♥♥ لالایی ها ♥♥ - * - 04 خرداد 1391,ساعت 14:30:13

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_



جدیدترین پست ها
موضوع : آرزوهایی که هرگز برآورده نشدند....
متن : من همش عاشق دوچرخه بودم و هستم؛وقتی بچه بودم یه سه چرخه زرد داشتم؛بعدش...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 10:29:33
موضوع : شما دوست دارید به اونی که عاشقشید چی هدیه بدید؟
متن : خُ خیلی سخته چیزی رو هدیه دادن؛ولی بهترین چیز اینه که در کنار این که خص...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 10:22:02
موضوع : گمشده من ، گمشده تو
متن : من..!هوم؛خُ من؛من یسری چیزا رو گم کردم؛حالا پیداشون میکنم یا نع خدا دان...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 10:12:13
موضوع : حرف دل
متن : نوشته: مرتضی محمدی در امروز، ساعت 09:49:04 دوستان ساده دل این شاید آخرین مط...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 10:04:38
موضوع : بیا از رویات بگو...شاید منم رویامو پیدا کنم...
متن : رویــــــــــــا هایــــــــــ  تــو...رویاهای تو بخش مهمی از زندگی ت...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 09:48:53
موضوع : چرا کمک میکنی چون...
متن : کمک می کنم چون من هم یک روزی یک جایی محتاج کمک میشم ...کمک می کنم تا روزی ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 02:48:32
موضوع : ليلة الرغائب (شب آرزوها)
متن : امشب بزرگی‌ات می‌شود آرزوهایتلیله‌الرغائب است، مراقب آرزوهایت باشف...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 23:15:28
موضوع : _-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_
متن : سلام به همه دوستاماین خیلی عالیه. قبلنا که اون اوایل من با اینجا اشنا ش...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط mosafer        تاریخ : ديروز، ساعت 23:09:37
موضوع : ♥♥کــــودکــــانــــــــه♥♥
متن : شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .این پسر خالمه؛پارسال ک...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : ديروز، ساعت 18:46:06
موضوع : متن اهنگ مورد علاقه ات رو بنويس
متن : بن بستبه من چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشههنوزم بیـن ما شاید یه حـس تـا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 18:31:30
موضوع : شعرهای بلند و کوتاه (4)
متن : دیرگاهیست که تنها شده امقصه غربت صحرا شده اموسعت درد فقط سهم من استباز ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 16:55:27
موضوع : ناامیدی تنها یک گناه است؟
متن : امید در کنار نا امیدی رنگ میگیره ؛ مثلا باید به یک جریانی کاملا و با دل ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 15:29:35
موضوع : •فروغ _ زنی تنها در آستانه فصلی سرد!•
متن : ناگفته هايي از فروغ  در حوزۀ سينماـ پيوندفيلم(يك آتش)كه در سال ۱۳۴۱ در ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : ديروز، ساعت 15:16:37
موضوع : پاسخ : شعر هاي خنده دار
متن : ياهوهي گفتند: پدرومادرها!مراقب باشيداينترنت چيز بدي استماهواره خطر دا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : ديروز، ساعت 14:56:49
موضوع : **اشتباهات داوري در فوتبال**
متن : پیش مییاد؛به دل نگیرین؛‏)‏
در ورزشی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 12:50:12

صفحه: [1]   بالا
موضوع: ♥♥ لالایی ها ♥♥  (دفعات بازدید: 839 بار) ابزارهاي تاپيك جستجو
0 كاربران و 2 مهمان درحال دیدن موضوع.
30 مرداد 1389,ساعت 19:06:35
در:
غزل فروش
مهمان
تشكر
-اهدا شده:
-دريافت شده:

♥♥ لالایی ها ♥♥
 
پیشکش به دلتنگی ها و بی قراری های اونایی که لالایی مرحمی ِ برای دلای تنگشون .. شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .



یه بار توو انجمن ادبی دانشگاه لالایی خوندم بعدِ این که لالایی م تمووم شد همه برام دس زدن.یهو یه دانشجوی رشته ادبیات

با پوزخند بهم گفت"مریم حیدرزاده زیاد می خونی ؟؟" از لحن این دختر دلم خیلی شکست.حس کردم ضایع شدم.

یه لبخند با آرامش رو لبم نقش بست و خیلی آروم گفتم نه.. یه کتابشو خوندم که اونم مربوط به دوران دبیرستانم بود.

که یهو دیدم استاد ادبیاتی که ساکت نشسته بود رو کرد به اون دختر و گفت شما می دونستی توو ادبیات سبکی به اسم لالایی وجود داره؟؟

و بهم بخاطر لالایی م تبریک گفت. یادش بخیر ..

منی که یه روز به خاطر یه لالایی توو یه جمع ادبی مسخره شدم امروز تصمیم گرفتم لالایی ها رو به جمع ادبی بیارم.



شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .
 

بچه هااااااااا ..
شیطونی بسه ..  شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .   
چشاتونو ببندین و آروم باشین که مامان غزل  می خواد لالایی بخونه ..  شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .   

ما که سر غریب زمین میذاریم و هیشکی  نمیاد واسه ما لالایی بخونه پس ..

نی نی های دیروز بزرگ ترای امروز ! بیاین می خوام براتون لالایی بخونم ..



اولین لالایی که براتون میذارم ترانه ای از خودم ِ..





مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

jorj

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
30 مرداد 1389,ساعت 19:10:31
پاسخ #1 در:
غزل فروش
مهمان
تشكر
-اهدا شده:
-دريافت شده:

پاسخ : ♥♥ لالایی ها ♥♥
.




