مسائل زندگي کار، مُد، سلامتی، رموز موفقیت و ... - * - 04 خرداد 1391,ساعت 13:51:27

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_



جدیدترین پست ها
موضوع : آرزوهایی که هرگز برآورده نشدند....
متن : من همش عاشق دوچرخه بودم و هستم؛وقتی بچه بودم یه سه چرخه زرد داشتم؛بعدش...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 10:29:33
موضوع : شما دوست دارید به اونی که عاشقشید چی هدیه بدید؟
متن : خُ خیلی سخته چیزی رو هدیه دادن؛ولی بهترین چیز اینه که در کنار این که خص...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 10:22:02
موضوع : گمشده من ، گمشده تو
متن : من..!هوم؛خُ من؛من یسری چیزا رو گم کردم؛حالا پیداشون میکنم یا نع خدا دان...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 10:12:13
موضوع : حرف دل
متن : نوشته: مرتضی محمدی در امروز، ساعت 09:49:04 دوستان ساده دل این شاید آخرین مط...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 10:04:38
موضوع : بیا از رویات بگو...شاید منم رویامو پیدا کنم...
متن : رویــــــــــــا هایــــــــــ  تــو...رویاهای تو بخش مهمی از زندگی ت...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 09:48:53
موضوع : چرا کمک میکنی چون...
متن : کمک می کنم چون من هم یک روزی یک جایی محتاج کمک میشم ...کمک می کنم تا روزی ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 02:48:32
موضوع : ليلة الرغائب (شب آرزوها)
متن : امشب بزرگی‌ات می‌شود آرزوهایتلیله‌الرغائب است، مراقب آرزوهایت باشف...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 23:15:28
موضوع : _-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_
متن : سلام به همه دوستاماین خیلی عالیه. قبلنا که اون اوایل من با اینجا اشنا ش...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط mosafer        تاریخ : ديروز، ساعت 23:09:37
موضوع : ♥♥کــــودکــــانــــــــه♥♥
متن : شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .این پسر خالمه؛پارسال ک...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : ديروز، ساعت 18:46:06
موضوع : متن اهنگ مورد علاقه ات رو بنويس
متن : بن بستبه من چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشههنوزم بیـن ما شاید یه حـس تـا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 18:31:30
موضوع : شعرهای بلند و کوتاه (4)
متن : دیرگاهیست که تنها شده امقصه غربت صحرا شده اموسعت درد فقط سهم من استباز ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 16:55:27
موضوع : ناامیدی تنها یک گناه است؟
متن : امید در کنار نا امیدی رنگ میگیره ؛ مثلا باید به یک جریانی کاملا و با دل ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 15:29:35
موضوع : •فروغ _ زنی تنها در آستانه فصلی سرد!•
متن : ناگفته هايي از فروغ  در حوزۀ سينماـ پيوندفيلم(يك آتش)كه در سال ۱۳۴۱ در ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : ديروز، ساعت 15:16:37
موضوع : پاسخ : شعر هاي خنده دار
متن : ياهوهي گفتند: پدرومادرها!مراقب باشيداينترنت چيز بدي استماهواره خطر دا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : ديروز، ساعت 14:56:49
موضوع : **اشتباهات داوري در فوتبال**
متن : پیش مییاد؛به دل نگیرین؛‏)‏
در ورزشی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 12:50:12

صفحه: [1] 2 3 4 ... 6   بالا
موضوع: مسائل زندگي کار، مُد، سلامتی، رموز موفقیت و ...  (دفعات بازدید: 7570 بار) ابزارهاي تاپيك جستجو
0 كاربران و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
11 فروردين 1386,ساعت 17:26:05
در:
meysam
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 651
-دريافت شده: 1294


*
محبوبيت : 665
آنلاین آنلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 5178
WWW
مسائل زندگي کار، مُد، سلامتی، رموز موفقیت و ...

تربیت فرزندان: متعادل،انفعالی
و سلطه گرایانه

شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .
نمی توان گفت که یک راه قطعی برای تربـیت همه کودکان وجود دارد. مانند خرید ماشین، آشنایی با هـمسایگان، یـا خشک کردن لباس ها، هیچ شیوه صحیح و منحصر بفردی  وجـود نـدارد که شـما با استفـاده از آن بتــــوانید یک کودک سـالـم را پــرورش دهید. به هر حال شیوه های مـتـعـارفی هستند که هـمـه پـدر و مـــادرها باید از آنها اگاهی داشته باشند.
قـبل از هـر چـیـز بـاید یکی از تصورات غلط در زمنیه پرورش کودکان را متذکر شوم: "نـمی توان گفت که یک راه روشن و قطعی برای تربیت همه نوع بچه ای وجود دارد."
بر اساس تحقیقاتی که در زمینه نحوه برخورد با کودکان انجام شده، محققان به 4 شیوه تربیت دست پیدا کرده اند:
1- محبت کم، محدودیت کم
2- محبت کم، محدودیت زیاد
3- محبت زیاد، محدودیت کم
4- محبت زیاد، محدودیت زیاد
میزان عشق و محبت و محدودیت هایی که در مورد تربیت کودکان به میان می آید، با نحوه دیسیپلینی که والدین به فرزندان خود می دهند ارتباط مستقیمی دارد.
والدین باید با محبتی که به فرزندان خود ابراز می دارند به آنها احساس آرامش داده و بتوانند به راحتی با آنها ارتباط برقرار کنند و به گفتگو بنشینند. همچنین با محدودیت هایی که برای فرزندان خود قائل می شوند می توانند به صورت متعادل، غیر فعال و سلطه جویانه در برابر کودکان خود ظاهر شوند. به این معنا که می توانند عکس العمل متعادلی در مقابل رفتار کودک خود نشان دهند، یا نسبت به رفتار او هیچ گونه عکس العملی از خود نشان ندهند، و یا نهایتاً عکس العمل تندی نشان داده و به صورت سلطه جویانه در مقابل او ظاهر شوند.
اگر بخواهیم در یک کلام این روش ها را تشریح کنیم، می توانیم بگوییم: واکنش غیر فعال هیچ کاری از پیش نمی برد، واکنش متعادل شما و فرزند را به نتیجه دلخواه رسانده و هر دو موفق خواهید بود، و واکنش پرخاشگرایانه نیز در نهایت به کتک خوردن کودک می انجامد.
به هر حال همه مادر و پدرها به نحوی از این چهار روش استفاده می کنند و با بهره گیری از الگوهای رفتاری متفاوت، عشق خود را نثار کودکان کرده و با تعیین محدودیت ها، آنها را در مسیر درست قرار می دهند. در حقیقت نتیجه تمام این تلاش ها رسیدن به تعادل است که هم در زمینه محدودیت ها و هم در زمینه محبت کردن باید مورد تامل و بررسی قرار گیرد.
اگر شما از شیوه محبت زیاد در تربیت کودکان خود استفاده می کنید بنابراین به تبعیت از این روش باید بیشتر با آنها صحبت کنید، وقت بیشتری را با آنها صرف کنید و با دلیل و منطق با آنها برخورد کنید.
از سوی دیگر والدینی که از روش قرار دادن محدودیت های زیاد استفاده می کنند، باید قبول کنند که قدری دیکتاتورانه با کودکان رفتار می کنند. این روش به زمان های قدیم، هنگامیکه کودکان را تنبیه بدنی می کردند، باز می گردد. به هر حال هر گزینه ای را که انتخب می کنید همواره باید به خاطر داشه باشید که هدف شما از تربیت کودکان، آموزش احترام گذاشتن متقابل به آنها و آماده کردن آنها برای پیروی از قوانین اجتماعی است.
از چهار شیوه ارائه شده در فوق باید تکنیکی را انتخاب کنید که خودتان به شخصه ارتباط بهتری با آن برقرار می کنید. به عنوان مثال اگر والدین شما از تکنیک قراردادن محدودیت های زیاد برای تربیت شما استفاده می کردند و شما احساس می کنید که با این شیوه به بهترین نحو تربیت شده اید، بنابراین این امکان وجود دارد که خودتان نیز همین شیوه را در مقابل فرزندتان به کار گیرید. از سوی دیگر شاید به هیچ وجه با شیوه والدنیتان موافق نباشید و ترجیح دهید تا از شیوه محبت زیاد در قبال فرزندانتان بهره بگیرید.
تحقیقات گویای این مطلب هستند که محبت/محدودیت زیاد خیلی بهتر از محبت/محدودیت کم عمل می کند، چرا که در صورت کم بودن میزان محبت و محدودیت، کودکان از دیسیپلین شخصی پایینی برخوردار می شوند. اغلب پدر و مادرهایی که بیشتر به فکر راحتی و آرامش خود هستند تا به فکر پرورش و تربیت کودکان از این روش استفاده می کنند.
در یکی از برنامه های تلویزیونی دکتر فیل، مادری را نشان می دادند که ترجیح می داد هیچ کاری به کار فرزندش نداشه باشد، دلیلش هم این بود که ممکن است کودک از گفته ها و یا کارهای او برداشت منفی کند. دکتر فیل در پاسخ به این مادر گفت: " چنین تصوری کاملاً سطحی است و بیشتر می توان گفت که شما می خواهید وظایف خود را ساده کنید و هیچ ارزش و اهمیتی برای تربیت فرزند خود قائل نیستید" در پایان گفتگو، مادر به اشتباه خود پی برد و تصمیم گرفت تا رفتار خود را به طور کلی در مقابل فرزندانش تغییر دهد.
زمانیکه می توان از محبت فراوان استفاده کرد و کودکان را به راحتی در مسیر درست قرار داد، چرا به زور و اجبار متوسل شویم؟ خود شما هم دوست ندارید همه چیز به شما دیکته شود، و تحت کنترل شدید دیگران قرار بگیرید. هیچ گاه زور و اجبار غیر ضروری را به فرزندان خود تحمیل نکنید و کاری نکنید که حد و مرز بیش از اندازه آنها را خسته کرده و مجبور شوند تا دست به مخالفت های شدید بزنند.
باید تا جایی که می توانید عشق و محبت خود را نثار آنها کنید و هر کجا که لازم بود حد و مرزهای مشخصی برایشان تعیین کنید. در موقعیت هایی که سلامت جسمانی کودک در معرض خطر قرار می گیرد و یا امکان بروز مشکلات جدی برای او وجود دارد، می توانید تا حدی از شیوه پرخاشگرانه و سلطه جویانه استفاده کنید. زمانیکه کودکان ملزم به انجام کاری هستند، به عنوان مثال زمان خوابشان فرا رسیده و باید برای خوابیدن آماده شوند، باید با شیوه متعادل با آنها برخورد کنید. واکنش غیر فعال نیز در مواقعی نظیر زمانیکه کودک نوشیدنی خود را از دهان به بیرون می ریزد، کاربرد دارد. در چنین مواقعی به هیچ وجه نباید به روی خود بیاورید و می بایست طوری وانمود کنید که کودک تصور کند شما فکر می کنید کار او کاملاً تصادفی بوده است. به این طریق او از تکرار مجدد این کار خودداری خواهد کرد. شما در این موقعیت نباید بر سر کودک داد بزنید و یا او را تنبیه کنید چرا که در صورت مشاهده یک چنین واکنشی او مجدداً این کار را تکرار خواهد کرد.
بر اساس موقعیت های مختلف شما ملزم به تغییر روش های تربیتی خود هستید. همانطور که در ابتدای این مقاله هم اشاره کردم، هیچ گونه شیوه ی از پیش تعیین شده و قطعی برای تربیت کودکان وجود ندارد. در هر حال او را دوست بدارید و با توجه به موقعیت های مختلف، متعادل، منفعل و سلطه جو باشید.

منبع :
    www.mobin-group.com




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

پديده

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند




این فیس بوک من

خارج شده است
11 فروردين 1386,ساعت 17:26:30
پاسخ #1 در:
meysam
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 651
-دريافت شده: 1294


*
محبوبيت : 665
آنلاین آنلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 5178
WWW
پاسخ : مسائل زندگي کار، مُد، سلامتی، رموز موفقیت و ...
از عشق و شیاطین دیگر


نوشته گابریل گارسیا مارکز( Gabriel Garcia Marquez )
ماركز در ايران نويسنده شناخته شده اي است او كه با كتاب صد سال تنهايي كه به عنوان كتاب قرن برگزيده شد براي همه كتاب دوستان نويسنده خارق العاده ي به شمار مي آيد در مقدمه كتاب "از عشق و شياطين ديگر" خود نویسنده شرح می دهد که چه چیزی باعث نگارش این داستان شده است. روزی سردبیر روزنامه ای که مارکز در آن خبرنگار بوده، به او ماموریت می دهد تا در مراسم نبش قبر گورستان معبد سابق سانتاکلارا ( Santa Clara ) شرکت کند. قرار بود این معبد خراب شود تا به جای آن هتلی پنج ستاره بسازند. بسیاری از مردگان را از قبر های خود بیرون می کشند. معاون سلطان و معشوقه اش، اسقف ناحیه، راهبه های بسیار و مدیره صومعه، گور خالی مارکز دوم، همسر اول او و در کنار تمام اینها، یک قبر بسیار کوچک و بی نام و نشان. بهتر است این تکه را از زبان خود نویسنده نقل کنم:" در سومین فرورفتگی محراب اصلی، کنار کتاب مقدس، خبر وجود داشت. سنگ گور با اولین ضربه کلنگ تکه تکه شد و از حفره ای که پدید آمد، موهای شفاف و زنده مسی رنگی ظاهر گشت. استاد بنا کوشید آن را به یاری کارگران و بدون صدمه بیرون بیاورد. ولی هر چه مو ها را بیشتر می کشیدند، دنباله با طراوت و زیبای آن بیشتر ادامه می یافت. سرانجام انتهای مو ها که به جمجمه کودکی متصل بود بیرون آمد و درون گودال، توده کوچکی از استخوان های در هم پاشیده بر جای ماند. روی سنگ گوری که بر دیوار نصب و در اثر شوره اسید نیتریک خورده شده بود، تنها اسمی بدون نام خانوادگی بر جای مانده بود. سیروا ماریا د تودوس لس آنجلس ( Sierva Maria De Todos Los Angeles ). کمند انبوه این کودک که بر زمین گسترده بود، بیست و دو متر و یازده سانتی متر اندازه گرفتند."
بله، داستان در مورد همین دختر کوچک است. اما چرا مارکز به این قبر علاقمند می شود؟
" در دوران کودکی من، مادربزرگم از افسانه دخترک دوازده ساله اشراف زاده ای حکایت کرده بود که کمند گیسویش را همچون دامن عروس به دنبال خود می کشید. دخترک از هاری مرده بود. در روستا های کارائیب به خاطر معجزه های فراوانی که داشت، از او به نیکی یاد می کردند. این تصور که گور یاد شده می توانست گور آن دختر باشد، در آن روز برای من در حکم خبری بود و سر آغاز این کتاب."
داستان از زمانی آغاز می شود که سگی مشکوک به هاری، سیروا ماریا را گاز می گیرد. باقی جریان بیشتر به کشمکش باقی افراد داستان که اسامی قبر های آنها در بالا یاد شد می پردازد. افرادی که بر سر زندگی دخترک مجادله می کردند و چه بسا تغییرات بسیاری در این جریان یافتند، اما خود سیروا ماریا در تمام طول کتاب شخصیت ثابت و بارزی از خود نشان می دهد.
شخصیت دوم از نظر اهمیت ( البته به نظر من! )، کایه تانو دلاورا ( Cayetano Delaura ) دستیار اسقف است. کسی که در راه دور کردن شیطان از جسم سیروا ماریا، در دام عشق او گرفتار می شود و فصل های بعدی را، پر از مهر و شور عشقی پاک رقم می زند.چون باید کتاب را خودتان بخوانید، از ذکر بقیه داستان خودداری می کنم. اما همین قدر بدانید که این کتاب از آن دسته ای است که خواندن آن به نخواندنش می ارزد. برای تمامی سنین مناسب است، اما بهتر است زیر 15 سال فکر خود را به خاطر این کتاب مشغول نکنند. چون بعد از اتمام آن، به دو روز وقت برای حلاجی داستان نیاز خواهید داشت.


