اخبار روانشناسی - * - 04 خرداد 1391,ساعت 20:02:55

_-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_



جدیدترین پست ها
موضوع : _-*-_-*-_ تور 4 روزه برای کاربران تالار گفتمان ساده دل _-*-_-*-_
متن :  من با اندرس موافقم  خانوم ها يعني دور از جماعتند ... و نميتونن با كساني ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shadi.shadi        تاریخ : امروز، ساعت 14:58:25
موضوع : آرزوهایی که هرگز برآورده نشدند....
متن : من همش عاشق دوچرخه بودم و هستم؛وقتی بچه بودم یه سه چرخه زرد داشتم؛بعدش...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 10:29:33
موضوع : شما دوست دارید به اونی که عاشقشید چی هدیه بدید؟
متن : خُ خیلی سخته چیزی رو هدیه دادن؛ولی بهترین چیز اینه که در کنار این که خص...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 10:22:02
موضوع : گمشده من ، گمشده تو
متن : من..!هوم؛خُ من؛من یسری چیزا رو گم کردم؛حالا پیداشون میکنم یا نع خدا دان...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 10:12:13
موضوع : حرف دل
متن : نوشته: مرتضی محمدی در امروز، ساعت 09:49:04 دوستان ساده دل این شاید آخرین مط...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 10:04:38
موضوع : بیا از رویات بگو...شاید منم رویامو پیدا کنم...
متن : رویــــــــــــا هایــــــــــ  تــو...رویاهای تو بخش مهمی از زندگی ت...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : امروز، ساعت 09:48:53
موضوع : چرا کمک میکنی چون...
متن : کمک می کنم چون من هم یک روزی یک جایی محتاج کمک میشم ...کمک می کنم تا روزی ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : امروز، ساعت 02:48:32
موضوع : ليلة الرغائب (شب آرزوها)
متن : امشب بزرگی‌ات می‌شود آرزوهایتلیله‌الرغائب است، مراقب آرزوهایت باشف...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 23:15:28
موضوع : ♥♥کــــودکــــانــــــــه♥♥
متن : شما اجازه ديدن اين عکس را نداريد .لطفا ابتدا در انجمن ثبت نام و يا به انجمن وارد شويد .این پسر خالمه؛پارسال ک...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط shabpare        تاریخ : ديروز، ساعت 18:46:06
موضوع : متن اهنگ مورد علاقه ات رو بنويس
متن : بن بستبه من چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشههنوزم بیـن ما شاید یه حـس تـا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 18:31:30
موضوع : شعرهای بلند و کوتاه (4)
متن : دیرگاهیست که تنها شده امقصه غربت صحرا شده اموسعت درد فقط سهم من استباز ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 16:55:27
موضوع : ناامیدی تنها یک گناه است؟
متن : امید در کنار نا امیدی رنگ میگیره ؛ مثلا باید به یک جریانی کاملا و با دل ...
در گــــفــــتــــگــــو آزاد
توسط پديده        تاریخ : ديروز، ساعت 15:29:35
موضوع : •فروغ _ زنی تنها در آستانه فصلی سرد!•
متن : ناگفته هايي از فروغ  در حوزۀ سينماـ پيوندفيلم(يك آتش)كه در سال ۱۳۴۱ در ...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : ديروز، ساعت 15:16:37
موضوع : پاسخ : شعر هاي خنده دار
متن : ياهوهي گفتند: پدرومادرها!مراقب باشيداينترنت چيز بدي استماهواره خطر دا...
در ادبـــی - مــذهــبــی
توسط shadi.shadi        تاریخ : ديروز، ساعت 14:56:49
موضوع : **اشتباهات داوري در فوتبال**
متن : پیش مییاد؛به دل نگیرین؛‏)‏
در ورزشی
توسط مرتضی محمدی        تاریخ : ديروز، ساعت 12:50:12

صفحه: [1] 2 3   بالا
موضوع: اخبار روانشناسی  (دفعات بازدید: 990 بار) ابزارهاي تاپيك جستجو
0 كاربران و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
02 دي 1389,ساعت 11:53:01
در:
گلوريا
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 1361
-دريافت شده: 1098


*
محبوبيت : 654
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1377
اخبار روانشناسی
از طریق چشم می توان افکار انسان ها را خواند
 


تحقیقات دانشمندان نشان میدهد چشم ها واقعا دریچه ای به درون افکار انسان ها هستند و می توان با بررسی حرکت و نگاه انسان ها به افکار آنها پی برد.
تحقیقات دانشمندان نشان می دهد چشم ها واقعا دریچه ای به درون افکار انسان ها هستند و می توان با بررسی حرکت و نگاه انسان ها به افکار آن ها پی برد.
یک نگاه مختصر به بالا یا پایین ، چپ یا راست می تواند به فهمیدن آنچه که در ذهن هر انسانی می گذرد کمک کند.


در یک تحقیق که توسط دانشگاه ملبورن انجام شده است ، از داوطلبان خواسته شد به یک سری از اعداد بین یک تا ۳۰ فکر کنند و آنها را به صورت تصادفی بیان کنند.
دانشمندان حرکات چشم هر نفر را تحلیل کرده و اعلام کردند که میتوانند عددی را که هر شخص در ذهن خود به آن فکر می کند را با دقت بالایی حدس بزنند.
این تحقیقات نشان می دهد که هنر خواندن ذهن می تواند با کمک مطالعه حرکات و حالات غیر ارادی چهره به صورت علمی دربیاید.
دکتر مایکل نیکولاس یک عصب شناس و یکی از نویسندگان این تحقیق در این باره گفت : چشم ها نه تنها به ما اجازه می دهند که دنیای اطراف خود را ببینیم ، بلکه با کمک آنها میتواند به دنیای درون ذهن انسان ها هم نفوذ پیدا کرد.
در این تحقیقات که نتایج آن در نشریه Current Biology به چاپ رسیده است ۱۲ مرد راست دست در یک اتاق تاریک قرار گرفتند و از آنها خواسته شد اعداد بین یک تا ۳۰ را به طور کاملا تصادفی لیست کنند.در این بین حرکات چشم آنها به طور کامل جزئی تحت نظر قرار گرفت و هر حرکت کوچک ثبت شد.


دانشمندان متوجه شدند اگر چشم افراد کمی به طرف چپ و سپس اندکی به سمت پایین حرکت کند ، احتمالا عدد بعدی که آنها انتخاب می کنند کوچک تر خواهد بود ، اما اگر آنها چشمان خود را به سمت راست و بالا حرکت دهند احتمالا عدد بزرگتری را انتخاب خواهند کرد.
در این تحقیقات دانشمندان توانستند در ۶۰ درصد موارد به درستی عدد بعدی را حدس بزنند.
دکتر توبیاس لوتشر در این باره گفت : ما معمولا اعداد را در یک خط تصور میکنیم .زمانی که ما در مورد اعداد فکر می کنیم به طور خودکار آنها را در فضا تصور می کنیم و اعداد کوچک را در سمت چپ و اعداد بزرگتر را در سمت راست قرار می دهیم.این در حالی است که ما خودمان هم به این نوع تصور ذهنی که از اعداد داریم توجه نمی کنیم.
دانشمندان با انجام این تحقیقات به این نتیجه رسیدند که این گفته قدیمی که چشم ها میتوانند انسان را لو بدهند درست است.این یافته ها نشان می دهد ارتباطات بسیار پیچیده ای بین افکار انسان ها ، حرکات بدن و جهان اطراف ما وجود دارد.
این تحقیقات می تواند از این منظر هم قابل توجه باشد که فکر کردن ساده نسبت به اعداد تصادفی منجر به تغییرات سیستماتیک در موقعیت چشم انسان ها میشود.قبلا نیز حرکات عرضی چشم به محاسبات ریاضی و یادآوری خاطرات گذشته مرتبط شده بود.
پروفسور ریچارد وایزمن استاد روانشناسی دانشگاه هرت فورد شایر در این باره گفت : مغز انسان ها افکار و حرکات بدن را کنترل می کند.اما سوال اصلی این جاست که کدام یک زودتر اتفاق می افتند ، فکر کردن یا حرک بدن؟
به نظر می رسد که این حرکت ها هستند که بر تفکرات انسان ها مقدم هستند و این بسیار موضوع جالبی است.
پروفسور وایزمن گفت آین تحقیقات بر اساس مطالعاتی بود که توسط ادماند جکوبسون روانپزشک آمریکایی در دهه ۱۹۵۰ انجام شد که در طی آن از شرکت کنندگان در تحقیق خواست که به برج ایفل فکر کنند و در این هنگام آنها به طور ناخودآگاه به سمت بالا نگاه می کردند.




