وجدان - * - 04 خرداد 1391,ساعت 19:09:40

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_



جدیدترین پست ها
موضوع : _-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_
متن :  من با اندرس موافقم  خانوم ها يعني دور از جماعتند ... و نميتونن با كساني ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shadi.shadi        تاریخ : امروز، ساعت 14:58:25
موضوع : آرزوهایی که هرگز برآورده نشدند....
متن : من همش عاشق دوچرخه بودم و هستم؛وقتی بچه بودم یه سه چرخه زرد داشتم؛بعدش...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 10:29:33
موضوع : شما دوست دارید به اونی که عاشقشید چی هدیه بدید؟
متن : خُ خیلی سخته چیزی رو هدیه دادن؛ولی بهترین چیز اینه که در کنار این که خص...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 10:22:02
موضوع : گمشده من ، گمشده تو
متن : من..!هوم؛خُ من؛من یسری چیزا رو گم کردم؛حالا پیداشون میکنم یا نع خدا دان...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 10:12:13
موضوع : حرف دل
متن : نوشته: مرتضی محمدی در امروز، ساعت 09:49:04 دوستان ساده دل این شاید آخرین مط...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 10:04:38
موضوع : بیا از رویات بگو...شاید منم رویامو پیدا کنم...
متن : رویــــــــــــا هایــــــــــ  تــو...رویاهای تو بخش مهمی از زندگی ت...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 09:48:53
موضوع : چرا کمک میکنی چون...
متن : کمک می کنم چون من هم یک روزی یک جایی محتاج کمک میشم ...کمک می کنم تا روزی ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 02:48:32
موضوع : ليلة الرغائب (شب آرزوها)
متن : امشب بزرگی‌ات می‌شود آرزوهایتلیله‌الرغائب است، مراقب آرزوهایت باشف...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 23:15:28
موضوع : ♥♥کــــودکــــانــــــــه♥♥
متن : شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .این پسر خالمه؛پارسال ک...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : ديروز، ساعت 18:46:06
موضوع : متن اهنگ مورد علاقه ات رو بنويس
متن : بن بستبه من چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشههنوزم بیـن ما شاید یه حـس تـا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 18:31:30
موضوع : شعرهای بلند و کوتاه (4)
متن : دیرگاهیست که تنها شده امقصه غربت صحرا شده اموسعت درد فقط سهم من استباز ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 16:55:27
موضوع : ناامیدی تنها یک گناه است؟
متن : امید در کنار نا امیدی رنگ میگیره ؛ مثلا باید به یک جریانی کاملا و با دل ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 15:29:35
موضوع : •فروغ _ زنی تنها در آستانه فصلی سرد!•
متن : ناگفته هايي از فروغ  در حوزۀ سينماـ پيوندفيلم(يك آتش)كه در سال ۱۳۴۱ در ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : ديروز، ساعت 15:16:37
موضوع : پاسخ : شعر هاي خنده دار
متن : ياهوهي گفتند: پدرومادرها!مراقب باشيداينترنت چيز بدي استماهواره خطر دا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : ديروز، ساعت 14:56:49
موضوع : **اشتباهات داوري در فوتبال**
متن : پیش مییاد؛به دل نگیرین؛‏)‏
در ورزشی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 12:50:12

صفحه: [1] 2   بالا
موضوع: وجدان  (دفعات بازدید: 887 بار) ابزارهاي تاپيك جستجو
0 كاربران و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
02 آبان 1389,ساعت 02:15:06
در:
موسوی
سرپرست سایت
تشكر
-اهدا شده: 3496
-دريافت شده: 791


*
محبوبيت : 510
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 613
وجدان
سلام
بی مقدمه مطالب زیر رو گذاشتم تا دوستان با نظراتشون ما رو روشن و آگاه کنن .
(00:41:14) موسوی: وجدان به چی میگن؟
 (00:42:54) موسوی: فرهنگی هست یا جزئی از جسم ما و یا ...
 (00:44:57) موسوی: یا رو از یکی طلب داره بهش میگه یه کم وجدان داشته باش این پول مارو بده ... یعنی چی؟
(00:46:41) موسوی: یا میگن با وجدان بیدار حرکت کنید ،قضاوت کنید
 (00:47:51) khafan007: وجدان مثل صادق بودن
(00:48:12) موسوی: این وجدان چیه که تو هر موضوعی رد پاش باید باشه
(00:48:44) موسوی: آیا به منطق میشه وجدان گفت
(00:49:49) khafan007: در نهاد هر انسان نيروئى وجود دارد كه دانشمندان جديد به آن‏«وجدان اخلاقى‏» نام نهاده‏اند.
(00:50:18) khafan007: اين نيرو به انسانها تكليف، الهام مى‏كند يعنى از درون به انسانها فرمان مى‏دهدكه چنين كارى را مثلا بكن و چنان كار را انجام نده و آن را يكى از معيارهاى‏اخلاقى بودن افعال انسانها دانسته‏اند.
(00:51:10) khafan007: وجدان اخلاقى نيروى باطنى بوده، هيچ انسانى به حسب سرشت و خلقت و آفرينش خالى‏از آن نيست منتها قابل انعطاف بوده، مى‏تواند تحت تاثير محيط سالم و ناسالم وتربيت صحيح و ناصحيح قرار بگيرد و از ساير اميال قوى باطنى و روحى از قبيل شهوت‏وغضب و ساير تمايلات فطرى درونى چه بسا تغييراتى را بپذيرد.
(00:53:17) موسوی: خوب بااین حساب باید وجدان رو در چند مسئله ببینیم
(00:53:51) khafan007: آره   ۱ - ادراكى.  ۲ - ارادى. ۳ - انفعالى.
(00:54:00) موسوی: اخلاق در کلام ،اخلاق در عمل ،اخلاق در تصمیم گیری
(00:55:39) khafan007: جنبه ادراكى وجدان اخلاقى اين است كه اعمال و حتى افكار انسانها را مورد بررسى‏قرار مى‏دهد و مانند يك قاضى بى‏طرف آن را تجزيه و تحليل مى‏كند و حكم به خوبى وبدى در مورد آن صادر مى‏كند.
(00:55:57) موسوی: و اگر ما بتوانیم در سه مسئله افکار و کردار و گفتار این وجدان رو بیدار و تاثیر گزار بنماییم میتوانیم به خود امیدوار باشیم که تقریبا یک فرد سالم هستیم
(00:56:15) khafan007: چنبه ارادى آن، اين است كه همانند يك نفر فرمانده قوى به ما فرمان مى‏دهد كه‏به مقتضاى آن عمل كنيم يعنى اگر عمل خوب است انجام دهيم و اگر بد است ترك‏نمائيم.
(00:56:59) khafan007: اگه بتونیم
(00:57:59) موسوی: من سعی خودم به شخصه در این هست که هر موضوعی رو اول به خدم نسبت بدهم تا ببینم خودم در چه درجه ای قرار دارم
(00:58:49) موسوی: و در صورتی که بخواهیم این معانی را در عمل  خود به صورت صحیح بگنجانیم حرفی برای گفتن داریم
(00:59:56) موسوی: حال سوال اینه که چه قوه ای در انسان میتواند این قاضی را بیدار نگه دارد
(01:00:53) khafan007: عقلانیت
(01:02:29) موسوی: منظور از عقلانیت اینه که با افکاری منطقی میشه وجدان را ساخت ؟
(01:03:37) موسوی: به عبارتی دیگر میشود گفت که عقلانیت خطکش رسم ماست؟
(01:04:34) موسوی: عقلانی بودن یک عمل یعنی چی؟
(01:05:30) موسوی: منطقی بودن یک عمل یعنی چی؟
(01:05:48) khafan007: به نظرت نیست؟
(01:06:17) موسوی: و خلاصه اینکه عمل خوب را باچه خطکشی مورد سنجش قرار میدهند
(01:07:04) موسوی: من با سوال کردن مطالبی رو از دوستان فرا میگیرم و نیتم باز شدن فکر خودم هست
(01:07:49) موسوی: آیا منطق همون انسانیت است؟
(01:08:41) موسوی: انسانیت !همون دستوراتی است که خالق انسان برایش مدون کرده؟
(01:09:34) khafan007: انسلنیت وقتی نداشته باشیم خالق واسمون معنا نداره

 (01:12:26) موسوی: بازم اینجا یکسری میگن اگه خدا رو شکر گزار نباشی خیلی بی وجدانی
(01:13:27) موسوی: نتیجه:
(01:13:56) موسوی: بالا بریم ! پایین بیایم فقط خدا و بس
(01:14:29) موسوی: اگر خدا شناس و مقید به خداو قوانینش باشیم صاحب وجدان میشویم
(01:15:56) khafan007: پس بودایی ها یا آتش پرست ها وجدان ندارن؟
(01:16:12) موسوی: اگر رهنمودهای خدا که یکسری مستقیم و یکسری به واسطه رسولان برای آسایش و درست زندگی کردن ما فرستاده را گوش بدیم و عمل کنیم در واقع با وجدان بودن خود را تضمین میکنیم
(01:18:22) موسوی: باید به قوانین آنها بنگریم که اگر در اعمالشان وجدان را حس کردیم یه جورایی با خدا هستند وگرنه نه
(01:19:38) موسوی: جانداری که به خالقش جفا کنه از نظر من مغز نداره تا عقلانیت داشته باشه و وقتی عقلانیت نداره مسلما وجدان نداره
 (01:21:44) موسوی: در خیلی از رفتارها که بنگریم متوجه این مطلب میشیم که خیلی از انسانها نسبت به وجود خودشون بی وجدانی میکنن
(01:22:17) موسوی: بی وجدانی یعنی بی فکری
(01:23:03) موسوی: کسی که به خودش ضرر میزنه نوعی بی وجدان محسوب میشه
(01:24:02) موسوی: و کسی که !آنچه برای خود میخواهد برای دیگران نخواهد بازم بی وجدان محسوب میشه




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

آنارايا, بهاره1, anders, پديده, farshad2009

براي اين پست, 5 كاربر تشكر كرده اند



شادی پروانه اینست ، که هرچه تقلا کنی نمی توانی آنرا شکار کنی ! باید آرام باشی ، تا روی شانه هایت بنشیند ...
(( شانه هایت پر از پروانه باد ))

خارج شده است
12 آبان 1389,ساعت 12:46:46
پاسخ #1 در:
موسوی
سرپرست سایت
تشكر
-اهدا شده: 3496
-دريافت شده: 791


*
محبوبيت : 510
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 613
پاسخ : وجدان
سلام دوستان
نمونه هایی از پست بالا :

1 وجدان مثل صادق بودن
2 در نهاد هر انسان نيروئى وجود دارد كه دانشمندان جديد به آن‏«وجدان اخلاقى‏» نام نهاده‏اند.اين نيرو به انسانها تكليف، الهام مى‏كند يعنى از درون به انسانها فرمان مى‏دهدكه چنين كارى را مثلا بكن و چنان كار را انجام نده و آن را يكى از معيارهاى‏اخلاقى بودن افعال انسانها دانسته‏اند.
3 وجدان اخلاقى نيروى باطنى بوده، هيچ انسانى به حسب سرشت و خلقت و آفرينش خالى‏از آن نيست منتها قابل انعطاف بوده، مى‏تواند تحت تاثير محيط سالم و ناسالم وتربيت صحيح و ناصحيح قرار بگيرد و از ساير اميال قوى باطنى و روحى از قبيل شهوت‏وغضب و ساير تمايلات فطرى درونى چه بسا تغييراتى را بپذيرد.
4 جنبه ادراكى وجدان اخلاقى اين است كه اعمال و حتى افكار انسانها را مورد بررسى‏قرار مى‏دهد و مانند يك قاضى بى‏طرف آن را تجزيه و تحليل مى‏كند و حكم به خوبى وبدى در مورد آن صادر مى‏كند.
همچنان منتظر مطالب دوستان هستیم ، تا بهرهمند از ... شویم .
موفق باشید .