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

ليلا جون, shadi.shadi, jorj

براي اين پست, 3 كاربر تشكر كرده اند


« آخرين ويرايش :توسط غزل فروش, علت ويرايش : خداحافظ »

خارج شده است
30 مرداد 1389,ساعت 19:11:20
پاسخ #2 در:
غزل فروش
مهمان
تشكر
-اهدا شده:
-دريافت شده:

پاسخ : ♥♥ لالایی ها ♥♥

لالايي كن بخواب
خوابت قشنگه
گل مهتاب شبا هزارتا رنگه
يه وقت بيدار نشي از خواب قصه
يه وقت پا نذاري تو شهر غصه
لالايي كن مامان چشمهاش بيداره
مثل هر شب لولو پشت ديواره
ديگه بادبادكت نخ نداره
نمي رسه به ابر پاره پاره

لالايي كن لالايي كن
مامان تنهات نمي ذاره
دوست داره دوست داره
ميشينه پاي گهواره

همه چي يكي بودو يكي نبوده
به من چشمات ميگه
دريا حسوده
اگه سنگ بندازي
تو اب دريا
مياد شيطون با من
به چنگ و دعوا
ديگه ابرا تو رو از من ميگيرن
بالاي باغچمون بي تو ميميرم



لالايي كن بخواب
خوابت قشنگه
گل مهتاب شبا هزارتا رنگه
يه وقت بيدار نشي از خواب قصه
يه وقت پا نذاري تو شهر غصه
لالايي كن مامان چشمهاش بيداره
مثل هر شب لولو پشت ديواره
ديگه بادبادكت نخ نداره
نمي رسه به ابر پاره پاره

لالايي كن لالايي كن
مامان تنهات نمي ذاره
دوست داره دوست داره
ميشينه پاي گهواره

همه چي يكي بودو يكي نبوده
به من چشمات ميگه
دريا حسوده
اگه سنگ بندازي
تو اب دريا
مياد شيطون با من
به چنگ و دعوا
ديگه ابرا تو رو از من ميگيرن
بالاي باغچمون بي تو ميميرم

 




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

ليلا جون, jorj

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
30 مرداد 1389,ساعت 19:13:30
پاسخ #3 در:
غزل فروش
مهمان
تشكر
-اهدا شده:
-دريافت شده:

پاسخ : ♥♥ لالایی ها ♥♥


اینم یه لالایی پر از درد از مریم حیدر زاده
شاید جوابی باشه به لحن تمسخر ِ اون دانشجوی ادبیات ..



لا لا لا لا
نخواب سودی نداره
همون بهتر که بشماری ستاره
همون بهتر که چشمات وا بمونه
که ماه غصه اش نشه تنها بیداره

لا لا لا لا
نخواب باز هم سفر رفت
نمیدونم به کارون یا خزر رفت
فقط دردم اینه مثل همیشه بدون اطلاع و بی خبر رفت

لا لا لا لا
نخواب میدونه جنگه
دست هر کی میبینی یه تفنگه
یه عمره دور چشماش گشتم اما نفهمیدم که اون چشما چه رنگه

لا لا لا لا
نخواب زندونه دنیا ، سر ناسازگاری داره با ما
بشین باز هم دعا کن واسه اون که ما رو اینجا گذاشت ، تنهای تنها

لا لا لا لا
نخواب اون راه دوره خدا میدونه که حالش چه جوره
توی خلوت میگم اینجا کسی نیست
خداییش که دلم خیلی صبوره

لا لا لا لا
نخواب تیره است چراغم مثل آتشقشان میمونه داغم
به جون گلدونا کم غصه ای نیست
هزار شب شد هزار شب شد نیومد باز سراغم

لا لا لا لا
نخواب خواب که دوا نیست
دل دیوونه داشتن که خطا نیست
میگن دست از سرش بردار نمیشه
آخه عاشق شدن که دست ما نیست

لا لا لا لا
نخواب تنها میمونم ، کمک کن  قدر چشماتو بدونم
چرا چشمات پر خشم عزیزم مگه من مثل اون نامهربونم

لا لا لا لا
نخواب ماه رو نگاه کن
من اسفند رو میارم ، تو دعا کن
بگو برگرده پیش ما بمونه کتاب حافظ رو بردار و وا کن

لا لا لا لا
نخواب سرما تو راهه همیشه عمر خوشبختی کوتاهه
میگن با یه فرشته اونو دیدن ، دروغه ... جون دریا اشتباهه

لا لا لا لا
نخواب تلخ جدایی ، کمر خم میشه زیر بی وفایی
تو بیدار باش همه تو خواب نازن برای کی بخونم پس لالایی

لا لا لا لا
نخواب تنهایی زرده اگه طولانی شه مثل یه درده
اگه چشم انتظار باشی که هیچی
 دروغ میگی به دل که بر میگرده

لا لا لا لا
نخواب اشکت زلاله مثل بارون پای نخل وصاله
من و تو هم شب و هم قلب و کشتیم ولی اون چی ؟ چقدر اون بی خیاله

لا لا لا لا
نخواب دنیا خسیسه ، واسه کم آدمی خوب مینویسه
یکی لبهاش تو خوابم غرق خنده است ، یکی پلکاش تو خوابم خیسه خیسه

لا لا لا لا
نخواب عاشق یه سیبه ، همیشه سرخ و تب دار و غریبه
تا اون بالاست رسیده است اما تنهاست ، پایین هم که بیفته بی نصیبه

لا لا لا لا
نخواب اینجا سیاهی پر اما تو تنگه قصه ماهی
اونی که ما ها رو بیدار نگه داشت الهی خواب باشه حالا الهی

لا لا لا لا
نخواب تا اون بخوابه ، بشین انقدر تا که خورشید بتابه
زمونی که یقین کردم بیدار شد بخواب با یاد عکسی که تو  قابه

لا لا لا لا
بخواب بیدار حالا دیگه باید بخوابی پس تو لالالا بخواب
دیگه تو میتونی بخوابی
ببین خورشید اومد بالای بالا

لا لا لا لا
این هم بود سرنوشتم
این از امروزم و اینم از گذشتم
نمیخوابم تا تو برگردی یک روز
منم خواب رو واسه اون روز گذاشتم
نمیخوابم تا تو برگردی یک روز
منم خواب رو واسه اون روز گذاشتم !