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

meysam, آزيتا, موسوی, kaamel

براي اين پست, 4 كاربر تشكر كرده اند



ای کسانی که ایمان آورده اید ! شما رو به جدتون قسم به اونایی که ایمان نیاورده اند کاری نداشته باشید

خارج شده است
02 دي 1389,ساعت 11:53:49
پاسخ #1 در:
گلوريا
مدیر انجمن
تشكر
-اهدا شده: 1361
-دريافت شده: 1098


*
محبوبيت : 654
آفلاین آفلاین
جنسيت : دختر
تعداد ارسال: 1377
پاسخ : اخبار روانشناسی
نظریه جدید و خواندنی در رابطه با گریه کردن
 



وقتی که احساسی همچون غم یا شادی مفرط داریم، اشکهایمان ناخودآگاه جاری می‌شود، اما این اشکها چرا و به چه هدفی جاری می‌شوند؟
یکی از دانشمندان و پژوهشگران زیست شناسی تکاملی در دانشگاه تل آویو اسرائیل به نام ارن هاسن، نظریه ی جدیدی در مورد ایجاد اشک و گریه کردن، ارائه کرده است. وی عنوان می‌کند : “اشکها می‌توانند به عنوان علائمی جهت نشان دادن اینکه قدرت تحمل فرد پایین آمده، عمل کنند.”
ارن هاسن چنین می‌گوید “گریه کردن یکی از بزرگترین رفتارهاییست که افکار شما را نمایان می‌کند. تحلیل ها و بررسی های وی نشان می‌دهد که اشکها همزمان با تیره کردن بینائی، میزان تحمل و عملکردهای وابسته را کاهش می‌دهند. برای مثال تسلیم شدن، گریه برای درخواست کمک، و حتی در ابراز وابستگی متقابل.
اشکهایی که از روی احساسات جاری شوند تنها منحصر به انسان هستند. در گذشته، محققان می‌پنداشتند که گریه کردن مواد شیمیایی استرس زا را از بدن دور کرده یا احساس آرامش به انسان دست می‌دهد و همچنین باعث می‌شود نوزادان و کودکان مشکلات سلامتی خود را از این طریق بروز دهند.

اخیرا پروفسور هاسن متذکر شده است که وقتی اشکها بینائی را تیره می‌کنند، می‌توانند از بروز رفتارهای خشونت آمیز جلوگیری کنند. به عنوان مثال: اشکها آسیب پذیری فرد را نشان می‌دهند، یک استراتژی که دیگران را از لحاظ احساسی نسبت به شما صمیمی تر می‌کند.
پروفسور هاسن به اضافه می‌نماید “بوسیله گریه کردن و بویژه جاری شدن اشک می‌توان روابط شخصی را ساخت یا قوی تر نمود. برای مثال: شما می‌توانید نشان دهید که در برابر یک مهاجم تسلیم هستید بنابراین به طور بالقوه رحم و عطوفت را در یک فرد ظالم ایجاد می‌کنید یا می‌توانید از دیگران همدردی را جذب کرده یا شاید بتوانید مساعدت و یاری آنها را طلب کنید.
همچنین پروفسور هاسن معتقد است به وسیله بروز اشکهایتان در مقابل دیگران می‌توانید ابراز متقابلی از مقاومت های کاهش یافته داشته باشید و این بدین معنیست که با داشتن احساسات مشترک، از لحاظ عاطفی به یکدیگر پیوند خورده و صمیمیت خود را نشان دهید که این شیوه فقط مختص انسانهاست”.
البته پروفسور هاسن افزوده است که اثر این رفتار تکاملی همیشه بستگی به فردی دارد که هنگام گریه کردن در کنار شماست و معمولاً در مکان هایی مانند کار که باید به دور از احساسات بود، مؤثر نخواهد بود.
پروفسور هاسن تحقیقات خود را در مجله Evolutionary Psychology به تفصیل شرح داده است.




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

meysam, آزيتا, موسوی, kaamel

براي اين پست, 4 كاربر تشكر كرده اند



ای کسانی که ایمان آورده اید ! شما رو به جدتون قسم به اونایی که ایمان نیاورده اند کاری نداشته باشید

خارج شده است
02 دي 1389,ساعت 11:57:35
پاسخ #2 در:
12345678
مهمان
تشكر
-اهدا شده:
-دريافت شده:

پاسخ : اخبار روانشناسی
خرافاتي‌ها و اختلال وسواس اجباري


شايد شما افرادي را ديده باشيدكه به آداب تكرار مبتلا هستند، آنها احساس مي‌كنند كه ناچارند حركات ساده‌اي را چندين بار انجام دهند؛ مانند وارد شدن به اتاق، شستن بخشي از بدن خود يا شانه كردن موهاي سر به دفعات مشخص. اين افراد ممكن است تا زماني كه اين حركات را به همان تعداد انجام ندهند احساس راحتي نكنند و ممكن است فكر كنند در صورتي كه اين اعمال را به تعداد «درست» انجام ندهند، حادثه‌اي براي خودشان يا شخص مورد علاقه‌شان رخ مي‌دهد.

شايد براي شما هم جالب باشد كه بدانيد خرافات و موهوماتي از اين دست در نتيجه بروز اختلالات وسواسي رخ مي‌دهد كه در علم روان‌شناسي به آن اختلال وسواس اجبار يا OCD مي‌گويند. براي چنين افرادي عادت به انجام برخي اعمال خاص، باعث ايجاد اختلال در زندگي روزمره مي‌شود.تمام زندگي افراد مبتلا به اختلال وسواس اجباري، با رفتارهاي تكرارشونده پر مي‌شود. آنها پريشاني، افكار ناخواسته يا تصاويري در ذهن دارند كه برايشان مفهومي ندارند؛ اين افكار يا تصاوير با وجود تلاش براي نايده گرفتنشان به طور مداوم تكرار مي‌شوند.

اختلال وسواس يك نوع اختلال اضطرابي است و بسيار شايع‌تر از آن است كه تصورش را مي‌كنيد و از آنجا كه رهايي از وسواس‌ها و تكرارها بسيار مشكل است، OCD مي‌تواند ناتوان‌كننده و مزمن باشد؛ در عين حال درمان مي‌تواند كمك كند تا اختلال وسواس را تحت كنترل قرار دهد.

علائم اختلال وسواس هر دو نوع وسواس فكري و وسواس جبري را شامل مي‌شود. علائم OCD مي‌توانند شديد و وقت‌گير باشند. به عنوان مثال، كسي كه احساس مي‌كند دستهايش به ميكروب آلوده شده (وسواس فكري) ممكن است هر روز ساعت‌ها به شستن دست‌هايش مشغول شود (تكرار جبري) و ممكن است تمركز وي روي شست‌وشو آنقدر زياد باشد كه نتواند كار ديگري را به اتمام برساند.

زماني تصور مي‌شد كه اختلال وسواس حالت نادري است، اما در حال حاضر مي‌دانيم كه از ساير بيماري‌هاي مغزي شايع‌تر است.اختلال وسواس تنها بالغين را تحت تاثير قرار نمي‌دهد؛ اختلال اغلب در دوره بلوغ يا اوايل كودكي، معمولا حدود سن 10 سالگي شروع مي‌شود و در بالغين، حدود 21سالگي آغاز مي‌شود.

خيلي از افراد فكر مي‌كنند اختلال وسواس اجباري در خانم‌ها بيشتر است، اما برخلاف تصور عموم احتمال ابتلاي مرد و زن به OCD (اختلال وسواس اجباري) يكسان است، اما در گروه سني نوجواني، ميزان ابتلاي پسران از دختران بيشتر است و منشاء ژنتيك دارد؛ از سوي ديگر ميزان ابتلاي افراد مجرد به اين اختلال، بيشتر از متاهل‌هاست و به طور كلي ميزان شيوع اختلال وسواس اجباري، 2 تا 3 درصد است. ممكن است خرافات بر همه زندگي مبتلايان به اختلال وسواس ـ اجبار سايه بيندازد؛ به طور معمول، وسواس‌هاي خرافي بر ترس از مرگ و نمادهاي آن متمركزند. اگر شما به اين نوع اختلال وسواس ـ اجبار مبتلا باشيد، ميان اشيايي كه از آنها مي‌ترسيد، ارتباط‌هايي برقرار مي‌كنيد، يعني چيزهاي خاصي را با بدشانسي مرتبط مي‌شماريد و سپس از فعاليت‌ها و مكان‌هاي خاصي كه گمان مي‌كنيد موجب بدشانسي مي‌شوند اجتناب مي‌كنيد. به هر حال اگر شما در خود نشانه‌هايي از تشويش و نگراني و تنش مي‌بينيد و احساس مي‌كنيد اين رفتارها از كنترل شما خارج هستند، حتما به پزشك مراجعه كنيد تا پيش از توسل به خرافات و موهومات، به درمان اين بيماري‌هاي وسواس‌گونه بپردازيد.




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

گلوريا, meysam, آزيتا, موسوی, kaamel

براي اين پست, 5 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
02 دي 1389,ساعت 11:58:12
پاسخ #3 در:
12345678
مهمان
تشكر
-اهدا شده:
-دريافت شده:

پاسخ : اخبار روانشناسی
تاثیر فرهنگ آپارتمان نشینی بر کودکان

 
حیاط های بزرگ جای خود را به حیاط های کوچکی دادند که متعلق به همه ساکنین آن ساختمان بود و بچه ها به دلیل اینکه برای دیگر همسایه ها ایجاد مزاحمت نکنند مجبور شدند سکوت را در داخل خانه رعایت کنند.
ایسکانیوز: از زمانی که خانه های ویلایی در اثر ساخت و سازهای پی در پی به آپارتمان های غول پیکر تبدیل شدند، فرهنگی به نام فرهنگ آپارتمان نشینی به وجود آمد.حیاط های بزرگ جای خود را به حیاط های کوچکی دادند که متعلق به همه ساکنین آن ساختمان بود و بچه ها به دلیل اینکه برای دیگر همسایه ها ایجاد مزاحمت نکنند مجبور شدند سکوت را در داخل خانه رعایت کنند. بنابراین آنها از بازی های پرسروصدا و پر جنب و جوش دست کشیدند و به تلویزیون و بعد از آن به بازی هایی مانند پلی استیشن و بازی های رایانه ای روی آوردند.

