شما یادتون نمیاد - * - 04 خرداد 1391,ساعت 15:57:06

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_



جدیدترین پست ها
موضوع : _-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_
متن :  من با اندرس موافقم  خانوم ها يعني دور از جماعتند ... و نميتونن با كساني ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shadi.shadi        تاریخ : امروز، ساعت 14:58:25
موضوع : آرزوهایی که هرگز برآورده نشدند....
متن : من همش عاشق دوچرخه بودم و هستم؛وقتی بچه بودم یه سه چرخه زرد داشتم؛بعدش...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 10:29:33
موضوع : شما دوست دارید به اونی که عاشقشید چی هدیه بدید؟
متن : خُ خیلی سخته چیزی رو هدیه دادن؛ولی بهترین چیز اینه که در کنار این که خص...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 10:22:02
موضوع : گمشده من ، گمشده تو
متن : من..!هوم؛خُ من؛من یسری چیزا رو گم کردم؛حالا پیداشون میکنم یا نع خدا دان...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 10:12:13
موضوع : حرف دل
متن : نوشته: مرتضی محمدی در امروز، ساعت 09:49:04 دوستان ساده دل این شاید آخرین مط...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 10:04:38
موضوع : بیا از رویات بگو...شاید منم رویامو پیدا کنم...
متن : رویــــــــــــا هایــــــــــ  تــو...رویاهای تو بخش مهمی از زندگی ت...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 09:48:53
موضوع : چرا کمک میکنی چون...
متن : کمک می کنم چون من هم یک روزی یک جایی محتاج کمک میشم ...کمک می کنم تا روزی ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 02:48:32
موضوع : ليلة الرغائب (شب آرزوها)
متن : امشب بزرگی‌ات می‌شود آرزوهایتلیله‌الرغائب است، مراقب آرزوهایت باشف...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 23:15:28
موضوع : ♥♥کــــودکــــانــــــــه♥♥
متن : شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .این پسر خالمه؛پارسال ک...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : ديروز، ساعت 18:46:06
موضوع : متن اهنگ مورد علاقه ات رو بنويس
متن : بن بستبه من چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشههنوزم بیـن ما شاید یه حـس تـا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 18:31:30
موضوع : شعرهای بلند و کوتاه (4)
متن : دیرگاهیست که تنها شده امقصه غربت صحرا شده اموسعت درد فقط سهم من استباز ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 16:55:27
موضوع : ناامیدی تنها یک گناه است؟
متن : امید در کنار نا امیدی رنگ میگیره ؛ مثلا باید به یک جریانی کاملا و با دل ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 15:29:35
موضوع : •فروغ _ زنی تنها در آستانه فصلی سرد!•
متن : ناگفته هايي از فروغ  در حوزۀ سينماـ پيوندفيلم(يك آتش)كه در سال ۱۳۴۱ در ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : ديروز، ساعت 15:16:37
موضوع : پاسخ : شعر هاي خنده دار
متن : ياهوهي گفتند: پدرومادرها!مراقب باشيداينترنت چيز بدي استماهواره خطر دا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : ديروز، ساعت 14:56:49
موضوع : **اشتباهات داوري در فوتبال**
متن : پیش مییاد؛به دل نگیرین؛‏)‏
در ورزشی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 12:50:12

صفحه: [1] 2   بالا
موضوع: شما یادتون نمیاد  (دفعات بازدید: 864 بار) ابزارهاي تاپيك جستجو
0 كاربران و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
12 شهريور 1389,ساعت 23:56:51
در:
سارینا
مدیر یار
تشكر
-اهدا شده: 854
-دريافت شده: 903


*
محبوبيت : 285
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1211
♥من و یه دنیــــ♥ـــا حرف نگفته♥
WWW
شما یادتون نمیاد
سلام حالتون خوبه؟؟؟

اینا مطالب جالبیه هیفم اومد نخونیدش

شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .