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

elena, anders

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



شادی پروانه اینست ، که هرچه تقلا کنی نمی توانی آنرا شکار کنی ! باید آرام باشی ، تا روی شانه هایت بنشیند ...
(( شانه هایت پر از پروانه باد ))

خارج شده است
14 آبان 1389,ساعت 00:47:47
پاسخ #2 در:
آنارايا
مدير سايت
تشكر
-اهدا شده: 1749
-دريافت شده: 1272


*
محبوبيت : 981
آنلاین آنلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 1962
www.ANARAYA.com
WWW
پاسخ : وجدان

موسوی عزیز بابت تاپیکهایی که با عنوانهای قشنگی مطرح میکنی ممنون

امیدوارم دوستان هم برای اینجور تاپیکها (به جای تاپیکهای سرگرمی) ارزش بیشتری قائل باشن



اول بد نیست مطلبی که توسط khafan007 عزیز در مورد وجدان اخلاقی مطرح شد، که خیلی خیلی جالب و خوندنی و مفید هست، به طور کامل بخونیم:


وجدان اخلاقى

‏در نهاد هر انسان نيروئى وجود دارد كه دانشمندان جديد به آن‏«وجدان اخلاقى‏» نام نهاده‏اند. اين نيرو به انسانها تكليف، الهام مى‏كند يعنى از درون به انسانها فرمان مى‏دهدكه چنين كارى را مثلا بكن و چنان كار را انجام نده و آن را يكى از معيارهاى‏اخلاقى بودن افعال انسانها دانسته‏اند.

در اين معيار اخلاقى يعنى وجدان اخلاقى مسائل متعددى مطرح میگردد:

۱- وجدان اخلاقى چگونه معيارى است و جنبه‏هاى مختلف آن كدام است؟

۲- وجدان اخلاقى با اخلاق مبتنى بر عاطفه چنان كه عده‏اى به آن قائل هستند و اخلاق مبتنى بر عقل و اراده چنان كه فلاسفه به آن معتقدند چه فرقهائى دارد؟ و اصولا با افعال طبيعى انسانها چه رابطه‏اى دارد؟

۳- نظر اسلام و قرآن درباره‏ وجدان اخلاقى چيست؟

۴- آيا وجدان اخلاقى امرى فطرى است‏يا نه؟ در هر صورت چرا؟


وجدان اخلاقى چگونه معيارى است؟ و جنبه‏ هاى مختلف آن كدام است؟
وجدان اخلاقى نيروى باطنى بوده، هيچ انسانى به حسب سرشت و خلقت و آفرينش خالی از آن نيست منتها قابل انعطاف بوده، مى‏تواند تحت تاثير محيط سالم و ناسالم و تربيت صحيح و ناصحيح قرار بگيرد و از ساير اميال قوى باطنى و روحى از قبيل شهوت‏ و غضب و ساير تمايلات فطرى درونى چه بسا تغييراتى را بپذيرد.


براى وجدان همان‏طور كه دانشمندان تصريح كرده‏اند، سه جنبه است:
۱ - ادراكى.         ۲ - ارادى.           ۳ - انفعالى.

جنبه ادراكى وجدان اخلاقى اين است كه اعمال و حتى افكار انسانها را مورد بررسى‏ قرار مى‏دهد و مانند يك قاضى بى‏طرف آن را تجزيه و تحليل مى‏كند و حكم به خوبى و بدى در مورد آن صادر مى‏كند.

چنبه ارادى آن، اين است كه همانند يك نفر فرمانده قوى به ما فرمان میدهد كه‏به مقتضاى آن عمل كنيم يعنى اگر عمل خوب است انجام دهيم و اگر بد است ترك‏نمائيم.

جنبه انفعالى وجدان اين است كه اگر بر وفق درك و ميل آن رفتار كرديم، احساس‏مسرت و شادى مى‏نمايد و موجب انبساط و آرامش خاطر مى‏گردد و اگر برخلاف ميل و درك‏ آن عمل نموديم، احساس شرمسارى و خجلت كرده و با ضربات جانكاهى كه بر روان و اعصاب ما وارد مى‏شود ما را شكنجه مى‏دهد بالاتر اين كه وجدان اخلاقى در موردكارهاى ديگران نيز دخالت مى‏نمايد. و درباره افعال آنها حكم به خوبى و بدى صادرو فرمان مى‏دهد كه نسبت‏به اشخاص باوجدان، علاقه و احترام نشان دهيد واز افراد بى‏وجدان نفرت و دورى نمائيد.


حال اين سوال مطرح میگردد كه اين معيار اخلاقى بامعيارهاى ديگر اخلاقى مربوط به‏فلاسفه و اخلاق هندى و افعال طبيعى چه فرقهائى دارد؟
پاسخ اين است كه اين نظريه، اخلاق را نه عاطفه میداند (چنان كه اخلاق هندى واخلاق مسيحى میدانند) و نه عقل و اراده (چنان كه فلاسفه به آن معتقدند) بلكه اين‏نظريه، اخلاق را عبارت از الهامات وجدانى برخواسته از اعماق نفس انسانها مى‏دانديعنى نيروئى است كه به آن تكليف را الهام مى‏كند و از درون به آن فرمان مى‏دهد كه‏چنين بكن و چنين نكن واين نيرو مربوط به عقل نيست. زيرا

اولا: عقل بيشتر، يك امر اكتسابى است و اما اين، يك امر فطرى است.
ثانيا: عقل نيروئى است كه در زمينه مسائل اخلاقى و مسائل ديگر اظهار نظر مى‏كندو در صورتى كه وجدان اخلاقى تنها به مسائل اخلاقى نظر دارد.
ثالثا: عقل خوبى و بدى مسائل را بر پايه مصلحت و مفسدت توجهى نمى‏كند و باآنها كارى ندارد.و تنها خوبى و بدى عمل را معين و مشخص مى‏كند و رفتار طبق آن رااز انسان طلب مى‏كند.

در برابر وجدان اخلاقى در باطن انسان نيروى ديگرى وجود دارد كه او را به‏ ارتكاب بديها و زشتى‏ها و ترك خوبيها و نيكيها وادار مى‏نمايد، همانند وجدان‏اخلاقى قوى و نيرومند است و نقش مهمى در اراده و عمل انسان دارد منتها اين‏طورنيست كه نيرومندتر از وجدان خلقى باشد و لكن برخى از فلاسفه اين جنبه منفى ‏بازدارنده از نيكى‏ها و خوبيها را خيلى با اهميت تلقى كرده‏اند تا آنجا كه آن را از نيروى باطنى وجدان اخلاقى نيرومند و قويتر دانسته‏اند و بر همين اساس، انسان‏را طبعا و به حسب خلقت و آفرينش موجودى شرير و بدكار شمرده‏اند.

ازباب نمونه يكى از شعراى بزرگ عرب «احمد بن عبدالله ابوالعلاءمعرى‏» شعرى دارد كه از آن اين نظر استفاده مى‏گردد:

حوتنا شرور لا صلاح لمثلها فان شذ منا صالح فهو نادر

يعنى طبيعت و سرشت ما را شر و بدكارى فرا گرفته و اساسا قابل اصلاح نيست و اگر فردى از ما صالح و شايسته‏باشد، خيلى كم است.

به هرحال كار اخلاقى كارى است كه از وجدان الهام گرفته باشد پس با كار طبيعى‏ فرق دارد زيرا كار طبيعى كارى است كه به وجدان مربوط نيست، با طبيعت ارتباط دارد مثل غذا خوردن و آب نوشيدن ولى كار اخلاقى با طبيعت انسان ارتباط ندارد، بلكه با وجدان ارتباط دارد و با فرمانى كه از ضمير انسانى سرچشمه مى‏گيرد، دررابطه است.

حال ممكن است‏ سوال شود از كجا دانسته مى‏شود كه كار اخلاقى از وجدان الهام‏ گرفته است؟

در پاسخ آن مى‏گوئيم كه ما آيات و سوره‏هاى قرآن، كتاب وحى آسمانى را بررسى و مورد مطالعه قرار مى‏دهيم در سه مورد از اين آيات از وجدان اخلاقى به نحو لطيف و ظريف تعبير آورده شده و در هر موردى به لفظى خاص:

۱- در سوره «شمس‏» آيه ۷ : (و نفس و ما سويها فالهمها فجورها و تقويها) يعنى: «قسم به جان آدمى و آن كس كه آن را (آفريده) و منظم ساخته سپس فجور وتقوا(شر و خيرش) را به او الهام كرده است‏».

۲ - در سوره بلد آيه ۹: (الم نجعل له عينين و لسانا و شفتين و هديناه‏النجدين) يعنى:«آيا براى انسان دو چشم قرار نداديم؟ و يك زبان دو لب؟ و او رابه راه خير و شر هدايت كرديم...».

۳ - در سوره قيامت‏به لفظ : «نفس لوامه‏» (ولا اقسم بالنفس اللوامه..)وسوگند به نفس لوامه و وجدان بيدار و ملامت گر(كه رستاخيز حق است).


و در قرآن در چند مورد از نيروئى كه در برابر وجدان اخلاقى قرار دارد ياد و به‏الفاظ مختلف تعبير آورده است از قبيل:

«نفس اماره‏»: (و ما ابرى نفسى ان النفس لاماره بالسوء الا ما رحم ربى) يعنى:«حضرت يوسف صريحا اعلام مى‏كند كه من هرگز خودم را تبرئه نمى‏كنم كه نفس‏سركش بسيار به بديها امر مى‏كند مگر آنچه كه پروردگارم رحم كند».