منبع :
    www.mobin-group.com









این فیس بوک من

خارج شده است
12 فروردين 1386,ساعت 21:18:00
پاسخ #2 در:
meysam
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 651
-دريافت شده: 1294


*
محبوبيت : 665
آنلاین آنلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 5178
WWW
پاسخ : مسائل زندگي کار، مُد، سلامتی، رموز موفقیت و ...
تناسب اندام صحيح بر طبق فرم بدن

غیر قابل انـکار اسـت: شـکل و قالب بدن شما همان روزی که به دنیا آمدید، تعیین شده است. گرچه میتوانید ساخت و تـرکـیب بـدنتـان را بـا ورزش و رژیـم غـذایـی تـغــییر دهید (مـیـزان چـربـی در مـقـابل مـیـزان ماهیچه ای که بدنتان را تشکیل میدهد)، اما فرم و شکل اصلی و ابتدایی هیکلتان همیشه همانطور باقی می ماند.
در ابـتـدا ایـن به نظرتان خبر بدی می رسد، اما آسودگی از فشـاری اسـت که به خودتان برای رسیدن به فرم و شکلی مـتفاوت با قالب اصلی بدن خودتان متحمل میکنید. به طور کـلی سـه نـوع فِرم و قالب هیکل داریم: اکتومورف (کشیده تن)، انـدومـورف (درون ریخت) و مــزومورف (ستبرتن). قالب بـدن شـمــا هرکدام از اینها که باشد، باید ورزش و تمرینات بدنسازی خود را برحسب این قالب انتخاب کنید.
- اکتومورف ها هیکلی کشیده، باریک و قابل انعطاف دارند. استخوان بندی آنها معمولاً بسیار ظریف و عرض شانه و ران آنها معمولاً به یک اندازه است. اکثر دوندگان، بالرین ها، و بسکتبالیستها اکتومورف هستند (میشل فیفِر، ویتنی هوستون، هیتر لاکلیر نمونه هایی از اکتومورف های خوش اندام هستند).
تکنیک تمرینات وزنه: با 2 تا 4 سِت از تمرینات وزنه برای هر قسمت از بدن، عضله سازی کنید. با وزنه های متوسط تا سنگین که بتوانید به خوبی آن را بلند کنید در 6 تا 10 تکرار تمرین کنید. سعی کنید هر روز روی یک قسمت از بدن تمرکز کنید و سایر قسمت ها را در روزهای دیگر.
تکنیک تمرینات کاردیو: هدفتان تمرین تا جایی است که بنیه تان بکشد، و می خواهید که قلب و ریه خود را جانی تازه بخشید. پس تمرینات کاردیو (قلبی-عروقی) را 3 تا 5 مرتبه در هفته انجام دهید. هر جلسه 20 تا 40 دقیقه با شدت متوسط تا سنگین برای این تمرینات اختصاص دهید.
- اندومورف ها لطیف، دارای انحنا و گلابی شکل هستند—عرض رانهایشان معمولاً پهن تر از شانه هایشان است. گرچه این فِرم بدن بیش از سایر قالب ها چربی بیشتری می گیرد، اما سوپراستارها و هنرپیشگان بسیاری نشان داده اند که اندومورف ها چقدر میتوانند زیبا و خوش اندام باشند (جنیفر لوپز، اوراه وینفری، سیندی کرافورد نمونه هایی از اندومورف های خوش هیکل هستند).
تکنیک تمرینات وزنه: می توانید آن ران های زیبا را با عضله دار کردن تقویت کنید. سه بار هفته برنامه ی تمرین وزنه برای کل بدن داشته باشید که از دو سِت برای هر قسمت از بدن تشکیل شده باشد. برای هر سِت 10 تا 15 تکرار انجام دهید و از وزنه های متوسط تا سبک استفاده کنید. برای متقارن تر کردن فرم بدن می توانید تمرینات بالاتنه را دوبرابر پایین تنه انجام دهید.
تکنیک تمرینات کاردیو: برای چربی و کالری سوزی، باید تا 6 مرتبه در هفته تمرینات کاردیو را به مدت 30 تا 60 دقیقه انجام دهید. شدت تمرینات کاردیو شما نباید از حالت متوسط بالاتر رود.
- مزومورف ها استخوان بندی درشت دارند و خیلی زود عضله سازی می کنند. عرض شانه آنها معمولاً از رانهایشان پهن تر است و این دسته همیشه هیکل متوسطی دارند. اکثر دوندههای دو سرعت، فوتبالیست ها و تنیس بازها مزومورف هستند. (مدونا، گلوریا استفان، و تینا تِرنِر نمونه هایی از مزومورف های خوش اندام هستند).
تکنیک تمرینات وزنه: تمرینات وزنه سبک تا متوسط، 2 تا 3 بار در هفته تون ماهیچه های شما، نه سایز ان را تقویت می کند. تمرین قدرتی 2 بار در هفته برای هر گروه ماهیچه های اصلی در 2 سِت 12 تا 15 تکراری با وزنه های سبک تا متوسط انجام دهید. تمرینات چرخشی نیز برای شما خوب است چون بدون حجیم کردن بدن، قدرت و بنیه ی شما را تقویت می کند.
تکنیک تمرینات کاردیو: 3 تا 5 تمرین کاردیو در هفته با سرعت و شدت متوسط تا سریع شما را لاغرتر خواهد کرد. برای هر جلسه 30 تا 45 دقیقه وقت بگذارید.
مهمترین چیزی که باید برای ارزیابی نوع هیکلتان و شروع تمرینات مخصوص به آن خاطرتان باشد این است که نباید به هیچ وجه خودتان را با کسان دیگر یا با گذشته ی بدن خودتان مقایسه کنید. باید سعی کنید تا حد توانتان بهترین باشید. همین باعث موفقیتتان خواهد شد.








این فیس بوک من

خارج شده است
13 فروردين 1386,ساعت 12:09:10
پاسخ #3 در:
meysam
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 651
-دريافت شده: 1294


*
محبوبيت : 665
آنلاین آنلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 5178
WWW
پاسخ : مسائل زندگي کار، مُد، سلامتی، رموز موفقیت و ...

از اشتباهات خود درس بگيريد

عـدم مـوفـقـیت و شـکسـت ها نشانگر این هستند که راه پـیـروزی راهـی دشـوار و پـیـچ در پـیـچ اسـت. آنـهــایی کـه مـی خواهـنـد از خـود اثـری مـانـدگار در دنیای تجارت باقی بـگـذارنـد، بـر سـر راه خـود نـاگـزیـر از رویـارویـــی با موانع و مشـکلات هسـتند. و هـر چـقـدر هـم کـه دانـش و کـفایـت داشته باشند، باز از این مسئله مستثنی نیستند.
همه ما انسانها درطول زندگیمان مرتکب اشتباه میشویم. تـنها سوالی که پیش می آید این است که: آیا آنقدر عاقل هستید که از این اشتباهات درس بگیرید؟

اشتباه کردن
مشکل همه ی تاجران و کاسبان این است که از وقتی فارغ التحصیل می شوند به دنبال یک کسب و کار بی عیب و نقص اند. می خواهند معروف شوند و همه از آنها به عنوان فردی موفق و کار درست که دنیای تجارت را مثل کف دستش می شناسد اسم ببرند. به این خاطر از گرفتن تصمیمات پرخطر اجتناب می کنند تا از این قافله عقب نمانند.
اما گروهی از سرمایه داران و تاجران بانفوذ و مهم عقیده دارند که اصل مهم در دنیای تجارت ریسک کردن است. آنها می گویند هیچ کس حتی یک ريال به دست نمی آورد که قبلش پولی از دست نداده باشد. و آنهایی که موفق می شوند کسانی هستند که از تجربیات و اشتباهات گذشته شان درس گرفته اند.

آیا اشتباهاتتان خیلی بزرگ است؟
خوشبختانه اکثر اشتباهاتی که مرتکب می شوید قابل اصلاح هستند. پولی که در یک معامله ی تجاری از دست می دهید را میتوانید دوباره به دست آورید، به شرط اینکه بفهمید دلیل از دست دادن آن چه بوده است.
دونالد ترامپ، صاحب برج ترامپ نیویورک، هتل پلاتزا، و هتل بین المللی ترامپ، توانست پس از ارتکاب به یک اشتباه و از دست دادن پولش، با تکیه بر توانایی های خود از نو همه چیز را شروع کرده و در جای دیگری سرمایه گذاری کرد.
او ثابت کرد که اشتباهات با صرف وقت و پشتکار قابل جبران هستند.

جبران اشتباهات
ترامپ یکی از سرمایه گذارانی بود که توانست از اشتباهاتش درس بگیرد و سرانجام جا پای خود را سفت کند. با درس گرفتن از اشتباهات گذشته و گذر زمان و پشتکار، قادر خواهید بود که اشتباهاتتان را جبران کنید.
در اینجا به نکاتی اشاره می کنیم که شما را در این مسیر یاری می کنند.

1- اشتباهات خود را بپذیرید
اولین کاری که باید در وقوع چنین رویدادهایی انجام دهید این است که بپذیرید که مرتکب اشتباه شده اید و مسئولیت آن را قبول کنید. مقصر کردن همه به غیر از خودتان، به شما هیچ کمکی نخواهد کرد و باعث خواهد شد که حتی نتوانید دلیل پیش آمدن آن اشتباه را بفهمید.

2- از تجربیاتتان درس بگیرید
در انجام معاملات تجاری باید حواستان باشد، که اگر اتفاق ناگواری افتاد بتوانید به عقب برگردید و همه ی فاکتورها و عوامل غلط را بررسی کرده و بفهمید که کدام قسمت ها را باید تغییر دهید.
از اشتباهاتتان استقبال کنید و آن را فرصتی برای اصلاح خود و آینده ی کاریتان بدانید. از این فرصت استفاده کنید تا بتوانید همه چیز را دوباره به حالت مثبت درآورید.

3- از شکست های بزرگتر جلوگیری کنید
همیشه به عواقب و نتایج کارهایتان فکر کنید. نگذارید که افکار بد در ذهنتان رشد کنند. ممکن است انجام کاری برایتان دشوار باشد، اما به این فکر کنید که اگر آن کار را انجام ندهید چه عواقب و شکست های بزرگتری در انتظارتان خواهد بود.

4- به خودتان نگیرید
فقط چون همه از ایده ها و عقاید شما خوششان نمی آید، دلیل بر این نیست که شما کاسب به دردنخوری باشید. مردم همیشه کارهایتان را نقد خواهند کرد، اما این به آن معنی نیست که شما را نقد می کنند. پس به خودتان نگیرید و دلسرد نشوید.

5- شخصیتتان را اصلاح کنید
نگذارید شکست ها شما را از نظر احساسی از پا درآورند. به جای آن سعی کنید به دنیا ثابت کنید که لیاقت موفقیت را دارید. به جای خوردن غصه ی آنچه از دست دادید، به آینده فکر کنید. ببینید کجای کار ایراد داشته است. بدانید که شما لیاقت آن را دارید و فقط با کمی تغییر همه چیز حتی بهتر از قبل خواهد شد. توانایی هایتان را بشناسید و اشکالاتتان را اصلاح کنید.

دلسرد نشوید...
اینکه برای گرفتن پاداش های بزرگ حتماً باید ریسک های بزرگ هم بکنید دیگر کلیشه شده است. این را همیشه به یاد داشته باشید كه موفق ترین ها، هیچوقت آنهایی نیستند که بی خطرترین و امن ترین راه ها را انتخاب می کنند. افراد موفق کسانی هستند که از اشتباهاتشان درس می گیرند .

منبع :
    www.mobin-group.com








این فیس بوک من

خارج شده است
14 فروردين 1386,ساعت 18:50:47
پاسخ #4 در:
meysam
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 651
-دريافت شده: 1294


*
محبوبيت : 665
آنلاین آنلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 5178
WWW
پاسخ : مسائل زندگي کار، مُد، سلامتی، رموز موفقیت و ...


دسته بندي انواع هوش در كودكان

كدام پدر و مادري نميخواهد فرزندش تيزهوش باشد؟
به راستي اگر ارزشهايي چون مهرباني و صداقت را به كسي نياموزيم، باهوش بودن چه ارزشي دارد؟

تصور نميكنم كسي در جواب اين سوال دستش را بالا برده باشد. اما هنگامي كه فاصله نسل والدين و فرزندان را به طور كامل درنظر بگيريم، سوالهاي ديگري نيز پيش مي آيد. تيزهوش در چه زمينه اي؟ چه كسي هوش را معنا ميكند؟ آيا اين به اين معناست كه بچه من در مدرسه بهتر عمل ميكند؟ اگر ارزشهايي چون مهرباني و صداقت را به كسي نياموزيم، باهوش بودن چه ارزشي دارد؟

هاوارد گاردنر (Howard Gardner) روانشناس دانشگاه هاروارد كه به خاطر نظريه هوش چندگانه (multiple-intelligence) براي كودكان شهرت فراواني دارد، به بررسي اين فاصله عظيم پرداخته است. گاردنر هفت نوع جداگانه هوش (در زمينه آموزشي) را شناسايي نموده است كه بنا بر گفته محققين، تنها 3 نوع از آنها در تستهاي هوش موجود، منظور شده اند.

قبل از اينكه به معرفي انواع هوش بپردازيم، توجه شما را به آنچه گاردنر در كتاب خود Intelligence Reframed و در رابطه با فرزندانش نوشته جلب ميكنيم :

"من ميخواهم كه فرزندانم جهان را درك كنند، نه به دليل اينكه جهان جذاب و ذهن انسان كنجكاو است. من ميخواهم آنها جهان را درك كنند تا در موقعيتي قرار بگيرند كه بتوانند آنرا به جايي بهتر مبدل كنند."

اين نوع متفاوتي از هوش است و شكي نيست كه تبديل آن به يك سوال چند جوابي كار مشكلي است. زيرا براي تبديل كردن جهان به جايي بهتر، تنها يك پاسخ وجود ندارد. چنين به نظر ميرسد كه گاردنر اعتقاد دارد كودكان داراي انواع متفاوتي از هوش هستند كه آنها را قادر به انجام چنين كار جاه طلبانه اي خواهد نمود. بايد صادقانه بگوييم كه اين تقسيم بندي هنوز از نظر تمام روانشناسان تاييد نشده است، اما از طرفي، روزگار اعتقاد داشتن به يك مفهوم واحد نيز سپري شده است.

هوش كلامي
با كلمات سرو كار دارد. در داستان سرايان، روزنامه نگاران و وكلا، اين نوع هوش در اولويت قرار دارد. اين هوش، اساس توانايي در اطلاع رساني موثر، ترغيب نمودن، مباحثه، تدريس و سرگرم نمودن است. كودكاني كه در اين زمينه باهوش هستند، در بازي با كلمات و ادا كردن جملاتي كه ادا كردنشان مشكل است (مانند جملاتي كه با كلماتي يك صدا، با تكرار يك حرف و مانند آن ساخته ميشوند: مانند قوري گل قرمزي) مهارت فراواني دارند. آنها از شنيدن صداي كلمات لذت ميبرند و كتابخواناني حريص يا نويسندگاني شيرين قلم خواهند شد.

هوش وابسته به منطق و رياضي
واضح است كه اين نوع هوش، به معناي توانايي مغز در كار با اعداد و ترتيبهاي منطقي است. دانشمندان، حسابداران و سازندگان نرم افزار از اين جمله اند. كودكان داراي اين اولويت هوشي، در درك علت و معلول، الگوهاي عددي و بحث منطقي بسيار موفق هستند كه به خصوص اين آخري ، در مواجهه با والدين بسيار مفيد است.

هوش مربوط به امور فضايي و حجمي: اين هوش قابليت تصور و تجسم ذهني را به وجود مي آورد كه معمول ترين شغل براي چنين افرادي عكاسي و هنر است. اين كودكان در توجه به جزئيات بصري و توانايي ترسيم تصاوير دو بعدي و سه بعدي، بسيار موفق و به نظر جلوتر از سن خود عمل ميكنند. يك جنبه مهم اين هوش، توانايي كودك در ترجمه تصاوير ذهني به فرمي است كه براي همه قابل درك باشد.