شما یادتون نمیاد، اون موقعها مچ دستمون رو گاز می گرفتیم، بعد با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت می کشیدیم .. مامانمون هم واسه دلخوشیمون ازمون می پرسید ساعت چنده، ذوق مرگ می شدیم
شما یادتون نمیاد، وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم
شما یادتون نمیاد، یک مدت مد شده بود دخترا از اون چکمه لاستیکی صورتیا می پوشیدن که دورش پشمالوهای سفید داره !
شما یادتون نمیاد، تیتراژ شروع برنامه کودک: اون بچه هه که دستشو میذاشت پشتش و ناراحت بود و هی راه میرفت، یه دفعه پرده کنار میرفت و مینوشت برنامه کودک و نوجوان با آهنگ وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وگ وگ، وگ…
شما یادتون نمیاد که کانال های تلویزیون دو تا بیشتر نبود، کانال یک و کانال دو
شما یادتون نمیاد، دوست داشتیم مبصر صف بشیم تا پای بچه ها رو سر صف جفت کنیم…

شما یادتون نمیاد، عیدا میرفتیم خرید عید، میگفتن کدوم کفشو میخوای چه ذوقی میکردیم که قراره کفشمونو انتخاب کنیم))) کفش تق تقی هم فقط واسه عیدا بود
شما یادتون نمیاد: خانوم اجازهههههههه سعیدی جیش کرددددددد
شما یادتون نمیاد، مقنعه چونه دار میکردن سر کوچولومون که هی کلمون بِخاره، بعد پشتشم کش داشت که چونش نچرخه بیاد رو گوشمون ))
شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم وقتی میبردنمون پارک، میرفتیم مثل مظلوما می چسبیدیم به میله ی کنار تاب، همچین ملتمسانه به اونیکه سوار تاب بود نگاه میکردیم، که دلش بسوزه پیاده شه ما سوار شیم، بعدش که نوبت خودمون میشد، دیگه عمرا پیاده می شدیم
شما یادتون نمیاد، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی، بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد.
شما یادتون نمیاد، وقتی مشق مینوشتیم پاک کن رو تو دستمون نگه میداشتیم، بعد عرق میکرد، بعد که میخواستیم پاک کنیم چرب و سیاه میشد و جاش میموند، دیگه هر کار میکردیم نمیرفت، آخر سر مجبور میشدیم سر پاک کن آب دهن بمالیم، بعد تا میخواستیم خوشحال بشیم که تمیز شد، میدیدیم دفترمون رو سوراخ کرده
شما یادتون نمیاد: از جلو نظااااااااااااااااام …
شما یادتون نمیاد، اون قدیما هر روزی که ورزش داشتیم با لباس ورزشی می رفتیم مدرسه… احساس پادشاهی می کردیم که ما امروز ورزش داریم، دلتون بسوزه



شما یادتون نمیاد، سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم
شما یادتون نمیاد: آن مان نماران، تو تو اسکاچی، آنی مانی کَ. لا. چی
شما یادتون نمیاد، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم. بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن
شما یادتون نمیاد، صفحه چپ دفتر مشق رو بیشتر دوست داشتیم، به خاطر اینکه برگه های سمت راست پشتشون نوشته شده بود، ولی سمت چپی ها نو بود
شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست، اونا یه درس از ما عقب تر باشن
شما یادتون نمیاد، برای درس علوم لوبیا لای دستمال سبز میکردیم و میبردیم سر کلاس پز میدادیم
شما یادتون نمیاد، با آب قند اشباع شده و یک نخ، نبات درست میکردیم میبردیم مدرسه
شما یادتون نمیاد، تو راه مدرسه اگه یه قوطی پیدا میکردیم تا خود مدرسه شوتش میکردیم
شما یادتون نمیاد: دفتر پرورشی با اون نقاشی ها و تزئینات خز و خیل :دی



