دهید، جمع بزنید و میزان اعتیاد به اینترنت خود را مشخص کنید :

1. چقدر بیشتر از آنچه که قصد دارید، در اینترنت می مانید؟

الف. به ندرت (1 امتیاز)
ب. گاه گاهی (2 امتیاز)
پ. غالباً (3 امتیاز)
ت. خیلی زیاد (4 امتیاز)
ث. همیشه (5 امتیاز)

2. چقدر بخاطر آنلاین ماندن، اعضای خانواده را نادیده گرفته اید؟
الف. به ندرت (1 امتیاز)
ب. گاه گاهی (2 امتیاز)
پ. غالباً (3 امتیاز)
ت. خیلی زیاد (4 امتیاز)
ث. همیشه (5 امتیاز)

3. چقدر اینترنت را به بودن با همسرتان ترجیح می دهید؟
الف. به ندرت (1 امتیاز)
ب. گاه گاهی (2 امتیاز)
پ. غالباً (3 امتیاز)
ت. خیلی زیاد (4 امتیاز)
ث. همیشه (5 امتیاز)

4. چقدر از طریق اینترنت، با کاربران دیگر رابطه برقرار می کنید؟
الف. به ندرت (1 امتیاز)
ب. گاه گاهی (2 امتیاز)
پ. غالباً (3 امتیاز)
ت. خیلی زیاد (4 امتیاز)
ث. همیشه (5 امتیاز)

5. چقدر دیگران از شما، بخاطر میزان آنلاین بودن تان شاکی هستند؟
الف. به ندرت (1 امتیاز)
ب. گاه گاهی (2 امتیاز)
پ. غالباً (3 امتیاز)
ت. خیلی زیاد (4 امتیاز)
ث. همیشه (5 امتیاز)

6. چقدر بخاطر اینترنت، نمرات و کارهایتان در مدرسه اُفت کرده است؟
الف. به ندرت (1 امتیاز)
ب. گاه گاهی (2 امتیاز)
پ. غالباً (3 امتیاز)
ت. خیلی زیاد (4 امتیاز)
ث. همیشه (5 امتیاز)

7. چقدر ایمیل هایتان را پیش از کارهای ضروری دیگرتان چک می کنید؟

الف. به ندرت (1 امتیاز)
ب. گاه گاهی (2 امتیاز)
پ. غالباً (3 امتیاز)
ت. خیلی زیاد (4 امتیاز)
ث. همیشه (5 امتیاز)

8. چقدر عملکرد کاری و بهره وری شما، بخاطر اینترنت آسیب دیده است؟
الف. به ندرت (1 امتیاز)
ب. گاه گاهی (2 امتیاز)
پ. غالباً (3 امتیاز)
ت. خیلی زیاد (4 امتیاز)
ث. همیشه (5 امتیاز)

9. وقتی از شما می پرسند که چه کارهایی آنلاین انجام می دهید، چقدر در موضع تدافعی یا پنهان کاری قرار می گیرید؟
الف. به ندرت (1 امتیاز)
ب. گاه گاهی (2 امتیاز)
پ. غالباً (3 امتیاز)
ت. خیلی زیاد (4 امتیاز)
ث. همیشه (5 امتیاز)

10. چقدر افکار آزار دهنده در زندگی را با افکار آرام بخش در اینترنت خنثی می کنید؟
الف. به ندرت (1 امتیاز)
ب. گاه گاهی (2 امتیاز)
پ. غالباً (3 امتیاز)
ت. خیلی زیاد (4 امتیاز)
ث. همیشه (5 امتیاز)

11. چقدر وقتی در اینترنت هستید، احساس می کنید توان پیش بینی امور را دارید؟
الف. به ندرت (1 امتیاز)
ب. گاه گاهی (2 امتیاز)
پ. غالباً (3 امتیاز)
ت. خیلی زیاد (4 امتیاز)
ث. همیشه (5 امتیاز)

12. چقدر فکر می کنید که زندگی بدون اینترنت، چیزی کسالت بار؛ تهی و بی لذت است؟
الف. به ندرت (1 امتیاز)
ب. گاه گاهی (2 امتیاز)
پ. غالباً (3 امتیاز)
ت. خیلی زیاد (4 امتیاز)
ث. همیشه (5 امتیاز)

13. چقدر وقتی کسی هنگام آنلاین بودن مزاحم شما می شود، غُر می زنید؛ فریاد می زنید یا عصبانی می شوید؟
الف. به ندرت (1 امتیاز)
ب. گاه گاهی (2 امتیاز)
پ. غالباً (3 امتیاز)
ت. خیلی زیاد (4 امتیاز)
ث. همیشه (5 امتیاز)

14. چقدر بخاطر قطع نکردن اینترنت، دچار بی خوابی هستید؟
الف. به ندرت (1 امتیاز)
ب. گاه گاهی (2 امتیاز)
پ. غالباً (3 امتیاز)
ت. خیلی زیاد (4 امتیاز)
ث. همیشه (5 امتیاز)

15. چقدر فکر می کنید در حالت آفلاین، حواس پرتی دارید؛ ولی در حالت آنلاین بهتر هستید؟
الف. به ندرت (1 امتیاز)
ب. گاه گاهی (2 امتیاز)
پ. غالباً (3 امتیاز)
ت. خیلی زیاد (4 امتیاز)
ث. همیشه (5 امتیاز)

16. چقدر وقتی آنلاین هستید این جمله را بکار می برید: فقط چند دقیقه مونده، الان میام.
الف. به ندرت (1 امتیاز)
ب. گاه گاهی (2 امتیاز)
پ. غالباً (3 امتیاز)
ت. خیلی زیاد (4 امتیاز)
ث. همیشه (5 امتیاز)

17. چقدر سعی کرده اید از میزان آنلاین بودن خود بکاهید و موفق نشده اید؟
الف. به ندرت (1 امتیاز)
ب. گاه گاهی (2 امتیاز)
پ. غالباً (3 امتیاز)
ت. خیلی زیاد (4 امتیاز)
ث. همیشه (5 امتیاز)

18. چقدر سعی دارید میزان آنلاین بودن تان را از دیگران مخفی کنید؟
الف. به ندرت (1 امتیاز)
ب. گاه گاهی (2 امتیاز)
پ. غالباً (3 امتیاز)
ت. خیلی زیاد (4 امتیاز)
ث. همیشه (5 امتیاز)

19. چقدر میزان آنلاین بودن را به بیرون رفتن با دیگران ترجیح می دهید؟
الف. به ندرت (1 امتیاز)
ب. گاه گاهی (2 امتیاز)
پ. غالباً (3 امتیاز)
ت. خیلی زیاد (4 امتیاز)
ث. همیشه (5 امتیاز)

20. چقدر وقتی آفلاین هستید، احساس افسردگی و عصبیت دارید که با آنلاین شدن از بین می رود؟
الف. به ندرت (1 امتیاز)
ب. گاه گاهی (2 امتیاز)
پ. غالباً (3 امتیاز)
ت. خیلی زیاد (4 امتیاز)
ث. همیشه (5 امتیاز)

نتیجه تست :
- جمع نمرات بین ۲۰ تا ۴۹ = شما یک کاربر معمولی هستید.
- جمع نمرات بین ۵۰ تا ۷۹ = دارید دچار مشکل اعتیاد اینترنتی می شوید، مراقب باشید.
- جمع نمرات بین ۸۰ تا ۱۰۰ = شما به اکثر پرسش ها، نمرات ۴ یا ۵ داده اید. شما دچار اعتیاد اینترنتی هستید و باید مشکل تان را در اسرع وقت حل کنید. واقعاً فکر کنید که اگر در پرسش دوم، جواب شما با کسب ۴ ی 5 امتیاز بوده است؛ چه بر سَر خودتان آورده اید؟!




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

eln@z

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



يادم رفت فراموشت كنم پدر جان

خارج شده است
01 آبان 1390,ساعت 12:42:56
پاسخ #46 در:
ZAGHI
تشكر
-اهدا شده: 706
-دريافت شده: 688


دیگه راه افتاده
*
محبوبيت : 40
آفلاین آفلاین
تعداد ارسال: 563
پاسخ : روانشناسی
چرا من اعتماد به نفس ندارم؟
دلايل نداشتن اعتماد به نفس‌ را دور بیندازید!
آيا اين جمله معروف را شنيده‌ايد كه 80 درصد ثروت و فراواني جهاني كه در آن زندگي مي‌كنيم تنها در اختيار 20 درصد افراد دنيا قرار گرفته است و مابقي انسان‌ها گاه حتي شرايط يك زندگي مناسب را هم ندارند؟ قصد داريم رازي كه در زندگي افراد موفق و مشهور جهان وجود دارد را با يك جمله ساده براي‌تان شرح دهيم.
برترین مجله اینترنتی ایران


آيا اين جمله معروف را شنيده‌ايد كه 80 درصد ثروت و فراواني جهاني كه در آن زندگي مي‌كنيم تنها در اختيار 20 درصد افراد دنيا قرار گرفته است و مابقي انسان‌ها گاه حتي شرايط يك زندگي مناسب را هم ندارند؟ نمي‌خواهيم در مورد تبعيض اجتماعي و مشكلات اقتصادي حرف بزنيم بلكه قصد داريم رازي كه در زندگي افراد موفق و مشهور جهان وجود دارد را با يك جمله ساده براي‌تان شرح دهيم.  يك ويژگي مشترك در زندگي همه انسان‌هاي موفق وجود دارد و آن داشتن اعتماد به نفس است و در مقابل كساني هم هستند كه با وجود داشتن توانايي و استعدادهاي ذاتي حتي نمي‌توانند دست به كار مورد علاقه‌شان بزنند.  شما نقاش ماهري هستيد اما جسارت برگزاري يك نمايشگاه بزرگ نقاشي از آثارتان را نداريد، قلم‌تان خوب است اما شجاعت نوشتن يك كتاب را به‌خودتان نمي‌دهيد و در همان مرحله نوشتن نامه‌هاي اداري براي دوستان و همكاران مانده‌ايد، يك مدرك معتبر از يك دانشگاه بين‌المللي داريد اما هنوز براي يك مصاحبه كاري ساده دست و پاي‌تان را گم مي‌كنيد و اين‌طور است كه جهان توسط آدم‌هاي متوسطي كه تنها اعتماد به نفس دارند اداره مي‌شود و انسان‌هاي با استعدادي مانند شما هنوز در كشمكش پذيرفتن خودشان و توانايي‌هاي‌شان هستند و عقب مي‌مانند اما واقعا علت اين موضوع چيست؟ بهتر است براي شروع به‌دنبال دلايلي برويم كه روان‌شناسان آنها را عوامل اصلي نداشتن اعتماد به نفس مي‌دانند.

ترس پنهاني
حتما شما هم پاي صحبت افرادي نشسته‌ايد كه مدام از آرزوها و كارهايي كه دوست دارند انجام بدهند، حرف مي‌زنند اما وقتي از آنها مي‌پرسيد چرا به‌دنبال كار مورد علاقه‌شان نمي‌روند در جواب‌تان طومار بلند بالايي از موانع و مشكلات را براي‌تان فهرست‌بندي مي‌كنند تا نشان دهند تنها عوامل بيروني كه در كنترل آنها نيست دليل عقب‌ماندگي آنهاست اما يكي از دلايل عقب‌نشيني وجود ترس پنهاني است كه در اين افراد وجود دارد.

احساس گناه
دليل شايع دوم براي نداشتن اعتماد به نفس، احساس گناه است. بعضي از افراد بابت هر موضوعي خودشان را سرزنش مي‌كنند و اين سرزنش‌هاي هميشگي قاتل اعتماد به نفس آن‌هاست.  اگر در حق كسي بدي كرده‌ايد مي‌توانيد از او عذرخواهي كنيد و مطمئن باشيد او شما را خواهد بخشيد اما اگر او اين بخشش را براي‌تان قائل نشد، ديگر فكرتان را درگير اين موضوع نكنيد چون شما آن بخشي كه مربوط به‌خودتان بوده است را انجام داده‌ايد.

انتظارات غیر واقعی
سومين دليل شايع نداشتن اعتماد به نفس، انتظارات غيرواقعي است. اگر از خودتان بيش از توانايي‌ها و فرصت‌هايي كه در اختيارتان است انتظار داشته باشيد بايد بگوييم با اين كار ضربه بزرگي به اعتمادبه‌نفس‌تان مي‌زنيد. ممكن است شما انتظار داشته باشيد كاري را در يك دوره زماني خاص كه برايش برنامه‌ريزي كرده‌ايد به اتمام برسانيد اما به دليل شرايطي غيرقابل پيش‌بيني آن كار انجام نشد.  در اين شرايط نبايد خودتان را سرزنش كنيد كه چرا نتوانستيد اين كار را به پايان برسانيد.

همیشه داوطلب باشید

حال كه 3 عامل مهم نداشتن اعتماد‌به‌نفس را فهميديد بهتر است به اين موضوع بپردازيم كه چطور مي‌شود اعتماد به نفس‌مان را بيشتر كنيم.  سعي كنيد براي انجام هر كاري شما نخستين نفري باشيد كه براي آن كار داوطلب شده‌ايد.  اين كار به شما فرصتي مي‌دهد كه خودتان را ثابت كنيد.  اجازه ندهيد كسي شما را ناديده بگيرد.  اين جمله را فراموش نكنيد كه هميشه آدم‌هايي موفق شده‌اند كه از طرف ديگران مورد توجه و احترام قرار گرفته‌اند.

مهارت جدید بیاموزید

اين روزها اينترنت كار را براي همه آسان كرده و هر كسي در خانه با يك كليك مي‌تواند به دنيايي از اطلاعات دست پيدا كند.  سعي كنيد مهارت‌هاي جديدي را بياموزيد و اطلاعات عمومي‌تان را افزايش دهيد و مطمئن باشيد اين كار به شما حس خوبي را خواهد داد.  علاوه‌بر آن سعي كنيد روابط اجتماعي‌تان را هم مانند اطلاعات‌تان بيشتر كنيد.  افرادي كه اعتماد‌به‌نفس ندارند خودشان را از ديگران پنهان مي‌كنند. هرچقدر بيشتر با ديگران تعامل داشته باشيد حس اعتماد به نفس‌تان قوي‌تر خواهد شد.

مسئولیت پذیر باشید
همه انسان‌ها اشتباه مي‌كنند حتي رئيس شركت و اداره‌اي كه در آن كار مي‌كنيد هم ممكن است اشتباه كند.  به جاي اين‌كه از اشتباهات‌تان بترسيد و اعتماد به نفس‌تان را تضعيف كنيد سعي كنيد كه مسئوليت آن را به‌عهده بگيريد، چون هيچ‌كس ناديده گرفتن اشتباهات را دوست ندارد اما بيشتر افراد براي كسي كه مسئوليت اشتباهش را به‌عهده مي‌گيرد احترام قائل هستند.  داشتن اعتماد‌به‌نفس كار سختي نيست. يك ضرب‌المثل چيني مي‌گويد: «كسي كه قله كوه را فتح كرد هماني بود كه ابتدا سنگ ريزه‌هاي جلوي پايش را برداشت.»






يادم رفت فراموشت كنم پدر جان

خارج شده است
03 آبان 1390,ساعت 14:16:44
پاسخ #47 در:
ثنا
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 599
-دريافت شده: 521


*
محبوبيت : 216
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 454
پاسخ : روانشناسی
  24 نکته برای بالا بردن اعتماد به‌ نفس
 
 


چه چیزی درمورد خودتان هست که دوست دارید بهتر شود؟
بااینکه ممکن است علاقه نداشته باشیم در ملاء عام این مسئله را بپذیریم اما خیلی از ما دوست داریم اعتماد به ‌نفسمان پیشرفت کند.
خوشبختانه نکات و راهـکارهای عملی زیادی برای آن وجود دارد که اینجا به 24 مورد آن اشاره می‌کنیم.
سعی نکنید همه این 24 نکته را به طور همزمان به کار ببندید. هر بار چند مورد را انجام دهید تا ببینید کدام‌یک برای شما موثرتر است.
بعضی از آنها نیاز به تمرین بیشتر دارند. و به خاطر داشته باشید که همیشه انتخاب با خودتان است. این خودتان هستید که تصمیم می‌گیرید اعتمادبه‌نفستان رشد کند یا پایین بیاید.
خیلی از این راهـکارها فقط به طور موقتی اعتمادبه‌نفس شما را بالا می‌برند اما باز هم باعث می‌شوند کارهایی انجام دهید که قبلاً حتی فکرش را هم نمی‌کردید و با انجام آنها اعتمادی عمیق‌تر نسبت به خودتان در وجودتان ایجاد می‌کنید.