اغلب بازی های رایانه ای که کودکان انجام می دهند و یا برنامه هایی که می بینند در آنها از خشونت، قتل و دزدی استفاده شده است. این مساله تا جایی پیش رفته که نگرانی خیلی از خانواده ها را با خود به همراه داشته است چرا که آنها می بینند که کودکانشان به دلیل کم تحرکی هر روز چاق تر و به خاطر دیدن برنامه ها یا بازی های خشن هر روز پرخاشگرتر می شوند.

این کودکان گاهی اوقات خود را جای شخصیت های اصلی برنامه هایی که می بینند مثل مرد عنکبوتی می گذارند و رفتارهای خشونت آمیز یا خطرناک از خود بروز می دهند آنها به دلیل ارتباط کمی که با دیگر بچه ها دارند هر روز منزوی تر و گوشه گیر تر می شوند. با وجود اثرات منفی که این وسایل دارند نمی توان اثرات مثبت آن را نادیده گرفت. استفاده کم و درست از این وسایل می تواند باعث رشد فکری و خلاقیت بچه ها شود. بچه ها با استفاده از برنامه های مخصوص خود یا بازی های رایانه ای که از خشونت استفاده نشده است می توانند مواردی را آموزش ببینند که خانواده ها از عهده آموزش آنها به دلایل مختلف برنمی آیند.

بنابراین بهتر است والدین روی برنامه هایی که کودکان می بینند و بازی های رایانه ای نظارت داشته باشند و استفاده از این وسایل را برای کودکان خود محدود کنند و اوقات فراغت کودکان خود را با بردن آنها به پارک برای بازی و آشنایی بادیگر همسالان و همچنین گذاشتن آنها در کلاس های ورزشی و آموزشی پرکنند.




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

گلوريا, meysam, آزيتا, موسوی, kaamel

براي اين پست, 5 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
03 دي 1389,ساعت 05:26:03
پاسخ #4 در:
12345678
مهمان
تشكر
-اهدا شده:
-دريافت شده:

پاسخ : اخبار روانشناسی
اختلالات روانی در مجردها بیشتر است یا متأهل‌ها؟


در بررسی سال 87 در تهران جمعیت بالای 15 سال صورت گرفت 34.2 درصد از افراد دچار اختلالات روانی بودند که 37.9 درصد در زنان و 28.6 درصد در مردان دچار اختلالات روانی بودند که این آمار در متأهلین 32.6 درصد و در مجردین 30.6 درصد و در افراد مطلقه و بیوه 47.2 درصد بوده است که نسبت به سال 77 شیوع اختلالات روانی رشد 60 درصدی داشته است که بسیار نگران‌کننده است.
فارس:  استاد روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران گفت: در بررسی سال 87 شیوع اختلالات روانی 34،2 درصد بوده است که این آمار در متأهلین 32.6 درصد و در مجردین 30.6 درصد است. اختلالات روانی در متأهلان بیشتر از افراد مجرد است.

احمدعلی نوربالا امروز در همایش یکروزه سلامت روان و رسانه که در تالار بیمارستان مرکز طبی کودکان برگزار شد، افزود: اختلالات روانپزشکی منجر به پیامدهای زیانباری در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی می‌شود که ناشی از تأثیر مستقیم یا غیر مستقیم این بیماری است و مفهوم سلامت و روان از نظر سازمان جهانی بهداشت چیزی فراتر از اختلالات روانی است.

وی گفت: نیازهای اجتماعی و بهداشتی از دست رفتن شغل و کاهش قابلیت تولید، تأثیر بر خانواده، میزان جنایات و امنیت عمومی و اثر منفی مرگ و میر زودهنگام و هزینه‌های دارو و درمان بیماری از مواردی است که ناشی از تأثیر مستقیم این بیماری است.

نوربالا گفت: حدود 154 میلیون نفر در جهان از اختلالات افسردگی رنج می‌برند و 25 میلیون نفر از اختلال اسکیزوفرینا، 92 میلیون نفر از اختلال سوء مصرف الکل، 17 میلیون نفر از سوء مصرف مواد، 50 میلیون نفر از بیماری صرع و 24 میلیون نفر از آلزایمر و سایر بیماری‌های روانی در رنج هستند و 877 هزار نفر خود کشی می‌کنند.

استاد روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران افزود: در بررسی که در سال 1378 بر روی 35 هزار و 14 نفر افراد بالای 15 سال انجام گرفت شیوع اختلالات روانی در کل کشور 21 درصد بوده که 25.9 درصد در زنان و 14.9 درصد در مردان بوده است.

وی گفت: در بررسی سال 1380 که بر 25 هزار و 180 نفر جمعیت افراد بالای 18 سال که انجام شد شیوع اختلالات روانی 17،1 درصد بوده و در بین زنان 23،4 درصد شیوع داشته است. در تهران حدود 14،29 درصد بوده است که در بین متأهلان 11.3 درصد و در بین مجردان 8.7 درصد بوده است که بالا بودن اختلالات روانی در بین متأهلان بسیار قابل چشمگیر است.

نوربالا گفت: در بررسی سال 87 در تهران جمعیت بالای 15 سال صورت گرفت 34.2 درصد از افراد دچار اختلالات روانی بودند که 37.9 درصد در زنان و 28.6 درصد در مردان دچار اختلالات روانی بودند که این آمار در متأهلین 32.6 درصد و در مجردین 30.6 درصد و در افراد مطلقه و بیوه 47.2 درصد بوده است که نسبت به سال 77 شیوع اختلالات روانی رشد 60 درصدی داشته است که بسیار نگران‌کننده است. 

نوربالا گفت: انگ‌زدایی از بیماران روانی نسبت به بیماران ایدزی کمتر صورت گرفته است و آمار اختلالات روانی در جامعه ایرانی شیوع بالایی پیدا کرده است. در ایران وضعیت خانواده‌های متأهل نسبت به مجرد بدتر است و اعتیاد نیز یکی از عوامل اختلالات روانی است.

وی گفت: در سال 1990 اختلالات عصبی و روانی عامل 10 درصد از کل سال‌های زندگی تعدیل شده برحسب ناتوانی بوده است که این آمار در سال 2000 به 12 درصد رسیده است و در سال 2002 به 13 درصد که پیش‌بینی می‌شود بار اختلالات تا سال 2020 به 15 درصد برسد که اختلالات روانی 31 درصد سال‌های زندگی را با معلولیت تشکیل می‌دهد. 




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

آزيتا, موسوی, kaamel

براي اين پست, 3 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
03 دي 1389,ساعت 05:28:45
پاسخ #5 در:
12345678
مهمان
تشكر
-اهدا شده:
-دريافت شده:

پاسخ : اخبار روانشناسی
غرور در خون انسان است


فرقي نمي‌كند كه انسان به چه علت به خود افتخار مي‌كند. در هر حال فرد اندام خود را بيشتر به نمايش مي‌گذارد. مثلاچانه را كمي بالا مي‌دهد، لبخند مي‌زند به احتمال زياد دست‌ها را كمي در هوا مي‌چرخاند. چنين رفتاري را حتي در ميان نابينايان هم مي‌بينيم. در نتيجه غرور احساسي است ذاتي و نه آموختني.
تهران امروز: کساني که به توانايي‌هاي خود افتخار مي‌كنند، يعني احساس غرور ذاتي در آنها نمايان است افرادي خوش‌مشرب و دوست‌داشتني هستند. اين افراد ثبات روحي بيشتري دارند و در روابط عاطفي و اجتماعي خود موفق‌ترند.
 
در مقابل كساني كه ‎به دليل وابستگي‌هايي مانند مليت، خانواده يا تعلق به گروهي خاص، به خود افتخار مي‌كنند به احتمال زياد گرفتار نوعي ترس پنهان هستند.
 
اين افراد بيشتر گرفتار رابطه‌هاي عاطفي و اجتماعي ناخواسته مي‌شوند. با آزمايش خون مي‌توان تشخيص داد كه احساس غرور فرد، از كدام نوع است. ‎در واقع بدن فردي كه به توانايي‌هاي خود مطمئن است، يعني مي‌داند كه كارش را با موفقيت به سرانجام مي‌رساند و البته در مقابل تشويق مي‌شود، تستوسترون كمتري ترشح مي‌كند. در خون چنين فردي هورمون سروتونين بيشتر است.
 
تستوسترون و سروتونين، دو هورموني هستند كه در رفتارهاي اجتماعي نقش مهمي بازي مي‌كنند. نتيجه تحقيقات گسترده پژوهشگران دانشگاه بريتيش كلمبيا نشان مي‌د‌هد، بدن افرادي كه شغل‌هاي مهمي دارند، تستوسترون بيشتري توليد مي‌كند. در نتيجه رفتار اين افراد با كمي تكبر آميخته است.

فرقي نمي‌كند كه انسان به چه علت به خود افتخار مي‌كند. در هر حال فرد اندام خود را بيشتر به نمايش مي‌گذارد. مثلاچانه را كمي بالا مي‌دهد، لبخند مي‌زند به احتمال زياد دست‌ها را كمي در هوا مي‌چرخاند. چنين رفتاري را حتي در ميان نابينايان هم مي‌بينيم. در نتيجه غرور احساسي است ذاتي و نه آموختني.
 
