نيمه شعبان Xman - * - 04 خرداد 1391,ساعت 13:51:04

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_



جدیدترین پست ها
موضوع : آرزوهایی که هرگز برآورده نشدند....
متن : من همش عاشق دوچرخه بودم و هستم؛وقتی بچه بودم یه سه چرخه زرد داشتم؛بعدش...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 10:29:33
موضوع : شما دوست دارید به اونی که عاشقشید چی هدیه بدید؟
متن : خُ خیلی سخته چیزی رو هدیه دادن؛ولی بهترین چیز اینه که در کنار این که خص...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 10:22:02
موضوع : گمشده من ، گمشده تو
متن : من..!هوم؛خُ من؛من یسری چیزا رو گم کردم؛حالا پیداشون میکنم یا نع خدا دان...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 10:12:13
موضوع : حرف دل
متن : نوشته: مرتضی محمدی در امروز، ساعت 09:49:04 دوستان ساده دل این شاید آخرین مط...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 10:04:38
موضوع : بیا از رویات بگو...شاید منم رویامو پیدا کنم...
متن : رویــــــــــــا هایــــــــــ  تــو...رویاهای تو بخش مهمی از زندگی ت...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 09:48:53
موضوع : چرا کمک میکنی چون...
متن : کمک می کنم چون من هم یک روزی یک جایی محتاج کمک میشم ...کمک می کنم تا روزی ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 02:48:32
موضوع : ليلة الرغائب (شب آرزوها)
متن : امشب بزرگی‌ات می‌شود آرزوهایتلیله‌الرغائب است، مراقب آرزوهایت باشف...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 23:15:28
موضوع : _-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_
متن : سلام به همه دوستاماین خیلی عالیه. قبلنا که اون اوایل من با اینجا اشنا ش...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط mosafer        تاریخ : ديروز، ساعت 23:09:37
موضوع : ♥♥کــــودکــــانــــــــه♥♥
متن : شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .این پسر خالمه؛پارسال ک...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : ديروز، ساعت 18:46:06
موضوع : متن اهنگ مورد علاقه ات رو بنويس
متن : بن بستبه من چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشههنوزم بیـن ما شاید یه حـس تـا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 18:31:30
موضوع : شعرهای بلند و کوتاه (4)
متن : دیرگاهیست که تنها شده امقصه غربت صحرا شده اموسعت درد فقط سهم من استباز ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 16:55:27
موضوع : ناامیدی تنها یک گناه است؟
متن : امید در کنار نا امیدی رنگ میگیره ؛ مثلا باید به یک جریانی کاملا و با دل ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 15:29:35
موضوع : •فروغ _ زنی تنها در آستانه فصلی سرد!•
متن : ناگفته هايي از فروغ  در حوزۀ سينماـ پيوندفيلم(يك آتش)كه در سال ۱۳۴۱ در ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : ديروز، ساعت 15:16:37
موضوع : پاسخ : شعر هاي خنده دار
متن : ياهوهي گفتند: پدرومادرها!مراقب باشيداينترنت چيز بدي استماهواره خطر دا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : ديروز، ساعت 14:56:49
موضوع : **اشتباهات داوري در فوتبال**
متن : پیش مییاد؛به دل نگیرین؛‏)‏
در ورزشی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 12:50:12

صفحه: [1]   بالا
موضوع: نيمه شعبان Xman  (دفعات بازدید: 195 بار) ابزارهاي تاپيك جستجو
0 كاربران و 2 مهمان درحال دیدن موضوع.
05 مرداد 1389,ساعت 18:58:11
در:
Xman
مدیر ارتباطات
تشكر
-اهدا شده: 1855
-دريافت شده: 1309


*
محبوبيت : 931
آنلاین آنلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 1035
نيمه شعبان Xman
سلام


14 شعبان ساعت 18

خيابون ها داره كم كم شلوغ ميشه  صداي بوق بوقشون گوش آدم را آزار ميده  براي رد شدن از خيابون دو چشم كه هيچ چند جفت چشم لازمه نميدونم بايد مواظب ماشين ها باشم يا موتوري ها