جورجی لطفا این وصیت آخر منو اجرا کن .. لالایی های پر مفهوم و قشنگ و اینجا بذار.
قشنگ و پر مفهوم ...





مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

سینا, ليلا جون, jorj

براي اين پست, 3 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
30 مرداد 1389,ساعت 22:20:36
پاسخ #4 در:
shadi.shadi
مدیر سابق
تشكر
-اهدا شده: 1025
-دريافت شده: 1351


*
محبوبيت : 697
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1081
پاسخ : ♥♥ لالایی ها ♥♥
غزلبانوي عزيزم ... من بااينكه دانشجوي ادبيات بودم و عاشق شعر وادبيات اما هرگز جسارت نمي كردم به كسي فخر فروشي كنم واظهار ادب !! شما زيباترين بخش شعر را دراين جا بيان كرده ايد آن هم به زيباترين سخن.. براي تكميل گفته هاي جواهر بار شما عزيز  چند نكته اي از صنعت لالايي را با اجازه ي شما مي آورم . بعد چند نمونه زيبا كه به زيبايي شعر شما نيست .




 لالایی ها نخستین شعرهای نانوشته ی زنان ایرانی


«لالايی» نخستين پيمان آهنگين و شاعرانه ای است که ميان مادر و کودک بسته می شود. رشته ای است، نامريی که از لب های مادر تا گوش های کودک می پويد و تاثير جادويی آن خواب ژرف و آرامی است که کودک را فرا می گيرد. رشته ای که حامل آرمان ها و آرزوهای صادقانه و بی وسواس مادر است و تکان های دمادم گاهواره بر آن رنگی از توازن و تکرار می زند. و اين آرزوها آن چنان بی تشويش و ساده بيان می شوند که ذهن شنونده در اين که آن ها آرزو هستند يا واقعيت، بی تصميم و سرگردان می ماند. انگار که مادر با تمامی قلبش می خواهد که بشود و می شود.

«لالايی» ها از جمله ادبيات شفاهی هر سرزمينی هستند، چرا که هيچ مادری آن ها را از روی نوشته نمی خواند و همه ی مادران بی آن که بدانند از کجا و چه گونه، آن ها را می دانند. انگار دانستن لالايی و لحن ويژه ی آن از روز نخست برای روان زن تدارک ديده شده است.
زن مادر باشد يا نباشد، لالايی و لحن زمزمه ی آن را بلد است و اگر زنی که مادر نيست در خواندن آن ها درنگ می کند، برای اين است که بهانه ی اصلی خواندن را فراهم نمی بيند، اما بی گمان اگر همان زن بر گاهواره ی کودکی بنشيند، بی داشتن تجربه ی قبلی، بدون اين که از زمينه ی شعر و آهنگ خارج شود، آن ها را به کمال زمزمه می کند. گوِيی که روان مادرانه از همان آغاز کودکی به زن حکم می کند که گوشه ای از ذهنش را برای فراگيری اين ترانه های ساده، سفيد بگذارد.
شايد بتوان گفت که لالايی ها طيف های رنگارنگی از آرزوها، گلايه ها و نيايش های معصومانه ی مادرانه هستند که سينه به سينه و دهان به دهان از نسل های پيشين گذشته تا به امروزيان رسيده و هنوز هم که هنوز است، طراوت و تازگی خود را حفظ کرده اند، به گونه ای که تا کنون هيچ ترانه ی ديگری نتوانسته جایشان را بگيرد.
 
نمونه اي كوچك ازاين درياي بي حد

لالالالا گل نازی           بابات رفته به سربازی
لالالالا گل نعنا             بابات رفته شدم تنها
لالالالا گل پسته          بابات رفته کمر بسته
لالالالا گل خاشخاش    بابات رفته خدا همراش
لالالالا گل پسته          بابات بار سفر بسته
لالالالا گل کيشميش    بابات رفته مکن تشويش




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

ليلا جون, jorj, غزل فروش

براي اين پست, 3 كاربر تشكر كرده اند



بودن يا نبودن ..
مسئله همين بودن ونبودن توست...

خارج شده است
09 شهريور 1389,ساعت 21:23:57
پاسخ #5 در:
سارینا
مدیر یار
تشكر
-اهدا شده: 854
-دريافت شده: 903


*
محبوبيت : 285
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1211
♥من و یه دنیــــ♥ـــا حرف نگفته♥
WWW
پاسخ : ♥♥ لالایی ها ♥♥
لالايي


لالايي ماه و مهتابه
لالايي مونس خوابه
لالايي قصه ي گل هاس
پر از آفتاب پر از آبه
لالايي رسم و آيينه
لالايي شعر شيرينه
روون و صاف و ساده
زلال مثل آيينه
لالايي گرمي خونه
لالايي قوت جونه
لالايي ميگه:يک شب هم
کسي تنها نمي مونه
لالايي آسمون داره
گل و رنگين کمون داره
توي چشمون درويشش
نگاهي مهربون داره
لالايي هاي ما ماهه
بدون ناله و آهه
بخون لالايي و خوش باش
که عمر غصه کوتاهه




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

jorj

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



چه حکایت جالبیست :کلمه ی زندگی با زن آغاز میشود و مردن با مرد

خارج شده است
09 شهريور 1389,ساعت 21:26:25
پاسخ #6 در:
سارینا
مدیر یار
تشكر
-اهدا شده: 854
-دريافت شده: 903


*
محبوبيت : 285
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1211
♥من و یه دنیــــ♥ـــا حرف نگفته♥
WWW
پاسخ : ♥♥ لالایی ها ♥♥
لالالالا گل پونه         بابات رفته در خونه

لالالالا گلم باشی        همیشه در برم باشی



 


لالالالا گل آلو          درخت سیب و زرد آلو


لالالالا گلی دارم        به گاچو بلبلی دارم



 