پژوهشگراني كه در اين زمينه تحقيق كرده‌اند، مي‌گويند كه اين احساس از حدود چهار سالگي خود را نشان مي‌دهد. يعني از زماني كه كودك رفته رفته توانايي‌هاي خود را تشخيص مي‌دهد و خود را با ديگران مقايسه مي‌كند. در نتيجه غرور احساسي است ذاتي و نه آموختني. پژوهشگراني كه در اين زمينه تحقيق كرده‌اند، مي‌گويند كه اين احساس از حدود چهار سالگي خود را نشان مي‌دهد.

يعني از زماني كه كودك رفته‌رفته توانايي‌هاي خود را تشخيص مي‌دهد و خود را با ديگران مقايسه مي‌كند. اما نشان دادن اين حس با گذشت زمان باتوجه به فرهنگ و آداب و رسومي كه فرد در آن رشد مي‌كند، دستخوش تغيير مي‌شود. به نظر مي‌‌رسد كه هنوز تكليف انسان با احساسي به نام غرور روشن نشده است اما يك نكته مشخص است؛ احساس غرور، نقش بسيار پررنگي در زندگي عاطفي انسان بازي مي‌كند.




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

آزيتا, موسوی, kaamel

براي اين پست, 3 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
03 دي 1389,ساعت 05:32:29
پاسخ #6 در:
12345678
مهمان
تشكر
-اهدا شده:
-دريافت شده:

پاسخ : اخبار روانشناسی
روانشناسی ازدواج 

--------------------------------------------------------------------------------
مقدمه


ازدواج یکی از مراحل مهم در زندگی انسان به شمار می‌رود. نتایج اطلاعات متعددی که در مورد ازدواج انجام شده بر اهمیت آن در سلامت جسمانی و روان شناختی تأکیده کرده‌اند. در دهه‌های اخیر توجه بسیاری از پژوهشگران و متخصصان بالینی و خانواده به کیفیت روابط زناشویی ، رضایت زوجین و تأثیر آن در سلامت خانواده جلب شده است. بطور کلی آنچه در مباحث روانشناسی ازدواج مورد توجه است بررسی عوامل مؤثر بر ازدواج و عوامل ارتقاء دهنده شرایط کیفی ازدواج است که مباحثی چون نقش عوامل مادی ، فرهنگی ، روانی ، شخصیتی را بر تصمیم گیری ازدواج و رضایت ازدواج را در بر می‌گیرد.

تاریخچه روانشناسی ازدواج
ازدواج به عنوان یکی از رویدادهای مهم مرحله انتقال به بزرگسالی مقوله‌ای بسیار پیچیده است. شروع مطالعه علمی و دقیق در این مورد به سال 1930 بر می‌گردد، که بطور گسترده‌تر در سال 1950 تغییراتی عمیق در پروژهشهای مربوط به آن صورت گرفت. اولین تحقیق منتشر شده در مورد روانشناسی ازدواج اثر ترمن و همکارانش بود. آنها تلاش کردند به این سؤال پاسخ دهند که چه تفاوتهایی می‌تواند بین ازدواج موفق و نا‌موفق داشته باشد.

مباحث روانشناسی ازدواج
بطور کلی می‌توان گفت در روانشناسی ازدواج دو دسته مبحث کلی مورد توجه است. یک دسته مباحثی است که به شرایط قبل از ازدواج و در واقع به مرحله تصمیم گیری برای ازدواج می‌شود، در دسته دیگر مطالبی را شامل می‌شود که به مراحل حین ازدواج و بعد از ازدواج مربوط هستند. در زیر به برخی از آنها می‌پردازیم.

تصمیم گیری برای ازدواج
در این مرحله تلاش می‌شود سؤالاتی از این قبیل پاسخ داده شود که یک فرد چگونه می‌تواند زوج مناسبی برای خود انتخاب کند؟ در انتخاب زوج چه اولویتهایی را مد نظر قرار دهد؟ آیا شرایط مادی مهمتر هستند یا شرایط خانوادگی و فرهنگی؟ عوامل شخصیتی تا چه اندازه می‌تواند ازدواج موفقی را پیش بینی کند؟ آیا تناسب و همانندی در صفات شخصیتی مهمتر است یا مکمل بودن این خصوصیات؟ چگونه می‌توان فهمید دو نفر از لحاظ شخصیتی چقدر با یکدیگر تناسب دارند و غیره. روانشناسی ازدواج تلاش کرده با انجام تحقیقاتی به سؤالات فوق پاسخهای مناسب ارائه داده و نتایج یافته‌های خود را در فرآیند مشاوره ازدواج در اختیار افراد قرار دهد.

آنچه در فرآیند مشاوره ازدواج در این مرحله مورد توجه است، رعایت اصل تناسب و اصل اولویت بندی است. بر اساس اصل تناسب گفته می‌شود هر اندازه افراد از لحاظ شرایط مادی ، فرهنگی و شخصتی ، تحصیلی متناسب با یکدیگر باشند ازدواج موفقتری خواهند داشت. به همان اندازه که ازدواج یک فرد از طبقه اقتصادی بسیار بالا با فردی از طبقه اقتصادی پایین عدم هماهنگی و در نتیجه احتمال عدم موفقیت را به همراه خواهد داشت، عدم تناسب ویژگیهای شخصیتی نیز (حتی بیشتر) مشکلات عمیق را بروز خواهد داد.

تصور کنید ازدواج یک فرد با ویژگی شخصیتی برونگرایی با فردی با ویژگی شخصیتی درونگرایی را. با توجه به اینکه افراد برونگرا تمایلات شدید به شرایط بیرونی مثل برقراری روابط اجتماعی ، حضور در جمع و غیره دارند و افراد درونگرا برعکس تنهایی را بیشتر می‌پسندند، به نظر شما ازدواج موفقی خواهند داشت. بر اساس اصل الویت بندی گفته می‌شود چون در عمل ، امکان ازدواج با فردی که از تمام جنبه‌ها مطابق با شرایط و مدارکهای فرد باشد پایین است، بنابراین توصیه می‌شود با اولویت بندی و امتیاز دهی به هر یک از جنبه‌های مورد ملاک ، تصمیم گیری را آسانتر انجام دهند. این نوع اولویت بندی در کلیه تصمیم گیریها مورد نظر است.

شروع و تداوم ازدواج
در این مرحله مسائلی مورد بررسی قرار می‌گیرند که آغاز یک ازدواج موفق و تداوم آنرا تحت تأثیر قرار می‌دهند. با توجه به اینکه دو فردی که با امر ازدواج تصمیم می‌گیرند زندگی مشترکی را زیر یک سقف آغاز کنند، تفاوتهای عمیقی دارند که بخشی از آن به تفاوتهای زن و مرد و بخش دیگر به تفاوتهای اقتصادی ، فرهنگی ، تربیتی و خانوادگی و ... باز می‌گردد. رسیدن به یک خط تعادلی مشترک به نظر ، کلی مشکل می‌رسد. البته در اوایل زندگی با توجه به ویژگی آرمانگرایی که هر دو طرفین دارند، این مشکلات هر چند وجود دارند اما شاید کمتر به چشم بخورند.

در هر حال لازم است افراد در شرف ازدواج و زوجهای جوان مطالبی را که معمولا به عنوان عوامل آسیب رسان به رابطه همسران شناخته می‌شوند بشناسند و در مواردی که به استحکام روابط آنها کمک می‌کنند آموزش بینند. روان شناسی ازدواج در این مرحله آشنایی با تفاوتهای زن و مرد ، روند حل مسأله ، مواجهه با تغییرات اساسی ، شیوه تعاملات مناسب را آموزش می‌دهد.

چه عواملی تأثیر منفی بر ازدواج می‌گذارند؟
عوامل زیر در عدم موفق ازدواج تأثیرات اساسی دارند:



عدم تناسب فرهنگی ، اجتماعی ، شخصیتی و اقتصادی


عدم آشنایی زوجها با برقراری ارتباط مناسب و تعاملات سازنده: زوجهایی که روابط متعادلتری برقرار می‌کنند، معمولا موفقتر هستند. زوجهای ناموفق افرادی بوده‌اند که یک یا هر دو آنها توان برقراری رابطه مثبت را نداشته‌اند یا بیش از حد به این روابط بها داده‌اند، بطوری که به نوعی وابستگی کشانده شده‌اند. به عبارتی به همان اندازه که سردی در روابط عمدتا مشکل آفرین است، علاقمندی مفرط و خارج از حد که به صورت وابستگی و چسبندگی ظاهر می‌شود مشکل آفرین خواهد بود.


عدم آشنایی زوجها با فرآیندهای حل مسأله و مواجهه با تغییرات اساسی زندگی: با توجه به اینکه هر فردی در طول زندگی خود با مسائل و مشکلاتی مواجه می‌شود، برای حل این مسائل فنونی را بکار می‌برد. برخی از این فنون منفی و برخی دیگر مثبت هستند. هر چه زوجها توان حل مشکلات را به شیوه مثبت داشته باشند و مثلا بجای قهر ، داد و بیداد و غیره که شیوه‌های منفی هستند، به شیوه مؤثرتری مثل بحث و گفتگوی آرام و ... مسائل ما بین خود را حل و فصل کنند، موفقتر خواهند بود.


ازدواج قبل از 20 سالگی و یا پس از 30 سالگی


زوجین بعد از یک اتفاق یا حادثه ناراحت کننده ازدواج کرده باشند.


یک یا هر دو شریک زندگی در صدد فاصله گرفتن از خانواده اصلی خود باشند، یا یکی یا هر دو آنها به خانواده خود وابسته باشند.