 
1. از خودتان بپرسید: بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد چیست؟
ترسیدن از اتفاقاتی که ممکن است بیفتد خیلی راحت است. وقتی واقعاً از خودتان بپرسید بدترین چیزی که ممکن است رخ دهد چیست، تصویری روشن از موقعیت پیدا می‌کنید، کمی از ترستان از بین می‌رود و می‌فهمید که نتایج احتمالی آن به آن اندازه که اول تصور می‌کردید ترسناک نیستند. با اینکار عواقب احتمالی را برای خودتان تعریف می‌کنید و همچنین متوجه می‌شوید که هر اتفاقی که بیفتد می‌توانید آن را مدیریت کرده و از آن سربلند بیرون بیایید.
 
2. موسیقی نشاط ‌بخش گوش دهید.
قبل از اینکه شب در مهمانی شرکت کنید، یا قبل از یک امتحان یا جلسه مهم، قبل از هر چیزی که ممکن است اعتمادبه‌نفستان را کمی سست کند، می‌توانید از موسیقی بعنوان انگیزه برای تقویت روحیه استفاده کنید.
 
3. یک چیز جدید امتحان کنید.
وقتی پا را از منطقه آرامشتان بیرون می‌گذارید و چیزی را امتحان می‌کنید که قبلاً نکرده بودید، نه تنها خودتان را وارد یک چالش می‌کنید بلکه محدوده‌های خود و اعتمادتان به توانایی‌های خود را گسترش می‌دهید. با امتحان کردن یک چیز تازه می‌توانید از ترس‌هایتان کم کنید و زندگی با موانع و محدودیت‌های کمتر داشته باشید.
 
4. برای انجام یک کار جدید نقشه بکشید و بعد آن را دنبال کنید.
این یکی از مهمترین و موثرترین راه‌های ایجاد اعتمادبه‌نفس دائم است. وقتی تصمیم می‌گیرید کاری انجام دهید و از آن عقب نمی‌کشید و آن را پیش می‌برید، خودتان به خودتان ثابت می‌کنید و اینجاست که اعتمادبه‌نفستان بالا می‌رود.
 
5. از مدیتیشن استفاده کنید.
مدیتیشن راهی عالی برای از بین بردن افکار منفی و دست یافتن به افکار مثبت است.
 
6. ورزش کنید.
این مورد اثری عمیق بر اعتمادبه‌نفس دارد. ورزش منظم و همیشگی سطح انرژی شما را بالا می‌برد و موادشیمیایی مختلفی تولید می‌کند—مثل تستوسترون و اندورفین—که حالت مثبت‌تری به شما می‌دهد. به نظر می‌رسد ورزش به طور اتوماتیک‌وار اعتمادبه‌نفس افراد را بالا می‌برد و رویکرد شما را نسبت به زندگی تغییر می‌دهد. علاوه بر آن فرم و شکل بهتری به اندام شما می‌دهد که راهی عالی برای بالا بردن اعتمادبه‌نفس است.
 
7. با یک ترس روبه‌رو شوید.
این مورد اصلاً آسان نیست. اما پاداش خیلی خوبی به همراه دارد. اگر با یک ترس روبه‌رو شوید، اعتمادبه‌نفستان 10 قدم بالاتر می‌رود. و هربار که با یک ترس روبه‌رو می‌شوید آرام ‌آرام متوجه می‌شوید که ضرب ‌المثل قدیمی "از هیچ چیز به اندازه ترس نباید ترسید" فقط یک کلیشه توخالی است.
 
8. چیزی نو خلق کنید.
همه انسان‌ها خلاق هستند. اما پس کودکی و نوجوانی این مسئله گاهی فراموش می‌شود. کشف دوباره خلاقیت‌هایتان راهی عالی برای بالا بردن اعتمادبه‌نفستان است. خلق یک چیز جدید راهی عالی است اما همیشه هم آسان نیست. اما وقتی کارتان تمام شد نه تنها احساسی عالی نسبت به خودتان پیدا می‌کنید، بلکه بعضی ‌اوقات قسمت‌های جدیدی از خودتان که قبلاً می‌شناختید را دوباره کشف می‌کنید. خلاق بودن راهی عالی برای شناختن خودتان و توانایی‌های پنهانتان است.
 
9. تا زمانیکه اعتمادبه‌نفس پیدا نکرده‌اید وانمود کنید که دارید.
یک راه برای بیرون آمدن از محدودیت‌هایی که برای خودتان درست کردید این است که یک قدم بیرون از منطقه آرامشتان بگذارید. ممکن است غیرعملی به نظر برسد. انگار فقط به خودتان دروغ می‌گویید اما موضوع همین است. این راهـکار کاملاً عملی است. اگر احساس اعتماد نمی‌کنید، حداقل تظاهر کنید و طوری رفتار کنید که انگار به خودتان و توانایی‌هایتان کاملاً مطمئنید و بنابر آن رفتار کنید. خیلی زود می‌بینید که احساس اعتمادبه‌نفس می‌کنید، اعتمادبه‌نفس واقعی.
 
10. از محیطتان استفاده کنید.
یک راه موثر برای تغییر خودتان این است که محیطتان را برحسب آن کسی که دوست دارید باشید تغییر دهید. اگر می‌خواهید اعتمادبه‌نفس بیشتری داشته باشید، زندگینامه‌های افراد بااعتمادبه‌نفس را مطالعه کنید، موسیقی که گوش می‌دهید را از موسیقی‌های افسرده‌کننده به انرژی‌بخش تغییر دهید و سعی کنید با کسانی رفت‌وآمد کنید که اعتمادبه‌نفس بالایی دارند.
 
11. از قوه تخیلتان استفاده کنید.
ذهن شما ابزاری بسیار قدرتمند است. وقتی یاد بگیرید چطور از تخیلتان به طریقی مثبت استفاده کنید، می‌توانید با کمک آن اعتمادبه‌نفستان را بالا ببرید. یک راه برای آن تجسم‌سازی است.
تصور کنید که جلسه‌ای مهم پیش رو دارید. پیش خود تجسم کنید که چقدر همه چیز خوب پیش می‌رود—همه چیز را بشنوید و ببینید—و چقدر حس خوبی در آن جلسه دارید. خودتان را در حال لبخند زدن تجسم کنید که اوقات خوشی را می‌گذرانید. نتیجه مثبت و عالی جلسه را در ذهنتان مجسم کنید. بعد تجسم کنید که جلسه با نتیجه دلخواه شما به پایان رسیده است. این روش واقعاً موثر است و قبل از پا نهادن به جلسه روحیه‌ای عالی به شما می‌دهد.
اگر برای اینکه خودتان را بااعتمادبه‌نفس تجسم کنید مشکل دارید، می‌توانید کس دیگری را تقلید کنید. یک فرد بااعتمادبه‌نفس کنار خودتان پیدا کنید—مثلاً یک ورزشکار، هنرپیشه یا حتی یک از آشنایان—و از او تقلید کنید. ببینید چطور راه می‌رود، حرف می‌زند و حرکت می‌کند. بعد رفتارهای او را در تجسم‌سازیتان تقلید کنید.
 
12. از بدنتان استفاده کنید.
اگر پایتان را مدام عصبی تکان دهید، کم‌کم احساس اضطراب و نگرانی خواهید کرد. اگر ارام‌تر راه بروید، کم‌کم ریلکس‌تر خواهید شد. برای اینکه اعتمادبه‌نفس بیشتری احساس کنید، از بدنتان استفاده کنید. به طریقی مطمئن‌تر راه بروید، بنشینید و بلند شوید. اگر نمی‌دانید چه باید بکنید از نکته بالا کمک بگیرید. از افراد دوروبرتان که اعتمادبه‌نفس خوبی دارند تقلید کنید.
 
13. ذهنتان را از خاطرات مثبت پُر کنید.
این یک عادت شایع است که قبل از اینکه بخواهید کار مهمی انجام دهید، شکست‌های قبلی و تجربیات بد سابق همه ذهنتان را پر می‌کنند. این عادت را از بین ببرید و سعی کنید برای یک تا دو دقیقه هم که شده همیشه ذهنتان را از خاطرات مثبت، دستاوردهای مهم و تجربیات خوبتان پر کنید. ما معمولاً این کارهای مثبت را فراموش می‌کنیم و روی خاطرات بد و منفی تمرکز می‌کنیم. اما همه چیز به خودتان بستگی دارد. و محصول انتخابتان عاملی است که سطح اعتمادبه‌نفستان را تعیین می‌کند.
 
14. به آینده فکر کنید.
یک راه عالی برای پیش رو قرار دادن همه چیز و تعیین اینکه اتفاقات روز چطور بر اعتمادبه‌نفس شما تاثیر بگذارد این است که نگاهی به آینده بیندازید. از خودتان بپرسید: آیا این مسئله در 5 سال آینده مسئله مهمی خواهد بود و یاد من خواهد ماند؟ این باعث می‌شود فقط درگیر اتفاقی که افتاده است نشوید. و معمولاً هم پاسخ به این سوال منفی است. با استفاده از این سوال، کنار آمدن با مشکلات روزمره آسان‌تر خواهد شد و می‌فهمید که بیشتر اتفاقات اتفاقاتی آنقدر کوچک هستند که نجای نگرانی ندارند.
 
15. درک کنید که گذشته مساوی حال نیست.
هر اتفاقی که سال پیش، ماه پیش یا حتی دیروز افتاده به معنی فردا، ماه آینده یا سال آینده نیست. شما آینده‌تان را در زمان حال می‌سازید و می‌توانید با خودتان تصمیم بگیرید که چقدر اجازه دهید اتفاقات گذشته بر آینده شما تاثیر بگذارند.
حتی اگر طی 10 سال گذشته اعتمادبه‌نفس خیلی پایینی داشته‌اید، به این معنی نیست که قرار است همانطور بمانید. می‌توانید تصمیم بگیرید که زندگی و آینده‌تن را تغییر دهید. می‌توانید افکار و خاطرات مربوط به گذشته را دور بریزید و به چیزهای جدیدی فکر کنید.
 
16. با خودتان مهربان باشید.
ممکن است با خودتان بدرفتاری کنید. درک کنید که هیچ نیازی به این کار نیست. حتی اگر تا امروز هم اینطور رفتار می‌کرده‌اید دیگر وقتش رسیده است که دست از آن بردارید. درعوض با خودتان مهربان باشید. هیچ اشکالی ندارد. بدرفتاری با خودتان هیچ دلیلی ندارد مگراینکه بخواهید خودتان را ناراحت کنید و دشمنانتان را شاد.
یک بخش مهم است مهربان بودن با خودتان این است که نقاط قوتتان را می‌فهمید و آنها را رشد می‌دهید. این کار نه تنها به بهتر شدن مهارت‌هایتان کمک می‌کند بلکه اعتمادبه‌نفستان را هم بالا می‌برد. یک بخش کوچک‌تر اما مهم دیگر این است که تحسین‌های دیگران را بپذیرید. تشکر کردن برای تحسین و تمجید دیگران هیچ اشکالی ندارد. و بعد از هر تحسین حس خوبی به خودتان پیدا کنید.
 
17. یاد بگیرید که ذهنتان چطور کار می‌کند.
آدمها با هم فرق دارند اما مسئله مهم‌تر این است که نحوه کارکرد ذهن آنها شباهت‌های زیادی با هم دارد. چیزی که برای بقیه خوب عمل کرده ممکن است برای شما هم موثر باشد. وقتی با عملکرد ذهنتان بیشتر آشنا شوید می‌فهمید که در موقعیت‌های مختلف چه واکنشی خواهد داشت. وقتی خودتان را بهتر بشناسید اعتمادبه‌نفستان بالاتر خواهد رفت.
 
18. مهارت‌های اجتماعیتان را تقویت کنید.
روابط یکی از مهمترین قسمت‌های زندگی ماست و تقویت مهارت‌های اجتماعی یکی از مهمترین چیزهایی است که هر فردی باید یاد بگیرد. بهتر کردن نتایجی که در این زمینه می‌گیرید و به دست آوردن اطمینان بیشتر به مهارت‌های اجتماعیتان اعتمادبه‌نفستان را به طور کلی بالا خواهد برد.
 
19. به جای اینکه به درون توجه کنید، به بیرون توجه کنید.
وقتی با دیگران رابطه برقرار می‌کنید و گاهی‌اوقات وقتی تنها هستید، بد نیست که توجه ذهنتان را به بیرون دهید تا به درون. مشکل توجه به درون این است که در بسیاری از موقعیت‌ها باعث می‌شود به ظاهرتان، اینکه چه گفته‌اید و دیگران چه گفته‌اند فکر کنید. تمرکز به بیرون درکنار اینکه به بالا بردن اعتمادبه‌نفستان کمک می‌کند، راهی عالی برای تقویت مهارت‌های مردمی و اجتماعیتان هم هست.
 
20. اطرافیانتان را از افراد مثبت‌اندیش انتخاب کنید.
افرادیکه با آنها نشست و برخاست می‌کنید می‌توانند موجب شادی یا ناراحتی شما شوند. ازآنجا که ما زمان زیادی را با مردم سپری می‌کنیم، خیلی مهم است که کنار افراد مثبت—یا حداقل به طرزی منطقی خنثی-- باشیم. بودن یک یا دو نفر منفی‌باف می‌تواند تاثیر شگرفی بر شما بگذارد و روز به روز روحیه‌تان را خراب‌تر کند.
 
21. اطلاعات، تاثیرات و احساسات مثبت جذب کنید.
بیشتر اخبار و حوادث جامعه تصویری منفی از دنیا و خودتان به شما می‌دهد. اطلاعاتی که دوروبرتان است هم درست مثل افراد دوروبرتان می‌توانند تاثیر شگرفی بر شما داشته باشند. خودتان انتخاب کنید که دوست داری چه ببینید، بشنوید و بخوانید. فقط چیزهایی را انتخاب کنید که برایتان فایده‌بخش باشند.
 
22. مثبت بیندیشید.
اینکه سعی کنید دنیا و زندگیتان را از دریچه‌ای مثبت نگاه کنید کمی سخت است و زمان می‌برد. مخصوصاً اگر سالهای زیادی را با تفکر منفی زندگی کرده باشید.
 
23. خودتان را با خودتان مقایسه کنید، نه با دیگران.
این درد نالازم زیادی را از زندگیتان بیرون می‌کند. مسئله اینحاست که اگر از یک نفر بگذرید، کس دیگری را می‌بینید که از شما موفق‌تر باشد. و حس برنده بودن موقتیتان دوباره به احساس ترس و اضطراب تبدیل خواهد شد. پس سعی کنید فقط روی خودتان تمرکز کنید، نه آدم‌های دور و برتان و مهم نباشد که دیگران تا چه اندازه موفق هستند. خودتان را با خودتان مقایسه کنید. پیشرفت کنید و رشد خودتان را بررسی کنید و خواهید دید که شادتر، موفق‌تر و بااعتمادبه‌نفس‌تر زندگی خواهید کرد.
 