لالالالا گل خشخاش      بابات رفته خدا همراش


لالالالا گل زیره          بابات دستاش به زنجیره



 


لالالالا گلم لالا          بخواب ای بلبلم لالا

لالالالا گل لاله           دوست داریم من و خاله



 


لالالالا گل دشتی      همه رفتن تو برگشتی


خداوندا تو پیرش كن    خط قرآن نصیبش كن


 


لالالالاگلم باشی       بزرگ شی همدمم باشی


كلام الله تو پیرش كن   زیارتها نصیبش كن


 


لالالالاگل زردم       نبینم داغ فرزندم


خداوندا تو ستاری    همه خوابن تو بیداری


به حق خواب و بیداری    عزیز م را نگه داری


 


لالالالاگل خشخاش       بابات رفته خدا همراش


بابات رفته به هل چینی     بیاره قند و دارچینی






مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

jorj

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



چه حکایت جالبیست :کلمه ی زندگی با زن آغاز میشود و مردن با مرد

خارج شده است
09 شهريور 1389,ساعت 21:27:47
پاسخ #7 در:
سارینا
مدیر یار
تشكر
-اهدا شده: 854
-دريافت شده: 903


*
محبوبيت : 285
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1211
♥من و یه دنیــــ♥ـــا حرف نگفته♥
WWW
پاسخ : ♥♥ لالایی ها ♥♥
لالایی نخستین پیمان آهنگین و شاعرانه ای است که میان مادر و کودک بسته می شود. رشته ای است نا مریی که از لب های مادر تا گوش های کودک می پوید و تأثیر جادویی آن خواب ژرف و آرامی است که کودک را فرا می گیرد 
 

     پیرایه یغمایی:
    لالایی نخستین پیمان آهنگین و شاعرانه ای است که میان مادر و کودک بسته می شود. رشته ای است نا مریی که از لب های مادر تا گوش های کودک می پوید و تأثیر جادویی آن خواب ژرف و آرامی است که کودک را فرا می گیرد. رشته ای که حامل آرمان ها و آرزوهای صادقانه و بی وسواس مادر است و تکان های دمادم گاهواره بر آن رنگی از توازن و تکرار می زند. این آرزوها آنچنان بی تشویش و ساده بیان می شوند که ذهن شنونده در اینکه آنها آرزو هستند یا واقعیت، بی تصمیم و سر گردان می ماند. انگار که مادر با تمامی قلبش می خواهد که بشود و می شود و حتی گاه خدا هم در برابر این شدن در می ماند.
    لالایی ها در حقیقت ادبیات شفاهی سرزمین ها هستند، چرا که هیچ مادری آنها را از روی نوشته نمی خواند و همه ی مادران بی آنکه بدانند از کجا و چگونه، آنها را می دانند. انگار دانستن لالایی و لحن ویژه ی آن – از روز نخست - برای روان زن تدارک دیده شده .
    زن اگر مادر باشد یا نباشد ، لالایی و لحن زمزمه ی آن را بلد است و اگر زنی که مادر نیست در خواندن آنها درنگ می کند برای این است که بهانه ی اصلی خواندن را فراهم نمی بیند اما بی گمان اگر همان زن بر گاهواره ی کودکی نشیند، بی داشتن تجربه ی قبلی ، بدون اینکه از زمینه ی شعر و آهنگ خارج شود، آنها را به کمال زمزمه می کند. گوِیی که روان مادرانه از همان آغاز کودکی به زن حکم می کند که گوشه ای از ذهنش را برای فراگیری این ترانه های ساده و مطبوع سفید بگذارد. شاید بتوان گفت که آنها طیف های رنگارنگی از آرزوها، گلایه ها و نیایش های معصومانه ی مادرانه هستند که سینه به سینه و دهان به دهان از نسل های پیشین گذشته به امروزیان رسیده و هنوز هم که هنوز است ، طراوت و تازگی خود را حفظ کرده اند. بگونه ای که تا کنون هیچ ترانه ی دیگری نتوانسته جایشان را بگیرد .....
    در حقیقت لالایی ها – این دیر پا ترین ترانه های فولکلوریک - آغاز گاه ادبیات زنانه در پای گاهواره هایند که قدمتشان دیگر تاریخی نیست، بلکه باستان شناختی است.
    از دو بخشی که هنگام خواندن یک لالایی به دست می آید ؛ یعنی آهنگ و شعر ؛ آهنگ به کودک می رسد و شعر از آن ِ مادر است. زیرا آنچه از نظر شنیداری برای کودک گاهواره ای دارای بیشترین اعتبار است، ضرب آهنگ لالایی است. وگرنه همه می د انیم که شعر لالایی زبان فاخری ندارد و تازه اگر هم داشته باشد، کودک گاهواره ای آن را دریافت نمی کند. تنها زمزمه و لحن گیرای مادر است که کودک را محظوظ می کند و او را می خواباند. مادر چه خوش صدا باشد و چه نباشد کودک با زمزمه ی او الفتی به هم می زند و لحن او چون جویباری در گوش های کوچکش حظ ّ و طراوت می ریزد.
    از طرفی دیگر تجربه نشان می دهد که کودکان با اینکه با لالایی بزرگ می شوند، هرگز شعر آن را یاد نمی گیرند و به طور كلی ذهن خود را موظف به فراگیری لالایی نمی کنند و زمانی هم که به حرف می آیند هرگز لالایی را به عنوان ابزار خیال خود به کار نمی گیرند. حتی دختران هم هنگام خواباندن عروسک خود، برایش لالایی نمی خوانند بلکه بیشتر سعی دارند که روی او را بپوشانند و به او امنیت بدهند. زیرا در هنگام بازی بیشتر می خواهند عروسک را در یابند، نه اینکه او را بخوابانند. اما اگر همین دخترکان بخواهند خواهر یا برادر کوچک تر خود را بخوابانند - بر اساس داشتن روان اسطوره ای مادرانه - حتما برایش لالایی می خوانند.
    آهنگ لالا یی ها نیز تناسب مستقیم با نوع گهواره و وسعت تاب آن دارد و چون نوع گهواره در شهر های ایران مختلف است، از این رو لحن زمزمه ی مادران نیز متناسب با آن متفاوت می شود. مثلا گهواره هایی که در جنوب و نقاط مركزی ایران برای خواباندن کودک بکار می رود، ننو نام دارد که بی گمان این واژه از کلمه ی ننه گرفته شده ( چون گاهواره را مادر دوم کودک نیز می گویند ). ننو ها را می بندند. ( چنانکه یک لالایی ملایری هم می گوید : لالالالا کنم ایواره وختی / للوته بونم ، شاخ درختی . که در مجموع یعنی غروب هنگام تو را لالایی می گویم و للویت = نانو = ننو را بر شاخه ی درختی می بندم ) اما برای بستن ننو در اتاق معمولا دو میخ طویله ی بزرگ به دو زاویه ی روبروی هم ، به دیوار اتاق می کوبند و گهواره را که معمولا از جنس چرم یا پارچه ی سختی است با طناب های محکم عَلَم می کنند. وسعت تاب این گهواره بسیار زیاد است، یعنی با یک تکان دست از این سوی اتاق تا آن سوی دیگر تاب بر می دارد وگاه صدای تاب گهواره و حتی صدای کلیک میخ طویله با زمزمه ی لالایی می آمیزد، که حال و هوای خوشی بوجود می آورد.
    اما گهواره های شمالی که به آنها گاره ( = گهواره ) می گویند ، از چوب ساخته می شود و زیر آن حالت هلالی دارد و تقریبا هم سطح زمین است . تکان های گاره کوتاه و پشت سر هم و مقطع است.
    شعرلالایی از آن مادر است. زیرا مادر با خواندن لالایی در حقیقت با کودک گهواره ای خود گفتگو می کند و اگر چه می داند که او سخنش را نمی فهمد اما همین قدر که کودک به او گوش فرا می دهد برایش کافی است. شعر های لالایی اگر چه بسیار ساده است و گاهگاهی هم از وزن و قافیه خارج می شود، اما از نظر درون مایه ی احساسی بسیار غنی و همو اره حامل آرزوهای دور و نزدیک مادر است و از نظر مضمون نیز چندان بی زمینه نیست. بطور کلی لالایی ها را می توان به شیوه ی زیر دسته بندی کرد:
    لالایی هایی که مادر آرزو می کند کودکش تندرست بماند و او را به مقدسات می سپارد:
    لالالالا که لالات می کنم من / نگا ( = نگاه ) بر قد و بالت می کنم من / لالالالا که لالات بی بلا باد / نگهدار شب و روزت خدا باد !
    لالاییت می کنم خوابت نمیاد / بزرگت می کنم یادت نمیاد / بزرگت می کنم تا زنده باشی / غلام حضرت معصومه باشی ...
   