هوش موسيقي
واضح است كه در اينجا با توانايي درك و ايجاد ريتم و ملودي سر و كار داريم. يك روش شناسايي هوش موسيقي اين است كه كودك بتواند دو قطعه موسيقي نسبتا مشابه را از يكديگر تشخيص دهد. داشتن هوش موسيقي و گرايش به آن به حرفه هاي مشخصي منجر ميشود اما ما بزرگسالاني را ميشناسيم كه با وجود داشتن حرفه اي ديگر، از "گوش موسيقي" خوبي برخوردارند و ميتوانند ترانه ها را صحيح بخوانند. پس شايد برخوردار بودن از هوش موسيقي به جاي تبديل شدن به حرفه شخص، به بخشي از مسير زندگي و آموختن او تبديل شود.

هوش مربوط به حركات جسمي
هرچند پذيرفتن اين مورد براي بعضي از سنت گرايان روانشناسي مشكل است، اما واضح است كه چالاكي و فرزي از جايي سرچشمه ميگيرند و گاردنر اين تواناييها را به ذهن نسبت ميدهد. كودكاني كه در آموختن دروس عملي موفق هستند داراي چنين هوشي هستند و ميتوانند ورزشكار حرفه اي، مكانيك، جراح يا نجار شوند.

اگر پيش بيايد ميتوانند به خوبي بافتني ببافند و عاشق سرهم كردن ماكتهاي مختلف هستند. آنها در كلاسهاي ورزش و فعاليتهاي فيزيكي منتظر دستور حركت نميمانند. گاردنر در مورد اين افراد به مطلب جالبي شاره كرده است؛ افراد داراي چنين هوشي، بسيار مستعد داشتن واكنشهاي غريزي شجاعانه هستند.

هوش درون نگر
اينجا حوزه شخصيت دروني فرد است. كودكاني كه در اين دسته بندي جا دارند، قادرند حواس خود را شناسايي نموده و درجات مختلف يك احساس بخصوص را تشخيص دهند. توانايي درك و پذيرفتن خود، هوش و ادراكي است كه دارنده آن در زمان بزرگسالي از داشتن آن خوشنود شده و قدر آن را خواهد دانست. هوش درون نگر برانگيزنده خودكاوي، انضباط نفس، استقلال فراوان و تمايل به داشتن اهداف واضح و مشخص است كه البته همه اين موارد نبايد با هم و لزوما در يك نفر بروز كند.

هوش ميان فردي
اين نوع هوش درباره ارتباط با ديگران است. اين كودكان نه تنها با همكلاسان خود كنار مي آيند، بلكه ميتوانند حالات و نيازهاي ديگران-از جمله بزرگسالان- را به خوبي تشخيص دهند. آنها در اين زمينه از والدين خود هم بهتر عمل ميكنند.

اخطار! اين توانايي دو طرف دارد؛ خير و شر. كودك داراي هوش ميان فردي ميتواند يك همشهري مهربان، يار و ياور ديگران باشد و يا از توانايي خود در كنترل ديگران و كلاهبرداري و امثال آن استفاده نمايد.

گاردنر شخصا اعتراف ميكند كه هوش كلامي و رياضي - منطقي بيش از همه مورد توجه بوده و در مدارس مورد آزمايش قرار ميگيرد. هوش مربوط به امور فضايي، موسيقي و حركات جسمي بيش از هرچيز با هنر در ارتباطند كه البته هوش وابسته به امور فضايي و حجمي در تستهاي هوش معمول جاي ثابتي دارد.

هوش درون نگرانه و ميان فردي ميتواند شاهد واضحي بر اين مطلب باشد كه كه دسته بندي گاردنر تا چه حد ميتواند والدين و خانواده را تحت تاثير قرار دهد. هيچ روش واقعي براي آزمودن و تشخيص اين نوع هوش در كودك وجود ندارد، اما كدام پدر و مادري است كه از داشتن فرزندي كه خود را ميشناسد، منظم است و ميتواند احساس غم و شادي ديگران را درك كرده و به آن واكنش نشان دهد، ناراضي باشد؟

منبع : سايت دوستان/view.asp?id=50000220389101436








این فیس بوک من

خارج شده است
23 فروردين 1386,ساعت 17:27:57
پاسخ #5 در:
meysam
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 651
-دريافت شده: 1294


*
محبوبيت : 665
آنلاین آنلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 5178
WWW
پاسخ : مسائل زندگي کار، مُد، سلامتی، رموز موفقیت و ...


با صبر و حوصله درگيري هاي خود را
رفع كنيد

صلاً درست نیست که اجازه بدهید اضطراب و عصبانیت در شما به وجود آید. باید انرژی های منفی خود را به طریقی دور بریزید تا در آینده دچار عصبانیت، کج خلقی یا اضطراب نشوید. در ایـن جـا به روش هـــایی اشاره می کنیم که شما را در این مسیر یاری می دهند.

مسائل کوچک را نادیده بگیرید
بـله، زمـان هـایـی هـسـت که بـایــد بعضی چیزها را پیش خـودتان نگاه دارید—به خصوص زمانی که می دانید ممکن اسـت آن حـرف ها بین دیگران دعوا بیندازد. در هر دوره ای از زندگی با دوستان، اعضای خانواده، همکاران و آشنایان دیگر روبه رو هستید، ممکن است با هر کدام از اینها مشکل پیدا کنید، اما به یاد داشته باشید که فریاد زدن و عصبانی شدن و بعد هم قطع رابطه کردن با آنها همیشه راه حل درستی نیست.
منظور من را اشتباه نگیرید. منظورم این نیست که وقتی فرد مقابل روی اعصابتان راه می رود، شما به یک طرف دیگر نگاه کنید. اما در جاهایی که مسئله خیلی هم بزرگ نیست، زبانتان را گاز بگیرید و صبر پیشه کنید. با این کار نظر فرد مقابل را هم تغییر خواهید داد.

این مسئله برای چه کسانی به کار می رود؟
البته به خاطر داشته باشید که ساکت بودن همیشه هم راه حل مناسبی نیست. یکی از دلایلی که گفتیم مسائل کوچک را ندیده بگیرید و ساکت بمانید این بود که از درگیری های بزرگ تر جلوگیری کنید. به این دلیل به کار بردن این راه حل برای دوستان نزدیک یا اعضاء خانواده درست نیست—به خصوص اگر بخواهید که صمیمیت بین شما باقی بماند.
از این رو هر وقت در موقعیتی قرار می گیرید که نیاز به مواجهه و روبه رو شدن است، باید خوب موقعیت را بررسی کنید و ببینید آیا حرفهایتان موثر هستند و می توانند فرد مقابل را سر جایش بنشانند یا خیر. اگر موقتاً ساکت بمانید و مسئله را پیش خود نگاه دارید، ممکن است بعدها موقعیت بسیار بهتری برای ابراز آن دست دهد.

قبل از اینکه چیزی بگویید، خوب فکر کنید
در اینجا 5 دلیلِ اینکه ساکت ماندن چه به صورت موقتی و چه کامل راه بهتری است بیان را می کنیم.

1- دستاویز برای آینده به دست می آورید.
بله، می توانید به فرد مقابلتان بگویید که فلان چیز در مورد او اذیتتان می کند، اما کاری که می کنید این است که هر 5 دقیقه یکبار سرش فریاد بزنید بدون اینکه چیزی نصیبتان شود.
به جای این کار، هر چیز حتی کوچکی را که در مورد فرد اذیتتان می کند را یادداشت کنید. اینطوری می توانید هر وقت با آن فرد برخورد کردید همه ی حرفها را یکباره به او بزنید. با این کار دلایل بیشتری برای خود دارید و قدرت توجیه کردن او را هم کم خواهید کرد چون مطمئناً نمی تواند برای هر کدام از آن مسائل بهانه ای بیاورد.

2- از مقصر شدن در امان می مانید.
اگر همیشه دعوا راه بیندازید، دیگران به این نتیجه خواهند رسید که مشکل اصلی خود شما هستید. اگر بقیه با حرف ها و دلایل شما موافقت نکنند، مقصر اصلی را شما فرض خواهند کرد و شما را فردی تند و عصبانی می دانند که هیچ کاری جز سر به سر گذاشتن دیگران ندارد.
اگر موقعیت شدیدتر شد و فکر کردید که ساکت ماندن و صبر پیشه کردن راه حل کار نیست، هر چه دردلتان است برای دوستان بازگو کنید و برای احساسات منفی خود دلایلتان را بیاورید. با این کار مطمئناً هر کسی جانب گیری می کند. بعضی طرف شما را می گیرند و بعضی طرف فرد مقابل را. اما با این کار حداقل دوستان واقعی خود را خواهید شناخت.

3- دوست خوبی خواهید شد.
می خواهید به دیگران این حس را بدهید که فردی با گذشت و بخشنده هستید و زود به خاطر مسائل کوچک از کوره در نمی روید.
با این کار دوستانتان هم در مورد شما همین فکرها را خواهند کرد و اگر روزی مسئله اینقدر حاد شد که شما هم عصبانی شدید، مطمئنا خودشان قبل از هر کسی خواهند فهمید که پایشان را بیش از گلیمشان دراز کرده اند.

4- از استرس و فشارهای روحی جلوگیری می کنید.
اگر حرف ها را از دلتان بیرون بریزید ممکن است دعوای بدی راه بیفتد (اگر فرد مقابل از حرفی که زدید خوشش نیاید). و به جای اینکه با بیرون ریختن حرف هایتان کمی آسوده تر شده و تسکین پیدا کنید، غمگین تر خواهید شد.

5- از پشیمان شدن جلوگیری می کنید.
بعضی وقت ها، زدن بعضی حرف ها بی ضرر است، اما گاهي اوقات هم با مواردی روبه رو می شوید که قبل از به زبان آوردنشان باید خیلی خوب فکر کنید. این مسئله به خصوص در مورد افرادی که به تازگی با آن ها آشنا شده اید بسیار مفید است. اگر همان ابتدای کار که هنوز خوب آنها را نمی شناسید حرفی در موردشان بزنید، ممکن است در آینده پشیمان شود.

چه وقت باید حرف هایتان را به زبان بیاورید؟
البته زمان هایی هست که سکوت اختیار کردن به هیچ وجه صحیح نیست. در مواردی که طرف یکی از دوستان خیلی نزدیک شما است. در چنین موقعیت هایی ممکن است تلاشتان این نباشد که فرد را سر جای خود بنشانید و در مبارزه پیروز شوید. در چنین دوستی هایی صداقت حرف اول را می زند و همه مشکلات را تا آنجا که در توان است باید با صداقت و درستی حل کرد.

مراقب باشید...
به یاد داشته باشید، هرچقدر هم که بخواهید بالادست بمانید، اما سکوت اختیار کردن به هیچ وجه ارزش قربانی کردن سلامتیتان را ندارد. اگر می بینید که نگفتن حرف ها فکر و روح شما را به هم ریخته است و اذیتتان می کند، حتماًً به طریقی آنها را بیرون بریزید .
منبع :
 www.mobin-group.com








این فیس بوک من

خارج شده است
26 فروردين 1386,ساعت 18:49:42
پاسخ #6 در:
meysam
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 651
-دريافت شده: 1294


*
محبوبيت : 665
آنلاین آنلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 5178
WWW
پاسخ : مسائل زندگي کار، مُد، سلامتی، رموز موفقیت و ...


مكملهاي ورزشي

اگر یـک بـدن سـاز و یـا ورزشـکـار حـرفه ای هستید، به طور حتم یکی از دغدغه های اصلی شما بـاید بالا بـردن کـارآیی و انرژی بدنتان باشد. شاید سپری کردن مدت زمان طولانی در باشـگاه ورزشی بتواند شما را به هدفتان نزدیک کند (به عـلاوه ایـنکه باید نگران لباس های چرک و بدبـوی خـود هـم باشید) اما امروزه بـرای نـتـیجه گرفتن راهـهای میانبر بسیار زیاد دیگری هم وجود دارند. به ویژه برای نوجوانان و جوانانی که زندگی کاری و درسی پر مشغله ای را دنــبال می کنند. بعضي از افراد تصور می کنند که تنها با استفاده از برخی از داروهـایـی که بـا نـام مـکمل های ورزشی معروف شده اند، می توانند بدون هیچ گونه تلاش و زحمتی به نتجیه مطلوب دست پیدا کنند. اما آیا به راستی مکملـهـا می توانند چنین کـاری را انجام دهند؟ و آیا استفاده از آنها ضرری را به همراه ندارد؟

مکمل ورزشی چیست؟
مکمل های ورزشي محصولاتی هستند که برای بالابردن کارایی ورزشکاران استفاده می شوند. این موارد در انواع و اقسام مختلفی وارد بازار می شوند: ویتامین ها، مواد ترکیبی و ساختگی، هورمون ها. اغلب آنها هم یک دستور استفاده بلند و بالا دارند و از هر کجا می توانید آنها را تهیه نمایید.
بسیاری از افراد بر این باورند که مکمل ها می توانند به آنها کمک کنند تا توده های ماهیچه ای حجیم تر، نیرو و استحکام بیشتری پیدا کنند. عده دیگری هم هستند که از مکمل های ورزشی صرفاً برای کاهش وزن بدنشان سود می جویند. باید بدانید که اگر تا به حال فکر استفاده از مکمل های ورزشی به ذهنتان رسیده است، در این میان تنها نیستید؛ بسیاری از جوانان زمانیکه نزد پزشک ورزشی مراجعه می کنند، تمایل دارند تا در مورد مکمل ها و نحوه کارایی آنها اطلاعات بیشتری داشته باشند. سؤال بیشتر جوانان این است که طرز استفاده از مکمل ها به چه صورت بوده و آیا استفاده از آنها دارای ضریب اطمینان بالایی هست یا خیر.
تقریباً تمام محصولاتی که در قفسه های سوپر مارکت مشاهده می کنید و داروهایی که در داروخانه به چشمتان می خورند، دارای برچسبی هستند که نوعی تائیدیه از اداره کل خوراک و دارو می باشد. تائیدیه این وزارت خانه به مردم اطمینان می دهد که محصولاتی را که مصرف می کنند، شامل: غذا، نوشیدنی و دارو همه و همه دارای استانداردهای کیفی مورد نیاز هستند. اما مکمل های غذایی زیر نظر این اداره تولید نمی شوند و هیچ کدام از آنها بر روی کودکان و نوجوانان آزمایش نشده اند. این امر بدان معناست که هیچ دانشمند و یا پزشکی نمی داند که آیا مصرف این مواد برای نوجوانان مناسب است یا خیر.
سازمانهای مختلف ورزشی نظریه های متفاوتی را در مورد مکمل ها برای خود معین کرده اند. لیگ ملی فوتبال، انجمن ورزشی داشنجویان سراسر کشور، و کمیته بین المللی المپیک مصرف موادی نظیر: استروئید، افدرا، و اندرستونوئید را ممنوع کرده و ورزشکارانی که از این موارد استفاده کنند، از مسابقات ورزشی حذف خواهند شد.

مکمل های رایج و تاثیر آنها بر روی بدن
در مورد مکمل ها چه از هم تیمی خود در رختکن چیزهایی شنیده باشید، چه از فروشنده سر کوچه، باز هم این احتمال وجود دارد که متوجه نباشید داستان از چه قرار است و عملکر این مکمل ها چگونه است و می تواند چه خطراتی را برای بدن شما در بر داشته باشند.