24. شکست را دوباره تعریف کنید.
اینکه چطور به شکست نگاه کنید تعیین می‌کند که قبل یا بعد از هر شکست چه اندازه اعتمادبه‌نفستان پایین بیاید. تعریفی از شکست که با آن بزرگ شده‌ایم ممکن است بهترین معنای آن نباشد. اگر به موفق‌ترین آدم‌ها نگاهی بیندازید خیلی زود متوجه می‌شوید که واکنش متفاوتی به شکست دارند که با واکنش آدم‌های عادی فرق می‌کند.
آنها شکست یا طردشدگی را آنقدرها جدی نمی‌گیرند. آنها می‌دانند که اگر شکست بخورند آخر زندگی نیست. برعکس سعی می‌کنند وقتی به هر شکست نگاه می‌کنند قسمت‌های خوب آن را ببینند: اینکه طور می‌توانند از آن درس بگیرند تا برای دفعه بعدی بهتر شوند.
آنها می‌دانند که اگر اولین تلاش کاریشان با شکست مواجه شود برای مدتی احساس خیلی بدی دارد اما در طولانی‌مدت هیچ اشکالی متوجه آنها نیست. آنها از آن درس می‌گیرند و دوباره امتحان می‌کنند. اگر کسی آنها را طرد کند آیا دست برمی‌دارند؟ مطمئناً نه. آنها می‌دانند که هفته بعد یا هفته بعد از آن ممکن است کس دیگری را پیدا کنند که باز برای آنها جذاب باشد.
آنها می‌دانند که آدم‌های خوب زیادی هستند. فرصت‌های شغلی خوب زیادی وجود دارد. اما این را هم یاد گرفته‌اند که برای موفق شدن در هر چیزی باید حداقل 5، 10 یا 20 مرتبه شکست بخورید







نه تلخم ، نه شیرین ، مزه ی بی تفاوتی میدهم این روزا ، جنس حالم زیاد مرغوب نیست

خارج شده است
04 آبان 1390,ساعت 14:47:41
پاسخ #48 در:
ZAGHI
تشكر
-اهدا شده: 706
-دريافت شده: 688


دیگه راه افتاده
*
محبوبيت : 40
آفلاین آفلاین
تعداد ارسال: 563
پاسخ : روانشناسی
آیا شما آدم نرمالی هستید ؟
اخلاق بخش عمده‌ای از پیكره نرمال بودن را تشكیل می‌دهد. اخلاق، انسان را وادار به پیروی از برخی باورهای ارزشی و متعالی می‌كنند. ما در روان‌شناسی، انسان را مظهر تعالی خداوند می‌دانیم...

13 ویژگی آدم های نرمال
یعنی ایمان به خداوند، ایمان به ارزش‌ها، ایمان به مقدسات تعریف شده كه بخشی از آن به مقدسات و ارزش‌های متعالی برمی‌گردد و بخشی از آن نیز به اخلاق و صفات خوب متعالی مانند توكل، امید و... مربوط می‌شود و فرد نرمال چنین اخلاقی دارد و به آنها تمسك می‌جوید.

1.بخشندگی و دست و دلبازبودن:
فرد نرمال، فقط دریافت‌كننده محبت نیست و خود نیز به دیگران مهر می‌ورزد، بنابراین فردی كه همنوعش برایش مهم نیست و روابط عاطفی‌اش با فرزند، همسر، دوست، خواهر و برادر و... كند یا ضعیف است یا برعكس آنقدر روابط عاطفی‌اش بیش از حد می‌شود كه به وابستگی می‌انجامد نرمال نیست.

2.داشتن هوش اجتماعی:
فرد نرمال باید هوش اجتماعی داشته باشد تا بتواند به دنبال فعالیت‌های شغلی و عملكردی برای بروز و ایجاد یك فعالیت مولد باشد. فعالیت‌های غیرمولد و بی‌فایده و بی‌ارزش، مانند بسیاری از فعالیت‌هایی كه در جهت خلاف است یا انجام آنها فایده‌ای برای فرد یا افراد جامعه ندارد، فعالیت غیرمولد شناخته می‌شود.

3.قدرت حل مساله:
فردی كه قدرت حل مساله دارد، در برابر مشكلات تسلیم نمی‌شود و سعی می‌كند برای مشكلات خود راه‌حل پیدا كند. طبیعی است برای رسیدن به این هدف باید واقعیت‌های موجود را درك كرد. افرادی كه از این درك عاجزند و تفكرات سحرآمیز دارند، به رمل و اسطرلاب، جادو و سحر و دعانویسی و كف‌بینی و موضوعات خرافی می‌پردازند، قدرت حل مساله ندارند زیرا نمی‌توانند واقعیت‌های موجود را قبول كنند. نكته قابل توجه اینكه حتی در حل مساله، تكرار مكررات هم طبیعی نیست بلكه فرد باید برای حل مشكلاتش ابداع و تنوع در تصمیم‌گیری داشته باشد.

4.گذشت، بخشندگی و مروت:
فرد نرمال باید گذشت و بخشش داشته باشد و سخت و غیرقابل انعطاف نباشد و در عین حال بتواند خشم خود را بروز دهد. فردی كه مدام خشمش را فرومی‌خورد و جرات ابراز احساسات خود را ندارد، نرمال نیست. البته بروز خشم باید بدون صدمه و اهانت به خود و دیگران باشد و فرد نباید ذره‌ای به شخصیت خود یا دیگران لطمه بزند.

5.قدرت مقابله با استرس:
واقعیت این است كه ما در فضایی از استرس و اضطراب به سر می‌بریم. فرد نرمال باید بتواند با این استرس‌ها مقابله یا از مكانیسم‌های مقابله‌ای برای رفع استرس‌ها استفاده كند تا خود را با هر استرسی انطباق دهد و با آن مقابله كند. متاسفانه ما با بسیاری از فقدان‌ها، مشكلات مالی و اقتصادی، مسایل اجتماعی و محیطی، مسایل سیاسی و... روبرو هستیم. فرد باید بتواند با این استرس‌ها كنار بیاید. كسی كه زود می‌شكند و در برابر اندك استرسی كمر خم می‌كند، نرمال نیست. هركس ممكن است یك عزیز، مال یا شغلش را از دست بدهد، اما باید بتواند محرومیت‌ها را تحمل كند و در برابر این فقدان‌ها قدرت مانور و سوگواری داشته باشد و به پذیرش نهایی واقعیت برسد.

6.قدرت مدیریت:
فرد نرمال باید قدرت مدیریت محیط اطرافش و محیطی كه در آن زندگی یا كار می‌كند، داشته باشد و این به یك مدیریت ذاتی نیاز دارد.

7.در نظر گرفتن جوانب احتیاط:
فرد نرمال باید همه جوانب احتیاط را رعایت كند و به اصطلاح خود را ارزان نفروشد. البته منظور این است كه بدبین باشد زیرا بدبینی خود غیرطبیعی است اما احتیاط، وجه مهمی از نرمال بودن است. فرد باید برای انجام معاملات اقتصادی، روابط بین فردی، امور اداری و شغلی و... محتاطانه عمل و رفتار خود را كنترل كند.

8.آموختن و آموزش:
فرد باید خودش را برای زندگی سرمایه‌گذاری كند. باید دانش و آگاهی داشته باشد و واقع‌بینانه به سرنوشتی كه بر او در زمان و مكان خاصی كه قرار دارد تحمیل شده، بپذیرد و در این زمینه آموزش ببیند زیرا اگر از مسایل پیرامون خود آگاهی نداشته باشد و آنها را نپذیرد، طبعا رفتار غیرطبیعی از خود نشان می‌دهد و دچار آسیب‌شناسی روانی می‌شود و در گروه بیماران قرار می‌گیرد. فرد نرمال باید عاشق یادگیری باشد و بتواند موضوعات مختلف را طراحی و سازماندهی كند.

9.كنجكاوی و علاقه‌مندی:
انسان‌های بی‌تفاوت، بی‌احساس، غیركنجكاو و غیرعلاقه‌مند به موضوعات روزمره، انسان‌های نرمالی نیستند بنابراین فردی كه زیبایی‌ها را تقدیر و تحسین نمی‌كند و نسبت به آنها كنجكاو نیست طبیعی و نرمال نیست.

10 آینده‌نگر بودن:
فرد نرمال باید در مورد آینده خود جهت‌گیری داشته باشد و بداند چه آینده‌ای برای فردا و فرداهایش در نظر دارد، بنابراین باید برای سنین جوانی، میانسالی و سالمندی خود برنامه‌ریزی كند.

11.خلاقیت و نوآوری:
فرد نرمال باید خلاق باشد و ایده داشته باشد و به دیگران و محیط كار و زندگی خود ایده بدهد. از سوی دیگر باید استقلال داشته باشد و اهداف مناسبی در سر بپروراند. فردی كه وابسته است، نمی‌تواند اهداف درستی را برای آینده خود برنامه‌ریزی كند.

شناسایی نیازها:
فرد نرمال باید نیازهایش را بشناسد و به ارزش‌های وجودی خود پی ببرد و بتواند به مجهولات موجود در آنچه به عنوان واقعیت‌های موجود ذهن خود و اطرافیانش فراگرفته است، پاسخ دهد.

12.شور و هیجان:
افراد نرمال باید در انجام امور از خود شوق و حرارت نشان دهند. افراد بی‌حال و بی‌احساسی كه از خود شوق و شوری نشان نمی‌دهند، به خصوص در مسایل خانوادگی و اجتماعی، افرادی سرد و بی‌احساس هستند نه نرمال.

13.عادل بودن:
عدالت صفت بسیار خوبی است كه باید آن را در انسان‌های نرمال جستجو كنیم. فرد باید نسبت به شهروندان و خانواده خود عادل باشد و اگر نباشد از خود رفتارهای پرخاشگرانه، بی‌تفاوتی، بی‌احساسی، بی‌توجهی، بی‌عاطفگی و... نشان می‌دهد.






يادم رفت فراموشت كنم پدر جان

خارج شده است
05 آبان 1390,ساعت 15:09:26
پاسخ #49 در:
ZAGHI
تشكر
-اهدا شده: 706
-دريافت شده: 688


دیگه راه افتاده
*
محبوبيت : 40
آفلاین آفلاین
تعداد ارسال: 563
پاسخ : روانشناسی
داشتن کودکی شاد و با استعداد با این 50 کار
شاید شما نتوانید به فرزند خود یاد بدهید که خوشحال باشد ولی فراهم کردن امکانات و بستر مناسب برای خوشبختی و شاد زیستن فرزند، هدیه‌ای است که فقط شما می‌توانید به فرزندتان بدهید. در همین رابطه ما روشهایی را به شما پیشنهاد می‌کنیم که می‌توانند شما را در فراهم کردن این خوشبختی در سایهٔ به ظهور رساندن استعدادهای خدادادی او، به فرزندتان یاری دهند.
شاید شما نتوانید به فرزند خود یاد بدهید که خوشحال باشد ولی فراهم کردن امکانات و بستر مناسب برای خوشبختی و شاد زیستن فرزند، هدیه‌ای است که فقط شما می‌توانید به فرزندتان بدهید.

دوران کودکی همواره به عنوان بهترین و شاد‌ترین دوره زندگی انسان شناخته شده است. کودکی دنیائی از معصومیت و پاکی در کنار شادی و سبکبالی را در ذهن تداعی می‌کند.اما مسئله اینجاست که شادی و نشاط آموختنی نیست و شکوفایی استعدادهای او هم نباید بدون در نظر گرفتن علائق او باشد.

شاید شما نتوانید به فرزند خود یاد بدهید که خوشحال باشد ولی فراهم کردن امکانات و بستر مناسب برای خوشبختی و شاد زیستن فرزند، هدیه‌ای است که فقط شما می‌توانید به فرزندتان بدهید. در همین رابطه ما روشهایی را به شما پیشنهاد می‌کنیم که می‌توانند شما را در فراهم کردن این خوشبختی در سایهٔ به ظهور رساندن استعدادهای خدادادی او، به فرزندتان یاری دهند.

۱. به فرزند خود اجازه دهید علائق خود را کشف کند. به بازی‌ها و فعالیتهایی که او انتخاب می‌کند توجه نشان دهید. این گونه بازی‌ها می‌تواند اطلاعات بسیاری درباره استعدادهای نهفته فرزندتان در اختیار شما قرار دهد.

۲. فرزند خود را روی طیف وسیعی از تجارب قرار دهید. این امر باعث فعال شدن استعدادهای نهفته می‌گردد. فکر نکنید چون او علاقه‌ای نشان نمی‌دهد، بنابراین استعدادی هم در آن زمینه ندارد.

۳. بگذارید مرتکب اشتباه شود. اگر همه کار‌ها را به طور کامل و بی‌نقص انجام دهد، هرگز برای کشف و گسترش یک استعداد، خطر نخواهد کرد.

۴. سؤال بپرسید. با پرسیدن سؤالهای اساسی از قبیل: چرا آسمان آبی است؟ به کودک خود کمک کنید تا با شگفتیهای دنیا مواجه شود. به اتفاق هم پاسخ سؤال را بیابید.

۵. پروژه‌های خانوادگی ویژه‌ای را طرح ریزی نمایید. فعالیتهای مشترک می‌تواند استعدادهای جدید را بیدار کند و گسترش دهد.

۶. کودک را مجبور به یادگیری نکنید. این امید که برای پیشرفت و رشد دادن استعدادهای کودکان، باید هر روز درسهای خاصی را به آنان آموخت، ممکن است آنان را مضطرب یا دلزده سازد.

۷. انتظارات سطح بالایی داشته باشید، اما این انتظارات باید واقع بینانه باشند.

۸. در انجام کار‌ها، کودک خود را سهیم کنید. بگذارید او با انجام کار‌ها موفقیت را در ذهن خود مجسم کند. بگذارید ببیند که شما درگیر فعالیتهای معنادار هستید و به او اجازه دهید درگیر این فعالیت‌ها شود.

۹. محیطی را فراهم آورید که به لحاظ تحریکات حسی غنی باشد. مواد و اسبابهایی را در خانه قرار دهید که حواس کودک را تحریک می‌کنند، موادی از قبیل: نقاشی با انگشت، آلات موسیقی و عروسک‌های خیمه شب بازی.

۱۰. شور و اشتیاق خود را به یادگیری فعال حفظ کنید.

۱۱. کودک خود را با برچسب زدن به او محدود نکنید. این برچسب‌ها ممکن است شرایطی را به او تحمیل نماید که با استعدادهای ذاتی‌اش همخوانی ندارند.

۱۲. به عنوان خانواده و با یکدیگر به بازی بپردازید.

۱۳. برای فعالیتهایی نظیر خواندن، گوش دادن به موسیقی و صحبت کردن برنامه زمانی منظم در نظر بگیرید.

۱۴. مواردی را برای کودک در نظر بگیرید که همواره بتواند با رجوع به آن‌ها به دنیای خود دسترسی داشته باشد.

۱۵. بگذارید فرزندتان به فعالیتهای گروهی که مورد علاقه‌اش هستند، بپردازد.

۱۶. برای پرورش خلاقیت کودک خود داستانهای طنز آمیز برایش بخوانید.

۱۷. فعالیتهایی را که فرزندتان انجام می‌دهد مورد انتقاد یا قضاوت قرار ندهید. اگر احساس کند مورد ارزشیابی قرار می‌گیرد، احتمالا «شکوفاسازی استعدادهای خود را پیگیری نخواهد کرد.

۱۸. با کودک خود بازی کنید و از این طریق سرزندگی و شوخ طبعی خود را به او نشان دهید.

۱۹. خانواده را در موفقیتهای خود سهیم کنید. درباره اتفاقات خوشایندی که طی روز اتفاق افتاده‌اند، صحبت کنید تا عزت نفس او از این طریق افزایش یابد.

۲۰. کاری کنید که فرزندتان به کامپیو‌تر خانه، مدرسه یا یک کتابخانه عمومی دسترسی داشته باشد.

۲۱. به صحبتهای کودک خود گوش فرا دهید. چیزهایی که او به آن‌ها اهمیت بسیاری می‌دهد، می‌تواند سرنخی از استعدادهای خاصی باشد که از آن‌ها برخوردار است.

۲۲. فضای خاصی را در خانه برای پرداختن به فعالیتهای خلاقانه در نظر بگیرید.

۲۳. هنگامی که کارهای روزمره‌ای را که به عهده فرزندتان گذاشته‌اید، با موفقیت انجام می‌دهد، حس مسئولیتش را در انجام کارهای خانه مورد قدردانی قرار دهید.

۲۴. بصورت خانوادگی از مکانهای جدید دیدن کنید.

۲۵. بازی‌های بازپاسخ به فرزند خود بدهید. اسباب بازی‌هایی مانند سر هم کردن قطعات و عروسکهای دستی باعث تشویق بازیهای تخیلی می‌شود.

۲۶. بگذارید در روز تا حدی به رویا‌پردازی و کنجکاوی بپردازد.

۲۷. داستانهای الهام بخشی را بخوانید که قهرمانانشان در زندگی موفقیت‌هایی را کسب کرده‌اند.

۲۸. با دادن جایزه به فرزند خود رشوه ندهید. از مشوقهایی استفاده کنید که به کودک این پیام را منتقل می‌کنند که یادگیری نباید به خاطر گرفتن جایزه باشد.