زوجین دارای منظومه‌ای از برادران و خواهران ناسازگار باشند.
زوجین در محلی بسیار نزدیک یا بسیار دور از هر یک از خانواده‌های اصلی خود سکونت داشته باشند.
زوجین از نظر مالی ، فیزیکی و یا عاطفی به خانواده خود وابسته باشند.
زوجین قبل از یک دوره آشنایی 6 ماهه و یا پس از دوره نامزدی سه ساله ازدواج کرده باشند.
جشن ازدواج بدون حضور اعضاء خانواده یا دوستان برگزار شده باشد.
زن پیش از ، یا در طول اولین سال ازدواج باردار شده باشد.
هر یک از زوجین با برادران ، خواهران و یا والدین خود رابطه ضعیفی داشته باشد.
هر یک از زوجین دوران کودکی یا نوجوانی خود را دوران ناخوشایند تلقی می‌کنند.
الگوها در هر یک از خانواده‌های زوجین بی‌ثبات باشد.




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

آزيتا, موسوی, kaamel

براي اين پست, 3 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
03 دي 1389,ساعت 18:55:06
پاسخ #7 در:
12345678
مهمان
تشكر
-اهدا شده:
-دريافت شده:

پاسخ : اخبار روانشناسی
يک تست روانشناسي مهم!


يک زن در مراسم ختم مادر خود، مردي را مي بيند که قبلا او رانمي شناخت.
او با خود انديشيد که اين مرد بسيار جذاب است.
او با خود گفت او همان مرد رويايي من است.

و در همان جا عاشق او مي شود.
اما هيچگاه از او تقاضاي شماره نمي کند و ديگر آن مرد را نمي بيند.
چند روز بعد او خواهر خود را مي کشد.

به نظر شما انگيزه ي او از قتل خواهر خود چه بوده است ؟         اين تست در سال 2005 پس از 2 سال تحقيق در امريکا انجام شده است     اداره کل فدرال امنيت امريکا از تمامي نفراتي که در اين تست شرکت کرده بودند (نفرات به صورت رندوم از ميان افراد جامعه براي اين تست انتخاب شده اند) درخواست کرده است تا با نفراتي که جواب سوال را به صورت صحيح داده اند مراوده نداشته و تمامي نفراتي که جواب صحيح داده اند موظفند هفته اي يک بار در محل هاي از پيش تعيين شده که از سوي پليس معرفي شده است خود را به ماموران معرفي نمايند.همچنين با تعبيه تجهيزات الکترونيکي پيشرفته کليه حرکات اين افراد در محدوده اي از پيش تعيين شده اين افراد که از سوي پليس معين شده است (شعاع 50کيلومتري از محل سکونت) کاملا تحت کنترل مي باشد و افراد براي خارج شدن از اين محدوده بايد از پليس با ذکر هدف از رفتن به محلي که بيش از 50 کيلومتر با محل زندگي آنها فاصله دارد هماهنگ نمايند همچنين پاسخ دهندگان صحيح از زمان انجام تست تحت معاينات شديد روانشناسي هر ماهه شده اند و از مسافرت اين افراد به برخي از مناطق کشور آمريکا جلوگيري مي شود چرا؟ اداره امنيت آمريکا اين تست را براي جانيان و قاتلان سريالي اين کشور نيز انجام داد نتيجه اين که 100 درصد افراد جاني و قاتلان سريالي به اين تست پاسخ صحيح داده اند بنابراين در علم روانشناسي مبحثي به نام psychopath در خصوص اين افراد به بحث گذاشته شد نتيجه اينکه تمام نفراتي که پاسخ صحيح داده اند به طور بالقوه امکان تبديل شدن به جاني و آدم کش سريالي را دارا هستند. بنابراين فصل مشترک اين افراد با قاتلان سريالي همان انگيزه قتل و لذت بردن از خونريزي و ادم کشي مي باشد. پاسخ سوال:

 

 

آن زن اميد داشت که در مراسم ختم خواهرش شايد آن مرد را دوباره ببنيد




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

آزيتا, kaamel

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند


« آخرين ويرايش :توسط 12345678 »

خارج شده است
03 دي 1389,ساعت 19:16:21
پاسخ #8 در:
12345678
مهمان
تشكر
-اهدا شده:
-دريافت شده:

پاسخ : اخبار روانشناسی
رنج 21 درصد ایرانیان از اختلالات روانی


وي درباره آمار سال 87 اظهار كرد: تعداد مبتلايان به اختلالات رواني در استان تهران حدود 34 درصد بود كه نشان دهنده رشد 60 درصدي مبتلايان به اين اختلالات در طي 9 سال بود.
استاد روان پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران گفت: اختلالات رواني و رفتاري اختلالاتي شايع هستند و 25 درصد افراد دنيا در طول زندگي خود به آن دچار مي‌شوند.

به گزارش ايسنا،‌ دكتر احمد علي نوربالا در همايش سلامت روان و رسانه‌ درباره اختلالات روانپزشكي و پيامدهاي اجتماعي آن اظهار كرد: اختلالات رواني در همه كشورها و جوامع و تمام سنين و در هر دو جنس ديده مي‌شوند و افراد را در جوامع شهري و روستايي و در گروه‌هاي فقير و غني درگير مي‌كند.

وي افزود: در كشور ما بر اساس مطالعه كشوري سلامت روان كه در سال 78 انجام شد، حدود 21 درصد افراد دچار علائم و نشانه‌هاي رواني بودند و متاهلان نسبت به افراد مجرد وضع بدتري داشتند.

در مطالعه در سال 80، 10/17 درصد از مردم ايران از اختلالات رواني رنج مي‌بردند كه اين آمار در استان تهران حدود 14 درصد بود، البته قرار بود اين مطالعه هر پنج سال يك بار انجام شود، اما به علت عدم همكاري وزارت بهداشت اين مطالعه براي بار دوم در سال 87 انجام شد.

وي درباره آمار سال 87 اظهار كرد: تعداد مبتلايان به اختلالات رواني در استان تهران حدود 34 درصد بود كه نشان دهنده رشد 60 درصدي مبتلايان به اين اختلالات در طي 9 سال بود.

اين استاد روان پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران درباره عوامل تاثيرگذار بر سلامت روان اظهار كرد: در اين زمينه عوامل ژنتيك 15 درصد‌ و عوامل اجتماعي 50 درصد نقش دارند.

نوربالا ادامه داد: ‌بر اساس آمار سازمان بهداشت جهاني 150 ميليون نفر در جهان مبتلا به افسردگي هستند، 91 ميليون نفر از سوء مصرف الكل و 50 ميليون نفر از بيمار صرع رنج مي‌برند.

وي با بيان اينكه باري كه اختلالات رواني بر جامعه تحميل مي‌كند، رو به افزايش‌ است، تاكيد كرد: اين بيماري‌ها هزينه‌هاي سرسام آوري از نظر رنج بشري‌، ناتواني و زيان اقتصادي در بر دارد. در سال 1990 ميلادي اختلالات عصبي و رواني عامل 10 درصد از كل سال‌هاي زندگي تعديل شده بر حسب ناتواني بوده است كه اين عدد در سال 2000 ميلادي به ميزان 12و در سال 2002 ميلادي به 13درصد رسيده است و پيش بيني شده كه بار اين اختلالات تا سال 2020 ميلادي به 15 درصد برسد.

اين استاد روان پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران در ادامه گفت: اختلالات رواني‌، 31درصد سال‌هاي زندگي با معلوليت را تشكيل مي‌دهند، اما بودجه‌هاي سلامت روان اكثر كشورها كمتر از يك درصد هزينه‌هاي كلي سلامت را تشكيل مي‌دهد. با مقايسه اين پيش بيني با جديدترين پيش بيني ‌مربوط به سازمان جهاني بهداشت كه در سال 2008 منتشر شد، در مي‌يابيم كه شرايط كماكان در مورد سلامت رواني‌، نامطلوب خواهد بود، به گونه‌اي كه در سال 2030 ميلادي نسبت به سال 2000 ميلادي بار افسردگي از رتبه چهار به 2‌، حوادث رانندگي در جاده‌ها از رتبه هشت به چهار و خشونت از رتبه 15 به 13ارتقا مي‌يابد.

نوربالا با اشاره به آمار و باري كه مبتلايان به اختلالات رواني به كشورهاي جهان در سال 2002 تحميل كرده است، اظهار كرد:‌ 13 درصد بار بيماري‌ها را اختلالات رواني به خود اختصاص دادند.

اين استاد روان پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران درباره تاثير اقتصادي اختلالات رواني اظهار كرد:‌ براساس گزارش سازمان بهداشت جهاني، تاثير اقتصادي مراقبت‌هاي بهداشتي دو اختلال اضطراب و افسردگي بر روي بيمار و خانواده او در بنگلور هند معادل 700 روپيه هندي در ماه (معادل 7 تا 14 روز دستمزد كارگر كشاورزي در هند بود.) در ايران نيز براساس پژوهشي كه در سال 82 در اين زمينه انجام شد، رتبه اول به حوادث عمدي و غيرعمدي و رتبه دوم به اختلالات رواني اختصاص داشت، اما در جنس مونث اختلالات رواني و حوادث عمدي و غيرعمدي رتبه‌هاي اول و دوم را به دست آورده بودند.

نوربالا افزود: در حال حاضر تقريبا ميانگين افسردگي در ايران از منطقه امرو (منطقه مديترانه شرقي)بيشتر است و در زمينه آمار اعتياد نيز ايران پيشتاز است. هرچند كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي اقداماتي براي مبارزه با اعتياد انجام شده، اما چندان موفق نبوده است.