و نيز به لفظ «هوى‏» (و اما من خاف مقام ربه و نهى النفس عن الهوى فان‏الجنه هى الماوى) يعنى: «وآن كس كه از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را ازهوا(وتمايلات نفسانى) باز دارد، قطعا بهشت جايگاه اوست‏».

و نيز به لفظ «وسواس‏» (و من شر الوسواس الخناس الذى يوسوس فى صدور الناس‏من الجنه والناس) يعنى: «پناه مى‏برم به پروردگار از شر وسوسه‏گر پنهان‏كار كه دردرون سينه انسان وسوسه مى‏كند خواه جن باشد يا از انسان‏».


پس قرآن در مورد اين كه انسانهامجهز به يك سلسله از الهامات فطرى هستند، سكوت‏نكرده است و در روايات واحاديث معتبر نيز چه‏بسا اين حقيقت كه از قرآن استفاده‏مى‏گردد، تصريح گرديده است.

از جمله هنگامى كه آيه مباركه (تعاونوا على البر والتقوى و لا تعاونوا على‏الاثم والعدوان) يعنى: «يكديگر را بر نيكى و پارسائى يارى دهيد و همديگر را برگناه و دشمنى كمك ننمائيد».

بر پيامبر گرامى اسلام(ص) نازل شد مردى به نام «وابصه‏» خدمت رسول اكرم(ص) آمده گفت: اى رسول خدا سوالى دارم حضرت فرمود: من بگويم سوال تو چيست؟ گفت :بفرمائيد. فرمود: آمده‏اى از معناى بر و تقوا و هم از معناى اثم و عدوان سوال كنى. گفت:آرى مى‏خواهم معانى اين‏ها را بدانم. در متن روايت اين‏گونه وارد است كه پيامبرانگشتان خود را بر سينه وابصه زده سه مرتبه فرمود: يا وابصه «استفت قلبك،استفت قلبك، استفت قلبك‏» يعنى سه مرتبه فرمود: اين سوال و استفتاء را از قلب‏ خود بكن يعنى خدا اين شناخت را به صورت الهام به قلب هر بشرى قرار داده است.

مرحوم شهيد استاد مطهرى در كتاب فلسفه اخلاق از مرحوم فيض كاشانى ازمحجه‏البيضاء ج‏۱، ص ۵۸ اين روايت را نقل مى‏كند و سپس مى‏نويسد: مولوى در كتاب‏مثنوى نيز اين روايت را به صورت اشعار زيبائى سروده است و اول اين اشعار اين‏است: گفت پيغمبر كه استفتئوا القلوب   براى مطالعه اين اشعار به كتاب مثنوى مولوى‏مراجعه نمائيد.

چنان كه خوانندگان با توجه به آيات بالا و مضون روايات به آسانى مى‏دانند كه درباطن انسانها نيروئى است كه برخى از افعال را خوب مى‏داند و برخى را بد و به‏ خوبها فرمان مى‏دهد و از بديها نهى مى‏كند و نظير آيات بالا اين آيه است: (و اوحينا اليهم فعل الخيرات) يعنى:«وانجام كارهاى نيك و...را بر انبياءوحى كرديم‏».

در تفسير الميزان مرحوم استاد علامه طباطبائى(ره) در اين باب استنباط خيلى لطيف وظرفى دارد مى‏فرمايد: خداوند نفرمود:(و اوحينا اليهم ان افعلوا الخيرات) و فرمود: (و اوحينا اليهم فعل الخيرات) زيرا اصل خيرات مثل بذرهائى در باطن انسانها و كمون ذات ‏آنها آفريده شده است و خدا انجام آنها را وحى كرده است. پس به نظر قرآن انسان‏مجهز به يك سلسله از الهامات فطرى است.


آيا وجدان اخلاقى امرى فطرى است‏ يا نه؟

در اين مساله دو نظر مختلف وجود دارد:

نظر اول- گروهى از دانشمندان، وجدان اخلاقى را غير فطرى مى‏دانند. به نظراينان اصولا نيروى دراكه‏اى به نام وجدان اخلاقى فطرى كه سرچشمه اصول اخلاقى باشد وجود ندارد. آنچه موجود است و انسان خيال مى‏كند فطرى است جز ساخته تربيت و مولود محيط چيز ديگرى نيست. از جمله معتقدين به اين نظر «جان لاك‏» انگليسى است او مى‏گويد:

«بعضى از خواهشها و آرزوها فطرى است مانند آرزوى خوشى، بيزارى از رنج اما اينها طبايع است نه حقائق و اصول اخلاقى يعنى حسن و قبح در ميان مردم عموميت ندارد و بسا موردى در نزد قومى زشت است و در نزد قوم ديگر زيبا -بعضى خيرها دريك ديانت ممنوع و حرام و در ديانت ديگر جايز و مباح، بعضى از اقوام وحشى را مى‏بينيم كه آدم مى‏خورند و اين كار را نه بر سبيل اتفاق و از روى هواى نفس يا اضطرار بلكه آن را امرى جايز و مستحسن مى‏دانند پس با وجود اين اختلاف چگونه مى‏توان اين اصول را فطرى دانست؟ چه بسا عقائد واصول در اذهان راسخ است كه در طول زمان و انس و عادت پيدا شده است و چه بسا آنها را امورى فطرى، پنداشته‏اند ودليل آن اين است كه چون ديده‏اند بعضى از احكام و قضايا مورد تصديق همه كس است ونيز به عقل خود رجوع كرده، آنها را درست‏يافته و محل ترديد ندانسته‏اند چنين پنداشته‏اند كه از روزى كه به دنيا آمده‏اند آن حقائق را مى‏دانسته و تصديق‏ داشته‏اند پس به دنبال كشف مبدا و منشا آنها برنيامده‏اند بعضى را تنبلى فكرمانع شده و بعضى را خودپسندى بشرى بر آن داشته كه بگويند اين حقائق را خدا دروجود انسان سرشته است و طبيعى و فطرى او مى‏باشد چه بسا چيزها است كه دل به آنهاگواهى مى‏دهد و وجدان حكم مى‏كند ولى سبب حقيقى آن انس و عادت است و اگر غير ازاين بود، يعنى حسن و قبح كارها به فطرت معلوم بود ديگر به تعليم و تربيت اخلاقى‏نياز نبود».

يكى ديگر از دانشمندان كه اين نظر را پذيرفته است، «زيگموند فرويد» اُتريشى‏ است‏ به نظر وى وجدان اخلاقى جز دهنه اجتماعى چيز ديگرى نيست!!، وجدان اخلاقى‏نماينده يك عمل ذاتى و عميق روح بشرى نيست، بلكه درون‏بينى ساده منهيات اجتماعى‏مى‏باشد به نظر «فرويد» نه درتاريخ بشريت و نه در تاريخ فرد، تصورات ابتدائى‏خوب و بد وجود ندارد اين تصورات منحصرا از خارج يعنى از محيط اجتماعى منشعب‏مى‏شوند».

نظر دوم- عقيده گروهى ديگر از دانشمندان است، اينان معتقدند كه وجدان اخلاقى‏امرى فطرى و جزء سرشت آدمى است كه انسان همراه آن از مادر متولد مى‏شود از جمله‏اين دانشمندان «ژان ژاك روسو» فرانسوى است.

از جمله سخنان او اين است كه در اعماق همه ارواح انسانى يك اصل عدالت و تقوى‏يافت مى‏شود كه ما عليرغم قوانين و عادات، اعمال خود و ديگران را از روى آن‏قضاوت مى‏نمائيم و خوب و بد را معلوم مى‏كنيم و اين اصل همان است كه من آن را«وجدان‏» مى‏نامم آيا جائى و مملكتى يافت مى‏شود كه در آن پاى بندى به ايمان، وعقيده حفظ قول، ترحم، خيرخواهى و حفظ از خيانت قابل احترام نباشد؟ آدم خوب،منفور و آدم بد محترم باشد؟ و ايشان از وجدان به اين عبارات تعبير آورده است:

اى وجدان اى غريزه ملكوتى اى صداى جاويدان آسمانى اى راهنماى مطمئن اين‏ موجودات نادان و كم‏عقل، توئى كه عاقل و آزاد هستى، اى آن كه نيكى و بدى را بدون‏ خطا قضاوت مى‏كنى، توئى كه انسان را به خدا نزديك مى‏كنى تو هستى كه طبيعت او را نيكو مى‏گردانى و اعمال او را با قوانين اخلاقى وفق مى‏دهى و اگر تو نبودى من درخودم چنين چيزى حس نمى‏كردم كه مرا فوق بهائم قرار دهد تنها امتيازى كه بر آنها داشتم اين بود كه به وسيله فهم نامرتب و عقل نامنظم خود گمراه شوم و از خطائى‏به خطاى ديگر بيفتم!»


داورى بين دو نظر بالا
حال اين سوال مطرح است كه از اين‏دو نظر كدام صحيح بوده و مطابق واقع مى‏باشد؟
پاسخ اين است كه نظر دوم صحيح است و وجدان اخلاقى امرى فطرى بوده، و به طورطبيعى در همه انسانها وجود دارد ولى همانند ساير ملكات نفسانى آسيب‏پذير و قابل‏تغيير است و بدين جهت قابل اعتماد نمى‏باشد.

مطالعات در زمينه جانوران زنده ثابت كرده است كه امورى، جزء فطرت و سرشت‏موجود زنده است و لكن ممكن است در اثر چگونگى و طرز تعليم و تربيت از وضع‏طبيعى‏اش خارج و به صورت ديگرى درآيد چنان كه گفته‏اند كه اگر غاز يا اردك را پس‏از بيرون آمدن از تخم براى چند ماه از آب دور نگاه دارند خود به خود ميل غريزى‏خود را كه نسبت‏به آب دارد، فراموش مى‏كند تا آنجا كه حتى اگر آن را نزديك آب‏ببرند از آن مى‏ترسد و داخل آن نمى‏شود ملكات فطرى و خصايص طبيعى انسان از جمله‏وجدان اخلاقى عينا همين وضع را دارد و وجدان اخلاقى اگر در شرائط و محيطهاى مناسب‏مورد تربيت و پرورش قرار بگيرد رشد مى‏كند و اگر در شرائط و محيطهاى نامناسب ومورد اهمال و عصيان واقع شود، ضعيف مى‏شود و از بين مى‏رود.