     لالایی هایی که مادر آرزو می کند کودکش بزرگ شود، نزد ملا برود. با سواد شود :
    لالالالا گل آلاله رنگم / لالالالا انیس روز تنگم / لالا گویم که در خوابت کنم من / بزرگ آیی به ملایت کنم من ...
    لالالالا عزیز الله / قلم دس ( = دست ) گیر ، برو ملا / بخوون جزو کلام الله
   
    لالایی هایی که مادر آرزو می کند کودکش به ثمر برسد :
    لای لای دییم یاتونجه :
    لالایی می گویم تا به خواب روی
    گؤ زلرم آی باتونچه :
    ادامه می دهم تا ماه فرو رود
    سانه رم ا ُ لدوز لری :
    و ستاره ها را می شمارم
    سن حاصله یتوننچه :
    تا تو بزرگ شوی و به ثمر برسی
    ایلات و طوایف درگز ، ج2 ، ص 175
   
     لالایی هایی که مادر در آنها به کودک می گوید که با وجود او دیگر بی کس و تنها نیست :
    الا لا لا تو را دارم / چرا از بی کسی نالم ؟ / الا لالا زر در گوش / ببر بازار مرا بفروش / به یک من آرد و سی سیر گوش ( = گوشت )
    لالالالاگل آلاله رنگم / لالالالا رفیق روز تنگم / لالالالا کنم ، خووت کنم مو ( = خوابت کنم من ) / علی بووم و بیارت کنم مو ( = علی گویم و بیدارت کنم من )
   
    لالایی هایی که مادر آرزو می کند کودکش - چه دختر و چه پسر - بزرگ شود و همسر بگیرد و او عروسی اش را ببیند:
    لایلاسی درین بالا :
    کودک نازم که لالایت سنگین است
    یو خو سو شیرین بالا :
    خوابت شیرین است
    تانریدان عهد یم بودو :
    با خدا عهد کرده ام که ....
    تو یو نو گؤ روم بالا :
    عروسی تو را ببینم
    لالایی آذری
    قیزیم بویوک اولرسن:
    لالایی دخترم روزی بزرگ خواهی شد
    بیرگون اره گیدرسن :
    به خانه ی شوهر خواهی رفت
    الله خوشبخت ایله سین:
    خدا تو را خوشبخت کند
    بیرگون ننه ایله سین:
    که روزی مادر خواهی شد
    ایلات و طوایف در گز ، ج 2 ، ص 176
    گاه در این دسته از لالایی ها رگه هایی از حسرت و رشک ورزی به چشم می خورد:
    گل سرخ منی زنده بمونی / ز عشقت می کنم من باغبونی / تو که تا غنچه ای بویی نداری / همین که گل شدی از دیگرونی ...
    * لالایی هایی که مادر آرزو می کند هنگامی که کودکش بزرگ شد قدر شناس زحمات او باشد:
    لای لای د یم آد یوه :
    لالایی گفتم به نام تو
    تاری یتسون داد یوه :
    خداوند یاور و داد رس تو باشد
    بو یو ک اولسان بیرگون سن:
    انشاء الله روزی که بزرگ شدی
    منی سالگین یاد یوه :
    زحمات مرا به یاد آوری
    ایلات و طوایف در گز ، ج 2 ، ص 176
    اما خود پیشاپیش می داند که کودک فراموش خواهد کرد:
    لالاییت می کنم با دس ( = دست ) پیری / که دست مادر پیرت بگیری / لالاییت می کنم خوابت نمیاد / بزرگت می کنم یادت نمیاد ...
   