وي درباره آمار مربوط به حوادث اظهار كرد: در ايران سالانه 22 هزار نفر بر اثر تصادفات جاده‌اي فوت مي‌كنند، اين در حاليست كه در افغانستان طبق آمار ملل متحد تلفات غيرنظاميان افغان در سال 2008، 2118 نفر و تلفات غيرنظاميان عراقي در اوت 2009 در عراق 1959 نفر بوده است. در واقع حوادث جاده‌اي در ايران در 70 درصد مواقع به علت عوامل انساني رخ مي‌دهد.

نوربالا با اشاره به ميزان مصرف داروهاي ضد اضطراب گفت:‌ سهم ايران از آمار جهاني 3/2 درصد است كه آمار زيادي محسوب مي‌شود. از سال 2007 تا سال 2009 ميلادي نيز ميزان مصرف داروهاي ضد اضطراب به شدت در ايران افزايش پيدا كرده است.

وي با مقايسه افراد سالم و بيمار اظهار كرد:‌ افراد سالم از نظر جسمي پيشرو و مولد و اشخاصي كه در سلامت رواني به سر مي‌برند، شاداب هستند، اما افراد كه از نظر جسمي بيمار هستند، مورد توجه و ترحم قرار مي‌گيرند، اما بيماران رواني پيچيده‌، مورد ترس‌، خشم و تنفر هستند و انگ زني باعث مراجعه نكردن آنان به پزشك مي‌شود و با اكراه اين كار را انجام مي‌دهند كه نتيجه اين گونه عملكرد برخي مواقع به معلوليت فرد مي‌انجامد.

اين استاد روان پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران با بيان اينكه انگ زدايي از بيماران رواني از مبتلايان به ايدز كمتر است، اظهار كرد: اهميت اختلالات رواني مغفول واقع شده است، اين در حاليست كه براساس پژوهش‌هاي انجام شده ايراني‌ها افرادي نگران‌، غمگين،‌ قانون گريز و غيرقابل پيش بيني هستند و همه اين عوامل خطر بروز اختلالات رواني را افزايش مي‌دهد.

نوربالا در پايان گفت: اختلالات رواني و رفتاري‌، پيامدهاي سنگين و ناگوار اقتصادي‌ و اجتماعي دارد كه در بيشتر جوامع از جمله كشور ايران مورد غفلت واقع شده است، بنابراين در وهله اول‌، بايد از مقوله انگ نسبت به اين بيماران پرهيز و در مرحله دوم به صورت اساسي به پيشگيري و درمان اين اختلالات با اختصاص بودجه مورد نياز اقدام كرد و البته اين موضوع عزمي جدي و همگاني را مي‌طلبد.




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

آزيتا, kaamel

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
03 دي 1389,ساعت 19:28:16
پاسخ #9 در:
12345678
مهمان
تشكر
-اهدا شده:
-دريافت شده:

پاسخ : اخبار روانشناسی
افسردگی زمستانی چيست؟   
 
--------------------------------------------------------------------------------
 

 
افسردگی زمستانی، عارضه‌ خلقی است که در طول دوره‌ای از سال که روزها در آنها کوتاه می‌شود، به خصوص در کشورهای واقع در عرض‌‌های جغرافيايی بلندتر برخی افراد را مبتلا می‌کند.

انجمن روان‌پزشکی آمريکا در اواخر دهه ۱۹۹۰ افسردگی زمستانی را با عنوان «اختلال خلقی فصلی» (SAD) شناسايی کرد، و اکنون بيشتر اين عارضه با نام مخفف يعنی SAD مورد اشاره قرار می‌گيرد.

افرادی که دچار افسردگی هستند، معمولا خلق اندوهگين‌شان را به صورت بروز دوره‌های متناوب تجربه می‌کنند. از اين لحاظ مبتلايان به افسردگی زمستانی تنها اين تفاوت را با مبتلايان به افسردگی معمول دارند، که نوسان‌های خلق‌شان بر اساس فصل‌هاست، و معمولا افسردگی‌شان در پاييز شروع می‌شود و تا بهار ادامه پيدا می‌‌کند. البته گونه‌ای از افسردگی تابستانی هم وجود دارد، که تعداد افراد کمتری را مبتلا می‌کند.

مبتلايان به SAD در زمان‌های ديگر سال هم افسرده می‌شوند، اما تعريف انجمن روان‌پزشکی آمريکا ايجاب می‌کند که دوره‌های افسردگی فصلی در افرادی که اين تشخيص در آنها داده می‌شود، «به طور قابل‌ توجهی بيشتر» از دوره‌های افسردگی غيرفصلی باشد.

و اگر دقيق‌تر سخن بگوييم، تشخيص SAD نياز به آن دارد که دو سال متوالی افسردگی غيرفصلی نداشته باشيد.

نور درمانی، که شامل نشستن در جلوی نور مصنوعی درخشان برای نيم‌ساعت يا بيشتر در هر روز، خلق و خوی برخی از افراد مبتلا به اين عارضه را بهبود می‌بخشد. اما داروهای ضدافسردگی هم ممکن است همين تاثير مفيد را داشته باشند. همچنين شواهدی وجود دارد، هر چند شواهد موردی، وجود دارد که افراد مبتلا به SAD اگر مدت بيشتری را در بيرون از خانه باشند، پرده‌های جلوی پنجره‌ها را کنار بکشند، روشن‌تر کردن فضای درون خانه- يا به طور خلاصه انجام دادن اقداماتی برای افزايش قرارگيری در مقابل نور خورشيد- احساس بهتری پيدا می‌کنند.

علائم اختلال خلقی فصلی

شکل زمستانی SAD را معمولا با خواب زمستانی مقايسه می‌کنند. افراد فاقد انرژی می‌شوند، بيشتر از معمول می‌خوابند، به دنبال شيرينی و غذاهای نشاسته‌ای هستند، و وزن اضافه می‌کنند. ممکن است از اجتماع کناره‌جويی کنند و در تمرکز دچار مشکل شوند. برخی از اين افرد احساس سنگينی در دست‌ها و پاها را توصيف می‌کنند. يک عارضه روانی ديگر به نام افسردگی غيرمعمول (atypical depression)، که به فصل‌ها ارتباطی ندارد، همين علائم را دارد.

کارشناسان در اين مورد که آيا افسردگی زمستانی رابطه‌ای سببی با تغيير فصل دارد،‌ اختلاف نظر داشته‌اند، اما يقينا شواهد غيرمستقيمی وجود دارند، که فقدان نور آفتاب در زمستان بروز SAD را برمی‌‌انگيزد. اين حقيقت که نوردرمانی افسردگی زمستانی را درمان می‌کند، تنها يک شاهد بر اين ارتباط است.

شواهد همه‌گير شناختی نشان می‌دهد که SAD در ميان افرادی که در عرض‌های جغرافيايی بالا (مناطق شمالی‌تر) زندگی می‌کنند، شايع‌تر است و مدت زمان بيشتری به طول می‌انجامد.

کارشناسان معتقدند که علت ريشه‌ای اين اختلال عدم حساسيت به نور است.

اغلب ما نسبتا بدون احساس عدم تعادل زمستان را می‌گذرانيم، زيرا قرارگيری به نور‌های مصنوعی درون خانه به ما کمک می‌کند که با اين فقدان نور طبيعی تطبيق کنيم. اما نور درون خانه ممکن است برای مبتلايان به SAD بيش از حد ضعيف باشد.

اينکه دقيقا کمبود نور چگونه بر خلق و خوی اين افراد اثر می‌گذارد، هنوز بايد پاسخ داده شود.

درمان اختلال خلقی فصلی

شواهد علمی فعلی حاکی از آن است که نوردرمانی دست کم برای برخی از مبتلايان به SAD مفيد است. همچنين شواهد فعلی نشان می‌دهد که نورگرفتن در اول بامداد بيشتر از نورگرفتن در اواخر روز موثر است.

چراغ‌هايی که برای نوردرمانی برای SAD به کار می‌روند، ممکن است به صورت جعبه‌هايی مانند تجهيزات پزشکی باشند، يا شکلی مانند چراغ‌های روميزی عادی داشته باشند.

ممکن است نور دادن به خود را به طور تدريجی آغاز کنيد، اما اغلب بررسی‌ها حاکی از آن است که مبتلايان به SAD نياز دارند که حدو د ۳۰ تا ۴۵ دقيقه در معرض منبع نورانی با درخشندگی ١٠٠٠٠ لاکس (lux) قرار گيرند. لاکس واحد اندازه‌گيری شدت نور است، ۱۰۰۰۰ لاکس حدود شدت نور خورشيد در سپيده‌دم است. در اغلب خانه‌ها در عصر‌ها شدت نور ۳۰۰ تا ۵۰۰ لاکس است.

نوردرمانی زمان می‌گيرد و مشکلاتی هم دارد، فرد بايد مدت زيادی در روز را در مقابل آن چراغ‌ها بگذراند. کاربرد داروهای ضدافسردگی آسان‌تر است.

در حال حاضر در سازمان غذا و داروی آمريکا استفاده از داروی بوپروپيون با نام تجاری Wellbutrin برای مبتلايان به SAD تاييد کرده است. اين تاييد بر مبنای چندين بررسی بوده‌اند که نشان داده‌اند مصرف اين دارو در صورتی که در پاييز پيش از بروز علائم شروع شود، می‌تواند از علائم SAD پيشگيری کند.