وجدان اخلاقى درست مانند استعداد شعر گفتن است هر فردى كم و بيش استعداد داردشعر بگويد البته اين مشروط است‏به اين كه شخص آن را بخواهد و به آن مبادرت وممارست نمايد. درباره داروين دانشمند معروف انگليسى مى‏نويسند كه وى در كودكى استعداد شعرگفتن خوبى داشت و اشعار نسبتا خوبى مى‏سرود اما پس از چندى آن را كنار گذاشت وديگر به دنبال آن نرفت و در اثر همين اهمال كارى بعدها اين استعداد را از دست‏داد و ديگر نمى‏توانست‏شعر بگويد.

وجدان اخلاقى نيز همين طور است انسان وقتى داراى وجدان اخلاقى پاك و سالم خواهدبود كه از همان اول به دستورات آن توجه نمايد و برخلاف فرامين آن رفتار نكند وگرنه بعد از مدتى آن را از دست‏خواهد داد و عملا شخص بى‏وجدان خواهد شد. و گاهى نيز در اثر برخى از پيش‏آمدهاى جسمى و روحى ممكن است نيروهاى باطنى ازقبيل وجدان اخلاقى و غير آن نيز ضعيف و يا به كلى از بين برود.

روانشناس معروف فرانسوى اواخر قرن نوزده به نام «ريبو» حالت‏شخصى را حكايت‏مى‏كند كه ضربه شديدى به مغزش وارد آمد و دچار مريضى اخلاقى شده بود وى پس از عمل‏چراحى و بهبود يافتن مرض اخلاقى‏اش نيز مرتفع گرديد.





مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

موسوی, anders

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



o94      o94      o94      o94      o94      o94      o94

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_

 o94      o94      o94      o94      o94      o94      o94

خارج شده است
14 آبان 1389,ساعت 00:50:03
پاسخ #3 در:
آنارايا
مدير سايت
تشكر
-اهدا شده: 1749
-دريافت شده: 1272


*
محبوبيت : 981
آنلاین آنلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 1962
www.ANARAYA.com
WWW
پاسخ : وجدان

به نظرم بد نیست این مطلب رو در مورد وجدان و قانون که در خبر آنلاین از دکتر فاضل و آقای مهدی قنبر نقل شده، بخونیم:


قانون بهتر است یا وجدان؟

مهدی قنبر: جامعه‌ای موفق است که قانونمند باشد و روابط مردمان آن جامعه تحت چارچوب و نظمی خاص و روابطی ضابطه‌مند شگل گرفته باشد. در چنین جامعه‌ای هر فردی از وظایف خودش آگاه است و به آن عمل کرده و از آن عدول و تخطی نمی‌کند چراکه نتیجه‌ عدول و تخطی از وظایف و حیطه‌ها را قانون مشخص کرده. قانون برای اقشار جامعه آرامش و رفاه به همراه می‌آورد. یک جامعه مدنی یعنی جامعه‌ای که حقوق انسان‌ها بر پایه قانون از هرنوع گزندی محفوظ است.

همگی این ویژگی‌ها و هریک در جایگاه خود خوب و ایده‌آل به نظر می‌رسد اما آیا مقوله وجدان، نوع‌دوستی، اخلاق، احترام به همنوعان، اعتقادات دینی در کجای این مناسبات و روابط قانونمند قرار می‌گیرد؟ آیا اینها هر یک در ذیل فرعیات قانون می‌آید و یا خود یک اصل مهم هستند که قانون را شکل می‌دهند؟ اجرای این مناسبات نیاز به قوه قهریه ندارد یعنی مواردی نیستند که قوه مجریه قوی داشته باشند اما آیا آنها را باید در قانون دید و اینکه قانونگذاران ملزم به رعایت آن به عنوان اصول هستند یا خیر؟ این الزام تا چه حد و حدودی باید باشد؟

کجا قانون، کجا وجدان؟
دکتر رضا فاضل جامعه‌شناس در این باره‌ چنین توضیح می‌دهد: معمولاً در جوامع کوچک مسیل قوانین جامعه را خود جامعه برقرار می‌کند. این قوانین نیز بر پایه ارزشها و هنجارها و معیار‌های مذهبی بنا گذاشته می‌شود و رفتارها را بنا می‌کند. از آنجا که در جوامع کوچک مانند روستا‌ها و شهر‌های کوچک به‌خاطر آنکه مردم از یکدیگر شناخت دارند نوعی نظارت درونی میان آنها شکل می‌گیرد و به‌لحاظ جامعه‌شناختی که گفته می‌شود هرکس درون خودش یک پاسبانی دارد روابط آدمها به گونه‌ای پیش می‌رود که هر کسی احتیاط می‌کند تا پایبند ارزش‌های حاکم باشد زیرا اگر کس از این ارزش‌ها تخطی کند در برابر دیدگان همه آدم‌ها مورد نکوهش قرار می‌گیرد. ولی این حالت در جوامع بزرگ خودش را به عنوان قانون نشان می‌دهد زیرا افراد در این جوامع زیاد و گمنام هستند و یکدیگر را نیز نمی‌شناسند. در چنین شرایطی باید قانون میان آنها حاکم باشد و قانونمندی هم ناشی از حاکمیت قانون است. اگر قوانین به درستی رعایت شود و تفکیک قوا وجود داشته باشد و قوه‌های قضایی مستقل عمل کنند و سیاست بر آنها حاکم نشود این قانون مدنی و قانونمداری در مسیر درست خودش قرار می‌گیرد و مردم نیز به آن اعتماد خواهند کرد. بنا بر این در مادرشهر‌ها و شهر‌های بزرگ این قانون است که حکمفرما می‌شود. اگر قوانین متناسب با شرایط اجتماعی، زمان باشد این قوانین هم می‌توانند کارایی خودشان را حفظ کنند.

چرا مردم قانون گریز می‌شوند؟
رضا فاضل ادامه می‌دهد: «معمولاً چند پارامتر و شرایط خاص سبب می‌شود تا مردم به قوانین پایبند نباشند و قانون‌گریز شوند. اول اینکه قوانین متناسب با شرایط اجتماعی سازگار نیست، دوم اینکه قوه قضایی در نظام قانون‌گذاری مستقل نباشد و سوم نیز به رعایت قانون توسط قانونمدارها بازمی‌گردد زیرا اگر کسانی که قانون را وضع و یا آن را اجرا می‌کنند خودشان به قانون عمل نکنند اعتماد اجتماعی از میان می‌رود و مردم نیز تمایلی به رعایت قانون نخواهند داشت. در چنین حالتی ناخودآگاه جامعه به سمت هرج و مرج پیش می‌رود.»

دکتر فاضل در پاسخ به این سؤال که «در رعایت قانون نوعی ترس و جبر عمومی حاکم است و نوعی قوه قهریه دارد اما در رعایت اصول اخلاقی و مناسبات دینی هیچ ترس و واهمه‌ای وجود ندارد. در واقع کسی که پایبند اخلاقیات و اصول است این حالات را اختیاری کسب کرده پس به آن پایبند می‌ماند و از ترس عواقب عدم رعایت آن به پذیرشش تن نمی‌دهد» عنوان می‌دارد: «این درست است که بخشی از دلایل رعایت قانون از ترس عواقب عمل نکردن آن صورت می‌گیرد ولی در کشور‌های جهان سوم اساساً مردم از قوانین مطلع نیستند. در این میان کسانی هم که از قانون مطلع هستند به قانون وضع شده معتقد نیستند زیرا قانون در این جوامع به درستی اعمال نمی‌شود. بنا بر این نوعی بی‌اعتمادی نسبت به قانون در کشورهای جهان سوم دیده می‌شود.»

در شهر‌ها وجدان جمعی وجود ندارد
اساساً در جوامع بزرگ و مادرشهر‌ها وجدان جمعی مطابق آنچه که در جوامع کوچک دیده می‌شود وجود ندارد. در چنین جوامعی اهمیت ویژه‌ای به مقوله وجدان داده نمی‌شود. بلکه عقلانیت جای آن را پر کرده است. اگر این عقلایت و رعایت آن در همه امور صورت گیرد نظام اجتماعی سامان‌مند می‌شود.

 مفهوم وجدان در جوامع بزرگ تفاوت فراوانی با آنچه در جوامع کوچک‌تر گفته می‌شود دارد. این قوانین هستند که حرف اول و آخر و وجدان بیدار جامعه به حساب می‌آیند. اگر راننده‌ با وجدانی به‌خاطر اینکه مسافرش از دهـک پایین‌تری است از او کرایه کمتری بگیرد در ادامه زندگی خودش دچار مشکل می‌شود. اگر به شکل قانونی شرایط زندگی، کارمند یا اقشار مختلف جامعه درآمد‌های مناسبی دریافت کنند راننده تاکسی هم بدون در نظر گرفتن وجدان و انسان‌دوستی و نوع‌دوستی‌اش می‌تواند کار خودش را آنگونه که باید به انجام برساند. یعنی این قانون است که مساوات را برقرار می‌کند و شرایط جامعه را متعادل خواهد کرد. در این حالت وجدان تعیین‌کننده نخواهد بود چرا که در این نوع جوامع جایگاهی نخواهد داشت. اینکه گروهی بدون داشتن پایگاه اجتماعی و صلاحیت یک‌شبه ثروتمند می‌شوند و قانون نیز از آنها حمایت می‌کند عدم اعتماد جامعه به قانون را باعث می‌شود. تعهد به وجدان و اخلاق باید تابع قانون باشد. در جوامع بزرگ تعهد به اخلاق و وجدان در ذات قانون و افراد جامعه نهادینه می‌شود. به این طریق هر شخصی در درون خودش احساس می‌کند که باید به اخلاق پایبند باشد و هنجارها را حفظ کند.

دکتر رضا فاضل به مقوله رقابت قانون‌مدار اشاره کرده و ادامه می‌دهد «در جوامع بزرگ رقابت مسئله مهم و تعیین‌کننده است اگر این رقابت به صورت قانونمند صورت گیرد. این اتفاق امری پسندیده است در کشور‌ها پیشرفته کسانی هستند که 95درصد از درآمدشان را مالیات می‌دهند ولی در رفاه کامل بسر می‌برند. مردم نیز برای آنها احترام قائل هستند زیرا روابط آدم‌ها بر اساس قانونمندی شکل می‌گیرد. اما در کشورهای جهان سوم با نگاه توهین‌آمیز با یک سرمایه‌دار برخورد می‌شود زیرا تصور بر این است که یک ثروت‌مند درآمدش را از راه نادرست و غیرقانونی به دست آورده است. پس در جوامع بزرگ دیگر وجدان معنایی پیدا نمی‌کند بلکه رقابت قانونمند جای آن را می‌گیرد.»