شما یادتون نمیاد، یه زمانی به دوستمون که میرسیدیم دستمون رو دراز میکردیم که مثلا میخوایم دست بدیم، بعد اون واقعا دستش رو دراز میکرد که دست بده، بعد ما یهو بصورت ضربتی دستمون رو پس میکشیدیم و میگفتیم: یه بچه ی این قدی ندیدی؟؟ (قد بچه رو با دست نشون میدادیم) و بعد کرکر میخندیدیم که کنفش کردیم
شما یادتون نمیاد تو دبستان وقتی مشقامونو ننوشته بودیم معلم که میومد بالا سرمون الکی تو کیفمونو می گشتیم میگفتیم خانوم دفترمونو جا گذاشتیم!!
شما یادتون نمیاد افسانه توشی شان رو!!
شما یادتون نمیاد: چی شده ای باغ امید، کارت به اینجا کشید؟؟ دیدم اجاق خاموشه، کتری چایی روشه، تا کبریتو کشیدم، دیگه هیچی ندیدم
شما یادتون نمیاد: شد جمهوری اسلامی به پا، که هم دین دهد هم دنیا به ما، از انقلاب ایران دگر، کاخ ستم گشته زیر و زبر…!!
شما یادتون نمیاد، برگه های امتحانی بزرگی که سر برگشون آبی رنگ بود و بالای صفحه یه “برگه امتحان” گنده نوشته بودن
شما یادتون نمیاد: زندگی منشوری است در حرکت دوار ، منشوری که پرتو پرشکوه خلقت با رنگهای بدیع و دلفریبش آنرا دوست داشتنی، خیال انگیز و پرشور ساخته است. این مجموعه دریچه ایست به سوی….. دیری دیری ریییییینگ : داااااستانِ زندگی ی ی ی -تیتراژ سریال هانیکو
شما یادتون نمیاد: یک تکه ابر بودیم، بر سینه ی آسمان، یک ابر خسته ی سرد، یک ابر پر ز باران
شما یادتون نمیاد، چیپس استقلال رو از همونایی که تو یه نایلون شفاف دراز بود و بالاش هم یه مقوا منگنه شده بود، چقدرم شور بود ولی خیلی حال میداد
شما یادتون نمیاد، با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه
شما یادتون نمیاد، هر روز صبح که پا میشدیم بریم مدرسه ساعت ۶:۴۰ تا ۷ صبح، رادیو برنامه “بچه های انقلاب” رو پخش میکرد و ما همزمان باهاش صبحانه میخوردیم



شما یادتون نمیاد: به نام الله پاسدار حرمت خون شهدا، شهدایی که با خون خود درخت اسلام را آبیاری کردند. این مقدمه همه انشاهامون بود
شما یادتون نمیاد، توی خاله بازی یه نوع کیک درست میکردیم به اینصورت که بیسکوییت رو توی کاسه خورد میکردیم و روش آب میریختیم، اییییی الان فکرشو میکنم خیلی مزخرف بود چه جوری میخوردیم ما )))
شما یادتون نمیاد: انگشتر فیروزه، خدا کنه بسوزه !
شما یادتون نمیاد، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم، رو در مینوشتن: آمدیم منزل، تشریف نداشتید!!
شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم به آهنگها و شعرها گوش میدادیم و بعضی ها رو اشتباهی میشنیدیم و نمی فهمیدیم منظورش چیه، بعد همونطوری غلط غولوط حفظ میکردیم
شما یادتون نمیاد، خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی
شما یادتون نمیاد: دختره اینجا نشسته گریه می کنه زاری میکنه از برای من یکی رو بزن!! یه نفر هم مینشست اون وسط توی دایره، الکی صدای گریه کردن درمیآورد
شما یادتون نمیاد، با مدادتراش و آب پوست پرتقال، تارعنکبوت درست می کردیم
شما یادتون نمیاد، تابستونا که هوا خیلی گرم بود، ظهرا میرفتیم با گوله های آسفالت تو خیابون بازی میکردیم!! بعضی وقتا هم اونها رو میکندیم میچسبوندیم رو زنگ خونه ها و فرار میکردیم
شما یادتون نمیاد، وقتی دبستانی بودیم قلکهای پلاستیکی سبز بدرنگ یا نارنجی به شکل تانک یا نارنجک بهمون می دادند تا پر از پولهای خرد دو زاری پنج زاری و یک تومنی دوتومنی بکنیم که برای کمک به رزمندگان جبهه ها بفرستند
شما یادتون نمیاد، همسایه ها تو حیاط جمع می شدن رب گوجه می پختن. بوی گوجه فرنگی پخته شده اشتهابرانگیز بود، اما وقتی می چشیدیم خوشمون نمیومد، مزه گوجه گندیده میداد
شما یادتون نمیاد، تو کلاس وقتی درس تموم میشد و وقت اضافه میآوردیم، تا زنگ بخوره این بازی رو میکردیم که یکی از کلاس میرفت بیرون، بعد بچه های تو کلاس یک چیزی رو انتخاب میکردند، اونکه وارد میشد، هرچقدر که به اون چیز نزدیک تر میشد، محکمتر رو میز میکوبیدیم
شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم :دی
شما یادتون نمیاد، خانم خامنه ای (مجری برنامه کودک شبکه یک رو) با اون صورت صاف و صدای شمرده شمرده ش
شما یادتون نمیاد: سه بار پشت سر هم بگو: گاز دوغ دار، دوغ گازدار!! یا چایی داغه، دایی چاقه
شما یادتون نمیاد، صفحه های خوشنویسی تو کتاب فارسی سال سوم رو