همچنين بررسی‌های ديگر نشان‌ داده‌اند که داروهای فلوکستين (Prozac)، سرترالين (Zoloft) و ساير داروهای ضدافسردگی گروه مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونين (SSRIs) ممکن است به اين بيماران کمک کنند.

در حال حاضر افراد برای برطرف شدن علائم جت‌زدگی (به هم ريختن چرخه و خواب و بيداری در سفرهای هوايی طولانی) از قرص‌‌های ملاتونين استفاده می‌کنند، اما اين قرص‌ها ممکن است برای SAD هم مفيد باشند. يک بررسی نشان داده است که مصرف قرص‌های ملاتونين در بعدازظهرها به برخی از مبتلايان به SAD کمک می‌کند تا ساعت‌های زيستی‌شان را تنظيم شود. 

 
 
 




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

گلوريا, آزيتا, kaamel

براي اين پست, 3 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
03 دي 1389,ساعت 23:07:39
پاسخ #10 در:
12345678
مهمان
تشكر
-اهدا شده:
-دريافت شده:

پاسخ : اخبار روانشناسی
با كودكانتان بازي كنيد


يادگيري يك سرگرمي يا انجام برخي اعمال پيچيده به كمك والدين و اتكا به آنها در دوران طفوليت مي‌تواند از ظهور اختلالات شخصيتي در آينده جلوگيري كند.

وقت گذاشتن براي كودكان هنگام مطالعه يا انجام تكاليف منزل يا آموختن مهارت‌هاي سازماني به آنها به سلامت رواني كودكان در بزرگسالي كمك بهتري مي‌كند. ارتباطات ميان فردي قوي و مهارت‌هاي اجتماعي كه كودكان در نتيجه تعامل سالم و فعال با بزرگ‌ترها مي‌آموزند نقش مثبتي در توسعه و پرورش روان‌شناختي كودك دارد. به اين وسيله كودك سيستم پيوندجويي يا همان ارتباط با دنياي افراد را پرورش مي‌دهد و بدون آن ارتباط كودك با انسان‌هاي اطراف بسيار سخت شده و آسيب مي‌بيند.

آنچنان كه محققان دانشگاه بينگهامتون در نيويورك دريافته‌اند اين اختلال باعث ظهور علائم اختلال شخصيت اسكيزوئيد در دوران بزرگسالي و پس از آن مي‌شود.

تحقيقات انجام گرفته توسط محققان اين دانشگاه بر درگيري فعالانه كودك طي گذر زمان و فرآيند رشد كه وابستگي زيادي به فعاليت‌هاي روزانه، تماشاي تلويزيون، نوع بازي‌هاي كامپيوتري (واقعيت مجازي)‌ دارد، تاكيد مي‌كند. از طريق فرآيندهاي قوي و تعاملات معمولي همراه با مراقبت، والدين مي‌توانند در پيشرفت تجربه‌هاي روان‌شناختي و متمايز بودن كودك نقش مهمي ايفا كنند. اين كار باعث مي‌شود كه كودك ميل بيشتري به تعامل با ديگران داشته باشد كه اساس روان‌شناختي تجارب بشري است، اما براي بعضي از افرادي كه دچار اختلال شخصيت (PD)‌ هستند. اين اشتياق براي برقراري ارتباط با ديگران به شكل محسوسي غايب است (وجود ندارد)‌.

سال‌ها دانشمندان در اين فكر بودند كه آيا عوامل محيطي مي‌تواند در ايجاد يا افزايش خطر PD موثر باشد يا خير. به عنوان مثال آسيب‌هاي رواني دوران كودكي نقش مهمي در اين موضوع دارند. اگرچه تا به امروز تحقيقي در رابطه با اين كه چه عواملي در صورت وجود مي‌تواند از اين اختلال شخصيت جلوگيري ‌كند انجام نشده است، اما امروز مي‌دانيم كه نقش فرآيندهاي مجاور در جلوگيري از آن بسيار مهم است.

با استفاده از داده‌هاي به دست آمده ناشي از مطالعات طولي اختلال شخصيت (LSPD)‌ كه از سال 1991 آغاز شده پروفسور مارك لنزنوگر توانست از فاكتور زمان استفاده بهينه‌اي كرده و افراد را در طول زمان مورد بررسي قرار دهد. LSPD تقريبا شكل جديدي براي محاسبه اين كه چگونه افراد در طي يك دوره‌ زماني تغيير مي‌كنند است. پروفسور لنزنوگر اميدوار است در آينده اطلاعات به دست آمده از DNA تمامي افراد بتواند در پيشگويي تغييرات شخصيتي، ثبات شخصيت و اختلالات شخصيتي در طول زمان به آنها كمك كند. تمركز روي عوامل بيولوژيكي و اجتماعي مي‌تواند چشم‌انداز روشن‌تري از چگونگي تغيير شخصيت انسان در طول عمر را ميسر ساخته و ما را به مرزهايي كه هنوز ناشناخته مانده‌‌اند برساند.




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

گلوريا, آزيتا, kaamel

براي اين پست, 3 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
05 دي 1389,ساعت 17:13:12
پاسخ #11 در:
12345678
مهمان
تشكر
-اهدا شده:
-دريافت شده:

پاسخ : اخبار روانشناسی
فاصله سنی ایده‌آل بین فرزندان چقدر است؟


فاصله سني ايده‌آل بين فرزندان 5 تا 6 سال است، چرا كه با اين فاصله فرزند اول تا اين سن توانسته تك فرزندي را تجربه كند و پس از آن راحت‌تر مي‌تواند آمدن فرزند دوم را بپذيرد.
ایرنا: كارشناس اداره سلامت روان وزارت بهداشت، درمان وآموزش پزشكي گفت: فاصله سني ايده‌آل بين فرزندان 5 تا 6 سال است، چرا كه با اين فاصله فرزند اول تا اين سن توانسته تك فرزندي را تجربه كند و پس از آن راحت‌تر مي‌تواند آمدن فرزند دوم را بپذيرد.
   
به گزارش روز يكشنبه وزارت بهداشت، درمان وآموزش پزشكي، 'معصومه افسري' افزود: هرچه فاصله سني بيشتر باشد، تعارض ها كمتر است زيرا فرزند بزرگتر متكي به خود شده و در خارج از خانه بيشتر فعاليت كرده و با همسالان خود راحت‌تر ارتباط برقرار مي‌كند.

كارشناس اداره سلامت روان وزارت بهداشت، ادامه داد: فرزند بزرگتر بطور معمول احساس الفت و درك بيشتري نسبت به فرزند كوچكتر دارد و نسبت به او احساس مسووليت مي‌كند.

افسري گفت: كودكان كوچكتر از تجربه لازم برخوردار نيستند و كم تحمل، كم ظرفيت و خود محور هستند، بنابراين بيشتر دچار تعارض مي‌شوند.

كارشناس اداره سلامت روان وزارت بهداشت، با يادآوري اينكه در فرزنداني كه فاصله سني آنها خيلي زياد است رقابت كمتر خواهد بود، افزود: فرزند اول بحران ورود به مهدكودك يا مدرسه را پشت سر گذاشته و پس از ورود به مدرسه بيشتر تمركزش بر انجام تكاليف درسي، معلمان و دوستان مدرسه‌اي است.

به گفته افسري، فرزند اول در مدرسه با همسالان خود ارتباط برقرار كرده و با آنها رقابت مي‌كند و تمركز كمتري براي رقابت با خواهر و برادر خود دارد.

وي با تاكيد بر اينكه جنسيت بر رقابت فرزندان تاثيرگذار است، تصريح كرد: پسرها به دخترها حسادت مي‌كنند چون بطور معمول پدر به دختر خود بيشتر توجه و محبت دارد و دخترها به پسرها حسادت مي‌كنند چون در فعاليت‌هاي مردانه مشاركت داده نمي‌شوند با اين حال رقابت در كودكان هم‌جنس نيز ديده مي‌شود زيرا آنها وسايل، بازيها و دوستان مشترك دارند.

كارشناس اداره سلامت روان وزارت بهداشت يادآورشد: از آنجا كه ترتيب تولد يكي از عوامل مهم و موثر در شكل‌گيري شخصيت، هوش، آينده شغلي و تحصيل فرزندان و نيز موجب ايجاد تعارض و رقابت در فرزندان است، والدين بايد نسبت به خصوصيات مرتبط با ترتيب تولد آگاهي داشته و با فرزندان مطابق با اين خصوصيات رفتار كنند.




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

آزيتا, kaamel

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
05 دي 1389,ساعت 17:38:27
پاسخ #12 در:
12345678
مهمان
تشكر
-اهدا شده:
-دريافت شده:

پاسخ : اخبار روانشناسی
آواز بخوانید تا عمر طولانی داشته باشید


آن‌ها معتقدند آواز خواندن یک حرکت ساده و بی‌خطر است که هر کسی می‌تواند انجام دهد. اگر این کار به صورت گروهی انجام شود لذت بیش‌تری هم به همراه دارد.
خبرآنلاین: آواز خواندن نه تنها می‌تواند روحیه شما را بهتر کند، بلکه تاثیر زیادی در سلامت جسمانی شما دارد.

محققان معتقدند آواز خواندن یک نوع ورزش است، چرا که شما در طی آن مجبور می‌شوید شش‌های خود را از هوا پر و خالی کنید، ضربان قلبتان افزایش پیدا می‌کند و خون سریع‌تر در بدن شما به جریان می‌افتد که همه این عوامل فواید زیادی برای سلامت جسمانی بدن دارد.
در طول چند سال گذشته مرکز تحقیقات سلامت قلب انگلستان کمپین‌هایی را به راه انداخته است تا مردم را تشویق به خواندن کنند.