استروئید های آنابولیک
استروئید های آنابولیک از انواع هورمون هایی هستند که به بدن کمک می کنند تا بافت های ماهیچه را افزایش داده و میزان توده ماهیچه ای را به حداکثر برساند. استروئید ها ( که با نام عصاره و یا جوهر نیز شناخته می شوند) ساختاری شبیه به هورمون مردانه "تستسترون" دارند. تستسترون به طور طبیعی به مقدار زیاد در آقایون و به میزان کمی در بانوان ترشح می شود. زمانی که شخص استروئید مصرف کند، بافت های ماهیچه ای بدن تحریک می شوند و عضلات بزرگ تر و قوی تری را ایجاد مینماید.
اما مصرف استروئید می تواند تاثیرات جانبی منفی را نیز در برداشته باشد که عبارتند از: فشار خون بالا، بیماری های قلبی، بیماری های کلیوی، سرطان، اختلالات ادراری، مشکلات روده ای، سکته، لخته شدن خون، و بی خوابی. شخصی که استروئید مصرف می کند، ممکن است بتواند ماهیچه های بزرگتری را در بدن خود پرورش دهد، اما در معرض طاسی و همچنین آکنه های پوستی شدید نیز قرار می گیرد. آقایونی که از این شیوه استفاده می کنند با مشکلات زیر مواجهند: رشد غیر طبیعی سینه ها، ناباروری، و مشکلاتی در رابطه با نعوظ. مشکلات خانم ها نیز عبارت است از: بم شدن صدا، کوچک شدن سینه ها، مشکلات وابسته به قاعدگی، افزایش موهای صورت و بدن.
استروئید مشکلاتی را در احساسات فرد مصرف کننده ایجاد می کند که عبارتند از: تغییر ناگهانی حالات درونی، رفتارهای پرخاشگرانه، کج خلقی، افسردگی، تهاجم، و افکار خودکشی. نوجوانانی که استروئید را از طریق سرنگ های آلوده تزریق می کنند در معرض ریسک ابتلا به ایدز و یا هپاتیت نیز قرار می گیرند.

اندرواستونوئید و DHEA
اندرواستونوئید (که معمولاً با نام اختصاری آندرو نیز شناخته می شود) و همچنین DHEA که نام اختصاری ( Dehydroepiandroster one) می باشد، از انواع دیگر مرسوم مکمل ها به شمار می روند. این دو ماده از پروهورمون ها یا همان "استروئیدهای طبیعی" تشکیل شده اند که قابلیت این را دارند که در بدن انسان به تستسترون تجزیه شوند. تا کنون شواهد مستندی در رابطه با تاثیرات جانبی این مواد در دست نیست، اما اگر از آنها در دوز بالا استفاده شود، تاثیرات شدیدتری درست شبیه به استروئیدهای آنابولیک را در بر خواهند داشت. همچنین این دو ماده موجب می شوند که تعادل هورمونی در بدن مصرف کنندگان برهم بخورد. از دیگر معایب آن می توان به: سرطان بیضه، ناباروری، حمله قلبی، رشد بی رویه سینه ها و کوچک شدن آلت تناسلی اشاره کرد.
اگر از این مکمل ها پیش از سنین رشد استفاده شود، آنگاه این احتمال وجود دارد که شخص مصرف کننده هیچ گاه به رشد کامل دست پیدا نکرده و بلوغ نشود. همانطور که می دانید، بدن انسان ها به طور طبیعی پس از رسیدن به بلوغ ، از رشد کردن متوقف می شود و ترشح برخی از هورمون ها در آن، به حداقل میزان خود می رسد. در این میان، مصرف استروئید سبب می شود تا عملکرد طبیعی بدن با اختلال مواجه شده و رشد نرمال آن نیز متوقف گردد. نوجوانانی که هورمون های متنوع مصرف می کنند، با این کار خود باعث می شوند که میزان هورمون ها در بدنشان به سطح معینی برسد، در چنین زمانی واکنش طبیعی بدن از این قرار است که تصور می کند زمان بلوغ فرارسیده؛ بنابراین رشد استخوانها خیلی پیش از موعد مقرر، متوقف می شود.

هورمون رشد در انسان
یکی دیگر از مکمل های غذایی که ممکن است در مورد آن چیزهای شنیده باشید، هورمون رشد ( HGH ) می باشد. این امکان وجود دارد که پزشکان در شرایط خاص برای بیمارانی که دارای رشد ناکافی و یا برخی دیگر از مشکلات هورمونی هستند، این دارو را تحویز نمایند تا با کمک آن بتوانند مراحل رشد طبیعی خود را تجربه کنند. از سوی دیگر برخی از ورزشکاران که درصدد حجیم تر کردن عضلات بدن خود هستند، نیز به اشتباه از این هورمون استفاده می کنند. نوجوانانی که از این هورمون استفاده میکنند، رشد طبیعی خود را با مشکل مواجه می سازند و باید منتظر عواقب بعدی آن نیز باشند.

کراتین
کراتین به طور طبیعی در کبد، کلیه و لوزالمعده ترشح می شود. همچنین در غذاهای نظیر: گوشت قرمز، و ماهی نیز به وفور یافت می شود. زمانیکه از مکمل کراتین استفاده می شود، میزان اضافه کراتین، در ماهیچه ها ذخیره می شود و افراد تصور می کنند که مصرف آن در هنگام ورزش و تمرین به آنها نیرو و انرژی بیشتری میبخشد.
انواع و اقسام مختلف کراتین وجود دارد: از قرص و پودر گرفته تا ژل و ... و در این میان نوجوانان یکی از پر مصرف ترین طرفداران آن هستند. آنها معمولاً برای انرژی و استقامت بیشتر از کراتین استفاده می کنند، اما در هیچ مرکز علمی معتبر، تاثیر آن بر روی کودکان و نوجوانان تست نشده است؛ اما در بررسی های اخیر، ثابت شده که میتواند منجر به گرفتگی و در برخی موارد پارگی بافت ماهیچه ای نیز بشود. تاثیرات جانبی متداول آن عبارتند از: اضافه وزن، اسهال، دردهای شکمی، و کم شدن آب بدن. همچنین گزارش های مبنی بر مصرف کراتین و بروز صرع و ناراحتی های کلیوی نیز گزارش شده است.

چربی سوزها
سوازاننده های چربی (که گاهی با نام ترموژنیک ها نیز شناخته می شوند) معمولاً از گیاهی با نام افدرین تهیه می شوند که با نام افدرا و یا ماهانگ نیز شهرت دارند. این مکمل سیستم عصبی بدن انسان را تحریک کرده و کاری می کند تا متابولیسم بدن تسریع پیدا کند و سوخت و ساز آن بالا رود. برخی از نوجوانان برای کاهش وزن و یا افزایش انرژی بدن خود از افدرین استفاده می کنند. لازم به ذکر است که مصرف این ماده برای هیچ یک از گروههای سنی تجویز نمی شود. مکمل هایی که دارای افدرا هستند را می توان در شمار خطرناک ترین و مضرترین مکمل ها قرار داد. شواهد گویای این مطلب هستند که این مواد سبب بروز بیماری هایی نظیر: مشکلات قلبی و سکته شده و گهگاه حتی مرگ را نیز با خود به همراه می آورند.

آیا مکمل ها از من ورزشکار بهتری می سازند؟
مکمل های ورزشی تا کنون به طور مصوب بر روی نوجوانان و کودکان تست نشده اند. اما تحقیقاتی که بر روی بزرگسالان انجام شده، حاکی از این مطلب هستند که حتی بهترین انواع آنها، قادر به برآوردن وعده های داده شده، نمی باشند. اغلب آنها نمیتوانند شما را قدرتمند تر سازند و تقریباً هیچ یک از آنها نمی توانند سرعت شما را بالابرده و مهارت هایتان را افزایش دهند.
بیشتر فاکتورها، به توانایی فردی ورزشکار بستگی دارد - از قبیل رژیم غذایی، میزان خواب و استراحت، مسائل وراثتی و ژنتیکی، و برنامه ورزشی - و حقیقت اینجاست که مکمل های ورزشی صرفاً شما را در ریسک بالایی برای ابتلا به بیماری های مختلف قرار می دهند. بنابراین به جای اینکه برای تقویت بدن و بدست آوردن نیرو و توان خود به مکمل های ورزشی روی بیاورید، بهتر است به دنبال پیروی از یک رژیم غذایی سالم و انجام تمرین های مکرر ایروبیک باشید.

نکاتی برای مقابله با فشار موجود بر روی ورزشکاران در مسابقات
تصاویری که برای تبلیغ مکمل های ورزشی استفاده می شوند، معمولا شما را به اشتباه می اندازند چراکه همیشه در آگهی ها از مدل های خوش اندام و قوی هیکل استفاده می کنند. باید همواره به خاطر داشته باشید که هدف مبلغین، صرفاً بالابردن میزان فروش مکمل هاست. به این دلیل که مکمل ها تحت نظر سازمان جهانی مواد غذایی قرار نمی گیرند، فروشنده ها هیچ گونه الزامی مبنی بر هشدار دادن به مردم در مورد تاثیرات جانبی منفی این مواد ندارند. نوجوانان و کودکان علاقه بسیار زیادی به مصرف این مکمل ها از خود نشان می دهند، چراکه بدن آنها رشد آرامی در پرورش ماهیچه ها دارد و شرکت های تولید کننده مکمل نیز وانمود می کنند یک راه حل آسان و سریع همین محصولات خودشان هستند.
پول خود را بیخودی صرف مکمل های گران قیمت و خطرناک نکنید. در عوض برای اینکه در مسابقات خوش بدرخشید، موارد زیر را امتحان کنید:
اولویت استراحت کردن. در اکثر پژوهش ها اثبات شده که نوجوانان و جوانان در طول شبانه روز باید 8 ساعت استراحت کنند. آیا شما این کار را انجام میدهید؟ هنگامیکه خسته و کسل، از تمرین به خانه باز می گردید، نباید تا دیروقت بر روی تکالیف خود کار کنید. سعی کنید که حجم بیشتری از درس های خود را در روزهای تعطیل و آخر هفته ها انجام دهید تا سایر روزهای بتوانید زمان بیشتری را به استراحت کردن اختصاص دهید. اگر پس از مدرسه باید سر یک کار نیمه وقت بروید، حداقل در فصل ورزش این مقدار ساعت ها را به حداقل میزان خود برسانید.
تمدد اعصاب. تحصیل، کار و ورزش شما را مجبور می کند که سراسیمه از یک کار به کار دیگر بروید. اما اگر بتوانید چند لحظه را برای بدست آوردن آرامش و تمدد اعصاب صبر کنید، آنوقت از بازده بالاتری برخوردار می شوید. سعی کنید تصویر پیروزی خود را در مسابقات بعدی مجسم کنید. آرام یک جای ساکت بنشینید و روی تنفس خود تمرکز کنید؛ این امر زنگ تفریح کوتاهی به شما داده و سبب می شود که برای انجام فعالیت بعدی آمادگی بیشتری پیدا کنید.
غذای سالم. غذاهای سرخ شده، پر چرب و شیرین بر روی عملکر شما تاثیر زیادی می گذارند. سعی کنید حتی الامکان از غذاهایی نظیر گوشت آب پز، غلات، سبزیجات، میوه های تازه، و لبنیات کم چرب استفاده کنید. البته اگر سالی یکبار، پیروزی خود را همراه با دوستانتان در پیتزا فروشی جشن بگیرید، اصلاً جای نگرانی وجود ندارد. اما بهتر است غذاها و میان وعده هایی را انتخاب کنید که وزن بدن شما را ثابت نگه داشته و کارایی بدنتان را نیز افزایش دهد.
خوردن مکرر. گاهی اوقات نوجوانان عادت پیدا می کنند که صبحانه میل نکنند، بعد نهار را زودتر از موعد صرف می کنند، و انتظار دارند که در بازی که بعد از ظهر قرار است در آن شرکت کنند، نتیجه مطلوبی بدست آورند؛ اما معمولاً با این روش به سرعت از پا در می آیند، به این دلیل که انرژی کافی برای ادامه فعالیت های روزانه خود را از دست می دهند. عدم مصرف غذا به اندازه کافی، نوجوانان را در معرض خطر گرفتگی عضلات قرار می دهد. بنابراین باید از خوردن نهار در روزهای مسابقه اطمینان خاطر حاصل کنید. اگر پیش از شروع مسابقه احساس گرسنگی به شما دست داد، بهتر است میان وعده های راحت و کم حجمی را در کیف دستی خود همراه داشته باشید، مثل: میوه، کلوچه و یا پنیر حلقه ای. همچنین پس از اتمام تمرینات باید غذای خوبی بخورید.
پرهیز از مواد زیان آور. نوشیدن مشروبات الکلی، سیگار کشیدن، و استفاده از مواد مخدر در شمار گزینه های نادرست قرار می گیرند. سیگار کشیدن، ظرفیت هوای ذخیره شده در ریه ها را کاهش داده و موجب می شود که نتوانید به درستی تنفس کنید. الکل، واکنش شما را کند کرده و شما را خسته می کند. مواد مخدر نیز هماهنگی دست و چشم را پایین آورده و هشیاری شما را نیز تا حد بسیار زیادی کاهش می دهد. همچنین اگر شما در حین استفاده از چنین موادی دستگیر شوید، باید با تیم خود خداحافظی کنید. تعداد قابل توجهی از مدارس، هیچ گونه نرمشی در این مورد از خود نشان نمی دهند.
آموزش شدیدتر و زیرکانه تر. اگر احساس می کنید که در حین بازی بسکتبال نفس کم می آورید، باید بر روی سیستم قلبی-عروقی خود بیشتر کار کنید. اگر می خواهید در بازی فوتبال از عضلات پای قویتری برخوردار باشید، باید تحت نظر یک پزشک و مربی با تجربه، تمرین های ثابت نگه داشتن وزن و تقویت ماهیچه ها را به صورت مکرر تکرار کنید. در اینجا باید اضافه کرد که پیش از اینکه هر تغییری در برنامه غذایی و یا تمرین های خود بدهید، حتما با پزشک خود مشورت کنید. حتماً می دانید که یک شبه نمی توانید تمام رویاهایتان را متحقق سازید. افزایش توانایی و نیرو در طول زمان و با تلاش و کوشش هم روش مطمئن تری است، و هم به نفع بدنتان می باشد.
مشورت با متخصصین. اگر نگران وزن خود هستید و احساس می کنید که رژیم غذایی تان می تواند بر روی عملکردتان تاثیر بسزایی داشته باشد، با پزشک خود مشورت کنید و یا مسئله را با متخصص تغذیه در میان بگذارید تا شما را در مسیر درست هدایت کنند. مربی های ورزش نیز می توانند به شما کمک کنند تا در هنگام تمرین، بیشتر بر روی نقاط ضعف خود تمرین کنید. اگر باز هم راضی نشده اید که: "مکمل های ورزشی به هیچ عنوان نمی توانند به شما کمک کنند" می توانید در این باره با پزشک و یا داروساز صحبت کنید. پزشکان میتوانند جایگزین مناسبی با توجه به فیزیک بدن و ورزش هایی که انجام میدهید به جای مکمل ها به شما پیشنهاد دهند.

منبع : گروه اینترنتی مبین








این فیس بوک من

خارج شده است
26 فروردين 1386,ساعت 19:35:23
پاسخ #7 در:
meysam
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 651
-دريافت شده: 1294


*
محبوبيت : 665
آنلاین آنلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 5178
WWW
پاسخ : مسائل زندگي کار، مُد، سلامتی، رموز موفقیت و ...

چه کنيم تا دنيا پيش ما کم بياورد

در اين مقاله به پنج قاعده ي كليدي موفّقيّت تضميني در تمام صحنه هاي زندگي اشاره مي كنيم. قاعده هائي كه اگر به درستي درك شوند، و با همّت و پشتكار و سماجت دروني اشخاص پيگيري و اجرا شوند، مي توانند موفّقيّت تضميني آن اشخاص را در هر حوزه اي از زندگي، باعث شوند:

قاعده ي اوّل:
اگر به اين نتيجه رسيده ايم كه كاري بايد انجام شود، پس بدون هيچ بهانه جويي و معطّلي و با جدّيّت، كمر همّت ببنديم كه آن كار انجام شود.

قاعده ي دوّم:
كاري كه بايد انجام شود را همين الان انجام بدهيم.

قاعده ي سوّم:
مهم نيست كه از كاري كه بايد انجام شود خوشمان بيايد يا خوشمان نيايد! چون بايد انجام شود، پس در هر حالت و روحيّه اي كه باشيم با جدّيّت و سرسختي و يك دندگي تمام آن كار را انجام مي دهيم.

قاعده ي چهارم:
وقتي كار انجام شد آرام نمي گيريم و به اين مي انديشيم كه كار بعدي كه بايد حتماً انجام شود كدام است.

قاعده ي پنجم:
سراغ قاعده ي اوّل مي رويم!