رضا فاضل در توضیح این مورد که وجود مقوله کدخدامنشی و ریش‌سفیدی که در برخی کلان شهر‌های مانند تهران دیده می‌شود ناشی از چیست؟ آیا این حالت نوعی جایگاه انسانی و اعتقادی و مذهبی ندارد؟ نیز می‌گوید: «در جوامع بزرگ به ندرت برخی مسیل را با کدخدامنشی حل کرد مگر اینکه روابط فامیلی و گروهی و دسته‌ای بر برمناسبات کاری حاکم باش. در غیر این صورت مشکل افرادی که با دستگاه‌های مختلف آشنایی ندارند و دچار زد و بند‌های مختلف نیستند با رعایت ضوابط قانونی حل می‌شود. اساساً سیستم کدخدامنشی یک سیستم عقب‌مانده است زیرا کدخدامنشی خاص جوامع کوچک است. در جوامع بزرگ کدخدامنشی به پارتی بازی  و روابط زیر زمینی تبدیل می‌شود. و هیچ‌گونه جایگاه انسانی و اعتقادی و مذهبی پیدا نمی‌کند. این سیستم و روابط بیشتر در میان قبایل عشیره‌ای دیده می‌شود. این اتفاق هم از آنجایی ناشی می‌شود که افراد ریش سفید از اطلاعات و آگاهی بیشتر بهرمند بودند اما امروزه در جوامع بشری دیگر با وجود رسانه‌های مختلف همه مردم از جوانترین تا مسن‌ترین افراد از این اطلاعات و دانش‌ها برخوردار هستند. زمانی که کسی مانند بیل‌گیتس در سن 34 بزرگترین اختراع تاریخ بشر را به انجام می‌رساند. مقوله ریش سفید معنا پیدا نمی‌کند در چنین جامعه‌ای دانش، علم، خردمندی و عقلانیت حاکم است و حرف اول و آخر را می‌زند.»




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

موسوی, بهاره1, elena, anders

براي اين پست, 4 كاربر تشكر كرده اند



o94      o94      o94      o94      o94      o94      o94

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_

 o94      o94      o94      o94      o94      o94      o94

خارج شده است
14 آبان 1389,ساعت 04:08:38
پاسخ #4 در:
بهاره1
تشكر
-اهدا شده: 19
-دريافت شده: 32


تازه وارد
*
محبوبيت : 19
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 23
پاسخ : وجدان
تعريف وجدان

وجدان را آگاهی شخص از شخصیت و درون خود تعریف كرده اند  كه عاملی برای شناخت مسائل و جوانب مربوط به حیات اوست.

بر این اساس وجدان یك درك باطنی است ، دركی كه انسان حتی بدون آموزش در می یابد برای این جهان گرداننده ای است ( وجدان توحیدی) و هم درمی یابد كه مسیر حیات باید در جهت امانت و صداقت باشد و دروغ و خیانت زشت و نارواست .

ریشه و منشاء وجدان
در این مورد دو عقیده  وجود دارد. یكی از نظر مذهب و دیگری از نظر علمای روان .

1-  اكتساب و یادگیری : طرفداران این طرز فكر كه اغلب روان شناسان با اندیشه مادی هستند می گویند كودك در حین تولد وجدان ندارد  و برای او معیار و مقیاسی جهت درك ارزشها نیست. او در برابر امانت و خیانت ، راست و دروغ ، بی تفاوت است. بعدها در اثر یادگیری و آموزش و اكتساب درمی یابد كه فلان امر خوب است و آن دیگری بد و ناپسند. تبلیغات و آموزش هاست كه این زمینه را در افراد ، به وجود آورده و یا این آگاهی را به آنها می دهد.

2-  فطرت و ذات : گروهی دیگر كه در رأس آنها الهیون هستند وجدان را امری  فطری دانسته اند  و می گویند وجدان فطرتی و یا غریزه ای فنا ناپذیر است و راهنمایی قابل اعتمادی به انسان می دهد. حتی انسان را به صورتی ناخودآگاه به طرف خیر و سعادت جلب كرده و از لغزش ها دور می دارد.

اصل در آفرینش بر صداقت است و اطفال در اثر بدآموزی یاد می گیرند چگونه فریبكاری كنند و چگونه از طریق دروغ خود را از دامی نجات بخشند .
هدفداری وجدان
وجدانها هدفی را تعقیب می كنند كه در تحلیل های مذهبی می توان آن را نشأت گرفته از روح خدایی دانست . این هدف همان نقطه ای است كه در سیر خودسازی و كمال جویی سرانجام به آن می رسیم و در طول مدت زندگی جلوه آن در تمایلات عالی انسان چون فداكاری ، ایثار، كسب معرفت و ... دیده می شود.

از طریق هدفداری وجدان است كه انسان كوششی  برای ساختن خود دارد و در برابر هر جریانی می كوشد به گونه ای عمل كند كه لغزشی از او سرنزند.  فردی كه فطرتی دست نخورده و وجدانی سالم دارد ، در طریق نیكو كاری در مسیر كنترل خویش است . وجدان او مراقب و نگهبانی برای اوست كه او را به اعمال نیكو ترغیب و تشویق می كند و از كارهای بد و ناروا  دور می دارد .

در امر تربیت این وظیفه  مربی است كه وجدان كودك را سالم و دست نخورده نگه دارد و در موارد لغزش او را هشدار و حتی كیفر دهد. انبیای الهی در طریق تربیت انسانها با استفاده از این نیرو - كه در نهاد هر كس وجود دارد - سعی می كردند آنها را در مسیر شایسته ای قرار دهند و از آلودگی وجدان دور دارند.
نقش و وظیفه وجدان
در تعبیرات علمی ، وجدان را ناخدای كشتی وجود و فرمانده انسان معرفی كرده اند كه فرمان حیات را در دست دارد . به ما دستور می دهد به چه سویی حركت كنیم و از حركت درچه سمتی بپرهیزیم .

وجدان نظارت كننده انسان دراعمال ورفتار اوست و آنچه درمسیر حیات پیش می آید براساس داوری آن است . اگر در مسیر آدمی خطایی رخ دهد ، وجدان جلوی آن را می گیرد و او را به لغزش و خطایش آگاه و حتی در مواردی او را سرزنش می كند.

وجدان همانند یك آئینه است كه همه گونه رفتار وسلوك انسان ، چه در نهان و چه در آشكار ، در آن منعكس می شود. انسان وضع آن اعمال را در برابر دیدگانش می بیند و آن  را می یابد و می سنجد و درباره خوبی یا بدی آن اظهار نظر و سرانجام آن را قبول یا رد می كند. این تحت نظر گرفتن ها و این سنجش و داوری ، وسیله ارزنده ای برای كنترل خود است و حتی كودك هم در سایه آن قادر به كنترل خویش می شود.نقش و وظیفه وجدان
در تعبیرات علمی ، وجدان را ناخدای كشتی وجود و فرمانده انسان معرفی كرده اند كه فرمان حیات را در دست دارد . به ما دستور می دهد به چه سویی حركت كنیم و از حركت درچه سمتی بپرهیزیم .

وجدان نظارت كننده انسان دراعمال ورفتار اوست و آنچه درمسیر حیات پیش می آید براساس داوری آن است . اگر در مسیر آدمی خطایی رخ دهد ، وجدان جلوی آن را می گیرد و او را به لغزش و خطایش آگاه و حتی در مواردی او را سرزنش می كند.

وجدان همانند یك آئینه است كه همه گونه رفتار وسلوك انسان ، چه در نهان و چه در آشكار ، در آن منعكس می شود. انسان وضع آن اعمال را در برابر دیدگانش می بیند و آن  را می یابد و می سنجد و درباره خوبی یا بدی آن اظهار نظر و سرانجام آن را قبول یا رد می كند. این تحت نظر گرفتن ها و این سنجش و داوری ، وسیله ارزنده ای برای كنترل خود است و حتی كودك هم در سایه آن قادر به كنترل خویش می شود.
[
رفتار وجدانی
رفتار وجدانی آن رفتاری است كه درآن دروغ وخیانت نیست ، فریب و ریا نیست ، كلك زدن و تظاهرنیست . رفتاری است طبیعی ، عادی ، موافق خواست درونی  و همراه با رضایت خاطر و بدون هیچ دغدغه و تشویش.

در این رفتار زجر دادن و آزار كردن ، كشتن و ناراحت كردن مطرح نیست . اگرعمل نادرستی پدید آید ، وجدان آن را تقبیح می كند. وجدان بدی ها را شناخته و از آن احتراز می كند.

رفتار وجدانی رفتاری توأم با آرامش و تعادل است . انسان از ظهور و بروز آن احساس نگرانی ندارد. موجب زحمتی برای دیگری نیست و خود انسان هم از آن احساس گناه و پشیمانی ندارد. انسانها اگر در مسیر حیات خود مانعی برای خویش نبینند تن به چنین رفتاری خواهند داد. زیرا در زندگی شخصی و اجتماعی اصل را براین قرار داده اند كه از محاكمه وجدان دور و بر كنارباشند.

مذهب نه تنها كمك كار وجدان ، بلكه از عوامل نگهدارنده آن است . تعلیمات مذهبی در جهت رشد وجدان و بالا بردن درجه قضاوت آن است و سعی دارد مصداق های متعدد و گوناگونی را در اختیارش بگذارد و درك و داوری او را درباره امور گسترش دهد.

ضرورت وجودی وجدان آن

وجود وجدان و حالات وجدانی برای انسانها امری ضروری است ؛ از آن بابت كه فقدانش سبب سرگشتگی و سردرگمی انسان و در مواردی تن دادن به لغزش ها و ناروایی هاست . ما گاهی از نظر عقلی دچار ناراحتی و ناامنی هستیم و در اتخاذ تصمیم راجع به یك مسئله و یك امر دچار وحشت و تردید می شویم .امكان اتخاذ موضعی اندیشیده در قبال این جریان برای ما نیست . در چنان صورتی اگر وجدان ، زنده و بیدار باشد مسئله ای پدید نخواهد آورد زیرا با هدایت آن می توانیم راه خود را باز یابیم .وجدان یك بهره خداوندی است كه در آن ، حالت شور و آشفتگی به جنبه های منفی و علاقه مندی و گرایش به جنبه های مثبت و عالی است. انسان را به سوی كمال هدایت می كند و به طریق شادكامی سوق می دهد. وجودش به ویژه از آن بابت ضروری است كه رفتار و حالات انسان را زیر نظر دارد و شادی و غم  انسان براساس آن تحت ضابطه در می آید.
اهمیت وجدان
بر این اساس وجدان در آدمی مهم است. زیرا قاضی است ، ناظر و راهنمای مطمئن است ، درباره زشت و زیبا اظهار می كند و از این دید پایگاه بزرگی برای تربیت و سعادت بشر است .