۲۹. اجازه بدهید فرزندتان به گروههای همسالی بپیوندد که همگام با استعدادهای او هستند.

۳۰. برای برانگیختن علائق کودک، درباره خبرهایی که می‌شنوید، با او به بحث بپردازید.

۳۱. سوگیریهایی جنسیتی را تشویق نکنید. برای کودک خود هم اسباب بازی‌ها و فعالیتهای زنانه و هم مردانه تدارک ببینید.

۳۲. از مقایسه کودک خود با دیگران اجتناب ورزید. به او کمک کنید تا عملکرد فعلی خود را با عمکرد گذشته‌اش مقایسه کند.

۳۳. سعی کنید پدر یا مادری اقتدارگرا باشید.

۳۴. برای برانگیختن علائق و استعدادهای فرزندتان از موقعیتهای گروهی یا جمعی (خارج از منزل) بهره ببرید. با هم به کتابخانه، موزه، کنسرت، یا مسابقه بروید.

۳۵. پاداشهایی به فرزندتان بدهید که نقاط قوتش را تقویت می‌کند.

۳۶. کودکتان را به صحبت درباره آینده‌اش تشویق کنید. از دیدگاههای او حمایت کنید بدون آنکه به سمت حیطه یا رشته‌ای خاص هدایتش نمایید.

۳۷. کودک خود را با افراد جالب و موفق آشنا کنید.

۳۸. خانه خود را به عنوان فضایی برای یادگیری تلقی کنید. فضای آشپزخانه و آشپزی برای آموزش ریاضیات و علوم بسیار مناسب است.

۳۹. در احساسات با یکدیگر سهیم شوید. سرکوبی حوادث می‌تواند به سرکوبی استعدادهای کودک بیانجامد.

۴۰. کودک خود را تشویق به خواندن کنید.

۴۱. ابداعات و ساخته‌های کودک خود را به شوخی نگیرید.

۴۲. با کودک خود فعالیتهایی را انجام دهید که در ارتباط با علائق و استعداد‌هایش است.

۴۳. به کودک خود بیاموزید که به قوه شهود خویش اعتماد کند و به ظرفیت‌هایش اعتماد داشته باشد.

۴۴. به کودک خود حق انتخاب بدهید. این عمل، قدرت اراده او را مستحکم و حس نوآوری را در وی بیدار می‌کند.

۴۵. به کودک خود یاد بدهید که برای شکوفا ساختن استعداد خویش چگونه از کتاب‌ها استفاده کند. به عنوان مثال، برای یادگیری» درست کردن چیزی «از کتابهای» چگونه... «استفاده کند.

۴۶. در گوشه‌ای از خانه فضایی را برای به نمایش گزاردن ساخته‌ها و جایزه‌های کودک اختصاص دهید.

۴۷. کودک خود را تشویق کنید تا در حیطه‌هایی که با مشکل مواجه است، دست و پنجه نرم کند و کلنجار برود. به او کمک کنید تا با هر محدودیتی رو در رو شود.

۴۸. رابط بین دنیای واقعی و استعدادهای خاص کودک خود باشید. به او کمک کنید راهی برای نشان دادن استعداد‌هایش بیابد.

۴۹. کودک را با مطالبی آشنا کنید که درباره افتخارات و استعدادهای کودکان است. کتابهایی مانند» مهندس کوچکی که می‌توانست... «می‌تواند نگرش» می‌توانم انجام دهم «را تشویق کند.

۵۰. کودک خود را‌‌ همان طور که هست بپذیرید.






يادم رفت فراموشت كنم پدر جان

خارج شده است
07 آبان 1390,ساعت 22:30:27
پاسخ #50 در:
ZAGHI
تشكر
-اهدا شده: 706
-دريافت شده: 688


دیگه راه افتاده
*
محبوبيت : 40
آفلاین آفلاین
تعداد ارسال: 563
پاسخ : روانشناسی
اگر تازه ازدواج کرده‌اید، از این خطاها بپرهیزید

زوج‏های جوان شباهت زیادی به دانشجوهای سال اول دانشگاه دارند. آنها تازه مشغول یادگیری خم وچم زندگی مشترک‌اند. آگاهی از اشتباهات معمول در اوایل ازدواج می‏تواند کمک کند که مانع بروز آنها شویم. در پیچ و خم دل‌دادگی و حرف‌های نگفته جوانی، واقعیت‌های یک عمر زندگی در کنار یکدیگر و تجربه حوادث تلخ و شیرین و مهارت‌های لازم برای شناخت و تجزیه و تحلیل مشکلات زندگی فراموش می‌شود. یادآوری چند نکته به همه ما کمک می‌کند تا مسافتی دورتر از شروع زندگی مشترک و رویاپردازی‌های عاشقانه را مشاهده کنیم...

● فکر نکردن به فردای ازدواج
بعضی از همسران جوان آنچنان سرگرم جشن ازدواج می‌شوند که نمی‌دانند درگیر چه مسایلی شده‌اند. شما متاهل شده‌اید. جشن ازدواج شاید سرگرم کننده باشد اما فقط یک روز است. اکنون شما ناچارید با یکدیگر زندگی کنید، با هم کنار بیایید و خانواده خودتان را تشکیل دهید. از برنامه‌های جشن و بازتاب آن، از تماشای فیلم عروسی تا تجدید خاطرات با دوستان لذت ببرید، اما تمام مدت، تصویر بزرگ‌تری را در ذهن داشته باشید.

● تلاش برای عوض کردن خلقیات همسر
به احتمال قوی، شما به این دلیل با همسر خود ازدواج کرده‌اید که عاشقش بوده‌اید. اگر اینطور باشد، هیچ دلیلی وجود ندارد که او را تغییر دهید. بدون شک، افراد بالغ به طرز چشم‌گیری تغییر نمی‌کنند. پس بهترین اطمینان شما این است که همسر خود را قبول کرده و او را به خاطر منحصر به فرد بودنش و تفاوت‌هایی که با دیگران دارد، دوست بدارید. تلاش برای عوض کردن همسرتان فقط احساسات او را جریحه‌دار کرده و زندگی مشترک شما را خراب می‌کند.

● رابطه بد با خانواده همسر
اگر تا این لحظه به رابطه شما لطمه وارد شده، دست به هر کاری بزنید تا رابطه خود با خانواده همسرتان را بهبود ببخشید. اولین نفری باشید که صلح را برقرار می‌کند، زیرا هنگام دعوای شما با خانواده همسرتان، تنها کسی که آزرده خاطر می‌شود، همسرتان است که احساس می‌کند بین شما گیر افتاده است.

● مشاجره به‌جای گفتگو

پرخاشگری و فریاد زدن و جیغ کشیدن در حل مشکل یا اختلاف نظرها به شما و همسرتان کمکی نمی‌کند. گفتگوی آرام و منطقی شما را به پیش خواهد برد. اگر هنگام مجادله با همسرتان، نتوانید خودتان را کنترل کنید، زندگی تان را به مخاطره می‌اندازید. پس هر کاری را که شامل این موارد است از استراحت در میانه بحث تا طلب کمک به وسیله روش‌های درمانی انجام دهید.

● کوتاه بودن افق دید
هیچ‌کس دوست ندارد درباره مسایل سنگینی مثل کنترل مسایل مالی، راه‌های ممکن در صورت بچه‌دار نشدن، نحوه آمادگی برای اتفاقات پیش‌بینی نشده‌ای مثل مرگ، بحث کند. با این حال اکنون که متاهل شده‌اید، چاره‌ای جز صحبت درباره این موضوعات ندارید. ازدواج شما به این مسایل وابسته است. عاقل باشید و در مورد تمامی این مسایل با همسر خود صحبت کنید. در صورت لزوم با دیگران مشاوره داشته باشید اما این مسایل را نادیده نگیرید. زندگی، تنها تفریح و مهمانی و خوشی نیست. درخود توانایی پذیرش مشکلات بزرگ‌تر را داشته باشید.

● دعواهای بیهوده
هر انسان متاهلی با همسر خود بر سر مسایلی بحث می‌کند، از باز گذاشتن سر خمیردندان تا آویزان کردن لباس روی دستگیره در که در نظر دیگران بی معنی است. بحث‌های خود را برای مسایل مهم‌تری نگه دارید. این دلخوری‌ها را به حال خود بگذارید. به راستی اگر تنها اشتباه همسر شما انداختن جوراب‌های کثیف روی زمین است، باید خودتان را خوش‌شانس بدانید.

● حسادت
همسرتان شما را برای زندگی انتخاب کرده است. حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به همسرتان می‌شود که تصور می‌کند شما به او اعتماد ندارید. اگر او همیشه قابل اعتماد بوده است، نباید با حسادت خود حتی برای او ایجاد مزاحمت کنید. این برای یک رابطه زناشویی سم است.

● زندگی کردن مانند مجردها
اکنون زمان آن رسیده که بزرگ شوید. گردش شبانه رفتن با دوستان، زمانی اشکال نداشت که شما مجرد بودید و هیچ کس در منزل منتظر شما نبود. به عنوان یک فرد متاهل، انجام بعضی کارها شایسته نیست. شما می‌دانید درست و غلط چیست. پس سعی شما بر این باشد که کار درست را انجام دهید.

● غرور در زندگی مشترک
زن یا شوهری که بعد از هر مشاجره بر عذرخواهی اصرار دارد، همیشه برنده است و کسی که مهر و محبت همسر خود را انکار می‌کند، هیچ کار مفیدی برای زندگی مشترک‌شان انجام نمی‏دهد. او اجازه می‌دهد غرور و روش‌های حل مشکلات و عشق و علاقه او به همسرش راه پیدا کند و رابطه آنها به نتیجه برسد. باید ملایم‌تر باشید و راهی پیدا کنید که مسوولیت اعمال خود را به گردن بگیرید.

● با هم نبودن
باید مانند یک گل از زندگی مشترک خود مراقبت کنید. گل، بدون آب، نور خورشید و مراقبت هرگز رشد نخواهد کرد. بنابراین، باید برنامه‌ریزی کنید تا مدت زمان بیشتری را در کنار همسر خود باشید.




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

ثنا

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



يادم رفت فراموشت كنم پدر جان

خارج شده است
08 آبان 1390,ساعت 15:23:15
پاسخ #51 در:
ZAGHI
تشكر
-اهدا شده: 706
-دريافت شده: 688


دیگه راه افتاده
*
محبوبيت : 40
آفلاین آفلاین
تعداد ارسال: 563
پاسخ : روانشناسی
روان شناسی تنبلی
از نظر روانشناسی، اهمالکاری یا تنبلی یعنی به آیندهمحول کردن کاری که تصمیم به اجرای آن گرفته ایم. به طور کلی، به تعویق انداختن کار،رفتاری ناپسند و ناراحت کننده است که پیامدهای ناخوشایندی در بر دارد و هرگز نمیتواناز تاخیر در انجام کارها، به تصور و گمان بهتر ارائه کردن آنها دفاع کرد.
عقب انداختن کارها بلایی است که هزینه های زیادی هم دارد. موکول کردن کارها به آینده نه تنها موجب از بین رفتن بازدهی می شود، بلکه پشیمانی و تأسف و کاهش اعتماد به نفس را نیز به دنبال دارد. به تمام این دلایل، روان شناسان علاقه مندند که بدانند چه در ذهن می گذرد که باعث می شود انجام آنچه برای آن برنامه ریزی کرده ایم سخت شود. آیا ما طوری برنامه-ریزی شده ایم که کارها را به تعویق بیاندازیم؟ یک تیم بین المللی روان شناسی به رهبری سین مک کرا (Sean McCrea) از دانشگاه کنستانز (Konstanz) در آلمان علاقه مند بودند تا بدانند آیا رابطه ای بین طرز تفکر ما در مورد کار و تمایل به عقب انداختن آن وجود دارد یا نه. به عبارت دیگر، آیا احتمال دارد که ما برخی از کارها را به لحاظ روان شناختی بافاصله بدانیم و در نتیجه به جای آنکه الان به سراغ آنها برویم بخواهیم آنها را در انتها انجام دهیم؟

در این تحقیق ، به شیوه علمی درباره ی ((تنبلی و اهمالکاری)) یا ((به تعویق انداختن کار)) بحث شده علل و انگیزه های رفتاری آن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته ، سپس راههای عملی مبارزه با آن ارائه شده است.

واژه ((اهمالکاری)) ، ((تنبلی)) ، ((سهل انگاری)) ((مسامحه کاری)) و ((به تعویق انداختن کار)) معادل کلمه ی انگلیسی Procrastination به کار رفته است. البته هیچ کدام مفهوم کامل را در بر نمی گیرد.

((اهمالکاری)) رفتاری است فراگیر که بین افراد جامعه در سطوح مختلف از افراد عامی گرفته تا دانشمندان فرهیخته ، مصادیق مختلف آن دیده می شود .مطالب این تحقیق در عین استفاده ی کاربردی ، برای عموم افراد جامعه ، دانشجویان روان شناسی عمومی و بالینی، علوم تربیتی ، مشاوره و راهنمایی و علوم اجتماعی مفید و سازنده خواهد بود.

چه تعداد از تحصیل کرده ها به اهمالکاری و تنبلی عادت دارند و کارهای خود را از امروز به فردا می سپارند؟ این سوال جدی است . چه کسی می تواند به آن پاسخ بدهد؟ قطعا هیچ کس ! حدس بر این است که 95% مردم به این بیماری مبتلا هستند.

اگر ضرب المثل های عاميانه فارسی را مرور کنيم به موارد جالب توجهی بر می خوريم، که در آن، «نشانه» هايی از ويژگی های فرهنگ ايرانی نمود پيدا کرده است; "چو فردا شود، فکر فردا کنيم"، "جور مرا بکش"، "نان گدايی را گاو خورد ديگر به کار نرفت"، "اين طفل يکشبه ره صد ساله می رود"، "هر چه پيش آيد خوش آيد"، "جيم شدن" و... همه اين ضرب المثل ها بيان کننده خصوصيتی از فرهنگ ايرانی است و آن چيزی نيست جز " تنبلي"، آيا ايرانی ها تنبل هستند؟آیا ایرانیان تنبل تر از مردمان دیگر نقاط جهان هستند؟ اینپرسشی است که بارها مطرح شده است و بسیاری از پژوهشگران ایرانی معتقدند یکی ازخصوصیات اصلی ایرانیان تنبلی است.نتايج تحقيق تطبيقی نشان می‌دهد که ميزان تنبلی ايرانيان از متوسط جهانی بيشتر است و تنها کشورهای عربی و آفريقايی هستند که بيش از ايرانيان دچار تنبلی هستند.

در بن بيشتر مشکلات ايرانيان و مشخصه‌هايی که کم و بيش، از آنها با عنوان آسيب‌های فرهنگی و يا اجتماعی ياد می‌کنند، خصوصيتی اخلاقي را مشاهده می‌کنيم که به اعتقاد برخی از  صاحب‌نظران، بسياری از ويژگی‌های نامطلوب ما بر روی آن سوار شده است و در فرهنگ و خصلت جمعی ما بسيار ريشه دارد. اين خصوصيت اخلاقی، تنبلی اجتماعي است که بسياری از عادات فرهنگی و صفات اجتماعی ما از آن مايه می‌گيرند و تغذيه می‌کنند.

آنچه روشن است «تنبلی اجتماعی» يکی از مهمترين ويژگی‌های رفتاری ناپسند ايرانيان است. اين مساله بويژه در عدم تمايل به درس خواندن در مدارس و دانشگاه‌ها، و در کار اداری کارمندان، و در ميزان بالای تماشای تلويزيون در ايران به جای کتابخوانی، و در تمايل زياد به استخدام در دستگاه دولتی و عدم تمايل برای کسب تخصص و مهارت و کارآفرينی، در وجود تعطيلی فراوان سالانه، در پديده‌ای به نام بين التعطيلين، و در موارد فراوان ديگر موجود است.