حال يك دقيقه سكوت مي كنيم و مي گذاريم آن چه با صداي بلند خوانديم ،دوباره در وجود ما جاري شود تا برايمان قابل درك شود.




(بعد از يك دقيقه سكوت)
خوب دوستان راز موفّقيّت صد در صد را فهميديد!؟ راز موفّقيّت حتمي در تمام امور زندگي همين پنج قاعده اي است كه الان با هم با صداي بلند خوانديم. خوب فكر كنيد و ببينيد چقدر موفّقيّت ساده است و ما به راستي چقدر مي توانيم خودمان را كاهل و سست و ضعيف بسازيم كه از پس چنين كار ساده اي برنياييم؟!

قاعده ي يك مي گويد كه به هر حال مجموعه اي از شرايط زندگي و استعدادهاي دروني و نيازهاي شخصي و خانوادگي و اجتماعي تو را وادار مي سازند كه يك سري كارها را حتماً و بدون قيد و شرط انجام دهي! مثلاً براي فارغ التّحصيل شدن از دبيرستان و قبولي در دانشگاه لازم است يك سري درس ها را خوب و دقيق بخواني! خوب شروع كن! معطّل چه هستي! بالاخره تو و خانواده به اين نتيجه رسيده ايد كه الان وقت درس خواندن است. پس چرا دايم خودت را به كم هوشي و بي خيالي مي زني و وقتت را تلف مي كني. شروع كن!


اگر بيكاري و براي كسب درآمد و جمع آوري سرمايه مجبوري مدّتي را به خدمتكاري و كارهاي ساده مشغول شوي، پس چرا دايم در رختخواب غلت مي زني و شروع نمي كني؟ چرا صداي دستگاه پخش موسيقي را زياد كرده اي و خودت را درون اتاقت محبوس كرده و با موجودات خيالي ات مشغول گپ زدن شده اي.


آهاي! با تو هستم برخيز و جارو را در دست بگير و كارت را شروع كن. بله حق با توست! تو قرار بوده مدير يك شركت بزرگ شوي. هنوز هم مي تواني بشوي. هيچ كس به جز تو نمي تواند و حق ندارد در مورد مدير شدن يا نشدن تو صحبت كند.اما الان شرايط چيز ديگري از تو مي خواهد. برخيز و شروع كن. چرا ايستاده اي و خودت را در آيينه نگاه مي كني؟
شايد هم يك زن خانه دار هستي و بايد امروز كلّي ظرف و لباس بشويي و غذا بپزي و خريد كني و بچه ها را حمّام ببري و خلاصه كلي كار براي انجام دادن داري. پس چرا روي مبل خوابيده اي و به ميز صبحانه زل زده اي، پاشو و كاري بكن. الان و امروز اين كاري است كه بايد انجام شود و تو هم بايد انجام دهي. پس برخيز و شروع كن.

قاعده ي دوّم مي گويد: وقتي همين الان وجود دارد، چرا كاري را كه بايد حتماً انجام شود به بعد موكول ميكني. اصلاً به من بگو چه كار داري مي كني! ورزش مي كني؟ امّا تو كه الان بايد كاري ديگر انجام دهي؟ چرا اوّل آن "بايد" را تمام نمي كني و با تعويق و تاخير بي دليل، دايم اوضاع را بر ضدّ خودت بدتر مي سازي. وقتي به اين نتيجه رسيده اي كه آن كار حتماً و بايد انجام شود ديگر چرا خودت را به كارهاي حاشيه اي و جنبي سرگرم ساخته اي. همين الان زمان براي انجام آن كار لازم و ضروري در اختيار تو گذاشته شده. تو چرا اين زماني را كه متعلّق به كار مهم و ضروري است، براي انجام كاري فرعي و حاشيه اي صرف مي كني؟

قاعده ي سوّم مي گويد كه: اصلاً مهم نيست از انجام آن كار ضروري خوشت مي آيد يا نه! خوش آمدن يا خوش نيامدن تو اصلاً اهميتي ندارد. مهم اين است كه آن كار الزامي و ضروري بايد در زمان خودش به طور كامل و بي نقص و توسط شخص تو انجام شود.


اين كه تو خوشت نمي آيد يا ترجيح مي دهي به كار ديگري بپردازي، الان اصلاً مهم نيست.اگر شور و شوق كم داري، از هر جا كه فكرت مي رسد قرض بگير و بدون بهانه جويي و معطّلي بي مورد، كار را انجام بده.
اين كار مال توست. سود و منفعت آن هم به نفع توست. پس اين كه خوشت نمي آيد يا زياد در شان شخصيت ذهني تو نيست ديگر چه صيغه اي است؟ آخر مگر قرار است همه كارهاي عالم اوّل به مذاق تو مورد پسند افتد و بعد در دستور كار طبيعت قرار گيرد؟ اصلاً اين طور نيست! اتفاقاً بعضي از كارهايي كه بايد حتماً توسط تو و همين الان انجام شوند، به هيچ وجه جذاب و خواستني نيستند. تميز كردن وان حمام و كاسه توالت و يا جمع كردن آشغال ها و يا مرتب ساختن و نظافت اتاق كار مشترك خودت با ديگران و يا كار در گاراژ و دست و صورت خود را روغني كردن و يا دودكش را تميز كردن و هزاران كار ديگر كه معلوم است خيلي ها دوست ندارند، انجام دهند. اما راهي براي گريز نيست. تو بايد اين كارهاي الزامي و ضروري را به هر قيمتي كه شده همين الان به طور كامل و بي نقص انجام دهي و شخص تو هم براي اين كار فعلاً انتخاب شده است.

پس چرا معطّل مي كني و با لوس بازي و ادا و اصول هاي عجيب و غريب و داد و فرياد و خودكشي و اعتياد و صدها كار فرعي و بي معناي ديگر سعي مي كني نفرت خودت را از كاري كه بايد انجام دهي به نمايش بگذاري.


دوست خوب من! آيا هيچ مي داني كه وقتي كاري را بايد حتماً انجام دهي، ديگر عشق و نفرت تو در اين ميان هيچ اهميّتي ندارند و قضاوت اين موضوع را به هر كسي بسپاريد آن ها هم خواهند گفت كه خوب! كاري را كه بايد انجام دهي، انجام بده و خودت را خلاص كن!
مي فهمي! حتّي ديگران هم با تو همدردي نمي كنند و براي نفرت و بيزاري تو در انجام كاري كه نفعش متعلّق به توست و بايد انجام دهي هيچ ارزشي قايل نيستند. پس همه ي داد و فريادها و نمايش ها و تظاهرات رواني كه از خود نشان مي دهي بيهوده است و دير يا زود بايد تسليم شوي و در شرايط بدتري كاري كه دوست نداري را انجام دهي. پس چرا كار را به آن جا مي كشاني؟! همين الان نسبت به دوست داشتن يا دوست نداشتن كارهايي كه انجامشان وظيفه ي توست بي اعتنا شو و اين كارها را به هر قيمتي كه هست با تمام دقّت و حواس و كمالي كه در خود سراغ داري انجام بده تا تمام شود.

و وقتي كار تمام شد، استراحت كوتاهي كن و بلافاصله سراغ كار بعدي برو! بله دوست من! موفّق ها وقت زيادي براي تلف كردن ندارند. مثلاً شايد در حوزه ي تحصيل يا امور منزل كارها را سر و سامان دادي. امّا اگر نگاهي به دفترچه ي فعّاليّت هاي ضروري ات بيندازي خواهي ديد كه در شاخه ها و حوزه هاي ديگر زندگي هنوز ده ها كار ديگر باقي مانده است كه حتماً بايد انجام شوند. پس چرا معطّلي و وقت خود را به ميهماني گرفتن و استراحت بيش از حد تلف مي كني. سريع كار مهم بعدي را براي خودت مشخّص كن و همين الان چه دلت بخواهد يا نخواهد انجام بده. بدون تاخير و بهانه جويي و به طور كامل و بي نقص!

مي بيني دوست من، خيلي ساده است! تو با انجام اين چرخه پايان ناپذير، تغييرات شگرفي را در زندگي خود باعث مي شوي و بعد از مدتي به جرگه ي موفّق ها مي پيوندي. تو از الان به بعد ديگر يك موفّق صد در صد هستي!
منبع : سايت دوستان/view.asp?id=50120879732101436








این فیس بوک من

خارج شده است
27 فروردين 1386,ساعت 15:52:25
پاسخ #8 در:
meysam
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 651
-دريافت شده: 1294


*
محبوبيت : 665
آنلاین آنلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 5178
WWW
پاسخ : مسائل زندگي کار، مُد، سلامتی، رموز موفقیت و ...


بيماري آسم
(راههاي پيشگيري و درمان)

فـرض کـنید کـه بـا سـرعـت زیادی در حال دویدن هستید و یـکـدفـعه نفس کشیدن برایتان دشوار می شود. احساس می کنید که قفسه ی سینه تان تنگ شده است و شروع به سـرفـه مـی کـــنید. جریان هوا در بدنتان بسیار محدود مـی شــود. برای نفس کشیدن به خس خس می افتید و در ریه تان احساس خلط میکنید. دویدن را متوقف میکنيد. بـه زور نـفـس مـی کشـیـد و احسـاس مـی کنید شاید به مـداوای پــزشکی نیاز پیدا کرده باشید. و خیلی زود علائم بیماریتان بروز می کنند.
ایـن فـقـط شـرح کـوتـاهی از یک حمله ی آسم ملایم بود. هرچند اکثر افراد در بعضی مواقع در زندگی به خاطر سرما خـوردگـی یـا آلـرژی هـای مـخـتـلف احســاس تنگی نفس مـی کـنـنـد، علائـم بـیـماری آســـم ممکن است تا سالها شـناختـه نشـده در شـما بـماند تا اینکه وضع بیماری حاد شود.
تاثیرات و علائم بیماری آسم گاهی اوقات به طور ناگهانی بروز می کنند. از این رو خوب است که آگاهی های لازم در مورد این بیماری کسب کنید.

آسم چیست؟
آسم یک بیماری ریوی است که در آن جریان هوا در داخل و خارج از ریه به خاطر التهاب و آماس محصور می شود. جزء بیماری های بسیار خطرناک به حساب می آید که 17 میلیون امریکایی را مبتلا کرده است. بنابر آماری که در سال 2002 انجام گرفت، سالانه 500000 امریکایی به واسطه ی این بیماری بستری شده و بیش از 5000 نفر جان خود را از دست می دهند.
احتمال مرگ و میر و بستری شدن زن ها به خاطر این بیماری بیش از مردان است. و زنان کلاً بیش از مردان در معرض ابتلا هستند. در سال 1999 تعداد مردهای مبتلا به آسم 4.3 میلیون بود در مقایسه با زن ها که 6.2 میلیون نفر بوده است. همچنین از جنبه ی نژادی افریقایی-امریکایی ها سه یا چهار برابر امریکایی ها به این بیماری مبتلا می شوند. و افریقایی-امریکایی ها شش برابر سفیدپوستان به این بیماری مبتلا میشوند.

زودگذر یا دیرینه؟
آسم می تواند هر فردی را در هر موقعیتی مبتلا کند. اما معمولاً ابتلا به آن از اوایل زندگی به خاطر عوامل ژنتیکی و محیطی آغاز می شود. اگرچه این بیماری گاهاً در بچه ها هم دیده می شود، اما اگر زود تشخیص داده شود می توانند تا آخر عمرشان با این بیماری کنار بیایند. حتی دیده شده است که در بعضی از این بچه با رسیدن به دوران بلوغ علائم بیماری به کل ناپدید می شود.
سن ابتلا بنابر عوامل محیطی مثل کشیدن تنباکو، سابقه ی خانوادگی، آلودگی زیاد محیط و عوامل ژنتیکی متغیر است.
در بعضی موارد ممکن است آسم خفیف در بچه ها تا دوران بلوغ و بزرگسالی ناشناخته بماند یا اینکه فردی به خاطر کشیدن سیگار یا ابتلا به بیماری های برونشیت یا ذات الریه در دوران میانسالی به آسم مبتلا شود.

علائم
زمانی که فردی دچار حمله ی آسم می شود، دیواره ی ریه حساس و ملتهب میشود. موارد زیر جزء علائم این بیماری شمرده می شوند:
تنگی نفس
تنگی قفسه سینه قبل و بعد از انجام حرکات ورزشی
سرفه مکرر برای صاف کردن سینه
تولید زیاد خلط در ریه
تنگی نفس که همراه با انقباض عضلات جدار قصبه الریه می باشد
کاهش حجم ریه
قطع شدن نفس که نیازمند درمان های پزشکی و استفاده از اسپری هوا می باشد
بازماندن از ادامه ی فعالیت به خاطر افتادن از نفس
اگر شما این علائم را در خود مشاهده می کنید، حتماً بلافاصله نزد پزشک متخصص بروید. در موارد نادری بعضی از بیماری های قلبی با علائمی مشابه با آسم دوران میانسالی دیده می شود. هرچند که با انجام آزمایشاتی ساده و بررسی تاریخچه ی پزشکی شما، پزشک می تواند به راحتی بیماری را تشخیص دهد و درمان مناسب را انجام دهد.

آلرژی ها
آسم رابطه ی نزدیکی با آلرژی ها و واکنش فیزیولوژیکی نسبت به مواد آلرژی زا دارد. زمانی که افراد آلرژیک در یک محیط آلرژی زا تنفس کنند، سیستم دفاعی فعالیت میکند و مولکولی به نام گلوبولین ایمنی E (IgE) می سازد.
پادتن IgE ماست سل (یاخته ی شخاخواه) که نوعی سلول دفاعی است ایجاد میکند تا مواد شیمیایی مخالف درمسیرهای جریان هوا آزاد کند. این پادتن ها جدار ریه را اذیت م یکنند و بعد مسیرهای جریان هوا ملتهب و حساس می شوند و باعث سرفه کردن، خس خس و سختی تنفس می شود.
آلرژی های آسمی در افراد مختلف متفاوت است، اما در اینجا به چند نوع متداول آنها اشاره می کنیم:
ورزش شدید
هوای سرد و تغییرات هوایی
مواد آلرژی زا مثل گرده، پرز و پشم حیوانات، گرد و خاک، کپک و دود تنباکو
بعضی داروها
بعضی غذاها مثل حلزون صدف دار
بعضی از انواع بیماری های ویروسی
البته شایان ذکر است که همه ی افراد مبتلا به آلرژی به آسم مبتلا نمی شوند و همه مبتلایان آسم، آلرژی ندارند.

راه های پیشگیری
مثل سایر بیماری های مزمن، حفظ وزن مناسب و رژیم غذایی سالم و پرهیز از استعمال تنباکو می تواند تا حد زیادی از این مسئله جلوگیری کند.
هرچند اگر در معرض ابتلا به آسم هستید یا در کودکی تجربه ی آن را داشته اید، بهترین راه جلوگیری از ابتلای آن در آینده، انجام دستورالعمل های پزشک و انجام مداواهای مربوط به آلرژی می باشد.

راه های درمان
اگر شما هم یکی از آن افرادی هستید که تشخیص داده شده مبتلا به آسم هستید، نگران نباشید، چون راه های زیادی برای درمان و غیر فعال کردن بیماریتان وجود دارد.
به خاطر اینکه آسم در افراد مختلف متفاوت است، درمان های ویژه نیز باید برای هر فرد انجام گیرد. اگر پزشک خانوادگیتان هم می تواند تا حد زیادی به شما کمک کند اما بهتر است که به پزشک متخصص مراجعه کنید تا درمان های اساسی برایتان انجام دهد. در اینجا به چند نوع از درمان های آسم اشاره می کنیم:

تزریقات آلرژی
این درمان می تواند بسیاری از آلرژی های مربوط به آسم را از بین ببرد. اما این درمان بسیار پر هزینه و وقت گیر است.
همه ی پزشکان نیز به مفید بودن این نوع درمان معتقد نیستند چون همه ی بیماران ممکن است نسبت به آن آلرژی ها حساسیت نداشته باشند. استفاده از این نوع درمان برای مبتلایان به بیماری های قلبی منع می شود.