وجدان از نظر ما یك محك و میزان است كه راحت شدن از آن كاری ساده و آسان نیست . اگر آدمی از آن تخلف كند دچار سرزنش می شود.  و این امر خود در رشد شخصیت و جلوگیری انسان از انحراف و تن دادن او به آنچه كه مصلحت است نقش فوق العاده ای دارد.

اسلام وجدان را گواه و شاهدی برای انسان می داند كه نگهبانی راستین در تشخیص اعمال نیك از بد است وسعی دارد از رهگذر انس و عادت به آن ، رفتار آدمی را تحت كنترل در آورد. در جنبه ی اهمیت وجدان باید گفت آن را برتر از دانش دانسته اند زیرا در وضع ومقامی است كه برتر از پرسش و پاسخ ، مشاهده ی ظاهر ، و ارزیابی از باطن كار می كند . درهمان هنگام كه فردی خلاف واقعیت می گوید و در برابر قاضی به دروغ متوسل می شود ، خود می داند كه واقعیت چیست و جداً دچارعذاب وجدان است.      




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

موسوی, elena, anders

براي اين پست, 3 كاربر تشكر كرده اند


« آخرين ويرايش :توسط بهاره1 »

به سراغ من اگر مي آييد نرم و آهسته بياييد / مبادا كه ترك بردارد چيني نازك تنهايي من

خارج شده است
28 آبان 1389,ساعت 07:18:55
پاسخ #5 در:
پديده
تشكر
-اهدا شده: 1197
-دريافت شده: 887


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 35
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 630
* دیوانه ی دیوانه *
پاسخ : وجدان
ارتباط وجدان با روح و روان انسان        

مسئله وجدان از جمله مسائلی است که تاکنون دانشمندان و فلاسفه جهان مقالات فراوانی درباره آن نوشته اند و یکی از فلاسفه معاصر استاد محمدتقی جعفری کتابی با عنوان وجدان نوشته اند که به نقد و تحلیل مطالب پرداخته است. ایشان در این کتاب وجدان را چنین تعریف می کنند: وجدان از نقطه نظرهای روانشناسی حالات پسیکولوژیک و اخلاقی روان می باشد و وجود پدیده های روانی خودآگاه را طرح می کند.

به طوری که دانشمندان و روان پژوهان در تعریف وجدان آورده اند: وجدان نیروی باطن و موثری در نفس آدمی می باشد که مهمتر از ماده جسمانی است. بنابراین وجدان یک پدیده متغیر و شخصی می باشد که از عوامل خصوصی شخص برانگیخته می شود.

و از فلاسفه قدیم مثلا ارسطو در تعریف وجدان می توان گفت: نفس انسانی از دو جزء ترکیب یافته است: یکی از آن دو عقل شخصی هر فرد است و دیگری پیرو عقل است که از آن به وجدان تعبیر شده است.

از تعاریفی که شد می توان چنین تحلیل کرد عقل انسان به دو قسمت تقسیم می شود که از آن به عقل مجرد و عقل عملی تعبیر می شود که اگر بخواهیم وجدان را به یکی از این قسمت ها مربوط کنیم می توان آن را از فعالیت عقل عملی دانست.
زیرا وجدان است که به کمک عقل حس و درک اخلاقی انسان را تحریک می کند.

پس وجدان نیرویی است که با کمک عقل، ممیز خوبی ها و بدی ها و نوعی قاضی و داور انسان می باشد به طوری که در مقابل اعمال نیکو مثل عدالت احساس شادی و خرسندی می کند و در مقابل ظلم و ستم شکنجه خواهد دید و به پشیمانی و ندامت می رسد. ارتباط وجدان با عقل به قدری نزدیک است که عده ای گفته اند: وجدان به مانند دادگاهی می ماند که در تمام قضاوت های عقلی نظارت می کند و اوست که خوب را از بدو بالعکس تشخیص می دهد.

در بعضی از آیات مسئله وجدان به نفس تعبیر شده است به طوری که در داستان حضرت ابراهیم (ع) بعد از شکستن بت ها که در (سوره انبیا/ ۶۴) آمده:
«فرجعوا الی انفسهم فقالوا انکم انتم الظالمون»

آنان به وجدان و فطرتشان بازگشتند و به ضمیرهای خود مراجعه کرده و گفتند حقا که شما ظالم و ستمگرید.

در صورتی که در بعضی از روایات و گفته های بزرگان آمده است که مسئله روح و وجدان مترادف یکدیگر هستند. پس وجدان اخلاقی که در تعریف آن آمده است که آگاهی به بعضی از شئون شخصیت، آگاهی به خود به طور عموم تمام شخصیت را مورد توجه قرار می دهد، با نمود های گوناگونش از فعالیت های روح به شمار می رود به طوری که «ولتر» می گوید: علم بی وجدان ویرانی روح است! در روانشناسی تاثیر کیفیات ذهنی و روحی در رفتار آدمی مورد توجه بسیار قرار می گیرد و عوامل مولد اندیشه و کار تحلیل و تجزیه می گردد و طرز فعالیت و تاثیر آنها در سرنوشت شخص بررسی می گردد.

انسان در مراحل تزکیه نفس و اخلاق خود متوجه می شود که عقل ارتباط تنگاتنگی با وجدان دارد به صورتی که وقتی گناهی انجام می دهد برای توبه از آن گناه ابتدا وجدان، او را شکنجه می دهد که برای چه این گناه را انجام دادی. این نکته نباید فراموش شود که عذاب وجدان و شکنجه به قدری باشد که انسان را ناامید کند به طوری که دچار افسردگی و اضطراب شود. پس خوف و رجاء در اینجا کاملا متعادل باشد نه خوف بر رجاء غلبه کند و نه رجاء بر خوف.

بنابراین وجدان یکی از عوامل مهم برای تزکیه نفس و اخلاق و توبه انسان از گناهی است که انجام داده است.




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

anders, موسوی

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند


« آخرين ويرايش :توسط پديده »

تهي بود و نسيمي .

سياهي بود وستاره اي

هستي بود و زمزمه اي. لب بود و نيايشي.

« من » بود و « تو » يي / نماز و محرابي .

خارج شده است
30 آبان 1389,ساعت 02:24:29
پاسخ #6 در:
پديده
تشكر
-اهدا شده: 1197
-دريافت شده: 887


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 35
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 630
* دیوانه ی دیوانه *
پاسخ : وجدان
وجدان از ديدكاه نظريه پردازان

درباره اصل وجود وجدان، ديرزماني است كه بحثها و مناقشات دامنهداري ميان انديشمندان جهان وجود داشته است . گروهي اصل وجود وجدان را به طور كلّي نفي كرده و آن را وَهْم و خيالي بيش نميدانند. بعضي آن را وجه تمايز انسان و حيوان دانستهاند. نه ماديون در مورد وجدان ديدگاه مشتركي دارند و نه الهيون، حتي دانشمندان اسلامي ديدگاه يكساني در اين موضوع ندارند. فرويد براي وجدان اخلاقي اصالت طبيعي قائل نيست و آن را امري اكتسابي مي داند و مي گويد: قضاوتهاي وجدان هم نميتواند صد در صد صحيح و اطمينان بخش باشد، زيرا منشأ آن، تربيتهاي خانواده و اجتماع است و محتواي وجدان اخلاقي مردم را، مجموعهاي از واردات صحيح و ناصحيح تشكيل مي دهد.

بر خلاف نظريه فرويد، عده زيادي از دانشمندان غربي، وجدان اخلاقي فطري را قبول دارند و معتقدند: آدمي علاوه بر وجدان اكتسابي (كه ناشي از تربيت خانواده و اجتماع است) داراي وجدان اخلاقي فطري ميباشد.

يكتورهوگو وجدان را به قطب نماي كشتي انساني در اقيانوس هستي تشبيه كرده است.

به عقيده ژان ژاك روسو متفكر فرانسوي، هر يك از انسانها در درون خود صاحب نيرويي به نام وجدان است كه فهم خوب و بد، حكم به انجام كارهاي خوب و اجتناب از كارهاي بد، نيز سرزنش و ملامت انسان به سبب انجام بديها و ترك خوبيها، از شؤون و كارهاي آن است. وي با ستايش وجدان آن را غريزه ملكوتي و ملاك برتري انسان بر چارپايان مي داند.

برترراند راسل با آن كه پديده اخلاق را تقريباً انكار كرده، ولي در مورد وجدان با صراحت مي گويد: در تاريخ جهان هرگز در هيچ زماني همكاري انديشه و وجدان فردي براي جهان مانند امروز مهم نبوده است.

لهيون و پيروان مكتب پيامبران، وجدان اخلاقي فطري را ثابت دانسته و آن را مانند ساير موجودات جهان، آفريده حضرت حق مي دانند. اينان عقيده دارند خداوند اين راهنماي واقع بين را به اراده حكيمانه خود آفريده و در نهاد مردم مستقر نموده است تا با فروغش خوب و بد را بشناسند. اصول فضايل و رذايل را درك كنند و راه رستگاري و سعادت را از گمراهي و بدبختي تميز دهند.

استاد مطهري، وجدان را يكي از ويژگيهاي روح انسان و منشأ امر و نهيهاي اجتماعي مي داند كه بر اساس آيه و نَفْسٍ و ما سوّيها فألهمها فجورها و تقويها خداوند كارهاي زشت و تقوا و پاكي را به آدمي الهام كرده و در ذات و سرشتش اين نكته را نهاده كه چه كاري زشت است و نبايد انجام داد، يا چه كاري خوب است و بايد انجام گيرد. از اين رو وقتي انسان كار قبيحي مي كند و به جرم و خيانتي دست مي زند، نفس لوّامه يا وجدان اخلاقي اش او را مورد ملامت و سرزنش قرار مي دهد.

علامه محمد تقي جعفري نيز وجدان را غير از عقل و غريزه مي داند و معتقد است اين كه انسانها بايد از احكام و دستورهاي عقل پيروي كنند، سندي جز وجدان ندارد. در معناي عمومي وجدان، تمام حيوانات اشتراك دارند، ولي در انسانها وجدان در معناي عمومي غريزي منحصر نمي گردد، بلكه دريافتهاي عاليتري وجود دارد كه حيوانات از آن محروم مي باشند.