شما یادتون نمیاد، قبل از برنامه کودک که ساعت پنج بعدازظهر شروع میشد، اول بیست دقیقه عکس یک گل رز بود با آهنگ باخ،،، بعد اسامی گمشدگان بود با عکساشون.. که وحشتی توی دلمون مینداخت که این بچها چه بلایی سرشون اومده؟؟ آخر برنامه هم نقاشیهای فرستاده شده بود که همّش رنگپریده بود و معلوم نبود چی کشیدند.
تازه نقاشیها رو یک نفر با دست میگرفت جلوی دوربین، دستش هم هی میلرزید!!
آخرش هم: تهران ولیعصر خیابان جام جم ساختمان تولید طبقه دوم، گروه کودک و نوجوان
شما یادتون نمیاد، یه برنامه بود به اسم بچه هااااا مواظبببببب باشییییییددددد (مثلا صداش قرار بود طنین وحشتناکی داشته باشه! بعد همیشه یه بلاهایی که سر بچه ها اومده بود رو نشون میداد، من هنوز وحشت چرخ گوشت تو دلمه. یه گوله ی آتیش کارتونی هم بود که هی این طرف اون طرف میپرید و میگفت:
آتیش آتیشم، آتیش آتیشم، اینجا رو آتیششش میزنم، اونجا رو آتیششش میزنم، همه جا رو آتیششش میزنم
شما یادتون نمیاد، قرآن خوندن و شعار هفته (ته کتاب قرآن) سر صف نوبتی بود برای هر کلاس، بعد هر کس میومد سر صف مثلا میخواست با صوت بخونه میگفت: بییییسمیلّـــَهی یُررررحمـــَنی یُرررررحییییییم
شما یادتون نمیاد، اون موقعی که شلوار مکانیک مد شده بود و همه پسرا میپوشیدن
شما یادتون نمیاد: بااااااا اجازه ی صابخونه (سر اکبر عبدی از دیوار میومد بالا)
شما یادتون نمیاد: تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم
همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست، بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه
شما یادتون نمیاد، یکی از بازی محبوب بچگیمون کارت جمع کردن بود، با عکس و اسم و مشخصات ماشین یا موتور یا فوتبالیستها، یا ضرب المثل یا چیستان …
شما یادتون نمیاد، قدیما تلویزیون که کنترل نداشت، یکی مجبور بود پایین تلویزیون بخوابه با پاش کانالها رو عوض کنه
شما یادتون نمیاد: گل گل گل اومد کدوم گل؟ همون که رنگارنگاره برای شاپرکها یه خونه قشنگه. کدوم کدوم شاپرک؟؟ همون که روی بالش خالهای سرخ و زرده، با بالهای قشنگش میره و برمیگرده، میره و برمیگرده.. شاپرک خسته میشه… بالهاشو زود میبنده… روی گلها میشینه… شعر میخونه، میخنده
شما یادتون نمیاد، اون مسلسل های پلاستیکی سیاه رو که وقتی ماشه اش رو میکشیدی ترررررررررررررترررررررررر ررر صدا میداد
شما یادتون نمیاد، خط فاصله هایی که بین کلمه هامون میذاشتیم یا با مداد قرمز بود یا وقتی خیلی میخواستیم خاص باشه ستاره می کشیدیم :دی
شما یادتون نمیاد: من کارم، مــــــــــَن کارم. بازو و نیرو دارم، هر چیزی رو میسازم، از تنبلی بیزارم، از تنبلی بیزارم. بعد اون یکی میگفت: اسم من، اندیشه ه ه ه ه ه، به کار میگم همیشه، بی کار و بی اندیشه، چیزی درست نمیشه، چیزی درست نمیشه
شما یادتون نمیاد: علامتی که هم اکنون میشنوید اعلام وضعیت قرمز است… قیییییییییییییییییییییییی یییییییییژژژژژژژ. و بعد بدو بدو رفتن تو سنگر، کیسه های شن پشت پنجره های شیشه ای، چسبهایی که به شیشه ها زده بودیم، صدای موشکباران، قطع شدن برق، و تاریکی مطلق، و بعد حتی اگه یک نفر یک سیگار روشن میکرد از همه طرف صدا بلند میشد: خامووووووش کن!!! خامووووووش کن!!!!