تجویز دارو
استفاده ی به موقع داروهای تجویز شده آسم را کاملاً غیر فعال می کند.
داروهای تجویز شده برای این منظور معمولاً با التهابات ایجاد شده مقابله می کند. تعداد و شدت حمله های آسم را کاهش می دهد. بعضی از این داروها را باید هر روزه استفاده کرد. دو نوع متداول این داروها عبارتند از:
برونکودیلاتور: این متداول ترین نوع دارو برای درمان این بیماری به حساب می آید. که اسپری های مخصوص برای استنشاق هوا است. استفاده از این وسیله می تواند حمله ی آسم را متوقف کند و همچنین استفاده ی آن 15 تا 30 دقیقه قبل از انجام فعالیت های شدید از آغاز حمله پیشگیری می کند.
داروهای ضد التهاب: از این داروها برای پیشگیری استفاده می شود و شدت و تکرار حمله های آسم را کاهش می دهد.

اجتناب از مواد آلرژی زا
یکی از بهترین راه های جلوگیری از حملات آسم اجتناب از محیط هایی است که در آم مواد آلرژی زاای تحریک کننده ی آسم وجود دارد. البته ممکن است این درمان کافی نباشد اما پزشکان معمولاً آن را توصیه می کنند.

اجتناب از فعالیت شدید
فعالیت های مخصوصی مثل اسکی روی یخ، ورزش های زمستانی، پیاده روی تند در هوای سرد می تواند احتمال حملات آسم را بیشتر کند. اما فعالیت های که داخل ساختمان انجام می گیرد مثل شنا کردن اشکالی ایجاد نمی کند.

نفسی عمیق بکشید...
آسم بیماری است که می تواند کنترل شود، اما معالجه نمی شود. داشتن آگاهی در این زمینه می تواند بسیار به شما برای پیشگیری یا کنترل این بیماری به شما کمک کند. با مشاهده ی علائم این بیماری در خودتان فوراً با پزشک متخصص مشورت کنید.
منبع :
 www.mobin-group.com








این فیس بوک من

خارج شده است
28 فروردين 1386,ساعت 19:34:24
پاسخ #9 در:
meysam
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 651
-دريافت شده: 1294


*
محبوبيت : 665
آنلاین آنلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 5178
WWW
پاسخ : مسائل زندگي کار، مُد، سلامتی، رموز موفقیت و ...


عادتهاي غذايي كه باعث
اضافه وزن ميشوند

هر روز صبح زود برای رفتن سر کار از خواب بیدار می شوید. به جای خوردن صبحانه، یک فنجان چاي می خورید. هنگام ناهار، فشار کاری به سرتان هجوم می آورد، و به محض اینکه کمی وقت آزاد پیدا می کنید، فوراً به کافه تریای نزدیک شرکت رفته و غذایی سفارش می دهید. وقتی به خانه برمی گردید، غذایی که مناسب سه نفر است برای خودتان تدارک می دهید و پس از صرف آن جلوی تلویزیون رفته و وقتتان را می گذرانید تا روزتان تمام شود.
این شیوه ی زندگی برای خیلی از ما آشنا است. اما باید بدانید که این برنامه ی روزانه پُر از عادات بدی است که باعث چاقی می شود. فرقی نمی کند که رژیم غذایی کم-چربی یا کم-کربوهیدرات داشته باشید، اگر گذران روزتان مثل نمونه ای است که در بالا ذکر شد، دلیل چاق شدنتان دیگر کاملاً واضح است.
حال ممکن است بپرسید منظور از این عادات چاق کننده چیست. پس با دقت بخوانید...

پُروری
خیلی از ما عادت به خوردن غذاهای پرحجم داریم و فکر می کنیم که اگر یک یا دو وعده غذایی را جا انداخته ایم، می توانید در وعده ی بعدی جبران کنیم. امروزه زیاده روی و پرخوری یکی از مهمترین دلایل چاق شدن است.
هرچه بدن مجبور به هضم حجم بیشتری غذا در یک زمان شود، مقدار بیشتری از آن را به عنوان چربی در بدن ذخیره می کند. چون بدن هرچه را قادر به هضم آن نباشد، یا آن را دفع میکند و یا به صورت چربی در بدن انباشته می کند. این روزها برای جلوگیری از این مسئله، توصیه می کنند که روزانه در 5 تا 6 وعده ی غذایی کوچک غذا بخورید.

گرسنگی کشیدن
بعد از پُرخوری معمولاً گرسنگی می آید. اگر آخرین وعده ی غذایی شما ساعت 6 بعد از ظهر است، بدنتان 14 ساعت مجبور به تحمل گرسنگی می شود تا وعده ی بعدی برسد. و اگر شما از خوردن صبحانه هم صرف نظر کنید، این گرسنگی کشیدن به 18 ساعت می رسد.
حال ممکن است بپرسید که چرا گرسنگی کشیدن بد است؟ فرض کنید جایی زندانی هستید، و فقط وقتی غذا می خورید که نگهبان زندان به یاد شما بیفتد. وقتی غذا میگیرید با آن چه می کنید؟ تا میتوانید از آن غذا ذخیره می کنید تا اگر باز نگهبان شما را فراموش کرد آذوقه داشته باشید. بدن شما هم همین کار را می کند، وقتی دیر به دیر غذا بخورید، بدن بیشتر آن را به صورت چربی ذخیره می کند.

اگر ندانید چه می خورید
کاری که اکثر مردم هیچوقت انجام نمی دهند، حساب کردن کالری ها و چربی های مصرفی روزانه شان است و غذا خوردن در رستوران ها و کافه تریاها بیشتر باعث این مسئله می شود.
اگر روزانه بیش از مقدار توصیه شده کالری مصرف کنید، باعث می شود که بدن کالری های اضافی را به صورت چربی ذخیره کند. برای فردی متوسط و فعال مصرف روزانه 2000 کالری کافی است، و چربی باید %20 کالری های مصرفی روزانه را تشکیل دهد.

شکر و کربوهیدرات های ساده
شکر باعث بالا رفتن قند خون بدن تولید انسولین که سوخت و ساز بدن را برهم میزند می شود. با گذشت زمان، کسی که مقدار زیادی شیرینیجات استفاده می کند، مقدار بیشتری از آن به صورت چربی در بدنش ذخیره می شود. چیزهای شیرین معمولاً کالری بالایی هم دارند. آنهایی که عادت به مصرف زیاد سودا دارند، اگر وزنشان اضافه شد نباید شکایتی داشته باشند.
عادت بد دیگری که بین مردم شایع است استفاده زیاد از کربوهیدرات های ساده است. نان سفید، کلوچه و شیرینی همه باعث چاق شدن می شود. به جای کربوهیدرات های ساده بهتر است که از کربوهیدرات های پیچیده مثل نان جو، پاستا و برنج استفاده کنید.

نخوردن صبحانه
تحقیقات ثابت کرده است که صبحانه متابولیسم و سوخت و ساز بدن را بالا می بردو 8 ساعت اول روز چربی سوزی می کند. نخوردن صبحانه و حذف آن از برنامه ی غذایی روزانه باعث کند کردن متابولیسم بدن می شود.

تند غذا خوردن
وقتی غذا تند و با سرعت خورده شود، بدن ارضا نخواهد شد و مغز فرمان نخواهد داد که میزان کافی غذا مصرف شده است. متاسفانه این ارتباط بین مغز و بدن 20 دقیقه طول می کشد.
افرادی که سریع غذا می خورند، معمولاً مقدار بیشتری غذا مصرف می کنند چون به مغز فرصت نمی دهند که به بدن برساند که میزان کافی غذا استفاده شده است. به این دلیل توصیه می شود که غذا را آرام بخورید.

ننوشیدن میزان کافی آب
متابولیسم بدن برای سوزاندن چربی به آب نیاز دارد، به همین دلیل مصرف کم آب باعث چاقی می شود. توصیه می شود که روزانه حداقل 8 لیوان آب بنوشید.

بیش از حد سالم غذا خوردن
البته خوردن غذاهای سالم مثل سبزیجات و غذاهای کم چربی خوب است، اما خیلی سالم غذا خوردن عادت بدی به حساب می آید. چون وقتی فرد به این شیوه عادت کند روزی خسته خواهد شد و از شور و شوق آن خواهد افتاد و به سمت غذاهای دیگر هجوم خواهد برد که باعث چاقی می شود.

لاغر شويد
گاهی اوقات کم کردن وزن با خوردن غذاهای صحیح ایجاد نمی شود، بلکه با انجام کارهای صحیح انجام می شود. با رعایت این نکات خواهید دید که خیلی زود وزنتان کاهش پیدا می کند .
منبع : گروه اینترنتی مبین








این فیس بوک من

خارج شده است
30 فروردين 1386,ساعت 18:02:00
پاسخ #10 در:
meysam
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 651
-دريافت شده: 1294


*
محبوبيت : 665
آنلاین آنلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 5178
WWW
پاسخ : مسائل زندگي کار، مُد، سلامتی، رموز موفقیت و ...



9 نكته درمورد حفظ شأن و ارزش فردي در محيط كار

" شان افراد در گرفتن مقام نیست، بلکه در استحقاق آنها در بدست آوردن آن مقام خلاصه می شود."
-- ارسطو

شما به پیشرفت های تحصیلی و شغلی خود افتخار می کنید و مشتاقید تا به عرصه چالش های جدید قدم بگذارید. این چالش ها برای شما موقعیت ها و آزمایشاتی را فراهم می آورند که شخصیت و شان شما را زیر بوته آزمایش خواهد برد. به خاطر داشته باشید: نگه داشتن شان شخصی تماما در اعتماد به نفس، عزت نفس و عدالت خلاصه می شود.
در این قسمت چند نکته وجود دارد که با استفاده از آنها ارزش شخصی و عزت نفستان در محل کار هیچ گاه از بین نخواهد رفت.

1- بدون کوچک کردن خود رئیستان را کارآمد جلوه دهید
زمانی که کارفرمای شما ترفیع رتبه می گیرد برای شما دو موقعیت مختلف پیش می آید، یکی اینکه به شما اهمیت نداده و برایتان خلاء ایجاد کند، و دیگر اینکه چون شما یکی از سرمایه های با ارزش شرکت هستید شما را با خود به بخش جدیدی که منتقل شده است ببرد. تنها کاری که باید بکنید این است که مطمئن شوید که او و دیگران از سهم بزرگی که برای شرکت انجام می دهید، آگاه می شوند. خود را در معرض دید قرار دهید، سودمند واقع شوید و برای قبول مسئولیت های جدید آماده باشید، اما به هیچ وجه چاپلوسی نکنید. به ندرت اتفاق می افتد که یک رهبر پر قدرت اطراف خود را با "بله قربان گو" ها پر کند. به موفقیت های خود افتخار کنید و استعداد ها و توانایی هایتان را بروز دهید.

2- گله و شکایت نکنید
اگر همیشه از کارفرمای خود تقاضای مرخصی کنید و زمانی که به مهلت تحویل پروژه ها نزدیک می شوید از او بخواهید تا وقت بیشتری را در اختیار شما قرار دهد، او به طور حتم از شما منزجر می شود و تاثیر مخالفی بر روی شغل و در نتیجه بر روی عزت نفستان می گذارد. کسانی که دائما در حال گله و شکایت کردن هستند هیچ گاه ترفیع رتبه نمی گیرند. (مدیران همیشه سعی می کنند آنها را به شعبه های دیگر انتقال دهند تا از دستشان راحت شوند.) شما می خواهید رئیستان دوستتان باشد نه دشمنتان؛ پس سعی کنید اسباب ناراحتی و رنجش او را فراهم نسازید. زمانی که میخواهید نزد او بروید مجددا فکر کنید و تمام جوانب گفته های خود را در نظر بگیرید. ارزش خود را با تصمیم گیری های مناسبی که مربوط به حیطه کاری خودتان می شود، حفظ کنید و به دنبال تعریف و تمجید بیهوده از جانب کارفرمایتان نباشید.

3- مطمئن شوید که شرایط کاری مناسب است
آیا شما حقوق کافی دریافت می کنید، و در یک محیط کاری امن مشغول به کار هستید. برای بدست آوردن حقوق خود قد علم کنید و هیچ گاه عزت نفس و ارزش خود را به خاطر فیش حقوقیتان زیر پا نگذارید. باید به راحتی مواردی که برایتان مهم است را با رئیستان در میان بگذارید، مثلا: ساعات فراغت، کاهش ساعات هفتگی کاری، کارکردن در خانه و فرستادن اطلاعات از طریق رایانه. مدعی باشید اما پرخاشگر نباشید؛ و همیشه بر روی فواید و مزایای کارهای خود برای شرکت تاکید داشته باشید. با ارزشی که برای کارفرمایتان قائل هستید و با اتکا به عزت نفس، احتمال پذیرش طرح ها و پیشنهاداتتان را افزایش دهید.

4- همیشه از اکثریت پیروی نکنید
همکاری و تشریک مساعی داشته باشید، اما هیچ گاه اجازه ندهید تا دیگران از شما استفاده کنند. اگر اجازه دهید تا همکارانتان تمام کارها را بر روی سر شما بریزند ارزش و احترامتان پایین می آید و در عوض آنها به وسیله کاری که شما را آنرا به خوبی انجام داده اید افتخار کسب می کنند. بد نیست گاهی استقلال خود را امتحان کنید. اگر همه از ساعت 9 صبح تا 5 بعد از ظهر سر خود را با کارهای غیركاري گرم می کنند لازم نیست که شما هم مشابه آنها عمل کنید. برای مسائل مهم مثل ایمنی در محل کار، حقوق و مزایا خوب است به جمع بپیوندید، اما علاوه بر اینکه در چنین جمع های شرکت می کنید، بهتر است برای افزایش درآمد با مدیریت رودررو صحبت کنید. اگر دوربین های ایمنی در تمام قسمت های محل کار شما برای جلوگیری از تقلب نصب شده و تصور می کنید که این امر به حقوق و استقلال شما آسب می رساند، ارزش آنرا دارد که در مقابل آنها بایستید. پیش از اینکه به دیگران برای محافظت از حقوقشان بپیوندید، تمام جوانب کار خود را در نظر بگیرید.

5- اجازه ندهید تا عنوان دلقک و یا لوده بخش را به شما بدهند
بد نیست که در ساعات بی کاری و اوقات فراغت خود بخندید و شادی کنید اما نباید زیاده روی کنید. ادب مساوی است با ارزش. خنداندن مردم در زمان سخنرانی و یا کنفرانس یک ویژگی شایان ذکر است اما اگر همکارانتان شما را به عنوان دلقک و جوکر بشناسند، هیچ کس شما را جدی نمی گیرد و چیزی نمی گذرد که عزت نفس خود را از دست خواهید داد.

6- مشکلات شخصی را به محل کار نبرید
بلند صحبت کردن با تلفن در محل کار هیچ جایی ندارد. اگر شما جر و بحث دارید و یا برای بخشش از طرف کسی که آنسوی خط تلفن است گریه زاری سر دهید و یا او را ببوسید، باید آنرا در خارج از دفتر کار و به وسیله تلفن همراه انجام دهید. پیش از اینکه بخواهید با هر یک از همکارانتان ارتباط برقرار کنید به تاثیراتی که ممکن است او بر روی مسائل کاری شما بگذارد به دقت فکر کنید. اگر به خاطر کارهایی بدي که با یکی از همکارانتان انجام داده اید، ارتباط خود را با او قطع کرده اید این امر منجر به نابودی شان و ارزش شما خواهد شد، چرا که به زودی تمام کارمندان از تمام مواردی که شما سعی می کنید مخفی نگه دارید، آگاه خواهند شد.

7- جلوی خشم خود را بگیرید و احساساتتان را کنترل کنید
زمانی که یکی از همکاران، کار خود را سر موقع انجام ندهد و تاثیر آن مستقیما بر روی بازده شما تاثیر بگذارد، طبیعی است که شما ناراحت، رنجیده و عصبانی شوید. اما نحوه برخورد شما با قضیه، میزان ادراک شما را برای سایرین روشن می کند. اگر انسان کم طاقتی هستید باید مراقب باشید که در زمان عصبانیت حرکت ناشایستی از شما سرنزند. با کنترل احساسات، ارزش و شان خود را بالا ببرید. اگر چیزی بگویید و یا حرکتی انجام دهید که نباید، سریعا برای نجات ابروی خود عذر خواهی کنید.