نابراين دانشمندان علوم اسلامي، همه اصل وجود وجدان را به عنوان امر فطري پذيرفتهاند، ولي در حوزه كاري وجدان اختلاف نظر دارند. قرآن مجيد به نفس سرزنشگر سوگند ياد كرده و مي فرمايد: و لا أقسم بالنفس اللوامة. در ايه ديگر نفس انسان را چنين توصيف مي كند كه خوبي و بديها را خداوند به او الهام كرده است. در احاديث اسلامي از آن به عنوان واعظ دروني ياد شده است.




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

anders, موسوی

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



تهي بود و نسيمي .

سياهي بود وستاره اي

هستي بود و زمزمه اي. لب بود و نيايشي.

« من » بود و « تو » يي / نماز و محرابي .

خارج شده است
11 آذر 1389,ساعت 16:42:30
پاسخ #7 در:
Ali♥
مدیر یار
تشكر
-اهدا شده: 799
-دريافت شده: 635


*
محبوبيت : 67
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 738
reza2010 سابق
WWW
عذاب وجدان از تولد تا مرگ
شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .                          عذاب وجدان از تولد تا مرگ

خوابم نمي‌برد... مدام شب‌ها غلت مي‌زنم. صداي تيک تاک ساعت ديوانه‌ام مي‌کند. تا چشم روي هم مي‌گذارم خودم را پشت فرمان ماشين مي‌بينم، با سرعت مي‌روم. باران به شيشه ماشين مي‌خورد، ديگر چيزي نمي‌بينم جز يک صداي افتادن... مي‌ايستم، پياده مي‌شوم. خون از تمام نقاط بدنش راه افتاده. مي‌خواهم بروم جلو کمکش کنم... اما نه! نمي‌توانم، اگر مرده باشد چه!دوباره سوار ماشين مي‌شوم و گاز مي‌دهم... فرار مي‌کنم و از آن شب... هر شب همان اتفاق جلوي مرا مي‌گيرد... اما راه فرار از خودم چيست!
از ديدگاه متخصصين رفتار شناسي عذاب وجدان احساسي است فطري که معمولا پس از رفتار يا احساس‌هاي نادرست در تمامي‌افراد به وجود مي‌آيد و به شکل‌ها و انواع مختلف ديده مي‌شود و نيروي بازدارنده‌اي است که در تمام شرايط و احوال از وقوع حوادثي که مغاير با اخلاق، اصول انساني و قواعد اجتماعي است، جلوگيري مي‌کند.
اما سوال اينجاست که اگر اين حس مثل خيلي از احساس‌هاي ديگر به صورت فطري در تمام انسان‌ها وجود دارد پس چگونه در دنيا اين همه اعمال خلاف انساني رخ مي‌دهد؛ اعمالي چون دزدي، دروغ‌گويي، خيانت، جنايت و قتل و غارت؟ جواب اين جاست که اين نيروي بازدارنده بايد (بايد!) تا شش سالگي در وجود ما پرورش يابد و نهادينه شود. در اين مقطع است که بايد مفاهيم زشت وزيبا، بد و خوب و... به ما فهمانده شود. دکتر پرويز رزاقي، روان‌شناس، در اين باره مي‌گويد: «هر قدر محيط خانواده در غني کردن عذاب وجدان نقش بيشتري داشته باشد، در فرزند وجدان حضور پررنگ‌تري پيدا مي‌کند که البته اين کار در صورتي انجام‌پذير است که خود پدر و مادر و اعضاي ديگر خانواده به اين موضوع اعتقاد داشته باشند. يادآوري مشکلاتي که در نتيجه رفتار‌هاي نادرست براي افراد بزهـکار ايجاد شده، يادآوري نصايح و پند‌هاي حکيمان و علماي دين، تغييرنگرش آنها نسبت به ديگران (هر چه افراد نگاه مثبت به ديگران داشته باشند احساس مسووليت بيشتري خواهند داشت.)، ايجاد اين باور که خداي بزرگ شاهد اعمال و کردار ما است و حتما نتيجه کارهاي خوب و بد را مي‌بينيم، مي‌تواند تاثير زيادي در رفتار آنها داشته باشد.»

سخن گفتن با وجدان
 
فکر مي‌کنيد بزرگ‌ترين ملاک‌هاي ارزشيابي وجدان را کجا مي‌توان پيدا کرد؟ در عقيده‌هاي ديني به شکل گسترده‌اي به اين مفهوم اشاره شده است. در اين اعتقادات افراد نسبت به رفتار‌هاي نادرست ارزيابي‌هاي دقيق‌تري دارند. تا جايي که ما نمونه يک انسان متعالي را در اسلام مي‌بينيم و بارها اشاره شده که يا ايها الذين آمنوا (اي ايمان آورندگان)کساني هستند که صاحب وجدان هستند. يا اولي‌الالباب خطاب‌اش به انسان‌هاي داراي وجدان است.

عذابي که کنترل نشود
 
با تمام خوبي‌ها و منفعت‌هاي فردي و جمعي که عذاب وجدان براي فرد و جامعه دارد اما در صورتي که کنترل نشود و عمق پيدا کند در کلام و گفتار فرد و در صورت شديد تري در رفتار فرد نمايان مي‌شود. دکتر رزاقي معتقد است در صورتي که‌ اين نيروي بازدارنده دروني انسان از حد تعادل خود خارج شود و به اوج افراط خود برسد، اختلال در روند معمولي زندگي همراه با نشانه‌هاي عصبي رواني، پرخاشگري، بهت زدگي (به صورت خيره شدن به يک نقطه) اضطراب دروني، يا اختلال در روند معمولي زندگي (مثل اختلال در خواب به صورت پرخوابي يا کم‌خوابي) اختلال در خوردن و حواس پرتي‌هاي روزانه در افراد را به وجود مي‌آورد که در شکل پيچيده آن فرد سعي در جبران قضايا دارد تا جايي که گاهي اوقات افراد براي رهايي از عذاب وجدان رفتار‌هاي نادرست خود را از ضمير هوشيار خود به ضمير ناخودآگاه مي‌فرستند تا با عدم يادآوري آنها به آرامش سطحي دست پيدا کنند در اين باره دکتر رزاقي خاطره‌اي جالب را براي ما مي‌گويداز پسري که مادر بزرگ خود را کشته بود.او مي‌گويد: «در دوره‌اي که من روان‌شناس يکي از زندان‌ها بودم، پسر نوجواني بود که مادر بزرگش را به خاطر پول کشته بود. اين پسر ظاهرا از بابت اين قضيه ناراحت نبود. خيلي با ديگران راحت برخورد مي‌کرد و هيچ ناراحتي از اين عمل در او ديده نمي‌شد اما به محض اينکه خبردار مي‌شد که من به زندان آمدم، غذا نمي‌خورد. سرش را به در و ديوار مي‌کوبيد و وقتي از او مي‌پرسيدند که چه شده با ناراحتي زيادي مي‌گفت: «روان‌شناس داره مياد.»
فکر مي‌کنيد چرا؟ او با ديدن من دچار عذاب وجدان مي‌شد. عذاب وجداني که در او وجود داشت اما او براي رهايي از آن به مکانيسم‌هاي دفاعي دست مي‌زد و هوشيارانه از اين مکانيسم‌ها براي کسب آرامش و دوري از اضطرابي که درونش وجود داشت، استفاده مي‌کرد. راهـکاري که به ظاهر او را نجات مي‌داد اما در اصل گاه و بي‌گاه به سراغش مي‌آمد و اسيرش مي‌کرد.

و به ناگاه کر مي‌شويم
 
چرا نمي‌بيند که با ديگران چه مي‌کند؟ چرا نمي‌شنود که چگونه دل ديگران را به تير تلخ سخني مي‌شکند و حق و ناحق مي‌کند؟ آري درست مي‌گويي او نه مي‌بيند و نه مي‌شنود چرا که آرام آرام با فراموش کردن نواهاي وجدانش نه چشمي‌ برايش باقي مانده نه گوشي! حالا تو از خودت بگو تو در چه حالي؟!

عذاب وجدان افراطي
 
در زنده کردن عذاب وجدان بايد تعادل را در نظر گرفت چرا که در صورت عدم تعادل، خودکشي، اختلال در شغل و اختلال در رفتار‌هاي خانوادگي در کمين افراد است.
در چنين مواردي براي رسيدن به اعتدال (در عذاب وجدان) اين نکات را فراموش نکنيد: «تغيير نگرش، افزايش اعتماد به نفس و خودباوري، افزايش جرات مندي، در صورت اختلال بسيار شديد مراجعه نزد روان شناس يا روان پزشک.»

وجدان خفته مردها
 
تحقيقات منسجمي‌در رابطه با تفاوت ميزان بروز عذاب وجدان در زن و مرد انجام نشده است اما برخي روان‌پزشکان بر اساس شواهد باليني بر اين اعتقادند که در مردان بر اساس مسايل هورموني و نقش‌هاي اجتماعي عذاب وجدان حضور کم‌رنگ‌تري نسبت به زنان دارد.

اعتماد به نفس بالاتر، عذاب وجدان بيشتر
 
افرادي که اعتماد به نفس بالايي دارند، عذاب وجدان بيشتري را تجربه مي‌کنند اما بر اساس اظهارات دکتر رزاقي با اين تفاوت که وجدان اخلاقي اين افراد بيشتر و در عين حال صحيح‌تر است. در حالي که افراد با اعتماد به نفس پايين وجدان‌هاي افراط گونه و نا معقول دارند زيرا با عدم خود باوري و عدم پذيرش خود هرگونه رفتار خود را مورد سرزنش و عتاب قرار مي‌دهند و همواره مورد مذمت وجدان اخلاقي خود قرار مي‌گيرند.