__________________




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

شهره, elena, Aye, شالیزه, دریا, گلوريا, shadi.shadi, 818288, ZAGHI, mesterbeen1, Tanha, farshad2009

براي اين پست, 12 كاربر تشكر كرده اند


« آخرين ويرايش :توسط ساینا »

چه حکایت جالبیست :کلمه ی زندگی با زن آغاز میشود و مردن با مرد

خارج شده است
13 شهريور 1389,ساعت 20:28:03
پاسخ #1 در:
saeed0312
تشكر
-اهدا شده: 59
-دريافت شده: 172


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 51
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 169
سعید_پسر مدرن
پاسخ : شما یادتون نمیاد
هیییی.... یادش بخیر...؟! خنده
عجب دورانی...!!!
یادت هست تو دبستان زنگهای تفریح  تو حیاط مدرسه بازی قلعه میکردیم..؟چقد حال میداد.
یادت میاد با اون دوچرخمون که برامون بزرگ بود برا اینکه نخوریم زمین بهش چرخهای کمکی بسته بودیم خداخدا میکردیم تا مامان بهمون بگه باهاش برو دم مغازه...




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

سارینا, Tanha

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



هر وقت بارون اومد دستتو مشت کن بگیر زیر بارون
  هر چند تا قطره جمع کردی همون قدر منو دوست داری
  هر چند تا که نتونستی جمع کنی همون قدر دوست دارم !!!!!

خارج شده است
14 شهريور 1389,ساعت 09:55:43
پاسخ #2 در:
Aye
تشكر
-اهدا شده: 76
-دريافت شده: 177


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 40
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 174
خدایا این ضربه هایی که دارم میخورم چند امتیازیه؟
WWW
پاسخ : شما یادتون نمیاد
آخی
انگشتر فیروزه خدا کنه بسوزه
یادش بخـــــیر




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

سارینا, ZAGHI

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



*در تو هزار مزرعه خشخاشِ تازه است
* آدم به چشـــــــــم های تو معــتاد می شــود...

.
.
.
نقاش نیستم...
اما روزهای بی تو بودن را درد می کشم!

خارج شده است
14 شهريور 1389,ساعت 11:23:14
پاسخ #3 در:
sadegh123
تشكر
-اهدا شده: 3
-دريافت شده: 52

تازه وارد
*
محبوبيت : 30
آفلاین آفلاین
تعداد ارسال: 48
پاسخ : شما یادتون نمیاد
یادتان میاد دخترا چقدر وقارداشتند و وفادار بودن و برای خودشان ارزش قائل بودن




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

سارینا

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
03 مهر 1389,ساعت 23:39:24
پاسخ #4 در:
گلوريا
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 1361
-دريافت شده: 1098


*
محبوبيت : 654
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1377
پاسخ : شما یادتون نمیاد
یادتان میاد دخترا چقدر وقارداشتند و وفادار بودن و برای خودشان ارزش قائل بودن

هنوز هم هستند!اون عده معدود هم سعی کردن منعکس کننده رفتار خوده پسرا باشن.
شما یادتون میاد اون موقع مرد بود و حرفش؟مرد بود و غیرتش؟مرد بود و مردانگیش؟
نه.فکر نکنم یادتون بیاد.چون دوره اش خیلی وقته گذشته!




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

elena, leila jon, سارینا, Tanha

براي اين پست, 4 كاربر تشكر كرده اند



ای کسانی که ایمان آورده اید ! شما رو به جدتون قسم به اونایی که ایمان نیاورده اند کاری نداشته باشید

خارج شده است
29 مهر 1389,ساعت 23:26:40
پاسخ #5 در:
shabpare
تشكر
-اهدا شده: 275
-دريافت شده: 434


دیگه راه افتاده
*
محبوبيت : 73
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 477
...
WWW
پاسخ : شما یادتون نمیاد
من یادم میاد پنجم دبستان بودم سوار دوچرخه بابا بزرگم میشدم........
بیچاره مامان بزرگم چه قده حرص خورد......
من چه قده افتادم از سر دوچرخه و هیچی نگفتم به کسی تا از دوچرخه سواری منعم نکنن




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

Tanha, سارینا

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



خوابهایم را
برای رود تعریف میکنم
دریا
از تو موج میزند
"ولی ا... پاشا"