    لالایی شیرازی
   
    لالایی هایی که مادر در آنها از نحسی کودک و از اینکه چرا نمی خوابد گلایه می کند . این لالایی ها گاه لحنی ملامت بار و گاه عصبی و گاه طنز آمیز دارد:
    لالالالا گلم باشی / تو درمون دلم باشی / بمونی مونسم باشی / بخوابی از سرم وا شی ...
    لالالالا گل زیره / چرا خوابت نمی گیره ؟ / به حق سوره ی یاسین / بیایه خو ( = بیاید خواب ) / تو را گیره ....
    لالالا لا گل پسته / شدم از گریه هات خسته ...
    گاهی در این دسته از لالایی ها مادر پای لولو را هم به میان می کشد و از او کمک می گیرد. روانشناسی این دسته از لالایی ها بسیار جالب است چون مادر با شگردی که به کار می گیرد، لولو را از بچه می ترساند، نه بچه را از لولو . و در ضمن یک اعتماد به نفس لفظی هم به کودک می دهد. مثلا می گوید: لولو برو بچه ی ما خوب است، می خوابد، یا تو از جان این بچه چه می خواهی ؟ این بچه پدر دارد و دو شمشیر بر کمر و خلاصه چنین است و چنان:
    لالالالا گل چایی / برو لولوی صحرایی / تو از بچه ام چه می خواهی ؟ / که این بچه پدر داره / دو شمشیر بر کمر داره / دو شمشیر بر کمر هیچی / دو قرآن زیر سر داره ...
    دسته ای از لالایی ها واگویه ی داستان کوتاهی است ، از این رو طولانی تر از یک لالایی کوتاه چهار خطی است:
    لالالالا گل نسری ( = نسرین ) / کوچه م ( به کوچه ام ) کردی درو بسی ( = بستی ) / منم رفتم به خاک بازی / دو تا هندو مرا دیدن / مرا بردن به هند سون / به صد نازی بزرگم کرد / به صد عشقی عروسم کرد / پسر دارم ملک جمشید / دختر دارم ملک خورشید / ملک جمشید به شکاره / ملک خورشید به گهواره / به گهواره ش سه مرواری ( مروارید ) / کمر بندی طلا کاری / بیا دایه ، برو دایه / بیار این تشت و آفتابه / بشور این روی مهپاره / که مهپاره خداداده
    نوشته های پراکنده ی صادق هدایت ص 218
    این لالایی توسط شاعر معاصر منصور اوجی در کتاب هفته ، شماره ی 13 به این صورت هم ضبط شده است:
    سر چشمه ز ا ُ و لبخند آب ) رفتم / سبو دادم به خو ( = خواب ) رفتم / دو تا ترکی ز ترکسون ( = ترکستان ) / مرا بردن به هند سون ( = هندوستان ) / بزرگ کردن به صد نازی / شوور ( = شو هر ) دادن به صد جازی ( = جهاز ) / لالالالا بابا منصور / دعای مادرم راسون ( = برسان ) / دو تا گرجی خدا داده / ملک منصور به خو رفته / ملک محمود کتو ( = کتاب ، اشاره به مکتب ) رفته / بیارین تشت و آفتابه / بشورین روی مهپاره
    گاهی این لالایی ها ی داستان گونه ی زمینه ی مذهبی دارد:
    لالالالا – ی - لالایی / شبی رفتم به دریایی / درآوردم سه تا ماهی / یکی اکبر ، یکی اصغر / یکی داماد پیغمبر / که پیغمبر دعا می کرد / علی ذکر خدا می کرد / علی کنده در خیبر / به حکم خالق اکبر / منم گفتم خد ا یارت / علی باشد نگهدارت ...
    * بسیاری از لالایی ها از نظر جامعه شناسی ارزش ویژه دارند. مثلا ً در بیشتر لالایی ها مادر ضمن نوازش کودک و مانند کردن او به همه ی گل ها - حتا گل قالی - به این اشاره دارد که پدر کودک بیرون از خانه است:
    لالالالا گل خشخاش / بابات رفته خدا همراش
    لالالا لا گل گردو / بابات رفته توی اردو
    لالالالا گل نعنا / بابات رفته شدم تنها
    لالالالا گل پسته / بابات بار سفر بسته
    لالالالا گل پسته / بابات رفته کمر بسته
    لالالالا گل زیره / بابات رفته زنی گیره
    لالالالا گل قالی / بابات رفته که جاش خالی
    یا در این لالایی که مادر شادمانی خود را از آمدن مرد خانه به کودک ابلاغ می کند:
    لالالا گل سوسن / بابات اومد چش ا م ( = چشمم ) روشن
    این لالایی ها افزون بر آن که به پیوند های عاطفی میان زن و شوهر اشاره می کنند، نشانگر بافت خانوادگی و چگونگی وظایف پدر و مادر در آن زمان هم هستند؛ اینکه پدر برای فراهم آوردن هزینه ی زندگی باید بیرون از خانه باشد و مادر مسؤل امور داخل خانه و به ثمر رساندن کودکان است.
   