تنبلی چیست؟
از نظر روانشناسی، اهمالکاری یا تنبلی یعنی به آیندهمحول کردن کاری که تصمیم به اجرای آن گرفته ایم. به طور کلی، به تعویق انداختن کار،رفتاری ناپسند و ناراحت کننده است که پیامدهای ناخوشایندی در بر دارد و هرگز نمیتواناز تاخیر در انجام کارها، به تصور و گمان بهتر ارائه کردن آنها دفاع کرد. اهمالکاریبه هر شکلی که باشد، رفتاری نامطلوب و نکوهیده است که بتدریج در وجود انسان به صورتعادت درمی آید. پس با آن مبارزه کنید، زیرا پیامدهای تاخیر در کار، برای خود شخص نیزرنج آور است و احساسی که از این تاخیر در او ایجاد می شود، علاوه بر زیانهای پیش بینیشده و نشده، شرمساری و بیزاری از خویشتن را نیز در بر دارد.

از نظر آماری، این عادت نزد بیشتر مردم رایج است و بسیار نادرندکسانی که دچار این بیماری نباشند. عادت به تعویق انداختن کار در انسان، نظیر بسیاریاز عادتهای دیگر همچون پرخوری و سیگار کشیدن، جنبه فراگیر دارد و مردم با این که اززیان آنها آگاه هستند، با وجود این از کنارش بی توجه می گذرند.

ما عادت داریم برای خطاهای خود ازجمله تاخیر در کارها، به عذر وبهانه و منطقی جلوه دادن آن رو آوریم، در نتیجه با این کار خود، به تجدید و تقویتآنها کمک می کنیم. وقتی برای به تعویق انداختن کارهای خود عذر و بهانه می آورید، درحقیقت آن را موجه جلوه می دهید و عواقبش را از یاد می برید.

وجود نشانه های افسردگی ، خستگی ، سردردهای شدید، بی خوابی ، فشارخون و زخم معده در وجود فرد اهمالکار ، گواه بر آن است که او می خواهد خود را از رنج اهمالکاری نجات دهد. اما تنها میل به ترک عادت و سرزنش کردن خود برای رهایی از چنگال آن کافی نیست .
سه وجه مختلف از اهمالکاری

-1 خودشکوفایی: به خصوصیات فرد و هرفهایی که در زندگی به دنبال آن است ارتباط پیدا می کند.

-2 حفظ موقعیت شخصی: به تمام فعالیتهایی اطلاق می شود که فرد برای زندگی خود به کار می برد. همه وظایف شغلی و شخصی او به منظور آنکه از زندگی خود هرچه بیشتر لذت ببرد ، در این تعریف قرار می گیرد.

-3احساس عدم مسوولیت در باره ی دیگران: در کارتان احساس مسوولیت نمی کنید و درزندگی بتدریج دوستانتان را از دست می دهید.اهمالکاری و به تعویق انداختن کارها به طور قابل ملاحظه ای با ماهیت کارهای مختلف ارتباط دارد.

به طور کلی، به تاخیر انداختن کارها از ۳ ناراحتی منشا می گیرد:

الف ) احساس خود کم بینی
به طور نسبی هر کس در مواقعی احساس خود کم بینی می کند. یعنی شخصیتخود را در جایگاهی پایینتر از آنچه هست می بیند و از این نظر دچار ناراحتی می شود یااعتماد به نفس خود را از

دست می دهد و احساس بی ارزشی می کند.این احساس از آن جهت در شخص ایجاد می شود که:

-1هرکسی دوست دارد کارش را هرچه بهتر و کاملتر انجام دهد.

-2اعتماد و محبت دیگران را نسبت به خود جلب کند.

-3با رفتاری مجدانه بر تصورات باطل خود که از ضعف شخصیت سرچشمه می گیرد، غلبه ورزد.

خصوصیات یاد شده در رفتار هر کس به طور نسبی دیده می شود.

گاهی به دلایل مختلف موفق نمی شوید که کارتان را به موقع انجام دهید و در نتیجه احساس شرمندگی می کنید. احیانا به خودتان می گویید Sad( من آدم بدی هستم ، چون کارم را به موقع انجام نداده ام )). خوب کسی که در ارزش وجود خود شک می کند طبیعی است که آمادگی انجام کار خوب را ندارد.

از کار کردن نهراسید و تنها به خوب ارائه کردن آن توجه نداشتهباشید، چون همیشه قضاوت درباره کار انجام نشده، پوچ و بی حاصل است. اگر شما بهایده آل می اندیشید، یعنی می خواهید هر کاری را به بهترین شکل انجام دهید ولینمی توانید ، طبعا ناراضی می شوید.

نارضایتی عاملی است که شما را از فعالیت بعدی بازمی دارد و دیگرحاضر نخواهید بود آن کار را ادامه دهید و این وضع در شما ابتدا به صورت بهانه جویی وسرانجام عادت ظهور خواهد کرد. شما باید بدانید مقصود از کار، انجام آن به نحو احسننیست. هر کار خوب و ظاهرا بی ایراد، خالی از نقص نخواهد بود.

پس سختگیر نباشید و به خود اعتماد داشته باشید. یکی از دلایلبی علاقگی، عدم اعتماد به نفس است، پس خود را باور کنید.

ب ) پایین بودن سطح تحمل (سرخوردگی)
یکی از علل سرخوردگی یا پایین بودن سطح تحمل ، به ((خود رسیدن)) وافراط است؛ مثلا افراط در خوردن، افراط در خوشی، زیاده روی در مصرف مواد مخدر وغیره. عوامل یاد شده موجب ((سرخوردگی)) نمی شوند، ولی بتدریج زمینه را برای آن مهیامی کنند.

پرتوقعی در حقیقت عامل مستقیم سرخوردگی است. دوست دارید درآزمون ادبیات انگلیسی حتما نمره ۲۰ بگیرید یا لااقل نمره ۱۸ و ۱۹، در غیر این صورتترجیح می دهید به تحصیلتان ادامه ندهید. این همان پرتوقعی است که از آن یاد کردیم وطرز فکری است که شما را به تنبلی سوق می دهد، زیرا ترس دارید که توقع شما در حدانتظارتان نباشد و به این دلیل کوشش و سعی لازم را به کار نمی برید، در نتیجه نسبتبه کار بی علاقه می شوید.

در حقیقت ، توقع بیش از حد برای کسب موفقیت هرچه بیشتر ، شما را دچار ترس و فرار از کار کرده است..

هرگاه در کاری به نتیجه بالاتر از میزان استعداد و توانایی خودفکر کنید، باید بدانید به جای این که به ادامه آن تشویق شوید، به بیزاری و انزجاراز آن سوق داده خواهید شد؛ چراکه توانایی شما نمی تواند بیش از حد کارآیی تان در آنباشد. بدون واهمه درباره نتیجه کار به فعالیتهای خود بپردازید.

وقتی میزان توقع شما بیش از حد توانای تان است ، کار برای شما کسل کننده خواهد بود.
تنها اشتغال به کار، شما را از اندیشه های مزاحم نجات خواهد دادو بتدریج درمی یابید که به سوی موفقیت گام برمی دارید و در کارتان احساس بهروزیمی کنید. شما در هر کاری که شروع می کنید، باید از پیش خودرا برای مواجهه با برخیمشکلات آماده کنید. این احتمال کاملا طبیعی و منطقی است. نباید با خود بگویید: «بهعلت مشکلاتی که وجود دارد آن کار را دوست ندارم.» پس در مواجهه با مشکلات شکیباباشید. به خود تلقین کنید که می توانید آن را به شکلی دلخواه انجام دهید. خود اینفکر به شما نیرو می دهد که در جهت مقصود پیش بروید.

ج ) خشم
بسیاری از تنبلی ها نتیجه خشم و پرتوقعی است؛ مثلا شاگردی از ترسمردود شدن، انجام تکالیف درسی خود را عقب می اندازد و از آن نظر که نمی تواند آن رابه طور کامل انجام دهد، بهانه تراشی می کند. مثلا تقصیر را به گردن هم اتاقی خودمیاندازد، استادش را مقصر می داند که تکلیف مشکل برای او تعیین کرده است. والدینش رامقصر می داند که او را به مدرسه برده اند و نسبت به معلمان و والدین خود احساس دشمنیمی کند.

به جای این که از دست خود عصبانی باشد و خود را مقصر بداند، همهتقصیرها را به گردن دیگران می اندازد!

در بررسی آماری که در این مورد به عمل آمده، معلوم شده علت عمدهتنبلی در افراد، پرتوقعی و پایین بودن سطح تحمل آنهاست که به خصومت و تنفر آنها ازاشخاص می انجامد.

چاره تنبلی چیست؟
در پاسخ باید بگوییم کار و کوشش. اگر منطقی فکر کنید ، تنبلی را کنار خواهید گذاشت.

رفتار افراد در مورد شخص تنبل و قضاوت جامعه در مورد او از جمله نگرانیها و ناراحتیهایی است که معمولا افراد تنبل با آن مواجه هستند. انجام کار به موقع هم آسانتر است و هم مزایایی در بر دارد. در صورتی که گذشت زمان، هم کار را مشکلتر می سازد و هم مزایای انجام به موقع آن را از بین می برد. رفتار مسامحه کارانه ناشی از اندیشه شماست. تفکر منطقی می تواند در رفتار شما نقش فعالی داشته باشد. مسامحه کاری از عدم تحرک ناشی می شود. یعنی فرد مسامحه کار کسی است که در کارهایش به سعی و کوشش توجه ندارد.پس منطق و استدلال حکم می کند که هر کس رنج حال را به خاطر راحتی آینده تحمل کند.

درتجزیه و تحلیل روش ((روان درمانی منطقی))، خصوصیات رفتاری در شش مرحله ی زیر مورد بررسی قرار می گیرد:

1. بررسی میزان آمادگی برای کار و فعالیت و استفاده از تجارب در درجه اول قرار دارد و با عنوان ((الف)) مشخص می شود.

2. باورهای منطقی و غیرمنطقی درباره ی فعالیتها و تجارب یاد شده با عنوان ((ب))

3. نتایج احساس باورها، مرحله ی ((ج))

4. بازتابهای رفتاری در ارتباط با انگیزش و هیجان ناشی از سهل انگاری، مرحله ((د))

5. مبارزه با باورهای غیر منطقی، مرحله ی ((ه))

6. مرحله ی شناخت رفتاری-هیجانی در تنبلی

با روش منطقی به باورهای غیرواقعی خود فکر کنید و آنها را در کارتان تاثیر دهید. بدین ترتیب شما به رفتاری منطقی و دور از احساس و هیجان دست خواهید یافت و دیری نخواهد گذشت که برایمبارزه با تنبلی در خود احساس آمادگی خواهید کرد.






يادم رفت فراموشت كنم پدر جان

خارج شده است
25 آبان 1390,ساعت 02:23:04
پاسخ #52 در:
ثنا
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 599
-دريافت شده: 521


*
محبوبيت : 216
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 454
پاسخ : روانشناسی
15 روش فکر کردن افراد موفق


موفق‌ترین افراد دنیا یک خصوصیت مشترک دارند: طرز فکرشان با دیگران فرق دارد.
چون ما هم باور داریم که تفکر هوشمندانه زندگی را تغییر می‌دهد، در اینجا به 15 مورد از بهترین طرزفکرهای افراد موفق اشاره می‌کنیم.
 
فکر کردن یک نظم است. اگر می‌خواهید در آن بهتر شوید، باید روی آن کار کنید.
می‌توانید برای برنامه‌ریزی فکر کردنتان وقت بگذارید مثلاً هر دو هفته یکبار یک نصفه روز، هر یک ماه یک روز کامل و هر سال یک تا دو روز کامل.

ببینید انرژیتان را باید کجا متمرکز کنید، و بعد از قانون 20/80 استفاده کنید.
80 درصد از انرژیتان را به 20 درصد از مهمترین فعالیت‌هایتان اختصاص دهید. یادتان باشد که نمی‌توانید در آنِ واحد همه جا باشید، همه را بشناسید و همه کاری انجام دهید. و از انجام همزمان چند کار اجتناب کنید: ممکن است کارایی شما را به 40% برساند.

افراد موفق خود را در معرض ایده ‌ها و آدم‌های مختلف قرار می‌دهند.
آنها سعی می‌کنند بیشتر وقتشان را با کسانی بگذرانند که آنها را به چالش می‌کشند.

ایده داشتن یک چیز است، دنبال کردن آن چیزی دیگر.
ایده‌ها تاریخ مصرف کوتاهی دارند. باید قبل از اینکه تاریخ انقضای آنها فرا برسد، آنها را عملی کنید.

افکار برای ایجاد شدن نیاز به زمان دارند. اولین چیزی که به ذهنتان می‌رسد را انجام ندهید.
آخرین باری که ساعت 2 صبح یک فکر عالی به سرتان زد و وقتی صبح از خواب بیدار شدید به نظرتان احمقانه می‌رسید، را به خاطر دارید؟
افکار تازمانیکه ماده دارند باید شکل داده شوند و باید مورد بازجویی و سوال قرار گیرند.

افراد باهوش با افراد باهوش دیگر همفکری می‌کنند.
فکر کردن با دیگران نتایج بهتری در بر خواهد داشت. مثل این می‌ماند که به خودتان یک راه میان‌بر بدهید. به همین خاطر است که جلسات طوفان مغزی تا این اندازه موثر هستند.

تفکر عامه‌‌ پسند را رد کنید (که معمولاً یعنی اصلاً فکر نکرده‌اید).
خیلی از آدم‌ها وارد عمل می‌شوند با امید اینکه به فکر بقیه خوب برسد.
برای اینکه از وضعیت خارج شوید باید اول با احساس ناراحتی کردن کنار بیایید. همچنین به خاطر داشته باشید که همین الان آدم‌های دیگری هستند که سعی دارند برای خودشان فکر کنند و آنها هستند که موفق‌اند.

بهترین متفکران از قبل برنامه‌ می‌ریزند، درحالیکه برای افکار ناگهانی نیز جا می‌گذارند.
وقتی با استراتژی وارد عمل شوید، احتمال خطا پایین می‌آید. داشتن افکار مبهم از اینکه کجا هستید و دوست دارید چه کاری انجام دهید، شما را به هیچ کجا نمی‌رساند.
کلید استراتژیک بودن: 1. موضوع را خرد کنید. 2. بپرسید چرا این مشکل باید حل شود. 3. موارد کلیدی را مشخص کنید. 4. منابعتان را مرور کنید. 5. افراد مناسب را در جای مناسب قرار دهید.
هنری فورد می‌گوید، "هیچ چیز سخت نیست اگر آن را به اجزای کوچکتر تقسیم کنید."

برای متفاوت فکر کردن، باید کارهای مختلفی انجام دهید.
راه ‌های جدیدی برای انجام کارتان پیدا کنید، با آدم‌های جدید آشنا شوید، حتی کتاب‌هایی را بخوانید که فکر می‌کنید خسته‌کننده هستند. رمز کار این است که با ایده‌ها و سبک‌های زندگی جدید آشنا شوید.

برای تقدیر از ایده‌های دیگران، باید به ایده‌های دیگر احترام بگذارید.
نمی‌توانید فکر کنید که همیشه حق با شماست. باید به نظرات دیگر هم فرصت دهید.

برای هر روزتان و زمان‌هایی که افراد دیگر را ملاقات می‌کنید، برنامه و موضوع داشته باشید.
بیشتر آدم‌ها فقط برای روزشان برنامه‌ریزی می‌کنند. متفکران برای برنامه‌ریزی هفته، ماه و اهداف بلندمدتشان وقت می‌گذارند و بعد آن را دنبال می‌کنند.
همچنین بدون موضوعی برای حرف زدن وارد جلسات، مهمانی‌ها و قرارهای ملاقات نمی‌شوند. قبل از اینکه وارد چنین موقعیت‌هایی شوند، تصمیم می‌گیرند که از آدم‌ها یاد بگیرند.

تفکر انعکاسی در مهارت‌های تصمیم‌گیریتان به شما رویکرد و اعتمادبه‌نفس می‌دهد.
اگر تفکر انعکاسی نداشته باشید، بیشتر از آنچه که فکر می‌کنید شما را عقب می‌کشد.

بر حرف‌های منفی که با خودتان می‌زنید غلبه کنید. برنده‌ها با عباراتی مثل "من می‌توانم" حرف می‌زنند.
افراد باهوش محدودیت‌ها را نمی‌بینند. آنها امکانات را می‌بینند.
سام ایوینگ قهرمان سابق بیسبال می‌گوید، "هیچ چیز شرم‌آورتر از این نیست که ببینید کسی کاری را انجام می‌دهد که شما می‌گفتید غیرممکن است."