خارج شده است
30 مهر 1389,ساعت 15:17:20
پاسخ #6 در:
a471847
تشكر
-اهدا شده: 48
-دريافت شده: 271


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 72
آنلاین آنلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 309
پاسخ : شما یادتون نمیاد
ایول ساینا جان خیلی قشنگ بود
ولی من همشو یادم میاد یادمه داشتیم فیلم نگاه میکردیم همه با هم وقتی تموم شد داداشم زد شبکه ای دیگه
دید تلوزیون دو تا شبکه شده بعد گفت وای دو تا شبکه شده  |- خنده
خاطرات خیلی قشنگی بودن همه ساده و خاکی
ولی حالا چی همه اسیر ظاهر و تجملات شدیم  L=




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

سارینا, meysam, Tanha

براي اين پست, 3 كاربر تشكر كرده اند



جام دل شکسته اگر گفتم به اهل نظر
بشکنی دوباره دگر وای بر تو
گر ز راه بی خبری یاد من زدل ببری
بگذری ز چشم تری وای بر تو
ای امید زندگیم زنده ام به خاطر تو
عشق من صداقت من نشد اگر که باور تو
وای بر من

خارج شده است
21 آذر 1389,ساعت 10:47:12
پاسخ #7 در:
دریا
تشكر
-اهدا شده: 214
-دريافت شده: 418


دیگه راه افتاده
*
محبوبيت : 176
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 358
پاسخ : شما یادتون نمیاد
شما یادتون نمیاد، کاغذ باطله و نون خشکه میدادیم به نمکی ، نمک بهمون میداد بعدش هم نمک ید دار اومد که پیشرفت کرده بود نمک ید دار میداد، تابستونها هم دمپایی پاره میگرفت جوجه های رنگی میداد.

شما یادتون نمیاد، آخر همه فیلم ویدئو‌ها شو ضبط میکردن.

شما یادتون نمی یاد، بچه که بودیم می خواستیم بریم حموم باید 1 ساعت قبل بخاری تو حموم روشن میکردیم.

شما یادتون نمیاد، کیک می خریدیم پونزه زار. کاغذ زیرش رو هم می جویدم!

شما یادتون نمیاد آسیاب بشین میشینم، آسیاب پاشو پامیشم، آسیاب بچرخ میچرخم، آسیاب پاشو،پا نمیشم؛ جوون ننه جون، پا نمیشم؛… جوونه قفل چمدون،پامیشم..آسیاب تند ترش کن، تندتر تندترش کن!

شما یادتون نمیاد موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میزاشتیم رو میز که تقلب نکنیم.

شما یادتون نمیاد؛ جمعه شبا سریال جنگجویان کوهستان رو، فرداش همه تو مدرسه جوگیر بودیم


شما یادتون نمیاد ، پیک نوروزی که شب عید میدادن دستمون حالمونو تا روز آخر عید میگرفتن

شما یادتون نمیاد، اون قایق ها رو که توش نفت میریختیم و با یه تیکه پنبه براش فتیله درست میکردیم و بعد روشنش میکردیم و میگذاشتیمش تو حوض. بعدش هم پت پت صدا میکرد و حرکت میکرد و ما هم کلی خر کیف میشدیم..!!!

شما یادتون نمیاد اونجا که الان برج میلاد ساختن، جمعه ها موتورهای کراس میومدن تمرین و نمایش. عشقمون این بود که بریم اونا رو ببینیم. راستی چی شدن اینا؟









مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

meysam, Tanha, رضا, saeed0312

براي اين پست, 4 كاربر تشكر كرده اند



از تمام بودنی ها تو یکی از آن من باش، که به غیر با تو بودن دلم آرزو ندارد[/b]

خارج شده است
21 آذر 1389,ساعت 10:53:20
پاسخ #8 در:
دریا
تشكر
-اهدا شده: 214
-دريافت شده: 418


دیگه راه افتاده
*
محبوبيت : 176
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 358
پاسخ : شما یادتون نمیاد

شما یادتون نمیاد سریال آیینه ، دو قسمتی بود اول زن و شوهر ها بد بودند و خیلی دعوا میکردند بعد قسمت دوم : زندگی شیرین می شود بود و همه قربون صدقه هم می رفتند. یه قسمتی بود که زن و شوهر ازدواج کرده بودند همه براشون ساعت دیواری اورده بودند. بعد قسمت زندگی شیرین میشود جواد خدایاری و مهین شهابی برای زوج جوان چایی و قند و شک…ر بردند همه از حسن سلیقه این دو نفر انگشت به دهان موندند و ما باید نتیجه میگرفتیم که چایی بهترین هدیه عروسی می تونه باشه.