     بعضی از لالایی ها - بی آنکه عمدی در آن به کار رفته باشد - ، اشاره ی واضح به روابط بازرگانی دوره ی خود دارد:
    الا لا لا ملوس ململ / که گهوارت چوب صندل / لحافت چیت هند ستون / که بالشتت پَر سیستون / الا ای باد تابستون / نظر کن سوی هند ستون / بگو بابا عزیز من / برای رودم کتون ( = کتان ) بستون
    دکتر باستانی پاریزی در مورد این لالایی کرمانی می گوید: «در این ترانه اشاره ی جالبی دارد به کالایی که از سیستان به کرمان آمده و آن پر قو ست. سیستان به علت وجود هیرمند و دریاچه ی هامون، مرکز تجمع قو و مرغابی و پرندگان دیگر دریایی بود و سال ها مردم سیستان علاوه بر حصیر بافی از جگن، کالای عمده ای را که صادر می کردند پر بود و این پر از طریق راه میان بُر میان سیستان و خبیص ( شهداد کنونی ) حمل می شد ...»
     
     بعضی از لالایی ها به موقعیت جغرافیایی شهر و خانه ی کودک اشاره می کند. مانند لالایی زیر از اورازان که نکته ای فلسفی را نیز در خود پنهان دارد و مادر ضمن خواندن آن به کودک هشدار می دهد که عمر به شتاب آب روان می گذرد:
    بکن لالا ، بکن جون دل مو ( = من ) / شمال باغ ملا ، منزل مو / شمال باغ ملا نخلسونن ( = نخلستان است ) / که عمر آدمی آب روو نن ( = روان است )
    جلال آل احمد ، اورازان ، ص 83
    در بعضی از لالایی ها که از مفهوم عمیق و زیبایی سرشارند، مادر آنگونه با کودک گهواره ای خود درد دل می کند و از غم ها و نگرانی های خود به او می گوید که انگار با یک آدم بزرگ روبروست. مانند لالایی زیر که نشانگر آن است که پدر مرده و فرزند روی دست مادر مانده. در این لالایی مادر از اندوه این عشق از دست رفته و از تنهایی ناگزیرش برای کودک شکوه می کند. این لالایی با تمامی لطافتی که دارد بیانگر یک زندگی به بن بست رسیده است:
    گلم از دس ( = دست ) برفت و خار مونده / به من جور و جفا بسیار مونده / به دستم مونده طفل شیرخواری / مرا این یادگار از یار مونده ...
    یا این لالایی دیگر که از بی وفایی ها و تنگناها حکایت دارد:
    لالالالا عزیزم ، کبک مستم / میون ( = میان ) هرچه بود دل بر تو بستم / لالالالا که بابات رفته اما / من بیچاره پابند تو هستم ...
     بسیاری از لالایی های کردی ، بلوچی ، آذری و دیگر نقاط ایران به سبب گویش محلی خود نگهدارنده ی زبان سر زمین خود هستند و واژگان و اصطلاحاتی که در آنها به کار رفته، قابل درنگ است. این لالایی ها اگر با گویش خود خوانده شوند حال و هوای پر شوری به دست می دهند و برگردان آنها نیز تا حد گیج کننده ای زیباست. از قبیل این لالایی بلوچی که تکرار ترجیع بند «در خواب خوش فرو روی» آن را دلنشین تر می کند:
    من لعل خود را لالایی می دهم
    برای او صدها هزار آرزو دارم ، و او هنوز کودک است
    تو را لالایی می دهم تا در خواب خوش فرو روی
    خواب خوش ببینی ای همه ی وجودم !
    جان من فدای تو باد !
    تو را لالایی می دهم تا در خواب خوش فرو روی
    لعل من دهانی چون دُر دارد ...
    و سخنانی شکر وار
    برای او صد ها هزار آرزو دارم ، و او هنوز کودک است
    لعل من مثل نسیم خوش بوست ...
    مثل گل سرخ ...
    سلامت من فدای سلامت او باد !
    تو را لالایی می دهم تا در خواب خوش فرو روی ...
    فرزندم هدیه ی خداوند است .
    و من از خداوند تنها خواهان اوهستم ...
    در لالایی خصلتی است که آن را تنها روان زنانه دریافت می کند. مادر لالایی را از خود آغاز می کند و در آن لحظه بجز کودک و گهواره و حال دل خویش به چیز دیگر نمی اندیشد. او روایت دل خود را می خواند ممکن است این روایت قصه ی جامعه باشد، ممکن است نباشد. حتا اگر هم باشد این مادر نیست که آن را به جامعه تعمیم می دهد، بلکه خود لالایی است که قصه ی دیگران هم می شود. از این رو بسیاری از شاعران مرد که سعی کرده اند، لالایی بسرایند در این زمینه موفق نبوده اند چرا که لالایی را از اجتماع آغاز کرده اند یا به زبان ساده تر لالایی را دستاویز گفته های اجتماعی خود کرده اند که از خصلت این ترانه های ساده بیرون است .
    در میان لالایی های سروده شده توسط شاعران مرد که حضور این خصلت را دریافته اند، می توان تنها به لالایی دکتر قدمعلی سرامی شاعر معاصر اشاره کرد که از احساسی شگفت انگیز برخوردار است. دریغمان می آید که از کنار این لالایی ناخوانده بگذریم پس نوشتار را با یاد آوری بخشی کوتاهی از آن به پایان می بریم :
    سوزنم شعاع خورشید و
    نَخَم رشته ی بارون
    از حریر صبح روشن
    می دوزم پیرهن الوون
    واسه تو بچه ی شیطون
    لالالالا
    لالالالا
    پیشونیت آینه ی روشن
    دوتا چشمات،
    دو تا شمعدون
    بسه مهتاب تو ایوون
    دیگه چشمات و بخو ابون
    لالالالا ئ
 




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

jorj

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



چه حکایت جالبیست :کلمه ی زندگی با زن آغاز میشود و مردن با مرد

خارج شده است
09 شهريور 1389,ساعت 21:28:54
پاسخ #8 در:
سارینا
مدیر یار
تشكر
-اهدا شده: 854
-دريافت شده: 903


*
محبوبيت : 285
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1211
♥من و یه دنیــــ♥ـــا حرف نگفته♥
WWW
پاسخ : ♥♥ لالایی ها ♥♥
لالا ، لالا ، لالایی                                        لالایی ، لا لا، لا لا

ببار ای نم نم باران                                     زمین خشک را تر کن

سرود زندگی سر کن                                 دلم تنگه ، دلم تنگه

 

بخواب ای دختر نازم                                    به روی سینه بازم

که همچون سینه سازم                              همش تنگه همش تنگه

 

لالایی کن مرغک من                                 دنیا فسانه است

هر ناله شبگیر این گیتار محزون                   اشک هزاران مرغک بی آشیانه است

 

لالا، لالا، لالایی                             لالایی، لالایی

لالا ،لا ، لالا، لالا ......