افراد خلاق خود را وقف ایده‌ها می‌کنند.
آنها ابهامات را در آغوش می گیرند و از شکست نمی‌ترسند و با افراد خلاق دیگر نشست و برخاست می‌کنند.

افراد خوشبین نمی‌توانند متفکرانی واقعبین باشند.
داشتن رویکرد واقعبینی به شما این امکان را می‌دهد آنقدر به یک مشکل نزدیک شوید که بتوانید آن را بشکافید. روبه‌رو شدن با عواقب احتمالی هم به شما کمک می‌کند کارامدتر باشید و به شما اعتبار بیشتر می‌دهد.
برای اینکه متفکری واقعبین‌تر باشید، باید: 1. از واقعیت تقدیر کنید. 2. کارتان را انجام دهید و واقعیات را به دست آورید. 3. نقاط مثبت و منفی آن را بسنجید. 4. بدترین حالت ممکن را در نظر بگیرید. 5. تفکرتان را با منابعتان هم‌تراز کنید.


خیلی مهم است که آخر روز به یاد بیاورید که می‌توانید طرزفکرتان را عوض کنید.
اینکه یاد بگیرید چطور در فکر کردن استاد شوید باعث می‌شود تفکری پربازده داشته باشید. اگر بتوانید این خصوصیت را در خود ایجاد کنید طوریکه به عادت همیشگیتان تبدیل شود، تمام طول زندگی فردی موفق خواهید شد.

افراد باهوش تصمیمات خوب می‌گیرند.








نه تلخم ، نه شیرین ، مزه ی بی تفاوتی میدهم این روزا ، جنس حالم زیاد مرغوب نیست

خارج شده است
25 آبان 1390,ساعت 11:34:47
پاسخ #53 در:
NEW
تشكر
-اهدا شده: 36
-دريافت شده: 89


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 27
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 166
پاسخ : روانشناسی
شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .
نکاتی مهم برای  سلامت فکری و احساسی


افرادیکه سلامت احساسی دارند، کنترل احساسات و رفتارهایشان را در دست دارند. آنها می‌توانند با مشکلات اجتناب‌ناپذیر زندگی کنار آمده، روابطی مستحکم برقرار کنند و زندگی‌هایی پرحاصل و موفق داشته باشند. وقتی اتفاقات بد روی می‌دهد، آنها می‌توانند انعطاف‌پذیر باشند و از پس آن برآیند.شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .(دقیقا مثل این دوستمون)

متاسفانه افراد زیادی به سلامت فکری و احساسی خود توجه نمی‌کنند—فقط زمانی یاد آن می‌افتند که دچار مشکل می‌شوند. اما به همان اندازه که حفظ سلامت جسمی نیازمند تلاش است، درمورد سلامت فکری و احساسی نیز همینطور است. هرچه زمان و انرژی بیشتری برای سلامت احساسیتان صرف کنید، قوی‌تر خواهد شد. خوشبختانه کارهای زیادی هست که برای تقویت سلامت فکری، ایجاد قابلیت انعطاف، و لذت بردن بیشتر از زندگی می‌توانید انجام دهید.شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .(مثلا جارو کنین ظرف بشورین و قوربون دستت یه دستی هم به شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .جورابای من بکش!!)
  سلامت فکری یا سلامت احساسی چیست؟

سلامت فکری یا احساسی به وضعیت عمومی روانی فرد برمی‌گردد. شامل طرزفکر شما درمورد خودتان، کیفیت روابطتان و توانایی شما در کنترل احساسات و کنار آمدن با مشکلاتتان می‌شود.

سلامت فکری خوب فقط این نیست که مشکلی برای سلامت فکریتان پیش نیاید. اینکه از نظر فکری و احساسی سالم باشید بیشتر از این است که افسرده نباشید، اضطراب یا مشکل روانی دیگری نداشته باشید. به جای نبود بیماری فکری، سلامت فکری و احساسی به وجود ویژگی‌ها و خصوصیات مثبت برمی‌گردد. احساس بدی نداشتن به معنای داشتن احساسی خوب نیست. بااینکه بعضی‌ها ممکن است احساسات منفی نداشته باشند، اما باید کارهایی انجام دهند تا باعث شود برای دست یافتن به سلامت فکری و احساسی، احساسی مثبت پیدا کنند.شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .
 

کسانیکه از نظر احساسی و فکری سلامت هستند، ویژگی‌های زیر را دارند:

    *

      حس رضایت شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .


میل به زندگی کردن و توانایی خندیدن و تفریح کردنشما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .


توانایی کنار آمدن با استرس و به عقب جستن از سختی‌ها(مثل این موشیه بدبخت که تحمل سختی ها از خود بیخودش کرده بـــید)شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .
حس معنا و هدف، هم در فعالیت‌هایشان و هم روابطشان(این دوتا خیلی هدف دارنا بابا خفنا)شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .

قابلیت انعطاف برای یادگیری چیزهای جدید و کنار آمدن با تغییرات(بابا انعطاف)شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .
توازن و تعادل بین کار و تفریح، استراحت و فعالیت و از این قبیلشما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .
توانایی ساختن و حفظ روابط معنادارشما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .
اعتمادبه‌نفس بالاشما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .
 این ویژگی‌های فکری و احساسی به شما این امکان را می‌دهد که از طریق فعالیت‌های معنادار و پرحاصل و روابط قوی، تا بالاترین حد زندگی کنید. این ویژگی‌های مثبت همچنین به کنار آمدن با مشکلات و استرس‌های زندگی هم به شما کمک می‌کند.

این قسمت ادامه دارد...شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .






درد من از حصار دریاچه نیست درد من از ماهیانیست که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده .

خارج شده است
26 آبان 1390,ساعت 10:13:26
پاسخ #54 در:
ZAGHI
تشكر
-اهدا شده: 706
-دريافت شده: 688


دیگه راه افتاده
*
محبوبيت : 40
آفلاین آفلاین
تعداد ارسال: 563
پاسخ : روانشناسی
پنج راه فرار از افسردگی عصر جمعه
اگر نه اهل رستورانید، نه سینما و نه چای و کاکائو، بهترین راه‌حل یک حمام گرم با مقدار فراوانی کف و صابون است. توجه داشته باشید که گفتم حمام گرم نه داغ و پر از کف چون کف و صابون آرام‌بخش است.
روزنامه سلامت: بعدازظهر جمعه که می‌شود معمولا احساس گنگی پیدا می‌کنیم؛ احساس ناخوشایندی که حتی وقتی بچه هم بودیم آن را تجربه کرده‌ایم. نوعی افسردگی خاص که اجازه نمی‌دهد از ساعات پایانی روز جمعه لذت ببریم. شاید شما هم بار‌ها چنین احساسی پیدا کرده باشید...

افسردگی عصر جمعه تقریبا نوعی احساس شایع است که آمار نشان می‌دهد میزان آن در زنان بسیار بیشتر از مردان است. افسردگی عصر جمعه دو دلیل اساسی دارد:

۱) شنبه آغاز روز کاری است.

۲) چنان که باید و شاید از روز تعطیل خودمان بهره نبرده‌ایم.
دلیل این افسردگی هر چیز دیگری هم که باشد هیچ فرقی نمی‌کند چون آن را به راحتی می‌توان از بین برد؛ به شرط آنکه این موضوع را باور کنید که عصر جمعه نیز بخشی از یک روز تعطیل است و شما می‌توانید از آن بهره ببرید. توصیه می‌کنیم هر هفته جمعه بعدازظهر یکی از پنج راه پیشنهادی زیر را انجام بدهید:

۱) بروید سینما
سانس ۶ بهترین گزینه است؛ چون شما می‌توانید پس از آن بدون آنکه خیلی دیر شده باشد به خانه بازگردید. شام بخورید و سر ساعت بخوابید تا صبح شنبه خواب نمانید. پس یک فیلم خوب پیدا کنید تا پس از اتمام آن به خاطر پول بلیتی که برای دیدن آن داده‌اید به خودتان ناسزا نگویید، بعد به تنهایی، همراه با همسرتان یا با خانواده‌تان به سینما بروید. کمتر کسی پیدا می‌شود که از سینما رفتن در روز جمعه لذت نبرد.

۲) ‌ بروید رستوران
می‌توانید حوالی ساعت ۵ با یکی از دوستانتان قرار بگذارید و برای صرف شام یا یک نوشیدنی به رستوران یا کافی‌شاپ بروید و اوقات خوشی را بگذرانید. به این ترتیب خستگی از تن شما بیرون می‌رود و شنبه صبح را با خاطره خوشی آغاز می‌کنید البته به این نکته توجه کنید که حتما دوستی را برای بیرون رفتن انتخاب کنید که باب دلتان است. افراد افسرده یا کسانی که مدام دیگران را مسخره می‌کنند تنها سبب آزردگی شما می‌شوند.

۳) اگر اهل آشپزی هستید، مهمانی بدهید
اگر از آشپزی لذت می‌برید، ایده بدی نیست که یک یا چند تن از دوستانتان را به منزلتان دعوت کنید تا شام را با هم صرف کنید. به این ترتیب با گپ و خنده عصر جمعه شما نیز پایان خواهد یافت اما مراقب باشید مهمانیتان تا ساعت دو نیمه شب طول نکشد، در این صورت خسته به رخت‌خواب می‌روید و صبح حال بلند شدن نخواهید داشت.

۴) اگر اهل خانه ماندن‌ هستید، چای و کاکائو و فیلم را فراموش نکنید
اگر حوصله بیرون رفتن ندارید، کنار بخاری یا شومینه لم دهید. چای دم کنید و آن را در حالی که یک فیلم کمدی رمانتیک یا یک فیلم قدیمی نگاه می‌کنید با کاکائوی تلخ ۷۰ درصد بنوشید! تحقیقات فراوانی ثابت کرده است کاکائو، گرما و احساسات خوب سبب از بین رفتن افسردگی می‌شوند.

۵) دوش بگیرید
اگر نه اهل رستورانید، نه سینما و نه چای و کاکائو، بهترین راه‌حل یک حمام گرم با مقدار فراوانی کف و صابون است. توجه داشته باشید که گفتم حمام گرم نه داغ و پر از کف چون کف و صابون آرام‌بخش است. اگر وان دارید بهتر است درون آن بخوابید و موسیقی آرامش‌بخشی روشن کنید و در حالی که سرتان را در محل راحتی گذاشته‌اید، چشمانتان را ببندید و به خوبی‌های زندگیتان فکر کنید!

مطمئن باشید اگر این جمعه یکی از همین راه‌ها را امتحان کنید، صبح شنبه حس خوبی خواهید داشت. از تمام لحظات روز جمعه‌تان تا آخرین دقایق بهره ببرید و اجازه ندهید ساعات خوشبختیتان بی‌دلیل هدر شوند.




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

meysam

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



يادم رفت فراموشت كنم پدر جان

خارج شده است
29 آبان 1390,ساعت 12:25:34
پاسخ #55 در:
Ali♥
مدیر یار
تشكر
-اهدا شده: 799
-دريافت شده: 635


*
محبوبيت : 67
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 738
reza2010 سابق
WWW
پاسخ : روانشناسی
آیا به روح‌تان غذای كافی می‌دهید؟!

وضعیت‌ها و بیماری‌هایی كه توانایی تغییر رفتار، عادت‌ها و شخصیت ما را داشته باشند، همواره مورد توجه بوده‌اند. گاه در فیلم‌ها و كتاب‌ها و كمیك‌بوك‌ها نشانی از آنها می‌توان یافت و گاهی افسانه‌ها و واقعیت‌هایی از كاربرد سیاسی و نظامی آن در گوشه و كنار می‌خوانیم. كنترل ذهن، آزمایش‌های روانشناسی، دستكاری گروهی (Crowd manipulation)، پروپاگاندا، شست‏وشوی مغز، همه و همه مطالبی هستند كه در مورد آنها می‌شود ساعت‌ها مطلب خواند و تعمق كرد. اما اگر گمان می‌كنید این كارها فقط از عهده دولت‌ها و شركت‌های بزرگ و سازمان‌های مخوف امنیتی برمی‌آید، سخت در اشتباهید! چنین كاری را حتی یك تك‌یاخته ساده هم می‌تواند با مغز ما انجام دهد! 10 تا 20درصد مردم انگلستان به عفونتی به نام توكسوپلاسموز آلوده هستند. این عفونت به وسیله تك‏یاخته‏ توكسوپلاسما (Toxoplasma gondii) ایجاد می‌شود.

به‌تازگی یك گروه پژوهشی، در تحقیقی متوجه شده كه ابتلا به این عفونت می‌تواند میزان تولید دوپامین بدن را تحت‏تاثیر قرار دهد. یافته آنها ثابت می‌كند كه ابتلا به این انگل در پستانداران، می‌تواند مقدار دوپامین بدن آنها را تغییر بدهد. دوپامین یك میانجی عصبی بسیار مهم است كه ترشح زیاد یا كم آن در اختلالات روانپزشكی مثل شیزوفرنی (روان‌گسیختگی)، بیش‌فعالی و پاركینسون نقش دارد. دوپامین مراكز لذت و پاداش مغز را تحت تاثیر قرار می‌دهد و باعث پاسخ احساسی ناشی از ترس هم می‌شود. پس این تحقیق نشان می‌دهد كه اختلالات روانی را در مناطقی كه این عفونت شیوع دارد، باید با نگرشی جدید درمان كرد.

این تحقیق، روی جوندگان انجام شده است. پژوهشگران متوجه شده‌اند كه چگونه یك عفونت خاص می‌تواند رفتار این جانداران را تغییر دهد. جالب‌ است كه این تغییر رفتار در راستای منافع این انگل‌ها هم صورت می‌گیرد چراكه موشی كه به توكسوپلاسموز مبتلا شده است، ترس ذاتی خود از گربه‌ها را از دست می‌دهد و به این ترتیب احتمال گرفتار شدن و خورده شدن موش افزایش می‌یابد.

به این ترتیب، انگل این شانس را پیدا می‌كند كه به میزبان اصلی خود برگردد و چرخه حیاتش تكمیل شود! موسسه پژوهشی استنلی و مركز پزشكی «دانهیل مدیكال تراست» پشتیبان این تحقیق بود و گروهی از دانشمندان دانشگاه لیدز آن را به انجام رسانده‌اند. این پژوهش تكمیل‌كننده تحقیق قبلی است كه نشان می‌داد ابتلا به توكسوپلاسما باعث كند شدن آنزیم‌های سازنده دوپامین در ژنوم جانداران می‌شود.

البته تاریخچه شك به رابطه توكسوپلاسموز با اختلالات روانی به سال ۱۹۵۳ برمی‌گردد و از آن زمان، تحقیقات بسیاری نوعی رابطه بین این دو را نشان می‌داد ولی تا زمان انجام این تحقیق تازه، دانشمندان نتوانسته بودند نشان دهند كه توكسوپلاسما از طریق افزایش تولید دوپامین است كه اثر خود را اعمال می‌كند.

انسان‌ها، میزبان‌های تصادفی توكسوپلاسما هستند. علایم این بیماری در انسان‌ها به صورت‌های مختلف بروز می‌كند. توكسوپلاسموز حاد می‌تواند به صورت تب، علایم شبیه آنفلوانزا، دردهای عضلانی و بزرگ شدن غدد لنفاوی (لنفادنوپاتی) بروز كند. بزرگ شدن غدد لنفاوی متعاقب این عفونت ممكن است ماه‌ها طول بكشد. البته ابتلا به عفونت در 50 تا 70درصد موارد ممكن است كاملا بدون علامت باشد. ابتلا به این عفونت در خانم‌های حامله (به‌خصوص در سه ماه اول) اثرات متعددی روی جنین می‌گذارد كه به صورت میكروسفالی (كوچكی سر)، عقب‌ماندگی ذهنی، هیدروسفالی و ناهنجاری‌های چشمی هستند. توكسوپلاسما می‌تواند چشم را هم درگیر كند. بیمار‌انی كه توكسوپلاسمای چشمی دارند، با مشكل تاری دید مراجعه می‌كنند و معاینه آنها، درگیری شبكیه را به صورت لكه‌های سفید و زرد پنبه‌مانند در شبكیه نشان می‌دهد. اما توكسوپلاسما همان‌طور كه گفته می‌شود، می‌تواند مغز را هم درگیر كند.