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

پديده, nemo0098, موسوی

براي اين پست, 3 كاربر تشكر كرده اند



نگاهت را به کسی دوز که قلبش برای تو بتپه چشمانت را با نگاه کسی اشنا کن که زندگی را درک کرده باشه سرت را روی شانه های کسی بگذار که از صدای تپشهای قلبت تو را بشناسه آرامش نگاهت رو به قلبی پیوند بزن که بی ریاترین باشه لبخندت را نثار کسی کن که دل به زمین نداده باشه رویایت رو با چهره ی کسی تصویر کن که زیبایی را احساس کرده باشه چشم به راه کسی باش که تو را انتظار کشیده باشه اما عاشق کسی باش که تک تک سلولهای بدنش تقد

خارج شده است
11 آذر 1389,ساعت 23:26:03
پاسخ #8 در:
babak
تشكر
-اهدا شده: 1
-دريافت شده: 31


تازه وارد
*
محبوبيت : 15
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 26
تنهای تنها
پاسخ : وجدان
من نوکر همتونم کوتا بیاید وجدان درد گرفتم بهتر بگم فک ام درد گرفت اگر بگم در باره ی  اخلاق یا خودروی تک سرنشین یا طرح زوج و فرد سراسری تهران می خواهید طومار برا سازمان ملل بنویسید
حالا خارج از شوخی خوشم میاد همه آدمای وجدان داری هستید
o68




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

موسوی

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



گفت کشتی نساز ای نوح بر شوره زار دلها باران نخواهد آمد
رفتی کلاس اول این جمله را درست کن آن مرد تا نیایید
باران نخواهدآمد

خارج شده است
12 آذر 1389,ساعت 20:59:21
پاسخ #9 در:
12345678
مهمان
تشكر
-اهدا شده:
-دريافت شده:

پاسخ : وجدان
وجدان بدون دين و دينداري معني پيدا نمي كند. o60




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

موسوی

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
14 آذر 1389,ساعت 16:41:20
پاسخ #10 در:
anders
مدیر یار
تشكر
-اهدا شده: 532
-دريافت شده: 261


*
محبوبيت : 34
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 159
پاسخ : وجدان
با مطالب پرباري كه دوستان زحمتشو كشيده اند ديگه بي ادبيه نظري ارائه كنيم.

غرض از اين پاسخ هم تشكر از همه دوستان بود به خصوص جناب موسوي.




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

پديده, موسوی

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



ساعت ها را بگذارید بخوابند,

                                   بیهوده زیستن را نیازی به شمردن نیست...


                                                                         دکتر شریعتی

خارج شده است
14 آذر 1389,ساعت 17:28:35
پاسخ #11 در:
رضا
تشكر
-اهدا شده: 899
-دريافت شده: 891


زده به سیم آخر
*
محبوبيت : 105
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 658
مواظب گلهای زندگیتون باشید
پاسخ : وجدان


وجدان بزرگترین پاسبان روح انسان است




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

موسوی

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند


« آخرين ويرايش :توسط رضا »

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم          شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .         که تا نا گه زیکدیگر نمانیم


خارج شده است
14 آذر 1389,ساعت 22:52:17
پاسخ #12 در:
a471847
تشكر
-اهدا شده: 48
-دريافت شده: 271


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 72
آنلاین آنلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 309
پاسخ : وجدان
وجدان باعث میشه انسان واسه خودش یه خط قرمز هایی بذاره
و کلا وجدان چیز خوبی اگه ادم داشته باشه  |- |- |- |-




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

موسوی

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



جام دل شکسته اگر گفتم به اهل نظر
بشکنی دوباره دگر وای بر تو
گر ز راه بی خبری یاد من زدل ببری
بگذری ز چشم تری وای بر تو
ای امید زندگیم زنده ام به خاطر تو
عشق من صداقت من نشد اگر که باور تو
وای بر من

خارج شده است
22 خرداد 1390,ساعت 12:09:28
پاسخ #13 در:
علی 1360
تشكر
-اهدا شده: 313
-دريافت شده: 353


کم کم داره راه میوفته
*
محبوبيت : 80
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 346
lajjjj سابق
پاسخ : وجدان
شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .



شاخه ای از تفکر و استدلال در انسان به نام قیاس وجود دارد.در حقیقت توانایی مقایسه کردن زیر مجموعه ای از توانایی های مغز به حساب می آید.یا گونه ی خاصی از تفکر و اندیشه.
از طرفی همانگونه که در غریزه ی همه ی موجودات حس حب ذات یا خویشتن دوستی وجود دارد می دانیم در انسان نیز این حس موجود است.اگر چه کمی دور از ذهن است ولی شاید بتوان این حس را به نظریه ی پایستگی انیشتین نسبت داد.از این رو که هر انسان ،هر حیوان و حتی هر موجود غیر جانداری تمایل به بقا و پایستگی دارد.این تمایل در موجودات زنده خود را در کالبد حب ذات و تنازع برای بقاء نمایان می کند و جلوه می دهد.
مسلما انسان حیوانی متفکر است.از حیوان بودن وی حس یا غریزه ی حب ذات به ارث می رسد و از متفکر بودن او همانگونه که گفته شد قیاس و توانایی مقایسه کردن به ارث می رسد.این دو عنصر عامل به وجود آمدن پدیده ای به نام وجدان است.اگر این مقدمات برای تعریف وجدان بیان نمی شد ،توصیف آن به گونه ای مبهم در می آمد.همانگونه که هم اکنون در تعریف این واژه اختلاف نظرهای بسیاری وجود دارد.برخی وجدان را یکی از نمودهای فطرت و روح آدمی می دانند.برخی مانند فروید وجدان را معلولی از فراخود یا همان من برتر به شمار می آورند.در صورتی که وجدان را می توان بسیار راحت تر با همین دو عنصر خویشتن دوستی یا حب ذات و. نیروی قیاس تعریف کرد.« هر انسان رفتار یا کنشی را که بر فردی اعمال می شود با خویشتن خویش و اینکه آن عمل بر او اجرا شود مقایسه می کند ،چنانچه آن عمل یا رفتار حس خویشتن دوستی او را تحریک یا ناراحت کند با استفاده از همین قیاس آن را به عنوان سوء رفتار می شناسد.» بنابر این از اینکه این سوء رفتار را خود او به عنوان محرک بر دیگری اعمال نماید خودداری می کند.سرچشمه ی این خودداری پدیده ای به نام وجدان می دانیم.
بنابراین نیازی نیست که مسائل یا به بیان دیگر تعاریفی نو از انسان مطرح شود تا وجدان را شاخه ای از آن بدانیم.برای مثال فراخود،من برتر و یا حتی فطرت.
شایان ذکر است نه تنها وجدان که بسیاری از تعاریف و واژگان دیگر نیز از آنچه ذکر شد قابل تفهیم است.از جمله محبت، ایثار، مهر ، دوستی ،وفا و ...
یک بار دیگر جمله ی داخل گیومه ی بالا را که در جهت تعریف وجدان ارائه داده شد از نو بخوانید:
« هر انسان رفتار یا کنشی را که بر فردی اعمال می شود با خویشتن خویش و اینکه آن عمل بر او اجرا شود مقایسه می کند ،چنانچه آن عمل یا رفتار حس خویشتن دوستی او را تحریک یا ناراحت کند با استفاده از همین قیاس آن را به عنوان سوء رفتار می شناسد.»
اگر عمل یا رفتار ذکر شده مطابق با میل خویشتن انسان باشد آنگاه از طریق همین قیاس و مقایسه حسی در انسان به وجود می آید که می توان آن را ایثار و محبت معنا کرد.در حقیقت با استفاده از توانایی فکری مقایسه خویشتن دوستی یا حب ذات را به هم نوع خود نیز انتقال می دهیم و او را نیز در این امر شریک می گردایم.و آنگاه است که غنچه ی ایثار و محبت شکفته می شود.

                                                                                                   موفق و مويد باشيد.......******* با تشكر از تايپيك جناب موسوي
شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .
لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

موسوی

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند


« آخرين ويرايش :توسط lajjjj »

خبرنگار ساده دل آنلاین خبرچین آنلاین
�  همکاران: پدیده، ساینا، شبپره
*مصاحبه با ساينا، زاغي و بهاره  و همچنین رضا را در ساده دل آنلاين ميتوانيد مطالعه فرماييد..
براي اطلاعات بيشتر به ساده‌دل آنلاين مراجعه فرماييد*
لازم به ذکر است که نام کاربری اینجانب از lajjjj به علی 1360 تغییر یافت با تشکر

خارج شده است
03 مرداد 1390,ساعت 12:50:00
پاسخ #14 در:
موسوی
سرپرست سایت
تشكر
-اهدا شده: 3496
-دريافت شده: 791


*
محبوبيت : 510
آفلاین آفلاین
جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 613
پاسخ : وجدان
سلام
هر انسانی در طول زندگی به جایگاه داوری میرسه . حالا این داوری میتونه نظر دادن در مواردی که به شخص خودش مربوط میشه و در بعضی مواقع باید نظر بده در مورد مسئله ای که بین دو یا چند نفر وجود داره . از نظر شما تو شرایطی که عقل حکم میکنه نظر ت A باشه و دلت میگه B  باشه ولی وجدان X  رو تایید میکنه . عقل بخاطر نتیجه مثبت و منطقی که به سود خودتون هست حکمی میده - دلتون هم بخاطر نتیجه مثبت و تقریبا غیر منطقی حکم میده - تو همین شرایط وجدان شما هر دو نظر رو رد میکنه و بخاطر مسائل ریشه ای و انسانیت نظری دیگر میده . - - - کدومش رو اجرا میکنین ؟
برای اینکه روشنتر بشه یه مثال واقعی رو میزنم تا ....
پسر من فوتبال میره حدود سه سال - مربیش با من آشنا هست و یه شرایطی رو برام توضیح داد و نظر منو خواست . :
از میان بچه های فوتبالیست در گروه سنی پسرم از میون سی و هشت نفر 5 نفر رو مربی باید انتخاب کنه تا برن تو تیم مهمتری ادامه فوتبال بدن که این یه فرصت خوبی برا این بچه ها هست - بین سه نفر که از نظر مربی تقریبا در یک حد هستند از من نظر خواست که پسرم رو انتخاب کنه یا یکی از اون دو نفر رو البته به عنوان مشورت و بخاطر آشنایی که بین ما هست . عقل من میگه این فرصت طلایی هست و پسرم فاکتور مناسب رو داره و چون پسرم هست باید بره بخاطر نتیجه های مثبتی که در پی داره . دلم میگه هر طور شده باید از موقعیت خودم استفاده کنم و پسرم بره تو لیست 5 نفر --- اما وجدانم میگه اگر قرار باشه دقیق و وجدانی بین این سه نفر انتخاب کنیم حق یکی از اون دونفر هست بدلیل اینکه از نظر جسمانی یکی از اون دونفر باید انتخاب بشن ..... حالا به نظر شما من چه نظری باید بدم ؟
 






شادی پروانه اینست ، که هرچه تقلا کنی نمی توانی آنرا شکار کنی ! باید آرام باشی ، تا روی شانه هایت بنشیند ...
(( شانه هایت پر از پروانه باد ))

خارج شده است
صفحه: [1] 2   بالا
GoogleTagged: love

 
پرش به :  

Powered by MySQL Powered by PHP Powered by SMF 1.1.16 | SMF © 2006-2011, Simple Machines
هاست تالار گفتمان ساده دل توسط ایران مدرن پشتیبانی می شود. | Sitemap
Valid XHTML 1.0! Valid CSS!


Google اين صفحه را ديده است 31 ارديبهشت 1391,ساعت 19:49:30



آخرین ارسالها
آخرین ارسالها