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

jorj

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



چه حکایت جالبیست :کلمه ی زندگی با زن آغاز میشود و مردن با مرد

خارج شده است
09 شهريور 1389,ساعت 21:29:18
پاسخ #9 در:
سارینا
مدیر یار
تشكر
-اهدا شده: 854
-دريافت شده: 903


*
محبوبيت : 285
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1211
♥من و یه دنیــــ♥ـــا حرف نگفته♥
WWW
پاسخ : ♥♥ لالایی ها ♥♥

.لالا، لالا، گل صدپر                                         بخواب ای نازنین دلبر
لالا، لالا، گل نرگس                                        بلا بر تو نیات هرگز
لالا، لالا، شكر بارت‏                                       خدا باشه نگهدارت
لالا، لالا، گل سوسن‏                                     سرت بذار لبت بوسم
لبت بوسم كه بو داره‏                                     كه با گل گفتگو داره‏
لالا، لالا، گل زردم‏                                          نبینم داغ فرزندم‏
خداوندا تو ستّاری‏                                         همه خوابند تو بیداری‏
به‏حق خواب و بیداری‏                                    عزیزم را نگهداری(1)




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

jorj

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



چه حکایت جالبیست :کلمه ی زندگی با زن آغاز میشود و مردن با مرد

خارج شده است
10 مهر 1389,ساعت 19:19:11
پاسخ #10 در:
غزل فروش
مهمان
تشكر
-اهدا شده:
-دريافت شده:

پاسخ : ♥♥ لالایی ها ♥♥


لالا لالا گل پونه
بابا حالش پريشونه

نگاش هر روز غم داره
بابا تا صب بيداره

داداش رفته سر كارش
اونم كوتاهه ديوارش

برامون كم نميذاره
برامون كم نمياره

داره بارون مياد بيرون
هوا سرده توی ايوون

حياط خونه دلگيره
پرنده داره می ميره

نگاهت رو ببند آروم
بخواب پروانه ی معصوم

لالا، لالا، حواست کو؟
هوا سرده لباست کو؟

بپوشون روی ماهت رو
ببند آروم نگاهت رو

بخواب رویای خوب من
تموم بچه ها خوابن ...


.............

ساينا جان ميبينم تمووم ارسالاتون توو اين تاپيك توو يه روزه.
[بخشاي ديگه ي تالار كه بهم ريخته رو باش كاري ندارم] اما بچه ها لطفا توو اين تاپيك دقت كنيد
كه گذاشتن روزي بيش از 2 مطلب نميتونه زيبا باشه.
و صرف سرچ كردن مطلبي توو گوگل و گذاشتنش توو اين تاپيكا كار جالبي نيس
و زيبا به نظر نمياد.مطالب طولاني كه با يه سرچ ساده نشسته توو اين تاپيك.
لطفا دقت كنين.مرسي.
غزل




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

ليلا جون, jorj

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
08 آذر 1389,ساعت 14:38:49
پاسخ #11 در:
رضا
تشكر
-اهدا شده: 899
-دريافت شده: 891


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 105
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 658
مواظب گلهای زندگیتون باشید
پاسخ : ♥♥ لالایی ها ♥♥
لالا   لالا گل زیره

بچم آروم نمیگیره

الا لالا گل گشنیز

باباش رفته دلش خش نیست






بیا تا قدر یکدیگر بدانیم          شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .         که تا نا گه زیکدیگر نمانیم


خارج شده است
صفحه: [1]   بالا
GoogleTagged: google

 
پرش به :  

تاپيک هاي مشابه
عنوان نويسنده پاسخ ها مشاهده آخرين ارسال
غلط های املایی ادبـــی - مــذهــبــی « 1 2 ... 6 7 » آنارايا 101 10375 آخرين ارسال 22 مرداد 1390,ساعت 19:12:03
توسط khalo.1367
آشنایی با cpu پردازنده ASHIL 0 671 آخرين ارسال 01 آبان 1388,ساعت 04:02:46
توسط ASHIL
میخوام پرینتر بخرم، راهنمایی میخوام پرینتر ، اسکنر ، پلاتر و کپی آفتاب 3 469 آخرين ارسال 10 خرداد 1389,ساعت 02:39:50
توسط آنارايا
عکسهایی از بهترین گلزن جهان آقای علی دایی گـــالـــري عــكـــس mesterbeen1 4 358 آخرين ارسال 11 خرداد 1389,ساعت 13:39:24
توسط عاشق
@@@ گالری عکس های خبری @@@ گـــالـــري عــكـــس « 1 2 3 4 5 » شالیزه 61 2273 آخرين ارسال 24 بهمن 1390,ساعت 12:42:28
توسط meysam
Powered by MySQL Powered by PHP Powered by SMF 1.1.16 | SMF © 2006-2011, Simple Machines
هاست تالار گفتمان ساده دل توسط ایران مدرن پشتیبانی می شود. | Sitemap
Valid XHTML 1.0! Valid CSS!


Google اين صفحه را ديده است 23 ارديبهشت 1391,ساعت 03:05:29



آخرین ارسالها
آخرین ارسالها