8- مراقب آزار و اذیت ها باشید
خط مشی و سیاست های شرکت را به دقت بررسی کنید. اگر همواره از طریق یکی از همکارانتان تحقیر می شوید، و یا یکی از کارمندان ارتباط نا مناسب جنسی با ارباب رجوع برقرار می کند، اعتراض کنید. درست مثل قلدری کردن در حیاط مدرسه، آزارهایی که در محل کار به وقوع می پیوندد، بر روی ارزش و شان شخصی شما تاثیر می گذارد.

9- خلاقیت و توانایی خود را در مدیریت اثبات کنید
ابتکار و نوآوری به عنوان رمز تجارت آینده محسوب می شود. در حین انجام کارهای روزمره دید خود را بر روی تصاویر بزرگتر معطوف کنید. همیشه از فعالیت ها و تغییرات رقبا مطلع باشید. اگر بر اساس غریزه و درک شغلی خود عمل کنید، همیشه رضایت شغلی بیشتری کسب کرده و اعتماد به نفستان افزایش پیدا خواهد کرد. شالوده دانش خود را افزایش داده و از استعدادها و خلاقیت های خود در زمینه رشد شرکت بهره بگیرید.

ارزش های خود را زیر پا نگذارید
مسئولیت رفتار هر کس به عهده خودش می باشد. اگر از شما خواسته شد که یک کار غیر قانونی و یا غیر اخلاقی انجام دهید بر روی تاثیرات دراز مدت آن فکر کنید. رفتاری موقر، با احترام و معزز به همراه درستی و غرور از خود نشان دهید. برای اینکه به شانتان آسیبی وارد نیاید باید در یک آینه به خود نگاه کنید و مطمئن شوید که از روی وجدان کار می کنید و از انجام هر چه در حد توانتان باشد کوتاهی نمی کنید. اگر این موارد را رعایت کنید در پایان هر روز، حس رضایت و موفقیت در انجام کارها به شما دست خواهد داد.
منبع : گروه اینترنتی مبین








این فیس بوک من

خارج شده است
31 فروردين 1386,ساعت 19:56:52
پاسخ #11 در:
meysam
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 651
-دريافت شده: 1294


*
محبوبيت : 665
آنلاین آنلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 5178
WWW
پاسخ : مسائل زندگي کار، مُد، سلامتی، رموز موفقیت و ...

چرا خانم ها قدم اول را بر نميدارند؟

 آیـا مـا در دورانـی زنـدگی نـمی کنـیـم کـه باید به مادرهای مجردی که به تنهایی فرزندانشان را بزرگ می کنند و خانم هـایـی که مـقـامـات شــغلی بالایی را از آن خود کرده اند، تـبـریک بـگویــیم؟ از آنجایی که جنس مونث پیشرفت های چـشمگیری داشته عده ای از افراد ممکن است تصور کنند که آنها در دنیای قرارهای ملاقات نیز مانند سایر جنبه های زنـدگی پـرتـکاپو هستند و ترجیح می دهند خودشان همه چیز را هدایت کنند. شاید عده ای کمی از این نوع خانم ها وجود داشته باشد که شما اصلا نمیتوانید سر به سر آنها بگذارید و دستشان بیـنـدازیـد امـا بـایـد قــبول کنیم که تعداد آنها محدود است. علیرغم وجود پشتکاری که خانم ها در وجوه دیگر زندگی از خود نشان می دهند در مورد قرار های ملاقات کمی خجالتی می باشند و ترجیح می دهند این مطلب را طرف مقابل بازگو کند. پس زمانی که نوبت به گذاشتن قرار ملاقات می رسد این نوبت مردهاست که دست به کار شوند.

کیش و مات
چرا خانم ها اگر قرار باشد، 10 سال هم صبر می کنند اما حرفی از قرار ملاقات به زبان نمی آورند؟ اگر واقعا این کار مردهاست پس چطور مثل سایر کارهای دیگری که روزی تنها به آقایون تعلق داشته خانم ها در آن "پیشرفت" نمی کنند و پشتکار بالایی خود را نشان نمی دهند؟
زمانی که صحبت از قرار ملاقات به میان می آید شکی وجود ندارد که اولین حرکت دشوار است. من در این یک موضوع طرف آقایون را می گیرم. این کار هم درست مثل سایر شغل هایی می ماند که خانم ها مشغول انجام دادن آنها هستند. چرا آنها نباید برای گذاشتن قرار ملاقات پیش قدم شوند و چرا نباید خانم ها به آقایون را پيشنهاد ازدواج دهند و به خواستگاري آنها روند. چنین کارهایی همیشه جزء وظایف مردها بوده است.
در این قسمت دلایلی وجود دارد که چرا خانم ها هیچ گاه در این امر پیشقدمی نمیکنند و همیشه مردها باید جور این کار را به گردن بگیرند.

درست مثل یک امتحان
با روشی که یک مرد به یک زن نزدیک می شود، قضاوت های بیشماری می توان در مورد او برداشت کرد؛ آیا او اعتماد به نفس دارد یا دارای شخصیت متزلزلی است؟ شاید بیش از اندازه از خودش مطمئن باشد. آقایون برای انجام این کار ترفند های بیشماری دارند (که من تمام آنها را به عینه دیده ام و دیگر غافلگیر نخواهم شد) که برخی از آنها به خوبی جواب می دهند و متاسفانه سایرین باعث ایجاد بدبختی برای فرد می شوند. این روش ها چه کار کنند یا نه باید همیشه توجه داشته باشید که نشان دهنده شخصیت درونیتان هستند.
خانم ها دوست دارند مردها را در یک چالش قرار دهند و ببینند مردها برای رسیدن به آنها چگونه تلاش می کنند، به همین دلیل است که هیچ گاه خودشان پیش قدم نمیشوند و این کار را به عهده آقایون می گذارند. اگر مردی در رستوران به خانمی برسد و حوصله او را با تعریف از خود سر ببرد و به 1001 دلیل مختلف خانم را راضی کند که کس بهتری از او پیدا نخواهد کرد؛ این امر گویای دو مطلب می باشد (که هر دو به شدت ناخوشایند می باشند): عدم اعتماد به نفس یا/و اعتماد به نفس بیش از اندازه.
مردی که در زمان شروع گفتگو با او جسورانه و خشن صحبت کند و انتظار داشته باشد که خانم شماره تلفن خود را در آورده و دو دستی تقدیمش کند (نه اینکه فقط شماره را به او بدهد بلکه تقدیم کند) باید اعتماد به نفس بیش از حدی داشته باشد.
اگر مردی بتواند از این امتحان سربلند بیرون آید این شانس را پیدا می کند که خانم یکی دو مرتبه دیگر نیز با او قرار بگذارد و این بار به طور حتم خانم پیش قدم خواهد شد.

مردهای قابل تحسین
مردی که از خود احساسات نشان دهد چیزی جز موفقیت انتظار او را نخواهد کشید.
مرکز مبارزه در ملاقات معمولا چیزی شبیه به این است: شما زمانیکه از کسی تقاضای بیرون رفتن می کنید چیزهایی مضاف بر آنچه که باید را به او تقدیم کرده اید و اگر یک چنین کارهایی را انجام ندهید درست مثل یک جلودار صف جنگ هستید که هیچ گونه مهماتی را با خود حمل نمی کند. اگر بدون هیچ سلاح و مهماتی بخواهید به خط مقدم بروید بدون شک شکست می خویرید. آقایون می بایست تمایل خود را به انجام چنین کارهایی بیشتر کرده و تمایلات احساسی خود را بیش از پیش برای خانم ها باز گو کنند.
این قسمت جایی است که امتیاز به دست خانم هاست. آنها به خوبی می دانند که اگر کسی از همان ابتدای کار احساسات خود را بیش از اندازه بروز دهد و علاقه خاصی به نمایش گذارد فرد آسیب پذیری است و شریک خوبی برای زندگی نخواهد بود. اما زمانیکه یک مرد با اعتماد به نفس برای گذاشتن اولین قرار ملاقات گام بر می دارد در نظر خانم ها خیلی بهتر از شخص اول جلوه می کند. هر کس بتواند بیشترین تاثیر را بر روی خانم بگذارد، قابل تحسین بوده و به نتایج بهتری در این رابطه دست پیدا خواهد کرد. این امر در مسائل عشقی و عاطفی جایگاه ویژه ای دارد و شما نیز باید همیشه اهمیت آنها را در ذهن خود نگاه دارید.
خانم ها چه از روی عمد و یا به طور ناخودآگاه انتظار دارند پیشنهاد را از فرد مقابل دریافت کنند و ترجیح می دهند برای برقراری قرار ملاقات پیشقدمی نکنند.
گاهی اوقات ارزش های قدیمی و از مد افتاده (که در فیلم هایی نظیر کازابلانکا و بر باد رفته به درستی به تصویر کشیده شده اند) از مردها انتظار می رود که به خانم ها نزدیک شوند و حرکت اول را آنها انجام دهند. این موارد به صورت یک قانون در ذهن ما (به ویژه خانم ها) حک شده است و زن ها همیشه منتظر هستند تا مردها گام اول را در شروع یک رابطه بر دارند.
در حالیکه امروزه خانم ها دیگر انتظار ندارند که آقایون به شیشیه اتاق آنها سنگ پرتاب کنند و یا از درخت بالا بیایند تا بتوانند به آنها برسند اما از فضای رمانتیک بدشان نمی آید. حداقل طوری برخورد کنید که احساس کنند شما در حال تعقیب کردنشان هستید.
به طور قطع رسانه های امروزی و همچنین فرهنگ حاکم بر جامعه طوری پیش می رود که به خانم ها بقبولاند، افراد مستقلی هستند و به هیچ مردی نیاز ندارند. شاید به همین دلیل باشد که خانمها دوست دارند آن فضای کلاسیک و مردانه را در ذهن خودشان نگه دارند. آنها دوست دارند کسی تعقیبشان کند، از آنها قدردانی کند، و با گلبرگ های گل سرخ دوش بگیرند..... خوب شاید این آخری یک کمی زیاده روی باشد!
خوب، فکر می کنم آقایون تا این لحظه متوجه شده باشند که چرا باید روش های برقراری روابط خود را باز سازی کنند. ممکن است دختری که براي ازدواج در نظر دارید شما را به بهترین ها برساند به همین دلیل باید بدانید که برای رسیدن به موفقیت رفتاری کاملا طبیعی از خود نشان دهید، با او دوستانه برخورد کنید و خودتان را بیش از اندازه دست نیافتنی نشان ندهید. همین که او تلاش شما را برای رسیدن به خودش مشاهده می کند متوجه می شود که شما به اندازه کافی اعتماد به نفس داشته اید که این کار را انجام داده اید بنابراین دیگر نیازی ندارید که اطمینان بیش از اندازه از خودتان نشان دهید. اگر او نیز در رسیدن به شما از خود علاقه نشان داد که چه بهتر .
منبع : گروه اینترنتی مبین








این فیس بوک من

خارج شده است
02 ارديبهشت 1386,ساعت 19:48:57
پاسخ #12 در:
meysam
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 651
-دريافت شده: 1294


*
محبوبيت : 665
آنلاین آنلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 5178
WWW
پاسخ : مسائل زندگي کار، مُد، سلامتی، رموز موفقیت و ...


چگونه ميزان هوش افراد را اندازه گيري كنيم؟

 آیا فروشنده ای که کامپیوتر جدیدتان را از او خریده اید، واقعاً به چیزهایی که در موردش صحبت می کند آگاهی دارد، یا فقط چیزهایی را که در بروشور مطالعه کرده است برای شما تکرار می کند؟ یا کارمندی که به تازگی برای استخدام با او مصاحبه کردید واقعاً از آن چیزهایی که ادعا می کرد می داند، سررشته ای دارد یا اینکه فقط جواب هایی را برایتان تکرار می کند که شما دوست دارید بشنوید؟
چه دوست داشته باشیم، چه نه دائماً درحال قضاوت کردن در مورد میزان هوش و آگاهی دیگران هستیم و با جواب هایی که به سوالاتمان می دهند، سطح شایستگی و توانایی های آنها را می سنجیم. بعضی افراد در این کار مهارت بیشتری دارند، اما آن به این معنی نیست که شما نمی توانید یاد بگیرید.
با تمرین، شما هم می توانید میزان هوش و سطح آگاهی اطرافیانتان را حدس بزنید.

انواع هوش
هوش چیزی است که ارزیابی و اندازه گیری آن کار ساده ای نیست چون انواع بسیار متفاوتی دارد. در سال 1983، دکتر هاوارد گاردنر استاد دانشگاه هاروارد، مفهوم جامع تری از هوش ارائه داد و آن را چند-هوشی نامید. تئوری او با نظریات سنتی در این رابطه که می گفتند "آیا می توانید وقایع را به خاطر بسپاری، ریاضیات انجام دهی، منطقی فکر کنی و جمله های صحیح بنویسی؟" کاملاً مغایر بود. و دیدگاهی بسیار جامع تر برای قضاوت در مورد هوش افراد داشت.
طبقه بندی اولیه شامل 7 دسته بود که هر کدام بخش های متفاوتی از هوش را شامل می شد:
هوش و دانش زبانشناختی: مهارت کار کردن با زبان و کلمات. گاهاً می بینیم که بعضی قادر به تکلم به چندین زبان مختلف هستند، در حالیکه بعضی در یادگیری یکی هم درمانده اند.
هوش منطقی و ریاضی: حل مشکلات به طریقی کاملاً منطقی. نوعی از هوش که بیشتر شامل کتابخوانان است.
هوش موسیقی: قابلیت فکر کردن در قالب نُت های موسیقی و ریتم. چه در نواختن و چه در آهنگ سازی.
هوش فضایی: حل مشکلات به صورت بصری، در مغز فرد. جهت یابی و ناوبری از مهمترین آنهاست ولی توانایی در هنر، مجسمه سازی و طراحی نیز از این دسته اند.
هوش جنبش فیزیکی: داشتن توانایی در حرکت عضلات و سایر حرکات ورزشی.
هوش میان فردی: توانایی شناخت احساسات، حالات و عواطف دیگران. مهارت های اجتماعی.
هوش درون فردی: اطلاع از خودمان، احساسات و افکار خودمان.

نکاتی که باید به خاطر داشته باشید
یکی از اصلی ترین قانون های تعیین هوش افراد این است که هیچ گاه فکر نکنیم آموزش و تحصیلات با هوش و قوه ی ادراک یکسان است. حتماً باید تا به حال برخورد کرده باشید که هر فردی با مدرک تحصیلی از بهترین دانشگاه دنیا، فرد باهوشی نیست، و هر فردی هم که نتوانسته حتی تحصیلات دبیرستانی را به پایان برساند خنگ و کم هوش نمی باشد. همانور که نظریه ی چند-هوشی نشان می دهد، هر فردی قابلیت های مختلف دارد و همه یکسان نیستند.
به عنوان یک قانون کلی، باهوش ترین افراد جامعه ی ما تنها افرادی هستند که از ناچیز بودن اطلاعات و آگاهی هایشان مطلعند. هیچوقت به کسی اینقدر اطمینان نکنید که بگویید او پاسخ هر سوالی را می داند و فکر می کند که هر مبحثی را می توان با تئوری خوب ضد بد حل کرد. هوش، قوه ی درک این مسئله است که هر مشکلی میتواند راه حل های مختلف داشته باشد، حتی اگر ما یکی را بر راه حل های دیگر ترجیح دهیم.
برخلاف آنچه ممکن است فکر کنید، پذیرفتن اینکه چیزی را نمی دانید، یکی از علائم باهوشی شما است به جای اینکه تظاهر کنید که از آن آگاهی دارید. چون اگر کار را اشتباه انجام دهید، و دیگران این موضوع را بفهمند، از حیوان هم احمق تر جلوه خواهید کرد.

چه باید کرد...
هیچ راه مطمئن و کاملی برای تعیین هوش افراد نیست و نخواهد بود. اما نشانه ها و علائم زیادی هست که با دنبال کردن آنها می توانید نتیجه گیری کلی داشته باشید. اما باید سوالات درست و به درد بخور از فرد بپرسید. در اینجا به مواردی اشاره میکنیم، آنها را به خاطر بسپارید.