مردم دارند آذين بندي هاشون را كامل ميكنند و كم كم آماده ميشند براي برپايي يه جشن بزرگ و با شكوه 

مردم شهرم توي هيچ وقتي به اندازه الان در تكاپو و شادي نيستند

يكي از اقوام امروز بچه دار شده اسم پسرش را گذاشته صالح به خاطر امروز

بايد برم در مغازه آخه براي امشب سفارش بستني داريم 

توي خيابون مغازه ما هيچ خبري نيست همه چي ساكته اما چند تا خيابون بالاتر ماجرا كاملا متفاوته


14 شعبان ساعت 20

دارم برميگردم خونه آخه امشب با بهترين دوستم قرار دارم و بايد ساعت 21 به قرارم برسم

يه دوش گرفتم تا خستگي امروز برطرف بشه

صداي اذان به گوش ميرسه و عجيب اينكه هنوز خيابون ها شلوغه ( ياد ظهر عاشورا افتادم در اون وانفساي جنگ حسين ( عليه السلام ) به هنگام شنيدن صداي اذان به لبيك خداي خودش پاسخ ميگوييد و به نماز مي ايستد )


14 شعبان ساعت 21

اومدم سر قرارم با دوستم ولي اون نيست منتظر ميمونم

21:10
21:15
21:30
21:45

اون نيومد هميشه خوش قول بود ولي نميدونم چرا نيومد

چقدر سخت بود انتظارش ساعت خيلي سخت ميگذشت

به آسمون نگاه كردم و به اين فكر ميكردم كه اگه اتنظار براي بهترين دوستم اينقدر سخت و عذاب آوره چرا انتظار آقام اصلا سختي برام نداره؟

ما منتظر نيستيم          اين بود جواب سوال من

15 شعبان ساعت 1

براي يكي از اقوام مشكلي پيش اومده افتاده زمين و دستش آسيب ديده بايد ببرمش بيمارستان تا خداي نكرده اتفاق بدي نيفتاده باشه

الان خيابون ها كاملا خلوت شده انگار كه تموم شده همه ي اون تكاپو ها

به بيمارستان رسيديم

اورژانش اينقدر شلوغ بود كه آدم گيج ميشد

يكي تصادف كرده
يكي مسموم شده
يكي سكته كرده
يكي خودكشي كرده
يكي ....

توي بيمارستان خبري از عيد و شربت و شيريني و نيمه شعبان نيست

فقط فقط صداي ناله و درد هست

من كه خيلي خسته ام و سجاد هم بي تابه ساعت از 2 گذشته و ما هنوز در پيچ اول مداوا هستيم

تا الان بيش از 5 بار براي 5 نفر توضيح داديم كه چه اتفاقي براي دست سجاد افتاده

خدا را شكر دكتري جوان پرونده ما ميگيره و مسئول رسيدگي به سجاد ميشه

هر از چند گاهي نگاهم به پرسنل فداكار اورژانس ميفته حتي يه ليوان آب خوردن هم دم دستشون نيست دكتر ها كه اصلا نميدونند به كدوم بيمار رسيدگي كنند

بي توقع بودن ، ساده بودن ، مهرباني ، خستگي همه از ويژگي هاي پرسنل اورژانس بيمارستانه

با سجاد رفتيم تا راديوگرافي كه از دستش عكس بگيره

اون جا يه زن بود كه خودكشي كرده بود همه جاش خوني بود با تفنگ ساچمه به صورت خودش شليك كرده بود بايد از صورتش عكس گرفته ميشد

چرا خودكشي چرا رفتن                                       اين دنيا با اون خالق زيبايش و اين همه قشنگي چرا خودكشي

بالاخره از دست سجاد عكس گرفتيم و خدا را شكر مشكلي پيش نيومده بود

15 شعبان ساعت 3

از پاركينگ بيمارستان خارج شديم و به طرف خونه راهي شديم

اين وقت شب كه همه در خواب بودند تنها و تنها ماموران زحمتكش شهرداري بودند كه داشتند نيمه شعبان را با جمع كردن زباله ها جشن ميگرفتند