كیست این تك‌یاخته در هر جایی از مغز از ساقه مغز و هیپوفیز گرفته تا عقده‌های قاعده‌ای می‌تواند بنشیند. دانشمندان طی سال‌ها متوجه شده‌اند كه بین عفونت مزمن و مخفی بیماری (مرحله latent) با پاره‌ای از تغییرات رفتاری ارتباطی وجود دارد. مثلا برخی از تحقیقات نشان داده‌اند كه توكسوپلاسموز باعث كاهش اشتیاق برای یافتن چیزهای تازه و تاخیر در واكنش می‌شود. حتی بر اساس یك تحقیق افراد مبتلا، دو و نیم برابر بیشتر نسبت به افراد غیرمبتلا تصادف می‌كنند!

البته باید در تفسیر این یافته تامل كرد چراكه ممكن است افرادی كه شانس بیشتری برای ابتلا به این بیماری دارند از لحاظ اجتماعی و فرهنگی همان افرادی هستند كه در رانندگی بی‌مبالات‌ترند. پژوهش در مورد تغییرات رفتاری متعاقب توكسوپلاسموز كار ساده‌ای نیست، چراكه باید با دقت دو گروه شاهد غیرمبتلا و گروه مبتلا به این بیماری را تحت نظر قرار داد و سپس تغییر رفتار گروه مبتلا را با گروه شاهد مقایسه كرد.

به علاوه بررسی تغییرات رفتاری، چون نسبتا كمتر عینی است، كار دشواری به حساب می‌آید. اما با وجود این دشواری، برخی از تغییرات رفتاری مثل بی‌توجه شدن به قوانین و افزایش حس حسادت در مردان مبتلا و برعكس این حالت، رفتار گرم‌تر و دوستانه‌تر در زنان مبتلا، متعاقب ابتلا به توكسوپلاسموز نشان داده شده است.

تصور نكنید توكسوپلاسموز بیماری شایعی نیست. با بررسی پادتن‌ها یا آنتی‌بادی‌های ضد این تك‏یاخته در خون افراد مشخص شده است در دنیا ۳۰ تا ۶۵ درصد افراد مبتلا هستند. البته درصد ابتلا از كشوری به كشور دیگر متغیر است.

مثلا در فرانسه ۸۸ درصد افراد، در آلمان، هلند و برزیل ۶۸ تا ۸۰ درصد و در كره تنها 3/4 درصد افراد مبتلا هستند. البته این موضوع را باید با دقت تفسیر كنید و مواظب باشید كه از روی اشتباه هر تغییر رفتاری را به این عفونت منتسب نكنید یا تصور نكنید كه سرانجام هر عفونتی با این تك‌یاخته، اختلال روانی و رفتاری است! تغییرات رفتاری ناشی از توكسوپلاسموز دستمایه ساخت و نوشتن تعدادی رمان و فیلم و سریال هم شده است. مثلا یكی از قسمت‌های فصل اول سریال House M. D، در مورد این بیماری است.

اما در پایان بد نیست به جای اینكه به یك تك‌یاخته فكر كنیم و از اثراتش بر ذهن‌مان واهمه پیدا كنیم، قدری هم در مورد عوامل دیگری كه مخفیانه در ذهن‌ها می‌نشینند و همچون خوره‌ای، به‏تدریج توان ذهنی، پردازشی، تخیل و رفتارهای اجتماعی دوستانه را در ما می‌كاهند، فكر كنیم.

آیا ما به اندازه ظاهرمان، به ذهن‌مان فكر می‌كنیم و مواظبش هستیم؟ آیا غذای روحی كافی در اختیارش قرار می‌دهیم؟ چگونه از رخوت و كند شدنش جلوگیری می‌كنیم؟ یا اینكه همچون موشی كه از گربه نمی‌ترسد، ما هم عاجز از حفاظت از سلول‌های خاكستری‌مان در برابر دشمنان پیدا و ناپیدای آن هستیم.




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

meysam

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



نگاهت را به کسی دوز که قلبش برای تو بتپه چشمانت را با نگاه کسی اشنا کن که زندگی را درک کرده باشه سرت را روی شانه های کسی بگذار که از صدای تپشهای قلبت تو را بشناسه آرامش نگاهت رو به قلبی پیوند بزن که بی ریاترین باشه لبخندت را نثار کسی کن که دل به زمین نداده باشه رویایت رو با چهره ی کسی تصویر کن که زیبایی را احساس کرده باشه چشم به راه کسی باش که تو را انتظار کشیده باشه اما عاشق کسی باش که تک تک سلولهای بدنش تقد

خارج شده است
30 آبان 1390,ساعت 13:28:31
پاسخ #56 در:
ZAGHI
تشكر
-اهدا شده: 706
-دريافت شده: 688


دیگه راه افتاده
*
محبوبيت : 40
آفلاین آفلاین
تعداد ارسال: 563
پاسخ : روانشناسی
مهمترین موانع آرامش همسران
برای داشتن سعادت و آرامش مطلوب در زندگی زناشویی، ارتباط سالم و سازنده میان زن و مرد، نیاز اصلی است و حرف اول را می‌زند. اما در بعضی موارد از ارتباطات زناشویی موانعی بر سر راه قرار می گیرد که البته رفع آنها تنها به خود همسران بستگی دارد و کاملاً دو طرفه است. در این ایمیل به بیان و بررسی برخی از آنها می پردازیم :

سخت گیری
سخت گیری در خانواده مصادیق مختلفی دارد. از جمله آن ها می توان به بهانه گیری در امور خانه اشاره کرد. تجربه ثابت کرده است که این عمل جز ناراحتی خود و دلسردی همسر نتیجه ای در بر نخواهد داشت. صفت سخت گیری جزیی از منفی نگری است که از نظر دین و اخلاق مذموم شمرده شده است. زیرا زمینه را برای رشد سایر اختلافات و ناسازگاری ها فراهم می کند. در گفتار و کردار آدمی همواره عیوب و نقایصی وجود دارد. هر اندازه انسان منفی نگرتر باشد، از زمینه موجود برای بهانه گیری، بیشتر بهره می جوید.

سخنان فتنه انگیز
یکی از مهم ترین عوامل اختلاف بین زن و شوهر این است که یکی یا هر دو خوبی های مرد و زن دیگری را به رخ هم بکشد. این گونه مقایسه های نا به جا فتنه انگیزی بزرگی در زندگی ایجاد خواهد کرد و جز تلخی و سردی کانون خانواده نتیجه ای به دنبال نخواهد داشت.

تعصب و بی اعتمادی
گاهی در اثر عوامل مختلفی از قبیل علاقه افراطی و یا بدبینی ممکن است زن یا مرد نسبت به هم حساسیت بی مورد پیدا کنند. به طوری که در حفظ و پاکدامنی هم دچار وسواس و سخت گیری بی جا شوند. این گونه رفتارها و کنترل های افراطی زمینه روانی را برای سقوط انسان به سمت فساد و بی قیدی فراهم می کند. زیرا روح انسان در برابر فشار، عکس العمل نشان می دهد و شانه خالی می کند. پیامبر اکرم (ص) در این رابطه می فرمایند: تعلیم دهید و آسان گیرید. سخت نگیرید و نوید دهید و دیگران را طرد نکنید.

ترشرویی
درست است کسی که ناراحتی و خستگی روحی دارد، ناخود آگاه آثار آن در چهره اش نمودار می شود. ولی اسلام به پنهان داشتن درد درون دستور می دهد. انتقال ناراحتی مسائل بیرون از منزل به همسر و یا بالعکس در ارتباط همسران مانع بزرگی در حفظ آرامش و سکون خانواده خواهد بود. امام علی (ص) در این رابطه می فرماید: خوشرویی مؤمن در چهره او و اندوهش در دل اوست.

ناسزا گویی
این عمل اگر برای روابط بیگانه شایسته نباشد، در مورد زن و شوهر به مراتب ناشایست تر است. زیرا آن ها می خواهند عمری با صمیمیت در کنار هم زندگی کنند. در روابط زناشویی اگر گاهی کدورتی پیش آمد کرد، نباید با کلمات تند و ناشایست بر آتش قهر آن دامن زد. باید مواظب بود که سخنی از دهن پریده نشود که بعداً موجب خجالت و شرمساری از طرف مقابل گردد. به طور کلی اخلاق در کلام، یکی از پشتوانه های تضمین کننده روابط زن و مرد به شمار می رود.

اهانت
خداوند توهین و آزار مؤمن را اعلام جنگ با خود به حساب آورده است. آزار زبان بدترین آزارهاست. زن و شوهر در سایه ازدواج از ارتباطی پیوسته برخوردار می شوند و لذا برای حفظ حرمت مؤمن باید کاملاً مواظب باشند که مبادا جمله ای از زبان جاری شود که باعث آزار دیگری شود. سرزنش، تهمت، دشنام و شماتت، هر کدام موجب آزار دیگری می شود؛ که علاوه بر کیفر الهی و عقوبت اُخروی، آرامش و سلامت زندگی را هم به هم می ریزد.

خودخواهی
گاهی خودخواهی و خود برتر بینی، اختلافات بزرگ و موانع سختی را در ارتباط با همسر ایجاد می کند. گاه مرد می خواهد بزرگی و تسلط خود را بر زن ثابت کند. اگر اطلاعات ناقص و سطحی از دین داشته باشد، بدون اجازه او از خانه بیرون رفتن زن را پیش می کشد و مغالطه می کند. همسرش را افسرده و غمگین می کند و خودش را ناراحت و خشمگین. در صورتی که دین می گوید همه این ها بهانه است و ریشه آن همان وسوسه شیطانی است که چیزی جز غرور و خودخواهی نیست. گاهی نیز زن به واسطه جمال و هنری که دارد یا به دلیل هر برتری دیگری که در خود احساس می کند، بر همسر خود فخر می فروشد. ریشه این رفتار هم، همان نفوذ شیطان با صفت غرور در روح اوست. در هر صورت روابط زناشویی سالم و اسلامی به هیچ وجه در فضای حاکمیت شیطان ممکن نخواهد بود.

چشم و هم چشمی
بر خلاف آن چه در تفکر عرف جا افتاده است، این مسئله هم از جانب زن و هم از سوی مرد پیش می آید. تنها نتیجه این اخلاق، ایجاد اختلافات زناشویی است. در صورتی که راه پیشگیری از این بیماری خیلی آسان تر است. اگر در روابط با همسر این دوای دینی مورد استفاده قرار گیرد، همه موانع برداشته می شود. طبق نظریه قرآن، مؤمن آن است که به تمام تجملات و چشم و هم چشمی ها و اسراف ها پشت پا می زند. سادگی اساس دین و شیوه بزرگان اخلاق بوده است. امام سجاد(ع) در این رابطه می فرمایند : تمامی خیر و خوبی در بریدن طمع و چشم نداشتن به آنچه در دستان مردم جمع شده است.

لجاجت
یکی دیگر از شاخه های منیت، لجاجت است. خطر این رذیله به حدی بزرگ است که می تواند اساس زندگی را مختل کند. کسانی هستند که اگر حق را ببینند زیر بار آن نمی روند. حاضرند سنگی بر سر آنان بیاید، آتشی آنها را بسوزاند، اما زیر بار نروند. از جمله چیزهایی که نمی گذارد همسران بر دل هم حکومت کنند، لجاجت است. اگر در شرایطی قرار می گیرید که نمی توانید از نظر خود کوتاه بیایید برای درمان مساله خود را وادار به رفتار خلاف آن کنید. در وهله اول برای شما سخت است اما به مرور برایتان عادت می شود. یادتان باشد انسان می تواند تغییر کند و خصوصیات خود را کمال بخشد.

توقعات بی جا
زندگی زناشویی میدان مشترک کمال زن و مرد محسوب می شود. بنابراین برای داشتن آرامش و رضایت از زندگی، باید میزان خواسته ها و انتظارات زن و مرد از هم متناسب با قدرت و توان طرف مقابل باشد. در غیر این صورت فشار های روانی بر زندگی حاکم می شود و روابط خانوادگی دچار اختلال می گردد.

انتقاد ناپذیری
اسلام و تربیت دینی کاملاً روحیه انتقاد پذیری را تأیید می کند امام جواد (ع) می فرمایند : مومن نیاز دارد به توفیقی از طرف خدا و به پندگویی از طرف خودش و به پذیرش از کسی که او را نصیحت کند. خطر انتقاد ناپذیری، این است که محبت میان زن و شوهر را کمرنگ می سازد و حس لجاجت را در آنان تقویت می کند.

نا سپاسی
طبع انسان طوری است که وقتی در نعمت واقع شود، سپاسگذاری نمی کند و هنگام مصیبت و سختی، صبر و شکیبایی را از دست می دهد. این صفت اخلاقی ناپسند در محیط خانواده نیز بروز می کند و می تواند از سوی هر کدام از زن یا مرد، آشکار شود. به گونه ای که زحمات و محبت های طرف مقابل را درک نکرده و یا برای آن اهمیتی قائل نشود. این برخورد به مرور زمان اختلال شدیدی در روابط همسران ایجاد می کند.

سوء تفاهم
در سخن گفتن باید روشی را در پیش گرفت که از بروز سوء تفاهم جلوگیری شود. چه بسا اتفاق می افتد که گفته ها با شنیده ها همخوانی ندارد. چیزی که می گوئیم غیر از چیزی است که طرف مقابل از آن می فهمد. برخی افراد به جهت دارا بودن روحیه ای خاص، برای دچار شدن به سوء تفاهم به شدّت آماده اند و ذهن آن ها از هر سخنی، برداشتی نا مطلوب دارد. این افراد از خوش بینی بی بهره اند و حفظ روابط با آن ها بسیار دشوار است. برخی روان شناسان عامل اصلی اختلافات زناشویی را سوء تفاهم می دانند. آن ها معتقدند ریشه اصلی مشکلات زناشویی این است که دو طرف، به درستی به مقاصد حقیقی هم پی نمی برند. بنابراین همسران باید از گمان های بی اساس، تعبیر و تفسیرهای منفی و وسواس های فکری خود داری کنند تا آسیبی به روابط زناشویی شان وارد نشود.

خشم و عدم کنترل آن
تردیدی نیست که خشم و عصبانیت در سلامت جسمی و روحی انسان آثاری بسیار ویرانگر دارد و بیماری های مهمّی را به دنبال می آورد. از بعد اجتماعی نیز مشکلات جدی در روابط با دیگران ایجاد می کند و از محبوبیت و صمیمیت انسان می کاهد. در آموزش های دینی توصیه شده که در حال خشم، تصمیم نگیریم و برای کاهش این حالت، تغییر موقعیت بدهیم. مثلاً اگر ایستاده ایم، بنشینیم و … در روایتی از امام سجاد (ع) آمده است : هیچ جرعه ای با ارزش تر از جرعه خشمی که فرو برده شود، نیست! اگر یکی از زوجین فردی عصبی است، طرف دیگر باید بکوشد با درک موقعیت، از تحریک عصبانیت او خودداری کند و با سکوت و خویشتنداری، او را در کنترل هیجان عصبی خویش یاری کند. بعد از فروکش کردن خشم، می توان در یک فرصت مناسب با همسر خود به گفتگو پرداخت و او را از تکرار این گونه برخوردها بر حذر داشت.

زندگی دیگران را به رخ همسرکشیدن
برخی همسران پیوسته زندگی دیگران را به رخ همسر می کشند و با این وسیله او را تحقیر می کنند. زن و شوهر موظفند برای حفظ روابط صمیمانه و مهر آمیز، یک بار و برای همیشه دست از مقایسه های ویرانگر بردارند و به این وسیله، موجبات آزردگی یا تحقیر طرف مقابل را فراهم نیاورند. گاه این نوع مقایسه ها به خانواده های زن و شوهر نیز کشیده می شود و هر یک از دو طرف، خانواده و بستگان خود را با بستگان طرف مقابل مقایسه می کند و امکانات و امتیازات آن ها را به رخ همسر می کشد. این نوع جر و بحث ها به کشمکش و درگیری می انجامد. در حقیقت این گونه رفتارها از ضعف های شخصیتی دو طرف حکایت می کند و نشان می دهد که این قبیل افراد هنوز به رشد و بلوغ فکری و روحی لازم نرسیده و راه و رسم زندگی مشترک را نیاموخته اند.