آن‌ها معتقدند آواز خواندن یک حرکت ساده و بی‌خطر است که هر کسی می‌تواند انجام دهد. اگر این کار به صورت گروهی انجام شود لذت بیش‌تری هم به همراه دارد.

تحقیقات نشان می‌دهد آواز خواندن مانند یک فعالیت اروبیک سلامت قلب را بهبود می‌بخشد و حتی می‌تواند باعث افزایش طول عمر و کاهش استرس در بدن شود.

آواز خواندن هم‌چنین شادی بسیاری برای شما به ارمغان می‌آورد. امکان ندارد شما بتوانید با صورت غمگین و افسرده به خوبی آواز بخوانید، چرا که این حالت روی صدای شما تاثیرگذار است. اگر مردم در هنگام آواز خواندن لبخند به لب داشته باشند این احساس شادی و رضایت بیش‌تر هم می‌شود.

میزان آدرنالین موجود در خون هم در هنگام خواندن افزایش پیدا می‌کند و حتما خوانندگان حرفه‌ای اپرا و حتی خوانندگان آماتور شجاعی که در پشت میکروفون قرار می‌گیرند تا برای دوستان خود بخوانند این موضوع را تجربه کرده‌اند.

پروفسور گراهام ولچ مدیر مرکز بین‌المللی تحقیقات آموزش موسیقی در دانشگاه لندن بیش از 30 سال را صرف مطالعه اثرات آواز خواندن کرده است.

او در این باره می‌گوید: بدن انسان یک سیستم یکپارچه است و بین ذهن و بدن ارتباطات زیادی وجود دارد. سیستم عصبی، دستگاه ایمنی بدن انسان و غدد داخلی بدن همه به یکدیگر مرتبط هستند.

در هنگام آواز خواندن موادی در بدن ترشح می‌شوند که موسوم به هورمون‌های لذت هستند. به همین دلیل است که در این هنگام میزان استرس بدن به طور قابل توجهی کاهش پیدا می‌کند.
آواز خواندن گروهی هم‌چنین سبب می‌شود اعتماد به نفس ما افزایش پیدا کند و ما احساس رضایت بیش‌تری از خود داشته باشیم.




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

آزيتا, kaamel

براي اين پست, 2 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
07 دي 1389,ساعت 16:54:42
پاسخ #13 در:
12345678
مهمان
تشكر
-اهدا شده:
-دريافت شده:

پاسخ : اخبار روانشناسی
تاثیر فیلم‌های مستهجن بر روابط زناشویی


تماشای فیلم‌های جنسی با توجه به رفتارهای اغراق‌آمیز بازیگران کم‌کم باعث می‌شود زوجین درباره طبیعی‌بودن عملكرد جنسی خود دچار تردید شوند و خود را بسیار ضعیف‌تر از آنچه هستند، بپندارند و از روابط زناشویی بیش از گذشته فاصله بگیرند.
تجویز تماشای فیلم‌های جنسی برای زوجینی كه یكی از همسران یا هر دو به سرد مزاجی و بی‌میلی جنسی مبتلا هستند در دراز مدت میتواند منجر به بروز مشکلات عدیده ای شود.

به گزارش سلامت نیوز تماشای فیلم‌هایی كه با تصاویر جنسی همراهند، ممكن است بنا به عللی كه به آن اشاره می‌كنم به از هم گسیختگی روابط زناشویی می‌انجامد:

كاهش اعتماد به نفس

تماشای فیلم‌های جنسی با توجه به رفتارهای اغراق‌آمیز بازیگران کم‌کم باعث می‌شود زوجین درباره طبیعی‌بودن عملكرد جنسی خود دچار تردید شوند و خود را بسیار ضعیف‌تر از آنچه هستند، بپندارند و از روابط زناشویی بیش از گذشته فاصله بگیرند.

مقایسه منفی

جذابیت‌های اغراق‌آمیز و تصنعی چنین فیلم‌هایی گاهی باعث می‌شود جذابیت‌های همسر، كمرنگ شده و با تشدید بی‌میلی جنسی همسر، میزان فعالیت جنسی زوجین از مقدار فعلی نیز كمتر شود.

 تقلید

برخی رفتارهای بازیگران این فیلم‌ها با وجود جذابیت‌های بصری، گاه بسیار دردناك و آسیب‌زننده است و زوجین ناآگاه که سعی در تقلید از آن دارند، موجب بی‌رغبتی همسر به روابط زناشویی می‌شود.

وابستگی

هرچند در ابتدای امر زوجین با قصد بهبود روابط فیمابین به تماشای چنین فیلم‌هایی می‌نشینند اما در ادامه، یكی از زوجین یا هر دو متوجه می‌شوند كه اگر در گذشته وقتی را برای با هم بودن صرف می‌كردند اكنون همه یا بخشی از آن وقت را برای دیدن انواع و اقسام فیلم‌های مستهجن پر می‌كنند و به این ترتیب، فیلم‌هایی كه قرار بود باعث نزدیكی بیشتر زوجین به یكدیگر شود اكنون عاملی برای فاصله بیشتر آنها از یكدیگر شده است.




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

kaamel

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
08 دي 1389,ساعت 19:20:21
پاسخ #14 در:
12345678
مهمان
تشكر
-اهدا شده:
-دريافت شده:

پاسخ : اخبار روانشناسی
قلقلک دادن به چه درد می‌خورد؟


شما نمی‌توانید خودتان را قلقلک بدهید و به خودتان هم اجازه نمی‌دهید که غریبه‌ها را قلقلک بدهید. بچه‌های انسان اغلب از قلقلک لذت می‌برند. اما چرا اصلا در طول تکامل،‌ قلقلکی بودن به انسان‌ها رسیده است؟
خبرآنلاین: بعضی افراد خیلی قلقلکی هستند و برخی دیگر کم‌تر،‌ صرف‌نظر از آن، قلقلک ظاهرا قوانین مخصوص به خودش را دارد. شاید متوجه شده باشید که شما نمی‌توانید خودتان را قلقلک بدهید. به علاوه با این که ممکن است توانایی این را داشته باید که یک فرد کاملا غریبه را قلقلک بدهید،‌ مغزتان اجازه نمی‌دهد این کار را بکنید،‌ کاری که از نظر اجتماعی اصلا  پذیرفتنی نیست. اما قلقلک به چه دردی می‌خورد و در طول تکامل،‌ چرا قلقلکی بودن به انسان‌ها رسیده است؟

به گزارش پاپ‌ساینس، رابرت پروواین از عصب‌شناسان دانشگاه مریلند و مولف کتاب "خنده: یک بررسی علمی"، ‌معتقد است همین واقعیت‌ها در مورد قلقلک، نشانه‌ای از ارزش‌های تکاملی آن است. به گفته وی، قلقلک راهبردی برای ایجاد ارتباط اجتماعی بین دوستان و اقوام نزدیک است.

به گفته محققین، عکس‌العمل خنده در برابر قلقلک از همان ماه‌های اولیه تولد نوزاد آغاز می‌شود. در واقع در ماه‌های اول،‌ قلقلک و خنده از اولین راه‌های برقراری ارتباط بین نوزاد و کسی است که از او مراقبت می‌کند. والدین خیلی زود یاد می‌گیرند که تا وقتی به قلقلک ادامه بدهند که نوزاد می‌خندد و وقتی نوزاد چهره‌اش در هم می‌رود،‌ دیگر او را قلقلک ندهند. همین فرایند،‌ خود ارتباط جهره به چهره‌ای را ایجاد می‌کند که می‌تواند نقطه شروعی برای تعامل‌های دیگر هم باشد.

از طرف دیگر،‌ کودکان مشتاقانه همدیگر را قلقلک می‌دهند. بسیاری از محققین بر این باورند که در بین همسالان،‌ کارکرد قلقلک  فقط ایجاد ارتباط نزدیک‌تر نیست. آن‌ها می‌گویند نقاطی از بدن که بیشتر از همه قلقلکی هستند، مثل گردن و دنده‌ها،‌ در مبارزه از همه آسیب‌پذیرترند. بنابراین وقتی بچه‌ها با انعطاف از دست دوستانشان در می‌روند تا قلقلک نشوند، در واقع در حال تمرین برای دفاع از خود و نقاط حساس بدنشان در آینده هستند.

از طرف دیگر، صدای خنده در یک جمع، باعث بیشتر خندیدن افراد آن جمع می‌شود. اما قلقلک یک قانون دیگر هم دارد. انسان‌ها همیشه قلقلکی باقی نمی‌مانند. با بالا رفتن سن، لذت قلقلک کم‌تر می‌شود و در 40 سالگی دیگر اثری از آن نیست. به نظر می‌رسد به دلایلی که هنوز شناخته نشده‌اند، قلقلک مخصوص جوان‌ترها است. 




مشاهده كاربراني كه از پست شما تشكر كرده اند:

kaamel

براي اين پست, 1 كاربر تشكر كرده اند



خارج شده است
صفحه: [1] 2 3   بالا
GoogleTagged: google

 
پرش به :  

Powered by MySQL Powered by PHP Powered by SMF 1.1.16 | SMF © 2006-2011, Simple Machines
هاست تالار گفتمان ساده دل توسط ایران مدرن پشتیبانی می شود. | Sitemap
Valid XHTML 1.0! Valid CSS!


Google اين صفحه را ديده است 09 فروردين 1391,ساعت 06:28:29



آخرین ارسالها
آخرین ارسالها