شما یادتون نمیاد، این چیه این چی چیه؟ کفش نهرین بچه ها, شما هم میخواین؟ بـــــله

شما یادتون نمیاد: ستاره آی ستاره پولک ابر پاره، به من بگو وقتی که خواب نبودی بابامو تو ندیدی؟
دیدمش از اونجا رفت اون بالا بالاها رفت بالا پیش خدا رفت
خدا که مهربونه پیش بابام میمونه
گریه نمیکنم من که شاد نباشه دشمن



شما یادتون نمیاد چرخ فلکی که چرخو فلکش رو میاورد 4 تا جا بیشتر نداشت و با دست میچرخوندش.
 
شما یادتون نمیاد، همیشه کفش پاشنه بلندای مامانمونو می پوشیدیم و احساس بزرگی بهمون دست میداد.


شما یادتون نمیاد چکمه پلاستیکی که مامانا از کفش ملی میخریدند پامون میکردند

شما یادتون نمیاد… فیلم ویدئو که یواشکی زیرپیرهنمون قایم می کردیم؛بعدم می گفتیم کیفیتش آینه س

شما یادتون نمیاد اون سریالی که مرد دوچرخه سوار میگفت دریا موجه کاکا دریا موجه (دریا با کسره د

شما یادتون نمیاد…جنازه از ویدئو راحت تر جا به جا می شد

شما یادتون نمیاد شیشه های همه خونه ها چسب ضربدری داشت.

شما یادتون نمیاد…تا پلیس میدیدم صدای ضبط ماشین رو کم میکردیم

شما یادتون نمیاد که چه حالی ازت گرفته می شد وقتی تعطیلات عید تموم داشت تموم می شد و یادت می آمد پیک نوروزیت را با اون همه تکالیفی که معلمت بهت داده رو هنوز انجام ندادی واقعا که هنوزم وقتی یادم می یاد گریم می گیره

شما یادتون نمیاد، چقدر زجر آور بود شنیدن آهنگ مدرسه ها وا شده اونم صبح اول مهر.

شما یادتون نمیاد به زور می بردنموم نماز،ما هم برای اینکه نریم می رفتیم تو دستشویی ها قایم می شدیم!

شما یادتون نمیاد، توی سریال در پناه تو وقتی بابای مریم سیلی آبداری زد به رامین چقدر خوشحال شدیم!





مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

meysam, رضا, Tanha, sa8622

براي اين پست, 4 كاربر تشكر كرده اند



از تمام بودنی ها تو یکی از آن من باش، که به غیر با تو بودن دلم آرزو ندارد[/b]

خارج شده است
21 آذر 1389,ساعت 11:29:23
پاسخ #9 در:
نفس
تشكر
-اهدا شده: 66
-دريافت شده: 108


تازه اول راهه
*
محبوبيت : 30
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 102
پاسخ : شما یادتون نمیاد
بچه ها واقعا دستون درد نکنه که ماهارو یاد بچه گیهامون انداختید

از همه شما عزیزان ساده دل ممنونم  Kiss Kiss Kiss Kiss Kiss Kiss Kiss Embarrassed Embarrassed Embarrassed Embarrassed Embarrassed Embarrassed Kiss






یاد از ان روزي که بودي زهره ياره من
دور از چشم رقيبان در کنار من
حال بيا خاليست جايت اي نگار من
در سان پاره من اخر کجايي زهره

ياد داري زهره ان روزي که در صحرا
دست اندر دست هم گردش کنان تنها
راه ميرفتيم و در بين شقايق ها
بود عالم ما را لطف و صفايي زهره
....................................
........

خارج شده است
21 آذر 1389,ساعت 11:54:13
پاسخ #10 در:
رضا
تشكر
-اهدا شده: 899
-دريافت شده: 891


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 105
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 658
مواظب گلهای زندگیتون باشید
پاسخ : شما یادتون نمیاد
دریا خانم

ماشاءالله مگه تو چند سال داری که اینهمه چیز یادت میاد؟

ولی من یادم میاد که اگه یه موقعی دو تا ماشین تصادف جزئی میکردن و صاحباشون میو مدند پایین و میدیدند زیاد چیزی نشده میگفتند: چیزی نیست بابا

صلوات بفرستید بره ، خدا را شکر خودتون سالمید

اما حال حتما به اندک برخوردی باید مامور بیاد و بقیه ماجرا.....