سوالات کلی بپرسید، نه سوالات مخصوص و ویژه
همه ی افراد با درصد هوش متوسط می توانند اصول علمی و اعداد و مسائلی از این قبیل را به خاطر بسپارند. سوالات انتزاعی و خیالی دشوارتر هستند.

به دنبال پاسخ های صحیح و عقلانی باشید
آیا به نظر می رود که فرد مشغول تکرار آن چیزی است که در روزنامه مطالعه کرده است؟ یا خود واقعاً در مورد این مسائل فکر کرده است؟

به کلمات قلمبه سلمبه ای که بی جا به نظر می رسند و اشتباهاً استفاده می شوند دقت داشته باشید
بعضی افراد عادت دارند که با استفاده از کلماتی که به ظاهر گیرا و پرابهت هستند خود را بزرگ کنند. اگر استفاده از کلماتشان نابه جا بود، یادداشت بردارید.

دنبال کلمات کلیدی باشید
به طور مثال استفاده از کلمه ی "پیش گستر" اشاره به این دارد که فرد از جملات کلیشه ای استفاده می کند.

دنبال عبارات و جملات کلیشه ای باشید
استفاده ی زیاد از جملات کلیشه ای نشانه ی بدی است، اما استفاده از همین کلیشه ها به طرزی نادرست موضوع را بدتر هم می کند.

سوالاتی بپرسید که خودتان جوابش را می دانید
اگر سوال را درست جواب دهند یا اینکه بگویند نمی دانند خوب است. اما اگر سعی در سفسطه کردن کنند، حواستان باشد.

حضور ذهن و قدرت استدلالش را محک بزنید
فقط حافظه ی او را آزمایش نکنید، کمی هم قدرت تعقل آنها را محک بزنید و ببینید که آیا می توانند بعضی از سوال ها را با استدلالات منطقی جواب بدهند.

نظر او را در مورد چیزی بپرسید
ببینید می توانند در مورد موضوعات مختلف نظر خود را ابراز کنند یا اینکه فقط قادر به حفظ یکسری اصول علمی هستند.

مهارت های اجتماعی او را بررسی کنید.
ببینید در برخورد با دیگران چطور رفتار می کنند.

طریقه ی صحبت کردن او را بسنجید
بیان واضح و کامل موضوعات بسیار بهتر از استفاده از کلمات پیچیده و قلمبه سلمبه ای است که خود فرد هم شاید معنایش را به درستی نداند.
"هر فردی که مبحثی را با توجه به منابع و مراجع دیگر بررسی می کند، از هوش خود استفاده نکرده است، فقط از حافظه اش استفاده می کند."
-لئوناردو داوینچی-

از هوشتان درست استفاده کنید.
تجربه های زیادی نشان داده است که افرادی که در ابتدا کودن و احمق جلوه میکردند، نابغه و افرادی بسیار باهوش بوده اند. به همین دلیل است که این مسائل هیچگاه نباید از روی ظاهر نتیجه گیری شوند.
درست است که هوش به طور کلی چیز خوبی است، اما در کنار ویژگی های خوب اخلاقی فرد است که زیباتر می شود. باهوش بودن یک چیز است، اما دانستن اینکه چطور از این هوش استفاده کنید بسیار مهمتر است. افرادی که موفق می شوند، لزوماً همیشه افراد باهوشی نیستند. آنها فقط می دانند که چطور از هوششان استفاده کنند.
منبع : گروه اینترنتی مبین









این فیس بوک من

خارج شده است
13 ارديبهشت 1386,ساعت 20:59:06
پاسخ #13 در:
meysam
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 651
-دريافت شده: 1294


*
محبوبيت : 665
آنلاین آنلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 5178
WWW
پاسخ : مسائل زندگي کار، مُد، سلامتی، رموز موفقیت و ...


رهايي از نقشهاي قالبي
و كليشه اي

 يكي ار مهمترين عوامل شكست در زندگي زناشويي پيروي متعصبانه از نقشهاي قراردادي و قالبي ديكته شده از سوي جامعه ميباشد. اين نقشها به قرار زير است:
1- نقش مردان: مستقل، حكمفرما و كنترل گر- نان آور خانواده - تصميم گيرنده اصلي خانواده.
2- نقش زنان: منفعل، حساس و پشتيبان در روابط اجتماعي - خانه داري - بچه داري و پرورش كودك.
هنگامي كه زن و شوهر مطابق اينگونه نقشهاي قالبي زندگي زناشويي خود را آغاز ميكنند نبايد انتظار خوشبختي را نيز در سر داشته باشند. چون در اين صورت ديگر آنها وارد يك زندگي مشترك نشده اند بلكه وارد يك معامله مادام العمر گشته اند. تعريف يك ازدواج سالم چنين است: 
"ازدواج يك شراكت برابر و دو جانبه ميباشد كه در آن، با همكاري هر دو شريك، رابطه اي پويا كه در آن نيازهاي هر دو شريك به طرز احترام آميز و برابري برآورده ميگردد، شكل گرفته و حفظ ميگردد."
"ازدواج پيماني است ميان دو شريك كه در آن هر دو متعهد ميگردند امين و پشتيبان يكديگر باشند و فراز و نشيبهاي زندگي را با يكديگر ودركنار هم تجربه كنند."
اما زماني كه ازدواج بدل به يك داد و ستد و معامله ميگردد ديگر تضميني در بقاي آن وجود نخواهد داشت. زن و مرد ديگر به اين قصد ازدواج نميكنند كه پشتيبان يكديگر باشند و يا مانند دو دوست نيازهاي يكديگر را بدون هيچ چشمداشتي برآورده سازند بلكه در مقابل برآورده ساختن هر نيازي، يك خواسته معادل از يكديگر مطالبه خواهند كرد.
چند ساختار ازدواج مبتني بر معامله به قرار زير است:
1- مرد متعهد ميگردد از لحاظ مالي زن را تامين كند و از زن انتظار دارد در مقابل نقش يك همخوابه را براي وي ايفا كند. و يا بعنوان يك آشپز و يا مستخدم در خدمت وي باشد.
2-زن زيبا و جذاب متعهد ميگردد برغم بد اخلاق بودن و يا زشت بودن مرد با وي ازدواج كند و در مقابل مرد بايد مخارج وي را بنحو احسن تامين كند.
3-مرد خوش سيما و جذاب متعهد ميگردد برغم زشت بودن دختر با وي ازدواج كند بشرط آنكه پدر دختر متمول بوده و بتواند از ثروت وي منتفع گردد.
البته معاملات مذكور بصورت آشكار و صريح مطرح نميگردند بلكه بصورت رفتاري ناخودآگاه و يا از پيش برنامه ريزي شده به مرحله اجرا درمي آيند.
معمولا زن خانه موظف به انجام رساندن كارهاي روزمره خانه كه اغلب كسل كننده و خسته كننده بوده و ميبايست بطور مرتب و مكرر انجام گيرند ميباشد. وظايفي چون پخت و پز، نظافت منزل، مرتب كردن منزل، شستن لباسها و شستن ظرفها. مرد نيز در مقابل وظيفه دارد تا كار كند و مخارج خانواده را تامين كند. اينگونه نقشهاي كليشه اي تا آن حد در ذهن افراد ريشه دوانده كه با هويت زنان ومردان عجين گرديده است. بطوري كه مثلا اگر مردي بخواهد در انجام امور منزل به همسر خود كمك كند، خانم خانه احساس گناه، ترديد و ندامت ميكند!
در واقع زن انجام وظايف خانه را در حيطه انحصاري خود پنداشته و آنها را بخشي از هويت خود ميداند. و يا در نظر مرد ممكن است شاغل بودن همسر يك توهين و يا نشانه بي كفايتي وي تلقي گردد. اما حقيقتا مفهوم زندگي مشترك چيست؟ تا زماني كه شما و شريكتان در تمام جوانب زندگي با يكديگر همكاري نداشته و مشتركا زندگي خود را سرو سامان نداده باشيد مفهموم زندگي مشترك عينيت نخواهد يافت. تامين مخارج زندگي منحصرا بعهده مرد نيست. انجام كارهاي خانه نيز منحصرا در حيطه وظايف زن نيست. با اينكه امروزه نقش زنان شاغل در جامعه مقبوليت يافته اما باز وظيفه خانه داري و بچه داري كماكان به دوش زنان است. يعني صرفنظر از اينكه زن تا چه مدت خارج از منزل كار كند، هنگام باز گشت به منزل بايد وظايف خانه داري و بچه داري خود را نيز تمام و كمال به انجام رساند!
تقسيم وظايف و مسئوليتها بطور برابر و يكسان ضامن زندگي شما خواهد بود. با تقسيم عادلانه كارها و وظايف هم كارها سريعتر انجام ميگيرد، هم انجام كارها و وظايف مفرح تر ميگردد. پيروي متعصبانه از نقشهاي سنتي زن و مرد يك ايراد بسيار بزرگ ديگر نيز دارد آن هم اينست كه ايفاي نقشهاي اجتناب ناپذير بدون قدرداني باقي ميمانند. بدين معني كه مثلا زن در صورتي كه وظايف خانه داري و بچه داري خود را به نحو احسن هم به انجام رساند مرد ممكن است تنها با اين جمله از زحمات همسر خود قدرداني كند كه:"وظيفتو انجام دادي كار مهمي نكردي"!

* تامين مخارج زندگي، انجام امور خانه، آشپزي، شستن ظرفها، نظافت منزل، تصميم گيري ها تنها بعهده كساني ست كه زندگي را تشكيل داده اند: زن و مرد باهم.

منبع :
 www.mobin-group.com








این فیس بوک من

خارج شده است
18 ارديبهشت 1386,ساعت 22:45:01
پاسخ #14 در:
meysam
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 651
-دريافت شده: 1294


*
محبوبيت : 665
آنلاین آنلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 5178
WWW
پاسخ : مسائل زندگي کار، مُد، سلامتی، رموز موفقیت و ...


9 ويژگي افراد موفق در كار و تجارت

یکی از مهمترین غرایز موجود در انسان، مراقبت و حراست مـحـیـط اطـراف و دارایی هاست. هرکسی راهی ویژه برای این کـار دارد. ایـن راه هـر چـه کـه بـاشـد، هـدف نهایی این است که ببینید شما چه چیزهایی را از دیگران می پذیرید و چه چیزهایی را رد می کنید.

1- احتیاط بـا این کـه جزء طبیعت انسان است که هنگام ملاقات افراد جــدید کمی بیمناک و هوشیار شود، اما باید مثل انسانها رفــتار کنیم. علت اینکه هم انسانها و هم حیوانات نسبت بـه مـحـیط پـیـرامون و دارایی های خود احساس مالکیت و مـراقبـــت دارند، این است که نیازها و خواسته های هر دو تمام ناشدنی است، چه بخواهیم این مسئله را قبول کنیم، یا نکنیم حقیقت دارد. تمدن نوين ابراز می کند که تنها راهی که می توانیم از طریق آن نیازهایمان را ارضاء کنیم این است که چیزی را با کسی قسمت نکنیم، چه شیء باشد و چه فرصت هایی که در زندگی برایمان پیش می آید.
با استفاده از تئوری فروید در رابطه با ضمیر انسان به این نتیجه می رسیم که برآورده کردن نیازهای شخصی امری کاملاً طبیعی است که مربوط به همان نفس جنسی یا شهوانی ما است. اما ما باید تصویر بزرگتر را هم ببینیم و دنبال چیز بهتر باشیم که همان فرانفس ما از دیدگاه فروید است. تصور خواهید کرد که این دو هدف کاملاً با هم متفاوت است، اما به واقع اینطور نیست. سوال اینجاست، چطور می توانید هم نیازهای خود و هم اطرافیانتان را برآورده کنید؟ به فطرت خود بازگردید.

2- وضوح
علیرغم فرصت واقعی، مسئله ی اصلی توانایی در دیدن تصویر بزرگ است. شما همیشه می توانید غذای خود را با تکیه بر چشمهایتان سفارش دهید، اما بهتر است غذایی را سفارش دهید که برطبق اشتها و میل شما باشد. این مسئله در کار و زندگی به طور کلی نیز مصداق دارد. به خاطر نامحدود بودن خواسته هایمان (نیازهای ما محدود است، خواسته هایمان نامحدود هستند)، همه نوع کاری را امتحان میکنیم. افرادی که چند شیفت کار می کنند یا کار قسمت های مختلف یک شرکت را برعهده می گیرند مثال هایی از این مسئله هستند. همین روشن می کند که چرا بعضی از افراد با استعداد وقت خود را صرف کرده و از نردبان ترقی بالا می روند.

3- وحدت
خیلی از ما برای انجام کار تا حد ممکن خودمان را به رنج و سختی می اندازیم. برای این کار ابتدا باید این مسئله را قبول کنیم که اگر حتی بخواهیم برای خود امپراطوری هم بسازیم، به تنهایی قادر نیستیم، و نیازمند یک تیم هستیم، آن هم از بهترین افراد.

4- اطمینان
بسیاری از انسانهای بزرگ در عرصه ی تجارت و کار شکست خوردند، چون نمیتوانستند کسانی را پیدا کنند که به آنها برای رسیدن به اهدافشان کمک کنند. پیشبرد هدف ها به تنهایی ممکن نیست.
در زندگی وصلت و پیوند نشانگر مشارکت است. در کار، شرکت ها و انجمن ها فقط مشارکت مسئله ی اساسی نیست، بلکه قرارداد است که یک نفر قدرت و نفوذ بیشتری دارد. رئیس و رهبر باید اطمینان کافی به زیر دستان داشته باشد و به آنها اجازه دهد که با او برای رسیدن به هدف ها گام بردارند.

5- ظرفیت
بیشتر از اطمینان، یکی از خصوصیات خوب رهبران و مدیران، داشتن ظرفیت این است که کنار باستند و بگذارند دیگران هم خود را نشان دهند. اگر رئیسی فکر کند که خودش توانایی بیشتری برای انجام کارها را دارد و از اینکه همواره مجبور است کناری بایستد و کار زیردستان را نظاره کند در عذاب باشد، نشان دهنده ی این است که ظرفیت ریاست ندارد.

6- صداقت
اگر می خواهید همکاران یا زیر دستانتان به شما وفادار و صادق باشند، باید شما هم از خود صداقت و صمیمیت نشان دهید. درمورد انتظاراتتان از آنها و کارهایی که میتوانید درعوض برایشان انجام دهید کاملاً صادق باشید. این صداقت شماست که باعث میشود زیردستان هر کاری برایتان انجام دهند.

7- کلاس
کلاس در اینجا به معنای بالا بردن روحیه اطرافیانتان است. وقتی شما دیگران را ترغیب به بالا رفتن و ترقی می کنید، خواهید دید که همیشه انرژی که به آنها دادید را به یاد خواهند داشت و به شما برای پیشبرد هدفتان کمک میکنند.

8- جاذبه
اسکندر فردی پرجاذبه و یکی از مهمترین شخصیت های سکولار در طول تاریخ است که امپراطوری پرقدرت ایرانیان را شکست داد. او می دانست و معتقد بود که فقط با کمک سربازانش است که می تواند دنیا را تصاحب کند، اما چون برنامه نداشت شکست خورد.

9- شخصیت
شخصیت شما، انعکاسی از اطرافیان شما است. افرادی که کنار شما هستند باید افرادی وفادار باشند و به خاطر شما هرکاری انجام دهند. این را همیشه به یاد داشته باشید، بدون آنها شما هیچ چیز نیستید.
منبع : گروه اینترنتی مبین







این فیس بوک من

خارج شده است
صفحه: [1] 2 3 4 ... 6   بالا

 
پرش به :  

Powered by MySQL Powered by PHP Powered by SMF 1.1.16 | SMF © 2006-2011, Simple Machines
هاست تالار گفتمان ساده دل توسط ایران مدرن پشتیبانی می شود. | Sitemap
Valid XHTML 1.0! Valid CSS!


Google اين صفحه را ديده است امروز، ساعت 06:52:46



آخرین ارسالها
آخرین ارسالها