چقدر سخته جمع كردن ليوان يكبار مصرف تازه وقتي هر كدومشون يه جاي خيابون باشه

سجاد را پياده كردم در خونشون و خودم هم اومدم خونه خيلي خسته بودم


توي رختخواب فكر ميكردم :
اگه يه نفر اوايل شب در حال مرگ باشه و بايد به بيمارستان برسه آيا توي اون شلوغي ميرسه


آيا ميشه فردا صبح از بانيان اين جشن پولي براي كمك به فقرا گرفت


آيا ماموران شهرداري و پرسنل بيمارستان و ... نبايد اين شب را با شادي و خوشي پيش خانواده هاشون بگذرونند


و هزاران آياي ديگر...

دلم براي امامم ميسوزد چون من ( ماها ) فقط او را براي نيمه شعبان ميخواهم و ميشناسم





 

           




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

آنارايا

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند


« آخرين ويرايش :توسط Xman »

شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .

خارج شده است
05 مرداد 1389,ساعت 19:19:57
پاسخ #1 در:
shadi.shadi
مدیر سابق
تشكر
-اهدا شده: 1025
-دريافت شده: 1351


*
محبوبيت : 697
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1081
پاسخ : نيمه شعبان Xman
چقدر قشنگ ميشه اگه همين امروز . نيمه شعبان كه جشن تولد يكي از بهترين فرشته هاي آسمونيه كه به ما فرصتي داده وهنوز ميون همين مردم داره زشت كاري هاي ما رو مي بينه وهيچي نميگه وصبورانه فقط به من وتو نگاه ميكنه .. شروعي باشه براي همدلي ، براي كمك به كسي كه ميدونيم محتاجه و شرفش اجازه نميده كه مثل خيلي  ها... دست گدايي به طرف كسي دراز كنه ! شروعي باشه براي احوالپرسي از كسي كه خيلي وقته از ما نااميد شده .. مگه منتظر بودن معني اش چيه ؟  همين كه به درد هم بخوريم . همين كه اشك يكي رو پاك كنيم . همينكه وقتي از كنار يه مستمند ردمي شيم بيني مونو نگيريم  ونگيم پيف ...  اجازه بديم تا درد ديگران رو با تمام وجود نفس بكشيم .. بيايم از همين امروز يه كار كوچيك .. يه خوبي  يه كار نيك كه پرونده مونو يه كمي سفيد كنه ..  شروع كنيم ... مگه چقدر بايد فرصت ها رو ببينيم و  راحت ازدستش بديم...انتظار فرج يعني همين ! به خدا كه راه خدا از بين همين مردم مي گذره  نگيم  كه چرا من ؟ نگيم كه ديگران هستند  .. نگيم كه حوصله ندارم ... نگيم كه ... ببخشيد ايكس من عزيز خيلي دلم پر بود ... چون نيمه شعبان ها ميان وميرن وما فقط چراغوني هاشو مي بينيم وتعطيليشو.. همين !




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

Xman, آنارايا

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



بودن يا نبودن ..
مسئله همين بودن ونبودن توست...

خارج شده است
صفحه: [1]   بالا
 
پرش به :  

تاپيک هاي مشابه
عنوان نويسنده پاسخ ها مشاهده آخرين ارسال
براي رفع مشكل دوست Xman دعا كنيد گــــفــــتــــگــــو آزاد « 1 2 » Xman 19 1024 آخرين ارسال 23 آذر 1388,ساعت 19:21:10
توسط Xman
Xman در يكسال و اندي عضويت در ساده دل گــــفــــتــــگــــو آزاد Xman 2 264 آخرين ارسال 09 مرداد 1389,ساعت 13:03:06
توسط شالیزه
Powered by MySQL Powered by PHP Powered by SMF 1.1.16 | SMF © 2006-2011, Simple Machines
هاست تالار گفتمان ساده دل توسط ایران مدرن پشتیبانی می شود. | Sitemap
Valid XHTML 1.0! Valid CSS!


Google اين صفحه را ديده است 16 ارديبهشت 1391,ساعت 00:57:56



آخرین ارسالها
آخرین ارسالها