بیان گلایه ها
در یک ارتباط سالم گلایه ها و دلخوری ها و رضایت ها و خشنودی ها نیز به طور مناسب مطرح می شود. بعضی افراد تا سر صحبت باز می شود، حتماً چند گلایه و انتقاد در آستین دارند که طرف مقابل را با طرح آن ها آزار می دهند. طرح گلایه هر چند در جای خود لازم است، اما نباید در بیان آن ها زیاده روی کرد. در بیان گلایه باید موقع شناس بود و فرصت مناسبی را برای این کار در نظر گرفت. زمانی که مرد خسته و آزرده از راه می رسد، یا زن به کار ظریفی مشغول است، زمان مناسبی برای بیان ناراحتی یا شکایت نیست.

جر و بحث
یکی از مسائل اساسی در حفظ ارتباط، پرهیز از جر و بحث و جدال های تند بر سر مسائل گوناگون و گاه کم اهمیت است. این گونه بحث ها آثاری مخرّب بر روابط انسانی بر جای می گذارد و موجب دور شدن از هم و دلخوری و رنجش خاطر همسران می شود. به این ترتیب روز به روز از میزان تفاهم آن ها کاسته می شود. اغلب زن یا شوهر نظری را ابراز می کند و با پافشاری، قصد تحمیل آن را بر دیگری دارد، هر چند آن نظر ممکن است دقیق و درست نباشد. طرف مقابل هم برای فرار از این تحمیل با تمام وجود در برابر آن موضع می گیرد. اینجاست که دامنه حمله و دفاع گسترده تر می شود و کار به مشاجره لفظی می کشد. تجربه نشان داده در همه این موارد، معمولاً جدال بر سر حق و باطل نیست. بلکه بر سر خود و به کرسی نشاندن حرف خود است. بنابراین کسانی که با آفت خودخواهی در مبارزه اند، از وارد شدن به این جدال ها می پرهیزند. از سفارشات امام علی (ع) است که از ستیزه و خصومت بپرهیزید که این ها دل های برادران را بیمار می کند و نفاق را می رویاند.




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

meysam

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



يادم رفت فراموشت كنم پدر جان

خارج شده است
06 آذر 1390,ساعت 21:29:44
پاسخ #57 در:
NEW
تشكر
-اهدا شده: 36
-دريافت شده: 89


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 27
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 166
پاسخ : روانشناسی
چرا چهره بعضی از افراد مهربان و مورد اعتماد است؟!

برخی افراد مهربان و قابل‌اعتماد به نظر می‌رسند،‌ حتی اگر هیچ حرفی نزده باشند و به نظر می‌رسد که مردم این تفاوت را به درستی تشخیص می‌دهند. اگر جز این دسته نیستید، شاید ژن‌های شما مقصر هستند.
آیا افرادی که در اطراف شما هستند،‌ شما را فردی مهربان می‌دانند؟ معمولا در برخوردهای اول، مهربان و قابل‌ اعتماد به نظر می‌رسید یا برعکس؟ دانشمندان می‌گویند این که شما چه‌قدر مهربان به نظر برسید، به یک ژن خاص مربوط می‌شود. نکته جالب این‌جا است که دیگران می‌توانند بگویند که شما دارای این ژن هستید یا نه،‌ حتی اگر با آن‌ها یک کلمه هم حرف نزده باشید!
نسخه‌های متعددی برای ژنی که عملکرد گیرنده‌های هورمون اکسی‌توسین را تعیین می‌کند،‌ وجود دارد. الکساندر کوگان از دانشگاه تورنتو در کانادا، به اتفاق همکارانش، در مطالعه اخیر خود بررسی کرده که آیا این تنوع ژنی می‌تواند روی رفتار افراد تاثیر بگذارد یا نه. دلیل انتخاب این موضوع برای مطالعه این بوده که سطوح بالاتر اکسی‌توسین باعث می‌شود مردم اجتماعی‌تر به نظر برسند.
گروه کوگان در مطالعه خود از 116 داوطلب خواستند 23 فیلم بدون صدا را که هر کدام 20 ثانیه طول می‌کشید، تماشا کنند. هر فیلم، فردی را نشان می‌داد که همسرش، داستانی از یک تجربه شخصی ناراحت‌کننده را برایش تعریف می‌کرد و نحوه عکس‌العمل فرد نسبت به این داستان به تصویر کشیده شده بود. از داوطلبان شرکت‌کننده در مطالعه خواسته شده بود به افرادی که در فیلم‌ها می‌دیدند، ‌از نظر میزان مهربانی و قابل اعتماد بودن،‌ امتیاز بدهند.
نتیجه جالب بود. افرادی که نسخه موسوم به جی.جی ژن گیرنده اکسی‌توسین را داشتند، در مقایسه با افرادی که نسخه‌های موسوم به جی.ای یا ای.ای را داشتند، مهربان‌تر به نظر رسیده بودند. اما تفاوت آن‌ها در چیست؟ افرادی که ژن جی.جی دارند، با تفاوت معناداری،‌ بیشتر از حالت‌های همدلانه غیرکلامی مانند لبخند زدن یا سر تکان دادن استفاده کرده بودند. کوگان انتظار دارد این همان عاملی باشد که روی قضاوت بیننده‌ها تاثیر گذاشته است.
البته برای تایید این نظر،‌ به مطالعات بیشتر در مورد تاثیر ژن‌های گیرنده اکسی‌توسین بر رفتار نیاز داریم.




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

meysam

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



درد من از حصار دریاچه نیست درد من از ماهیانیست که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده .

خارج شده است
21 آذر 1390,ساعت 11:46:44
پاسخ #58 در:
ثنا
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 599
-دريافت شده: 521


*
محبوبيت : 216
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 454
پاسخ : روانشناسی
آشنایی با رنگ‌هایی که شخصیت شما را نشان می‌دهند

 
 
 
 
اگر زمانی تصمیم گرفتید رنگ زندگی خود را تغییر دهید، با رنگ اتاق‌ها شروع کنید. تغییر رنگ راه‌حل مناسب و سریعی برای تغییر و دادن ظاهری جدید به خانه است.
توجه داشته باشید رنگی که انتخاب می‌کنید یا رنگ مورد علاقه شما پیامی در وراء ظاهر خود به همراه دارد که از نظر روانشناسان گویای شخصیت شما است. با این توضیح شما کدامیک از این 15 رنگ را می‌پسندید؟
1- قرمز:
قرن‌هاست که قرمز به معنی شور و اشتیاق و احساسی شناخته شده است. به همین دلیل دادن یک دسته رز قرمز به یک فرد نشانه زیاد دوست داشتن اوست.
از سیب قرمز و رز گرفته تا گوجه فرنگی و ماشین آتش‌نشانی همه را جزو قرمز حساب کنید. افرادی که به طیف‌های قرمز علاقه دارند، عموما خوشبین، برون‌گرا، مرفه و مشتاق به زندگی هستند.
2- آبی:
آیا شما آبی هستید؟ کسانی که به رنگ آبی تمایل دارند، افراد آرام، دلسوز و به دنبال یک دوره ثبات هستند.
آبی یادآور آب و آسمان بوده و طیف‌های مختلف آن مورد توجه کسانی است که شخصیت آرام، ملایم و مسالمت‌آمیزی دارند.
3- سبز:
افراد دوستدار رنگ سبز به گل و گیاه هم علاقمندند. این افراد علاقمند به تعادل بوده و متمدن به حساب می‌آیند.
4- زرد:
در نگاه اول، زرد رنگی روشن و آفتابیست و کسانی که طیف‌های مختلف زرد را برای دکوراسیون انتخاب می‌کنند، عموما افراد شادی هستند. اما در نگاه عمیق‌تر، کسانی که علاقمند به زرد هستند، افراد روشنفکر و ماجراجویی بوده و برای آزادی ارزش زیادی قائلند.
5- بنفش:
طیف‌های بنفش از اسطوخودوس تا بادمجان یعنی از بنفش مایل به آبی تا بنفش مایل به قرمز، حالت دراماتیک و خاصی به هر دکوراسیون می‌دهند. دوستداران رنگ بنفش خود نیز دراماتیک، احساسی و افراد هنرمند و متفاوتی هستند.
6- مشکی:
استفاده کم از مشکی در دکوراسیون از نظر کلاس، نشانه قدرت است. آن‌هایی که مشکی را می‌پسندند، بر این تاکید می‌کنند که چیزهای ناگفته زیادی دارند.
7- سفید:
افرادی که سفید را برای محیط اطراف خود انتخاب می‌کنند، سفید را به تمیزی برف می‌بینند. استفاده از سفید نشانه شخصیتی است که راحتی را در سادگی می‌یابد و دنیا را از دریچه جوانی و معصومیت می‌بینند.
رنگ در دکوراسیون
8- نارنجی:
فضایی که طیف‌های نارنجی در آن به کار رفته باشد، نشانه شادی و سرزندگی است. افرادی که از نارنجی در تزیین استفاده می‌کنند، حتی با وجود مرکز توجه بودن مایلند برون‌گرا، اجتماعی و راحت باشند.
9- طلایی:
طلایی رنگ رفاه، وفور، شجاعت و زرق و برق است و جسارت، گرمی و لوکس بودن را می‌رساند. این رنگ قدمتی طولانی و شاهانه دارد و شکوه و عظمت را می‌رساند.
10- خاکستری:
افرادی که رنگ خاکستری را در دکوراسیون انتخاب می‌کنند، به دنبال صلح و آرامش و دارای دید خاصی در طراحی داخلی مدرن هستند.
از آن جا که این رنگ حد فاصل سفید و مشکی است، این افراد تقریبا اهل سازش و مصالحه هستند.
11- صورتی:
صورتی رنگ احساس، شور، عشق و محبت است. آن‌هایی که خانه را با صورتی تزیین می‌کنند، دوست دارند مورد توجه قرار بگیرند و افراد فرهمندی هستند.
صورتی ملایم، ظاهر زیبایی به اتاق می‌دهد. صورتی همراه با خاکستری و مشکی فضا را مدرن می‌کند.
12- خرمایی:
افراد کامل رنگ خرمایی و کمی روشن‌تر از قرمز را در دکوراسیون می‌پسندند. این افراد بخشنده بوده و می‌دانند از زندگی چه می‌خواهند. در اتاقی که دیوارها و مبلمان آن خرمایی باشد، هیجانات قابل کنترل خواهد بود.
13- قهوه‌ای:
آیا به رنگ قهوه‌ای علاقمندید؟ شاید آدم سرسختی هستید؟
افرادی که به قهوه‌ای علاقه دارند، ثبات را ترجیح می‌دهند و مایلند به دوستان و اقوام خود اعتماد کنند. این افراد در عین حال خودرای هستند.
رنگ قهوه‌ای استحکام را می‌رساند. برای آن که فضا را از یکنواختی درآورید، به دنبال رنگ‌های مکمل قهوه‌ای باشید.
14- بژ:
اگر کمال و زیبایی مدرن مورد نظر شماست، اما سفید و قهوه‌ای از نظر شما خشک و سردند، بژ رنگی خنثی، گرم و ایده‌آل کسانیست که به دنبال سادگی و در عین حال استحکام و رنگ‌های زمینی هستند.
کسانی که به دنبال بژ هستند، شخصیت‌های آرامی دارند و از این آرامش لذت می‌برند.
15- رنگ ترکیبی سبز و زرد:
اگر به دو رنگ سبز و زرد علاقه دارید، از ترکیب آن‌ها استفاده کنید. این رنگ ترکیبی شور و نشاط رنگ زرد را دارد و در عین حال هماهنگی و تعادل را می‌رساند. این رنگ ترکیب‌کننده چوب‌های تیره و لمینت است.
افرادی که این رنگ را می‌پسندند، احتمالا افراد وابسته و در دوستی لجوج هستند.
همشهری آنلاین







مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

پديده, meysam

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



نه تلخم ، نه شیرین ، مزه ی بی تفاوتی میدهم این روزا ، جنس حالم زیاد مرغوب نیست

خارج شده است
03 دي 1390,ساعت 13:54:03
پاسخ #59 در:
ثنا
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 599
-دريافت شده: 521


*
محبوبيت : 216
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 454
پاسخ : روانشناسی
شما چه نوع بستنی دوست دارید !‌ ! !
شاید باور نکنید ولی درست است یك گروه از روانشناسان روی علایق مردم به بستنی و نوع آن تحقیقاتی انجام داده اند و به نتایج جالبی دست یافتند و انها با انجام تست روی گروهی از مردم به نتایج جالبی دست یافتند كه بد نیست نتیجهٔ این تحقیقات را بدانید:
 
 
 
اگر  بستنی پسته ای دوست دارید :
اگر بستنی پسته‌ای دوست دارید، شنوندهٔ خوبی هستید و تحمل‌تان زیاد است. در نتیجه، مشکلات را با شکیبائی پشت‌سر می‌گذارید و کمتر خشمگین می‌شوید. شما فردی بسیار احساساتی هستید، مشکلات و موقعیت‌های دیگران را به‌خوبی درک می‌کنید و به همین دلیل روابط خوبی با اطرافیانتان دارید.

اگر بستنی وانیلی دوست دارید :
شما فردی تنوع‌طلب هستید و اغلب اوقات براساس انگیزه‌های آنی عمل می‌کنید. از ریسک کردن نمی‌ترسید و از آنجا که توقع زیادی از خود دارید، اهداف بزرگی هم برای خودتان در نظر می‌گیرید. روابط نزدیک خانوادگی برای شما لذت‌بخش است.

 
اگر بستنی گردوئی دوست دارید :
 
منظم و محتاط هستید و از آنجا که خیلی کمال‌گرائید، به جزئیات خیلی اهمیت می‌دهید و هیچ‌وقت از قوانین تخطی نمی‌کنید. وظیفه‌شناسی، اخلاق‌گرائی و محافظه‌کاری از ویژگی‌های بارز شماست. از رقابت کردن با دیگران به‌خصوص در ورزش لذت می‌برید و دوست دارید همیشه رئیس باشید.

اگر بستنی توت‌فرنگی دوست دارید :
خجالتی هستید، احساساتی بسیار قوی دارید، دقیق و مشکوک و خودرأی هستید، کاملاً درون‌گرائید و معمولاً به خاطر ضعف‌ها و اشتباهاتتان خود را سرزنش می‌کنید.
 
اگر بستنی شکلاتی دوست دارید :

فردی سرزنده و خلاق هستید و به‌ندرت سعی می‌کنید هیجان و اشتیاقتان را پنهان کنید. شخصیت شما برای دیگران جالب است و وجود شما در مهمانی‌ها و مجالس فضا را شاد می‌کند. کارهای یکنواخت شما را کسل می‌کند و از این‌که همیشه در مرکز توجه دیگران باشید، لذت می‌برید.

اگر بستنی موزی دوست دارید:
فردی آسان‌گیر هستید و به‌راحتی خودتان را با شرایط جدید تطبیق می‌دهید. دست و دلباز هستید و صداقت و همدلی شما زبانزد خاص و عام است.

اگر بستنی با طعم قهوه دوست دارید :
 
حافظهٔ خوبی دارید؛ هیچ‌وقت اسم‌ها و وقایع گذشته را فراموش نمی‌کنید. زیاد به گذشته فکر می‌کنید و از مرور کردن خاطرات لذت می‌برید. تا حدی درون‌گرا هستید و احساسات خود را به‌راحتی بروز نمی‌دهید. [/b]




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

meysam, پديده

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



نه تلخم ، نه شیرین ، مزه ی بی تفاوتی میدهم این روزا ، جنس حالم زیاد مرغوب نیست

خارج شده است
صفحه: 1 2 3 [4] 5 6   بالا
GoogleTagged: google

 
پرش به :  

Powered by MySQL Powered by PHP Powered by SMF 1.1.16 | SMF © 2006-2011, Simple Machines
هاست تالار گفتمان ساده دل توسط ایران مدرن پشتیبانی می شود. | Sitemap
Valid XHTML 1.0! Valid CSS!


Google اين صفحه را ديده است 22 فروردين 1391,ساعت 12:50:54



آخرین ارسالها
آخرین ارسالها