بیا تا قدر یکدیگر بدانیم          شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .         که تا نا گه زیکدیگر نمانیم


خارج شده است
21 آذر 1389,ساعت 12:13:10
پاسخ #11 در:
Tanha
تشكر
-اهدا شده: 88
-دريافت شده: 34


تازه وارد
*
محبوبيت : 10
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 26
پاسخ : شما یادتون نمیاد
مرسی چه حس های لطیفی دارید همتون
 خیلی قشنگ بودن ولی من جدی بعضیاشون اصلا یادم نیست




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

رضا

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



چه آسان میتوان ازیادهارفت!!!

خارج شده است
21 آذر 1389,ساعت 12:58:51
پاسخ #12 در:
Tanha
تشكر
-اهدا شده: 88
-دريافت شده: 34


تازه وارد
*
محبوبيت : 10
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 26
پاسخ : شما یادتون نمیاد
خیلی قشنگ بود واقعا جالب بود من دوباره ام که خوندمشون کلی ذوق کردم و کلی خندیدم و به همشون فکر کردم
دیدم واقعا همین کارارو انجام میدادیم من و بردید تو اوج بچگی دریا جون ساینا جون با گفتن شما دوباره همه چیز یادم
اومد خیلی خیلی خیلی قشنگ بودن اسیاب بشین میشینم  |- خنده زيادعاشقشونم بچه ها عاشق همشونممممممممم






چه آسان میتوان ازیادهارفت!!!

خارج شده است
21 آذر 1389,ساعت 13:10:34
پاسخ #13 در:
a471847
تشكر
-اهدا شده: 48
-دريافت شده: 271


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 72
آنلاین آنلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 309
پاسخ : شما یادتون نمیاد
منم برد تو اوج کودکی عاشق این بازی و بقیه بازیا ی دیگه بودم من اینقدر دوچرخه سواری رو دوست داشتم
همیشه تو کوچه در حال دوچرخه و سواری و بازی با بچه ها بودم همیشه شب به زور با دعوا میاوردنم خونه یاد اون روزا
به خیر ولی حیف صد حیف که الان دیگه خبری ازشون نیست همش میگیم وای این دیگه جواد شده دمده شده






جام دل شکسته اگر گفتم به اهل نظر
بشکنی دوباره دگر وای بر تو
گر ز راه بی خبری یاد من زدل ببری
بگذری ز چشم تری وای بر تو
ای امید زندگیم زنده ام به خاطر تو
عشق من صداقت من نشد اگر که باور تو
وای بر من

خارج شده است
21 آذر 1389,ساعت 13:17:16
پاسخ #14 در:
رضا
تشكر
-اهدا شده: 899
-دريافت شده: 891


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 105
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 658
مواظب گلهای زندگیتون باشید
پاسخ : شما یادتون نمیاد
شما ها یادتون نمیاد

اونروزا ماتو کلاس ،بجای صندلی نیمکت و میز بود که هرکدوم 4 نفر یا 3 نفر روی اون مینشتیم و میزاش دارای جا میزی بود که با یه تخته از هم سوا میشد

با بچه ها کلی سر این جا میزیها کل کل میکردیم و چقدر چیزامون داخل این جا میزیها گم میشد

وای چه روزگاری بود

کلاس اول دبستان خانم سامعی

دوم اقای کلانتری

سوم خانم غیرتمند

چهارم آقای آل داوود

پنجم آقای کریمی و....






بیا تا قدر یکدیگر بدانیم          شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .         که تا نا گه زیکدیگر نمانیم


خارج شده است
صفحه: [1] 2   بالا
GoogleTagged:

 
پرش به :  

Powered by MySQL Powered by PHP Powered by SMF 1.1.16 | SMF © 2006-2011, Simple Machines
هاست تالار گفتمان ساده دل توسط ایران مدرن پشتیبانی می شود. | Sitemap
Valid XHTML 1.0! Valid CSS!


Google اين صفحه را ديده است 01 خرداد 1391,ساعت 02:39:02



آخرین ارسالها
آخرین ارسالها